در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

اردلانم ؛ شجاع، مثل‌كاوه...

توسط Leila » يکشنبه 28 مرداد 1386 01:37

مي‌گويد اردلانم، شجاع مثل كاوه، بچه مازندران، شهر بابلسر، گرچه در بيرجند به دنيا آمده‌ام، اما اصليت پدر و مادرم بابلي است. وي در تيرماه سال 1341 به دنيا آمده است، اما بزنيم به تخته، شاداب است و سرزنده، ‌به قول او: «وقتي كه زيبايي‌هاي زندگي را درك كني و از لحظه لحظه آن لذت ببري، آن‌گاه روي خوش زندگي را خواهي ديد، من هميشه سعي كردم كه براي سلامت خود و خانواده‌ام ارزش قايل شوم و پيگير آن باشم.» اين شب‌ها كه او را در نقش فرزاد مجموعه چارخونه مي‌بينيم، شايد باورتان اين باشد كه بازي او در نقش‌هاي طنز خلاصه مي‌شود اما او علم زيادي در رابطه با هنر دارد، استاد دانشگاه است و سواد بالايي نسبت به بازيگري دارد، چنان كامل و جامع صحبت مي‌كند كه شما را به تعجب وامي‌دارد ، با فرزاد مجموعه چارخونه به گفتگو نشستيم، بخوانيد...
    
    
    
     با اين‌كه در بيرجند متولد شديد چطور شمالي هستيد، كمي از خانواده‌تان برايمان بگوييد.  

    شجاع‌كاوه: من فرزند آخر خانواده شجاع‌كاوه هستم. دو برادر و دو خواهر بزر‌گ‌تر از خودم دارم، از آن‌جا كه پدرم در اداره پست، تلگراف و تلفن آن زمان كار مي‌كرد، با انتقالي او ما هم مجبور بوديم، هر چند سال يك‌بار زندگي در شهرهاي مختلف را تجربه كنيم. پس از اين‌كه پدرم از مازندران به بيرجند منتقل شد و رياست اداره پست، تلگراف و تلفن را بر عهده گرفت، من در آن‌جا به دنيا آمدم. پدرم به شهرهاي زيادي به عنوان مامور منتقل مي‌شد و ما هم ناچار او را همراهي مي‌كرديم. به همين‌خاطر زندگي در شهرهاي زيادي چون تويسركان، ملاير، تنكابن، گرگان، بابلسر و بندر انزلي را تجربه كرده‌ايم.تا يادم نرفته بگويم كه برادر ارشد‌مان سال‌هاست در ايتاليا زندگي مي‌كند، نزديك به چهل سال...
    
     و همسر؟
    شجاع‌كاوه: در سال 1370، پاي سفره عقد نشستم، همسرم اليزا اورامي است كه از بازيگران تئاتر بود. بر سر صحنه تئاتر با يكديگر آشنا شديم كه اين آشنايي منجر به ازدواج شد و ثمره آن دختر 12 ساله‌ام است، ضمن اين‌كه بايد بگويم وي مدتي در راديو و همچنين بخش دوبله فعال بود و در حال حاضر هم نمايشنامه‌نويسي را ادامه مي‌دهد، البته براي دلش...
    
     از تحصيلات‌تان چيزي براي‌مان نگفتيد.
    شجاع‌كاوه: ديپلم اقتصاد، ليسانس بازيگري از دانشگاه تهران و فوق ليسانس بازيگري و كارگرداني از دانشگاه تربيت مدرس را دارم. در زمان تحصيل بچه زرنگي بودم و هيچ‌گاه هم تجديد نمي‌شدم. در دانشگاه سوره تدريس مي‌كردم و حال به مدت يك سال و نيم است كه در دانشگاه آزاد هنر فعاليت مي‌كنم.
    
     شنيديم ساز هم مي‌‌زني همين‌طور است؟
    شجاع‌كاوه: به شكل حرفه‌اي كه نه، اما سنتور مي‌نواختم. گرچه نتوانستم ادامه دهم، شايد همين مسئله باعث شد تا مشوق دخترم در فراگيري سخت‌ترين آلت موسيقي يعني ويولن شدم. وقتي دخترم شش سال بيشتر نداشت، ديپلم «ارف» گرفت، يعني هنوز سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما به راحتي «نت خواني» مي‌كرد. دخترم در حال حاضر 12 ساله است و از زندگي‌ام هم راضي هستم.
    
     بعضي ها مي‌گويند، شجاع‌كاوه خيلي دير وارد صحنه هنر شد؟
    شجاع‌كاوه: اشخاصي كه چنين حرفي مي‌زنند اطلاعات زيادي ندارند، من از شش سالگي روي صحنه تئاتر بودم و چهل سال است كه بازيگرم. طي اين سال‌ها هم مشغول تحصيل و كار بودم، 22 سالم بود كه در بايكوت مخملباف بازي كردم. من در بيش از 56 اثر تصويري بازي كردم... هفت سال اول، كارم را در سينما متمركز كرده و پس از آن به تلويزيون آمدم، گرچه در در دوران كودكي سابقه بازي در تئاتر هم داشتم.
    
