در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1117

تشکر کرده: 12 مرتبه
تشکر شده: 23 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 3 آبان 1386 15:56

محل سکونت

ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس

آرشيو سپاس: 1294 مرتبه در 446 پست

چند فيلم درباره ي جنگ ويتنام معرفي کنيد که به درد بخوره؟؟؟؟؟؟

توسط big-man » جمعه 4 آبان 1386 12:59

لطفا یه توضیح مختصری درباره ش بدید.ممنون میشم.

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

97

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 11 بهمن 1385 23:54

آرشيو سپاس: 13 مرتبه در 7 پست

توسط hob » جمعه 4 آبان 1386 18:51

1 . اينك آخرالزمان
2. غلاف تمام فلزي
3. جوخه
4. متولد چهارم جولاي (بخشهايي از فيلم)
5. فارست گامپ (بخشهايي از فيلم)
6. ما زماني سرباز بوديم (البته اين فيلم خيلي شعاري و به نفع آمريكاييهاست، با بازي مل گيبسون)


اين كه گفتم بخشهايي از فيلم ، يعني بخشهاي تاثيرگذاري از فيلم

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1117

تشکر کرده: 12 مرتبه
تشکر شده: 23 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 3 آبان 1386 15:56

محل سکونت

ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس

آرشيو سپاس: 1294 مرتبه در 446 پست

توسط big-man » شنبه 5 آبان 1386 17:22

اينايي که فرموديد به غير از 4و5 همشونو ديدم....گفتم که يه توضيحي درباره ش بفرماييد..
به هر حال ممنون
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

Moderator

Moderator



no avatar
پست ها

2647

تشکر کرده: 716 مرتبه
تشکر شده: 86 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 خرداد 1386 19:41

آرشيو سپاس: 15736 مرتبه در 1685 پست

توسط Shahbaz » شنبه 5 آبان 1386 17:53

شكارچي گوزن ساخته مايكل چيمينو (1968) «مايكل چيمينو» در فيلم طولاني و شبه حماسي خود در 4 بخش متوالي تأثير ويرانگر جنگ ويتنام را بر سه دوست از شهر كوچكي واقع در ايالت پنسيلوانيا بررسي مي كند.
رابرت دونيرو، جان ساوج و كريستوفر واكن نقش اين سه دوست را ايفا مي كنند.
هر سه آنها در كارخانه ذوب فلز مشغول كارند و زندگي شاد و لذتبخشي دارند تا اينكه هر سه به جنگ اعزام مي شوند.
آنها اسير شده و توسط سربازان ويت كنگ وادار به بازي رولت روسي مي شوند ولي به هر حال مي گريزند.
در نهايت دو نفر از آنها (دونيرو و ساوج كه معلول شده) به خانه بازمي گردند در حالي كه ديگر هيچ چيز مثل سابق نمي تواند باشد، دونيرو خسته و فرسوده حتي نمي تواند روابط عاطفي استواري با عشق قديمي خود (مريل استريپ) داشته باشد.
در نهايت براي يافتن واكن به ويتنام برمي گردد و مي بيند كه او به يك بازيگر حرفه اي رولت روسي تبديل شده است.
در جريان يك بازي واكن كشته مي شود.
شكارچي گوزن در خلال 4 بخشي كه به تناوب در آمريكا و ويتنام مي گذرد عمدتا تأثير جنگ را بر روي زندگي فردي و اجتماعي آدم ها مورد بررسي قرار داده و نشان مي دهد كه ديگر هيچ چيز نمي تواند به حال سابق برگردد.
اوج اين نگرش تلخ زماني است كه دونيرو از رفتن به نزد دوستان سابقش كه ورود او را جشن گرفته اند خودداري مي كند.
در نهايت هم دونيرو شايد به نوعي براي فرار از افسردگي ملال آوري كه احاطه اش كرده، دوباره به وسط عصبيت و جنون برمي گردد تا شايد با يافتن نيك چيزي عوض شود.
در حالي كه در آن جا مثل سابق فقط مرگ و تباهي در انتظار اوست.
سكانس هايي از فيلم كه در ويتنام مي گذرد از لحاظ كوبندگي شايد در تمام تاريخ سينما بي نظير باشد.
علي الخصوص صحنه مرگ واكن و گريه ديوانه وار دونيرو؛ تقابل عصبيت و تنش ديناميك صحنه هاي ويتنام با شادي عنان گسيخته بخش اول و روزمرگي مزمن و افسرده قسمت سوم فيلم در آمريكا تركيبي بي بديل مي سازند.
شايد تنها ايراد شكارچي گوزن زمان بي نهايت طولاني آن باشد وگرنه اين فيلم يكي از ماندگارترين فيلم هاي سينمايي جنگ در تاريخ سينما است.
شكارچي گوزن در سال 68 برنده اسكار بهترين فيلم شد .

و اينك آخرالزمان ساخته فرانسيس فورد كاپولا (1969) «فرانسيس فورد كاپولا» و «جان ميليوس» براي فيلمنامه اين فيلم به سراغ رمان مشهور دل تاريكي نوشته جوزف كنراد رفته و وقايع آن رمان تلخ را با ماجراهاي جنگ ويتنام آداپته مي كنند كه حاصل كار به يكي از مشهورترين فيلم هاي جنگي تاريخ سينما تبديل مي شود.
داستان فيلم در اوج جنگ ويتنام رخ مي دهد.
جايي كه سروان جواني (مارتين شين) به صورت فلاش بك خاطرات خود را تعريف مي كند.
او مأموريت مي يابد تا سرهنگ كورتز (مارلون براندو) مرموز و غيرعادي را كه از دستورات سرپيچي كرده و در نقطه دورافتاده اي براي خود حكمراني كوچكي ترتيب داده، يافته و به قتل برساند.
بقيه فيلم ماجراي سفر اديسه وار او به ميان خون و آتش است.
در جريان اين سفر او مرحله به مرحله با تصاوير جديدتري از جنگ برخورد مي كند و در نهايت وقتي كورتز را به قتل مي رساند با آن شمايل گريم كرده و آن حالات خاص روحي كارگردان اين فرض را پيش مي كشد كه او مي تواند بالقوه به يك سرهنگ كورتز جديد تبديل شود.
و اينك آخرالزمان فيلمي است كه اصلي ترين عامل موفقيتش مربوط به شخصيت پردازي دقيق دو قهرمان اصلي آن مي شود يعني مارتين شين و مارلون براندو.
در طول سه چهارم فيلم تماشاگر با اشتياق ديدن و رسيدن به مارلون براندو حوادث پرشمار و توانفرسايي كه بر مارتين شين مي گذرد را تماشا مي كند.
تاثير كوبنده حوادث به حدي است كه وقتي با براندو روبه رو مي شويم ديگر رمقي برايمان باقي نمانده است.
كارگردان با ظرافت بي نظيري تماشاگر را در انتظار ديدار سرهنگ كورتز نگه مي دارد و به واسطه آن همه حرف هايش را مي زند.
ولي از زماني كه با سرهنگ روبه رو مي شويم متاسفانه ريتم تند و نفس گير فيلم به طرز قابل ملاحظه اي افت مي كند و بازي اسطوره اي براندو و مونولوگ هاي طولاني و پياپي او بعضا كسالت آور جلوه مي كنند.
عاملي كه در يك چهارم پاياني تاثير كوبندگي شديد بقيه فيلم را تا حدي خنثي مي كند.
و اينك آخرالزمان فيلمي است پرحرف، پرحادثه و بي نهايت كوبنده كه عريان ترين وجوه جنگ را به شدت به صورت تماشاگر مي كوبد.

جوخه ساخته اليور استون (1986) «اليور استون» بر مبناي فيلمنامه اي از خودش جوخه را ساخت .
او كه در جنگ ويتنام حضور دارد با نگرشي كاملا واقعي و حتي مستند روابط بين آدم ها و موقعيت هايشان را در مناطق جنگي توصيف مي كند.
فيلم از ديد كريس (چارلي شين) روايت مي شود كه در جريان جنگ از جواني خام و بي تجربه به يك مرد جنگي بدل مي شود.
محور اصلي فيلم بر مبناي درگيري ويليام دافو و تام برنجر شكل مي گيرد كه اولي سمبل خير و دومي به عنوان سمبل شر معرفي مي شوند و در خلال اين درگيري خشونت و كينه توزي تام برنجر در نهايت به مرگ ويليام دافو منتهي مي گردد.
صحنه مرگ دافو تكان دهنده ترين بخش فيلم به شمار مي رود.
اليور استون در جوخه با ديدي انتقادي به جنگ نگاه مي كند و روابط پرتنش و بي ملاحظه و خودخواهانه نظاميان را در بحبوحه جنگ به تصوير مي كشد.
نگاه تلخ و زبان تند و تيز استون در جوخه به گونه اي است كه در برخي بخش ها به فيلم حالتي شعارگونه مي دهد ولي در عين حال رئاليسم كوبنده فيلم آن قدر قوي و فراوان است كه اين بخش ها را به راحتي مي پوشاند.
در عين حال جوخه يكي از هاليوودي ترين فيلم هاي استون است (شايد هاليوودي ترين آنها) و تلفيقي است از ديدگاه هاي خاص استون و مولفه هاي هميشگي هاليوود.
به همين دليل هم فيلم با فروش بسيار خوب و غيرمنتظره اي روبه رو شد و توانست جايزه اسكار بهترين فيلم را در سال 1986 از آن خود سازد.

غلاف تمام فلزي ساخته استنلي كوبريك (1986) قبل از «غلاف تمام فلزي» از كوبريك يك فيلم كاملا جنگي (راه هاي افتخار 1956) با بازي كرك داگلاس و يك كمدي سياه راجع به جنگ (دكتر استرنج لاو 1963) ديده بوديم.
به قول معروف كوبريك با فيلم هاي جنگي بيگانه نبود.
غلاف تمام فلزي بيشتر فيلمي است شبيه راه هاي افتخار كه به وضعيت سربازان در موقعيت هاي خاص جنگي اشاره مي كند ولي در غلاف تمام فلزي كوبريك ابتدا به واسطه جوانان تازه وارد به ارتش تصويري بي نهايت خشن و ترسناك از محيط سربازخانه و آموزش هاي نظامي ترسيم مي كند.
خشونت و درندگي مافوق تصور بخش نخست فيلم كه در پادگان مي گذرد در تمام تاريخ سينما مانند ندارد و از اين فيلم به بعد بود كه نمايش خشونت نظامي گري در سينما همواره با محك غلاف تمام فلزي سنجيده شده و مي شود.
خشونت و عصبيت باور نكردني فيلم به ميزان قابل ملاحظه اي از فيلم قبلي كوبريك يعني پرتقال كوكي مي آيد كه در اينجا حالتي قانونمند و موجه به خود مي گيرد.
در نهايت همين خشونت باعث جنون يكي از سربازان مي شود و او در يك حالت حمله رواني مافوق خود را مي كشد و سپس خودكشي مي كند.
در بخش دوم فيلم همين سربازان به عملياتي در ويتنام اعزام و آنجا با خشونتي مرگبار مواجه مي شوند و خشونتي عريان، كوبنده و بي ترحم را جنگ به آنها تحميل مي كند.
هر چه فيلم جلوتر مي رود لحظه به لحظه بر شدت خشونت آن افزوده مي شود و در نهايت در سكانس هاي پاياني فيلم شاهديم كه سربازان ديگر شباهتي به انسان ندارند و همگي به حيواناتي خونخوار تبديل شده اند.
كوبريك با غلاف تمام فلزي روانشناسي خشونت را به چالش مي گذارد و بدون كوچك ترين شفقت و محبتي شخصيت هاي فيلمش را به مفهوم مطلق كلمه از لحاظ روحي و رواني نابود مي كند.
با وجودي كه تنها 16 سال از زمان ساخت فيلم مي گذرد غلاف تمام فلزي ديگر به فيلمي كاملا كلاسيك بدل شده است.
---------------------------
منبع: روزنامه - همشهری
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
  
بازگشت به خانه
هال اشبي در سال 1978 يكي از معروف ترين آثار ضدجنگ سال را ساخت كه جان وويت و جين فوندا براي آن برنده جايزه اسكار شدند.
جين فوندا زني ا ست كه شوهرش (با بازي بروس درن) در ويتنام مشغول نبرد است و خود دل باخته يك معلول جنگي با بازي جان وويت مي شود كه از دوپا فلج است. مثلث عشقي دل خراش فيلم، بي نهايت تاثيرگذار است و سه بازي قدرتمند بازيگران فيلم، حال و هواي خاصي به اين فيلم تلخ ضد جنگ داده است. بازگشت به خانه از معدود آثار ضدجنگ ويتنام است كه تاثيرات غير مستقيم جنگ را در جامعه امريكا بررسي مي كند. بدون آن كه بي دليل، خود را درگير خشونت واضح صحنه هاي نبرد سازد. خشونت نامحسوس اما جاري بازگشت به خانه به مراتب تكان دهنده تر از بسياري از فيلم هاي جنگي ا ست كه تصاوير دست و پاي قطع شده سربازان را به خورد تماشاگر مي دهند.
  
صبح به  خير ويتنام
فيلم نيمه كمدي باري لوينسون (1987) ماجراي واقعي يكي از گويندگان راديو ارتش امريكا هنگام جنگ ويتنام را روايت مي كند كه با پخش موسيقي هاي شاد و اخبار جنجالي و سانسور نشده شور و شوقي در سربازان امريكايي ايجاد مي كند كه اصلا با استقبال فرماندهان نظامي و سياسي امريكا روبه رو نمي شود و در نهايت او را وادار به كناره گيري مي كنند. رابين ويليامز در نقش اين گوينده بي نظير است و با وجود حال و هواي بعضا شوخ فيلم، وضعيت تلخ و ناخوشايند سربازان امريكايي را با گوشه و كنايه به رخ مي كشد. اين فيلم در همان سال با استقبال قابل توجهي از سوي تماشاگران روبه رو شد.  
نردبان جيكوب
جيكوب سينگر مرد تنهايي است كه گرفتار خاطرات گذشته اش است، خاطراتي از ازدواجش، پسر تازه مرده اش و حضورش در ويتنام. جيكوب يك كارگر ساده اداره پست نيويورك است كه زندگي اش در حال فروپاشي است. همسر جديدش به او كمك مي كند كه از خاطراتش جدا شود، خاطراتي كه او را بين واقعيت و توهم معلق نگه داشته آدريان لين با ساختن اين فيلم سعي كرد تاثيرات جنگ ويتنام را بر زندگي و روح و روان سربازان امريكايي نشان دهد؛ فيلمي با ساختاري پيچيده و تودرتو كه تماشاگر را درگير دنياي ماليخوليايي فيلم مي كند.  
تلفات جنگ
پنج سرباز به يكي از روستاهاي ويتنام حمله مي كنند و در آن جا دختر بچه اي را گير مي اندازند. چهار سرباز به دختر بچه تعرض مي كنند، اما سرباز پنجم كه همين شون پن باشد اين كار را نمي كند. دختر در اين ماجرا كشته مي شود. سال ها مي گذرد ولي شون پن هنوز اين ماجرا را فراموش نكرده. او مي خواهد عدالت اجرا شود و چهار سرباز ديگر به سزاي عمل شان برسند. فيلم بيشتر از آن كه درباره جنگ ويتنام باشد نقدي كلي بر واقعيات جنگ است؛ چه جنگ ويتنام باشد، چه جنگ جهاني دوم و چه جنگ عراق. يكي از جذابيت هاي اين فيلم آهنگ زيباي انيو موريكونه است كه حس و حال خاصي به بيشتر صحنه ها داده است.

  

rosejoon.blogfa.com

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1117

تشکر کرده: 12 مرتبه
تشکر شده: 23 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 3 آبان 1386 15:56

محل سکونت

ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس

آرشيو سپاس: 1294 مرتبه در 446 پست

توسط big-man » شنبه 5 آبان 1386 18:23

ممنون فکر کنم بدرد بخوره.......اما بيشتر راهنمايي کنيد
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

188

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 شهریور 1386 20:00

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 11 پست

توسط maryam-paizi » شنبه 12 آبان 1386 14:30

با سلام.
فيلمهاي شکارچي گوزن و  واينک آخر الزمان هر دو در سال 1979 ساخته شده اند نه 1969! :x
در مورد فيلمهاي که هاليوود در مورد جنگ ويتنام ساخت: عرض کنم که تا اواسط دهه 1970 که هنوز جنگ ويتنام تمام نشده بود(امريکا در 1973 نيروهاي خود را بيرون کشيد ودر آوريل 1975 با اشغال سايگون بدست ويتگونگ ها جنگ به پايان رسيد) هيچ فيلم مهمي ساخته نشد. اما پس از جنگ بخصوص دهه هاي 70 و 80 ميلادي دهها فيلم در اين مورد ساخته شد( چه فيلمهاي دست راستي در حمايت از جنگ و چه دست چپي و ضد جنگ) !
مهمترين فيلمهاي طرفدار جنگ عبارتند از(( کلاه سبزها)) ساخته جان وين (1979) و تپه همبرگر(1987) اسم کار گردانش يادم نيست!؟ و ما سرباز بوديم  مل گيبسون(2000)
اما بيشتر فيلمهاي ضد جنگ در چند گروه جاي ميگيرند:
دسته اول: فيلمهي که بطور مستقيم به جنايت و بيرحمي سربازان امريکايي مي پرداخت مانند: غلاف تمام فلزي از استنلي کوبريک- جوخه و متولد چهارم جولاي(1989) از اليور استون
دسته دوم : فيلمهاي که در مورد اثر رواني و جسمي جنگ بر سربازان امريکايي پس از جنگ وارد ميشد. مانند: متولد چهارم جولاي و بهشت و زمين(1993) استون و  تلفات جنگ اثر برايان دي پالما(1989)
دسته سوم: فيلمهايي که در يک فضايي فانتزي به جنگ ميپرداختند مانند Acocalups now  و اينک اخر الزمان کاپولاو....
اي شهر بخواب که اين ديوانه مرده است!

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 12 آبان 1386 17:25

فیلم Appocalypse Now
اثر فرانسیس فورد کوپولا
را اگر پیدا کردید حتما ببینید.  ولی فعلا می توانید این فیلم مستند را تماشا کنید.

اگر فرصتي پيدا برخي از مطالب اين فيلم را براي کساني که بزبان فرانسه آشنايي ندارند، ترجمه خواهم کرد. ولي فعلا مي توانيد اين فيلمهاي مستند را ببينيد.

http://www.youtube.com/watch?v=cvmFewrntkg

http://www.youtube.com/watch?v=chYQIj39U0E
http://www.youtube.com/watch?v=dP4GaprkAJg
http://www.youtube.com/watch?v=E1nBeH0a1gY
و غیرو
و اينهم فيلم «يکي بود يکي نبود در ويتنام» که ديدن آنرا به همگي توصيه مي کنم. در اين فيلم که در واقع هجو نامه است جنگ ويتنام به سبک خاصي باز سازي شده است.  
http://www.youtube.com/watch?v=Bz_iN4G39V8
و اینهم یک فیلم «به درد بخور» دیگر
http://www.youtube.com/watch?v=aLI7Jl4InHg
http://www.youtube.com/watch?v=pws5TPcxJiY

کودکان دی اکسین چه کسانی هستند؟

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

188

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 شهریور 1386 20:00

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 11 پست

توسط maryam-paizi » دوشنبه 14 آبان 1386 13:57

((پلنگ ماه گرفته)) !  عجب اسم کاربري!؟ :?

اکسين(oxin) نام نوعي هورمون گياهي است که باعث رشد و پير شدن و ريزش برگ درختان ميشود!
در دوران جنگ ويتنام آمريکا براي نابودي جنگلهاي وسيع و انبوه ويتنام(که عامل بسيار مهمي در استتار ويت کونگ ها و تجهيزاتشان بود و دران جنگلها سربازان امريکايي طعمه ويتنامي ها ميشدند) ميليونها تن اکسين روي جنگل هاي ويتنام ريخت! :-?  که اين مواد پس از گذشت چند سال وارد چرخه محيط زيست شدند و علاوه بر نابودي بخش وسيعي از جنگل هاي ويتنام باعث اثرات سوئ بر کودکان تازه متولد شده شدند. پس از جنگ ويتنام و تا امروز همه ساله ميليونها کودک معلول و ناقص الخلقه در ويتنام به دنيا مي آيند که از اثرات اکسين است و به کودکان دي اکسين معروفند. :shock:
اي شهر بخواب که اين ديوانه مرده است!

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 14 آبان 1386 19:13

توضيحات شما کاملا صحيح است. آفرین بر شما. بايد يادم باشد که تايپيک کامل در اين مورد بنويسم. ولي تا آن روز فعلا اين تصوير را ببينيم.
http://www.vietnam-dioxine.org/img/tract.jpg

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 15 آبان 1386 01:04

فکر مي کنم اين دفعه يک فيلم خوب برايتان پيدا کرده ام
Full Metal Jacketاثر
استانلي کوبريک

تيتر اين فيلم در واقع نام يکي از مهمات رايج در ارتش آمريکا ست
اين فيلم سربازان جوان را در حال آموزش و تمرين نظامي نشان مي دهد و سپس صحنه به کارزار ويتنام مي انجامد.
يک قطعه از اين فيلم را در اينجا پست مي کنم که بزبان اصلي و دوبله بفرانسه و آلماني است. اگر مطالب تازه تري پيدا کردم دوباره به اينجا خواهم آمد. البته خيلي بايد منرا تشويق کنيد چونکه در غير اينصورت فکر خواهم کرد که علاقه اي به اين فيلم نداريد.

http://www.youtube.com/watch?v=C1zGjiqV5cE
http://www.dailymotion.com/video/x1m9ep ... hique_blog
http://www.youtube.com/watch?v=VoMlD2bzIJ8

http://www.youtube.com/watch?v=9k9TXz6Y_A0
http://www.youtube.com/watch?v=jVtixuOSbTU


http://www.youtube.com/watch?v=S06nIz4scvI
http://www.youtube.com/watch?v=O8vHrq39JCI
به ویتنام خوش آمدید
http://www.youtube.com/watch?v=2N90k5dVfdE

بازهم مي خواهيد ببينيد؟

اینهم آفیش فیلم است

http://imagecache2.allposters.com/image ... osters.jpg

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 15 آبان 1386 08:01

سه قطعۀ دیگر امید وارم که سومی سانسور نشود. دیدنش ضروری ست. یکی از استراتژهای ایرانی در گفتمانش دقیقا به این صحنه اشاره می کند در واقع صحنه ای که تمام سرمایه گذاریهای ایرانیها را برای ارتشهایشان توجیه می کند.
http://www.youtube.com/watch?v=RXP7Xo36SI0
http://www.youtube.com/watch?v=0hBSGEzpw-8



ليلا : ويرايش شد

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 24 آبان 1386 22:27

واقعا خيلي جالبه که يک نفر براي پنجاه و سه ميليارد و هفتصد و شصت هفت ميليارد  نفر آدم روي کرۀ زمين تصميم مي گيرد. اين واقعا عجيب نيست؟
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان