در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

میوه ممنوعه حاج یونس یا میوه ممنوعه صدا و سیما؟

توسط Leila » سه شنبه 17 مهر 1386 02:31

امروزه در رسانه های حرفه ای دنیا، روشهای انتقال غیر مستقیم اطلاعات، بعضا بهتر و نتیجه بخش تر از روشهای مستقیم انتقال اخبار و تحلیلها هستند. با توجه به این که رسانه صد در صد "بی طرف" در هیچ کجای دنیا وجود نداشته و ندارد، رسانه های حرفه ای سعی می کنند پیامشان را بطور "غیر مستقیم" به مخاطب بدهند.

روشن تر بگویم، مثلا در شبکه خبری چون فاکس نیوز، مدیران شبکه سعی می کنند پیامشان را نه با حرف مجری و خبر خوان و کارشناس، که با استفاده از عواملی چون انتخاب تصویر، صدا، نور پردازی، زیر نویس، سر خط خبر و... بطور غیر مستقیم به مخاطب برسانند.

به عبارت دیگر، رسانه های حرفه ای با "ناخودآگاه" مخاطب کار دارند و برای تاثیر گذاری بر آن تلاش می کنند.

برگردیم به سریال خودمان.

"میوه ممنوعه" هم از لحاظ کارگردانی و ساختار، و هم از لحاظ سوژه و متن، یکی از قوی ترین سریالهای سالهای اخیر صدا و سیما در ماه مبارک رمضان است. به همین دلیل است که با وجود ساعت پخش نامطلوب، دامنه وسیعی از مخاطبان را جذب نموده و این روزها تقریبا در هر کوچه و بازاری حرف از "حاج یونس" و "هستی" است.

"حسن فتحی" کارگردان این مجموعه، تجربه ساختن کارهای ارزشمندی چون "مدار صفر درجه" را دارد. "علیرضا کاظمی پور" هم به اعتقاد من کار بسیار هوشمندانه ای کرده و نوشتن دیالوگها را بر عهده "علیرضا نادری" گذاشته و ترکیب این دو نفر، متن بسیار قوی و جذابی را (حتی قوی تر از متن های قبلی کاظمی پور چون گمگشته، کمکم کن، مسافری از هند، او یک فرشته بود و...) ساخته است.

از لحاظ محتوایی، میوه ممنوعه دارای ظاهری موجه و مطلوب، همراه با شاخص های مورد نظر صدا و سیما برای سریال های ماه رمضان می باشد. گرچه انتقاداتی هم نسبت به آن شده و می شود، اما در مجموع و بر اساس پیش بینی هایی که در مورد پایان سریال می شود، به نظر می رسد این سریال یک تم مذهبی داشته و دارای پیامی معنوی است.

این که ظاهر این سریال، مذهبی است و این که کارگردان آن، اعتقاد دارد به قول خودش "یکی از مذهبی ترین مجموعه های بعد از انقلاب" را ساخته است را داشته باشید.

اکنون بیایید با آن توضیحی که در مورد عملکرد رسانه های حرفه ای در تاثیر گذاری بر "ناخود آگاه" مخاطب دادم به "میوه ممنوعه" برگردیم.

اجازه بدهید با این دید چند عنصر را در "میوه ممنوعه" بررسی کنیم. چشمهایتان را ببندید و فقط به میوه ممنوعه فکر کنید. حالا هر کدام از واژه هایی که می نویسم را، صرفا با توجه به دیده ها و شنیده هایتان در "میوه ممنوعه"، برای خودتان توضیح دهید:

۱- تسبیح: نماد ریا، آنچه در دستان تمام آدمهای بد سریال دیده می شود. وسیله ای برای اثبات مومن بودن حاج یونس. چیزی که جلال فتوحی یک لحظه از دستش جدا نمی کند و دائم با آن بازی کرده، از این دست به آن دست می دهد. شیئی که همه پولدار های خبیث سریال آن را دارند.

۲- ریش: به همراه تسبیح یکی از ملزومات پول دار شدن است. پدیده ای که آدمهای بد سریال موقع فکر کردن دستشان را به آن می کشند. بخشی از هویت جلال و حاج یونس فتوحی.

۳- حاج آقا: پیشوند نام کسانی است که شکمهای گنده دارند و پس از سالها فعالیت در بازار پول و پله حسابی به هم زده اند. خباثت در ذاتشان نهفته و ظرف چند جلسه دل می بازند. کلمه ای برای ابراز احساسات، آن جا که "هستی" با صد عشوه و ناز، یونس فتوحی را فقط "حاج آقا" می خواند و برای ازدواجشان شرط و شروط می گذارد. بی حرمت ترین کلمه ی سریال. جلال پدرش را "حاج آقا" صدا می کند و آنگاه حسابی لیچار بارش می کند: "دارم برات حاج آقا..."

۴- مسجد: کانون انسانهای درب و داغان. محلی برای مشاوره تجدید فراش. دار النفاق. جایگاه اشخاص بی اراده و هوسبازی چون حاج یونس.

۵- نماز: بی اثر ترین فاکتور دین. شخصی مثل حاج یونس می تواند ۶۰ سال نماز خوانده باشد و به قول خودش دو رکعت نماز هم بدهکار خدا نباشد، آن وقت مثل نوجوانان تازه بالغ، دل و دین ببازد. وسیله ای برای آه و ناله و گریه و زاری. دستمال یزدی. همسر حاج یونس، "قدسی"  ممکن است ساعتها بر سجاده بنشیند و گریه و زاری کند و اشکهایش را با گوشه چادر نمازش پاک کند بدون این که تاثیری در زندگیش داشته باشد.



۶- چادر: نماد بدبختی. مهمترین شاخص بانوان کتک خور. دختر بزرگ حاج یونس در حالی که از سایر زنان سریال رنگ و رو رفته تر و سیاه بخت تر است، چادرش از همه محکمتر است و حجابش کاملتر (از این به بعد بیشتر به این نکته دقت کنید). ضمن این که این خانم محجبه، شدیدا خرافاتی هم هست و مشکلات خانواده فتوحی را ناشی از "چشم حسود" می داند. چیزی که معمولا با اشک و آه همراه است. وسیله ای برای سیاه کردن تصویر.

۷- دین: کشک. پدیده مزاحمی که نقشی در زندگی اشخاص دین دار ندارد. یا اگر دارد هم تنها نقشش "منفی" است. در واقع یک خانواده دین دار به راحتی ظرف یک مدت کوتاه می تواند از هم بپاشد در حالی که مومن ترین شخص خانواده، که خود پدر خانواده است، عامل از هم پاشیدن خانواده می شود. وسیله ای برای کسب پول و اعتبار.  پولداران خبیث سریال دارای ریش، تسبیح و ظاهری متشرعند. منشا نفاق و خباثت. "هستی"، "فرزاد"، "شایگان" هیچ نشانه مذهبی ظاهری ندارند اما حداقل صادقند و متظاهر نیستند. اما در عوض مذهبی های سریال تا دلتان بخواهد منافق و دو رو تشریف دارند.

۸- عقد شرعی: آنچه سبب از هم پاشیدن خانواده ها می شود. سریالی بیاد دارید که مرد خانواده با زن دومی ارتباط داشته باشد و این ارتباط نامشروع و "غیر شرعی" بوده باشد؟ هرگز. در "میوه ممنوعه" و سایر سریالهای تلویزیونی زمانی که پای زن دومی به میان می آید، مرد خانواده یا تصمیم می گیرد وی را به عقد موقت خود در بیاورد یا با وی ازدواج دائم بکند. که در هر دو صورت خانواده آن مرد از هم می پاشد. در واقع این عقد شرعی در اینجا یک عامل مزاحم است. چرا که اگر همان مرد بخواهد مخفیانه و نامشروع با یک زن ارتباط داشته باشد(نظیر نود و نه درصد ارتباطات مردان جامعه ما با زن دوم)، به جایی بر نمی خورد و خانواده ای از هم نمی پاشد. در حقیقت تمایل مردان به عقد کردن زنان دوم و تجدید فراش شرعی(دائم یا موقت) عامل اصلی ویرانی بنیان خانواده ها در این شرایط است. مشخص نیست حاج یونس فتوحی که با چند جلسه صحبت و نگاه، به قول خودش دین باخته، چطور همچنان پابند مسائل شرعی باقی مانده که تصمیم دارد ارتباطش با هستی حتما "شرعی" بشود؟!!(لطفا کمی بیشتر به این موضوع فکر کنید).

۹- زن در اسلام: بدبخت. بیچاره. خانه نشین. یا کتک خور و خرافاتی است یا شوهر متدینش بعد از سی سال هوسباز می شود و وی را مثل موش از خانه و زندگی اش بیرون می اندازد، یا با پدر و مادر مذهبی اش قهر کرده و اجازه ورود به خانه پدری اش را ندارد. در عوض "هستی" که نه چادر دارد نه پدرش مذهبی است و نه هیچ چیز دیگرش، یک کارخانه را روی انگشتش می چرخاند. با عرضه است. از عهده بدهکاری و بستانکاری و چک و سفته بر می آید. اهل تسویه حساب و پرداخت حقوق و فیش بانکی و ... است. همزمان سه خانواده را با اعمالش تحت تاثیر قرار می دهد. آزاد است. شیر زن است. کار درست است. صادق است. احساسات مخاطب را بر می انگیزد.

۱۰ - غیرت: وسیله ای برای اعمال زور. یکی دیگر از مظاهر نفاق. چیزی که در اثر ته کشیدن مغز و منطق، در جلال فتوحی شعله می کشد. آنجا که وقتی پای منافعش به میان می آید، در قبال مادر و خواهرانش "غیرتی" می شود و زمانی که منافعش در خطر باشد، به پدرش پیشنهاد همسر صیغه ای می دهد.

قبول دارید که با شنیدن این ده کلمه، تصویری مطابق با توضیحاتی که دادم، یا حداقل مشابه آن در ذهن و "ناخودآگاه" شما نقش می بندد؟ اگر قبول ندارید لطفا نظراتتان را با من در میان بگذارید.

ممکن است بگویید پایان سریال همه چیز تغییر می کند و آن نتیجه مطلوب بدست می آید. این توجیه اصلا قابل قبول نیست. وقتی بیست و پنج شب(تا به الان که این مطالب را می نویسم)، ذهن مخاطب با آنچه گفتم بمباران می شود این که در یکی دو قسمت همه چیز عوض شود و دنیا گلستان شود چه فایده ای دارد؟

با این توصیفات، به نظر شما "میوه ممنوعه" در جهت تقویت دین و ایمان مردم ساخته شده یا در خلاف جهت آن؟ فکر می کنید علت این که قوی ترین سریال صدا و سیما در ماه مبارک رمضان در سالهای اخیر اینچنین از آب در آمده، آگاهانه بوده یا نا آگاهانه؟ میوه ممنوعه ای که حاج یونس به آن نزدیک شده، همان میوه ممنوعه ای نیست که سیاستگذاران صدا و سیما سالهاست به آن دست یافته اند و نسبت به آن بی توجهند؟

اشکال کار کجاست؟!!


ksabz
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

309

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 28 تیر 1385 09:37

آرشيو سپاس: 69 مرتبه در 24 پست

توسط Galadriel » سه شنبه 17 مهر 1386 12:52

دوست من، اسلامی که به انسان ارث رسیده باشه، ازین بهتر از آب در نمیاد :-(
تعداد بسیار کمی از مسلمانان و به ظاهر مومنین ما دینشون رو خودشون انتخاب کردن، اگه یک نفر از شما بپرسه چرا دینت اسلامه، چه جوابی میدی؟
مطمئنا میگی چون پدرو مادرم مسلمان بودن، من هم مسلمان هستم...
اما کسی که دینش رو با دید باز انتخاب کرده باشه، چند صباحی رو را با ادیان دیگه، به خصوص ادیان آسیائی گذرونده باشه، تازه می فهمه اسلام یعنی چی...
میفهمه ذکر، نماز، تسبیح و... یعنی چی...
اشکال کار اینه که خودمون انتخاب نکردیم که مسلمان باشیم یا نه...
به زور پدر و مادر مسلمان شدیم :-o
وقتی هنوز خورشید نبود، زمین و آسمون نبود وقتی اثر از خلقت و نشونی از کهکشون نبود، نفس نبود، صدا نبود، هوا نبود
خدا خودش تنها نشست، قصه عالم رو نوشت، از جنس عشق شهرکی ساخت، اسم اونو گذاشت بهشت، از آب و خاک و گل اون، پیکر آدم رو سرشت

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

286

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 آبان 1385 22:43

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 12 پست

توسط taktaz » سه شنبه 17 مهر 1386 16:59

من اصولا زياد برنامه هاي تلويزيون خودمون رو نگاه نميكنم ولي اون روز توفيق اجباري شد يه قسمتش رو ديدم
صحنه اي رو نشون ميداد از مسجد بنظرم نكته جالبي داشت (نميدونم آگاهانه يا نا آگاهانه) كه اكثر نفرات مسجد سنين ميانسال به بالا بودند و زياد از جوونا خبري نبود به نظرم خيلي واقعي بود ضمنا با صحبتهاي Leila هم كاملا موافقم دستمريزاد زدي به هدف.
هر چه بالاتر ميروي , در نظر آنان که پرواز نميدانند کوچکتر به نظر ميرسي (آندره ژيد)


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 5 مهمان