*** روانشناسي کودک

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

نکاتی برای خواب راحت کودکان

پست توسط Dr.Akhavan » چهار شنبه 2 آبان 1386, 6:51 pm

  برای خواب راحت  




نقاشي كردن خواب ها: هرگاه خواب ترسناكي كودك شما را اذيت مي كند از او بخواهيد آنچه را كه در خواب ديده نقاشي كند. سپس بگذاريد تمام چيزهايي را كه در نقاشي اش كشيده براي شما توضيح دهد. پاي حرف هاي كودكتان بنشينيد تا درباره هيولا يا صحنه ترسناكي كه در خواب ديده است دقيقاً توضيح دهد. با اين روش به تدريج تلخي آن خواب را از او بگيريد. وقتي كودك در روشنايي روز خواب ِ بد خود را تعريف مي كند وحشت و هراس آن كابوس رنگ مي بازد و از بين مي رود. همچنين كودك مي تواند خواب هاي قشنگ خود را هم نقاشي كند. به كمك ترسيم خواب هاي قشنگ، بچه مي تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم بدين ترتيب مي توانيد از روي اين رؤياهاي زيبا در شب هاي آينده قصه هاي خوبي براي او نقل كنيد.


۲ - شمردن گوسفندان:

صداها يا تصاوير ذهني اي كه به صورت يكنواخت در ذهن مرور مي شوند تأثير خواب آور دارند. شما مي توانيد براي كودكتان از روش معروفِ شمردن گوسفندان استفاده كنيد. لازم نيست كه فرزند شما حتما گوسفنداني را تصور كند كه در ذهن خود به آنها اجازه عبور مي دهد. از طرفي نبايد آنها را بشمارد چون اين به معني تلاش و زحمتي است كه كودك شما را مجبور به بيدار ماندن مي كند. به فرزندتان بگوييد بره هاي ناز، بچه گربه ها يا پروانه هاي رنگارنگ را تجسم كند كه در صفي طولاني سلانه سلانه از مقابل چشمان او عبور مي كنند.

۳ -پرخوري قبل از خواب:

پرخوري كمي قبل از خواب مي تواند منجر به مشكلات فراواني در خوابيدن به خصوص در نيمه شب شود. بهتر است كه كودك حدود دو ساعت قبل از خواب به همراه ديگر اعضاي خانواده شامش را بخورد و قبل از خواب نيز به اندازه كافي آب بخورد، همچنين به دستشويي برود تا نيمه شب مجبور نباشد به اين خاطر دوباره از خواب برخيزد.


۴ - ترکیب رنگ ها در اتاق کودک:

رنگ ها بر روان و سلامتي انسان ها تأثير بسزايي دارند.در انتخاب رنگ ملافه و روبالشي كودك اين نكته را حتماً در نظر داشته باشيد. اصولاً در اين مورد نبايد از رنگ هاي محرك و تند استفاده كرد . رنگ هاي بسيار تيره، قهوه اي، مشكي، آبي تيره بيشتر تأثير ترسناك و وحشت انگيز دارند و در كودك ايجاد خوف مي كنند. كوچولوها از ملافه ها و روبالشي هايي كه طرح هاي گل و اسباب بازي يا حيوانات با نمك و كارتوني روي آ نها حك شده باشد، بسيار خوششان مي آيد.

بچه هاي پيش دبستاني هم نسبت به رنگ هاي قهوه اي روشن، قرمز سير، سبز ملايم و آبي روشن احساس خوبي دارند. بنابراين تا مي توانيد فضاي اطراف محل خواب كودك را از وجود اشياي با رنگهاي تند و براق و درخشان خلوت كنيد. يك محيط ساده و عاري از تنوع زياد، همراه با آرامش، مي تواند بهترين موقعيت براي خواب كودك باشد.

۵- احساس امنیت:

نه تنها احساس آرامش و راحتي، بلكه احساس ناامني نيز به كودك انتقال مي يابد. سعي نكنيد در هنگام خواب تندتند به بچه سر بزنيد. اين كار سبب مزاحمت براي كودك مي شود و او فكر مي كند كه شما از دستش ناراحت يا عصباني هستيد و در نتيجه مرتب از خواب بيدار مي شود.

۶ - دما و رطوبت اتاق مناسب باشد:

دما و رطوبت اتاق نقش مهمي در خوب خوابيدن دارند. در زمستان ها اتاق خواب بچه ها را بيش از حد گرم و هواي آن را خيلي خشك نكنيد. چند ساعت قبل از خواب، شوفاژ يا بخاري را خاموش و هواي اتاق را تهويه كنيد. دماي اتاق در طول زمان خواب نبايد از ۱۸ درجه سانتيگراد تجاوز كند. در طول شب نيز به اندازه كافي به فكر تهويه هواي اتاق باشيد. گوشه پنجره يا در اتاق را باز بگذاريد كه هميشه هواي تازه در داخل جريان داشته باشد.

همچنين در مواقع فوري قرار دادن دستمال مرطوبي روي شوفاژ يا كتري آب روي بخاري نيز به ازبين بردن سريع خشكي هوا كمك مي كند.

۷ - كودك را حتماً در رختخواب خودش بخوابانيد.

در مواردي كه بچه مريض مي شود يا به خاطر يك كابوس ترسناك نيمه شب از خواب مي پرد و ديگر خوابش نمي بَرد مي توانيد او را استثنائاً پيش خودتان بخوابانيد.


۸ - تغذيه سالم مي تواند تأثير بسزايي در خواب راحت او داشته باشد.

كمبود آهن در بدن مي تواند در بدخوابي كودك مؤثر باشد .از آنجايي كه كودك در سنين رشد قرار دارد برنامه غذايي فرزندتان را بايد طوري تنظيم كنيد كه ويتامين ها و مواد معدني به ميزان كافي در آن موجود باشد. براي اين منظور مي توانيد از گوشت، سبزي، ميوه يا حبوباتي چون نخود و لوبيا كه سرشار از آهن هستند استفاده كنيد. اما گوشت و ماهي بهتر است، چون آهن موجود در آن سريع تر و آسان تر جذب بدن مي شود.

۹- تعیین زمان خواب و یادآوری آن به کودک:

هنگام نزديك شدن وقت خواب، به آرامي به كودك بگوييد بازي ديگر بس است و بايد زودتر به رختخوابش برود. سپس دستش را بگيريد و او را در مسواك زدن، پوشيدن لباس خواب، شب بخير گفتن به اعضاي خانواده و عروسكش همراهي كنيد. و در نهايت، قبل از خواب برايش قصه بگوييد.


۱۰ - نگاه مثبت به روزي كه در پيش است:

نگاه مثبت به روزي كه در پيش است، تأثير بسزايي در خوب خوابيدن دارد. كودك را در جريان برنامه ها و تفريحاتي كه قرار است فردا با همديگر انجام دهيد بگذاريد. اين تفريحات مي تواند شامل پارك رفتن، يا ديدار دوستان و آشنايان باشد. ضمناً از دادن وعده هاي پوچي كه در او تأثير منفي مي گذارند پرهيز كنيد.

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

پست توسط naghme » دو شنبه 7 آبان 1386, 5:58 pm

 کودکانی که غذا نمی‌خورند  

مقدمه
یکی از مشکلات مادران کودکان زیر سن مدرسه غذا نخوردن آنهاست. برخی از مادران ممکن است از همان سنی که شروع به دادن غذا به کودک می‌کنند، این مشکل را پیدا کنند. بطوری که کودکان آنها اغلب از خوردن غذایی که به آنها داده می‌شود امتناع می‌کنند. چنین کودکانی اغلب وزن کمتری دارند و موجب نگرانی مادران خود می‌شوند. چنین حالتی در کودکان شاید در بیشتر موارد به مشکلات جسمی آنها مربوط نشود و بیشتر به شیوه غذادهی مادران مرتبط باشد. مادران اغلب به صورت ناآگاهانه به شیوه‌ای به کودک خود غذا می‌دهند که موجب دلزدگی او از غذا می‌شوند و یا حداقل نمی‌توانند آنها را تشویق به خوردن کنند.

اجبار و زور در دادن غذا به کودک راهکار مفیدی نیست.
برای کودک خود و با توجه به شرایط سنی و رشدی او برنامه غذایی تهیه کنید که در این برنامه خواسته‌ها و تمایلات او نیز در نظر گرفته شود. برخی از مادران برنامه‌هایی را تهیه می‌کنند که در آن تنها به تامین نیازهای غذایی کودک توجه شده است. و چه بسا ساعاتی کودک را وادار به غذا خوردن می‌کنند که مشغول کار سرگرم کننده‌تر دیگری است و نمی‌خواهد از آن کار دست بکشد و یا غذاهایی برای او تعیین می‌کنند که مطابق با سلیقه و علاقه کودک نیست. برنامه غذایی خوب باید مطابق با شرایط خاص کودک تنظیم شود. به این ترتیب مادران نمی‌توانند از برنامه غذایی کودکان دیگر بدون اینکه تغییراتی در آن بدهند استفاده کنند.

در مورد غذا خوردن با کودکان جر و بحث نکنید.
سعی کنید با فرزندانتان در مورد اینکه چه چیزی و چقدر غذا می‌خورند جر و بحث نکنید. تا آنجا که ممکن است بی‌تفاوت باشید. همان طور که شما به عنوان یک مادر وظائف خود را در مورد تغذیه و وعده‌های غذایی فرزندانتان انجام می‌دهید، آنها نیز مسئول غذا خوردن خود هستند. اگر او را به اجبار وادار به غذا خوردن بکنید، نتیجه‌ای نخواهید گرفت. بویژه در کودکان 4 - 3 ساله که در سن منفی‌کاری هستند. این کار شما حس منفی‌کاری و لجاجت آنها را تحریک کرده و بیشتر و بیشتر در مقابل شما مقاومت خواهند کرد. کودکان کوچکتر ممکن است از خوردن غذا دلزده شوند.

به غذاها جذابیت بدهید.
تنوع ظاهری غذا در جذب کودکان به خوردن غذا اهمیت دارد. غذاهایی که ظاهر جذابی دارند بیشتر کودکان را به خوردن وسوسه می‌کنند. اکثر شیرینی‌جات و تنقلات و ... که ارزش غذایی هم ندارند، به این طریق علاقه کودکان را به خود جذب می‌کنند. تولیدکنندگان این نوع محصولات به خوبی از این علاقه کودکان استفاده می‌کنند، تولیدات خود را در شکل‌ها و رنگ‌های جالب و جذاب عرضه می‌کنند.

مادران اغلب نمی‌دانند در مقابل اصرار کودکان به خوردن این محصولات چگونه مقاومت کنند. شما نیز غذاهایی مقوی تهیه کنید و سعی کنید آنها را به شکل جذابی درآورید. از ظرفی که کودک در آن غذا می‌خورد شروع کنید. ظروف خاص خود کودک تهیه کنید که رنگ و شکل جذابی دارد. غذاهای خود را نیز به شیوه کودکانه تهیه کنید. مثلا می‌توانید برای کوکویی که تهیه کرده‌اید چشم و گوش و بینی بگذارید و موهایی از سبزی و جعفری بچینید.

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

خوردن غذا را به خود کودک واگذار کنید.
غذا را در اختیار کودک قرار دهید و از آنجا دورشوید. مطمئن باشید اگر کودک شما گرسنه باشد، حتما دست به آن غذا خواهد برد. شاید اندک اندک غذا بخورد و مجددا به دنبال بازی خود برود ولی از آنجا که مهم خوردن غذا است، فرقی نمی‌کند که این غذا را در سه وعده بخورد یا یک وعده. اجازه بدهید کودک هم بازی بکند و هم به دلخواه خود غذا بخورد. کودکان قدرت تخیل بالایی دارند و ممکن است از این کار یک بازی جذاب برای خود درست کنند و خوردن غذا را بخشی از بازی تخیلی بکنند.

نگران آموزش آداب غذا خوردن در کودک نباشید.
اغلب مادران به صورت خیلی زودرس شروع به آموزش آداب غذا خوردن به کودک خود می‌کنند. برای کودکان سنین پائین لزومی به این کار نیست و لازم نیست شما چنین سفت و سخت به آنها آداب را آموزش دهید. آنها را به حال خود بگذارید. برخی از مادران به کودکان خود اجبار می‌کنند که خودشان غذا بخورند و در عین حال آداب غذا خوردن را هم رعایت کنند.

برخی از مادران هم می‌دانند که کودکان نمی‌توانند در این سن آداب مربوط را رعایت کنند، از این لحاظ خود قبول زحمت می‌کنند و غذا را در دهان کودک می‌گذارند. هر دو این روش‌ها نامناسب است. نگران ریخت و پاش‌های کودک نباشید. از پیش‌بند و زیرانداز مخصوص استفاده کنید و اجازه دهید که کودک به فرایند خوردن غذا به عنوان بازی نگاه کند. خواهید دید که با قدرت تخیل خود چه بازیهایی را تدارک می‌بیند و چگونه غذایش را می‌خورد.

الگویی مناسبی برای فرزندان خود باشیم.
برخی از والدین الگوهای نامناسب غذایی دارند. کم غذا هستند، غذاهایی خاصی را نمی‌خورند و با این حال انتظار دارند کودکانشان برخلاف آنها غذا بخورند و همه غذاها را نیز دوست داشته باشند. حداقل اگر به غذاهای خاصی نیز علاقه نداریم از بروز آن در حضور کودک خودداری کنیم. و وانمود به خوردن غذا کنیم.

به صورت غیر مستقیم آنها را تشویق به خوردن کنیم.
کودکان را به صورت غیر مستقیم تشویق به خوردن غذا بکنیم. کودکان علائقی دارند و ما می‌توانیم با استفاده از این علائق کودکان را تشویق به خوردن کنیم. مثلا کودکی که دوست دارد شجاع و قوی باشد به او بگوئیم که خوردن شیر و گوشت او را قوی خواهد کرد. کودکی که دوست دارد زود بزرگ شود و اندازه خواهر بزرگتر شود به او بگوئیم غذا باعث خواهد شد او زودتر بزرگ شود و رشد کند.

در برنامه غذایی ، غذای دلخواه آنها را دفعات بیشتر تهیه کنیم.
کودکان به غذاهای خاص علاقه دارند. سعی کنیم هرگز این غذاها را از برنامه غذایی به امید اینکه آنها را وادار به خوردن غذاهای دیگر بکنیم، حذف نکنیم. این دسته از غذاها می‌توانند حداقل جبران کننده مواقعی باشند که کودک کم خوری کرده است.

سخن آخر
والدین در کنار مسئولیت و نقشی که در تربیت سایر رفتارهای کودک دارند در زمینه خوردن غذا نیز نقش اساسی دارند. بطوری که وقتی کودکی با مشکل غذا خوردن مواجه است و هیچ دلیل جسمی دیگر وجود ندارند، حتما والدین تقصیری دارند که نتوانسته‌اند الگوی غذا خوردن را در او تقویت کنند.

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

منبع: دانشنامه رشد
تصویر

Captain I
Captain I
پست: 623
تاریخ عضویت: جمعه 11 اسفند 1385, 12:35 pm
سپاس‌های دریافتی: 54 بار

Re: نقاشي كودكان

پست توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 8 آبان 1386, 7:57 pm

نقل قول :
«مي‌گويند پيكاسو در لحظه‌اي از زندگيش براي آن كه خود را از فرهنگ حاكم بر جامعه آزاد كند و شكل، بيان تازه‌اي را پيدا كند كه با محتواي جديد فرهنگي تناسب نداشته باشد و ناتوراليسم قرن 19 با مدل‌هاي تغييرناپذير خود قادر به مقابله با آن نباشد، تصميم مي‌گيرد مدتي « كمتر از خوب» نقاشي كند. بدين ترتيب او با جابه‌جا كردن رئاليسم بصري با رئاليسم روشنفكرانه، راه كوبيسم را پيش گرفت. »


البته پدر هنر مدرن را نباید فراموش کرد. در واقع می توانیم که از دیدگاه تاریخ هنر، کوبیسم از سزان شروع می شود. بدون شک سزان هنوز کوبیست نیست ولی آغازگر آن است.اگر چه این توضیح من ربطی به موضوع مرکزی شما در اینجا ندارد.

Captain I
Captain I
پست: 623
تاریخ عضویت: جمعه 11 اسفند 1385, 12:35 pm
سپاس‌های دریافتی: 54 بار

پست توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 8 آبان 1386, 8:48 pm

روشن است که روانشناسي در محدودۀ خود آگاه و روان درماني آن بر اساس خود آگاه است. بنابراين بعد ناخود آگاه را بطور کلي نديده مي گيرد.
يکي از موضوعاتي که هميشه در کندو کاوهاي من مطرح بوده، دگر ديسي بيماري (نوروتيکها) در آثار هنري ست. براي مثال بحثي که شما دربارۀ بي اشتهايي يا اعتصاب غذا نزد کودکان مطرح مي کنيد، منرا به ياد نوشته هاي رنه ويويان انداخت. چونکه او هم آنورکسيک بود. پرسش اين است که چگونه پاتولوژي در ساحت نمادين (اثر ادبي براي مثال) تجلي پيدا مي کند. مطمئن نيستم که رنه ويويان خودکشي کرده باشد ولي در هر صورت با تمام بالاهايي سر خودش مي آورد خيلي زود در سن 32 سالگي از بين مي رود.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»
تصویر

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1258
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 دی 1385, 12:01 am
محل اقامت: www.ir-dl.ir
سپاس‌های ارسالی: 2151 بار
سپاس‌های دریافتی: 1069 بار
تماس:

روشهای علاقمند کردن کودک به غذا

پست توسط nt » چهار شنبه 23 آبان 1386, 12:06 pm

 تصویر 

بسیاری از والدین از کم اشتهایی فرزند خردسال خود نگران هستند و به دنبال راه حلی برای برطرف کردن این مشکل هستند. در این زمینه به نصیحت و پیشنهاد هرکسی که تجربه ای دارد توجه میکنند و به محض کوچکترین افزایش وزن کودک از شادی در پوست خود نمی گنجند. به همین منظور مواردی را که از نظر روانشناسی به والدین کمک میکند تا کودک به غذا خوردن علاقه پیدا کند بطور خلاصه در متن زیر برایتان آوردیم.
1- سعي كنيد قاطع باشيد ولي عصباني نشويد. فرزند خردسال شما به زودي ياد خواهد گرفت كه بنشيند و غذا بخورد.
2- - صبر کنید تا كودك خود را كشف كند. در این فرصت، کودک مدتي با انگشتان خود با غذا بازي میكند کمی از آنرا هم به دهان خود میگذارد. به تدریج و بعد از مدت کوتاهی غذا خوردن با قاشق را ياد مي گيرد.
3- غذا را به بچه تحميل نكنيد. در روزهاي مختلف، غذاهاي متنوعي براي كودك خود فراهم كنيد. به مرور ذائقه كودك براي غذاهاي مختلف شكل خواهد گرفت.
4- قاطعانه از دادن شيريني جات و يا ساير ميان وعده هاي غذائي فاقد ارزش غذائي كافي به كودك خودداري كنيد.در نظر داشته باشيد كودكان براي دریافت حدود 1000 كيلو كالري انرژي مورد نياز روزانه خود، جائي براي اين قبيل مواد غذائي بي ارزش ندارند. از ميان وعده هاي غذائي سالم و داراي ارزش غذائي استفاده كنيد.
5- غذا را در حجم كم و دفعات مكرر در اختيار كودك قرار دهيد.
6- هميشه غذا را كمتر از ميزان مورد نظر در بشقاب كودك بريزيد. پر كردن بشقاب كودك باعث خودداري او از غذا خوردن خواهد شد.
7- سعي كنيد در زمان غذا خوردن، محيط آرام و در عين حال شاد براي كودك فراهم كنيد.
8- نسبت به غذا خوردن و يا نخوردن كودك عكس العمل نشان ندهيد. وقتي كودك لقمه اي از غذا را ميخورد با ابراز خوشحالي او را تشويق نكنيد و وقتي آن را نمي خورد عصباني نشويد! يعني نبايد بگذاريد بفهمد كه تا چه حد غذا خوردن و يا نخوردن او براي شما اهميت دارد.
9- در حضور كودك، راجع به غذا نخوردن او با ديگران صحبت نكنيد. چرا كه فكر مي كند با غذا نخوردن مي تواند توجه اطرافيان را به خود جلب كند.
10- سعي كنيد ظاهر غذا و ظرف آن براي كودك جالب باشد.
11- او را با ساير كودكان مقايسه نكنيد
12- اگر به نظر پزشك، فرزند شما دچار بيماري نيست، نگراني را از خود دور كرده و بدانيد مشكل شما تنها يك راه حل دارد: صبر و باز هم صبر
راهنمائيهاي فوق نشان دهنده لزوم حوصله داشتن مادران است كه علاوه بر فوائد جسماني، فوائد روحي نيز براي كودكان و خانواده ها خواد داشت. ممکن است خیلی از والدین اظهار نمایند که قسمت عمده این توصیه ها را انجام میدهند. ولی باید توجه داشته باشید که حتی عدم رعایت یکی از موارد فوق میتواند کودک را از غذا خوردن باز دارد و علیرغم تمام سعی و تلاش والدین، نتیجه مطلوب بدست نیاید.

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

چگونه کودکي خلاق داشته باشيم؟

پست توسط Dr.Akhavan » سه شنبه 25 دی 1386, 5:17 pm

  کودکي خلاق داشته باشيم؟ 





همه ‌ي ما دوست داريم کودکاني خلّاق و موفّق داشته باشيم. براي رسيدن به اين هدف ، بايد به رشد و شکوفايي خلاقيّ ت در کودکانمان، کمک کنيم و موانع خلاقيّت را بشناسيم.

موانع خلاقيّت به دو دسته کلي تقسيم مي‌شود: موانع بيروني و موانع دروني

موانع بيروني: موانعي، که براي رشد خلاقيّت، در جامعه است و باورهاي تاريخي يک کشور، که اين موانع را مي‌توان در چهارچوب استعمار و استثمار دانست. سياستي که در تاريخ حاکم بوده، و فرصت خلاقيّت را فقط به بعضي افراد مي‌داده و هميشه آنها حاکم و بقيه رعيت بوده‌‌اند.

هرگز کودک را تحقير نکنيم . کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

ما در اينجا به بررسي موانع دروني خلاقيّت مي‌پردازيم.

1- عدم شناخت خود وعدم اعتماد به نفس: اگر فرد، استعدادهاي خود را به خوبي نشناسد، احساس مي کند که بسياري از کارهاي خلاقانه را نمي‌تواند انجام دهد. اوست که با گفتن «نمي‌توانم»، «نمي‌شود»، «تحقير مي‌شويم» در راه انجام فعّاليت خلاقانه سد درست مي‌کند.

2- ترس از انگشت‌نما شدن

3- تمايل به همرنگي با جماعت

4- توجيه عمل به جاي توضيح علت: توجيه ، راه زيبايي عقل و فکر را مسدود و راه وهم و خيال را باز مي‌کند.

5- تنبلي ذهني و عدم تمرکز

6- اضطراب: جريان فکر را به يک نقطه‌ي ثابت مي‌‌دوزد و از حرکت باز مي‌دارد.

7- تحقير: تحقير باعث مي‌شود جرأت و جسارت براي خلاقيّت از کودک سلب شود و شخصيت کودک بر اثراين تحقير از بين مي‌رود.

اولين قدم براي ظهور خلاقيّت، مبارزه با موانع آن است. بايد به کودک خود، آموزش‌هاي لازم را بدهيم :

1- به او کمک کنيم تا استعدادهاي خود را به خوبي بشناسد و اين استعدادها را کوچک نشمارد. براي افزايش اعتماد به نفس در او، تلاش کنيم.

2- به او بياموزيم، براي ارائه حرف جديد و طرح نو، از سرزنش افراد ولو نزديکترين آنها، نهراسد.

3- براي جماعت تا زماني ارزش قائل باشد که براساس ارزش و عقل حرکت مي‌کنند و تمايل کودک به يکرنگي بخاطر ارزشمداري باشد، و خود نيز اين نکته را رعايت کنيم.

4- به کودک بياموزيم اگر در انجام عملي خطايي کرد، کار خود را توجيه نکند فقط دليل رفتار خود را بگويد.

5- براي بدست آوردن حضور ذهن در کودک از دستورالعمل‌هاي ديني که در کتب اخلاقي گفته شده، استفاده نمائيم.


منابع :

1- خسرو اميرحسيني - کتاب خلاقيّت و نوآوري

2- محسن کاظمي - کتاب موفقيّت و خلاقيّ

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

با كودك چگونه از مرگ صحبت مى كنيد؟

پست توسط naghme » چهار شنبه 10 بهمن 1386, 5:28 pm

 با كودك چگونه از مرگ صحبت مى كنيد؟ 

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

توضيح مرگ به كودكان يكى از سخت ترين كارها براى اولياست، بخصوص هنگامى كه خود آنها با غم مرگ عزيزى دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غير قابل انكار از زندگى است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خيلى خردسالى، كودكان نسبت به آن كنجكاو مى شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايى كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعىنشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهايى كه بزرگترها عزادارى مى نامند.

شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتى كودكان ۲ ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاى تلويزيون از مرگ مى شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگى يا خيابانى مرده را مى بينند. على رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمى دانند. آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند.

آنها تصور مى كنند كه اجساد هنوز مى خورند و مى خوابند و كارهاى هميشگى خود را انجام مى دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مى دهند. حتى وقتى يكى از اوليا يا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمى تواند اين اتفاق را براى آنها در نظر بگيرد.

كودكان به روشهاى مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان مى دهند:

اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك ۲ ساله اى در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا كودك ۵ ساله اى نخواهد به مهد كودك هميشگى اش برود، چرا كه كودك در جست و جوى علت پريشانى و غمگينى بزرگترها است و مى خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مى كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوى ديگر، ممكن است كودكى هم باشد كه اصلاً واكنشى به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهى در بين شادى و خوشحالى هاى كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعى است و دليل سنگدلى كودك نيست! اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگى درك مى كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتى بسيارى از آنها تا وقتى كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمى دهند، يعنى فرايندى كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزى را شاهد بوده باشند.بعضى از كودكان رفتارهايى انجام مى دهند كه به نظر عجيب مى رسد. مثل بازيهاى تشييع جنازه يا اداى مردن كسى را درآوردن. اين هم امرى طبيعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين، اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.

> احساسات خود را در مورد مرگ توضيح بدهيد. سوگوارى يك قسمت بسيار مهم براى التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگوارى شديد، وحشت زده كرد، ولى از طرفى هم نبايد مسأله را بى اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسى ناراحت هستيم. در غير اين صورت، كودك كنجكاوانه تغييرات خلقى شما را درك مى كند و بخصوص وقتى حس كند مسأله اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى كردن آن داريد، نگران تر مى شود.

> به سؤالات كودك پاسخ دهيد. كنجكاوى كودكان درباره مرگ يك امر عادى است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.

> جوابهاى آسان و كوتاه عرضه كنيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند. بنابراين سعى كنيد براى توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاى پيچيده آن نشويد. آنچه براى كودكان بخصوص زير ۵ سال درك بهترى دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاى جسمانى است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعنى اينكه او ديگر راه نمى رود يا غذا نمى خورد و چيزى را نمى بيند و هيچ دردى را احساس نمى كند و جسم آن ديگر كار نمى كند.

> كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كى مى ميرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هيچ كس نمى داند كه كى كسى مى ميرد، ولى بيشتر ما زمان خيلى خيلى زيادى زندگى مى كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتى كه خيلى پير بشوى، زندگى مى كنى.» يا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كى مى ميرى؟» اين سؤال معمولاً براى اوليا خيلى تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مى كنى و يا چه كسى بعد از اين از من مراقبت مى كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوى و سالم است و خيلى خيلى وقت زيادى، پيش تو خواهد ماند.» حتى به كودكان زير ۵ سال توصيه مى شود اوليا بگويند «مامان نمى ميرد»، «بابا نمى ميرد».

بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه «فرزند عزيزم همه ما يك روزى مى ميريم» براى كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مى ميريم

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

واژه هاى مسأله ساز

در بخش نخست مقاله، به چگونگى نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند، اشاره شد. و همچنين نكته هايى براى ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پايانى ، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسى قرار مى گيرد.

> از عبارت هايى كه به يك امرخوب اشاره مى كند، پرهيزكنيد.
عبارت هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» يا «خواب ابدى» يا «رفتن به يك جاى دور» براى خردسالان بسيارگيج كننده است.
پس نگوييد كه «پدربزرگ خوابيده است» يا «به يك جاى دوررفته است». كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد، يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكركند كه شما هم برنمى گرديد. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضيح بدهيد مثلاً بگوييد: «پدربزرگ خيلى خيلى پيرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مريض بوده اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضى ها نمى تواند كسى را بكشد.

> درمورد كاربرد واژه هاى خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتاركنيد. دقت كنيد اين مفاهيم را براى يك كودك ۵ساله يا حتى كوچكتر به كار مى بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد. پس مراقب باشيد او را بيشتر گيج و مضطرب نكنيد.
براى مثال اگر بگوييد «مادربزرگ الآن خيلى خوشحال است چون توى بهشت است» كودك فكرمى كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانى كه دور و برمن هستند، اين همه ناراحتند؟!» يا مثلاً بگوييد كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد.» كودك فكرمى كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من يا هركس خوب ديگرى را نيز پيش خودش ببرد!!» يا «اگر من هم خيلى خوب باشم مى توانم برم پيش خداوند و بابابزرگ را ببينم» يا اينكه «سعى كنم كه بچه بدى باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم!» بنابراين عبارتى به كار ببريد كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگوييد: «ما خيلى ناراحتيم كه بابابزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلى دلتنگ او مى شويم ولى اين خوب است كه بدانى او الآن پيش خداوند است.»

> منتظر واكنش هاى مختلفى ازسوى كودك باشيد. كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدامى كنند. بخصوص اگر متوفى يك فرد نزديك خانواده باشد.
مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت هاى او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مى زده و اذيت مى كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه شديد برسد.
گاهى ممكن است كودك نسبت به متوفى خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتى نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.
ازسوى ديگر كودك ممكن است با بروز رفتارى كاملاً بى تفاوت شما را متعجب كند مثلاً بگويد«حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مى توانم بازى كنم!» از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتوانى كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد.
كودكان نمى توانند آنطور كه بزرگترها معنى و اثر مرگ را درك مى كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكانى سنگدل و بى احساس نيستند.

> انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد. سؤالات تكرارى درمورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتى براى كودك ممكن است مدت ها به طور بينجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت هاى شناختى او، سؤالات تازه ترى مطرح مى شود.
نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكرارى كودكان يك امر طبيعى است. تنها كارى كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.

> به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيرينى با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلى آرامش مى دهد. كودكان به روش هاى قابل لمس براى سوگوارى نيازمند هستند، بنابراين به جاى شركت درمراسم تدفين، كودك زير۵سال مى تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگوارى شركت داده شود.
دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براى ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مى توان يك گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.

> گاهى اوقات مادر به علت سقط جنين بيمار، دچار سوگ مى شود. دراين موارد كودك نيز نگران مادر مى شود حتى بدون اينكه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر يا برادر بزرگترشدن خودش بنشيند كه شما ازقبل به او وعده داده بوديد. دراين مواقع، كودك احتياج دارد مطمئن بشود اينگونه مرگ و مير خيلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى ديگرى داريد. به كودك بايد توضيح داد «بچه فوت شده به اندازه كافى بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون شكم مامان زندگى كند». به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشى يا درست كردن يك كاردستى دراين باره سوگوارى خود را نشان بدهد.

> درمواقعى كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مى كنيد، كودك شما اضطراب و نگرانى شما را درك مى كند. بنابراين به او بگوييد «از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختى روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولى دركنار تو، كودكم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد.»

> سعى كنيد كه كودك هرچه زودتر به زندگى هميشگى و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاى هميشگى به كودك كمك مى كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند.

> در شرايط دشوارى كه خود شما ازيك غم بزرگ دررنج هستيد، انتظار رفتاركامل و بدون اشكال ازخود نداشته باشيد. دراين مواقع، ممكن است شما جلوى كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعى است. بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مى توانيد يارى برسانيد.

منبع:koodakan.org
تصویر

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 220
تاریخ عضویت: سه شنبه 12 دی 1385, 8:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 113 بار

روشهايي ديگر به جاي تنبيه

پست توسط siavash45 » دو شنبه 15 بهمن 1386, 9:26 am

روشهايي ديگر به جاي تنبيه در کودکان

1- همواره به نيازهاي زمينه‌اي كودك توجه كنيد.

(موقعي كه درصف منتظر هستيد، به كودك وسيله‌اي بدهييد تا بازي كند يا سرگرم شود).

2- به كودك اطلاعات بدهيد و دلايل خود را توضيح دهيد.

(اگر روي ديوار را خط خطي يا نقاشي مي‌كند براي وي توضيح دهيد كه چرا فقط از كاغذ براي نقاضي و رنگ كردن استفاده مي‌كنيم).

3- احساس زيربنايي و زمينه‌اي را در كودكتان جستجو كنيد.

(اگر كودك شما نسبت به خواهر كوچك‌ترش خشم نشان مي‌دهد و او را كتك مي‌زند وي را تشويق كنيد خشم و حسادت خود را به روش بي‌ضررتري نشان دهد).

4- محيط را تغيير دهيد اغلب اوقات ايجاد تغيير در محيط آسان‌تر از تغيير دادن كودك است.

(اگر كودك شما مرتباً وسايلي را از كمد بيرون مي‌آورد، درب كمد را قفل كنيد. اگر وسايل تزئيني جلوي تلويزيون را جابجا مي‌كند، جاي آن وسايل را عوض كنيد).

5- راه‌هاي جايگزين بهتر و قابل قبول‌تري پيدا كنيد. به رفتار كودكتان تغيير جهت دهيد. مستقيماً به او نگوييد اين كار را انجام بده، بلكه به او بگوييد در عوض كجا مي‌تواند اين كار را انجام دهد.

(اگر نمي‌خواهيد كودك شما در اتاق پذيرايي توپ بازي كند مستقيماً به او نه نگوييد، بلكه بگوئيد اين كار را مي‌تواند در حياط انجام دهد).

6- به او عملاً نشان دهيد كه مي‌خواهيد چگونه رفتار كند.

(اگر بچه شما دم گربه را مي‌كشد، به او نشان دهيد چگونه بايد يك گربه را نوازش كرد. عملاً اين كار را انجام دهيد و فقط به گفتن اكتفا نكنيد).

7- به جاي دستور دادن به وي قدرت انتخاب بدهيد. تصميم‌گيري به كودك امكان اختيار مي‌دهد ولي فرمان دادن باعث جنگ قدرت ميان او و شما مي‌شود.

(دلت مي‌خواهد دندانهايت را قبل از پوشيدن لباس خواب مسواك بزني يا بعد از آن؟

به جاي اينكه به او بگوييد: برو دندانهايت را مسواك كن).

8- گاهي نيز تخفيف‌هاي كوچكي به كودكتان بدهيد.

(چون خسته هستي مي‌تواني امشب مسواك نزني).

9- زماني را براي آماده‌ شدن اختصاص دهيد.

(اگر قرار است شب به ميهماني برويد، از قبل و به طور مشخص به او بياموزيد كه از وي انتظار داريد چگونه رفتار كند. اجراي نقش به صورت بازي مي‌تواند كودك را براي موقعيتهاي دشوار آماده كند).

10- احساس خود را بيان كنيد. اجازه بدهيد بچه‌ها بدانند رفتارشان چه تاثيري بر شما گذاشته است.

(از جمع كردن خرده نان كه بر كف اتاق ريخته شده خسته شدم).

11- حتي‌آلمقدور اجازه دهيد پيامدهاي طبيعي رفتار كودك رخ بدهد. بيش از حد وي را نجات ندهيد.

(اگر كودك شما حوله خيسش را پس از استحمام براي خشك شدن آويزان نكرده است، خودش روز بعد با حوله خيس مواجه خواهد شد. اگر لباسهايش را پس از برگشتن از مدرسه سرجاي خود نگذاشته است طبيعتاً فردا براي يافتن آنها دچار مشكل خواهد شد و با تاخير به مدرسه خواهد رسيد).
12- در موقع لزوم محكم باشيد.

(اگر كودك شما اصرار دارد هنگام عبور از خيابان دست شما را رها كرده و بدود، محكم دست او را بچسبيد و نگهداريد. در عين حال كه خطرات كارش را نيز شرح مي‌دهيد).

13- كودك خود را بغل كنيد. كودكاني كه پرخاشگرانه و نامتناسب رفتار مي‌كنند، از آغوش گرفتن و بغل كردن به روش حمايتي و محبت آميز سود مي‌برند. اين عمل به آنها فرصت مي‌دهد احساسات حبس شده خود را از طريق اشك رها كنند.

14- دقايقي را با كودك خود بگذرانيد. زماني را براي گوش كردن به او،‌ مشاركت در احساسات، بغل كردن و حل تعارضات بگذاريد.

15- وقتي را براي بازي كردن با او بگذاريد. خيلي از موقعيتهاي تعارض‌زا را مي‌توان به بازي تبديل كرد.

(بياييد در حالي كه فكر مي‌كنيم هفت كوتوله هستيم، اينجا را تميز كنيم. بيا دندانهاي يكديگر را مسواك بزنيم).

16- خنده و شوخي را جايگزين شدت عمل كنيد.

(اگر كودكتان از دست شما عصباني است، او را تشويق كنيد خشم خود را از طريق يك بازي جنگي به شما نشان دهد. خنده كمك مي‌كند خشم و احساس ناتواني وي تخفيف يابد.

17- با هم بحث و تبادل‌نظر كنيد.

(اگر آماده هستيد زمين بازي را ترك كنيد و كودك شما هنوز مي‌خواهد ادامه دهد به يك توافق درباره ساعت بازي برسيد).

18- تعارضات موجود را به صورت دو طرفه و مشاركتي حل كنيد. راجع به تعارضاتي كه با كودكتان داريد صحبت كنيد، ‌نيازهاي خود را مشخص نماييد و از وي براي پيدا كردن راه حل كمك بخواهيد. قوانين را با هم مشخص كنيد و جلسات خانوادگي تشكيل دهيد.

19- انتظارات خود را تعديل كنيد. بچه‌هاي كوچك نيازها و احساسات شديدي دارند. آنها به طور طبيعي پر سر و صدا، كنجكاو و نامرتب، كم‌طاقت،‌ پرتوقع، ‌فراموشكار، ترسو، خودمحور و سرشار از انرژي هستند. سعي كنيد آنها را همانگونه كه هستند بپذيريد.

20- زماني را براي خودتان كنار بگذاريد. در مواردي كه شرايط براي شما قابل تحمل نيست اتاق را ترك كنيد و براي كسب مجدد آرامش و قضاوت صحيح، هر كاري لازم است انجام دهيد.

(تلفن به يك دوست، گريه كردن، دوش گرفتن و ...)

تهیه شده توسط:

" انجمن روانپزشکی کودک ونوجوان ایران "

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 220
تاریخ عضویت: سه شنبه 12 دی 1385, 8:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 113 بار

پست توسط siavash45 » چهار شنبه 17 بهمن 1386, 5:37 pm

خوابهای وحشتناک در کودکان
در این حالت کودک به علت دیدن خوابهای ترسناک از خواب بیدار می شود و اغلب بخشی از خوابی که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می آورد. در این زمان کودک اکثرا در رختخواب خود می نشیند و فریاد می کشد و یا گریه می کند و یا به طرف اتاق خواب و تخت والدین می آید و از آنها تقاضای کمک می کند. گاهی هم ممکن است کودک دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صدای بلند در خواب داد بکشد و گریه کند اما از خواب بیدار نشود.

علل اصلی کابوســــها

علل و موجبات اصلی کابوسها ممکن است بر اثر رویدادها و مسائل ترسناکی باشد که کودک در طی روز در تلویزیون می بیند یا در داستانها و کتابها می خواند و یا اطرافیان تعریف می کنند و یا اصولا مسئله ای باشد که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشکلات احساسی و در بچه های بزرگتر مشکلات در مدرسه و شاید سختی تکالیف درسی و غیره. همچنین کابوسهای کودک می تواند تاثیراتی از اعمال روزانه باشد، یک روز فشرده و سخت می تواند باعث کابوس هنگام خواب شود . البته خوابهای وحشتناک می تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد. در بچه های کوچک این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می پرند بلافاصله به خواب می روند و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله ای وجود دارد. در کودکان تب، مریضی، زیاد یا دیر خوردن غذا می تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.

نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن خوابهای وحشتناک به این گونه است که:

هنگامی که کودکی در دل شب فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود ، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام نباید کودک را حتی الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت ، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

حتی اگر کودک معنی واژه رویا (خواب) را هنوز یاد نگرفته باشد ، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد و به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است ، و اگر کودک باز هم بی قراری کرد می توان چراغ را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می گذارم. البته امکان دارد که در بعضی موارد، صحنه های از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس اینکه دوباره آن منظره های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه ای که در این زمان وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می بیند و به طرف تخت شما می آید او را به تخت خودش باز گردانید چون بعدا خیلی مشکل است که شب های بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می کنید دیدن کابوس در کودکتان به علت این است که ذهنش مشغول مسئله ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.

البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟ یا دقیقا از چه چیزی می ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم با دقت گوش کنیم زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می کنیم. البته در کودکانی که کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین نمی توانند دقیقا خوابی را که دیده اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

پیشگیــــری

شبها سعی کنید همیشه یک چراغ خواب در اتاق کودک روشن باشد و در تاریکی قبل از اینکه کودک به خواب رود به وسایل در اتاق کودک نگاه کنید که بد نمانده باشد مثلا سایه یک صندلی ممکن است برای کودک ایجاد ترس کند. و یا می توان یک عروسک به کودک داد و یا در اتاق او آویزان کرد و به او بگویید که این عروسک جلوی خوابهای بد را می گیرد. سعی کنیم کودکان قبل از به خواب رفتن فیلمهای خشن و ترسناک نبینند و یا بازیهای خشن و هیجان انگیز انجام ندهند ، سعی کنید قبل از به خواب رفتن کودک برایش قصه بخوانید(البته نه قصه های هیجان انگیز) و یا یک مسئله که برای کودک جالب است برایش تعریف کنید و به او بگویید :امیدوارم امشب در موردش خواب ببینی. شما می توانید یک موقعیت روحی خوب و آرامش قبل از خواب، برای کودکتان ایجاد کنید.

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 220
تاریخ عضویت: سه شنبه 12 دی 1385, 8:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 113 بار

پست توسط siavash45 » چهار شنبه 17 بهمن 1386, 6:00 pm

خلاقیت در کودکان
خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهای جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

خانواده يكي از عوامل بسیار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند. « كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند. بیان این نکته از آن روست که بگوییم هر چند می توان در محیطی غیر از خانواده (آموزشگاه یا جایی دیگر) به تقویت عناصر انگیزشی خلاقیت مبادرت ورزید، اما تاثیر این عوامل به اندازه و اهمیت عامل نخستین نیست. پس بهتر است که هدایت­ها و روش­های اتخاذ شده محیط دوم یعنی «محیط یادگیری» به محیط نخستین یعنی خانواده نیز انتقال یابد و در آنجا هم مورد تمرین و تقویت قرار گیرد؛ این انتقال زمینه­های تثبیت و تحکیم انگیزش خلاقه را بیش از پیش فراهم آورد.

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها باید فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند. زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد. محیط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادی وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنید زيرا خلاقيت او را محدود مي سازید.

تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي درباره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي كنند. شايسته است والدين تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري كنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چراكه چنين كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقیت عامل مهم بازی است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند. كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند.ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق می توانند با توجه به موقعیت و مکان خاص بازی را تغییر دهند، بازیهای جدید ابداع کنند، مقررات خاصی وضع کنند، رهبری بازی را در دست گرفته و با سازمان بندی منسجم په به صورت فردی و چه به صورت گروهی بازی کنند. بازی این گونه افراد از تنوع و گوناگونی آکنده بوده و می توانند با توجه به علایق خود و بازی کنان هدفهای بازی را اعمال کنند. در مقابل کودکانی که از خلاقیت بی بهره بوده و یا خلاقیت کمی دارند در بازی ها نقش پیرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعایت کامل مقررات بازی می دانند، تخطی از قوانین را جایز نشمرده و بازی را بیشتر به عنوان وظیفه و کار تلقی می کنند تا وسیله ای برای رشد، بنابراین سهم آنها از لذت بازی کمتر از کودکان خلاق است.

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. كودكان خلاق اغلب با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن كاري دارند.

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني دارند.

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :

1- تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

2- ايجاد رقابت ميان كودكان

3- تاكيد افراطي بر جنسيت كودک

4- قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

5- عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

6- انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

7- بيهوده شمردن تخيلات كودک

8- عدم شناسايي علائق دروني كودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

10- تحميل نقش بزرگسال به كودک


برای افزایش خلاقيت كودكان باید:

1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

2. محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازید و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

سمیــرا اسلامیه

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 220
تاریخ عضویت: سه شنبه 12 دی 1385, 8:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 113 بار

پست توسط siavash45 » چهار شنبه 17 بهمن 1386, 6:15 pm

آنچه که نبايد به کودکان گفت
- گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد "

اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.»

۲- طـــرد کـــردن بچه ها " اي کاش به دنيا نمي آمدي " يا " هيچکس ترا دوست ندارد "

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد.

منفــــي بافــي " لياقت چيزي را نداري يا جات تو زندونه "

بچه ها با کلمات و جمله هايي که به آنها مي گوييم، بزرگ مي شوند يک پژوهشگر با عده اي زنداني گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسيد که به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده که زنداني خواهند شد؟ با کمال تعجب دريافت که تقريباً با پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود. والدين بايد آينده خوبي را براي بچه ها ترسيم و پيش بيني کنند.

مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات " تو دليل دعواي من و پدرت هستي "

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به اين معني است که او به دليل کاري که به ديگران انجام داده اند سرزنش مي شود بچه ها هدف آسان و در دسترس براي به گردن گرفتن تقصير ديگر اعضاي خانواده هستند. اگر بچه ها بايد ياد بگيرند که مسئوليت کارهايشان را به عهده بگيرند ما بايد نمونه اي از مسسوليت پذيري در برابر اشتباهات و ضعف هايمان باشيم. چه بايد گفت: اگر عصباني شديد به محض بدست آوردن خونسردي٬ از کودک معذرت بخوهيد و مثلاً بگوييد:« ببخشيد دعوات کردم امروز خسته بودم. »

انتظارات نابجــا " نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره ديگر چه شده است تو فقط بايد ۲۰ بگيري."

پدر و مادراني که از فرزندان خود انتظارات بي جادارند آنها را مجبور مي کنند که بهترين بازيکن باشند يا در مدرسه نمره ۲۰ بگيرند. پيامي که پشت اين عمل پنهان شده اين است که تو در مدرسه به اندازه کافي خوب نيستي. داشتن انتظار بي جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بين مي برد. چه بايد گفت؟ با تاکيد به نکات مثبت بگوئيد: خيلي عالي است که نمره هاي ۲۰ زيادي در کارنامه ات داري اشکالي ندارد نمره ۱۷ گرفتي چون تو تمام سعي خود را کردي و هر انساني ممکن است اشتباه کند سعي کن اشتباهاتت در آينده کمتر شود لزومي ندارد هميشه و همه کس نمره ۲۰ بگيرند.

مقـــايسه کـــردن " چرا مثل پسرخاله ات نيستي ؟ وقتي به سن تو بروم، دو کيلومتر پياده به مدرسه مي رفتم. وقتي به کودک مي گوييد که رفتارش مثل خواهرش خوب نيست.

تخم حسادت و بددلي را بين فرزندان خود مي کاريد. بچه ها نبايد در خانواده و فاميل مقايسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بي ارزشي و بد بودن را خواهند داشت. حتي تعريف مثبتي هم مي تواند همين نتيجه را داشته باشد. وقتي مي گويد: « تو در بازي فوتبال از برادرت بهتري » همان احساس مقايسه و ناسازگاري را بين آنها به وجود مي آوريد. بهتر است بگوييد: تو در بازي فوتبال به اندازه برادرت هنگامي که به سن تو بود خوب هستي. از سال گذشته تا به حال در زبان پيشرفت کرده اي.

شـــرم زدگـــي " بايد از خودت خجالت بکشي. درست مانند يک بچه رفتار مي کني. نمي توانم باور کنم از اين گربه کوچک مي ترسي."

هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس مي کند نقص دارد يا بي لياقت است. خجالت کشيدن بيشتر از اين که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراري او را تحقير مي کنند. خجالت زده کردن کودک موجب مي شود که او عوامل تحقيرش را پنهان کند. بهتر است بگوييد: گريه نکن٬ تو ديگر بزرگ شده اي. گربه آنقدرها هم ترسناک نيست.

تهديد کـــردن " اگر نيايي مي روم و اينجا تنها مي ماني. اگر دوباره اين کار را انجام دهي، به پليس مي گويم ترا ببرد."

تهديد گفتن جمله يا کلمه اغراق آميزي است که پدر و مادر به کار مي برند تا کودک را بترسانند مانند اين جملات: « اگر درست رفتار نکني تمام استخوانهايت را مي شکنم » تهديد موجب ترس در کودک مي شود و او احساس مي کند که در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي کند. تهديد به تنها گذاشتن کودک برايش بسيار دردناک و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي با پدر و مادرش نياز دارد. آنچه بايد گفت: به بچه ها بايد هشدار داد نه تهديد برخلاف تهديد٬ هشدار واقعي و معقول است. با گفتن جمله « اگر .... در نتيجه ...» به او هشدار مي دهيد که نبايد به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزني، ديگر نبايد با او بازي کني.»
سمیــرا اسلامیه

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 220
تاریخ عضویت: سه شنبه 12 دی 1385, 8:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 113 بار

پست توسط siavash45 » چهار شنبه 17 بهمن 1386, 6:22 pm

کودکان و پرخاشگری
یکی از دلایل عمده ای که باعث پرخاشگری و گاه حتی فراتر رفته و تبدیل به شکستن هنجار ها و بزهکاری می گردد سرزنش و نکوهش های بسیار والدین در دوران کودکی و نوجوانی می باشد.سرزنش هایی که در انتها باعث از بین رفتن اعتماد بنفس کودکان نسبت به عملکرد خود می گردد و بهمین منظور دائم تلاش می کنند تا بجای برآورد و بیان خواسته های خود به خواسته های دیگران توجه کنند چون آموخته اند که عملکرد ایشان اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته و ناگزیر برای بدست آوردن نوازش از جانب والدین و نزدیکان خود می بایست اینگونه عمل کنند. متاسفانه این عملکرد والدین در بسیاری مواقع با شکست روبرو می گردد زیرا هنگا میکه کودک کاری مورد انتظار را انجام می دهند، ولی نوازش دریافت نمی کند احساس می کند که به او خیانت شده است. بهمین دلیل بعدها او دچار مشکل شده و راه حل را در گرفتن انتقام با شکستن هنجارها و یا پرخاشگر می گردد. در اینجا نمونه هایی از این موضوع در زیر ارائه شده است.

نـــوازش داده نمی شوند تا کــــودک زیاد لوس نشود

چون نوازش دریافت نمی کنند، یاد می گیرند که بعدها در زندگی نیز آن را قبول نکنند و به این ترتیب هیچوقت یاد نمی گیرند که بگویند متشکرم. حتی در عوض آن گاها می گویند " برو بابا اینکه چیزی نبود" بعبارت دیگر آنقدر به این رفتار عادت کرده است که هر عملی برای او پیش پا افتاده و نا چیز است.

غــــوره نشده مـــویـــز نشـــو

برخی از والدین از براز تحسین خودداری می کنند و حتی کلمه "آفرین" را بمنظور ایجاد انگیزه ای برای موفقیت های بزرگتر ادا نمی کنند. بدین ترتیب کودک در سراسر زندگی آینده اش از کوههای بدون قله بالا می رود و زجر سقوط در دره های بی انتها را احساس می کند، زیرا هرگز به پاداشی که انتظارش را می کشند نمی رسند. این گروه اگر چه از تلاش دست بر دار نیستند اما، خشم و ناکامی او هر دم افزایش می یابد تا آنجا که در آن غرق می شوند و بالاخره کار به مناظره و دشمنی می کشد.

مــــوفقیتهای کــــودک فهمیده نمـــــی شود

موفقیتهای کودک فهمیده نمی شود، و لذا بحساب نمی آید. کوروش مدال جایزه اول مسابقه مقاله نویسی مدرسه تحت عنوان "بهترین راه مبارزه با عدم توازن بین المللی" را به خانه آورد. اما کوروش بعدا تصادفا می شنود که مادرش ضمن صحبت به دوستی می گوید "مقاله نویسی کوروش بعد نیست". او این صحبت را بدون درک موفقیت بزرگ پسرش با دیگری درمیان می گذارد و متوجه سعی و تلاش سخت پسرش برای بدست آوردن این موقعیت بزرگ نمی گردد.

تـــو هیچـــوقت کــــاری را درست انجام نمــــی دهــــی

بعبارت دیگر آنطور که من می خواهم انجام نمی دهی. فردی سالها تلاش می کند و پس از مرارت های بسیار به درجه دکتری می رسد و در روانپزشکی تخصص می گیرد اما، یک روز که به ملاقات مادرش می رود و در گفتگویی مادرش به او می گوید "دکتر شدی خیلی خوب، اما چرا رفتی روانپزشک شدی. نمی توانستی یک تخصص بهتر بگیری". بعبارت دیگر پیام والد این است. اینطور که هستی نباش. آن چیزی باش که من همیشه در رویا هایم از تو داشتم. آخ چقدر دلم می خواست تو جراح می شدی که مردم بگویند پسر او جراح است.

کامــــــل نیســـت

مریم و فراز روزها با شوق و ذوق تمام وقت صرف می کنند تا دیوار های اتاق را رنگ تازه بزنند. سپس از پدرشان می خواهند تا بیایید و درباره کارشان نظر بدهد، درهمین حال منتظر تعریف و تمجید پدر می باشند بخاطر رنگ و نقاشی جدید اتاق اما تنها چیزی پدر می گوید این است. بد نیست البته آن گوشه سقف را هم انگار فراموش کردید.

ســـــرقت نــــوازشهـــــا

جوانی که نشان بهترین دانشجوی سال را می گیرد و با افتخار و غرور از سالن بیرون می اید با این حرف مادر روبرو می شود که پسرم برو خدا را رو شکر کن چون تمام عمر برایت دعا کردم و تو همه این تشویق ها و ستایش ها را رو مدیون خداوند هستی. در واقع پیامی که این جا ذکر می گردد این است که مادر انتظار ستایش دارد. قدردانی زمانی بی ریا بر زبان می آید که طرف مقابل خواستار آن نباشد. کودکان موقعی یاد می گیرند که از صمیم قلب بگویند متشکرم که بشنوند والدینشان از صیمیم قلب بگویند: متشکرم.

مخـــــدوش شدن نـــوازشـــــها

زیباترین و با ارزشترین مهر تایید های دیگران، در مقابل سخنان پدر و یا مادر پشیزی ارزش ندارد. مانند این جمله: آنها چی می فهمند، تازه تو زندگی ما نیستند که ببینند یا لیسانس مدرسه عالی خوبه اما اگر مثل پسر عموت رفته بودی دانشگاه هاروارد و مدرک آنجا رو می گرفتی آن یک چیز دیگه بود.

مـــوفقیتها دست کــم گـــــرفته مــــــی شوند

امیر هم کار می کند و هم به دانشگاه می رود. همچنین اعلی رغم کار تمام وقت او موفق می شود تا بورسیه تحصیلی رایگان را برای درجه دکترا در دانشگاه آکسفورد را بدست آورد. پدر امیر از این وضعیت راضی نیست و می گوید آخر می خوای بری خارج چیکار؟ اینهمه درس خوندی و ما کمکت کردیم حالا بجای اینکه بر گردی عصای دست ما برای زمان پیری باشی می خوای بری خارج. آخه این هم شد کار حسابی!!!! بلی زندگی برای تلاشگران ابدی، مبارزه ای است بی حاصل برای بدست آوردن چیزی که اصلا وجود ندارد. شاید نکات بالا در نگاه اول زیاد مهم بحساب نیاید اما واقعیت این است بسیاری ازکودکان و بزرگسالانی که در گیر پرخاشگری و ناهنجاریهای اجتماعی می گردند ریشه در گذشته دور دارند. بعبارت دیگر نمی خواهند همچون گذشته مورد سرزنش قرار گیرند و حود را بهترین نشان دهند اگر چه شاید این عملکرد در جهت منفی باشد. شما در زندگی خود چگونه عمل می کنید آیا می خواهید دیگران را شبیه خود سازید یا آنها را بگونه ای تربیت نمایید که آرزوهای شما را برآورده سازند یا اجازه می دهید خودشان باشند و از آنچه که هستند لذت ببرند اگر چه با شما تفاوت داشته باشند.

مجلـــه بهــــار ایـــران
سمیــرا اسلامیه

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”