در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 25 دی 1386 04:12

maryam-paizi نوشته است:(( نوام چامسكي ))  :-o
   نام درست است دوست عزيز!
چامسكي كه سالها استاد فلسفه و زبان شناسي در هاروارد بوده و اكنون مهمترين نظريه پرداز ضد بوش در آمريكا است.


[align=justify]از یادآوری شما خیلی سپاسگذارم، با این توضیح که من بر اساس تلفظ فرانسوی نام او را بفارسی نوشتم. البته در رسانه های فارسی زبان غالبا نام او را بهمین شکلی که شما نوشته اید بکار می برند.
در هر صورت این نکتۀ از منظر خوانشگرانی که برای اولین بار با نام «شومسکی» در اینجا مواجه می شوند حائز اهمیت خواهد بود زیرا اگر بر این اساس در گوگل بگردند مطلب چندان زیادی پیدا نخواهند کرد - مثل خود من - در صورتی که با نام «چامسکی» به مطالب خیلی بیشتری دسترسی خواهند داشت. برای پستهای آینده بر اساس گزارش شما تصمیم خواهم گرفت که کدام راه حل را انتخاب کنم.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 25 دی 1386 10:28

[align=justify]تبصره : در اينجا مي خواستم در حاشيۀ  نقد نوآم شومسکي يا چامسکي به موضوع کاملا مشخصي اشاره کنم، هر چند که ممکن است روند بحث ما را کمي دچار اغتشاش کند. با اين وجود مطمئنا و هرگز از موضوع اصلي اين تاپيک دور نخواهد بود.
در اين تبصره ، مي خواستم توجه دوستان را به جايگاه موضوع حقوق بشر در متن استراتژي غرب کاپيتاليست و امپرياليست برهبري آمريکا جلب کند و در عين حال مي خواستم آنرا در رابطۀ مفصلي با بخش عظيمي از ادبيات سياسي اپوزيسيون ايراني در خارج از کشور و بخصوص کنفدراسيون ايرانيان براي دفاع از حقوق بشر جلب کنم. که تا چه اندازه حقوق بشر ايراني که مي بايستي از حقوق بشر دفاع کند، به ابزار کار سياست امپرياليستي در آمد.البته بايد دانست که با توجه به سير تحولي حوادث بين المللي و مخاطراتي که ايران را تهديد مي کرد، اين نقطۀ مفصلي مدتي ست دچار اختلال شده و بشکل سابق ديگر عمل نمي کند. و در نشريات انترنتي موضوع دموکراسي و حقوق بشر در غرب بشکل گذشته طرفداري ندارد و جرياناتي براه افتاده و به اندازه اي تحول يافته است که حتي افرادي نظير من نيز مي توانند مقالاتشان را چاپ کنند. البته من خيلي بتازگي به نرم افزار زبان فارسي دست پيدا کرده ام و تا پیش از این تنها بفرانسه می توانستم بنویسم.  تقریبا تا شش ماه پیش از این عملا حق نوشتن بزبان فارسی را نداشتم.  بگذريم!
البته بررسي اين نقطۀ مفصلي نياز به مواد اوليه دارد، يعني اشياء فرهنگي عيني، کتاب، مقاله، اخبار راديو، تآتر و سينما و غيرو...
در اين زمينه نيز کارهايي انجام گرفته است ولي هدف من در اينجا متوجه ساختن خوانشگران دائمي و احتمالي اين تاپيک به نقطۀ مفصلي گفتمان حقوق بشر بعنوان بهانه و دسيسه براي گسترش قدرت امپرياليسم يا  نظام سرمايه داري جهاني برهبري آمريکا و گفتمان حقوق بشر ايراني ست، امثال کنفدراسيون حقوق بشر که هميشه، بعنوان مثال،  يک کرسي مخصوص در راديو بين المللي فرانسه بخش فارسي داشته اند و در آمفي تآترهاي دانشگاهاي فرانسه نيز برويشان گشوده بوده است (البته گشایش در برای آنها زماني ست که برخي از دانشجويان ايراني را که تعدادشان نيز کم نيست از در اصلي دانشگاه بيرون انداخته بودند)...در اين زمينه مطالب واقعا بسيار بسيار زياد هستند...بنابراين خواهش مي کنم نقطۀ مفصلي را فراموش نکنيد و در جايي از ذهنتان بخاطر داشته باشيد.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 25 دی 1386 13:25

[align=center]قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوری
(نوآم چامسکی)Noam Chomsky[/align]


2


[align=justify]مقالۀ دیگری در نیویورک تایمز به تفصیل  دربارۀ چگونگی انتخاب کاخ سفید ، به نقل از   دبیر دفاع ویلیام کوهن William Cohen  به مناسبت گردهم آیی خصوصی وزرای دفاع کشورهای عضو اتحادیۀ ناتو در اکتبر ، 1998  گزارش می دهد.
در این دوران، اتحادیه (اوتان)  جنایات صربها در پاسخ به تسلط ارتش آزادیبخش کوزووو (4) UCK روی چهل درصد از کوزووو در طول ماههای گذشته را جزء مسئولین اعضای خود می داند. کوهن طرح کلینتون برای بمباران هوایی را معرفی کرد و به همقطاران خود هشدار داد که طرح دیگری را برای اتحادیۀ نپذیرند : « اگر تحت چنین شرایطی اوتان نتواند در مقابل میلوسویچ  عکس العمل نباشد، پس این اتحادیه به چه کار خواهد آمد؟»
تهدید به بمباران خیلی زود با موضوع اعتبار اتحادیۀ اوتان در سطح بین المللی گره خورد، مضافا بر اینکه پنجاهمین سالگرد تأسیس آن نیز نزئیک می شد و در اطراف پایان ماه آوریل بود. در این مدت اشتباهات و انشعاباتی که از افتضاحات کاخ سفید بر می آمد تلاشهای دیپلماتیک را با شکست مواجه می کرد.
از نقطه نظر کارشناس بریتانیایی در تاریخ نظامی، جان کیگان John Keegan مراجعات عاطفی بلر Blair و آنهایی را که دلسوزی و همدردی بریتانیاییها را فرا می خوانند  نباید جدی گرفت. زیرا بحران جدی ست و موضوع به« اعتبار اتحادیه ای مربوط می شود که در طول پنجاه سال گذشته ضامن حیات ما بوده است.»(5) اغلب مفسرین آمریکایی نیز از همین نظریه دفاع  می کردند. به این اساس از همان آغاز ویلیام پفاف William Pfaff می نویسد : «مسئله اینجا نیست که آیا مداخلۀ نظامی بهترین راه حل می باشد یا نمی باشد. آنچه که در وحلۀ نخست حائز اهمیت می باشد سرنوشت اوتان و نقش آمریکا بعنوان ابرقدرت جهانی ست.»
و ادامه می دهد : «اگر اوتان علیه صربها پیروز نشود، باید پایان اوتان را اعلام کرد. تنهه راه حل برای نیروهای اتحادیۀ اوتان عبارت است از بیرون راندن نیروهای صرب که در کوزووو مستقر هستند و سرنگون کردن دولت فعلی در صربستان.» (6)


زیر نویسها

4) ارتش آزادیبخش کوزووو UCK گروه شبهه نظامی آلبانی که در سال 1990 برای استقلال کوزووو از یوگوسلاوی مبارزه می کرد. مقامات یوگوسلاوی و کشورهای غربی این گروه را تا پیش از سال 1999 تروریست می دانستند. بسیاری از آلبانیها ارتش آزادیبخش کوزووو را بعنوان ارتش آزادیخش پذیرفته اند هر چند که این گروه به کشتار غیر نظامیان صرب و همکاری با میلوسویچ متهم می باشد.

5)
Eliane Sciolino et Ethan Bronner, <<How a président, distracted by scandal, entered Balkan>>, NYT, 18 avril 1999
6)
John Keegan, The Daily Telegraph, 21 mai; William Pfaff, The Boston Globe, 12 avril 1999.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 27 دی 1386 21:39

[align=center]نوآم چامسکي

قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوري[/align]


3

[align=justify]پس از قرداد صلح 3 ژوئن، رهبران و مفسرین از نتایج کار چندان رضایتی نداشتند، ولی همگی بر این عقیده بودند که عملیات در یک مورد اساسی کاملا موفق بوده است : « اعتبار اوتان تضمین شده بود.»(7)
برای درک مفهوم چنین گفتمانی در باب کسب افتخار پیروزی در مأموریتی که با موفقیت انجام یافته، طبق معمول ضروری ست تا به تعبیر آن بپردازیم. وقتی کلینتون، بلر و همپیمانانشان از «اعتبار اوتان» حرف می زنند، به هیچ عنوان منظورشان اعتبار ایتالیا یا نروژ نیست، بلکه بطور مشخص به برتری ابزار نظامیشان اشاره دارند. هر رئیس مافیایی می تواند مفهوم کلمۀ «اعتبار» را به شما توضیح دهد. وقتی تاجری از پرداخت حق حساب به رئیس مافیا امتناع می کند، گانگسترها به سروقتش می روند و تنها به گرفتن پول او اکتفاده نکرده و پشت سر خود مزرعۀ مین گذاری شده بجا می گذارند تا برای دیگران نیز درس عبرت باشد. بنابر این جای تعجبی ندارد که رؤسای مافیای جهانی از همین ساز و کار در مذاکراتشان استفاده کنند.
بر خلاف تصور عمومی ، نه به این علت که رئیس مافیا حتما به پول فرد تاجر نیاز داشته باشد. و یا آنطور که به اذهان عمومی تزریق کرده اند که این دخالت نظامی حتما بشردوستانه بوده زیرا کوزووو درآمد ناچیزی داشته و نفع چندانی برای غرب نداشته است. چنین قضاوتی مطمئنا حاکی از عدم آگاهی به داده های مقدماتی خط مشی سیاسی عصر حاضر خواهد بود.
آیا ایالات متحده در رابطه با کشورهایی که در این سالهای اخیر طعمۀ خشونت بوده اند، مثل گوآتمالا، هندوچین، کوبا ، نیکاراگوئه و تعداد دیگری از کشورها، در پی منافع اقتصادی بوده است؟
البته، بعضی اوقات منقدین از این جهت که زود به نتیجه رسند به منابع قلع و کائوچو در هندوچین و غیرو اشارا کرده اند، ولی در واقع با اطمینان کامل آنها را مطرح نکرده اند. در برخی موارد ممکن است که منافع خصوصی در خط مشی سیاسی تأثیر گذار باشد ( بعنوان مثال، اتحادیۀ میوه – United Fruit   در گوآتمالا) ولی چنین مواردی بسیار نادر است و در واقع تعیین کنندۀ اصلی نیستند. در تمام موارد دلایلی دیگری در کار بوده است.
مسئلۀ «اعتبار» همواره یکی از مسائل پر اهمیت بوده و هر آنگاه که« بز جربی» در گله پیدا می شود این مسئله نیز بشکل حادتری مطرح می شود زیرا بیم این خواهد رفت که ویروس استقلال به تمام گله یعنی کشورهای دیگر سرایت کند و این اصطلاحی ست که در زبان فنی استراتژهای غربی بکار برده می شود.
در این مورد می توانیم روشنفکرانی را یادآور شویم که در اطراف جان کندی در مورد نظریۀ کاسترو می گفتند « می توان به سرنوشت خود حاکم شد».
موضوع « اعتبار» را می توانیم بشکل دائمی در مرکز تمام مداخلات و منازعات، حتی در متن جنگ سرد از آغاز آن یعنی سال 1917 مشاهده کنیم : روسیه همان «بز جربی» بحساب می آمد  که ترس ناشی از این امر حداقل تا سالهای شصت سیاست غرب را تحت تأثیر قرار داده بود، یعنی تا پیش از اینکه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی وارد مرحلۀ رکود شود که البته هیچگاه نیز از این رکود سر بیرون نیاورد.
کنترل منابع طبیعی و به همین منوال منافع اقتصادی دیگر همواره نقش پر اهمیتی دارند، ولی چنین خصوصیاتی در انتخاب آنها بعنوان هدف تیر به ندرت تعیین کننده هستند ( بعنوان مثال کشورهای تولید کنندۀ نفت و حتی هندوچین در سال 1958).
از طرف دیگر تصمیمگیری در زمینۀ مداخلات غالبا رابطه ای کاملا حاشیه ای با مسائل جنگ سرد داشته اند، و این موضوعی ست که تا حدود زیادی عرف عملی را توضیح می دهد که تا چه اندازه در قبل و بعد و در طول جنگ سرد بشکل ثابت رایج بوده است. گاهی اوقات پرونده های سرّی اینگونه موارد را به صراحت تأیید می کنند : بعنوان مثال، در سال 1958 در شورای امنیت ملی، آیزنهاور Eisenhower و دالس Dulles سه بحران عظیم جهانی را بر شمرده اند. سه نطقۀ بحرانی عبارت است ازاندونزی، آفریقای شمالی و خاور میانه که نقطۀ مشترک آنها این است که به جهان اسلام تعلق دارند، ولی در عین حال و بخصوص تولید کنندۀ نفت نیز می باشند. بر اساس اسناد محرنامه، آیزنهاور روی فقدان مداخلات شوروی حتی در اشکال غیر مستقیم تأکید می کند.

روشن است که اعمال خشونت همیشه به آن شکلی که انتظار می رود مؤثر واقع نمی گردد ولی استراتژها و بازیگران صحنۀ نبرد بخوبی می دانند که قادر به تشدید اعمال زور هستند. در هر صورت چنانکه صرورت ایجاب کند همواره می توان کشور یاغی را به سرنوشت کارتاژ(8) دچار کرد. یک مانور کوچک در هندوچین برای متقاعدکردن هر صدای معترض و آنهایی که هنوز در قدرت آنها تردید می کنند کافی خواهد بود. چنین پیامی برای مناطق تعیین شده و آنهایی که قصد خارج شدن از گله را دارند، می بایستی کاملا روشن باشد. چنین گفتمانی شواهدی را بر می شمارد که همواره حاکی  از ضرورت تضمین اعتبار است.

اعمال خشونت در بالکان علاوه بر این دارای مزیت دیگری نیز بود. زیرا صربیها از این جهت که واشینگتن کاملا بر قارۀ اروپا سیطره پیدا کند مانع و مزاحم بشمار می آمد. اگر چه درآمد منطقه  بالکان ارزش خاصی برای آمریکا نداشت ولی از نقطه نظر استراتژیک نه تنها در رابطه با اروپای غربی و شرقی، بلکه در رابطه با خاور میانه حائز اهمیت بود.
در زمان اردوی ضد شورش پس از پایان جنگ جهانی در یونان، هدف اصلی تحت نظارت داشتن نفت خاورمیانه بود، و در همین سال بود که ایالات متحده جریات دموکراسی در ایتالیا را دچار اختلال کرد. از نقطه نظر تقسیم بندی دولتی، یونان تاسرنگونی دیکتاتور فاشیستی که از پشتیبانی آمریکا برخوردار بود جزء خاورمیانه بشمار می آمد. همین سیاست تا حدودی در خط مشی فعلی  در مورد آسیای مرکزی برقرار است و می توانیم پایگاه واشینگتن در ترکیه بعلاوۀ اسرائیل در منطقه را جزء لاینفک این طرح بدانیم.


زیر نویسها

7) Jane Perlez, << For Albright’s mission, more problems and risk>>, NYT, juin 1999.
این مقاله به تحلیلهای مشاور دولت مادلن آلبرایت و مشاورین دیگر می پردازد.
8) دچار کردن حریف به سرنوشت کارتاژ اصطلاحی ست که منشأ آن باز می گردد به دوران منازعات امپریالیسم رم و کارتاژ بین سالهای 284 پیش از میلاد تا 202 پیش از میلاد. در این دوران هانیبال هدایت ارتش کارتاژ را بعهده داشت. در این منازعات کارتاژها مجبور به امضای قرارداد های تحقیر آمیزی می شوند و هانیبال نیز در سال 183 پیش از میلاد خود کشی می کند.
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » جمعه 28 دی 1386 00:38

Palang mah gerefteh نوشته است:[align=center]نوآم چامسکي

قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوري[/align]


3

[align=justify]پس از قرداد صلح 3 ژوئن، رهبران و مفسرین از نتایج کار چندان رضایتی نداشتند، ولی همگی بر این عقیده بودند که عملیات در یک مورد اساسی کاملا موفق بوده است : « اعتبار اوتان تضمین شده بود.»(7)
برای درک مفهوم چنین گفتمانی در باب کسب افتخار پیروزی در مأموریتی که با موفقیت انجام یافته، طبق معمول ضروری ست تا به تعبیر آن بپردازیم. وقتی کلینتون، بلر و همپیمانانشان از «اعتبار اوتان» حرف می زنند، به هیچ عنوان منظورشان اعتبار ایتالیا یا نروژ نیست، بلکه بطور مشخص به برتری ابزار نظامیشان اشاره دارند. هر رئیس مافیایی می تواند مفهوم کلمۀ «اعتبار» را به شما توضیح دهد. وقتی تاجری از پرداخت حق حساب به رئیس مافیا امتناع می کند، گانگسترها به سروقتش می روند و تنها به گرفتن پول او اکتفاده نکرده و پشت سر خود مزرعۀ مین گذاری شده بجا می گذارند تا برای دیگران نیز درس عبرت باشد. بنابر این جای تعجبی ندارد که رؤسای مافیای جهانی از همین ساز و کار در مذاکراتشان استفاده کنند.
بر خلاف تصور عمومی ، نه به این علت که رئیس مافیا حتما به پول فرد تاجر نیاز داشته باشد. و یا آنطور که به اذهان عمومی تزریق کرده اند که این دخالت نظامی حتما بشردوستانه بوده زیرا کوزووو درآمد ناچیزی داشته و نفع چندانی برای غرب نداشته است. چنین قضاوتی مطمئنا حاکی از عدم آگاهی به داده های مقدماتی خط مشی سیاسی عصر حاضر خواهد بود.

همانطور که وعده داده بودید بسیار جالب توجه بود.فرمول قابل اطمینان تری می باشد.
به قولی همون میخ و چکش.که توی سر هرکسی میزنه تا سرجاش بشینه.یا مثل یه نفر از ارازل و اوباش که تحمل فرد دیگری را ندارد.
لطفا ادامه دهید.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 28 دی 1386 13:13

[align=center]نوآم چامسکي

قدرت و اعتبار
ضرورت امپراتوري

4[/align]


[align=justify]تا زمانی که صربستان به منطقۀ تحت نفوذ آمریکا نپیوسته است، کاملا منطقی ست که نافرمانی صربها سزاوار تنبیه و مجازات باشد. علاوه براین چنین مجازاتی می بایستی بشکلی تماشایی به اجرا گذاشته شود تا هشداری باشد برای دیگران که ببینند و درس عبرت بگیرند، در صورتیکه خیال پیروی از خط مشی صربها را به ذهنشان راه دهند چه به روزگارشان خواهد آمد. در سال 1998، بحران کوزووو به روندی دامن زد که بدون هیچ تردیدی می توانستیم نتایج بعدی آنرا پیشبینی کنیم، همانطور که در مورد کوبا و دیگر کشورهای یاغی به اجرا گذاشته شده بود، یعنی روندی که می بایستی به تسلیم و یا سرکوب صربستان بیانجامد.
و از این جهت که افکار عمومی را تحت تأثیر قراردهند، بنابر مقتضیات روز اصطلاحاتی نظیر « غلبه کردن بر تأثیرات شوروی» یا «ارتقای دموکراسی» را مطرح می کردند. ولی تنها آنهایی که بشکل داوطلبانه نمی خواستند چیزی بدانند به این گفتمان باور داشتند.

مزیت دیگری که در اعمال چنین سیاست خشونت آمیزی مشاهده می شود، افزایش تولیدات و فروش اسلحه است.
براساس وال استریت ژورنال (9) « بطور کلی احتمالا جنگ موجب افزایش  مخارج نظامی خواهد شد» ، این موضوع بیشتر مربوط است به به سیستمهای تکنولوژیک پیشرفته .
کارخانۀ Raytheon به تنهایی معادل یک میلیارد دلار سفارش دریافت می کند تا موشکهای توما هاک Tomahawk و دیگر سلاحهایی را که برای تخریب اهداف در بلکان ضروری هستند آماده سازد. بدون شک این رقم شامل دیگر سفارشات کشورهای عضو پیمان اوتان ( ناتو) نمی شود . فیناسیال تایمز(10) در سرمقالۀ خود می نویسد « برندۀ اصلی جنگ» صنایع نظامی هستند. مقالۀ مذکور در مورد چشم انداز بالاروندۀ صنایع هوا فضا و بویژه محصولاتی که از تکنولوژی پیشرفته و پر هزینه استفاده می کند بتفصیل می نویسد : تجهیزات بکار رفته در زمینۀ برنامه ریزی رایانه ای معادل نصف بهای یک هواپیمای جنگی نوین است، بهمین علت بخش تکنولوژی پیشرفته از موقعیت ممتازی برخوردار می شود. بر این اساس خوانشگران جراید اقتصادی به توضیح بیشتری نیاز نداشتند. هزینه های نظامی زمینۀ اصلی  مداخلات بخش دولتی در بخش تکنولوژی پیشرفته را در بر می گیرد، یعنی زمینه هایی که اساس برتری آمریکا بشمار می آید : رایانه و الکترونیک، تولید، ارتباطات، انترنت و بخشهای اقتصادی که در حال گسترش هستند. این موضوع را می توانیم در منشاء و پیدایش آغازین نظام تولید انبوه در آمریکا مشاهده کنیم، اگر چه تولیدات عظیم به پس از جنگ دوّم جهانی مربوط می شود. بخش دولتی نقش قابل توجهی در گسترش کشاورزی داشته است و از هم اکنون رویکرهای بیولوژیک را مشاهده می کنیم : که همانند هر صنعت پیشگام دیگری که به گسترش اجتماعی نیاز خواهد داشت و جهت هزینه ها و مخاطراتی که در بر دار می بایستی که روی حمایت اقتصادی دولت تکیه کند ( در این زمینه ها می توانیم به حمایت از مالکیت خصوصی فکری و تحمیل اشکال دیگری از مداخله در بازار به حمایت از مجتمعهای بزرگ صنعتی اشاره کنیم).
در زمینۀ حمایت نظامی، دبیر هواپیمایی، استوآرت سمینگتون Stuart Symington در سال 1948 قانون بازی را به این شکل تعریف کرد که : « نباید گفت [کمک مالی] بطریق اولی باید گفت [ امنیت ]»

زیرنویسها
9) Wall Street Journal
10) Financial Times
«تنها آنان که بر خاک افتادند پایان جنگ را دیدند»

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » جمعه 28 دی 1386 14:07

سلام .باز هم متشکرم.خواستم فقط يک نکته جالب را هم متذکر شوم.آنهم کشتار شيعيان انقلابي عراق در زمان صدام در پي عمليات طوفان صحرا و به دستور و همياري مستقيم ايالات متحده است که کاملا با مطالب شما در رابطه با  غلبه بر تاثيرات شوروي همخواني دارد.البته اينجا بحث غلبه بر تاثيرات ايران در ميان است.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 12 اسفند 1386 18:24

عزيز کجا رفتي پيدات نيست؟منتظريمااااا
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

قبلي

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 5 مهمان



phpBB | CentralClubs