در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد

New Member



no avatar
پست ها

2

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 20 مرداد 1386 16:43

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

کمي اطلاعات

توسط رضا1373 » پنج شنبه 5 مهر 1386 18:02

ریس جمهور سابق امریکا جان اف کندی در زمان جنگ جهانی دوم فرمانده یک کشتی ا÷درافکن بوده است
بر روی کوزه به دست آمده از تمدن سومر تصویر یک غواص در حال انجام یک عملیات نظامی دیده میشود
انتونی فوکر با اختراع خود در جنگ جهانی دوم اجازه داد تا هواپیما ها بتوانند از میان ملخ خودمسلس را شلیک کنند بدون اینکه تیر به ملخ اصابت کند
بمب افکن های شیرجه روی اشتوکای آلمان در جنگ دوم جهانی مجهز به خلبان خودکار بودند که در صورت بیهوش شدن خلبان در حین شیرجه زدن بتواند از برخورد هواپیما با زمین جلو گیری کند
در عملیات فتح المبین نقبی به طول400متر زیر میدان مین عراقی ها زده شد تا جان بی کفان ارتش اسلام به پشت مواضع دشمن نفوذ کنند
هوا نیروز نیروی زمینی در سال 1341 با 6 هواپیمای سبک 1نفره متولد شد
اولین هنگ هوایی ایران متشکل از 3 گردان پروازی درسال1312 تشکیل شد
علی رغم پدافند هوایی مسکو یک فروند هواپیمای سبک آلمانی وارد میدان سرخ مسکو شد

Major

Major



no avatar
پست ها

584

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 17 بهمن 1385 02:53

آرشيو سپاس: 76 مرتبه در 43 پست

توسط majidjon13 » پنج شنبه 5 مهر 1386 21:18

انتونی فوکر با اختراع خود در جنگ جهانی دوم اجازه داد تا هواپیما ها بتوانند از میان ملخ خودمسلس را شلیک کنند بدون اینکه تیر به ملخ اصابت کند
..........................................

لطفا اگر کسي در اين مورد اطلاعاتي داره لطف کنه.

نظر خودم اينه که مسلسل کنار و بسيار نزديک به مرکز موتور ان قرار گرفته و از خود موتور براي اين

مورد استفاده کرده باشد.

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

949

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 22 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 29 اسفند 1384 14:31

آرشيو سپاس: 1621 مرتبه در 402 پست

توسط Reza 313 » جمعه 6 مهر 1386 00:11

majidjon13 نوشته است:انتونی فوکر با اختراع خود در جنگ جهانی دوم اجازه داد تا هواپیما ها بتوانند از میان ملخ خودمسلس را شلیک کنند بدون اینکه تیر به ملخ اصابت کند
..........................................

لطفا اگر کسي در اين مورد اطلاعاتي داره لطف کنه.

نظر خودم اينه که مسلسل کنار و بسيار نزديک به مرکز موتور ان قرار گرفته و از خود موتور براي اين

مورد استفاده کرده باشد.


شاید مطلب زیر که گزیده ای از سلسله مطالبی در مورد هواپیماهای جنگ جهانی اول هست بکارتون بخوره ....
-----------------------------------

پرواز برادران رایت

وقتي برادران رايت در روز 17 دسامبر 1903 در کيتي هاوک واقع در کاروليناي شمالي آمريکا، نخستين پرواز با هواپيماي موتور دار را انجام دادند، هيچکس تصور آنرا نمي کرد که اين وسيله نوظهور و تا حدي ظريف و شکننده تبديل به ابزاري مهلک و يکي از سلاح هاي مهم در ارتش هاي جهان گردد.

سال پس از پرواز برادران رايت، ايتاليايي ها اولين کشوري بودند که از هواپيما براي مقاصد جنگي سود بردند. 23 اکتبر 1911 يک خليان ايتاليايي به نام کاپيتان پيزا در جريان جنگ ايتاليا و عثماني، حين يک پرواز برفراز مواضع نيروهاي عثماني واقع در طرابلس ليبي، چند بمب دستي کوچک پرتاب کرد. عثماني ها ادعا کردند اين بمب به يک بيمارستان اصابت کرده و ايتاليايي ها را متهم به جنايت کردند اما اين موضوعي نبود که توجه سران و فرماندهان نظامي کشورهاي اروپايي را جلب کند. آنها به موضوعي مهم تر پي بردند و آن امکان استفاده از هواپيما در ارتش و بهره برداري از آن بعنوان يک وسيله اکتشافي بود.

با اين اوصاف صنعت هواپيمايي صنعتي جوان بود، هواپيما ها به صورتي ابتدايي ساخته مي شدند اسکلت بدنه و بالها از چوب بود که روکشي پارچه اي بر آن کشيده مي شد. بعضي از مدلهاي دو نفره حداکثر توانايي حمل يک دوربين عکاسي را داشتند و هيچ محلي براي حمل اسلحه پیش بینی نشده بود. در رده های بالای فرماندهی ارتش های اروپا نیز بر سر نوع و چگونگی استفاده از هواپیما برای مقاصد نظامی اختلاف نظر بود.



رولان گارو اولین تکخال جنگ جهانی اول

دلیل عمده مخالفان وجود اسب در یگان های سواره نظام بود که سروصدای موتور هواپیما باعث ترسیدن و رمیدن اسب ها می گردد. و موافقان آن معتقد بودند که هواپیما برخلاف بالن های شناسایی، توانایی تحت پوشش قرار دادن مناطق بیشتری از جبهه های نبرد احتمالی را دارا خواهد بود. فراموش نکنیم که آن زمان اروپا جوی ملتهب داشت و هر آینه احتمال وقوع جنگ می رفت. سرانجام کفه ترازو به نفع موافقان هواپیما سنگینی کرد و در ارتش های اروپایی یگان جدیدی برای تجهیز شدن به هواپیما تشکیل شد. هر چند که یگانی مستقل نبود و به عنوان زیر مجموعه نیروی زمینی و نیروی دریایی هر ارتش به شمار می رفت؛ انگلیسی ها آنرا سپاه سلطنتی پرواز، فرانسوی ها سپاه هوایی و آلمان ها به آن هواپیمایی ارتش نام نهادند.

روزهای آغازین
وقتی در روز 28 ژوییه 1914 با اعلان جنگ امپراتوری اتریش – مجارستان به صربستان، جنگ جهانی اول آغاز شد (که در فرصتی دیگر به دلایل شروع آن خواهیم پرداخت)، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپیما قدرت اول اروپا به شمار می رفت، پس از آن فرانسه و انگلیس قرار داشتند. در ماه های اول جنگ سه وظیفه برای هواپیما تعریف شده بود :

1. شناسایی و دیده بانی نقل و انتقالات نیروهای دشمن
2. شناسایی نقاط حساس و مهم مواضع دشمن
3. تنظیم و تصحیح آتش توپخانه خودی

هواپیماهای شناسایی یا اکتشافی معمولا دو نفره بودند که خلبان وظیفه هدایت هواپیما و دیده بان وظیفه شناسایی را بر عهده داشتند. در هواپیماهای اکتشافی وجود دوربین عکاسی ضرورت داشت اما وجود اسلحه چندان ضروری به نظر نمی رسید، چون یگان های پیاده نظام وظیفه جنگیدن را بر عهده داشتند و در سنگرها مشغول نبرد بودند.


هواپیمایی که رولان گارو روی آن مسلسل نصب کرد

تا مدتها خلبان ها بر اساس یک همیت حرفه ای سعی داشتند از صدمه زدن به همکاران خلبان خود پرهیز کنند. حتی اگر این همکار، خلبانی هواپیمای دشمن را بر عهده داشته باشد. اما سرانجام یک خلبان به این رسم حرفه ای پشت پا زد و با تپانچه ای که همراه داشت به سمت هواپیمای دشمن شلیک کرد ...

از آن پس بود که دیده بان ها به تپانچه و تفنگ مسلح شدند اما با وجود این امکان هدف گیری دقیق و رساندن آسیب جدی به هواپیمای دشمن مقدور نبود. در مرحله بعد مسلسل های جدیدی که برای حمل توسط هواپیما ساخته شده بود وارد کارزار شدند اما هواپیما ها آنقدر قدرتمند و محکم نبودند که بتوانند این بار اضافی را حمل کنند. پس در مرحله بعد موتور و بدنه هواپیما ها نیز قوی تر و محکم تر ساخته شدند. حال مشکل بعدی محل نصب و چگونگی نشانه روی آن توسط خلبان یا دیده بان بود.

ابتدا پایه مسلسل را روی بال هواپیما نصب کردند که توسط خلبان شلیک می شد. اما خلبان تسلط کافی بر آن نداشت و هدفگیری با آن مشکل بود. سازندگان هواپیما در آن زمان معتقد بودند که خلبان باید بتواند به راحتی بر سلاح هواپیمای خود تسلط داشته باشد و مستقیما شلیک کند. به عبارت دیگر خلبان باید بتواند هواپیمای خود را در مسیر هواپیمای دشمن قرار داده و شلیک کند. اما با ملخ موتور هواپیما چه باید کرد؟



مکانیسم ابداعی رولان گارو

یک خلبان فرانسوی به نام رولان گارو دست به ابتکار جالبی زد. او به این نتیجه رسیده بود که اگر بخواهد مسلسل هواپیمایش را در جلوی هواپیما و پشت ملخ موتور نصب کند حدود 7 درصد از گلوله هایی که شلیک می کند به ملخ هواپیما برخورد خواهند کرد. او برای اجتناب از برخورد گلوله با ملخ، ملخ موتور هواپیمایش را مجهز به سپرهای فلزی سه گوشی کرد که گلوله پس از برخورد به سپرها از مسیر منحرف شده و کمانه کنند. به این ترتیب به خود ملخ آسیبی نمی رسید.

او با این وسیله ابداعی که بر روی هواپیمای یک باله موران سولینه خود نصب کرده بود در اوایل آوریل 1915 وارد عرصه کارزار شد و در مدت اندکی موفق شد 5 هواپیمای آلمانی را سرنگون کند.

رولان گارو اولین تکخال تاریخ هوانوردی بود.

در آن ایام تکخال به کسی اتلاق می شد که کاری خارق العاده انجام دهد. نظیر پیروزی در مسابقات دوچرخه سواری تور دو فرانس . اما از جنگ جهانی اول به بعد کلمه تکخال مفهومی تازه پیدا کرد و تکخال پرنده به کسی گفته می شد که 5 هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد.


Fokker EIII


انتقام فوکرها
رولان گارو و هواپيمايش سردرگمي و دلسردي عجيبي ميان خلبانان و ديده بانهاي آلماني پديد آورد. آنها شاهد پيروزيهاي او بودند و مي گفتند گويي از لابلاي ملخهاي هواپيمايش شليک مي کند. اما مگر چنين چيزي ممکن است؟


ممکن يا غير ممکن گلوله هاي مسلسل گارو هدف خود را از لابلاي ملخها پيدا مي کردند و خلبان هاي آلماني مراقب بودند که به منطقه پروازي گارو وارد نشوند. هفته ها گارو يکه تاز آسمانهاي جبهه هاي نبرد در فرانسه بود. تا اينکه روز نوزدهم آوريل 1915 بخاطر نقص فني، رولان گارو مجبور به فرود اضطراري در پشت خطوط آلمانها شد.


آنتونی فوکر

خلبانهاي طرفين درگير نبرد دستور داشتند تا به محض فرود در خاک دشمن، هواپيماي خود را آتش بزنند تا به دست دشمن نيافتد. آتش زدن هواپيماي گارو نيز اهميت ويژه اي داشت. چون در صورت سالم ماندن هواپيما، آلمانها به اسرار سپر پشت ملخ پي مي بردند و آنها نيز از اين ابتکار سود مي بردند... اما گويي مقدر نبود که هواپيما آتش بگيرد، بدنه پارچه اي هواپيما بخاطر باران خيس بود و آتش گرفتنش غير ممکن. رولان گارو و هواپيمايش سالم به دست آلمانها افتادند. و هواپيماي موران سولنيه او تحت مراقبت شديد به برلين فرستاده شد تا مورد بررسي قرار گيرد.

فرماندهان عالي ارتش آلمان از آنتوني فوکر(1939-1890) طراح هلندي هواپيما که در خدمت ارتش امپراتوري آلمان بود، خواستند تا هواپيماي گارو و سيستم سپر پشت ملخ را مورد مطالعه قرار دهد. آنها از فوکر خواستند تا اگر امکان دارد مکانيزمي مشابه هواپيماي گارو براي هواپيمايي ارتش آلمان بسازد. اما فوکر که ذهني خلاق و مبتکر داشت معتقد بود که در سيستم گارو، دير يا زود بر اثر ضربات گلوله هاي مسلسل، ملخ هواپيما خواهد شکست. پس باید راه حل دیگری پیدا کرد. او طی محاسباتش به این نتیجه رسید که دو پره ملخ هواپیما در مدت یک دقیقه 2400 بار از مقابل لوله مسلسل عبور می کنند. پس اگر به طریقی بتوان مسلسل را تنها موقعی به کار انداخت که ملخ هواپیما در سر راه آن واقع نشده باشد به نتیجه مطلوب خواهد رسید.



آنتونی فوکر در حال آزمایش سیستم سنکرون کننده
شلیک گلوله با حرکت ملخ هواپیما


آنتونی فوکر و همکارش هاینریش لوبه روی مکانیزمی کار می کردند که بر اساس آن بتوان مسلسل را به هنگامی که ملخ هواپیما روبروی آن قرار گرفته است، از شلیک باز داشت. فقط کافی بود زمانهایی که پره های ملخ از مقابل لوله مسلسل عبور می کند، ماشه مسلسل چکانده نشود. بنابر این در تمام مدتی که مسلسل شلیک می کند ملخ در سر راه آن قرار نمی گیرد. دستگاه قطع کننده شلیک مسلسل ظرف 48 ساعت ساخته و آماده کار شد.

سپس فوکر آنرا با موفقیت روی یکی از هواپیماهای یک باله ای که طراحی و ساخته بود آزمایش کرد. هواپیماهای یک نفره، یک باله فوکر در مدتی کمتر از یک ماه به این مکانیزم مجهز شدند و در آسمان به شکار هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی پرداختند.

اولین پیروزی تایید شده با این سیستم نوظهور متعلق به ماکس ایملمن (1916-1890)، خلبان آلمانی بود که در تاریخ اول آگوست 1915 هنگامی که با یک فروند هواپیمای فوکر یک باله پرواز می کرد موفق شد یک هواپیمای انگلیسی از نوع B.E.2c دو نفره را سرنگون کند.



سیستم شلیک گلوله فوکر

مطبوعات انگلیسی این دوره یعنی شروع یکه تازی فوکرهای آلمانی در تابستان 1915 را "انتقام فوکر" نامیدند که این واژه در تاریخ نگاری جنگ جهانی اول به عنوان یک لغت کلیدی شناخته شده است. دورانی که خلبانهای دو طرف با مشاهده یکدیگر برای هم دست تکان می دادند تمام شد. اکنون نبرد سختی میان نیروهای هوایی دو طرف در جریان بود و تعداد هواپیماهای شناسایی و بمب افکن، روزبه روز بیشتر می گشت.

هواپیماهای یک نفره مسلح به مسلسل که هواپیمای پیشاهنگ (جنگده های امروزی) نامیده می شدند، برای محافظت از هواپیماهای شناسایی و بمب افکن خودی و سرنگون کردن هواپیماهای شناسایی و یا بمب افکن دشمن به پرواز درمی آمدند. پرواز با این نوع هواپیماها به مهارت و شهامت زیادی احتیاج داشت و بهترین خلبانانی که با این نوع پرواز می کردند به عنوان تکخالهای پرنده جنگ جهانی اول شناخته شده و به شهرت رسیدند....

منبع : http://poroge.parsiblog.com/
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند ....


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 3 مهمان