در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 15 دی 1386 23:39

[align=justify]Machkol گرامی شما خودتان با تداعی معانی آزاد، زنجیره ای از روابط را بهم پیوند زدید و به کمابیش تا حدود زیادی به پرسش خودتان پاسخ گفتید. البته این موضوع به گسترش بیشتری نیاز دارد و با رجوع به منابع تحقیقاتی می تواند سروسامان روشنتری بگیرد.

ولی در حال حاضر همانطور که در بالا اشاره کردم، اگر موافق باشید چند پست آینده را به هانس زیمر کمپوزیتور فیلم « سقوط شاهین سیاه» اختصاص خواهیم داد. با ذکر این نکته که برای این مطالب من تنها به جهت تکمیل کردن این تاپیک به جمع آوری اطلاعات بسنده کرده ام.
بدون شک نقدی که بعنوان مثال برای «مایک اولد فیلد» نوشتیم، در مورد هانس زیمر نیز معتبراست. چنین افرادی که از همان اوان کودکی صاحب امتیاز بودند و سپس وارث آخرین محصولات تکنولوژیک هم بوده اند و طبیعی ست که بعنوان تکنوکرات در خدمت اهداف طبقۀ خودشان باشند. بدون شک کارهای هانس زیمر تا جایی که من شنیده ام بسیار شنیدنی ست و از آن لذت می برم. ناگفته نماند که در نگارش تاپیک برای موسیقی معاصر ، این پرسش برایم مطرح شده بود که چرا نمی توانم از این موسیقی نفرت داشته باشم؟
فکر می کنم که مسائل و مشکلات زیبایی شناسی فراتر از تجربیات حسی هستند. تمام دانش و آگاهی و حساسیت تکنوکراتها و تمام ابزارهای تکنولوژیک برای همین بکار گرفته شده اند که برای خودآگاه و ناخودآگاه ما لالایی بخوانند و حقا که اینکار را به بهترین شکل انجام می دهند.
در پستهای آینده زندگینامۀ مختصر هانس زیمر را خواهید یافت و سپس تحلیل بسیار جالب و تکنیکی در مورد موزیک متن فیلم «سقوط شاهین سیاه» هست که امیدوارم بتوانم آنرا در ترجمۀ روانی در اختیار شما بگذارم و البته بخشی را هم به مصاحبات او اختصاص خواهیم داد.


«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 16 دی 1386 00:07

[align=center]دربارۀ موزيک متن فيلم «سقوط شاهين سياه»
هانس زيمر Hans Zimmer[/align]


زندگینامه

هانس زیمر (هنز زيمر ) بتاریخ 12 سپتامبر 1957 در فراکفورت (آلمان) بدنیا آمد. Hans Zimmer از سن سه سالگی آموزش پیانو را آغاز کرد ولی علاقۀ زیادی به کلاسهای سولفژ نشان نمی داد و بشکل خودآموز به موسیقی ادامه داد.
در نوجوانی بسال 1979 به موسیقی الکترونیک پرداخت و در این دوران است که در انگلستان مستقر می شود و نوشتن قطعات کوتاهی را آغاز می کند و به عضویت گروه  The Buggles در می آید.
در سال 1982 با Mayer برای فیلم «کارسیاه» همکاری می کند . ولی نخستین کمپوزیسیونهای تکنوازیهایش در فیلم
« دنیایی دیگر» تحقق می پذیرد.
در سال 1989 برای کار روی Rain Man انگلستان را بقصد هالیوود ترک می کند



او در عین حال با ایجاد استودیوی شخصی خودش را بنام Media Ventures در روش کمپوزیسیون موزیک فیلم موجب تحول شده و انقلاب می کند.
پس از کسب موفقیت در فیلم Rain Man او روی فیلمهای« آکسیون» کار می کند. سال 1994 مصادف است با چرخش مهمی در کمپوزیسیون فیلم «شاه شیر» Le Roi Lion موفقیتی که نخستین اسکار را بخود اختصاص می دهد.



کار هانس زیمر در فیلم «گلادیاتور» (خروج 5 می 2000) به نقطۀ اوج خود صعود می کند



او همچنان به همکاری با ریدلی اسکات برای فیلمهای دیگر ادامه می دهد.
در سال 2003 بعلت اختلافی که با شریک خود Riffin  پیدا می کند نام استیو را از Meida Ventures به Remode Control Production تغییر می دهد.

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 16 دی 1386 13:35

Palang mah gerefteh نوشته است:[align=justify]Machkol گرامی شما خودتان با تداعی معانی آزاد، زنجیره ای از روابط را بهم پیوند زدید و به کمابیش تا حدود زیادی به پرسش خودتان پاسخ گفتید. البته این موضوع به گسترش بیشتری نیاز دارد و با رجوع به منابع تحقیقاتی می تواند سروسامان روشنتری بگیرد.

ولی در حال حاضر همانطور که در بالا اشاره کردم، اگر موافق باشید چند پست آینده را به هانس زیمر کمپوزیتور فیلم « سقوط شاهین سیاه» اختصاص خواهیم داد. با ذکر این نکته که برای این مطالب من تنها به جهت تکمیل کردن این تاپیک به جمع آوری اطلاعات بسنده کرده ام.
بدون شک نقدی که بعنوان مثال برای «مایک اولد فیلد» نوشتیم، در مورد هانس زیمر نیز معتبراست. چنین افرادی که از همان اوان کودکی صاحب امتیاز بودند و سپس وارث آخرین محصولات تکنولوژیک هم بوده اند و طبیعی ست که بعنوان تکنوکرات در خدمت اهداف طبقۀ خودشان باشند. بدون شک کارهای هانس زیمر تا جایی که من شنیده ام بسیار شنیدنی ست و از آن لذت می برم. ناگفته نماند که در نگارش تاپیک برای موسیقی معاصر ، این پرسش برایم مطرح شده بود که چرا نمی توانم از این موسیقی نفرت داشته باشم؟
فکر می کنم که مسائل و مشکلات زیبایی شناسی فراتر از تجربیات حسی هستند. تمام دانش و آگاهی و حساسیت تکنوکراتها و تمام ابزارهای تکنولوژیک برای همین بکار گرفته شده اند که برای خودآگاه و ناخودآگاه ما لالایی بخوانند و حقا که اینکار را به بهترین شکل انجام می دهند.
در پستهای آینده زندگینامۀ مختصر هانس زیمر را خواهید یافت و سپس تحلیل بسیار جالب و تکنیکی در مورد موزیک متن فیلم «سقوط شاهین سیاه» هست که امیدوارم بتوانم آنرا در ترجمۀ روانی در اختیار شما بگذارم و البته بخشی را هم به مصاحبات او اختصاص خواهیم داد.


«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

با تشکر .پست مثل همیشه آنقدر کامل بود که دیگر جای سوال باقی نمی گذارد.من هم بی صبرانه منتظر پاسخ شما به پرسش های پیشینم و اینکه سومالی چه ویژگی خاصی داشته که این همه بلا سرش آمده هستم.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 16 دی 1386 18:19

متاسفانه يک مشکل ديگر هم هست.آنهم اين است که فرانسه من به خوبي شما نيست.لطفا اگر امکانش است لينک انگليسي آن را نيز قرار دهيد.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 16 دی 1386 20:38

machkol نوشته است:متاسفانه يک مشکل ديگر هم هست.آنهم اين است که فرانسه من به خوبي شما نيست.لطفا اگر امکانش است لينک انگليسي آن را نيز قرار دهيد.


دوست عزیز
متأسفانه من هنوز به «سقوط شاهین سیاه» بزبان اصلی دسترسی نداشته ام . ولی در تاپیک «سقوط هلیکوپتر آمریکایی : تخیل یا واقعیت» می توانید فایلهای You Tube را ببینید البته بعضی وقتها موزیک متن آنها کاملا متفاوت است.
با وجود من مکالمات برخی از صحنه ها بفارسی ترجمه کرده ام و از نقطه نظر تحلیل صحنه ها معمولا مشکلی وجود ندارد. از توجه شما سپاسگذارم.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 16 دی 1386 20:48

ادامه
دربارۀ موزیک متن فیلم

Black Hawk Down «سقوط شاهین سیاه» ششمین همکاری هانس زیمر با ریدلی اسکات است. نباید منتظر مایه
های شور در «گلادیاتور» یا در مایه های غزل تلخ هانیبال Hannibal باشیم، سقوط شاهین سیاه برعکس آنها بیشتر برداشتی از شخصی بنظر می رسد، قطعه ای با سازهای صوتی (آکوستیک)، طبل حجیم و سنتتیزور بر اساس ریتمهای سنتی عربی.
در سقوط شاهین سیاه  موسیقی در خلق فضای فیلم شرکت دارد و غالبا فضاهای تاریک را متبادر می سازد و بشکل پراکنده از مینی مالیست الهام می گیرد. در بیان طعم  شکست در نبرد موگادیشو نزد سربازان آمریکایی ، زیمر از دو مضمون استفاده می کند، یکی از اشکال فولکلوریک آمریکایی  الهام می گیرد که غالبا با ویلیون اجرا می شود یا پیانو و یا ترومپت، ودیگری استفاده از سنت فیلمهای آکسیون است که خیلی ریتمی وبیشتر با استیل خود کمپوزیتور همخوانی دارد.
موزیک متن فیلم پیرامون سه محور اصلی ساخته شده است : بخش فضایی که هانس زیمر برای تجسم بخشیدن به آن و القای فضای تاریک و کدر از سازهای الکترونیک استفاده می کند. در این بخش صداهای شرقی را جا بجا و بشکل پراکنده می شنویم که به عبارتی دکوراسیون را همراهی می کنند و یادآور سومالی، قارۀ آفریقا و غیرو... هستند.

محور دیگر شامل صحنه های هرج و مرج و آنارشیک است که هانس زیمر برای بازنمایی خشونت نبرد از استیل خاص خودش استفاده می کند.
هانس زیمر برای  فاصله گذاری بین قطعات داستانی موزیک متن فیلم، ابزارهای الکترونیک استفاده می کند و یا برای بازنمایی تهاجم سربازان ژنرال عیدید، پرکوسیون بزرگ و خشن و حتی طبلهای قبیله ای را بکار می برد. بعلاوه تمی که به قطعه ای فولکلوریک شباهت دارد و کاملا قابل تشخیص است.
و همین تم هست که ما را بخود جذب می کند،بعبارت دیگر تداعی کردن ملودی فولکلوریک با گروههای سرباز آمریکایی، از این جهت نقطۀ عطف بحساب می آید که از متبادر ساختن مفاهیم وطن پرستانه که می توانست سنگین و غیر قابل هضم باشد اجتناب ورزیده و مفاهیم بشردوستانه را آزاد می سازد.
در آغاز
اصوات شرقی و آواز« باابا مال » Baaba Maal خوانندۀ سومالیایی را می شنویم که از شکوه های مردم سومالی می گوید. سپس زههای کدر جایگزین سولیست می شود که خصوصیات حزن آلود آن یادآور The Thin Red Line است
در اینجا استیل فضایی با طبل خاورمیانه ای غلبه می کند : سازهای زهی با ملودیهای شرقی و استفاده از نوعی گیتار آفریقای شمالی...هدف هانس زیمر در  بوجود آوردن این دو قطب آهنگین بازنمایی دو جبهۀ متخاصم است.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » يکشنبه 23 دی 1386 16:40

در گفتگوهايي پستهاي قبلي دوست ما machkol ایشان خصوصا پرسشی دربارۀ سومالی مطرح کردند که بقرار زیر است :
«اینکه سومالی چه ویژگی خاصی داشته که این همه بلا سرش آمده » که البته پرسش کاملا موجهی ست. با این وجود من به این نتیجه ام که این پرسش می تواند بشکل گسترده تری مطرح شود.
خلیج فارس، افغانستان، کروآسی، سومالی، یو گوسلاوی، چنچنی، اکوآتور، پرو، گینه بی سائو، کوزوو، اسرائیل، فلسطین، عراق، فیلیپین، ساحا عاج، سودان، بولیوی، آفریقای مرکزی، هائیتی، خود ایالات متحده، لیست بلند بالایی ست، پرسشی که می توانیم مطرح کنیم این است که آیا ساختار  سیستمیکی وجود دارد که تمامی این منازعات  را تحت پوشش تعریفی واحد در اختیار ما قرار دهد؟ [ علاوه بر منازعات باید در عین حال به محکومیت بخش عظیمی از جامعۀ بشریت به فقر و گرسنگی اشاره کنیم- به نقل از سازمان بهداشت جهانی تنها 5500 کودک در روز بعلت استفاده از آبهای مسموم می میرند(این مسمومیت البته بعلت فعالیتهای صنعتی ست) ]

در هر صورت اینطور بنظر می رسد که چنین پرسشی بشکل بارزتری ویژگی سومالی را تعریف خواهد کرد، در غیر اینصورت مقدمۀ بسیار خوبی برای کشف ویژگی (سومالی) «سرزمین خدایان»  خواهد بود.

دوستانی که مایل به شرکت فعال در این تاپیک هستند می توانند منابع خودشان را معرفی کنند. در پست بعدی من مقالۀ نوآم شومسکی Noam Chomsky تحت عنوان « قدرت و اعتبار، ضرورت امپراتوری» (2004 ) را پیشنهاد می کنم.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 23 دی 1386 17:55

متشکرم از توجه شما.البته من تنها به پرسش از شما اکتفا نکردم  و در اين مدت به کتب بسياري در اين زمينه مراجعه کردم.که اين تاپيک نتيجه قسمتي از تحقيقات من است.
http://www.centralclubs.com/viewtopic.p ... 0&start=12
به هر حال من کتاب عصر نوين جنگ؟را به تمامي دوستان توصيه مي کنم.کتاب فوق العاده ای در همین باب از یک اندیشمند امریکاییست(یکی از بزرگترین مخالفان جهانی سازی کولکو).اگه بخواهید فایل pdf آن را هم دارم. :grin:  :(
البته دوست عزیز من چیزی در رابطه با درگیری های فیلیپین یا هائیتی نمی دانم و اگر جا داره در پیغام خصوص یا همینجا یک توضیح کوچکی در رابطه با آن بدهید ممنون می شوم.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 23 دی 1386 19:21

مطالبی که در زیر می خوانید از کتاب a new century of war یا عصر نوین جنگ استخراج شده است.(با تصرف و تلخیص).


با نام و یاد خدا و با تشکر از دوست عزیزمون آقای پلنگ ماه گرفته  که پیشنهاد نوشتن این مطالب را دادند و با امید به این که بتوانیم با همکاری یکدیگر این تاپیک را که به حق اهدافی والا دارد را به ثمر برسانیم آغاز می کنم.

قسمت اول:مقدمه

شرايط در دهة اخير به صورتي بنيادي تغيير كرده، و هيچ ملتي قادر نيست با قدرت نظامي ايالات متحد برابري كند. ولي با وجود اينكه كمونيسم عملاً نابود شده و
ديگر نمي توان از وجود او براي تبيين رفتار ايالات متحد و متفقين او بهر ه اي گرفت، جنگ افزارهاي آمريكا براي جهان صلح به ارمغان نياوردند.
جهان از گذشته به مراتب پيچيده تر و از نظر سياسي بسيار متزلزل تر شده . جنگ سرد پايان يافته، ولي خطرات و واقعيت جنگ حي و حاضر است .
سلا حها از هر نوع، هم مخرب ترند و هم به صورتي وسيع تر توزيع مي شوند . حوادث مصيبت بار 11 سپتامبر 2001 به روشني تمامي اين عوامل مخرب را، در درون خاك ايالات متحد، به نقطة اوج خود رساند . دلايل محسوسي براي وقوع اين حوادث وجود داشت  و اين واقعيت كه چرا در دورة رشد فزايندة نبود امنيت زندگي مي كنيم و به احتمال زياد شاهد فاجعه هاي بيشتري از اين دست و عكس العمل هائي كه ايجاد كردند، خواهيم بود.
ايالات متحد در حال حاضر تنها كشوري است كه جاه طلبي، قدرت نظامي و فرضاً منابع اقتصادي لازم را براي سازمان دهي نوين سرنوشت سياسي دولتها در هر گوشة جهان كه لازم بداند، در اختيار دارد. ولي اين برتري تبديل به نسخه اي براي شكست، و جنگهائي بيشتر شده. اينك به صراحت مي بينيم كه نتايج مخرب اين سياست گذاري خارجي آنچنان به خاك كشور آمريكا نزديك شده كه در قرن گذشته غيرقابل تصور مي نمود.
از نظر نظامي ايالات متحد در جنگ بر عليه طالبان در افغانستان فاتح شد؛ در حاليكه اگر طالبان دوباره سازماندهي شوند و جنگي چريكي به راه بياندازند شايد نتايج حتي گوياتر از اين هم بشوند، ولي به نظر نمي آيد كه آمريكا به اين مسائل توجهي داشته باشد . پس، چه چيزي در ميان است؟ ظاهراً بحران افغانستان در طول دور هاي كه مدت آن غيرقابل پيشبيني است پايان مي پذيرد، با اين وجود اين كش ور از نظر سياسي متزلزل شده و احتمالاً براي قدر ت هاي خارجي  خصوصاً همسايگانش  مشكل آفرين شده و سر بر خواهد آورد.
بحرانهاي بسيار قابل توجه تري در نقاط ديگر به وجود خواهد آمد، از جمله جنگهاي داخلي ميان كشورهائي كه در آنان ايالات متحد مسئوليت كوچكي به عهده گرفته و در مقابل آنان اگر نقشي به عهده گيرد، بسيار محدود خواهد بود . اين درگيري ها نتايج غيرقابل اجتنابي است كه توزيع آزادنة سلاح ها به دنبال آورده، و در اين مقام ايالات متحد، مهم ترين صادركنندة سلاح، موجب و سبب بسياري از آشفتگي هائي است كه در آينده ، جهان به احتمال زياد تجربه خواهد كرد .
قدرت فناوري پيشرفتة آمريكا، كه از تمامي نبردهاي افغانستان فاتح بيرون آمد، فقط باعث تشجيع دولت بوش براي به كارگيري آن در مناطق ديگر شد . با اين وجود، پيروزي نظامي با راه حلهاي سياسي كه به جنگ ها عملاً پايان مي دهند و احتمال از سرگيري آنان را تخفيف مي دهند، ارتباطي ضعيف دارد . و اين دوگانگي ميان
قدرت نظامي و موفقيت سياسي تقريباً بر تمامي قرن گذشته سايه انداخته . ايالات متحد هميشه براي استفاده از قدرت برتر نظامي خود، حتي در مقاطعي كه به كارگيري آن اغلب مشكل آفرين شده است تا حلال مشكلات ، اعلام آمادگي كرده . همانطور كه ويتنام به تجربه ثابت كرد، غالباً تشکیلات نظامی که از کنترل خارج می شوند خود سرچشمة شكستهاي آمريكا شده اند. ايالات متحد انتقام 11 سپتامبر را، كه دليل اصلي براي حمله به خاك افغانستان بود، گرفت ولي منطقه اي وسيع از آسياي جنوبي تا خليج فارس در اين روند به شدت تكان خورده است. منطقه با پس لرزه هاي ناشي از اين عمليات بي شك روبرو خواهد شد. آمريكا در جستجوي بي ثمر و نيمه تمام ماندة خود در به كارگيري قدرت نظامي براي حل بحران هاي سياسي و اجتماعي كه منافع او را آن چنان كه خود تعريف مي كند به خطر مي اندازند، در مناطق ديگر دست به مداخله جوئي خواهد زد .
از دهة گذشته، پايان يافتن حيات كمونيسم ايالات متحد را از ابزار اساسي توجيه سياست خارجي خود كه از سال 1945 شكل گرفته بود محروم كرد، ولي با اين وجود آمريكا هر روز جاه طلبي بيشتري از خود نشان داده . و در عين حال هر روز ضربه پذيرتر و ناامن تر شده.در دوراني كه سلاح هاي كشتار جمعي به صورتي
فزاينده متنوع شد هاند و در دسترس همگان قرار دارند، ايالات متحد هر روز بيش از پيش منفور مي شود و مي بايد در درون خاك خود، به جزاي دخالت در امور ملت هائي بيشمار كه از 1945 آغاز كرده، مجازاتي هرچه سنگين تر متحمل شود .
پایان مقدمه.
ادامه دارد...
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » دوشنبه 24 دی 1386 10:36

با سلام دوباره.مشخصات کتاب براي علاقه مندان:
نام کتاب:عصر نوين جنگ؟
Another Century of
War?
ترجمه به فارسی:سعيد ساري اصلاني
ناشر نداشت چون فایل PDF بود.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 24 دی 1386 16:14

[align=center]قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوری
(نوآم شومسکی)

1[/align]


[align=justify]
ملاحظه می کنید که برای تحلیل و یا ارزیابی اثر هنری (البته بهتر است بگوییم اثری که بعنوان اثر هنری بما عرضه شده و هنوز تکلیفش روشن نشده است. یعنی اینکه هنوز معلوم نیست این اثر هنری ست یا خیر) ما همواره باید به زمینه های دیگری مراجعه کنیم.
داستان فیلم «سقوط شاهین سیاه» به عبارتی ، مداخلۀ سازمان ملل متحد و در پی آن مداخلۀ ایالات متحده در سومالی را به نمایش می گذارد. این مداخله به بهانۀ جلوگیری از فجایع انسانی صورت می گیرد. در هرصورت این دلیل و برهانهایی ست که رسانه های جهانی نیز از آن حرف می زنند که خود این فیلم نیز باید جزئی از همین رسانه ها بحساب بیاید.

بنابراین برای اینکه بتوانیم به مفهوم فیلم «سقوط شاهین سیاه» پی ببریم، می بایستی در خصوص این مداخلۀ نظامی و بطور مشخص حادثه ای که بنام « نبرد موگادیشو» در تاریخ به ثبت رسیده است، به جستجو بپردازیم.
همانطور که در مقالۀ دوستمان Machkol نیز مشاهده می کنید، یک دورۀ تاریخی کاملا مشخص شده است. این دورۀ تاریخی از فروپاشی جبهۀ کشورهای سوسیالیستی و پایان جنگ سرد آغاز می شود و مصادف است با یکه تازی بلوک غرب در صحنۀ بین المللی به رهبری ایالات متحدۀ آمریکا.
بنابراین «نبرد موگادیشو» (و تمام مداخلات سازمان ملل متحد و آمریکا) در چنین مقطع تاریخی قرار دارد. و اینطور بنظر می رسد که فاجعۀ انسانی در سومالی که متعاقبا سازمان ملل متحد را به مداخله واداشت، بیشتر به سیاست کلی آمریکا مربوط است تا چیز دیگری. مضافا براینکه « نبرد موگادیشو» یک حادثۀ منحصر بفرد نبوده بلکه در قالب یک مجموعۀ سیستمیک قابل بررسی ست. بنابراین بلند پروازی ما در اینجا بر این اساس که می خواهیم به خصوصیات کلی و عمومی و جهانشمول چنین ساختاری پی ببریم که نه تنها « نبرد موگادیشو» بلکه مجموعه ای از مداخلات نظامی و به همین منوال فقر عمومی و اختلافات طبقاتی در شرق و غرب و بسیاری از مسائل دیگر نظیر آلودگی محیط زیست را در بر می گیرد ( به عبارتی تنها همین آلودگی محیط زیست به نقل از سازمان بهداشت جهانی ناشی که ناشی از فعالیتهای صنعتی بوده در طول سال بشکل دائمی به کشته شدن 40 میلیون نفر انجامیده است).

از این جهت که به ماهیت چنین سیاستی پی ببریم، توجه شما را به بخشهایی جلب می کنم که از مقالۀ نوآم شومسکی تحت عنوان« قدرت و اعتبار، ضرورت امپراتوری» (2004) و از ترجمۀ فرانسه برگرفته شده است (1).

این بخشها را خودم ترجمه کرده ام و شاید هم روزی تمام مقاله را ترجمه کنم. ولی فعلا به ترجمۀ بخشهایی از آن بسنده می کنم، زیرامطالب و مقالات دیگری هم هستند و اگر بخواهم تمام آنها را ترجمه کنم کار خیلی سنگینی خواهد بود و ضرورتی هم ندارد. یادآوری می کنم که بخشهای ترجمه شده را داخل پرانتز گذاشته ام.

قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوری

« پشت ابرهایی که آسمان رسانه های جهانی را پوشانده اند و مداخلات نظامی آمریکا را بعنوان مداخلات بشردوستانه معرفی می کنند، طرحهای دیگری در شرف تکوین است که مرتبط است با سیاستهای اقتصادی و نظامی آمریکا . فروپاشی بلوک شرق سوسیالیستی، به سلطۀ بلامنازع آمریکا در صحنۀ جهانی انجامید. در چهار چوب نظم نوین جهانی می بایستی که صنایع آمریکا و خصوصا صنایع نظامی و تکنولوژی بازاندیشی می شد. علاوه براین می بایستی دشمنان تازه ای اختراع می کردند و به این بهانه در هر کجایی که آمریکا پیش از این حضور نداشته است، نیروهایش را مستقر سازد، یکی از این بهانه نیز همواره بنام مداخلات بشردوستانه تحقق یافته است. چنین طرحی به بهای بخاک و خون کشیدن جهان در چشم انداز امپراتوری مشاهده می شود. جهت اجرای چنین طرحی ضرورت ایجاب می کرد که آمریکا نیروهایش را گسترش دهد و از کوچکترین فرصتی برای معتبر نشان دادن خود استفاده کند.»

شومسکی در این مقاله روی کلمۀ « اعتبار» تکیه می کند و برای توضیح این موضوع حوادث کزووو را مطرح می کند. در این رابطه مشاهده می کنیم که حل مسئلۀ کزووو پیش از همه به موضوعی عاطفی و سیاسی برای حفظ اعتبار بین المللی OTAN در پنجاهمین سال تأسیسش تبدیل می شود.

« در طول بحران کوزووو، رهبران اوتان OTAN متفق القول روی این نکته تأکید داشتند که تصمیم برای شروع بمباران 24 مارس برای حفظ « اعتبار اتحادیه » ضروری ست. رهبران سیاسی و مفسرین پیوسته روی حفظ « اعتبار اوتان »
تأکید می کردند. در مقاله ای در واشینگتن پست Washington Post در بررسی حوادثی که به منازعات کزووو انجامید، بارتون گلمن Barton Gellman می نویسد : «تقریبا تمام راه حلهایی که حاکی از صرفنظر کردن از بمباران بود، مشکل برانگیز تعبیر می شد زیرا به تحقیر اوتان می انجامید.»(2)
ساموئل برگر Samuel Berger مشاور امنیت ملی اظهار می دارد که « هدف از بمباران این بود تا نشان دهیم که باید اوتان را جدی گرفت.»

[align=justify]یکی از دیپلماتهای اروپایی اضافه می کند: « اگر هیچ کاری انجام نگیرد، خسارت زیادی به اعتبار  OTAN در پنجاهمین سالگرد تأسیسش وارد خواهد.»
تونی بلر Tony Blair در پارلمان بریتانیا اعلام می کند که « اگر امروز عقب نشینی کنیم، اوتان اعتبارش را از دست خواهد داد.» و اما در مورد نظریات کلینتون Clinton یکی از مقامات کاخ سفید به نقل از او اظهار داشت : «از همان روز اوّل، او گفت  که در این امر  خاص به هیچ عنوان نمی توانیم شکست را بپذیریم. و کاملا روشن بود. به دلیل نتایج آن برای ایالات متحده و اوتان و چنین موضوعی برای خود رئیس جمهور بعنوان فرماندۀ کل قوا قابل قبول نبود.»
بلر هاردن Blaire Harden خبرنگار نیویورک تایمز در تفسیری طولانی از طرح کاخ سفید (3) می نویسد : « اوتان هیچ انتخاب دیگری بجز بمباران گسترده و مؤثر نداشت.»  


( از کاربران تقاضا می کنیم در پستهای بعدی این بحث را پی گیری کنند. مطالب به تدریج پست پست خواهند شد.)

زیر نویسها :
1) Violence impériales et lutte de classes. Sous la direction de Jérôme-Alexandre Nielsberg. Presse Universitaire de France, 2004
2) Barton Gellman and William Drozdiak, The Washington Post Weekly, 29 mars 1999
3) The New York Times (NYT), 8 juin 1999
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

188

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 شهریور 1386 20:00

آرشيو سپاس: 14 مرتبه در 11 پست

توسط maryam-paizi » دوشنبه 24 دی 1386 18:12

(( نوام چامسكي ))  :-o
   نام درست است دوست عزيز!
چامسكي كه سالها استاد فلسفه و زبان شناسي در هاروارد بوده و اكنون مهمترين نظريه پرداز ضد بوش در آمريكا است.
اي شهر بخواب که اين ديوانه مرده است!

قبليبعدي

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 3 مهمان



phpBB | CentralClubs