جديدترين اخبار مربوط به هوانوردي نظامي و غيرنظامي را در اين بخش بخوانيد
Moderator

Moderator



no avatar
پست ها

2647

تشکر کرده: 707 مرتبه
تشکر شده: 81 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 خرداد 1386 19:41

آرشيو سپاس: 15736 مرتبه در 1685 پست

تجهيز هواپيماهاي آمريکا براي...!؟

توسط Shahbaz » پنج شنبه 3 آبان 1386 11:22

بودجه 90 ميليون دلاري تجهيز هواپيماهاي آمريکا براي حمله به ايران
گسترش اين نوع بمب‌ها براي پاسخ به عملياتي است که نياز به واکنش سريع دارد. سناتور ايالت «ويرجينيا» مي‌گويد: گمان من آن است كه اين تجهيزات، براي به‌کارگيري در ايران است، زيرا افغانستان تجهيزات زيرزميني ندارد و تا آنجا كه ما مي‌دانيم، اين تجهيزات در عراق هم کاربرد ندارند.اقدام مشكوك دولت بوش در تقاضاي بودجه 90 ميليون دلاري براي نوع خاصي از بمب‌افكن‌ها كه بدون هرگونه اطلاع‌رساني انجام شده بود، نمايندگان كنگره را حساس كرده كه آيا اين اقدام براي زمينه‌چيني جمله به ايران انجام مي‌گيرد؟!

ديروز چند تن از نمايندگان دمکرات، پرسش‌هايي را درباره درخواست بودجه 88 ميليون دلاري دولت بوش براي تجهيز بمب‌افکن‌هاي «استيلث بي.2» به بمب‌هاي نفوذپذير مطرح كردند؛ پيشنهادي که دولت بوش روز دوشنبه به کنگره فرستاد و همچنين درخواست بودجه نزديک 200 ميليون دلاري درباره جنگ عراق و افغانستان، با اين پيشنهاد ارايه شد.

اين پيشنهاد شامل مبلغ 87.8 است و در آن خواسته شده بمب‌هاي مخرب و قابل نفوذ معروف به «ام. او. پي» ـ که طراحي آنها براي اهداف زيرزميني است ـ قابل حمل با هواپيماهاي بمب‌افکن «بي-2» باشد.در اين باره، يکي از اعضاي دولت بوش اعلام کرد: گسترش اين نوع بمب‌ها براي به‌کارگيري در هواپيماهاي «بي-2» براي پاسخ به عملياتي است که نياز به واکنش سريع دارد، اما او جزييات بيشتري را بيان نكرد.
«جيم مک درمونت»، نماينده ديگر دمکرات ايالت واشنگتن نيز گفت، از ارايه بودجه از سوي دولت بوش در اين زمينه بسيار نگران بوده و نيز با توجه به سخنان هفته گذشته بوش، نگراني او دوچندان شده است.
او همچنين مي‌گويد: طبل‌هاي جنگ بار ديگر به صدا درآمده‌اند و اين بار نيز نوبت ايران است، اما ما تا آنجا كه فرصت و توان داريم، بايد از رخ دادن آن جلوگيري كنيم.

هرچند برخي مقامات آمريکايي، ادعا مي‌كنند اين تجهيزات براي به‌کارگيري در سال 2009 و 2010 است، اما در آن هنگام ديگر دولت بوش وجود ندارد که بخواهد از آنها استفاده كند.




«تابناك» به نقل از «رويترز»،

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 3 آبان 1386 16:29

هیروشیما بغداد

افزایش سلاحهای اورانیوم رقیق شده،
مصیبت بهداشتی،
مناطقی که در نقشۀ جغرافیایی
حذف می شوند [/
align]

« تمدن ماشینی به آخرین مرحلۀ توحش خود می رسد. از این پس و در آینده ای کمابیش نزدیک می بایستی بین خودکشی دسته جمعی و استفادۀ هوشمندانه از پیروزیهای بشر، دست به انتخاب زد.»

آلبر کامو در فردای هیروشیما
در روزنامۀ مبارزه، 8 اوت 1945

شصتمین سالگرد هیروشیما و ناکازاکی در آمریکا در کمال احتیاط برگزار شد، و در فرانسه نیز رسانه ها کمتر شهامت اینرا یافتند تا از تأویل رسمی چنین واقعه ای فاصله بگیرند و به حادثه ای بپردازند که  جهان را به اوج بربریتی سوق داد که در تاریخ بشریت بی سابقه بود. در سال 1991 یعنی دقیقا در پایان جنگ سرد که تعادل وحشت آمیزی را حفظ کرده بود، جنگ اتمی جدیدی آغاز شد. ولی این جنگ در سکوت و با تبانی جامعه بین المللی براه افتاد. این جنگ اتمی جدید در واقع علیه کشورهای بی دفاع براه افتاد تا به بلند پروازیهای استراتژیک آمریکا جامۀ عمل بپوشاند.و باید دانست که در کوران چنین جنگهایی بشکل گسترده از سلاحهایی استفاده  شد که اورانیوم رقیق شده نامیده اند. اورانیوم رقیق شده زبالۀ اتمی بوده و فوق العاده مسموم کننده است. این زبالۀ اتمی محیط طبیعی را برای چند میلیارد سال آلوده می سازد و نزد مردمانی که در مجاورت این ماده زندگی می کنند انواع و اقسام سرطان، لوسمی، تخریب سیستم تولید نسل و تولد هیولایی و نتایج آن روی خصوصیات ارثی ژنتیک را موجب می گردد که غیر قابل ترمیم است. بهمان شکل که آلودگی تحت تأثیر آزمایشات اتمی و سوانحی نظیر چرنوبیل، اورانیوم رقیق شده مرز مشخصی ندارد و مردم نیم کرۀ شمالی عناصر اکسید اورانیوم را از سال 1991 تنفس می کنند . در عراق، در یوگوسلاوی و در افغانستان...

هیروشیما : انقلاب علمی
5 سپتامبر 1945دیلی اکسپرس Dally Express
اولین روزنامه نگاری که پس از واقعه به هیروشیما راه یافت
ویلفرد بورشت Wulfred Burchett
[/align]
« در هیروشیما، سی روز پس از انفجار اوّلین بمب اتمی که تمام شهر را به تل خاکستر بدل کرده و جهان را نیز در بهتی عظیم فرو برده بود، افرادی که از جهنم آنی جان سالم بدر برده بودند، بشکل دیگری بحال مرگ افتاده اند. مرگی اسرارآمیز، دهشتناک و ناشناخته که هیچ اسمی برای آن پیدا نمی کنم مگر طاعون اتمی. بدون هیچ دلیل روشنی مریض می شوند. بی اشتهایی، ریزش مو، ظاهر شدن لکه های کبود روی اعضای بدن. و سپس خونریزی می کنند، از دهان و بینی و گوش...»


8 اوت 1945 روزنامۀ لوموند Le Monde تخریب کامل و آنی هیروشیما را بعنوان «انقلاب علمی» قلمداد کرد. نابود ساختن دو شهر ژاپنی و «بحالت تبخیر در آمدن» ساکنین آنها(100000 در هیروشیما و 50000 در ناکازاکی) تا مدتها بعنوان خشونتی ضروری برای پایان بخشیدن به جنگ جهانی دوّم معرفی می شد. امروز حتی روزنامۀ «نوول ابسرواتر» Le Nouvel Observateur که به محافل صنعتی وابسته است، اعتراف می کند که چنین جنایاتی علیه بشریت بیهوده بوده است و مغهوم واقعی آن را باید در منافع آمریکا جستجو کرد و بطور مشخص در خنثی ساختن اتحاد جماهیر شوروی(که به آمریکا قول داده بود علیه ژاپن وارد جنگ شود) و آغاز جنگ سرد. در واقع رئیس جمهور ترومن Truman از سوی سرویسهای اطلاعاتی آگاه شده بود که تسلیم شدن ژاپن امری ست که تحقق آن از چند روز فراتر نمی رود. انفجار دو بمب روی شهرهای ژاپنی فرصتی بود برای آزمایش کردن بمب اورانیوم و بمب پلوتونیوم در موقعیت واقعی و در عین حال نمایشی بود از قدرت مطلقۀ آمریکا در مقابل جهانیان.
امروز حدود 300000 نفر در ژاپن هنوز از تأثیرات تشعشعات اتمی رنج می برند و آنچه بیش از همه ندیده گرفته شده، بعد روانی آن است. مقامات رسمی ژاپن تمایلی به طرح چنین مسائلی ندارند و «ایباکوشا» Ibakusha یعنی افرادی که تحت تأثیر تشعشعات اتمی هستند گویی که به جامعۀ ژاپنی تعلق ندارند. در سال 1950 تعداد قربانیان بمباران اتمی در هیروشیما به دو برابر رسید (200000) و در ناکازاکی به سه برابر افزایش پیدا کرد (140000). بمبارانهای«درسد»    Dresde در 13 و 14 فوریۀ 1945 (135000) و یا توکیو در 10 مارس که زیر بمبهای آتش زای آمریکا به خاکستر تبدیل شده بود بین 80000 تا 100000 کشته بر جای گذاشت هیچکدام توجیح نظامی نداشتند. با این وجود تفاوت این نوع بمبارانها با بمباران اتمی که در 6 اوت 1945بوقوع پیوست، این است که تشعشعات اتمی هنوز پس از پایان جنگ قربانی می گیرد.

[align=center]ا[b]
ورانیوم رقیق شده : جنگ نوین اتمی
[/b]
لورن موره Leuren Moret متخصص تشعشعات اتمی، ژوئیه 2004
«...ایالات متحدۀ آمریکا و متحدین نظامیش چهار جنگ اتمی با بمب و سلاحهای کثیف را علیه کشورهایی براه انداختند که می خواستند تحت سلطۀ خود در آورند. این تسلط از راه پراکندن گردهای معلق در هوا ست، اورانیوم رقیق شده بشکل دائمی مناطق گسترده ای را مسموم خواهد کرد و مردمانی را که در این مناطق زندگی می کنند از حق وراثت ژنتیک خود محروم می کند. و به این ترتیب است که حاکمیت ایالات متحدۀ آمریکا و یارانش تثبیت می شود.»

پس از آزمایشات سلاحهای اورانیوم رقیق شده در صحنۀ واقعی جنگ در خلیج فارس، بسال1991، استفاده از این نسل از سلاحهای اتمی بحالت عادی و رایج در آمد و در بی تفاوتی عمومی گسترش یافت. هر جنگ جدید «بشر دوستانه» ( بوسنی، کزووو، افغانستان...) فرصت تازه ای ست جهت آزمایش سلاحهای جدید با توان تخریبی بیش از پیش عظیمتر. مسموم شدن مناطق به اورانیوم رقیق شده تا چندین میلیادر سال دوام خواهد آورد و نتایج آن برای مردمانی که در این مناطق و مجاورت آن زندگی می کنند عبارت است از : افزایش سرطان، لوسمی (لوکمی که از جمله سرطانهای غیر قابل علاج است)، بیماریهای متعدد دیگر، و مختل ساختن سیستم تولید نسل و تولد هیولایی...(مترجم : کمابیش مشابه با آنچه بنام کودکان دی اکسین در آسیای دور ملاحظه می کنیم)  

آلبرت اسپیر Albert Speer وزیر جنگ در زمان هیتلربسال 1943 قصد داشت برای ساخت بمبهایش اورانیوم را بجای تونگستن Tungstène بکار ببندد  که دیگر نمیتواست از پرتقال وارد کند. از سوی دیگر مقامات طرح مانهاتان نیز قصد داشتند برای ساخت بمبهایشان از اورانیوم استفاده کنند و به این هدف که به مردم کشور متخاصم بیشترین خسارات و تلفات را وارد سازند.  
لورن موره توضیح می دهد که « هدفشان این بود که از اورانیوم بعنوان گاز جنگی استفاده کنند، به این ترتیب که آنرا بشکل عناصر میکروسکوپی در سطح زمین پرکنده سازند و سپس آنرا به آتش  ببندند. جراحاتی که از این راه به افراد وارد می شود هنوز غیر قابل علاج است. چنین رؤیایی پنجاه سال بعد جهت برتری نظامی آمریکا تحقق پذیرفت.»
در حال حاضر سلاحهای اورانیوم رقیق شده بدلیل خصوصیات آن واجد دو برتری نظامی است. سلاحی ست که در هر جداری نفوذ می کند و آتش زاست. براحتی در بدنۀ زره پوش و تانک نفوذ می کند و آنرا کاملا به آتش می کشد. تانکهای آبرام مسلح به چنین گلوله هایی هستند. مضافا براینکه در جدار پناهگاههای بتونی و بونکرهای زیر زمینی نیز تا دهها متر نفوذ می کند. و علاوه بر تمام این موارد سلاحی ست که بسیار ارزان تمام می شود.


[b[b[align=center]]]زباله های اتمی بازسازی شده بعنوان اسلحۀ کلاسیک[/b][/b]]
مسمومیت اورانیوم رقیق شده دوبرابر است. مسمومیتی که از نظر شیمیایی ایجاد می کند، دوبرابر دیگر فلزات سنگین است. ولی قویا مسمومیت رادیوآکتیو تولید می کند. اورانیوم رقیق شده عبارت است از زبالۀ رادیو آکتیو که از اورانیوم غنی شده جهت رآکتورهای نظامی و غیر نظامی بکار می برند، و حاوی 0،2 در صد اورانیوم235 و 99،75 درصد اورانیوم 238 است و عمر آن معادل 4،5 میلیارد سال یعنی عمر کرۀ زمین است. آنرا از این جهت رقیق شده می نامند زیرا فعالیت آن 40 درصد کمتر از اورانیوم طبیعی است. ولی چنین رابطه ای بدین مفهوم نیست که خطر کمتری دارد. در واقع اورانیوم طبیعی به مقدار 1 تا 3 در میلیون در طبیعت وجود دارد، در حالیکه مواد معدنی هزار بار غلیظتر است. در ثانی اورانیومی که در سلاحها بکار می رود با اورانیومی که محصول فعالیت مراکز غنی سازی و حاوی اتمهای شکسته شده و قویا رادیو آکتیو است مثل اورانیوم 236 و پلوتونیوم238Plutonum و  239و تکنتیوم 99 Technétiumیا روتنیوم 106Ruthéniumکه موجب مسمومیت می شوند. بعلاوه فعالیت آن با گذشت زمان افزایش پیدا می کند.


[[align=center]b]اسطورۀ جنگ پاک [/b]


سلاحهای جدید اورانیوم رقیق شده از عناصر اسطورۀ جنگ پاک و جراحی کننده است، و تنها به این علت که مثل بمب اتمی کلاسیک موجب بوجود آمدن آن قارچ غول آسا نمیشود ولی باید دانست که ضایعاتی که بوجود می آورد به همان اندازه مخرب و گسترده است. پس از آزمایشات اولیه در سالهای 1970 در لوس آلاموس ( در آمریکا)، این سلاحها در بعد واقعی در جنگ علیه عراق بسال 1991 و سپس در سال 1994 و 1995 در بسنی و در سال 1999 در کسزوو و در سربی و افغانستان آزمایش شدند و تمام بمبهای پرنده در این جنگها حاوی اورانیوم رقیق شده بوده اند. پس از اعلان رسمی پایان جنگ خلیج، ارتش آمریکا در طول سه روز بیش از یک میلیون بمب اورانیوم رقیق شده بروی هزاران پناهنده و سرباز عراقی که در حال عقب نشینی روی جادۀ بصره بودند، پرتاب می کند ( که البه نقض مادۀ 3 قرارداد ژنو محسوب می شود). در میان شاهدین چنین قتل عامی کارول پیکو Carole Picou  که عضو خدمات بهداشتی ارتش آمریکاست و خود او امروز در حد صد در صد معلول شده است، از فجیع بودن صحنۀ اتوبان مرگ گزارش می دهد و اجسادی را بیاد می آورد که کاملا سوخته و جزغاله شده بودند.

[align=center]مسمومیت اورانیوم رقیق شده دو برابر است

به گفتۀ پروفسور A.Durakovic رئیس بخش پزشک هسته ای در دانشگاهGeorgetownde  در نیویورک مشاور پنتاگون :
«اورانیوم رقیق شده زمانی مسموم کننده است که بشکل غبار وارد دستگاه گوارشی و یا در دم و بازدم وارد بدن می شود، در اینصورت از هر سمّی که تاکنون علم به شناخت آن نائل آمده، خطرناکتر است.» در حالیکه خصوصیت شیمیایی مسموم کنندۀ اورانیوم رقیق شده پیوسته از جانب مقامات رسمی تکذیب شده است. در هنگام برخورد به هدف اورانیوم رقیق شده تحت تأثیر اکسیژن آتش می گیرد و حرارت خارق العاده ای تولید می کند  °1130 که 10 تا صد در صدر اورانیوم را مبنی بر نوع بمب بحالت بخار در می آورد. زمانی که بروی زمین نشست می کنند، براحتی بحالت معلق در می آیند. روشن است که باد و باران این مواد را در اطراف و در فواصل مختلف تا صدها کیلومتر با خود حمل می کنند...مخازن آب زیر زمینی، آب، گیاهان و حیوانات( حیوانات را مبتلا به همان بیماریهایی می سازد که نزد انسان مشاهده می شود) و بطور کلی طبیعت و تمام زنجیر تولیدات غذایی را مسموم می سازد. آلودگی به اورانیوم رقیق شده از سه راه امکانپذیر است : تنفس، و نوشیدن آب یا شیر و بطور کلی غذای آلوده، و از راه جراحت ( اورانیوم رقیق شده وارد جریان خون می شود). از راه تنفس خطرناکترین آنهاست. مسمومیت شیمیایی در وحلۀ نخست به کلیه مربوط می شود (و سپس کبد) و  مسمومیت رادیو اکتیو ششها.
...
نتایج یک گروه تحقیقاتی در شش منطقه در جنوب عراق نشان داده است که گیاهان سه برابر بیش از حد معمول رادیو آکتیو متصاعد می کنند. در این مناطق 900000 تن از گیاهان و یک سوم حیوانات آلوده شده اند. در بین کودکان کمتر از پانزده سال که مورد آزمایش پزشکی قرار گرفته اند، 70 در صد آنان در مجاورت تشعشعات بوده و آلوده شده اند.

مردمانی که در مناطق بمباران شده زندگی می کنند محکوم به تحمل پرتوهای رادیو اکتیو هستند. تفاوت مردمان بومی و سربازان کشورهای اشغالگر در این است که مردم این مناطق در تمام طول زندگی خود در مجاورت آلودگی رادیو آکتیو خواهند بود، در حالیکه سربازان پس از مدت کوتاهی به کشورشان باز می گردند. تفاوت دیگر آنها در اینجاست که سربازان به محض باز گشت می توانند بشکل جامعه مدنی و در خواست قرامت کنند و سپس تحت معالجه قرار گیرند. در حالیکه مردم بومی چنین مناطقی غالبا حتی از وجود چنین خطری بی اطلاع هستند. بیمارستانهای عراقی، یعنی بیمارستانهایی که از بمباران جان سالم بدر برده اند، توان عملیاتی ندارند. پیش از دوران جنگ عراق واجد مدرنترین بیمارستانهای منطقه بود و مجرب ترین پزشکان عراقی در آنها فعالیت می کردند. بسیاری از این پزشکان همانند متخصصین و روزنامه نگاران دیگر سیستماتیکمان و بشکل اسرار آمیزی بقتل رسیده اند.
جهانی شدن آلودگی رادیولوژیک

اگر چه سمّی بودن اورانیوم همواره از جانب مقامات رسمی تکذیب شده است، با این وجود از سال 1974 گروه تحقیقاتی وابسته به وزرات دفاع آمریکا در مورد مسمومیت مضاعف این ماده هشدار داده است. زمانیکه گلوله اورانیوم به هدف اصابت می کند، در مجاورت اکسیژن حرارت فوق العاده ای متصاعد می سازد (5000 درجۀ سانتی گراد) که موجب تبخیر 10 تا 100 درصد اورانیوم براساس نوع گلوله می شود. به این ترتیب هر گلوله ای که از یک تانک آبرام شلیک می شود بین 1000 تا 3000 گرم غبار تولید می کند. براساس تحقیقات لئونارد دیتز Léonard Dietz تنها 5 میکرون از این عنصر معدل 1،360 rem یعنی 300 بار بیشتر از حد مجاز برای کارکنان مراکز تولید انرژی هسته ای در طول یکسال. عناصر مولکولی غیر قابل حل و تخریب ناپذیر بعلاوه مخلوطی از رادیو نوکلئیدها Radionucléides در آتمسفر پراکنده می شوند. هنگامی که بزمین نشست می کنند، براحتی بحالت معلق در می آیند و توسط باد و باران تا دهها و حتی صدها کیلومتر پراکنده می شود : زمین ، آب و مخازن آب زیر زمینی، گیاه و حیوانات(به بیماریهایی مشابه نزد انسان مبتلا می شوند)، و تمام اینها بدین معنا ست که زنجیر تولیدات کشاورزی و مواد غذایی کاملا آلوده می شوند. آلودگی منطقۀ خلیج فارس به همان شدتی ست که بمبارانهای روباه صحرای ویلیام کلینتون در سال 1998 و حملات پیاپی در مناطقی که بشکل غیر قانونی توسط آمریکا، انگلیس و فرانسه برای عراق ممنوع شده بود. و محاصرۀ جنایتکارانۀ جامعۀ بین الملل در سال 1990 هر گونه اقدام پیشگیری کننده ای را در این زمینه ناممکن ساخت و مواد مولکولی با باد و باران در طول پانزده سال در حال پراکنده شدن هستند. کشورهای همسایه طبیعتا از چنین فاجعه ای در امان نیستند.نتایج چنین آلودگی در پی جنگهای پیاپی علیه یوگوسلاوی، افغانستان و عراق به دروازه های یونان رسیده است، به اسرائیل، عربستان صعودی، پاکستان، ترکیه، سوریه، لبنان، آلبانی، مقدونیه، فلسطین، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، چین و هند. امروز پیشبینیها حاکی از این امر هستند که آلودگی اورانیوم رقیق شده بطرف نیمکرۀ شمالی در حال گسترش است و بزودی تمام کرۀ زمین را احاطه خواهد کرد.

AIEA  مرگ بیش از نیم میلیون نفر را در عراق پیشبینی می کند.  
آلودگی محیط زیست برای بومیان منطقه در حال توسعه است. برخی مناطق جنوبی عراق (مناطق کشاورزی آبیاری شده که تقریبا در چنین سرزمین خشکی نادر بنظر می رسد) بر اساس آمار ابتلا  به سرطان 700 درصد و تولد کودکان معلول 400 درصد و ابتلا به لوسمی ( لوکمی) 350 درصد افزایش داشته است. افزایش وضع حمل نابهنگام توسط زنان باردار و تولد اطفال مونگلولی به شدت افزایش پیدا کرده است، حتی در بین بانوان کمتر از 25 سال. کودکانی که با باقیماندۀ سلاحهای منفجر شده بازی می کنند، همگی به لوسمی مبتلا می شوند و می میرند، دورۀ آشکار شدن آن چند سال بطول می انجامد. آژانس بین المللی انرژی اتمی پیشبینی می کند که تحت تأثیر یک میلیون گلوله اورانیوم در سال 1991 یعنی بین 350 تا 800 تن اورانیوم ( براساس بنیادLeake d'Amesterdam). در چند سال آینده باید در افغانستان و بالکان شاهد نتایج مشابهی باشیم.

  :  
سلاح کشتار دسته جمعی در حال توسعه

سلاح کشتار دسته جمعی با شارژ اورانیوم رقیق شده در ردۀ سلاحهای قراردادی یا کلاسیک (غیر اتمی) ثبت نام شده است. در حال حاضر چندین کشور در حال گسترش چنین سلاحهایی هستند  
2از جمله : اسرائیل، ترکیه، روسیه،پاکستان، فرانسه.  در فرانسه 100
آزمایش در فضای باز در منطقۀ
Gramat  
Lotدر
Bourgesانجام گرفته است و در بورژ



فرصتی تازه برای صنایع هسته ای :
مبدل ساختن کشورهای محکوم شده
به زباله دانی رایگان
برای زباله های رادیو اکتیو

استفادۀ نظامی از اورانیوم، برای صنایع هسته ای که در سال 500000 تن از این نوع زباله ها تولید می کنند، گشایش بسیار مطلوبی ست. ذخیرۀ جهانی حدودا بر یک میلیون و نیم تن بالغ می شود که 70000 تن از آن در ایالات متحدۀ آمریکاست. کشورهای اتمی با حمله به برخی کشورها بخش  قابل توجهی از ذخایر خود را برایگان و بشکل بمباران صادر می کنند که نگهداری از آنها بسیار گران تمام می شود، و به این ترتیب این کشورها و مناطق را به زباله دانی اتمی و مجانی مبدل می سازند.  با این حساب که عمر اورانیوم چهار میلیارد و نیم سال است. کویت جهت پاکسازی سرزمین کم وسعت خود تا کنون 14 میلیارد دلار خرج کرده است (مترجم : با نتایج قابل اغماض). آمریکاییها جهت پاکسازی 23 تانک خود سه سال وقت گذاشتند و چهار میلیون دلار هزینه کردند، در حالیکه پنج هزار تانک عراقی که در طول جنگ تخریب شده است و قویا رادیو اکتیو هستند، هنوز بر جامانده است. در فوریۀ 2003 آمریکاییها در مورد مناطق آلوده شده در عراق از خود سلب مسئولیت کردند. در هر صورت خسارات وارد آمده به محیط زیست غیر قابل بازگشت هستند.                     در افغانستان طوفان شن از تمام کشور عبور می کند و آلودگیهای پیاپی به رودخانه ها می رسد. رود کابل و رود اندو از پاکستان عبور می کند و از ذخایر آب کشاورزی و آب آشامیدنی بشمار می آید. تیمهای «هسته ای – بیولوژیک – شیمی» جهت اندازه گیری درجۀ آلودگی در افغانستان حضور پیدا کردند ولی گروه خبرنگاران را که تا پیش از ورود آنها در کنار متفقین کار می کردند، محبوس کردند. از اکتبر سال 2001 پزشکان افغانی مرگ سریع عده ای را اعلام کردند که درجۀ آلودگی آنها
بسیار زیاد بوده است.
سکوت و تحریف و سانسور
اورانیوم رقیق شده




فقدان بررسی، تحریف و سانسور[/align]


گزارشات سازمان ملل متحد برای حفظ محیط زیست (PNUE) دربارۀ موضوع آلودگی رادیو اکتیو در کزووKosovo در آغاز امر از 72(هفتاد و دو) صفحه به 2 (دو) صفحه تقلیل پیدا کرد! در نوامبر سال 2000 (سال دو هزار) هیئتی از PNUE ( سازمان حفظ محیط طبیعی وابسته به سازمان ملل متحد) مأموریت بازرسی از 11 (یازده) منطقه از 112 (صد و دوازده) منطقۀ در کزوو را بعهده داشت که در سال 1999 توسط نیروهای OTAN بمباران شده بود. این بازرسی تحت نظارت مسئولین OTAN انجام گرفت و در منطقی که آنها انتخاب کرده بودند و از شانزده ماه پیش با دقت کامل توسط ده اکیپ پاکسازیهای لازم را تا جایی که برایشان ممکن بود انجام داده بودند. پس از برسی 355 نمونه براداری از خاک، آب، کیاهان و شیر، هیئت بازرسی PNUE نتیجه را اعلام کردند که بر اساس آن تشعشعات رادیو اکتیو پیرامون مراکز بمباران شده ضعیف است و آلودگی به غبارهای اورانیوم نیز ضعیف هستند.  با وجود پلوتونیوم موجود در بمبهای بکار برده شده، هیئت بازرسی اعلام کردند که نتایج اخطار کننده نیستند. با این وجود خطر آلودگی آبهای زیر زمینی و آب آشادمیدنی را تأیید کردند که تحت تأثیر سلاحهایی مدفون شده ممکن است آلودگی آنها به ده برابر و حتی صد برابر افزایش پیدا کند . از جانب دکتر Chris Busby که متخصصی با اعتبار جهانی ست در کتابی بنام «بالهای مرگ» دربارۀ تشعشعات ضعیف، که نتایج بررسیهای او مورد تأییدRoyal society de Londres  (جامعۀ سلطنتی لندن) قرار گرفت، گزارش می دهد که در ژاکوا Jacova آلودگی رادیواکتیو صدبرابر بیشتر از حد معمول است و ده برابر توریوم Thorium (از مشتقات اورانیوم) بیشتر از اورانیوم رقیق شده است. پس از بمباران افغانستان PNUE سازمان حفظ محیط زیست وابسته به سازمان ملل متحد، جهت ارزیابی درجۀ اورانیوم رقیق شده در مناطق بمباران شده  از OMS سازمان جهانی بهداشت در خواست بودجه کرد ولی پاسخی از جانب Gro Harmel Brundtland که ریاست آنرا بعهده داشت دریافت نکرد. بنا به اظهارات Robert J.Parsons به تأخیر انداختن چنین موردی از این جهت بود که عوارض قربانیانی که قویا آلوده شده بودند بسیار مشاهده می شد و علاوه براین دو دهه جنگ مردم منطقه را از نظر بهداشتی در موقعیت شکننده ای قرار داده بود. دولتهایی که باعث و بانی چنین جنایاتی هستند پیوسته اثرات جرم و کاربرد سلاحهای کشتار جمعی و تأثیراتشان در لفافه ای از سرب پنهان می کنند. OTAN در سال 2000 اعلام کرد که افکار عمومی جهانی ممکن است در برخورد با استفاده از سلاحهای رادیو اکتیو، عکس العمل منفی نشان دهد...
به این ترتیب شاهد سانسور رسانه هایی هستیم که غالبا وابسته به صنایع نظامی هستند مثل France Serge Dassault و Matra Lagardère و یا در صنایع ساختمان مثل Bouygues که اورانیوم رقیق شده را ماده ای کاملا معمولی می دانند. سکوتی که به کشورهای مسئول بمبارانها و آلودگیها اجازه می دهد تا از مخارج پاکسازی شانی خالی کنند و بخصوص ساخت و کابرد سلاحهایی از این دست را امری عادی جلوه دهند که تا مدتها پیش از جنگ در خلیج فارس تابو بحساب می آمد. کشورهایی که هدف بمباران قرار گرفتند و به همین منوال سربازانی که در چنین جنگهایی شرکت داشتند، هیچکدام از خطر آلودگی مطلع نشدند. استفاده از اورانیوم رقیق شده در جنگ خلیج 1991 تنها هشت ماه بعد از جنگ، توسط روزنامه های بریتانیایی آشکار شد. هیچ روزنامۀ فرانسوی از بکار گرفتن اورانیوم رقیق شده حرفی نمی زنند. از 580000 ( پانصد و هشتاد هزار) سرباز آمریکایی که در جنگ خلیج شرکت داشتند 325000 سیصد و بیست و پنج هزار) نفر از آنها دچار عوارض دائمی شده اند، و 11000 (یازده هزار نفر) کشته شده اند یعنی با ریتم 140 سرباز در ماه. ده سال پس از مداخله در خلیج بیش از نیمی از سربازان دچار عوارض دائمی شده اند. در حالیکه در منازعات قرن گذشته چنین عوارضی در حد 5 درصد ( در ویتنام 10 درصد) بوده است. بر اساس تحقیقات جامعۀ رزمندگان قدیمی نشان می دهد که پس از جنگ خلیج 67 درصد از اطفالی که بدنیا آمده اند، نقص عضو داشته اند. روزنامه مستقل آنها  اعلام می کند که 40 درصد از سربازانی که در حملۀ سال 2003 شرکت داشتند، شانزده ماه پس از بازگشت، دچار عوارضی شدند که نمایانگر منتهی شدن آنها به سرطان است. جوامع مدنی سربازان آمریکایی مثل( Veterans For Peace (VFP علیه استفاده از سلاحهای رادیو اکتیو و صلح فعالیت می کنند.
Ramsey Clark : «برای جلوگیری قطعی ساخت و استفاده از چنین سلاحهایی، باید اردوگاه اطلاعاتی سراسری در تمام جهان ایجاد کرد زیرا سرنوشت بشریت بدان بستگی دارد.»

با این وجود بر اساس قوانین بین المللی نظارت بر سلاحها، اورانیوم رقیق شده که شیمیایی و در عین حال اتمی ست غیر قانونی است ((conventions de La Haye de 1899 et 1907, de Genève de 1925 et 1949, Charte de Nuremberg de 1945, convention des Nations-Unies du 10 octobre 1980, dite « Convention des armes inhumaines ») به این علت که درد و رنج و خسارات بیفایده ببار می آورد و قابلیت تفکیک نیز ندارد و محیط زیست را برای دراز مدّت آلوده می سازد، مثل مین که سالها پس از منازعات قربانی می گیرد. استفاده از این سلاح در بیانیۀ اوت 1996  ، n°96/16  حقوق بشر در سازمان ملل متحد محکوم شده است. از سوی دیگر پارلمان اروپا در ژانویه 2001 استفاده از چنین سلاحهایی را منع می کند ( ولی در ساختن آنها ممنوعیتی اعلام نکرده است).
بسیاری از شخصیتهای بین المللی مثل روزالین برتل Rosalie Bertell متخصص کانادایی بیماریهای مسری و بیماریهای رادیو اکتیو (جایزۀ نوبل 1986) و رامسی کلارک Ramsey Clark مشاور سابق دولت آمریکا در امور قضایی و وکیل بین المللی و بسیاری از جوامع آمریکایی و به همین مونال در فرانسه تلاش می کنند تا افکار عمومی جهان را به چنین موضوعی جلب کنند «ممنوعیت بین المللی و بی قید و شرط پزوهش، تولید، آزمایش، حمل، نگهداری و استفاده از اورانیوم رقیق شده
در امور نظامی و بازشناسی آن بعنوان رادیو اکتیو خطرناک. پاکسازی مناطق آلوده و معالجۀ افراد آلوده شده.» اگر چنین فراخوانی در سطح جهانی انعکاس پیدا نکند، بیش از پیش مناطقی از صحنۀ جهانی و کرۀ زمین حذف خواهند شد و به زباله دانی رادیو اکتیو تبدیل می گردند و مردمان این مناطق نیز به مرگی آرام محکوم خواهند شد. و سرانجام همین مصیبت گریبتنگیر تمام مردم جهان خواهد شد.

[b]دربارۀ نوزادان معلول مادرزادی[/b]


دکتر محمد میراکی Mohamed Miraki در  Perpetuel Death from America   «مرگ دائمی صادره از آمریکا» از یک فرد افغانی نقل قول می کند : «اگر ما را تنها یکبار می کشتند، چندان اهمیتی نداشت، ولی آنها در حال نابود کردن ما برای چندین نسل آینده هستند.»
تثبیت اورانیوم رقیق شده روی جنین زن باردار رشد آنرا دچار اختلال می کند و موجب تولد نوزادانی معلول مادرزادی می شود که هرگز دیده نشده است و یا بسیار نادر بوده است. به این ترتیب بسیاری از این اطفال بدون سر بدنیا می آیند، بدون عضو ( مثل قربانیان تالیدومید Thalidomide در سالهای 50) ...وقتی یک زن عراقی بچه ای بدنیا می آورد، اولین سؤال او این نیست که دختر است یا پسر بلکه می پرسد آیا کودک من معمولی ست یا ...

باز هم اورانیوم رقیق شده


بر اساس گزارشات ماهنامه های فرانسوی «علوم و زندگی» (Sciences et Vie) و «علم و آینده»(Siece et Avenir) در ماه فوریه 2001، پس از فوت تعدادی از سربازان OTAN در بالکان در اثر ابتلا به سرطان لوسمی (لوکمی)، اورانیوم رقیق شده که در سلاحها بکار رفته بود و به همین منوال در صنعت هواپیما سازی غیر نظامی موضوعیت پیدا کرد.
اورانیوم رقیق شده فلزی متراکم است و همین کیفیت از سال 1960 موجب شد تا از آن بعنوان وزن تعادلی در قسمتهای دم و بالهای متحرک هواپیما مورد استفاده پیدا کند.
سازندۀ آمریکایی بوئینگ مدتها آنرا برای 747 بکار می برد تا اینکه در سال 1980 به تنگستن Tungstène رو آورد که به محصولی رقابتی تبدیل شده بود و از روسیه و چین صادر می شد.
بر اساس Nuclear Regulatory Commission هیئت آمریکایی که به امور قوانین و آیین نامه هسته ای می پردازد، 168 (صد و شصت و هشت) مک دونل- دوگلاس DC-10 و 60 لاکهید L-1011 و 202 بو ئینگ 747 حامل اورانیوم رقیق شده بعنوان وزن تعادلی هستند. چند فروند از این هواپیماها فعال هستند؟ ماهنامۀ «علوم و زندگی» معتقد است که پاسخ به چنین پرسشی بسیار مشکل است. با این وجود حدس زده می شود که حداقل 380 تن اورانیوم رقیق شده در بالای سر ما در گردش است با حساب اینکه 320 تن در صحنۀ جنگ خلیج فارس در سال 1991 پراکنده شده است. این حجم از اورانیوم رقیق شده وقتیکه هواپیماها پرواز می کنند خطرناک نیستند : اورانیوم رقیق شده بیشتر بخاطر مسمومیت شیمیایی آن خطرناک است تا بخاطر پرتو افکنیهای رادیو اکتیویتش. مشکل زمانی شروع می شود که هواپیما دچار سانحه می شود و اورانیوم رقیق شده آتش می گیرد. تنفس این غبار که در شوشها بشکل دراز مدت نشست می کند. تنها یک بخش از غبار اورانیوم رقیق شده قابل حل و در طول سه روز از خون و از طریق ادرار خارج می شود، در حالیکه بخش غیر قابل حل (نامحلول) بشکل اکسید پراکنده می شود و بطور مشخص روی استخوانها ثابت می ماند. چنین عناصری بویژه به کلیه حمله می کنند.
پس از سانحۀ بوئینگ 747 El Al در آمستردام، بسال 1992 چندین هزار نفر به بیماریهایی مزمن مبتلا شدند( تهوع، سر درد، اختلال در خواب، بیماریهای گوناگون عصبی). بر اساس گزارشی رسمی در سال 1999 مرتبط بودن بیماریهای مزمن بین این افراد را با سانحۀ هوایی تأیید می کند.
وقایع شناخته شده هستند : شمار قابل توجهی از هواپیماهای ار فرانس Air France نیز مشمول همین خطر هستند. با این وجود ماهنامۀ «علوم و زندگی» هشدار می دهد که بریگادهای آتش نشانی و گروههای نجات به تجهیزات مناسب برای رویایی با چنین خطری آماده نشده اند.
در مورد هواپیمای کنکوردی که تابستان گذشته در پاریس سقوط کرد، «علوم و زندگی» خاطر نشان مس کند که در این هواپیما اورانیوم رقیق شده بکار نرفته بوده است زیرا شکل دلتایی بال هواپیما عهده دار وزن متعادل کننده است.


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان