در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با علم و تكنولوژي به بحث بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

205

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 29 فروردین 1385 22:21

محل سکونت

www.aerospacetalk.ir

آرشيو سپاس: 46 مرتبه در 21 پست

چرا گربه وحشى وحشى است؟

توسط Tomcattter » جمعه 8 اردیبهشت 1385 18:56

گربه وحشى اسكاتلند معمايى است. اصلاً وجودش مورد ترديد است يا دست كم هويتش، چرا كه تشخيص آن از خويشاوند اهلى شده اش گربه ببرى كنار شومينه، هر لحظه دشوارتر مى شود. نياى گربه هاى اهلى گربه وحشى است و تغييراتى كه گربه هاى وحشى نخستين پذيرفتند تا به گربه هاى آراسته و فهميده اى تبديل شوند كه مى شناسيم و دوستشان داريم، در واقع بسيار جزيى است. مشكل از همين جا شروع مى شود، چون گربه وحشى اسكاتلند يكى از پرجاذبه ترين جانوران وحشى انگلستان به شمار مى آيد و همه خواهان حفظ آن هستند- اما گربه وحشى اسكاتلند واقعاً چيست؟
براى پاسخ دادن به اين پرسش نخست لازم است نگاهى به ابتداى تاريخ تعاملات انسان و گربه بيندازيم. گربه وحشى پيش از اهلى شدن از پراكندگى وسيعى برخوردار بود؛ از اسكاتلند تا آفريقاى جنوبى و از پرتغال تا قفقاز. حدود چهار تا پنج هزار سال پيش، هجوم دسته هاى عظيم رات و موش به انبارهاى غله احتمالاً گربه هاى بسيارى را به سوى سكونتگاه هاى انسان در مصر كشاند. فراوانى جوندگان طعمه به معناى آن بوده است كه اين گربه ها مى توانستند به جاى قلمروهاى اختصاصى، دسته جمعى زندگى كنند. اين امكان وجود دارد كه تنها آن عده از گربه هاى وحشى بر اين خوان گسترده نشسته باشند كه ذاتاً ترسى از انسان نداشتند و در نتيجه به لحاظ شخصيتى استعداد ژنتيكى اهلى شدن در آنها وجود داشت. به عبارت ديگر شايد گربه  به جاى آنكه اهلى شده باشد، خودش را اهلى كرده باشد. اما اگرچه مسير دقيقى كه طى آن اين جانور وحشى با انسان و محيط زيست او سازش يافت همچنان در پرده اى از ابهام است، ترديدى نيست كه مصريان گربه را به تعداد زياد نگاه داشتند و آن را محترم و مقدس شمردند.

در فرآيند اهلى سازى (يا اهلى شدن _ م) به علت مقياس زمانى نسبتاً كوتاه (صرفاً چند هزار سال در مقابل ميليون ها سالى كه در فرآيند تكامل مى گذرد) گونه هاى جديد ايجاد نمى شوند بلكه در عوض نژادهاى جداگانه يا بوم سنخ ها (ecotype) پديد مى آيند. هر چند انسان گربه ها را نگه داشته و تكثير كرده است اما به نظر مى رسد در شكل ظاهرى اين گربه ها چندان دخل و تصرفى نكرده باشد. رنگ بندى خاكسترى، پلنگى يا سياه و سفيد حاصل از ژن هايى هستند كه آنها با خويشاوندان وحشى شان به اشتراك دارند.
گربه هاى وحشى الگوى يكنواخت خاكسترى قهوه اى با راه راه تيره را حفظ كرده اند كه علت آن احتمالاً اين است كه بهترين رنگ براى استتار است. هر گربه اى كه الگوى رنگ بندى متفاوتى داشته باشد از احتمال كمترى براى زنده ماندن تا سن بلوغ و توليدمثل برخوردار است. در نتيجه در جمعيت هاى وحشى ژن هاى پديدآورنده رنگ بندى هاى ديگر به تعداد بسيار اندك از نظر پنهان مى شوند (به عبارت ديگر نهفته يا به اصطلاح مغلوب هستند). اما گربه هاى اهلى نيازى ندارند كه براى زنده ماندن همرنگ محيط و ناپيدا شوند و به اين ترتيب مى توانند رنگ ها و طرح هاى بسيار گوناگونى را به نمايش بگذارند.
تا زمان روميان ديگر گربه اهلى به عنوان حيوان خانگى كاملاً جا افتاده بود. آنها گربه خانگى را با خود به سرتاسر امپراتورى پهناورشان و به جاهايى بردند كه تا پيش از آن تنها به تصرف گربه وحشى درآمده بود و اينجا است كه مشكلات آغاز مى شود. به مدت بيش از دو هزار سال گربه هاى اهلى از چنگ انسان گريخته و پا به قلمرو گربه وحشى حقيقى گذاشته اند. پس اگر گربه اى كه به طبيعت وحشى بازمى گردد گربه وحشى است، گربه وحشى چيست؟ پاسخ آن است كه در واقع هيچ كس پاسخ اين پرسش را نمى داند و اين وضعيت نه فقط در اسكاتلند بلكه در سرتاسر گستره پراكندگى اين گونه وجود دارد. گربه هاى اهلى هنگامى كه مراقبت انسان را ترك مى گويند به آسانى به اصل خود بازمى گردند و به وضعيت وحشى يا feral (به وحش بازگشته) رجعت مى كنند و مى توانند به سهولت با افراد ديگرى كه آنها را به عنوان گربه وحشى مى شناسيم توليدمثل  كنند. با اين همه اهميت مسئله تعريف گربه وحشى فراتر از علايق آكادميك است. در بوته زارهاى سياه خروس اسكاتلند، گربه وحشى به شدت تحت حمايت قانون است اما حيوانات اهلى به طبيعت بازگشته آفت تلقى شده و قانوناً شليك كردن به آنها آزاد است.

ادعا شده است كه طرح پوشش بدنى گربه هاى وحشى متمايز است؛ به اندازه معينى مى رسند؛ طول روده شان كوتاه تر است؛ ريخت شناسى متفاوتى  در جمجمه شان نشان مى دهند و به لحاظ ژنتيكى با گربه هاى اهلى فرق مى كنند. همچنين گفته شده كه گربه هاى وحشى نسبت به بعضى بيمارى ها آسيب پذيرترند، بارورى شان كمتر و فصلى تر است و از گربه هاى اهلى «درنده تر» هستند و گرايش كمترى به روابط اجتماعى دارند. اما برخى از ويژگى هايى كه براى تشخيص گربه وحشى به كار رفته دقيقاً همان هايى هستند كه وقتى يك گربه اهلى وحشى مى شود انتظار مى رود در آن ديده شود. كاهش زاد و ولد در گربه هاى وحشى ممكن است صرفاً پاسخ ديگرى به دشوارى زندگى دور از ناز و نعمت هاى انسانى باشد. برعكس، روده كوتاه تر گربه هاى وحشى احتمالاً به خاطر آن تكوين يافته است كه هزينه حمل شكمى بزرگ به اين طرف و آن طرف و رويارويى با خطرات و چالش هايى ناشناخته براى گربه هاى خانگى دست و پا چلفتى كه گوشت كنسروى كافى در اختيار دارند را كاهش دهد. تلاش براى شناسايى يك جمعيت گربه وحشى با وجود چنين معماهايى همواره چالشى پيش روى دانشمندان بوده است. با اين حال از ميان نمونه اى متشكل از بيش از ۳۰۰ گربه «وحش زى» اسكاتلندى، گروهى يافته شد كه به طرز معنى دارى دست و پاهاى بلندتر و در عين حال روده كوتاه ترى داشتند و الگوى پوشش بدنشان در بيشتر قسمت ها از نوارهاى تيره روى زمينه اى قهوه اى خاكسترى تشكيل مى شد. بسيارى از افراد سازنده اين گروه در ارتفاعات نسبتاً بالا زندگى مى كردند و بنابراين احتمالاً با شرايط محيطى دشوارترى روبه رو بودند. بنابراين شايد هنوز گربه وحشى متمايز از گربه بازگشته به وحش وجود داشته باشد هر چند صفات ساده انگارانه اى نظير رنگ بندى بدن ممكن است براى توصيف آن كافى نباشند.


اين نتايج به پرسشى مهم مى انجامند: با وجود اينكه اين گروه ها با يكديگر توليدمثل مى كنند چه عاملى توانسته تفاوت ميان آنها را حفظ كند؟ نرمخويى و آسان گيرى گربه اهلى عموماً با درنده خويى و سرسختى گربه وحشى در تضاد بوده و شايد همين توليدمثل آنها با هم را محدود كرده باشد با اين حال جالب توجه اينكه اين امكان نيز وجود دارد كه تفاوت هاى رفتارى مذكور اساس ژنتيكى داشته و در پيوند با رنگ بندى پوشش بدن باشند (به عبارت ديگر با هم به ارث برسند- م). اگرچه ساز و كارهاى فيزيولوژيك آن دقيقاً تبيين نشده اما تصور بر اين است كه توليد رنگدانه هاى مختلف در پوشش بدن روى شخصيت يك جانور تاثير مى گذارد. اين ممكن است ناشى از تاثير رنگدانه ها بر اندازه و كاركرد غده هايى نظير هيپوفيز، آدرنال و تيروئيد و هورمون هاى رفتارى ترشح شونده از آنها باشد. آنچه بر وزن اين استدلال مى افزايد آن است كه بعضى انواع رنگ بندى ها (براى مثال غيرببرى ها و گل باقالى هاى لكه دار) در گربه هاى شهرى فراوان تر از جمعيت هاى روستايى يا به وحش بازگشته است. اما بسيارى از عوامل محيطى ديگر، همچون ارتباط با انسان و گربه هاى ديگر در سنين پايين نيز روى رام بودن تاثير مى گذارند. اين هم حقيقت دارد كه حتى گربه هاى اهلى، هنگامى كه به طبيعت وحشى كه غذا در آن كمياب است باز مى گردند، از قلمرو خويش دفاع كرده و تنها زندگى مى كنند.
در مجموع بايد گفت كه تعريف گربه وحشى همچنان بسيار دشوار است. ترديدى نيست كه گربه وحشى وجود دارد. نكته فقط آنجا است كه ما به يقين نمى دانيم خط مرزى ميان آنها و پسرعموهاى اهلى، به وحش بازگشته يا دورگه را كجا بايد بكشيم. اما اگر نتوانيم گربه وحشى را تعريف كنيم چگونه مى توانيم جمعيت هاى آن را پايش كنيم؟ حفاظت از آن كه جاى خود دارد. يك پاسخ به اين مسئله مى تواند حفاظت از گربه وحشى هر چه كه هست باشد نه آنچه به نظر مى آيد. حفاظت از مناطقى كه مى دانيم گربه هاى وحشى در آن نسبتاً آزاد از مزاحمت هاى زيستگاهى يا تداخل با گربه هاى اهلى به حيات خويش ادامه داده اند شايد بهترين راه نه فقط تضمين يكپارچگى خود آنها بلكه در عين حال گونه هاى وحشى ديگرى باشد كه حتى هويت آنها از سوى انسان و همراهان جانورى اش تهديد مى شود.
Daniels, M.2001. What Makes a Wildcat Wild?
in The New Encyclopedia of Mammals (D. Macdonald, ed.) Oxford university Press.Pp.38-39
براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
*****
سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی
http://www.aerospacetalk.ir
*****
وبلاگ من
http://persianaviation.blogfa.com

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Tomcattter تشکر کرده اند:
رونین

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 5 مهمان