در اين بخش مي‌توانيد در مورد فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم و ... به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

زندگینامه ماکس وبر

توسط SadafG » سه شنبه 15 آبان 1386 18:29


[align=center]زندگینامه ماکس وبر[/align]

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


آوریل سال ۱۸۶۴ تولد ماکس وبر در « ارفوت » ، در « تورنیگه » . پدرش حقوقدان بود ، از خانواده‌ی صاحبان صنایع و تجار نساجی « وستفالی » ، وی در سال ۱۸۶۹ با خانواده اش به برلن آمد و عضو « دیت » شهری ، نماینده‌ی « دیت » پروس و نماینده‌ی « رایشتاک » شد . وی جزو گروه لیبرال های دست راستی تحت رهبری « بنیگس » از اهالی « هانور » بود . مادرش « هلن فالنشاین – وبر» زنی با فرهنگ بسیار بود و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی . وی ، تا لحظه‌ی مرگش در ۱۹۱۹ با پسرش روابط فکری نزدیک داشت و آتش اشتیاق ایمان مذهبی را در نزد وی تیزتر می کرد . ماکس وبر ، در کودکی و نوجوانی اش ، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی » « مومسن » ، « زیبل » ، « ترایچکه » ، « کاب » ، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد .

۱۸۸۲ -ماکس وبر پس از گذراندن « آبی تور » ، تحصیلات عالی اش را در دانشگاه هیدلبرگ شروع کرد . وی که در دانشکده‌ی حقوق ثبت نام کرده بود . به تحصیل تاریخ ، اقتصاد ، فلسفه و الهیات هم پرداخت ، و ضمناً در تشریفات و دوئل های سازمان صنفی دانشجوئی خویش شرکت می کرد .

۱۸۸۳ -پس از سه نیم سال تحصیلی در هیدلبرگ ، ماکس وبر برای انجام خدمت نظام به مدت یک سال ، نخست به عنوان سرباز ساده و سپس به عنوان افسر به استراسبورگ رفت ، وی بعدهانسبت به دوره‌ی افسری اش در ارتش امپراطوری احساس غرور بسیار می کرد .

۱۸۸۴ -ماکس وبر تحصیلات خود را در دانشگاههای « برلن » و « گوتینگن » از سر می گیرد

۱۸۸۳ - وبر نخستین امتحاتات حقوق را می گذارند .

۱۸۸۷ -۸۸ وبر در چندین مانور نظامی در « آلزاس » و پروش شرقی شرکت می کند . عضو « انجمن سیاست اجتماعی » که در برگیرنده دانشگاهیان با تمایلات اجتماعی گوناگون است می شود . این انجمن در سال ۱۸۷۲ توسط گ . شمولر تأسیس شده بود و زیر نفوذ « سوسیالیست های دانشگاهی » بود .

۱۸۸۹- ماکس وبر رساله‌ی دکترای حقوق اش را درباره‌ی تاریخ بنگاههای تجاری در قرون وسطی در برلن می گذارند . ایتالیائی و اسپانیایی را می آموزد . برای وکالت در دادگاه برلن ثبت نام می کند .

۱۸۹۰ –امتحانات جدید حقوق – وبر بنابه در خواست « انجمن سیاست اجتماعی » پژوهشی را درباره‌ی وضع دهقانان پروس شرقی شروع می کند .

۱۸۹۱- نگارش تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی . وبر این رساله را برای احراز صلاحیت حقوق نوشته بود و برای دفاع از آن گفت و گویی با « مومس » داشت که منجر به اعطای شغلی به وی در دانشکده‌ی حقوق برلن شد . از این تاریخ وبر حرفه‌ی استادی دانشگاه را شروع می کند.

۱۸۹۲- وبر گزارشی درباره‌ی وضعیت کارگران روستائی در آلمان شرقی تسلیم می کند .

۱۸۹۳- ازدواج وبر با « ماریان شنیتگر » .

۱۸۹۴- وبر استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه « فریبورک » می شود نگارش : گرایشهای موجود در تحول وضعیت کارگران روستایی آلمان شرقی .

۱۸۹۵- مسافرت به اسکاتلند و ایرلند - شروع تدریس در « فریبورک » با کنفرانسی درباره‌ی « دولت ملی و سیاست اقتصادی» .

۱۸۹۶-پذیرش کرسی استادی در دانشگاه « هیدلبرگ » به دنبال باز نشسته شدن « نی » در انجا نگارش : علل اجتماعی انحطاط تمدن کهن

۱۸۹۷-یک بیماری عصبی شدید وبر را مجبور به ترک کار به مدت چهار سال می کند . وبر به ایتالیا ، « کرس » و « سوئیس » مسافرت می کند تا آرامشی باز یابد .

۱۸۹۹- وبر به میل خود از عضویت در « اتحادیه‌ی پان ژرمنیست » ها کناره می گیرد .

۱۹۰۲- وبر تدریس در هیدلبرگ را از سر می گیرد اما دیگر آن امکان زندگی دانشگاهی فعالی مانند گذشته را ندارد .

۱۹۰۳- بنیاد گذاری « آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی » با همکاری « ورنر سومبارت » .

۱۹۰۴- مسافرت به ایالات متحده برای شرکت در کنگره علوم اجتماعی در « سنت لوئیس » . زندگی در قاره‌ی جدید تأثیری شگرف بر وبر می نهد . در « سنت لوئیس » وبر کنفرانسی درباره سرمایه داری و جامعه‌ی روستایی در آلمان می دهد . در همین سال وبر بخش نخست اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و نیز مقاله‌ی درباره‌ی « عینیت شناخت در علوم و سیاست اجتماعی » را منتشر می کند .

۱۹۰۵- انقلاب روسیه سبب جلب توجه وبر به مسائل امپراطوری تزایا می شود و وی برای مطالعه‌ی اسناد دست اول به آموزش زبان روسی می پردازد. انتشار بخش دوم اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۶- انتشار وضعیت موکراسی بورژوائی در روسیه ؛ تحول روسیه به سوی حکومت مشروطه‌ی ظاهری ؛ مطالعاتی انتقادی در منطق علوم فرهنگ ، فرقه‌های پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۷- ثروتی به ارث وی می رسد و سبب می شود که وبر از کارهای دیگر دست کشیده تمام وقت خود را مصروف کار علمی اش کند .

۱۹۰۸- وبر به روانشناسی اجتماعی صنعت توجه پیدا می کند و دو مقاله در همین زمینه منتشر می کند . در سالن هیدلبرگ بیشتر دانشمندان آلمان معاصر خود را مانند” ویندلباند”،”یلی نک ” ، ” ترولچ” ، “نومان” ، “سومبارت” ، “زیمل”، “میشلز”،”تونیس”، پذیرا می شود و دانشگاهیان جوانی چون “گئورگ لوکاچ” . “لوئن اشتاین” را راهنمایی می کند . وی همچنین به سازمان دادن انجمن آلمانی جامعه شناسی می پردازد و دست به انتشار مجموعه‌ای از آثار علوم اجتماعی می زند .

۱۹۰۹- انتشار روابط تولید در کشاورزی عهد باستان ، شروع نگارش : جامعه و اقتصاد.

۱۹۱۰- در کنگره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی و بر بر ضد ایدئولوژی نژادگرائی صریحاً موضع می گیرد .

۱۹۱۲- وبر از هیئت مدیره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی به دلیل اختلاف نظر بر سر مسأله‌ی بیطرفی اخلاقی کنار می گیرد .

۱۹۱۳- انتشار : « مقاله‌ای در باب برخی مقولات جامعه شناسی تفهمی ».

۱۹۱۴- با شروع جنگ ماکس وبر تقاضای اعزام شدن به خدمت می کند . ولی تا پایان ۱۹۱۵ گروهی از بیمارستانهای مستقر در منطقه‌ی هیدلبرگ را اداره می کند .

۱۹۱۵- انتشار اخلاق اقتصادی مذاهب جهان ( « مقدمه » و « کنفوسیوس و تائو » .

۱۹۱۶-۱۷ انجام مأموریت های رسمی گوناگون در بروکسل ، وین و بودابست ؛ دست زدن به اقدامات متعدد به منظور متقاعد کردن رهبران آلمان به پرهیز از گسترش دامنه‌ی جنگ ، ضمن آنکه وبر رسالت آلمان را برای ورود به صحنه‌ی سیاست جهانی تصدیق کرده روسیه را مهمترین تهدید می داند .
انتشار فصولی از جامعه شناسی دین در ۱۹۱۶ شامل مباحث راجع به « هندوئیسم و بودیسم » و ۱۹۱۷ شامل
« یهودیت قدیم »
۱۹۱۸- مسافرت به وین در ماه آوریل برای تدریس در دانشگاه. وبر در این دوره از کار دانشگاهی جامعه شناسی سیاسی و دینی خود را به عنوان « انتقادی مثبت از دریافت مادی تاریخ » عرضه ‌می دارد .
زمستان همین سال دو کنفرانس در دانشگاه مونیخ می دهد : « شغل و مشی دانشمند » ، « شغل و مشی مرد سیاسی » .
پس از تسلیم آلمان ، وبر به عنوان کارشناس در هیأت نمایندگی آلمان در کاخ و ورسای کار می کند . انتشار « مقاله‌ای درباره‌ی بیطرفی اخلاقی در علوم جامعه شناسی و اقتصادی » .
۱۹۱۹ – قبول کرسی تدریس در دانشگاه مونیخ به جای « برنتانو ». درس وی در سال تحصیلی ۲۰-۱۹۱۹ به « تاریخ اقتصادی عمومی » اختصاص می یابد و به همین عنوان در ۱۹۲۴ منتشر می شود . وبر ، که بدون شور و شوق به جمهوری گرائیده ، و در مونیخ شاهد دیکتاتوری انقلابی کورت ایزنر است ، به عضویت کمیسیونی در می آید که می بایست قانون اساسی و یمار را بنویسد . وبر به نگارش اقتصادی و جامعه که نخستین نمونه هایش در ۱۹۱۹ چاپ می شوند همچنان ادامه می دهد . با اینهمه کتاب مذکور نا تمام می ماند .

۱۴ ژوئن ۱۹۲۰ . مرگ و بر در مونیخ

۱۹۲۲- انتشار اقتصاد و جامعه توسط « ماریان وبر » چاپهای کاملتری از این کتاب بعدها در ۱۹۲۵ و ۱۹۵۶ منتشر شد .

نظریات و اندیشه های وبر :
جامعه شناسی وبر
علم طبیعی، علم اجتماعی و ربط ارزشی
نمونة آرمانی « وبر »
علیت
انواع اقتدار
کارکرد افکار
طبقه ، منزلت و قدرت
دیوانسالاری
عقلایی شدن و افسون زدایی

منبع :
گردآوری : محمدرضا پورمند کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی

http://www.academist.ir
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

پل آدرين موريس ديراك

توسط SadafG » چهارشنبه 23 آبان 1386 17:41

پل آدرين موريس ديراك

رياضي دان و فيزيك دان بريتانيايي (۸۳۱۹-۹۰۲۱)


ديراك، فرزند مردي از اهالي سوئيس، در بريستول انگلستان چشم به جهان گشود. پس از فارغ التحصيلي در مهندسي برق از دانشگاه بريستول در سن ۱۹ سالگي به يك باره خود را بيكار يافت. و چون نتوانست كاري پيدا كند، تقاضاي عضويت در دانشگاه كمبريج را كرد و پذيرفته شد. كمتر از ده سال به دريافت جايزه نوبل، براي سهم مهمي كه در تاسيس مكانيك كوانتومي داشت، نائل آمد. او در ۱۹۲۶ از دانشگاه كمبريج درجه دكترا گرفت و پس از چندي به مقام استادي رياضي آن دانشگاه دست يافت و تا هنگام بازنشستگي اش در ۱۹۶۹ مقامش را حفظ كرد. و در ۱۹۶۱ استاد فيزيك دانشگاه فلوريدا شد.
ديرك نمونه اي بود از دانشمندي كناره گير، و هنوز هم چنين است، در حالي كه دوست داشت با همكاران و رفقاي خود درباره مسافرتش به شرق يا هر موضوع ديگري صحبت كند، ترجيح مي داد كه بررسي هايش را به تنهايي انجام دهد.