     شما در سه عرصه، هنر بازيگري را تجربه كرده‌ايد به كدام يك بيشتر علاقه‌منديد؟
    شجاع‌كاوه: هر سه را دوست دارم اما اگر بخواهم از تفاوت‌هاي آن بگويم، بايد اشاره داشته باشم كه كار در تئاتر به تعمق و حوصله در اجرا نياز دارد... شما در تئاتر مي‌توانيد هر شب، يك روايت را اجرا كنيد، اما در آن دو، وضع اين‌گونه نيست، سرعت را بايد مدنظر داشته باشيد، در تئاتر بازيگر هر لحظه مي‌تواند فكر كند، تعمق كند، مي‌تواند از لحظه‌ها لذت ببرد، اما در سينما و تلويزيون، شما بايد از بين چند اجرا، يكي را انتخاب كنيد، ضمن اين‌كه بايد بگويم، تلويزيون پر از مخاطب، انديشه و نظر است، اگر مي‌بينيد مدتي است در تلويزيون حضور دارم، به اين خاطر بوده كه اين خواسته من به مرور زمان شكل گرفته است. البته هستند عده‌اي كه مي‌گويند زماني‌كه در نقش‌هاي جدي ظاهر مي‌شدم موفق‌تر بودم در پاسخ بايد بگويم مجموعه‌هاي طنز ويژگي‌هاي خاص خود را به همراه دارد، از آن‌جا كه مخاطبان اين‌گونه مجموعه‌ها، زياد است توليد اين نوع برنامه‌ها تاثيرگذار است. همچنين بينندگان برنامه‌هاي طنز هم راحت‌تر با چنين مجموعه‌هايي ارتباط برقرار مي‌كنند، گرچه من در اين مجموعه كار خاصي انجام نمي‌دهم و سنگيني كار‌ بر عهده دوستان است كه سابقه كار طنزشان از من بيشتر است، من تنها سعي مي‌كنم آنها را همراهي كنم و خودم را به فضاي طنز، بيشتر نزديك كنم. ضمن اين‌كه بايد بگويم كار در مجموعه‌هاي نود قسمتي را دوست دارم. هر چند حضور در اين كارها سخت است، كاري طاقت‌فرسا كه شما بايد مدام تمرين كنيد و لحظاتي بعد هم مقابل دوربين برويد، اما بازي يا تمام اين تفاسير شيرين است.
    
     اما هستند عده‌اي كه مي‌گويند فرزاد چارخونه تفاوت چنداني با نقشي كه در صاحبدلان داشتيد، ندارد؟
    شجاع‌كاوه: اين حرف را نگوييد، به نظر من صد در صد تفاوت داشت،اين كاراكترها به خاطر علاقه مردم است كه شايد به روز مرگي تبديل شود .ضمن اينكه رويدادها هم كم تغيير مي كند و به اين خاطر بيننده فكر مي كند كه دو رويداد شبيه هم هستند

    
     بعضي‌ها مي‌گويند كه در بعضي از قسمت‌هاي چارخونه فيلم‌نامه ضعيف است و در بعضي قسمت‌ها بسيار قوي كه بيننده را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند، چرا؟
    شجاع‌كاوه: به‌طور كلي در يك كار گروهي و البته نود قسمتي تمامي اعضا نقش دارند، نبايد گفت چون مثلا فيلم‌نامه آن شب خوب نبود، كار ديدني نيست يا نگرفته، و البته اين بعضي‌ها، نظر و سليقه خود را گفتند، شايد عده‌اي از همان قسمت خوششان بيايد... اما بايد اشاره داشت در هر شرايطي نظر بيننده محترم است.
    
     اردلان شجاع كاوه، بجز تحصيلات آكادميك، استاد دانشگاه هم هست، كمي توضيح بدهيد.
    شجاع‌كاوه: زماني بود كه 16 ساعت درهفته در دانشگاه سوره تدريس مي‌كردم، بعد هم خسته شدم.معلمي كار سختي است... از آنجا كه من عاشق تدريس بودم، دوباره تدريس را آغاز كردم و اين‌بار در دانشگاه آزاد هنر...
     شنيديم اهل ورزش هم بوديد.
    
    شجاع‌كاوه:بله، فوتبال بازي مي‌كردم، تا اين‌كه يكي از انگشت‌هايم شكست و فوتبال را كنار گذاشتم. سابقه بازي در نوك حمله تيم نوجوانان كوروش را دارم. سال‌هاي 1354 تا 1356 گلزن خوبي بودم، غير از فوتبال در سطح آموزشگاهي بسكتبال هم بازي مي‌كردم، راستي از قهرماني تيم بسكتبال ايران هم بسيار خوشحال شدم. اميدوارم در المپيك از اين افتخار دفاع كنند و بازي‌هاي خوبي را به نمايش بگذارند.
    
     در فوتبال طرفدار چه تيمي هستيد؟
    شجاع‌كاوه: بازي‌هاي جام‌جهاني 74 فوتبال را به خوبي به ياد دارم... آن زمان 12 سالم بود، عاشق بازي‌هاي گردمولر آلماني و يوهان كرايف هلندي بودم. البته بعدها به فوتبال انگليس و ايتاليا علاقه‌مند شدم. از ديدن بازي پائولو مالديني لذت مي‌بردم، او فوتباليست بزرگ جهان بود. همچنان هر دوره بازي‌هاي جام‌جهاني را مي‌بينم، جام‌جهاني، هويت فوتبال جهان است. كره‌جنوبي را ببينيد، سال‌هاست كه قهرمان جام ملت‌هاي آسيا نشده، اما از جام‌جهاني 1986، هفت دوره پياپي در جام‌هاي جهاني شركت كرده و به همين خاطر است كه فوتبال اين كشور در عرصه جهاني وجهه خوبي دارد.
    
     و فوتبال ايران؟
    شجاع‌كاوه: برد و باخت جزيي از فوتبال است، اما مي‌توانستيم بهتر باشيم كه اين فرصت را از دست داديم.
     راستي لوكيشن تصويربرداري چارخونه كجاست؟  

    شجاع‌كاوه: در خانه‌اي بزرگ در يكي از كوچه پس كوچه‌هاي خيابان آفريقا... گروه از صبح آن‌جا جمع مي‌شوند، البته بازيگراني كه آن روز در آن‌جا بازي دارند، سپس متن‌ها را مي‌خوانيم، سروش صحت هم نكات را يادآور مي‌شود. دقايقي تمرين مي‌كنيم و سپس مقابل دوربين مي‌رويم. بعضي از سكانس‌ها، تا ساعاتي از شب ادامه خواهد داشت، البته بازيگراني كه بازي ندارند، در لوكيشن نمي‌مانند، اما گروه كارگرداني، در تمام دقايق بايد بماند، به همين‌خاطر مي‌گويم كه كارهاي نود قسمتي سخت است، چرا كه شما بايد زمان و همچنين سرعت در كار را مدنظر قرار دهيد. از اينرو پيش مي‌آيد كه در كارهاي نود قسمتي، شايد قسمتي به دل بيننده ننشيند...
    
     چه تجاربي را طي اين سال‌ها كسب كرديد؟
    شجاع‌كاوه: تركيبي از هيجان هاي شادي، ترس، اضطراب و غم و... اينها تجاربي بود كه كسب كردم و البته سعي كردم طي اين مدت از كوچك‌ترين لحظات زندگي براي آموختن استفاده كنم.
    
     اضافه شدن جواد رضويان، چه فوايدي براي چارخونه داشت؟
    شجاع‌كاوه: به هر حال مردم با اين نوع بازيگران كه براي خود درزمينه طنز وزنه‌اي هستند، خاطرات خوبي دارند و همين امر باعث مي‌شود تا ارتباط بهتري با يك مجموعه برقرار كنند.
    
     تنها كه مي‌شويد به چه چيزي بيشتر فكر مي‌كنيد؟
    شجاع‌كاوه: تنها كه مي‌شوم با بهترين دوستانم خلوت مي‌كنم! كتاب‌هايم. من عاشق مطالعه هستم، كتاب‌هاي تاريخي زيادي دارم كه به تمام آنها وابسته‌ام... اما فكر هم مي‌كنم، به خاطرات خوش دوران كودكي، دوچرخه‌سواري در بلوار بندر انزلي، زماني كه پدرم آن‌جا مامور بود، به رفتن در مرداب انزلي... روزها بسيار زود مي‌گذرد با چشم بر هم زدني عمر مي‌گذرد.
    
     بزنيم به تخته، به شما نمي‌آيد كه 45 سال سن داشته باشيد، 33،32 ساله نشان مي‌دهيد.
    شجاع‌كاوه: حرص مال و منال دنيا را نخوردم، سعي كردم هميشه فردي با طراوت باشم و شادابي را به خانواده‌ام انتقال بدهم. كم غذا مي‌خورم و البته بايد بگويم، سعي مي‌كنم از غذاهاي سالم و طبيعي تغذيه كنم... ضمن اين‌كه به خودم عادت دادم از فشارهاي عصبي فاصله بگيرم و از همه مهم‌تر، هميشه به خداوند توكل كردم. البته فكر كنم، همسرم از اين پرسش شما، خوشحال شود، چشمتان كه شور نيست.
    
     خيالتان راحت باشد... برايتان آرزوي سلامتي مي‌‌كنيم و اميدواريم كه هميشه همين‌طور شما را خندان و سرحال ببينيم و در پايان شجاع‌كاوه را در يك جمله برايمان تعريف كن؟
    شجاع‌كاوه: آدمي كه سعي مي‌كند درست زندگي كند .


ksabz
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست
  • كاوه سماك باشي
    توسط Leila » دوشنبه 8 آبان 1385 08:09
    0 پاسخ ها
    1248 بازديدها
    آخرين پست توسط Leila نمایش آخرین ارسال
    دوشنبه 8 آبان 1385 08:09

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان