در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 4 آذر 1386 18:48

[align=center]اخبار صبح روز 5 اکتبر 1993 در نشريات اروپايي
(«سقوط شاهين سياه»
سينماي هاليوود حقيقت را کتمان مي کند)


[align=justify]تعداد زخميها و کشته شدگان در نبرد روز 3 و 4 اکتبر 1993 هنوز مشخص نيست، ولي خبرهاي رسيده از موگاديشو حاکي از 500 کشته در بين اهالي شهر است که حدود 300 نفر از قربانيان زنان و کودکان هستند.
مطمئنا اين رقم درساعات و روزهاي آينده افزايش پيدا خواهد کرد. و ما هنوز در آغاز سرازير شدن خبرها از موگاديشو به اروپا و آمريکا و سرتا سر جهان هستيم.

واشينگتن خبر سقوط دو هليکوپتر را تأييد کرد.اين دو هليکوپتر در اثر اصابت موشک زمين به هوا سقوط کردند. از پنج هليکوپتر بلاک هاک که بر فراز بازار باکارا پرواز مي کردند، يک هليکوپتر ديگر دچار آسيب شد که اين يکي توانسته بود خود را با موفقيت به منطقۀ مطمئني رسانده و فرود بيايد.

ديروز صبح (يعني روز چهارم اکتبر) گروهي از مردم موگاديشو در بازار باکارا دور جسد عريان يکي از سربازان کشته شده تجمع کرده بودند و فرياد مي زدند : « اين سفيد پوست را نگاه کنيد! پيروزي پيروزي...اين آمريکايي را نگاه کنيد!»
خبرهاي رسيده حاکي از به اسارت در آمدن يک سرباز آمريکايي هستند.
روز يکشنبه فورا 70 رنجر بره سياه از نيروهاي ويژۀ آمريکا به پشتيباني زره پوشهاي پاکستاني و مالزيايي عملياتي را آغاز کردند که فورا مورد تهاجم مبارزين سوماليايي قرار گرفت و تلاشهاي ايالات متحده را براي بدست گرفتن کنترل اوضاع بي حاصل ساخت.

داويد استوکول David Stockwell سخنگوي فرمانده نيروهاي ايالات متحده با افتخار و لحني پيروزمندانه اعلام کرد که : «ما به اهدافمان رسيديم و افرادي را که جستجو مي کرديم به اسارت گرفتيم، ولي ژنرال عيديد را هنوز پيدا نکرده ايم.»
  آمريکاييها 24 تن از سومالياييها را به اسارت گرفتند. در بين اسراي سوماليايي سه تن از آنها در اثر جراحات وارد آمده در گذشتند. بر اساس گزارشات نظاميان آمريکايي، افراد دستگير شده از اعضاي کليدي ژنزال محمد فرح عيديد هستند.
از وقتيکه سازمان ملل متحد هدايت نيروها را بعهده گرفته است، شمار کشته شدگان در بين کلاه آبيها به 70 نفر و تعداد زخميها به 205 نفر رسيده است.

اين خبرها را مي توانيم با فيلم مقايسه کنيم. خصوصا در رابطه با تمام صحنه هايي که حاکي از احترام به قانون و حقوق بشر و امتناع از کشتار مردم عادي ست. البته بجز يک مورد، در اواخر فيلم در يکي از درگيريها يک زن سوماليايي بين سربازان سوماليايي و آمريکايي قرار مي گيرد و در کوران تيراندازي از پناهگاه خود بيرون آمده و مي ايستد. در طرف آمريکاييها مي بينيم که يک سرباز آمريکايي سياه پوست او را در مگسک تنفگش هدف مي گيرد، در اين لحظه يک سرباز آمريکايي ديگر که سفيد پوست است به او اخطار مي کند که اين زن را نبايد هدف قرار دهد...ولي او سرانجام آن زن را هدف تير قرار مي دهد  و مي کشد. اين تنها صحنه اي در فيلم است که يک غير نظامي به اين شکل هدف تير سربازان آمريکايي قرار مي گيرد. آيا سياه پوست بودن اين سرباز آمريکايي اتفاقي ست؟ و يا اينکه در پي مسترد ساختن مفهوم خاصي ست؟ کدام؟

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 4 آذر 1386 19:32

[align=center]اخبار روز 7 اکتبر 1993
اجساد دو سرباز آمريکايي در بازار باکارا در موگاديشو
و اسارت خلبان آمریکایی میک دورانت[/align]


[align=justify]در جنوب پايتخت سومالي، اجساد دو سرباز آمريکايي به وسط بازار باکارا بروي زمين کشيده شدند. بر اساس گزارشات يک روزنامه نگار سوماليايي، ژنرال محمو فرح عيديد از هشت سرباز آمريکايي که به اسارت نيروهاي او در آمده اند بعنوان سپر انساني استفاده خواهد کرد.
پنتاگون نيز بسهم خود اعلام داشت که گروهي از سربازان آمريکايي هنوز به پايگاههاي خود باز نکشته اند. خبرهاي تازه حاکي از ناپديد شدن چندين کلاه آبي نيجريايي ست.
روز چهار شنبه يکي از رابطين محمد سيد Mohammad Syad مسئول امور خارجي اتحاد ملّي سومالي در جبهۀ ژنرال عيديد، اعلام کرد : خلبان آمريکايي که به اسارت نيروهاي ژنرال عيديد بسر مي برد، احتمالا به ازاي آزادي تمام زندانيان سوماليايي، آزاد خواهد شد. در پاسخ به اين اعلاميه، ايالات متحده سکوت اختيار کرد.

تصوير سوپر 6-4 هليکوپتر ميک دورانت Mike Durant  که کمي پس از پرواز او بتاريخ 3 اکتبر 1993(عملیات ایرن) عکس برداري شده است:

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 5 آذر 1386 01:00

[align=center]8 اکتبر 1993
عکس العمل افکار عمومي آمريکا


[align=justify]
تصاوير اجساد يک سرباز و يک خلبان آمريکايي در بازار موگاديشو، قويا افکار عمومي آمريکا را تحت تأثر قرار داد. 25 نفر از اعضاي اتاق نمايندگان و چندين سناتور از بيل کلينتون درخواست کردند که واحدهاي نظامي آمريکا را از سومالي به آمريکا باز گرداند، ولي رئيس جمهور ايالات متحده اين درخواست را نپذيرفت.

جناتان هاو Jonathan Howe آدميرال قديمي آمريکا که نمايندگي ويژۀ سازمان ملل متحد را بعهده دارد، در مورد آزادي خلبان آمريکايي اظهار داشت که اقدامات ضروري در شرف تکوين است. و قويا تأکيد کرد که براي جلوگيري از تداوم جنگ نيروهاي سازمان ملل متحد بايد ژنرال عيديد را دستگير کنند.

کوفي عنان مسئول عمليات صلح در سازمان ملل متحد صراحتا اعلام کرد که معاوضۀ زندانيان با خلبان آمريکايي قابل قبول نيست و ما براي آزادي او از هيچ اقدامي کوتاهي نخواهيم کرد.

رئيس جمهور آمريکا ، بيل کلينتون از دستگيري ژنرال محمد فرح عيديد صرفنظر کرد و از سارمان ملل متحد خواهان متوقف ساختن چنين طرحي شد. نيروهاي آمريکايي حاضر در سومالي موضع دفاعي گرفته و لوژيستيک را تحت کنترل خود دارند.

پل سيمون Paul Simon سناتور دموکرات آمريکايي بخاطر اتخاذ تحولات اخير به بيل کلينتون تبريک گفت. و پارلمان آمريکا نيز انصراف از دستگيري ژنرال عيديد را تأييد کرد ولي در عين حال اعلام داشت که از اين پس حضور نظامي آمريکا در سومالي تا پيش از بازگرداندن واحدهاي نظامي بتاريخ 31 مارس به دو برابر افزايش خواهد يافت.


[align=center]فرانسه


[align=justify]فرانسه مذاکره با ژنرال عيديد را تشويق مي کند. آلن لاماسورAlain Lamassoure اعلام کرد که فرانسه در جستجوي راه حل سياسي ست و اين راه حل نيز به تفاهم گروههاي متخاصم داخلي بستگي خواهد داشت.
ريشارد دوکه Richard Duqué سخنگوي وزارت امور خارجه فرانسه مشخصا باز شناسي گروه ژنرال عيديد را در چهار چوب مذاکرات براي تحقق بخشيدن به راه حل سياسي ضروري دانست.

کميتۀ بين المللي صليب سرخ به نيروهاي سازمان ملل متحد در مورد حفاظت از جان شهروندان سوماليايي هشدار داد.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 5 آذر 1386 02:44

[align=center]موگاديشو در اخبار 9 اکتبر 1993[/align]

[align=justify]روزنامه هاي چپ اروپا از نقض حقوق بشر در سومالي حرف مي زنند. اومانيته ارگان حزب کمونيست فرانسه مي نويسد : سومالي يک ماجراجويي بود. کلينتون از عقب نشيني حرف مي زند ولي در عين حال قواي کمکي مي فرستد. حوادث مرگبار موگاديشو نامي بجز جنايت عليه بشريت نخواهد داشت. ايالات متحده ناچار به خارج کردن نيروهايش مي باشد. روزنامۀ اومانيته از همان روز اوّل دخالت نظامي سازمان ملل متحد در سومالي را ماجراجويي اعلام کرد. امروز مفسرين سياسي از «دام» حرف مي زنند. و همين امروز بوضوح مشاهده مي کنيم که نظم نوين آمريکايي به چه معنايي ست.

برخلاف افکار عمومي در آمريکا، بيل کلينتون پنجشنبه شب، واحدهاي جديدي را به سومالي گسيل داشت ونيروهاي آمريکايي را به 20000 نفر رساند.
قواي کمکي تازه نفس تحت فرماندهي ايالات متحده خواهند بود. سازمان ملل متحد بخاطر اتخاذ چنين تصميمي به واشينگتن تبريک گفت.
هدف طرح تازه باز گرداندن آرامش به سومالي تا 31 ماه مارس آينده است. در حاليکه ژنرال عيديد نيروهايش را عليه بازگشت استعمار فراخوانده است.
تحت شراط فعلي موضوع حقوق بشر بنفع اولويتهاي عمليات نظامي کنار گذاشته شده است. و بد نیست بدانیم که همزمان با بحران موگادیشو دو کشور بنام صلح دست به آزمایشات اتمی تازه می زنند : چین(8 اکتبر) و فرانسه(9 اکتبر).



Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 5 آذر 1386 03:39

big-man نوشته است:خاتمه ي جنگ را فقط کشته  شدگان ديده اند.......

در مورد خلبان توضيح داديد ولي نگفتيد که آزاد شد ياکشته شد...



[align=center]موگادیشو در اخبار 15 اکتبر 1993[/align]

خلبان هلیکوپتر آمریکایی میکائیل دورانت و سرباز نیجریه ای عمر شانتالی که در اسارت نیروهای طرفدار ژنرال عیدید بسر می بردند قبل از ظهر روز پنجشنبه آزاد شدند . این دو نفر به نمایندگان صلیب سرخ واگذار شدند.

در این خبر مطلبی در رابطه با معاوضۀ اسرا نیست. معامله شاید به شیوه های دیگری انجام گرفته باشند. غرب همیشه پیشنهادات متنوعی دارد

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 8 آذر 1386 23:47

[align=center]دربارۀ نقد «سقوط شاهين سياه»


[align=justify]وقتي دربارۀ اثر هنري حرف مي زنيم ( يا به بررسي اثري مي پردازيم که بعنوان اثر هنري معرفي شده است - به عبارت دیگر اثرث که هنوز کاندیدای هنر است) همواره بايد از خودمان بپرسيم در حال انجام چه کاري هستيم .
ما تا اينجا جهت بررسي و نقد اين فيلم دو تا کار انجام داديم، در نخستيم مرحله سعي کرديم آنرا با اساطير دوران بسيار قديمي و دوران جديدتر يعني اساطير يوناني مقايسه کنيم، و بر اين اساس به اين نتيجه رسيديم که « سقوط شاهين سياه» تأويلي ست از اساطير عهد قديم و به عبارت ديگر باز نويسي اسطوره اي ست. البته گهگاه در نقدهايي که دربارۀ اين فيلم در نشريات ايراني نوشته شده، آنرا بعنوان حماسه معرفي کرده اند. ولي من فکر مي کنم ، به دلايلي که پيش از برشمرديم، اين فيلم بيشتر ساختار اسطوره اي دارد تا حماسي. (اسطوره داستان پيدايش جهان است و حماسه داستان پيدايش يک کشور يا ملّت.)
در مرحلۀ بعدي سعي کرديم با کسب اطلاعات از واقعۀ تاريخي - نبرد موگاديشو - در نشريات اکتبر سال 1993 حوادث بازنمايي شده را مورد بررسي قرار دهيم و به عبارت ديگر فيلم را از دريچۀ واقعيات عيني ببينيم. با آگاهي به اين اصل که ناهمخواني اثر هنري با واقعيت به هيچ عنوان شاخص هنري بحساب نمی آید. به عبارت ديگر ما نمي توانيم اثري را مردود بدانيم صرفا از اين جهت که با واقعيات تاريخي همخواني ندارد. اگر چنين مي بود مجسمۀ موسي اثر ميکل آنژ را نيز نمی توانستیم به عنوان اثر هنري بحساب بیاوریم، زيرا موسي اي که ميکل آنژ به نمايش گذاشته است با موسي بعنوان شخصيتي تاريخي کاملا متفاوت است.
اگر چنين مي بود هيچيک از آثار هنري را نمي توانستيم بعنوان اثر هنري بپذيريم، چونکه هيچيک با واقعيت کاملا تطابق نمي کند. و این کاملا امری طبیعی ست که هنرمند با تخیلاتش در واقعیت دخل تصرف کند و حتی آنرا تحریف کند. ولی تحریف در عالم هنر حداقل واجد دو مفهوم کاملا متضاد است، یکی تحریفی ست که منجر به دروغ شاخدار و بی حاصل می شود و یا اینکه به شکل نازلی در خدمت سیاستی خاص یا ایده ئولوژی خاصی بکار بسته می شود، یک چیز تقلبی...، و دومی تحریف و انحراف بمفهوم با لنده و والاگرایانه است، یعنی اینکه کار هنری واقعیت را بحالت تصعید در می آورد، و به آن تعالی می بخشد.
به این ترتیب اگر ما تعریف ماهیت هنر را به همین یک نکته منحصر بدانیم – یعنی والاگرایی – من حتی به این نتیجه رسیدم که ما می توانیم به تعبیری کاملا خاص این فیلم را بعنوان یک اثر هنری باز شناسی کنیم. در هر صورت ما می توانیم در کادر این کارگاه یک سری فرضیه داشته باشیم که ممکن است بعدا آنرا رد کنیم. بنابراین من شما را فعلا با این پرسش تنها می گذارم :
این تعبیر خاص کدام است؟ یا این کدام تعیبر است که احتمالا می تواند این فیلم را نجات دهد؟ این پرسش را باز هم بشکل دیگری مطرح می کنم : تحت چه شرایطی این فیلم می تواند بعنوان اثر هنری برآورد شود؟

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 8 آذر 1386 23:57


Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 9 آذر 1386 01:03

[align=justify]البته پرسش بالا را اگر چه چندان هوشمندانه بنظر نمي رسد، بيشتر بخاطر تمرين فکري مطرح کردم. آن پرسش را تکرار مي کنم : بر اساس کدام تأويل اين فيلم مي تواند مفهوم والاگرايانه اي داشته باشد؟
با صرفنظر از علامات و نشانه ها و گفتمان نژاد پرستانه که در جاي جاي اين فيلم مشاهده مي کنيم، من فکر مي کنم که براي اين فيلم يک راه نجات وجود دارد. البته اين راه نجات تحت شرايط خاصي امکان پذير است.
ولي پيش از اينکه به راه حل بپردازم بايد به نکتۀ ديگري اشاره کنم. ببينيد اثر هنري هيچگاه تنها نيست به اين مفهوم که نه تنها در پيوند با ديگر آثار خود هنرمند قابل بررسي ست بلکه ما مي توانيم مطالبي را در نظر بگيريم که او خارج از اين آثار و در رابطه با آنها مي گويد و يا مدعي مي شود.
اگر ريدلي اسکات ادعا مي کرد که - اي کاش حقيقت اين بود که من نشان داده ام - و يا اينکه اگر مي گفت - دلم مي خواست اين نبرد به اين شکل که من نشان داده ام اتفاق مي افتاد -
در اين صورت و با تسامحاتي چند مي توانستيم بگوييم که اين اثر والاگرايانه است. ولي او هنوز چنين ادعايي را مطرح نکرده است. از اين جهت که با يک نگاه پانوراميک و کلي به فيلم مشاهده مي کنيم که چيز بجز رويارويي خير و شر نيست. يعني اينکه در نمايش خير و شرّ هيچ شکّي وجود ندارد. نشان به آن نشان که وقتي کاروان موتوريزۀ ارتش آمريکا در حال خارج شدن از شهر است و در آن موقعيت حساس، متوقف مي شود که مرد سالمند با کودکي در آغوشش از عرض خيابان عبور کند (حق عبور با عابر پياده را رعايت مي کند) و مثالها در اين زمينه بسيار هستند و خودتان براحتي مي توانيد تشخيص دهيد.
بنابراين اين پرسش و پاسخ يکبار ديگر موضوع تقابل تخيل و واقعيت را در بطن اثر مطرح مي سازد. و پيوسته مشاهده مي کنيم که تحريف واقعيت سير قهقرايي مي پيمايد و عملکرد چنين اثري به تعالي واقعيت نمي انجامد و بيشتر به ديو بزک کرده شباهت دارد.
البته بررسي دقيق جايگاه خلاقيت هنري در جامعه بعنوان نماد و قانون، به اين کارگاه ابعاد تازه اي ببخشد. ولي من فعلا به همين توضيحات اين بحث را در اينجا به پايان مي برم.
با اين وجود مي خواستم در عين حال اين بحث را با وقايع تازه و اخبار روز پيوند بزنم چونکه يکي از تاپيکها که خبر داغي را مطرح کرده بود فورا در اين سايت حذف شد - که البته براي جامعه اي مثل جامعۀ ايران قابل فهم است - ولي حذف و يا کتمان واقعيت و يا تحريف واقعيت همه از يک تبار هستند. در اين مفهوم ريدلي اسکاتهاي ايراني از ريدلي اسکاتهاي آمريکايي عملا و علنا هيچ کم و کسري ندارند. ادامه مي دهيم.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 11 آذر 1386 02:42

[align=center]دربارۀ کارگاه[/align]

[align=justify]متأسفانه اين کارگاه بشکلي که من تصور کرده بودم پيش نرفت، ولي ما نمي توانيم دست از کار بکشيم، تنها به علت که کار بخوبي انجام نگرفته است و يا موفق نبوده ايم. در هر صورت هيچيک از مباحثي که ما در اينجا مطرح کرديم يکبار براي هميشه نيست. بعنوان مثال موضوع تشخيص اثر هنري اصيل از اثري که تنها شبيه اثر هنري ست، و بعبارت ديگر تأمل در ماهيت اصلي و بنيادي هنر موضوعي ست که ما همواره و بشکل دائمي در تمام مباحث هنري و فرهنگي با آن روبرو هستيم. موضوع تجربۀ زيبايي شناختي بعنوان يکي از مقولات اساسي فلسفۀ هنر که ما در اين کارگاه بشکل ضمني و پراکنده مطرح کرديم، يکي ديگر از مباحث دائمي ست. در اين باره مي توانيم بگوييم که تقريبا تا کنون بشکل صريح هيچ توضيحي نداديم. به چه چيزي مي گوييم تجربۀ زيبايي شناختي؟ دانستن اين موضوع براي مطالبي که مي خواهيم بگوييم ضروري ست. بنابراين من در پستهاي آينده سعي خواهم کرد که يک تعريف حداقل از اين مقوله در اختيار شما بگذارم، و سپس کار اين کارگاه را با بررسي دو موضوع کاملا مشخص به پايان خواهم برد. موضوع اوّل مضمون نژاد پرستي در «سقوط شاهين سياه» است و سپس به يکي از شاخصهايي خواهم پرداخت که خيلي کلي ست و در پيوند تنگاتنگ با عدالت اجتماعي در زمينۀ فرهنگي و هنري مي باشد ( يا فرهنگ و هنر براي همه) در ضمن براي افراد و دوستاني که بعنوان مثال چشم اميد به فعاليتهاي اپوزيسيون ايراني در خارج از کشور دوخته اند و در اين تصور غوطه ور هستند که آنها در فضايي آزاد سرگرم خلاقيت و تمرين آزادي هستند، بايد بگويم که « هر جا که روي آسمان همين رنگ است» و ما با درک کاملا مشخص از ضرورت فرهنگ براي همگان و دموکراتيزاسيون فرهنگ و هنر مي توانيم به تشخيص تروريسم فرهنگي و ابتذال بي بديل  آنان در آثاري پي ببريم که تنها مي توانست با پشتيباني کشورهاي امپرياليستي مثل آمريکا و فرانسه بعنوان هنر مطرح شود.
و اتفاقا هر دو موضوعي که ما از اين پس به بررسي آن خواهيم پرداخت، همان موضوعاتي هستند که در رابطه با محصولات فرهنگي (بخوانيد مابين فرهنگي) در خارج از کشور  نزد ايرانيان قابل بررسي مي باشند. خوشبختانه چنین واقعیتی عمومیت ندارد و مطلق نیست. افراد آگاه در همه جا وجود دارد.
در پايان مي خواستم بخاطر اشتباهاتي که از نظر جمله بندي گاهی در نوشته ها  پيش مي آيد، از همگي پوزش بخواهم.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 16 آذر 1386 06:44

اگر ممکن است يکي از دوستاني که به زبان انگليسي آشنايي دارد، حرفهاي سرباز آمريکايي در فايل زير را براي کارگاه ترجمه کند.
با تشکر از دوستان نيکوکار

http://www.youtube.com/watch?v=3imI6w5V6HU

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 16 آذر 1386 09:42

big-man نوشته است:خاتمه ي جنگ را فقط کشته  شدگان ديده اند.......


آقاي ماه گرفته شما در مورد خلبان توضيح داديد ولي نگفتيد که آزاد شد ياکشته شد...


اگه ميشه يه کم در مورد اول فيلم  صحبت اون  فرمانده با کسي که محل رهبران سومالي رو لو داد.توضيح بديد.
مرد سياه: مرتکب خطاي فکر کردن نشيد چون منم با |آب لولهکشي بزرگ شدم.يه چيزايي در مورد تاريخ ميدونم.


اون صحنه ي آخرم جالب بود وقتي فرمانده ، زمين خوني رو خودش با پارچه تميز کرد.

و صحنه ي ديگه صحبت اون سربازه با سربازه ديگه اسمشون يادم نيست ولي صحبتاشون.
1:ميخاي برگردي شهر.
2:غذاي عالييه. ميدوني اگه برگردم شهر مردم ازم ميپرسن هي مرد چرا رفتي جنگ چه خبره مرد، معتاد جنگ شدي.
اما اونا هرگز نمي فهمن .هرگز نميتونن درک کنن که مي جنگيم فقط به خاطراوني که کنارمون ميجنگه.


[align=justify]پیش از اینکه به بررسی مسائلی بپردازم که خودم مطرح کرده بودم، می خواستم به پرسشهایی بپردازم که Big- man  عزیز مطرح کرده بود و تا اینجا ما تنها به یکی از آنها پرداختیم و آن هم مرتبط بود با موضوع اسارت و آزادی خلبان آمریکایی میکائیل دورانت. و تقریبا بقیۀ پرسشهای او را فراموش کردیم.
باید اعتراف کنم این «بیگ- من» ما نگاه بسیار حساس وتیزبینی دارد و همواره صحنه هایی را به پرسش می گیرد که سنگین از معانی هستند. شاید دوستان دیگر نیز همین صحنه ها را ملاحظه کرده و تحت تأثیر آنها قرار گرفته باشند، ولی ما هنوز از تجربۀ بصری آنها اطلاعی نداریم .
در بارۀ صحنه هایی که «بیگ-من» برشمرده است، ما کمابیش مطالبی گفته ایم و در اینجا نیز ممکن است برخی مطالب تکراری بنظر رسند ولی نه کاملا تکراری.

در مورد فردی که محل ملاقات رهبران شورشیان سومالی را لو می دهد، احتمالا همان فردی ست که در صحنۀ رستوران در بازار باکارا، یعنی زمانی که اسلحه فروش در حال خوردن و سیگار کشیدن و خواندن روزنامه است، می آید و به او اطلاع می دهد که افرادی که منتظرشان بوده است با اتوموبیل آمده اند و...
اسلحه فروش نیز  با آمریکاییها همکاری کرده و در هر صورت از حرفهای او چنین برمی آید که بقول معروف اهل معامله است. و در واقع آن سومالیایی که در بازار باکارا جاسوسی می کند، پادوی او ست.
با این وجود ابهاماتی در این فیلم مشاهده می شود که موضوع را بازهم کمی پیچیده تر می سازد.
میدانید، اساسا یکی از خصوصیات اثر هنری ابهام آمیز بودن آن است. با این حساب که گفتیم این فیلم اثر هنری نیست (این نظریۀ را از همان اوّل مطرح کردیم) ولی آثار تقلبی و آثاری که شبیه اثر هنری هستند و به عبارت دیگر محصولاتی که از تمایلات انحرافی و ضد هنری و ضد فرهنگی بر می آیند، اینها نیز از خصوصیت ابهام انگیز آثار هنری (سوء) استفاده می کنند.
و فعلا تنها اینرا بخاطر داشته باشید که ابهام آمیز یا ابهام انگیز بودن اثر هنری یکی از مباحث اساسی در عرصۀ زیبایی شناسی یا فلسفۀ هنر است. و به همین علت نیز هست که تقلب هنری خیلی ساده تر از تقلب علمی ست. البته باز هم در این زمینه استثنائاتی وجود دارد. یکی از اساتید موسیقی از خطۀ افغانستان، که نامش را به یاد نمی آورم، گویا که گفته بوده است که در دو زمینه نمی شود تقلب کرد، در پهلوانی و در موسیقی.
و این فرمول را هم که من پیش از شما آموخته ام، به یاد داشته باشید که اثری که تمام مفاهیم خود را خیلی زود و فوری بیان کند و همه چیز را بدون ابهام بگوید اثر هنری نیست. بنابراین ابهام جزء لاینفک هر اثر هنری ست. و گفتیم که اتفاقا راهزنان فرهنگی و هنری نیز اتفاقا از چنین خصوصیتی (سوء ) استفاده می کنند.

حال برمی گردیم به موضوع لو دادن محل تجمع رهبران شورشی. احتمالا آن عنصری که این موضوع را – از دید من – یک کمی پیچیده می کند، هاوانایی بودن سیگار فروشندۀ اسلحه و فرماندۀ پایگاه آمریکایی ست. در اینجا ما با یک نقطۀ مشترکی بین این دو سروکار می کنیم، به عبارت دیگر، شخص ثالثی که حضور ندارد، در پشت صحنه است، و شخصی ست که برای هر دو از هاوانا سیگار آورده است. البته فراموش نکنید که این تحلیل تنها یک تأویل است (یعنی ظن به مراد است) و نه یک تعبیر قطعی. و به این معنا که گویی این شخص ثالث (فروشندۀ سیگار برگ هاوانایی که فروشندۀ اصلی اسلحه نیز می باشد) رابط اصلی بین رابط سومالیایی و فرماندۀ آمریکایی ست.
صحنۀ متوقف ساختن اتومبیل او توسط هلیکوپترهای آمریکایی را اگر بیاد بیاورید، می بینید که فروشندۀ اسلحۀ سومالیایی با تلفن حرف می زند و تقریبا حالت عادی دارد و گویا که اساسا منتظر چنین حادثه ای بوده است. در این صحنه هیچ نشانی از شوکه شدن او نیست و در تمام صحنه هایی که او در آنها حضور دارد اینطور بنظر می رسد که کاملا به اوضاع مسلط است.
ولی موضوع همکاری اسلحه فروش یا رابط سومالیایی به همینجا خاتمه نمی یابد. و با تمام مطالبی که تا اینجا مطرح کردیم، کار چندان مهمی انجام نداده ایم و تنها از روی علائم و نشانه ها به تشریح صحنه ها پرداختیم.
شاید بتوانیم ادعا کنیم که آثار تقلبی یعنی آثاری که تنها شبیه آثار هنری هستند، بعلت تقلبی بودنشان، به هر کجای آن که دست بزنیم شیرازه اش از هم گسیخته می شود.
پرسش اینجاست که موضوع خیانت یا لو دادن یا همکاری سومالیایی اسلحه فروش و یا آن شخص ثالث ویا آن شخصی که برای اسلحه فروش پادویی می کند – با دقت به این پرسش توجه کنید) در رابطه با گفتمان اسلحه فروش و گفتمان فرماندۀ آمریکایی در خصوص جنگ داخلی چه تناقضی را آشکار می سازد؟
حرفهای اسلحه فروش سومالیایی که بیگ-من اندکی در ترجمۀ آنها دچار اشتباه شده بود این است که او به فرماندۀ آمریکایی می گوید : «شما اشتباه می کنید که مرا بدوی فرض می کنید، تنها به این علت که در دوران کودکی ام آب لوله کشی وجود نداشته است، من چیزهایی از تاریخ می دانم...چه مدتی ست که شما به اینجا آمده اید؟ 6 هفته؟ 6 هفته است که سعی می کنید ژنرال عیدید را دستگیر کنید. با جایزۀ 25 هزار دلاری...من فکر می کنم اصلا شما نباید به اینجا می آمدید.»

تمام حرفهایی را که کارگردان از زبان اسلحه فروش سومالیایی بیان می کند، برای رد گم کردن است. اولا این 6 هفته ای که او به آن اشاره می کند، حداقل کاری که می کند این است که کاملا حملۀ 12 ژوئیه را کتمان می کند. بین 3 و 4 اکتبر و 12 ژوئیه بیشتر از 6 هفته فاصلۀ زمانی وجود دارد.
چنانکه پیش از این توضیح دادیم، وفاداری به واقعیت تاریخی شاخص پر اهمیتی برای قضاوت اثر هنری بحساب نمی آید. ولی آنچه که می تواند بعنوان شاخص مطرح باشد، انگیزۀ هنرمند در تحریف تاریخ و واقعیت است. چرا کارگردان حملۀ 12 ژوئیه را ندیده گرفته است؟
در گفتگوی فروشندۀ اسلحه با فرماندۀ آمریکایی، حرف از جنگ داخلی ست و گفتگو بنحوی ساخت و سامان یافته است که گویی این جنگ اساسا یک موضوع داخلی ست و آمریکاییها هیچ نقشی در آن نداشته اند و تازه از راه رسیده اند. مضافا براینکه از حرفهای فرماندۀ آمریکایی چنین برمی آید که روح صلح جو و انساندوست آمریکاییها از «ژنوسید» برانگیخته شده و در پی جلوگیری از آن هستند.
در حالی که اگر به تاریخ سومالی و تمام کشورهای شاخ آفریقا مراجعه کنیم، بروشنی به حضور دائمی کشورهای اروپایی پی می بریم و پی می بریم که خصوصا این منطقه به استعمارات ایتالیا و فرانسه و انگلیس و پرتغال تعلق داشته و مرزبندیها نیز با خط کشهای همین جنایتکاران و دزدان سفاک امپریالیسم غربی تعیین شده است. و باز هم می دانیم که دوران استعمار زدایی کاملا تحقق نپذیرفته و امپریالیسم جهانی همچنان در این مناطق حضور دارند.
این همان تناقض آشکاری ست که در گفتگوی این دو باید توجه ما را بخود جلب کند. و اساسا همین معامله ای که فرماندۀ آمریکایی با رابط سومالیایی انجام می دهد، خود به تنهایی حاکی از معاملات گسترده تری ست. به عبارت دیگر همین معامله خود به تنهایی حاکی از بروز بودن سیاست «بازی بزرگ» است.  بین بررسی دو صحنۀ دیگر را در پستهای بعدی موکول می کنم. در این پایان از دوستان تقاضا می کنم؛ آنهایی که بزبان انگلیسی مسلط هستند، حرفهای سرباز آمریکایی را در فایلی که در پست قبلی قید کرده ام، لطف کرده و آنرا برای ما ترجمه کنند(یادآوری می کنم که این فایل را   «ترابی 89 » برای اولین بار پست کرده بوده است در هر صورت از اقدامات افراد نیکوکار همیشه باید قدردانی کنیم)  .

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 16 آذر 1386 11:17

صحنۀ دیگری که Big-man به آن شاره کرده بود، زمانی ست که یکی از سربازان مجروح در بیمارستان پایگاه تحت عمل جراحی قرار دارد و خونریزی او به حدی ست که خون از تخت عمل جراحی به کف زمین سرازیر می شود. فرمانده شاهد این صحنه است و با مشاهدۀ خون ریخته شده بر زمین، با دستمال سعی می کند آنرا پاک کند.
این صحنه مفاهیم مختلفی را به ذهن تداعی می کند. یکی از مفاهیم بنظر من این است که فرمانده بعلت طرحی که بشکست واحدهای او انجامیده، تا جایی تنزل کرده و درمانده شده است که کاری بجز پاک کردن سطح زمین برای او باقی نمانده، و علی رغم تمام تلاش او زمین کاملا پاک نمی شود. و فرمانده را در حال پاک کردن خون ریخته شده می بینیم که نگاهش بجاب دیگری ست، و گویی به چیز دیگری فکر می کند. راستی او در این لحظه به کجا نگاه می کند؟
از طرف دیگر شاید بتوانیم صحنۀ پاک کردن خون را به طرح و تهیۀ خود فیلم نسبت دهیم ، یعنی در یک نگاه عمیق و کلی ،چنین نتیجه بگیریم که این فیلم به این نیّت تهیه شده بوده است که خون ریخته شده را پاک کند. او می خواهد با پاک کردن خون ریخته شده بر زمین، همه چیز را بحالت عادی بازگرداند ونظم و ترتیب را به پایگاه بازگرداند، که اینهم تلاشی بیهوده بنظر می رسد. همانطور که ساختن چنین فیلمی قادر به توجیه جنایات آمریکا و یارانش نیست.
با این همه من این تحلیل خودم را هنوز مقدماتی یا ابتدایی می دانم. حدس می زنم که این صحنه بازهم حرفهای دیگری دارد.

تبصره :
نکته ای که مستقیما ارتباط چندانی با این فیلم ندارد ولی من در گشت و گذارهای انترنتی فیلمهای دیگری در ارتباط با بلاک هاک دیدم، که بخاطر بزرگداشت شکوهمند این محصول تکنولوژیک ساخته شده و با آهنگها و تصاویر زیبا آدم را مسحور می سازند. فکر می کنم که چنین فیلمهایی نیز بهمین نیّت ساخته شده اند که خون ریخته شده روی زمین را پاک کنند.

http://www.youtube.com/watch?v=vKJAB6bYgts

قبليبعدي

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان



phpBB | CentralClubs