بازديدي كه وي از دانشگاه گوتينگن به عمل آورد، به علت پيش آمدن مسئله معماآميزي بود كه فكر رياضيدانان و فيزيكدانان را به خود مشغول داشته بود. راه حل غيرعادي كه ديرك براي حل آن مسئله يافت، مهارت وي را در ورزش هاي سريع ذهني نشان مي داد.
ديرك از ميان تمامي كشفيات رياضي خود، به خصوص به يكي از آنها مي باليد كه اتفاقا آن يكي هيچ سهمي در شهرت و معروفيت وي نداشته است. وي ضمن صحبت با همسر يكي از اعضاي دانشكده به شال گردني كه آن زن مي بافت چشم دوخته بود. پس از فراغت از كار مطالعاتي سعي كرد حركت سريع سوزن بافندگي را در دست هاي آن زن در ذهن خود مجسم كند و به اين نتيجه رسيد كه از طريق ديگري هم مي توان سوزن را به كار برد. شتابان نزد آن خانم رفت تا كشف خود را به او بگويد: ولي معلوم شد كه اين طريقه را هم قرن هاست كه خانم ها مي دانند.
اما اگر اين كشف را از دست داد در عوض سهم مهمي در تاسيس نظريه نسبيتي كوانتوم داشت. مكانيك موجي كه در آن زمان چند سالي بيش از عمرش نگذشته بود، ابتدا توسط شرودينگر در مورد حركت عادي (غيرنسبيتي) بيان شد يعني در مورد حركت ذراتي با سرعت هاي كمتر نسبت به سرعت نور. فيزيكدانان نظري در تلاش بودند كه اين دو نظريه مهم را به يكديگر پيوند دهند؛ نظريه نسبيت و نظريه كوانتوم. گذشته از اين، معادله موجي شرودينگر الكترون را همچون نقطه اي در نظر مي گرفت و هرگونه تلاش براي آنكه معادله به الكترون گرداني تعلق گيرد كه داراي خواص يك مغناطيس كوچك باشد به نتيجه رضايت بخشي نرسيده بود.
در يادداشت معروفي كه به سال ۱۹۳۰ انتشار يافت، ديرك معادله جديدي را بيان كرد كه اكنون به نام خود او خوانده مي شود. و به وسيله آن با يك تير دو نشان زد. اين معادله در مورد تمام وسايل نسبيتي صدق مي كرد و به الكترون نيز، صرف نظر از سرعت حركت آن تعلق مي گرفت. و در ضمن اين نتيجه از آن حاصل مي شود كه الكترون بايد به صورت فرفره مغناطيسي شده كوچكي رفتار كند. معادله نسبيتي موجي ديرك پيچيده تر از آن است كه بتوان در اين مختصر بدان پرداخت. اما بي ترديد كاملا درست است.
ولي معادله ديرك، با تمام حسني كه داشت، فورا به اشكالاتي بسيار جدي منجر شد و علتش همان توفيقي بود كه در پيوند دادن نسبيت و كوانتوم به دست آورده بود. بنا بر نظريه نسبيت، الكترون ها فقط مايلند كه از يك تراز انرژي به تراز ديگر بجهند، و در اين جهش، انرژي خود را به شكل كوانتوم هاي نور صادر كنند، چرا نبايد بتوانند از تراز پرانرژي به ترازهاي كم انرژي بجهند. تنها راهي كه ديرك به وسيله آن اين اشكال را مورد بحث قرار داد اين بود كه فرض كرد تمام حالات انرژي منفي را الكترون هايي با بار منفي پر كرده اند و الكترون هايي كه در حالت انرژي مثبت هستند بنا بر «اصل اخراج پاولي» مجاز نيستند كه به حالات پايين بيايند. البته به اين مفهوم كه خلا ديگر خلا نيست و پر شده از الكترون هايي با بار منفي كه در هر سو و با هر سرعت در حركتند. در واقع هم هر واحد حجم خلاء بايد محتوي تعداد بي شماري از اين ذرات باشد.
در سال كه فيزيكدان آمريكايي، كارل اندرسن، الكترون هاي پرانرژي موجود در رگبارهاي اشعه كيهاني را در يك «اتاق ابري» پي جويي مي كرد، با تعجب مشاهده كرد كه عكس ها انحراف نيمي از الكترون ها را به يك سو نشان مي دهد، حال آنكه نيم ديگر به سوي مخالف انحراف يافته اند. بنابراين مخلوطي به نسبت ۵۰ درصد از الكترون هايي با بار مثبت و ۵۰ درصد از الكترون هايي با بار منفي وجود داشته است كه هر دو داراي يك جرم بوده اند، الكترون هاي مثبت سوراخ هايي در اقيانوس پيشنهادي ديرك بوده اند كه نتوانسته اند به مقام پروتون ها برسند. اما به سهم خود، همچون ذراتي نمايان شده اند. آزمايش هايي كه با الكترون هاي مثبت، كه اغلب آنها را پوزيترون مي نامند، انجام گرفت همه پيش گويي هاي متكي بر نظر ديرك را كاملا تاييد مي كند. ديرك در نخستين ويرايش از اثر كلاسيك خود با عنوان «اصول مكانيك كوانتوم» را منتشر ساخت و در جايزه نوبل فيزيك با شرودينگر سهيم شد.

منبع : کانون دانش
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » جمعه 16 آذر 1386 22:05

جیمز وات (James Watt)  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


James Watt جیمز وات (1819-1736)، مهندس و مخترع اسکاتلندی است که به خاطر اصلاح و به سازی موتور بخار شهرت دارد. وی در 19 ژانویه 1736 در گرینوک اسکاتلند متولد شد و از سن 19 سالگی به کار ساختن ابزارهای اندازه گیری و محاسباتی ریاضی مشغول بود و خیلی زود به انجام اصلاحاتی در موتورهای بخار علاقمند شد. این موتورها که توسط مهندسین انگلیسی توماس ساوری Thomas Savery و توماس نیوکامن Thomas Newcomen در آن زمان برای پمپ کردن آب از معادن به کار میرفت.


وات توجه خود را بر خواص بخار ، بخصوص به نسبت بین چگالی آن با دما و فشار متمرکز کرد. او یک فضای مخصوص متراکم کردن برای موتور بخار طراحی کرد که تا حد زیادی از به هدر رفتن بخار در سیلندرها جلوگیری میکرد و خاصیت مکش را تقویت میکرد.

اختراعات و اصلاحات
اولین اختراع وات در سال 1769 ثبت شد که شامل این قطعه و اصلاحات دیگر او برای موتور ساخت نیوکامن بود. این اصلاحات شامل سیستم steam-jacketing یا سیلندرهای دولایه، روغنکاری و عایق کاری سیلندر برای رسیدن به درجات بالای دما و حداکثر بازدهی بود.

در این زمان وات شریک مخترع انگلیسی جان روباک (John Roebuck) بود که در واقع سرمایه گذار تحقیقات وات بود. در1775، تولید کننده انگلیسی ماتیو بولتون، که صاحب کارخانه مهندسی سوهو (Soho Engineering Works) در بیرمنگام (Birmingham) بود، توجه روباک را به کار تولید جلب کرد، در نتیجه روباک و وات دست به تولید موتورهای بخار زدند. وات به کار تحقیق و ثبت اختراعات مهم دیگری نیز پرداخت که موتورهای دوار (rotary engine) برای راه اندازی دستگاههای مختلف، موتور دوطرفه (double-action) که در آن بخار به طور متناوب به هردو انتهای سیلندر وارد میشود و همچنین فشارسنج بخار، که کارش اندازه گیری میزان فشار بخار در موتور است، از آن جمله اند. او در سال 1800 از شرکت استعفا داد و پس از آن مام وقت خود را به کار تحقیق اختصاص داد.

یک توضیح
این که جیمز وات مخترع اصلی موتور بخار است، یک تصور غلط است و دلیل به وجود آمدن آن، اختصاص داشتن بخش بزرگ دستاوردهای او در باره مسائل بنیادی موتور بخار بوده است. دستگاه گریز از مرکز کنترل سرعت، که او در سال 1788 اختراع کرد و به طور خودکار سرعت موتور را تنظیم میکند، یک مورد بسیار جالب توجه در جهان فنی امروز است.

واحد الکتریکی "وات" به افتخار این مخترع برگزیده شده است. وات در عین حال یک مهندس شهرسازی مشهور نیز بود و مسیر چندین کانال را مساحی و نقشه برداری کرده بود. او در سال 1767 یک قطعه الصاقی اختراع کرد که تلسکوپ را به وسیله اندازه گیری مسافت تبدیل میکرد. اصطلاح اسب بخار horsepower نیز از وات به جا مانده است. او در 19 اگوست 1819، در هیت فیلد Heathfield انگلستان درگذشت.
منبع : http://www.senmerv.com
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » چهارشنبه 28 آذر 1386 17:34


[align=center]ذهن های خلاق و دست آوردهای پوچ[/align]

● سرایزاك نیوتن

▪ نیایش برای پایان جهان
سرایزاك نیوتن نابغه ای است كه اعتبارش را به این دلیل به دست آورد كه دریافت كیهان مكانی منطقی است و قانون های تغییرناپذیری بر آن حاكم است. با این همه خود سرایزاك دیدگاه های بسیار رمز آلودی در مورد طبیعت و سرانجام كیهان داشت. نیوتن كه علنا از تشریح ماهیت بنیادی گرانش امتناع می كرد، شخصا آن را به عنوان نمادی از قدرت فراگیر خداوندی دانست. گذشته از این تاریخ نگاران دریافتند كه نیوتن بیش از آنچه كه در مورد قانون های فیزیك نوشته باشد، در مورد معانی پنهان كتاب مقدس نوشته است. وی به ویژه مسحور دورنمای پایان جهان آنگونه كه در كتاب مكاشفه Book of Revelation ذكر شده است، بود.
در سال ۲۰۰۳ دكتر استفن اسنوبلن تاریخ نگار دانشگاه كینگز كالج نووا اسكاتیا از وجود سندی در كتابخانه دانشگاه ملی عبری بیت المقدس خبر داد كه نیوتن در آن مدعی شده بود تاریخ ظهور مسیح Second Coming ۲۰۶۰ بعد از میلاد است. خود نیوتن هر روز نیایش می كرد و معتقد بود كه با این كار می تواند به جایگاه شایسته خود به عنوان قدیس اعظم در بارگاه خداوند دست یابد.

● سرفرد هویل

▪ رد تكامل داروین
به باور بسیاری سرفرد هویل كه در سال ۲۰۰۱ درگذشت، احتمالا برجسته ترین دانشمند انگلیسی است كه برنده جایزه نوبل نشده است.
وی به خاطر حل معمای چگونگی تولید عنصرهای شیمیایی در ستارگان به شهرت رسید، اما یكی از پیشگامان نظریه حالت ایستا در كیهان شناسی نیز محسوب می شود. طبق نظریه حالت ایستا جهان همیشه وجود داشته است. یكی از جذابیت های این نظریه برای خود هویل آن بود كه زمان بی نهایت را برای برآمدن حیات تامین می كرد. هنگامی كه مشاهدات صحت نظریه حالت ایستا را رد كرد، هویل در قامت یكی از منتقدان نظریه تكامل ظاهر شد و ادعا كرد كه عمر جهان آنچنان دراز نیست كه برآمدن حیات در آن ممكن باشد. این توصیف وی از تكامل معروف است كه می گفت تكامل مانند آن است كه گردبادی در میان خنزرپنزرهای حیاط خلوت بوزد و جمبوجتی را به وجود آورد. تكامل دانان خاطرنشان كردند كه هویل از این حقیقت چشم پوشی كرده است كه تكامل صرفا جهش های تصادفی نیست، بلكه انتخاب طبیعی هم در كار است كه به برآمدن ارگانیسم های هرچه سازگارتری منجر می شود. امتناع هویل از پذیرش این حقیقت اعتبارش را لكه دار كرد.

● جی دی برنال

▪ ایدئولوژی مقدم بر حقیقت
جی دی برنال دانشمند دانشگاه كمبریج از پیشگامان فنون پرتو ایكس است كه بعدها برای تعیین ساختار دی ان ای به كار رفت و معاصرانش وی را به دلیل دانش فراگیر آشكارش نابغه می نامیدند. برنال كه یك ماركسیست متعهد بود، با حمایت از نظریه های تروخیم لیزنكو كه یك زیست شناس خودآموخته اهل شوروی بود، خود را بدنام كرد. لیزنكو با علم بورژوازی ژنتیك مخالف بود. لیزنكو در دهه ۱۹۲۰ یك سیستم كشاورزی جدید ارائه كرد كه عمدتا بر مبنای این عقیده بی اعتبار بود كه ویژگی هایی كه یك ارگانیسم در طول عمر خود كسب می كند، می تواند به نسل بعد منتقل شود. لیزنكو كه از حمایت استالین برخوردار بود، تا دهه ۱۹۶۰ بر زیست شناسی شوروی حاكمیت داشت. جای تعجب بسیار است كه برنال از طرد لیزنكو و عقیده های وی خودداری كرده است.

● ادموند هالی

▪ نظریه زمین توخالی
ادموند هالی اخترشناس انگلیسی است كه به خاطر متقاعد كردن سرایزاك نیوتن برای انتشار قانون های حركت و گرانش و همچنین برای استفاده از این قانون ها در پیشگویی بازگشت دنباله داری كه هم اكنون به نام وی خوانده می شود، مشهور شده است. اما هالی به خاطر دستاورد دیگری مفتخر بود: اثبات اینكه زمین توخالی است. هالی در سال ۱۶۹۲ اعلام كرد كه انسان در خارجی ترین لایه از سه لایه هم مركزی كه به همراه یك هسته داخلی سازنده زمین است، زندگی می كند. طبق این محاسبه ها حدود ۴۰ درصد از زمین چیزی نداشت و فقط از فضای خالی ساخته شده بود.
اشتباه هالی از آن جا ناشی شد كه وی برای چگالی كلی زمین از عدد غلطی استفاده كرد و به اجبار به این نتیجه گیری رسید كه زمین در تمام بخش های خود جسم صلبی نیست.

● سرآرتور ادینگتون

▪ آن كه پروتون ها را شمرد
سرآرتور ادینگتون از جمله اولین افرادی بود كه نظریه نسبیت عام اینشتین را كه در سال ۱۹۱۵ منتشر شد، درك كرد. وی با الهام گرفتن از نظریه های جدیدی كه جهان زیر اتمی را به نسبیت ربط می دادند، به این نتیجه رسید كه می توان كمیت های مهم كیهان را با استفاده از روابط ساده به دست آورد. وی مدعی شد كه روشی به دست آورده است كه به وسیله آن می توان تعداد پروتون های موجود در جهان را محاسبه كرد. وی تصریح كرد كه۲۲۵۶?۱۳۶۲ پروتون در جهان وجود دارد. كسی به ایده های ادینگتون توجهی نكرد و در نتیجه وی وادار شد كتابی با عنوان «نظریه بنیادی» بنویسد این كتاب كه مدت كوتاهی پس از مرگ وی و در سال ۱۹۴۴ منتشر شد، تنها اثری كه داشت این بود كه تائید كرد وی آدمی غیرعادی است.

● ویلیام شاكلی

▪ پرورش سوپرمن
ویلیام شاكلی فیزیكدان آمریكایی كه یكی از مخترعان ترانزیستور در سال ۱۹۴۷ محسوب می شود و به همین دلیل جایزه نوبل را به دست آورد، نقش بسزایی در شكل گیری دنیای نوین دارد. اما وی می خواست كار بیشتری انجام دهد. وی در ابتدای دهه ۱۹۶۰ سخنان تندی در مورد كنترل جمعیت و لزوم جلوگیری افراد كم هوش برای گسترش ژن هایشان ابراز كرد. شاكلی ۷۰ساله در سال ۱۹۸۰ اعلام كرد كه گنجینه ای در كالیفرنیا تاسیس كرده است. در این گنجینه كه یك بانك اسپرم است، دهندگان اسپرم را با توجه به میزان هوش شان انتخاب می كنند. در سال ۱۹۹۹ كه این بانك تعطیل شد، شاكلی در فكر به دنیا آوردن ۲۰۰۰ كودك بود. اما هیچ كودكی با استفاده از بانك اسپرم پروفسور شاكلی به دنیا نیامد.

● هربرت دینگل

▪ وی فكر می كرد اینشتین برخطا است.
پروفسور هربرت دینگل از دانشگاه لندن كه یكی از اخترشناسان نامدار و مولف یك كتاب درسی در مورد نسبیت بود، یكی از متخصصان نظریه اینشتین محسوب می شود، یا حداقل خودش این گونه فكر می كرد، تا اینكه در مورد صحت بعضی از مفهوم های ضمنی نسبیت به شك افتاد. دینگل به ویژه از متناقض نمای ساعت متحیر شد. طبق این متناقض نما، ساعتی كه نسبت به ساعت دیگر در حركت باشد، كندتر كار می كند. به نظر دینگل چنین چیزی هیچ معنایی ندارد و اینشتین اشتباه كرده است. وی حتی پس از آزمایش هایی كه در سال ۱۹۷۱ با استفاده از ساعت های اتمی بسیار دقیق نصب شده بر روی هواپیما انجام شد، از دیدگاه های خود دست بر نداشت. این آزمایش ها نشان داد كه میزان كند شدن ساعت ها دقیقا همان مقداری است كه نظریه اینشتین پیشگویی كرده بود.

● آنتونیو ایگاس موئیز

▪ پیشگام لوبوتومی
در سال ۱۹۳۵ یك عصب شناس پرتغالی به نام آنتونیو ایگاس موئیز شنید پس از آنكه بخشی از مغز یك شامپانزه پرخاشگر را برداشتند، شامپانزه آرام تر شده است. موئیز تصمیم گرفت در مورد انسان ها هم چنین كاری كند. وی به زودی اعلام كرد، از میان ۲۰ بیمار پرخاشجو و عصبی پس از انجام عمل جراحی برای تخریب بخشی از مغزشان كه به پردازش سطح بالا مربوط است، ۱۴ بیمار به طور كامل یا جزیی درمان شده اند. با نادیده گرفتن این نكته كه بیمار پس از انجام عمل جراحی به یك مرده متحرك تبدیل می شد، عمل جراحی از این هم فراتر رفت و تمام بخش جلویی مغز طی جراحی تخریب می شد.
نكته جالب توجه آنكه موئیز یكی از برندگان نوبل پزشكی سال ۱۹۴۹ بود. در آن هنگام هر سال بیش از پنج هزار عمل جراحی لوبوتومی در آمریكا انجام می شد. خوشبختانه این افراد پس از مدتی سلامت خود را به دست می آوردند.

● سر رونالد فیشر

▪ سیگار و سرطان ریه
تاریخ دستیابی به شواهدی مربوط به اینكه سیگار باعث سرطان ریه می شود به دهه ۱۹۲۰ و پیشگامی آلمانی ها در این پژوهش ها و مقایسه میزان سرطان ریه در سیگارهای و غیرسیگاری ها برمی گردد. تا دهه ۱۹۵۰ شواهد مربوط به وجود این ارتباط قانع كننده بود. اما پروفسور سر رونالد فیشر از دانشگاه كمبریج كه بزرگترین متخصص آمار در جهان محسوب می شد، چنین نظری نداشت. وی استدلال می كرد این احتمال وجود دارد كه ژنی وجود داشته باشد كه هم باعث سیگاری شدن افراد شود و هم شانس ابتلا به سرطان ریه را افزایش دهد و در نتیجه به نظر برسد كه سیگار باعث سرطان می شود. وی حتی حدس زد كه سرطان ریه باعث اقبال عمومی به سیگار می شود تا از نشانه های بیماری بكاهند. پژوهش در مورد دوقلوهای همسان كه ژن های یكسانی دارند و دیگر شواهد آماری اثبات كرد كه فیشر اشتباه كرده است.

● ولفگانگ پائولی

▪ وسواس در مورد عدد ۱۳۷
یك نظریه پرداز اتریشی به نام ولفگانگ پائولی كه یكی از برترین فیزیكدانان قرن گذشته بود، به دلیل اینكه نشان داد چگونه نظریه كوآنتوم شالوده تمام شیمی را تشكیل می دهد، جایزه نوبل سال ۱۹۴۵ را از آن خود كرد. «با این همه پائولی جلسه های درمانی منظمی با كارل یونگ روانشناس سمبلیك داشت.
وی همچنین بر این باور بود كه اعداد و به ویژه عدد ۱۳۷ از اهمیت كیهانی برخوردار است. این عدد برای فیزیكدانان بسیار مهم است، زیرا نظریه هایی كه قدرت نیروی الكترومغناطیسی جهان را بررسی می كنند، این عدد ظاهر می شود اما پائولی به این باور رسیده بود كه اهمیت عدد ۱۳۷ ورای این چیزها است.
یكی از مسائلی كه در پژوهش های وی وجود داشت این نكته بود كه اندازه گیری های آزمایشگاهی نشان داده بود، مقدار واقعی این عدد ۰۳۶۱۳۷ است. وی بر این باور بود تا آنكه به سرطان دچار شد. وی را در اتاق شماره ۱۳۷ بیمارستانی بستری كردند و در نهایت همین بیماری وی را از پا درآورد.

منبع :  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » شنبه 27 بهمن 1386 09:42


ریچارد فاینمن




دكتر ريچارد فيليپس فاينمن در 11 مي سال 1918 در منهتن نيويورك چشم به جهان گشود. فاينمن در طول سال‌هاي تحصيلش بر روي رياضيات و علوم بسيار مطالعه مي‌كرد زيرا پدرش مي‌خواست كه او يك معلم فيزيك شود. وي همچنين براي آزمايش در زمينه الكتريسيته يك آزمايشگاه در خانه‌اش برپا كرد. فاينمن از نمادهاي رياضياتي خودش براي توابع Sin، Cos، tanو F(x) استفاده مي‌كرد.

فاينمن در دبيرستان فار راك اوي (Far Rock away) به تحصيل پرداخت و در سال آخر دبيرستان برنده جايزه رياضي دانشگاه نيويورك شد. پس از اتمام دبيرستان او تمايل به ادامه تحصيل داشت اما به جز انستيتو تكنولوژي ماساچوست (MIT) بقيه دانشگاه‌ها به خاطر نمراتش و يهودي‌بودنش از پذيرش وي سرباز زدند. فاينمن در سال 1935 وارد MIT شد و در سال 1939 فارغ‌التحصيل ليسانس فيزيك گرديد. در سال 1942 وي پس از كاركردن بر روي ساخت بمب اتمي (1942-1941) دكتراي خود را از دانشگاه پرينستون دريافت نمود. او پس از دريافت مدرك دكترايش به لوس‌آلاموس (Los Alamos) رفت تا كار بر روي بمب اتمي را ادامه دهد. سپس فاينمن به رياست بخش تئوري منسوب شد. در سال 1945 فاينمن به عنوان استاد فيزيك تئوري در دانشگاه كرنل (Cornell) به فعاليت پرداخت. در بين سال‌هاي 1952 تا 1959 به عنوان استاد مهمان (Visiting Professor) درس فيزيك تئوري در انستيتو تكنولوژي كاليفرنيا (Caltech) به نام ريچارد چيس تولمن (Richard chase Tolman) مشغول به كار شد. بعد از آن سال تا زمان مرگش در سمت استاد فيزيك تئوري در آن دانشگاه مشغول کار بود.

جايزه آلبرت انيشتن از دانشگاه پرينستون به سال 1954، جايزه آلبرت انيشتن از كالج پزشكي و جايزه لورنس (Lawrence) در سال 1963 جوايزي بودكه ريچارد فاينمن موفق به اخذ آنها گرديد. وي در سال 1965 به خاطر توسعه‌دادن الكتروديناميك كوانتوم که تئوري اثر متقابل ذرات و اتم‌ها را در ميدان‌هاي تشعشعي بيان مي‌كند به شهرت رسيد. وي در قسمتي از كارهايش آنچه را كه امروزه به نام "دياگرام فاينمن" ناميده مي‌شود، ترسيم نمود. اين دياگرام نمودار مكان- زمان اثر متقابل ذرات را نشان مي‌دهد. به خاطر اين كار وي جايزه نوبل را درآن سال به همراه جي- اسكوينجر (J-Schwinger) و اس. آي. توموناجا (S.I. Tomonaga) اخذ كرد.

بعدها در طول زندگيش هنگامي كه به گروه تحقيق حادثه انفجار شاتل چنجر پيوست و دو كتاب خاطراتش را كه پرفروش‌ترين كتاب‌ها شدند، منتشر كرد به چهره برجسته‌اي تبديل شد.
پروفسور فاينمن عضو انجمن فيزيك آمريكا، انجمن آمريكايي علوم پيشرفته و آكادمي ملي علوم بود. او همچنين در سال 1965 به عنوان عضو خارجي انجمن سلطنتي انگلستان انتخاب شد.

در سال1959 ايشان مقاله‌اي را درباره قابليت‌هاي فناوري نانو در آينده منتشر ساخت. فاينمن درآن سال در يک مهماني شام كه توسط انجمن فيزيک آمريكا برگزار شده بود، سخنراني كرد و ايده فناوري نانو را براي عموم مردم آشكار ساخت.

عنوان سخنراني وي اين بود «فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد» باوجود موقعيت‌هايي كه توسط بسياري تا آن زمان كسب‌شده بود، ريچارد. پي. فاينمن را به عنوان پايه گذار اين علم مي‌شناسند.

سخنراني او شامل اين مطلب بود كه مي‌توان تمام دايره‌المعارف بريتانيكا را بر روي يك سنجاق نگارش كرد. يعني ابعاد آن را به اندازه 25000/1 ابعاد واقعيش كوچك كرد. او همچنين از دوتايي‌كردن اتم‌ها براي كاهش ابعاد كامپيوترها سخن گفت (در آن زمان ابعاد كامپيوترها بسيار بزرگتر از ابعاد كنوني بودند اما او احتمال مي‌داد كه ابعاد آنها را بتوان حتي از ابعاد كامپيوترهاي كنوني نيز كوچكتر كرد) او همچنين در آن سخنراني توسعه بيشتر فناوري نانو را پيش‌بيني نمود. وي در پايان سخنرانيش 1000 دلار براي اختراع اولين الكتروموتوري كه ابعادش حداكثر 64/1اينچ مكعب باشد، پيشنهاد داد. جايزه‌اي كه براي اولين كسي كه بتواند ابعاد يك صفحه كتاب را به اندازه ابعاد اصليش كوچك كند، تعيين كرد. ابعاد اين صفحه كتاب مي‌بايست به اندازه‌اي باشد كه بتوان آن را به كمك يك ميكروسكوپ الكتروني خواند. اين ايده‌ها در سال‌هاي 1960 و 1985 تحقق يافتند و جايزه‌هاي آنها نيز پرداخت شد.

ريچارد فاينمن با گوند هوارد (Gwenth Howarth) ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج يك پسر به نام كارل ريچارد (Corl Richard) (متولد 22 آوريل 1961) و يك دختر به نام ميشل كاترين (Michell Cathrine) (متولد 13 آگوست سال 1968) بود. متأسفانه فاينمن در سال 1988 به خاطر سرطان شكم در مركز پزشكي لوس‌آنجلس درگذشت. ياد فاينمن همواره به خاطر گشودن دريچه‌اي نو در قلمرو علم فيزيك به سوي ما، در ذهن‌ها باقي مي‌ماند.



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » دوشنبه 6 اسفند 1386 17:18

جورج گاموف

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


در روز چهارم مارس، سال 1904 جورج آنتونويچ گاموف در ادسا، اوكراين، متولد شده و  تحصيلات مقدماني را در همانجا به پايان رساند. بعد از دريافت يك تلسكوپ به مناسبت سيزدهمين سال تولدش، به ستاره شناسي علاقه پيدا مي كند.

1922 _ به مطالعه نورشناسي و كيهان شناسي در دانشگاه لنينگراد روسيه مي پردازد.

1928 _ به دريافت مدرك دكترا نائل شده، سپس در دانشگاههاي گوتينگن در آلمان، كپنهاگ در دانمارك، و كمبريج در انگلستان به فعاليت مي پردازد.

1931 _ به سمت استاد تحقيق در آكادمي علوم لنينگراد منصوب مي شود.

1933 _ از اتحاد جماهير شوروي كمونيستي به هنگام حضور در يك كنفرانش در شهر بروكسل مي گريزد.

1934 _ استاد فيزيك در دانشگاه جورج واشنگتن، ايالت واشنگتن آمريكا مي شود.

1936 _ اولين رمان مشهور علمي خود را با نام آقاي تامكينز در سرزمين عجيب منتشر مي كند.
بعد از جنگ جهاني دوم (1945 ـ 1939)، بخاطر نوشتن كتابهايي كه در بردارنده اين شخصيت هستند، جايزه اي را از طرف يونسكو (سازمان آموزشي، علمي،فرهنگي سازمان مال) دريافت مي دارد.

1946 _ نظريه انفجار بزرگ در مورد منشا پيدايش جهان را مورد حمايت قرار مي دهد.

1948 _ با كمك رالف آلفر  و هانس بس ، هر دو ستاره شناس، مقاله اي منتشر مي كند كه در آن وضعيت ماده را در انفجار بزرگ توصيف كرده و نحوه تشكيل هليم را از هيدروژن نشان داده است.

1956 _ استاد فيزيك در دانشگاه كلرادو، آمريكا، مي شود.

1968 _ 20 اوت، گاموف در شهر بولدر، ايالت كلرادو، در گذشت.

منبع : دانشنامه رشد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » يکشنبه 19 اسفند 1386 18:08


ورنر هایزنبرگ

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


هایزنبرگ در پنجم دسامبر سال 1901 در شهر دورزبورگ آلمان از پدری به نام  آگوست و مادری به نام آنا زاده شد. پدر او استاد دانشگاه و متخصص تاریخ امپراتوری بیزانس بود و بدین ترتیب ورنر جوان در یک محیط خانوادگی دانشگاهی در طبقه ای بالاتر از طبقه متوسط جامعه بزرگ شد. او در دوره دانش آموزی آموختن پیانو را آغاز کرد و در سن 13 سالگی  آثار بزرگان موسیقی را با آن نواخت. و تا پایان عمر پیانو زنی عالی باقی ماند. او در دبیرستان حساب دیفرانسیل و انتگرال را بطور خود آموز و پیش از فرارسیدن امتحانات نهایی یاد گرفت. روی توابع بیضوی کار کرد ودر 18 سالگی در انتشار مقاله ای درباره نظریه اعداد تلاش کرد.
سخن بالا از آلبرت اینشتین در مورد اصل عدم قطعیت میباشد و جالب آنکه آنرا هنگامی سرداد که از زمان به زیر سئوال رفتن پذیرفته های علمی عصر از بن و ریشه ، به دست خود وی چند سالی نگذشته بود ! از برکت کار او فضای سه بعدی و زمان تک بعدی اینک مختصات نسبی یک گسترده لایتناهی چهار بعدی شده بود. سرعت سیر زمان برای ناظرانی که باسرعت های متفاوت در حرکت بودند متفاوت شده بودند.سیر زمان در نزدیکی یکی از اجرام آسمانی بزرگ کند شده و در شرایط خاصی کار آن به توقف نیز کشیده بود. تا آن زمان هیچ کس بیش از شخص اینشتین پایه های علم را به لرزه در نیاورده بود و حالا او آلمانی جوان تازه به دوران رسیده ای را می دید که مانند خود وی با حمله جدیدی به فیزیک کلاسیک وارد میدان شده است. آن مرد که با کار خود اساس دانش کلاسیک و اعتماد انسان به تلاشهای خود در راه درک جهان طبیعی را سست کرد که بود؟ آن مرد انسانی چند بعدی و از رهروان پیشگام و دلیل راه کشف جهان هراس انگیز کوانتوم بنام ورنر هایزنبرگ بود که به سبب داشتن رفتاری متناقض مورد درخور بررسی نیز بود. هایزنبرگ در پنجم دسامبر سال 1901 در شهر دورزبورگ آلمان از پدری به نام  آگوست و مادری به نام آنا زاده شد. پدر او استاد دانشگاه و متخصص تاریخ امپراتوری بیزانس بود و بدین ترتیب ورنر جوان در یک محیط خانوادگی دانشگاهی در طبقه ای بالاتر از طبقه متوسط جامعه بزرگ شد. او در دوره دانش آموزی آموختن پیانو را آغاز کرد و در سن 13 سالگی  آثار بزرگان موسیقی را با آن نواخت. و تا پایان عمر پیانو زنی عالی باقی ماند. او در دبیرستان حساب دیفرانسیل و انتگرال را بطور خود آموز و پیش از فرارسیدن امتحانات نهایی یاد گرفت. روی توابع بیضوی کار کرد ودر 18 سالگی در انتشار مقاله ای درباره نظریه اعدادتلاش کرد. هایزنبرگ جوان ، پس از جنگ جهانی اول وارد صحنه سیاسی شد در آن زمان پشتیبان جنبش ملی به پرچمداری ارتش بود. در چند نبرد خیابانی علیه گروه های کمونیست شرکت کرد. در دوران دانش آموزی گروهی بنام هایزنبرگ به رهبری وی تشکیل شد که فعالیتهای سیاسی علیه نظام حکومتی کشور پرداختند. علاوه بر فعالیتهای سیاسی به ورزش از جمله اسکی و کوهنوردی نیز می پرداخت. هایزنبرگ شطرنج باز برجسته ای بود شهرت او به دوران کودکی اش برمی گردد معروف است که در کلاس درس در زیر میز و حین تدریس معلم شطرنج بازی می کرده است ؛ و برای فرصت به حریف معمولا ً بدون وزیر بازی می کرد.هایزنبرگ در سال 1920 وارد دانشگاه مونیخ شد. در آنجا علاوه برتحصیل در رشته فیزیک کتب کلاسیک به خصوص آثار علمی فلاسفه اولیه یونان از افلاطون و ارسطو گرفته تا دیمیقراطیس و تالس را نیز خواند. علاقمندی هایزنبرگ به رابطه بین علوم و فلسفه تا پایان عمر او ادامه داشت. نزدیکترین دوست او در دانشگاه ولفگانگ پاولی بود. هایزنبرگ هنوز دانشجو بود که شواهدی دال بر اعتماد به نفس عظیم از خویش نشان داد. در آن ایام مشکلی به نام پدیده زیمن اسباب زحمت پژوهشگران فیزیک اتمی بود. پدیده مربوط به واکنش توضیح ناپذیر یک اتم  واقع در یک میدان مغناطیسی نسبت به میدان بصورت تقسیم شدن خط طیفی آن به بیش از سه خط مورد انتظار بود. وی در مقاله ای که نخستین اثر علمی او بود مدلی ریاضی برای توضیح آن پدیده ابداع و ارائه کرد. در سال 1922 نیاز بوهر در دانشگاه گوتیگن به سخنرانی در باره نظریه کوانتومی و فیزیک اتمی پرداخت هایزنبرگ در نخستین جلسه سخنرانی بوهر از یکی از اظهارات وی انتقاد کرد که پس از بحثی که بین آن دو صورت گرفت در پایان منجر به آشنایی و همکاری دراز مدت آن دو شد. در سال 1925 هایزنبرگ برای حل مسائل ریاضی ساختار اتم ، ریاضیات خاصی را برای حل آن مسائل ابداع و با آن چهار چوب ریاضی لازم را برای تشریح رفتار اتم شناسایی و پی ریزی کرد که این ریاضیات توسط جبر ماتریسی بورن شناسایی شد.هایزنبرگ در سال 1926 به دعوت نیلز بوهر در انیستیتوی فیزیک نظری کپنهاگ در سمت دستیاری بوهر به فعالیت مشغول شد. هدف همکاری های هایزنبرگ و بوهر در زمینه فیزیک ، ارائه تصویر کاملتری  از اتم به منظور راه یافتن به یک نظریه جدید بود که درستی اش به روشهای ریاضی قابل اثبات و پاسخگویی کلیه  سئوالات مربوط به خواص و کیفیات  مربوط به اتم در آزمایشگاه شد. هایزنبرگ در بهار سال 1926 یعنی در زمانی که بیست و پنج سال بیشتر از عمرش نمی گذشت برای نشریه علمی «زایتشریفت فور فیزیک» مقاله ای فرستاد که عنوان آن «گفتار درباره محتوای ادراکی سینماتیک و مکانیک کوانتومی» بود. مقاله بیست و هفت صفحه ای مذکور که از دانمارک برای نشریه فرستاده شده بود حاوی فرمول بندی هایزنبرگ از اصل عدم قطعیت معروف خود بود. اصلی که اثبات آن تضمین کننده مکان او در تاریخ علم شد. اهمیت این اصل از آن روست که مصادیق و پیامدهایی چنان دوررس دارد که نه تنها بر فیزیک ذرات درون اتمی بلکه بر همه دانش بشری اثر می گذلرد. انگیزه اصلی منجر به کشف اصل عدم قطعیت کوششهای نظری بود که برای تعیین دقیق شکل مدارهای الکترون های اتم بعمل می آمد ؛ لازمه نشانه کردن یا تعیین مکان الکترون در حال گردش این بود که ابتدا با وسیله ای مانند یک تابش الکترومغناطیسی کوتاه موج روشن و مرئی شود. روشن شدن الکترون با برخورد فوتون های آن تابش به آن تحقق می یافت که اگر یک فوتون تنها هم به آن برخورد نمی کرد آن برخورد در هر حال مکان واقعی الکترون را تغییر می داد. وضعیت مشابه وضعیت برخورد یک توپ بیلیارد با یک توپ دیگر و از جا کنده شدن توپ هدف بود. دیده میشود که در اینجا خودِ وسیله دیدن یعنی نوری که برای رویت و اندازه گیری موقعیت مکانی الکترون بکار میرود با ایجاد یک خطای سنجش در اندازه گیری آن پارامتر حرکت نتیجه کار را کم دقت میکند. دو کمیت  موقعیت مکانی وممنتم یک ذره ی بنیادی را بطور همزمان نمی توان اندازه گرفت زیرا به فرض که بتوان الکترون را برای انجام سنجش قدری معطل کرد نفس آن عمل سبب میشود که دیگر اندازه گیری ممنتم الکترون نباشد. نکته در خور توجه اینکه حاصلضرب خطاهای اندازه گیری هر زوج این متغییرها همواره مینیمم ثابتی دارد.در سال 1927 که هایزنبرگ ، بوهر و دیگران هنوز سرگرم بحث درباره تفسیر کپنهاک از نظریه کوانتومی و ارائه آن بودند ؛ هایزنبرگ سمت استادی فیزیک نظری دانشگاه لایپزیگ آلمان را که به او پیشنهاد شده بود پذیرفت و بدین سان در بیست وشش سالگی جوانترین استادکامل دانشگاه در آلمان شد. هایزنبرگ در لایپزیگ با تبدیل انیستیتوی فیزیک دانشگاه به یک مرکز پژوهشی پیشرو در زمینه های فیزیک اتمی و کوانتومی کمک مهمی به ارتقاء جایگاه علمی آن موسسه کرد. از دانشجویان اولیه او در آنجا میتوان رودلف پیرلز ، ادوارد تلر، کارل فریدریش و فن ویتزساکر را نام برد که همه در سالهای بعد در جهان فیزیک به شهرت رسیدند.در سال 1933 جایزه فیزیک نوبل را بپاس کمک های متعدد هایزنبرگ به پیشرفت مکانیک کوانتومی به وی اعطا کردند. هایزنبرگ در سال 1958 و در سن پنجاه وشش سالگی به مونیخ بازگشت و عهده دار انیستیتوی فیزیک نظری ماکس پلانک شد. او به سخنرانی های خود در مجامع بین المللی نیز ادامه داد اما محتوی سخنان او بیشتر فلسفی بود تا علمی. او در اواسط سال 1973 به سرطان مبتلا و سخت بیمار شد. سرطان وی ابتدا برای مدتی عقب نشینی کرد و حتی بنظر آمد که وی حتی سلامت خود را بازیافته باشد اما دو سال بعد در ژوئیه سال 1975 وضع جسمانی وی به وخامت گرایید و او شش ماه بعد از آن تاریخ در گذشت.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » چهارشنبه 22 اسفند 1386 14:08


توماس ادیسون

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد   لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال ۱۸۴۷ در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.
در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.
اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون ۷ ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. ۴ سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال ۱۸۶۲ هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۸ در همين رشته به كار خود ادامه داد.
اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال ۱۸۶۸ به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
توماس اديسون در سال ۱۸۷۱ با خانم «مرى استيل ول» (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال ۱۸۷۷ اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
در سال ۱۸۷۹ لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از ۴۰ ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال ۱۸۸۰ در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،۱۸۸۳ اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال ۱۸۹۰ اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.
در سال ۱۸۹۱ اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » دوشنبه 27 اسفند 1386 12:14


نیکولا تسلا



نيكولا تسلا در سال 1856 در Austria _ Hvngary متولد شد و در سال 1884 به عنوان يك فيزيك‌دان به U.S مهاجرت كرد. او پيشگام توليد، انتقال و استفاده از جريان الكتريكي متناوب (AC) شد، كه مي‌تواند در مقايسه با جريان مستقيم، در فواصل بسيار بزرگتري منتقل شود. Tesla وسيله‌اي براي القاء جريان الكتريكي در يك قطعه آهن (يك چرخان) اختراع كرد كه بين دو سيم‌پيچ الكتريكي شده مي‌چرخيد. اين قطعه چرخان مغناطيسي، وقتي با استفاده از نوعي انرژي مكانيكي مانند بخار يا قوه محركه مولد برق شروع به چرخش مي‌كند، جريان AC توليد مي‌كند. وقتي جريان توليد شد به كاربر مربوطه مي‌رسد و به يك قطعه چرخان الكتريكي ديگر داده مي‌شود، اين قطعه دوم مانند يك موتور القايي AC عمل مي‌كند كه انرژي مكانيكي توليد مي‌كند. موتورهاي القايي، وسايل خانگي مانند لباس‌شويي‌ها و خشك‌كننده‌ها را راه مي‌اندازد. توسعه اين قطعات منجر به استفاده‌هاي گسترده صنعتي و توليدي براي الكتريسيته شد.


موتور القايي تنها جزيي از مفهوم كلي Tesla است. در دنباله‌اي از اختراعات، او يك سيستم جريان متناوب چند فازه، شامل يك ژنراتور، تبديل‌كننده‌ها، طرح‌بندي انتقال، موتورولامپ‌ها را معرفي كرد. اين سيستم عناصر اساسي براي توليد و بهره‌برداري الكتريكي را از نيروي منبع به نيروي كاربر فراهم مي‌كند ـ سيستم‌هاي نيروي AC تا امروزه اساساً بدون تغيير باقي مانده‌اند.

در 1888 George Westinghouse، صاحب شركت الكتريكيWestinghouse امتياز سيستم Tesla را شامل ديناموها، تبديل‌كننده‌ها و موتورها خريد، Westinghouse سيستم جريان متناوب Tesla را براي روشنايي دادن به نمايشگاه جهاني كلمبيايي‌ها در سال 1893 (Worlds Columbia Exposition) در شيكاگو استفاده كرد. سپس در سال 1896، سيستم Tesla در آبشار نياگارا در اولين دستگاه بزرگ هيدروالكتريكي استفاده شد. سيم‌پيچ Tesla كه در سال 1891 اختراع شد، هنوز در مجموعه‌هاي راديو و تلويزيون، start ماشين‌ها و يك گستره وسيع از تجهيزات الكترونيكي استفاده مي‌شود

كار Tesla با امواج فركانس راديويي اساس راديوهاي امروزي است. او آزمايش‌هايي دربارة انتقالات بدون سيم نيروي الكتريكي انجام داد و 112 امتياز ثبت اختراع براي قطعات مختلف گرفت، از سرعت‌سنج‌ها گرفته تا ژنراتورهاي الكتريكي بسيار كارا و قدرتمند تا يك توربين بدون تيغه كه امروزه هنوز استفاده مي‌شود. او فرضياتي در رابطه با امكان شناسايي كشتي‌ها با كمك امواج راديويي دارد (كه بعدها تحت عنوان RADAR توسعه يافت) و كار او با لامپ‌هاي گازي خاص پايه‌اي براي توليد لامپ‌هاي فلورسنت شد.

Tesla رقيب توماس اديسون در انتهاي قرن نوزدهم بود. در واقع او در طي سال 1890 مشهورتر از اديسون بوده است. اختراع نيروي منبع جريان الكتريكي چند فازه توسط او، شهرت جهاني براي او به دنبال داشت، اما نه خوش‌بختي. در اوج زندگي او، دايرة دوستانش شامل شاعران و دانشمندان، صنعتگران و سرمايه‌گزاران بود. نهايتاً Tesla در تنهايي و بي‌پولي در اتاق يك هتل NewYork در سال 1943 درگذشت. در طي زندگاني‌اش، Tesla يك ميراث حقيقي از اختراعات به جاي گذاشت كه امروزه هنوز جذاب هستند. بعد از مرگ او، جهان به افتخار او، نام واحد چگالي شار مغناطيسي را Tesla گذاشت.


[size=84]مجسمه تسلا در نزدیکی آبشار نیاگارا


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

توسط SadafG » پنج شنبه 2 خرداد 1387 18:29


دالامبر (۱۷۸۳-۱۷۱۷)

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


صبح یكی از روزهای ماه نوامبر ۱۷۱۷ ناله كودكی از داخل بسته ای در كنار كلیسای «سن ژان لورن» توجه زنی خیرخواه و نیكوكار را به خود جلب می نماید. زن نیكوكار كه زوجه شیشه بر فقیری به نام «روسو» بود كودك را به فرزندی خود قبول می كند. زن نیكوكار كودك را مانند فرزند خود تربیت می كند و كودك هم بعدها حق شناسی بی مانندی را درباره این مادر مبذول می دارد.

ولی مدتها بعد معلوم شد كه این كودك فرزند نامشروع زنی میهماندار به نام مادام «تنس» و یك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس می باشد.
طولی نكشید كه دالامبر سر راهی بزرگ شد و دانشمند شهیری گردید ولی هیچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مایل بود او را پیش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادری من هستید و مادر حقیقی من همان زن شیشه بر است.»

دالامبر بیشتر به واسطه پژوهشهایش در ریاضیات و مكانیك استدلالی و به عنوان ویراستار علمی دایره المعارف معروف است، او در معروفترین كتاب خود به نام «رساله درباره مكانیك» كه در سال ۱۷۴۳ منتشر شد سه قانون خود برای حركت را عرضه كرد. در مورد قانونهای اول و دوم یعنی قانون ماند و قانون متوازی الاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسی بود فقط در مورد قانون سوم پای فرضهای فیزیكی در میان است. این قانون به موضوع تعادل می پردازد و عبارت است از اصل بقای اندازه حركت در موقعیتهای برخورد.

دالامبر در این رساله نخستین بیان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته می شود ارائه می كند.

این اصل امروز در واقع بیش از آن كه اصل به شمار آید قاعده ای است برای كاربرد قوانین حركت كه در رساله بیان شده اند. می توان آن را چنین بیان كرد: در هر موقعیتی كه شییء در اثر مانعهایی از ادامه حركت ماندی عادی خود بازماند، حركت حاصل را می توان به دو مؤلفه تجزیه كرد: حركتی كه شیء عملاً انجام می دهد و حركتی كه مانعها آن را از بین می برند. دالامبر در سال ۱۷۴۴ رساله ای درباره تعادل و حركت سیالات انتشار داد و از اصل خود برای توصیف حركت سیالات استفاده كرد و به بررسی مسائل مهم جاری مكانیك سیالات پرداخت. كتاب دیگرش به نام «تفكراتی درباره علت كلی بادها» كه در سال ۱۷۴۷ منتشر شد، حاو نخستین كاربرد عمومی معادلات دیفرانسیل جزئی در فیزیك ریاضی بود در مقاله ای به سال ۱۷۴۷ معادله موجی برای نخستین بار در فیزیك ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، كاملاً با پدیده های مشهود وفق نمی داد.

در كتاب «پژوهش درباره تقدیم اعتدالین و رقص محوری زمین» كه در سال ۱۷۴۹ نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقدیم اعتدالین شبیه به روش كلرو بود و به راه حلی دست یافت كه با حركت رصد شده زمین توافق بیشتری داشت. همچنین كتاب و رساله ای درباره نظریه جدید مقاومت سیالات كه در سال ۱۷۵۲ منتشر شد و در آن برای نخستین بار معادلات دیفرانسیل هیدرودینامیك بر حسب یك میدان بیان شده و باطلنما (پارادوكس) هیدرودینامیك مطرح گردیده بود، بحث و جدال بسیاری برانگیخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ای كه این مطلب برای آن نوشته شده بود جایزه ای اعطا نكرد به این دلیل كه هیچ كس دلیلی تجربی در مورد این كار نظری ارائه نكرده بود. ادعا شده است كه اثر دالامبر اگرچه بهترین اثری بود كه به فرهنگستان رسیده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محرومیت خویش را از جایزه نتیجه نفوذ اویلر می دانست و روابط میان این دو دانشمند كه قبلاً تیره شده بود، رو به وخامت بیشتری نهاد. افتخار توسعه مكانیك سیالات به گونه ای مختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پیشگفتار دایره المعارف را نوشت. این پیشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگری و بیانیه فیلسوفان است.
مقاله های دالامبر در دایره المعارف از حوزه ریاضیات بسیار فراتر می رفت. دالامبر كه با همكاری «دیدرو» برای تهیه دایره المعارف اقدام كرده بود در سال ۱۷۵۸ همكاری با دایره المعارف را ترك گفت. وی در سال ۱۷۵۴ به عضویت آكادمی علوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمی مهم دالامبر پس از سال ۱۷۶۰ كتاب «جزوه های ریاضی» او بود كه مشتمل بود بر راه حلهای جدید فراوانی برای مسائلی كه او قبلاً به آنها دست یازیده بود. دالامبر سرانجام در روز ۲۹ اكتبر ۱۷۸۳ در شصت و سه سالگی در پاریس درگذشت.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
Mahdi1944, AMIR-Z, shola

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1073

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 22 شهریور 1386 18:41

آرشيو سپاس: 4435 مرتبه در 739 پست

Re: ذهن هاي خلاق

توسط SadafG » دوشنبه 21 بهمن 1387 11:10


ریـــــــمـــان



در دهم ژوئین 1854هندسه جدیدی تولد یافت . موقعی که جرج برنارد ریمان سخنرانی معروف خود در دانشگاه گوتینگن آلمان را ارائه کرد تئوری ابعاد بالاتر معرفی شد . ریمان در اقدامی چشم گیر و ناگهانی مانند گشودن درب اتاقی تاریک و نمناک به روی آفتاب گرم و درخشان تابستان خصوصیات حیرت انگیز فضای فرا ابعادی را به دنیا معرفی کرد . مقاله فوق العاده مهم و استثنایی او با نام (( در باب فرضیاتی از اصول هندسه )) ستونهای هندسه کلاسیک یونان را که در طول دوهزار سال تمام انتقادهای افراد شکاک را با موفقیت دفع کرده بود در هم فرو ریخت . با فرو ریختن هندسه قدیمی اقلیدس که در آن تمام اشکال هندسی دو یا سه بعدی هستند هندسه ریمان از خرابه های آن سر بر افرشت قرار بود انقلاب ریمان کاربردهای وسیعی در آینده هنر و علوم داشته باشد و ظرف سه دهه از زمان سخنرانی وی تحت عنوان (( بعد اسرار آمیز چهارم )) تکامل هنر فلسفه و ادبیات اروپا را متاثر سازد . در طول شش دهه بعد انیشتین با استفاده از هندسه چهار بعدی ریمان آفرینش و تکامل جهان را توضیح می دهد . صد و سی سال پس از آن سخنرانی فیزیکدانها در تلاشند تا با استفاده از هندسه ده بعدی اتحاد قوانین جهان فیزیکی را تحقق بخشند . هسته کار ریمان تشخیص این نکته بود که در فضای فرا ابعادی قوانین فیزیکی ساده تر می شوند .



ریمان کسی بود که کمترین انتظار از وی برای هدایت چنین انقلاب عمیق و همه جانبه ای در اندیشه های ریاضی و فیزیک می رفت . او تا حد بیمارگونه ای کمرو بوده و از ناراحتی های عصبی رنج می برد . وی نیز از دو مصیبت که زندگی بسیاری از دانشمندان بزرگ دنیا در طول تاریخ را تباه ساخته در رنج و عذاب بود : فقر مطلق و بیماری سل . در شخصیت و رفتار او هیچ نشانی از آن شجاعت نفس گیر خلاقیت و اعتماد به نفس قابل تحسین که مشخصه کارهای وی بود مشاهده نمی شد .

ریمان در سال 1826 در هانور آلمان در خانواده ای فقیر بدنیا آمد . وی پسر یک کشیش مذهب لوتر و دومین فرزند از شش فرزند خانواده بود . پدر وی به عنوان یک کشیش روستایی که در جنگهای ناپلئون شرکت داشت سعی فراوان می کرد تا خوراک و پوشاک خانواده پر جمعیتش را فراهم کند . بل در شرح زندگی وی می نویسد : وضعیت نامطلوب سلامتی و مرگ زود هنگام بسیاری از فرزندان ریمان بخاطر سوء تغذیه آنها در دوران کودکی بود و ربطی به بنیه ضعیف آنها نداشت . مادر این خانواده نیز قبل از بزرگ شدن فرزندانش از دنیا رفته بود .

ریمان از همان دوران اولیه کودکی صفات مشخصه خود را بروز داد توانایی محاسباتی شگرف همراه با ترس ذاتی و کم جراتی همیشگی برای صحبت کردن در حضور دیگران . بچه ها وی را بخاطر کمرو بودن بیش از حدش مورد تمسخر قرار می دادند و این علتی برای پناه بردن بیشتر وی به دنیای کاملا محرمانه ریاضیات می شد . ریمان شدیدا به خانواده خود علاقه داشت و این علاقه وی را وا می داشت تا با به خطر انداختن سلامتی خود و فقری که گریبانگیرشان بود برای والدین و بخصوص خواهران محبوبش هدایایی تهیه کند . وی برای رضایت خاطر پدرش تصمیم گرفت که در رشته الهیات تحصیل کند

هدف وی این بود که هر چه زودتر بتواند به عنوان یک کشیش در آمدی کسب کرده و به وضعیت مالی خانواده اش سرو سامانی بدهد. ( این تصور که یک جوان کم رو و خجالتی بتواند در مقام یک کشیش موعظه های آتشین و گیرایی در مورد کناهان و دوری از شیطان ارائه کند دشوار می نماید . ) ...
... ریمان در دوران دبیرستان به مطالعه عمیق انجیل می پرداخت هر جند افکارش همیشه متوجه ریاضیات بود . وی حتی سعی نمود که برای اثبات صحت انجیل پیدایش دلایل ریاضی ارائه دهد . ریمان در آموختن دروس تا آن اندازه سریع بود که خیلی زود از معلمین خود پیشی گرفت و آنها فهمیدند که همگام با وی جلو رفتن کاری غیر ممکن است . سر انجام مدیر مدرسه کتاب دشواری در اختیار او قرار داد تا او را به به خود مشغول سازد . این کتاب حجیم 859 صفحه ای تئوری اعداد نوشته آدریان ماری لژاندر بود اثری شاهکار و پیشرفته ترین رساله دنیا در مورد موضوع مشکل تئوری اعداد. ریمان این کتاب را با اشتیاق تمام ظرف 6 روز مطالعه کرد . زمانیکه مدیر مدرسه از او پرسید : چند صفحه از کتاب را مطالعه کرده ای ؟ ریمان جواب داد این کتاب واقعا شگفت انگیز است . من به موضوعات آن مسلط شده ام چند ماه بعد مدیر مدرسه که هنوز ادعاهای پسرک را باور نکرده بود چند سئوال دشوار از کتاب نمود که ریمان به همه آنها بطور کامل جواب داد .

با توجه به وضعیت نامطلوب مالی خانواده پدر ریمان می توانست او را به کارهای طاقت فرسا بگمارد ولی وی در عوض تمام تلاش خود را بکار برد تا فرزند 19 ساله اش را به دانشگاه معروف گوتینگن بفرستد جایی که ریمان برای اولین بار کارل فردیش گاوس (( سلطان ریاضیدانان )) یکی از بزرگترین ریاضیدانان تمام دوران تاریخ را ملاقات نمود . حتی اگر امروز هم شما از هر ریاضیدانی بخواهید تا سه نفر از معروفترین ریاضیدانان در طول تاریخ را نام ببرد بی شک نام ارشمیدس ایزاک نیوتن و کارل گاوس را خواهد برد . با این وجود زندگی ریمان مجموعه ای بی پایان از مصائب و گرفتاریهایی بود که تنها با تلاش زیاد و به مخاطره انداختن سلامتی آسیب پذیرش قابل تحمل بود . به دنبال هر موفقیتی شکست و تراژدی نهفته بود . مثلا درست موقعی که بخت به او روی آورد و مطالعات رسمی اش را تحت نظر گاوس شروع کرد آلمان تحت تاثیر یک انقلاب تمام عیار واقع شد . طبقه کارگر که مدتها تحت شرایط غیر انسانی زندگی میکرد بپا خاست و کارگران شهرهای زیادی در سراسر آلمان اسلحه به دست گرفتند . تظاهرات و شورشهای اوایل 1848 الهام بخشنوشته های یک فرد آلمانی دیگر به نام کارل مارکس گردید که برای پنجاه سال بعد جریان جنبشهای انقلابی را در سرتاسر اروپا بطور عمیقی تحت تاثیر قرار داد .

با در گیر شدن آلمان در اغتشاش و آشوبهای سراسری مطالعات ریمان متوقف شد . وی رسما به مقامی در گروههای دانشجویی منصوب شد و به این افتخار شک بر انگیز نایل شد که شانزده ساعت طاقت فرسا و نفس گیر را صرف حفاظت از کسی بکند که حتی از خود وی نیز بیشتر ترسیده بود : پادشاه که از ترس خشم طبقه کارگر در کاخ سلطنتی خود در برلین پنهان شده و بر خود می لرزید .
طوفان انقلابی نه تنها در آلمان بلکه در ریاضیات نیز وزیدن گرفته بودند . مسئله ای که توجه ریمان را به خود جلب کرده بود فروپاشی هندسه اقلیدسی یکی دیگر از ستونهای استوار ریاضیات بود که بیانگر سه بعدی بودن فضاست . علاوه بر این فضای سه بعدی یاد شده (( تخت)) می باشد ( در فضای تخت کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه یک خط راست است و این موضوع امکان انحنادار بودن فضا مانند سطح یک کره را منتفی میکند ) . در واقع کتاب اصول اقلیدس احتمالا بعد از انجیل تاثیر گذار ترین کتاب تاریخ بود . پویا ترین مغزهای تمدن غرب برای دو هزار سال در برابر زیبایی و سحر کلام هندسه این کتاب در تحیر بوده اند . بر پایه این اصول هزاران کلیسای عالی بنا نهاده شدند . در نگاهی به گذشته این هندسه شاید بیش از حد موفق بود و در طول قرون جایگاهی همچون یک مذهب پیدا کرده بود . هر کسی که جرات به خرج داده و فضای انحنادار یا ابعاد بالاتر را مطرح می کرد مورد تکفیر قرار می گرفت . برای نسلهای متمادی دانش آموزان با اصول هندسه اقلیدسی کلنجار رفته اند : اینکه محیط یک دایره برابر حاصل ضرب قطر آن در عدد پی است و مجموع زوایای داخلی یک مثلث 180 درجه است .

ولی ریاضیدانان بزرگ در طول قرنها علیرغم تلاشهایشان موفق به اثبات این قضایای ساده و اغواکننده نشدند . در واقع ریاضیدانان اروپا بتدریج دریافتند که حتی کتاب اصول اقلیدس که 2300 سال مورد تکریم بود کتاب ناقصی است . با محدود کردن خود به سطوح تخت میتوان از هندسه اقلیدسی دفاع کرد اما اگر وارد دنیای سطوح انحنا دار شویم این هندسه عملا غلط از آب در می آید . از نظر ریمان هندسه اقلیدسی بخصوص در مقایسه با دنیا و تنوع غنی آن فاقد خلاقیت و نوزایی بود . شکلهای هندسی مسطح و ایده آل اقلیدسی را در هیچ جای طبیعت نمی توان مشاهده کرد . رشته کوهها امواج اقیانوسها ابرها گردابها شکلهای دایره های مثلثی و مربعی کامل نیستند بلکه اشیاء منحنی هستند که به روشهای بی شماری خمیده و پچپیده شده اند . زمان انقلاب فرا رسیده بود اما چه کسی هدایت آن را در دست می گرفت و چه چیزی میتوانست جایگزین هندسه قدیمی گردد .

ریمان در برابر هندسه یونانی با دقت ریاضی ظاهری ، قد علم کرد ، هندسه ای که بنا به دریافت ریمان اصول آن در نهایت بر اساس بنیانهای لرزان فهم عامه و باورهای فطری استوار بود ، نه یک زمینه مستحکم منطقی ، به گفته اقلیدس ، بدیهی است که نقطه هیچ بعدی ندارد و خط دارای یک بعد است : طول ، صفحه دو بعد دارد : طول و عرض ، یک جسم جامد سه بعد دارد : طول و عرض و ارتفاع و این هندسه در همینجا متوقف میشود . هیچ چیز دارای چهار بعد نیست . این دریافت ها توسط ارسطوی فیلسوف نیز بازتاب داده میشد که ظاهرا اولین کسی بود که قاطعانه بیان کرد بعد چهارم فضایی ، ناممکن میباشد . وی در کتابش به نام " در مورد آسمان " نوشت : "خط در یک سو دارای اندازه است ، صفحه در دو سو و جسم جامد در سه سو و فراتر از اینها هیچ سویی وجود ندارد . چرا که فقط سه سو وجود دارند" .

صدو پنجاه سال پس از میلاد مسیح ، یک ستاره شناس اهل اسکندریه به نام "بطلمیوس" پا را فراتر نهاده و در کتاب خود تحت عنوان "در مورد فاصله" اولین دلیل مبتکرانه مبنی بر غیر ممکن بودن بعد چهارم را ارائه کرد . وی استدلال خود را چنین بیان میکرد که ابتدا سه خط رسم کنید که دو به دو بر هم عمود باشند . برای مثال گوشه یک مکعب شامل سه خط دو به دو عمود بر هم است . آنگاه سعی کنید که خط چهارمی عمود بر این سه خط رسم کنید . هر چقدر که سعی کنی ، نمیتوانید این چهار خط دو به دو عمود بر هم را ترسیم کنید . بطلمیوس ادعا کرد که خط عمود چهارم کاملا بدون اندازه و بدون تعریف میباشد . آنچه را که بطلمیوس اثبات کرد ، در واقع این بود که با ذهن های سه بعدی ما تصور بعد چهارم ممکن نیست . (در واقع امروزه ما میدانیم که در ریاضیات موضوعات زیادی وجود دارد که غیر قابل تصور هستند ، ولی میتوان نشان داد که وجود دارد .) شاید بتوان از بطلمیوس به عنوان شخصیتی در تاریخ نام برد که در مقابل دو ایده عظیم به مخالفت برخاست : منظومه شمسی با مرکزیت خورشید و بعد چهارم . در واقع ، در طول قرون ، برخی ریاضیدانها به خاطر مخالفت با بعد چهارم از مسیر خود منحرف شدند . در سال 1685 ، ریاضیدانی به نام "جان والیس" علیه این مفهوم به بحث و جدل پرداخت و آن را "اژدهای طبیعت که احتمال وجودش کمتر از کیمرا (جانوری که در افسانه های یونان سر شیر ، بدن ببر و دم مار بوده است ) یا سنتر (جانوری در افسانه های یونان که دارای سر و دست انسان و بدن اسب بوده است) است نام برد ... طول ، عرض و ضخامت همه فضا را پر میکنند . ذهن بشر نمیتواند تصور هم بکند که چطور بعد چهارم مکانی ممکن است فراسوی این سه بعد وجود داشته باشد . "
برای هزاران سال ریاضیدانها دائما مرتکب این اشتباه ساده ولی اساسی میشدند که بعد چهارم نمیتواند وجود داشته باشد ، برای این که نمیتوانیم تصویری از آن را در ذهن خود داشته باشیم .

شکاف عمیق ، موقعی در هندسه اقلیدسی حاصل آمد که گاوس از شاگردش ریمان ، در خواست کرد تا یک سخنرانی در مورد " بنیاد هندسه " ارائه دهد . گاوس خیلی علاقه مند بود تا ببیند آیا شاگردش می تواند در توسعه یک مدل جایگزین برای هندسه اقلیدسی موفق باشد یا نه ؟ ( چند دهه قبل از آن ، گاوس بطور شخصی ، مطالعات عمیق و وسیعی در باب هندسه اقلیدسی انجام داده بود . وی حتی با همکارانش در مورد " کرم کتاب " هایی فرضی که می توانند در یک سطح کاملا دو بعدی زندگی کنند ، صحبت کرده بود . وی در مورد این ایده به هندسه فضای فرا ابعادی نیز صحبت کرده بود . بهر حال ، از آنجائیکه گاوس شخصیت محافظه کارانه ای داشت ، هیچ یک از کارهای خود را در مورد ابعاد بالاتر انتشار نداد زیرا احتمال ایجاد سرو صدا و اعتراض از طرف افراد کج اندیش و محافظه کار و متعصب می رفت . وی به تمسخر ، چنین افرادی را " بیوتین " می نامید که یک قبیله عقب مانده ذهنی یونانی بودند . )
با اینهمه ، ریمان در هراس بود . با داشتن شخصیتی ترسو و حتی بیم صحبت کردن در مقابل مردم ، قرار بود به درخواست استادش ، برای تمام دانشکده ، در مورد مشکلترین مسئله ریاضیات قرن ، سخنانی ایراد کند .
در طول ماهها بعد ، ریمان با رنج و مشقت شروع به تعمیم تئوری فرا ابعادی نمود و در این راه تا به خطر افتادن سلامتی خود و ناراحتی اعصاب پیش رفت . بخاطر وضعیت مالی رقت انگیزش ، بنیه جسمی وی نیز در معرض خطر قرار گرفت . او مجبور بود که به شغلهای کم در آمدی مانند معلمی سر خانه بپردازد تا کمکی نیز به خانواده اش بکند . گذشته از اینها ، بخاطر تلاش در توضیح مسائل فیزیک ، از مسیر کاری خودش منحرف می شد . بخصوص اینکه وی به یک پروفسور دیگر بنام " ویلهلم وبر " در انجام آزمایشاتی در زمینه تحقیقاتی تازه و جذاب الکتریسیته کمک می کرد .

البته مردمان باستان نیز با الکتریسیته ، به شکل رعد و برق و جرقه آشنایی داشتند . ولی این پدیده در اوایل قرن نوزدهم کانون توجه تحقیقات فیزیکی واقع شد . بویژه ، کشف این موضوع که عبور جریان الکتریسیته از یک سیم ، باعث چرخیدن عقربه قطب نمایی که در نزدیکی سیم واقع شده می گردد ، توجه مجامع علمی فیزیک را به خود معطوف نمود . در حالت معکوس ، حرکت یک آهنربا از روی یک سیم می تواند جریان الکتریکی در آن القاء کند . ( این پدیده قانون فاراده نامیده می شود و امروز ، تمام مولدهای برق و ترانسفور ماتورها – و بنا بر این بخش عظیمی از پایه های تکنولوژی مدرن – بر روی این اصل بنا نهاده شده اند ) . برای ریمان ، این پدیده بیانگر آن بود که الکتریسیته و مغناطیس ، به طریقی شکلهای مختلف یک نیرو می باشند . ریمان از این کشف جدید به شعف آمده و متقاعد گشته بود که قادر به ارائه توضیحی ریاضی برای اتحاد الکتریسیته و مغناطیس می باشد . با ایمان به اینکه ریاضیات جدید ، منجر به درک همه جانبه ای از این نیروها خواهد شد ، ریمان تمام وقت خود را وقف آزمایشگاه وبر ساخته بود . بخاطر قبول مسئولیت آماده کردن یک سخنرانی دقیق و موشکافانه در مورد " بنیاد هندسه " برای تامین خانواده خود و نیز انجام دادن آزمایشات علمی ، در نهایت سلامتی ریمان به خطر افتاد و در سال 1854 دچار اختلال عصبی گردید . وی بعدا ، ضمن نامه ای به پدرش نوشت ، (( من بقدری در تحقیقات خودم در باره اتحاد تمام قوانین فیزیکی غرق شده بودم که وقتی موضوع سخنرانی امتحانی به من داده شد ، نمی توانستم خودم را از تحقیقاتم کنار بکشم . لذا بخاطر کار فکری زیاد در این مورد و نیز بخاطر ماندن در فضای سنگین آزمایشگاه ، مریض شدم . ))

این نامه ، از این نظر حائز اهمیت است که نشان می دهد حتی در طول ماههای بیماری ، ریمان کاملا بر این عقیده بود که می تواند " اتحاد تمام قوانین فیزیکی " را کشف کرده و در نهایت ، ریاضیات مسیر لازم برای رسیدن به این اتحاد را هموار خواهد ساخت .
سر انجام ریمان ، علی رغم بیماریهای مکرر خود ، تصویر تازه و و تکان دهنده ای از مفهوم " نیرو " ارائه نمود . از زمان نیوتن ، دانشمندان نیرو را به عنوان عامل اندرکنش لحظه ای بین دو جسم دور از هم در نظر می گرفتند . این موضوع را فیزیکدانها ، کنش از فاصله نام گذاری کردند ، بدین معنی که یک جسم می تواند حرکت اجسام دورتر را به طور آنی تحت تاثیر قرار دهد . مکانیک نیوتنی ، بدون شک می توانست حرکت سیاره ها را توصیف کند ولی در طول قرون ، منتقدین در مورد غیر طبیعی بودن موضوع کنش از فاصله بحث می کردند ، اینکه یک جسم بتواند جهت حرکت جسم دیگر را بدون اینکه حتی تماسی با آن داشته باشد ، تعغییر دهد .

ریمان ، تصویر فیزیکی جدید و کاملا" متفاوتی را ارائه نمود . مانند ( کرم های کتاب ) گاوس ، وی گونه ای از موجودات دو بعدی را که بر روی یک صفحه کاغذ زندگی می کنند ، در نظر گرفت . ولی راه حل مهم ریمان این بود که موجودات را بر روی یک صفحه کاغذ " مچاله شده " در نظر گرفت . این موجودات چه تصوری از دنیای اطراف خود داشتند ؟ دریافت ریمان این بود که از نظر آنها ، دنیایشان کاملا تخت می نماید . بخاطر اینکه بدنهای آنها با صفحه کاغذ مچاله شده بودند ، هر گز متوجه انحنای دنیای خود نمی شدند . با این وجود ، ریمان عقیده داشت که اگر این موجودات سعی در حرکت روی این صفحه کاغذ مچاله سده بکنند ،" نیروی نامرئی " و اسرار آمیزی را احساس میکنند که مانع از حرکت آنها در یک خط مستقیم می شود . هر دفعه که این موجودات از روی چین و چروکهای صفحه حرکت می کردند ، بدنهایشان به چپ و راست فشار داده می شد . بدین ترتیب ، با رد کردن اصل کنش از فاصله ، ریمان بعد از 200 سال ، اولین تکان اساسی را به فیزیک نیوتنی وارد نمود . از نظر ریمان ، " نیرو نتیجه ای از هندسه است " در ادامه ، ریمان بجای صفحه کاغذ دو بعدی ، جهان سه بعدی ما را در بعد چهارم پیچیده شده ، جایگزین کرد . در هم پیچیدگی جهان برای ما روشن و واضح نیست . با اینهمه ، اگر ما سعی می کردیم تا در یک خط راست حرکت کنیم ، بلافاصله متوجه می شدیم که این کار ما یک ایرادی دارد . ما مانند آدمهای مست ، تلو تلو می خوردیم گویی که نیرویی نامریی ما را به چپ و راست هل می دهد . ریمان به این نتیجه رسید که الکتریسیته ، مغناطیس و گرانش ناشی از درهم مچاله شدن جهان سه بعدی ما در بعد نامرئی چهارم می باشد . بنابر این " نیرو " موجودیت مستقلی ندارد بلکه فقط اثری ظاهری است که بخاطر تغییر شکل هندسی ایجاد میشود .
ریمان با معرفی بعد چهارم مکانی ، بطور اتفاقی با یکی از موضوعات اصلی فیزیک نظری مدرن مواجه شد ، اینکه وقتی طبیعت در فضای با ابعاد بالاتر بیان شوند ، ساده تر بنظر می رسند . وی سپس سعی در ایجاد یک زبان ریاضی داشت که بوسیله آن ، بتواند این عقیده را توضیح دهد
چند ماه طول کشید تا ریمان توانست از ناراحتی عصبی خود ، خلاصی یابد . در نهایت ، وقتی که سخنرانی خود را در سال 1854 ارائه نمود ، مورد استقبال گسترده ای قرار گرفت . با نگاهی به گذشته ، معلوم میشود که سخنرانی وی ، بدون شک یکی از مهمترین سخنرانی های عمومی در تاریخ ریاضیات بود . به زودی در سراسر اروپا شایع گشت که ریمان مشخصا پا را فراتر از هندسه اقلیدسی نهاده است ، هندسه ای که در طول دو هزار سال گذشته ، حاکم بود . خبرهای مربوط به سخنرانی در تمام مراکز آموزشی اروپا پخش شد و در مجامع آکادمیک ، از سهم عمده ریمان در پیشبرد ریاضیات ستایش و قدردانی به عمل آمد . مطالب وی به چندین زبان ترجمه شد و تکانی در ریاضیات ایجاد کرد . استناد به هندسه اقلیدس اهمیت قبلی خود را از دست داده بود .
مانند بیشتر کارهای برجسته در فیزیک و ریاضیات ، درک هسته اصلی مقاله مهم ریمان ، کار مشکلی نیست . ریمان ، کار خود را با قضیه معروف فیثاغورث ، یکی از کشف های مهم یونانی ها در ریاضیات ، شروع کرد . این قضیه رابطه ای بین طول سه ضلع یک مثلث قائم الزاویه ایجاد کرده و بیان میدارد که مجموع مربعات اضلاع کوچکتر برابر با مربع ضلع بزرگتر ، یعنی وتر میباشد . به عبارتی دیگر ، اگر b , a طول دو ضلع کوتاهتر و c طول وتر باشد ، در این صورت (البته قضیه فیثاغورث ، اساس تمام کارهای معماری است . هر بنایی که در این سیاره ساخته میشود ، بر روی این قضیه استوار است . ) این قضیه ، برای فضای سه بعدی هم به راحتی قابل تعمیم است . به این بیان که مجموع مربعات سه ضلع مجاور به هم در یک مکعب برابر با مربع قطر مکعب است . لذا اگر a ، b وc نشانگر یالهای مکعب و d معرف طول قطر مکعب باشد ، در این صورت: a^2+b^2+c^2=d^2

حال به سادگی میتوان این قضیه را به فضای N بعدی تعمیم داد . فرض کنید در یک مکعب N بعدی ، a ، b ، c و ... طول یالهای این " ابر مکعب" بوده و z طول قطر آن باشد . در این صورت : a^2+b^2+c^2+....=z^2
موضوع قابل توجه این است که با وجود ناتوانی ذهن مابرای تصور این مکعب N بعدی ، نوشتن فرمولی برای اضلاع آن ، ساده میباشد . (این یک خصوصیت متداول در کار با ابر فضا است . از نظر ریاضی ، سر و کار داشتن با فضای N بعدی مشکل تر از سر و کار داشتن با فضای سه بعدی نیست . تعجب آور نیست که بتوان بر روی یک صفحه کاغذ ، خواص جسمی با ابعاد بالاتر را که توسط ذهن های ما قابل تصور نیستن ، به طور ریاضی توصیف کرد . ) در ادامه کار ، ریمان این معادلات را برای فضای های با ابعاد اختیاری تعمیم داد . این فضا ها یا تخت هستند یا انحنا دار . اگر فضا تخت باشد ، در این صورت اصول موضوعی رایج اقلیدس کاربرد دارد : کوتاهترین فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است . خطوط موازی هرگز همدیگر را قطع نمیکنند و مجموع زوایای داخلی یک مثلث 180 درجه میشود . ریمان همچنین متوجه شد که سطوح میتواند دارای " انحنای مثبت " باشند ، مانند سطح یک کره ، که درآن دو خط موازی همیشه یکدیگر را قطع میکنند . و مجموع زوایای یک مثلث از 180 درجه تجاوز میکند . همچنین سطوح میتوانند " انحنای منفی " نیز داشته باشند ، مانند سطح زینی ( زین اسب ) یا سطح شیپوره ای شکل . در چنین سطوحی ، مجموع زوایای داخلی یک مثلث کمتر از 180 درجه میباشد و از یک نقطه واقع در بیرون یک خط مفروض ، بی نهایت خط موازی با آن خط میتوان ترسیم نمود.



یک صفحه دارای انحنای صفر میباشد . در هندسه اقلیدسی زوایای داخلی یک مثلث برابر 180 درجه میباشد و خطوط موازی هرگز همدیگر را قطع نمیکنند . در هندسه نا اقلیدسی ، یک کره دارای انحنای مثبت میباشد . مجموع زوایای داخلی مثلث بیشتر از 180 درجه بوده و خطوط موازی همیشه یکدیگر را قطع میکنند . (خطوط موازی شامل کمانهایی هستند که مرکز آنها با مرکز کره یکی است ). یک سطح به شکل زین دارای انحنای منفی است . مجموع زوایای داخلی کمتر از 180 درجه است . بی نهایت خطوط موازی با یک خط مفروض وجود دارند که از یک نقطه ثابت عبور میکنند .
هدف ریمان معرفی روشی تازه در ریاضیات بود که وی را قادر به توصیف تمام سطوح ، صرفنظر از میزان انحنای آنها بکند . این امر ریمان را بطور غیر قابل اجتنابی به مطرح کردن دو باره مفهم میدان فاراده سوق داد . همانطور که گفته شد ، میدان فاراده یک ناحیه از فضای سه بعدی را اشغال می کند که می توان به هر نقطه ای از آن فضا ، مجموعه ای از اعداد را که توصیف کننده نیروی مغناطیسی یا الکتریکی آن موقعیت می باشند ، نسبت دهیم . ایده ریمان ، معرفی مجموعه ای از اعداد در هر نقطه ای از فضای بود که بتوانند مقدار انحنا یا تاب آن فضا را توصیف کنند .
برای مثال ، در یک صفحه دو بعدی معمولی ، ریمان یک مجموعه سه عددی را برای هر نقطه نسبت داد که توصیف کننده کامل مقدار خم در آن نقطه بود . وی متوجه شد که در فضای چهار بعدی فضایی ، برای هر نقطه ، نیاز به مجموعه ای ده عددی برای توصیف خواص آن می باشد . صرفنظر از میزان مچاله شدگی یا پیچش فضا ، این مجموعه ده عددی در هر نقطه ، برای مشخص کردن اطلاعات لازم در باره آن فضا کافی است . اجازه دهید این ده عدد را با علائم g11,g12,g13,... نشان دهیم ( در تحلیل یک فضای چهار بعدی ، اندیس پایین می تواند از یک تا چهار تغییر کند . ) در اینصورت مجموعه ده عددی ریمان را می توان با یک آرایش متقارن ، آرایش داد .



( بنظر می رسد که اینجا با 16 مولفه سر و کار داریم ، ولی g12=g21 و g13=g31 و غیره. بنابر این در واقع فقط ده مولفه مستقل از هم وجود دارند ) . امروزه ، به این مجموعه اعداد " تانسور متریک " ریمان گفته می شود . در حالت کلی هر چه اندازه تانسور متریک بزرگتر باشد ، مچاله شدگی صفحه نیز بیشتر خواهد بود . تانسور متریک به ما ابزاری جهت اندازه گیری مقدار انحنای صفحه در نقطه ، بدون توجه به میزان مچاله شدگی آن ارائه می دهد . اگر این صفحه مچاله شده را کاملا صاف کنیم ،دراین صورت به فرمول فیثاغورث می رسیم . ریمان توسط تانسور متریک خود ، توانست یک ابزار قوی برای توصیف فضاهایی با ابعاد دلخواه ، و با هر انحنایی را بنا نهد .
ریمان با تعجب دریافت که تمام این فضا ها ، خوش تعریف و خود سازگار هستند . قبلا گمان میرفت که در صورت تحقیق در مورد دنیای ممنوعه ابعاد بالا تر ، تضاد های بسیار زیادی بروز خواهند نمود ، با این وجود ریمان بر خلاف انتظارش هیچ گونه تضادی مشاهده ننمود . در حقیقت تعمیم موضوع به فضای N بعدی برای ریمان ، موضوع ساده ای مینمود . در این حالت ، تانسور متریک مشابه خانه های یک صفحه شطرنجی N*N خواهند بود . وقتی که ما اتحاد تمام نیروها را مورد بحث قرار دهیم ، این موضوع کاربرد های فیزیکی خیلی زیادی پیدا خواهد نمود .
(خواهیم دید که رمز اتحاد ، بسط دادن تانسور متریک ریمان به فضای N بعدی و سپس تجزیه کردن آن به اجزای مستطیلی است . هر قسمت مستطیلی ، متناظر با یک نیروی متفاوت است . با این ترتیب میتوانیم نیروهای مختلف طبیعت را با مرتب کردن آنها در تانسور متریک ، مانند قطعات یک پازل ، توصیف کنیم . این موضوع بیان ریاضی اصلی است که نشان میدهد فضای فرا ابعادی ، قوانین طبیعت را یکی میکند ، این که " فضای کافی" برای اتحاد آنها در فضای N بعدی موجود است . به عبارت دقیقتر ، در متریک ریمان ،" فضای کافی " برای اتحاد نیروهای طبیعت وجود دارد . )
ریمان پیشرفت دیگری در فیزیک را پیش بینی کرد . وی یکی از اولین افرادی بود که " فضا های هم بند چندگانه" – کرم چاله ها – را مورد بررسی قرار داد . برای تصور این مفهوم ، دو صفحه کاغذ برداشته و یکی از آنها را روی صفحه دیگر بگذارید . حال با قیچی برشی کوچک بر روی هر یک از صفحات ایجاد کنید . سپس درامتداد این دو برش ، صفحات را به هم بچسبانید (از نظر توپولوژی – مکان شناسی : علم بررسی خواصی از فضا ها که با کشیدن یا فشردن تغییرنمیکند -- طول کرم چاله ، صفر در نظر گرفته شده است.)


اگر یک حشره که در صفحه بالایی زندگی میکند ، روزی بر حسب اتفاق به داخل شکاف برود ، خودش را در صفحه پایین خواهد یافت . در این صورت ، این حشره سر در گم خواهد شد زیرا هیچ چیز در جای صحیح خود قرار ندارد . بعد از مدتی سعی و تلاش ، متوجه خواهد شد که میتواند با ورود دوباره به برش ایجاد شده بار دیگر در دنیای معمول خود ظاهر شود . این حشره ، تا زمانی که دور از شکاف حرکت کند ، دنیایش عادی به نظر میرسد ، ولی اگر سعی در حرکت میانبر از طریق شکاف بکند ، با مشکل مواجه خواهد شد . برش های ریمان ، یک مثال از کرم چاله میباشند که دو فضا را به هم وصل میکند ( با این تفاوت که د ر این حالت طول کرم چاله صفر میباشد .) برش های ریمان به طور موثر تری توسط ریاضیدانی به نام لویس کارل در کتابش تحت عنوان " از میان آینه " مورد استفاده واقع شد . برش ریمان ، که انگلستان را با یک سرزمین عجایب ارتباط میدهد یک آینه است .
امروزه برش های ریمان به دو صورت باقی مانده اند ، در شکل اول این که ، در طول هر دوره کارشناسی ارشد ریاضی در دنیا ، زمانی مطرح میشوند که کاربرد آنها در تئوری " الکترو استاتیک یا نگاشت همدیس " بحث میشود . و در شکل دوم برش های ریمان را در بخش هایی از فیلم " ناحیه گرگ و میش " میتوان پیدا کرد . ( باید تاکید نمود که خود ریمان ، این برش ها را به عنوان ابزاری جهت امکان مسافرت بین جهان ها ، تصور نمی کرد .)
حضور ریمان در فیزیک به خاطر کارهایش همچنان ادامه داشت . حتی وی در سال 1858 اعلام کرد که سر انجام موفق شده است به بیان واحدی از نور و الکتریسیته دست پیدا کند . وی نوشت که " من کاملا متقاعد شده ام که تئوری ام تئوری درستی است ، و در عرض چند سال آینده ، این موضوع روشن خواهد شد . " با اینکه تانسور متریک ، روش موثری برای توصیف هر فضای انحنا یافته در هر بعدی را در اختیار ریمان قرار می داد ، ولی وی معادلات دقیقی را که تانسور متریک از آنها تبعیت بکند نمی دانست ، یعنی از این موضوع که چه چیزی باعث مچاله شدن کاغذ می شود اطلاع نداشت . متاسفانه تلاشهای ریمان برای حل مسئله ، بخاطر فقر وحشتناکی که گرفتارش بود ، به نتیجه ای روشن نمی رسید . موفقیتهای ریمان برایش پولی به ارمغان نمی آورد . در سال 1858 وی دچار اختلال عصبی دیگری شد . بعد از سالیان طولانی ، وی به مقام گاوس در گوتینگن منصوب شد که افراد زیادی در حسرت آن بودند . ولی دیگر خیلی دیر شده بود . یک عمر زندگی فقیرانه ، وی را در هم شکسته بود . مانند بسیاری از بزرگترین ریاضیدانان در طول تاریخ ، وی نیز در سن 39 سالکی قبل از اینکه موفق به تکمیل تئوری هندسی گرانشی و الکتریستیه و مغناطیس شود ، از دنیا رفت .

بطور خلاصه ، ریمان پا را فراتر از بنیان نهادن ریاضیات ابر فضا ، گذاشت . در نگاهی به گذشته ، متوجه میشویم که ریمان برخی از موضوعات اصلی در فیزیک مدرن را نیز پیش بینی نموده بود . خصوصا" موارد زیر را :
1- وی فضای فرا ابعادی را برای ساده سازی قوانین طبیعت بکار برد . بنظر وی الکتریسیته و مغناطیس و نیز گرانش تنها تاثیراتی از مچاله شدن و در هم پیچیدگی فضای فرا ابعادی می باشند .
2- وی مفهوم کرم چاله ها را پیش بینی نمود . برشهای ریمان ، ساده ترین مثالها از فضاهای همبند چند گانه هستند .
3- ریمان ، گرانش را به عنوان یک میدان بیان نمود . تانسور متریک ، به دلیل آنکه نیروی گرانشی را ( بواسطه انحنا ) در هر نقطه ای از فضا توصیف می کند . موقعی که به گرانش اعمال می شود ، دقیقا مفهوم میدان فاراده را دارا می باشد .

ریمان نمی توانست کار خود بر روی میدانهای نیرو را کامل کند ، زیرا وی به معادلاتی که الکتریسته ، مغناطیس و گرانش از آنها تبعیت مکنند ، دسترسی نداشت . بعبارت دیگر نمی دانست که جهان دقیقا چگونه مچاله شده و نیروی گرانش را تولید می کند . وی کوشید تا معادلات مربوط به میدان الکتریسیته و مغناطیس را کشف کند . ولی قبل از اینکه موفق به اتمام پروژه اش شود ، دار فانی را وداع گفت . تا زمان مرگش ، وی هنوز هیچ راهی برای محاسبه اینکه چه مقدار مچاله شدگی برای توصیف نیروها لازم است ، پیدا نکرده بود . پیشرفتهای عظیم در این زمینه ، به ماکسول و انیشتین واگذار شده بود .
سر انجام طلسم شکسته بود . ریمان در طول زندگی کوتاه خود ، طلسمی را که بیش از دو هزار سال قبل توسط اقلیدس ایجاد شده بود، شکست . تانسور متریک ریمان سلاحی بود که ریاضیدانهای جوان با آن در مقابل بوتیانها که در برابر هر نوع اظهار عقیده در مورد ابعاد بالاتر به مخالفت بر می خواستند ، ایستاد . کسانی که از آراء ریمان تبعیت می کردند ، متوجه شدند که راه خوبی برای صحبت از دنیا های نامرئی پیدا کرده اند . بزودی نتایج تحقیقات در سراسر اروپا به بار نشست . دانشمندان بر جسته ، شروع به عامه فهم کردن این ایده برای مردم عادی نمودند . هرمان فون هلمهولتز که شاید معروفترین فیزیکدان آلمانی نسل خویش بود و عمیقا تحت تاثیر کارهای ریمان قرار گرفته بود ، در باره ریاضیات حاکم بر دنیای موجودات هوشمندی که بر روی یک کره یا توپ زندگی میکردند ، سخنان زیادی برای عموم مردم ایراد نمود و یا به رشته تحریر در آورد . بر طبق نظر هلمهولتز ، این موجودات با قدرت استدلالی مشابه ما انسانها ، بطور مستقل کشف می کردند که تمام فرضیات و قضایای اقلیدس بی فایده اند . برای مثال ، بر روی کره ، مجموع زوایای داخلی یک مثلث ، 180 درجه نمی شود . " کرم کتاب " که گاوس قبلا برای اولین بار در مورد آنها سخن گفته بود ، حال خود را ساکنین کره های دو بعدی هلمهولتز می یافتند .

هلمهولتز نوشت : " اصول موضوعی هندسه باید متناسب با نوع فضایی تغییر کنند که در آن موجوداتی با قدرت استدلال شبیه ما انسانها ، زندگی می کنند. وی در کتاب خود تحت عنوان سخنرانیهای مشهور در باره موضوعات علمی (1881) به خوانندگانش گوشزد نمود که تصور بعد چهارم برای ما امکانپذیر نیست . در واقع ، او بیان داشت که " چنین " تصویری " برای ما ، همانقدر غیر ممکن است که تصور رنگها برای کسی که نابینا بدنیا آمده است ".

برخی از دانشمندان که مبهوت زیبایی کار ریمان شده بودند ، تلاش کردند تا برای چنین ابزار قوی ، کاربردهای فیزیکی پیدا کنند . در حالیکه بعضی از دانشمندان کاربردهای بعد بالاتر را کشف میکردند ، بقیه دانشمندان به مسایل عملی و ملموستری مانند نحوه غذا خوردن یک موجود دو بعدی می پرداختند . برای اینکه موجودات دو بعدی گاوس بتوانند غذا بخورند ، دهانشان باید معطوف به یک جهت باشد . حال اگر لوله گوارشی این موجودات را رسم کنیم ، متوجه می شویم که این مسیر ، بدن آنها را کاملا به دو قسمت تقسیم می کند . بنابر این در صورتیکه غذا بخورند ، بدنشان به دو تکه مجزا تقسیم می شود . در واقع ، هر لوله ای که دو روزنه بدنشان را به هم متصل می سازد ،آنها را به دو تکه مجزا تقسیم میکند . این امر ، ما را با یک انتخاب دشوار مواجه می سازد . یا اینکه این مردم مانند ما انسانها غذا می خورند و لذا بدنشان از هم جدا می شود و یا اینکه از قوانین زیست شناسی متفاوتی تبعیت میکنند .



متاسفانه ریاضیات پیشرفته ریمان از سطح درک فیزیک قرن نوزدهم ، خیلی جلو افتاده بود . هیچ اصل فیزیکی برای جهت دادن به تحقیقات بیشتر وجود نداشت . مجبور بودیم تا یک قرن صبر کنیم تا فیزیکدانها همسطح ریاضیدانها بشوند. اما این موضوع مانع از آن نشد که دانشمندان قرن نوزدهم به حدسیات بی پایان در مورد شکل موجودات چهار بعدی نپردازند . بزودی ، آنها دریافتند که چنین موجودات چهار بعدی تقریبا نیروهای خداگونه خوهند داشت .

در نگاهی به گذشته در میابیم که سخنرانی مشهور ریمان بوسیله متصوفین، فیلسوفان و هنرمندان در بین عموم مردم پخش شد ، هر چند به درک بیشتر ما از طبیعت کمک زیادی نمی کرد. از دیدگاه فیزیک نوین ، همچنین می توانیم ببینیم که چرا بین سالهای 1860 تا 1905 در درکمان از ابر فضا گشایشی بوجود نیامده است .

اولا تلاشی صورت نگرفت تا با استفاده از ابعاد بالاتر ، قوانین طبیعت ساده تر شوند . بدون اصل راهگشا و بنیادین ریمان – که قوانین طبیعت در ابعاد بالاتر ساده می شوند – دانشمندان در این مدت ، تنها در تاریکی به لمس موضوع می پرداختند . اندیشه پر بار ریمان در مورد استفاده از هندسه – یعنی ابر فضای مچاله شده – برای توضیح اساس یک " نیرو " در آن سالها فراموش شده بود . ثانیا هیچ کوششی برای استفاده از مفاهیم میدان فاراده یا تانسور متریک ریمان برای پیدا کردن معادلات میدانی که ابر فضا از آن تبعیت می کرد به عمل نیامد . ابزار ریاضی که توسط ریمان توسعه داده شد ، بر خلاف مقاصد اصلی وی موضوع ریاضیات محض قرار گرفت . بدون تئوری میدان ، نمی توان در مورد ابر فضا ابراز نظر کرد . بنابر این با شروع قرن جدید بدگمان ( با توجیهاتی ) ادعا کردند جز تحریک مردم با داستانهای ارواح ، هیچ انگیزه فیزیکی برای معرفی بعد چهارم وجود ندارد . با این وجود ، این وضعیت نا مطلوب به زودی تغییر می یافت . ظرف چند دهه تئوری بعد چهارم ( زمان ) برای همیشه مسیر تاریخ را تغییر می داد . این تئوری ، بمب اتمی و تئوری خود آفرینش را در اختیارمان میگذاشت و فردی که که قرار بود این کار را انجام دهد فیزیکدان گمنانی بنام آلبرت انیشتن بود .

منبع : هنر فیزیک
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SadafG تشکر کرده اند:
shola, Mahdi1944, AMIR-Z, Reza 313

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

207

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 20 مهر 1386 21:40

آرشيو سپاس: 234 مرتبه در 63 پست

Re: ذهن هاي خلاق

توسط AMIR-Z » دوشنبه 21 بهمن 1387 14:57

با سلام خدمت شما - با وجود اینکه نمی خواستم با زدن یه پست بیجا در مطالبتان بی نظمی ایجاد کنم اما بر خود لازم دانستم علاوه بر استفاده از کلید سپاس ، تشکر ویژه و مخصوصی از شما دوست عزیز بخاطر جمع آوری این مطالب و قرار دادن آن در چنین پستهای متوالی بنمایم .
تنها آنان که می دانند کجا را نگاه کنند می بینند .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب AMIR-Z تشکر کرده اند:
SadafG, shola

قبليبعدي

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان