در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

کارگاه : نقدي بر فيلم «سقوط شاهين سياه» يا اسطورۀ مدرن

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 21 آبان 1386 08:55

کارگاه هنر

نقدی بر فیلم «سقوط شاهین سیاه»
Black Hawk down
یا اسطورۀ مدرن



پیشگفتار


یادآوری می کنیم که این تاپیک ادامۀ مبحثی ست که پیش از این در بخش «اخبار نظامی» تحت عنوان «سقوط هلیکوپتر آمریکایی : تخیل یا واقعیت» آغاز شده بود و ادامۀ آن به اینجا در انجمن فیلم و سینما منتقل گردیده است.
البته دوستان سایت با لطفی که داشتند تمام این تاپیک  را به انجمن فیلم و سینما منتقل کردند. و جای آن دارد که از ایشان سپاسگذاری کنم. با اینحال بخاطر این جابجایی مجبور شدم یک تاپیک دیگر ایجاد کنم. چونکه در این جابجایی می بایستی عنوان تاپیک را بر اساس زمینۀ فعالیت انجمن فیلم و سینما، تغییر می دادم. و اگر می خواستم عنوان تاپیک اوّل را تغییر دهم، باز هم مشکل دو چندان می شد. روشن است که عنوان هر تاپیکی، هر کتابی و هر فیلمی (چنانکه در رابطه با تحلیل فیلم مورد نظرمان خواهیم دید) با محتوای آن رابطۀ خاصی برقرار می سازد که معنی دار است و در کلیت کار تأثیر می گذارد. و خصوصا وقتی که زمینۀ عوض می شود و جنگ افزار به نقد فیلم منتهی می شود. چنین جابجایی مثل این است که ما رمان «سقوط شاهین سیاه» را بخواهیم بشکل تآتر به صحنه بیاوریم، بنابراین آنچه در فیلم می توانیم مشاهده می کنیم با آنچه روی صحنۀ تآتر می توانیم از آن به نمایش بگذاریم، زمین تا آسمان تفاوت خواهد داشت. بهر تقدیر امید وارم که این جابجایی و موضوع جدید تاپیک دوّم از نظر قوانین سایت اشکالی تولید نکند.
علت این جا بجایی مرتبط است با موضوع این تاپیک. زیرا از این پس ما وارد مبحث نقد فیلم می شویم. بنابراین منطق حکم می کرد که آنرا در محل مناسبتری با عنوان مناسبتری و در اشکال پویاتری (کارگاه) مطرح کنیم.
این کارگاه احتمالا برای تمام علاقمندان به مسائل فرهنگی و هنری و سینمایی، متخصص و غیر متخصص و خصوصا افرادی که بطور کلی به مسائل و مشکلات فرهنگی و هنری حساسیت دارند، می تواند مفید باشد. البته، امیدوارم که اینطور باشد.
بنابراین از شرکت کنندگان دراین کارگاه، پیشنهاد می کنم که از تاپیک «سقوط هلیکوپتر آمریکایی : تخیل یا واقعیت» که از این پس در فهرست انجمن فیلم و سینما قرار گرفته است بازدید بعمل بیاورید.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 21 آبان 1386 09:36

[align=center]کارگاه اوّل[/align]

فهرست

مقدمه

تعریف اسطوره
تعریف اسطورۀ مدرن
روابط مفصلی «سقوط شاهین شاهین سیاه» با اسطورۀ ایکار و اساطیر انفصالی


[align=center]مقدمه[/align]

[align=justify]
همانطور که در آغاز این توپیک اشاره کردم از دیدگاه ما،  نقد بطور کلی و نقدهایی نظیر همین نوشته، عبارت است : از ابزار کار مبارزه با تروریسم فرهنگی، فکری و هنری. و گفتیم که این فیلم«سقوط شاهین سیاه» در واقع تروریست است و از دیدگاه ما (یا فعلا بهتر است بگویم از دیدگاه  من) تهاجم فرهنگی بحساب می آید. با یادآوری این مطلب که چنین تهاجمی به فرهنگ در سطح جهانشمول قابل بررسی ست. به عبارت دیگر چنین تهاجمی تنها به معنی تهاجم  فرهنگی غرب به شرق نیست، بلکه ماهیتا ضد فرهنگی ست. زیرا اثر هنری اصیل و فعالیت فرهنگی اصیل هرگز نمی تواند مخرب باشد. و چنین شاخصی برای فرهنگ به معنای عام و خاص کلمه به مفهوم و علت وجودی آن باز می گردد یعنی : یعنی بطور خلاصه مجموعه دانش و آگاهی و فن آوری که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد تا گروههای اجتماعی به نیازهای فردی و اجتماعی خود پاسخ گویند و زندگی اجتماعی و فردی روی کرۀ خاکی امکان پذیر گردد.
اگر به دقت به صحنۀ منازعات بین المللی نگاه کنیم، می بینیم که ریشۀ تمام آنها اقتصادی ست. به عبارت دیگر منازعات امروز مثل دیروز نزد گروههای مختلف اجتماعی چندان فاصله ای با منازعات بین قبایل موریانه ها نداشته و ندارد، زیرا موضوع دعوا همواره بر سر چپاول ذخیرۀ دیگری بوده و هست. به همین دلیل من بیش از پیش به این نظریه باوردارم که بر پا داشتن جنگ انسانها را به سطح موریانه ها تنزل می دهد. به عبارت خیلی ساده تر به این معنا ست که آدم هنوز آدم نشده است و تمدن بشری هنوز به اندازه ای تکامل نیافته اند که از جنگیدن با یکدیگر صرفنظر کنند. براین اساس می توانیم نتیجه بگیریم که در بطن پیشرفتهای تکنولوژیک در کشوری نظیر ایالات متحدۀ آمریکا تناقض بزرگی نهفته است.
و یادآوری این نکته نیز چندان بی فایده نیست که مبتکر اصلی بمبارانهایی که هر روز در گوشه و کنار جهان مشاهده می کنیم، آدمها نبوده اند، بلکه موریانه ها از صدها میلیون سال پیش این روش را برای حمله به قبایل دیگر بکار می بردند تا به ذخیرۀ زمستانی آنها دسترسی پیدا کنند. می دانید که موریانه های بالدار پیش از حملۀ زمینی، از ارتفاع بالا سنگریزه بر سر صفوف دشمن پرتاب می کردند. بر این اساس ارابۀ پرندۀ مدرنی مثل اف 22 نباید ما را گول بزند چرا که همانطور که گفتم پیشرفت در تکنولوژی در عصر حاضر تناقض بسیار عظیمی را حمل می کند و در واقع  از غریزۀ نسل موریانه هایی الهام می گیرد که بقصد چپاول ذخایر غذایی همنوعان خود را بمباران می کنند. از این نقطه نظر آمریکا یک کاریکاتور بنظر می رسد زیرا با توجه به وسعت و حاصلخیزی آن و با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک در این کشور معمولا نیاز عاجلی به چپاول دیگران ندارد. و از طرف دیگر می گویند که با پس غذاهایی که هر روز آمریکاییها به زباله دانیهایشان می سپارند، می توان میلیونها گرسنه را در مناطق قحطی زدۀ جهان سیر کرد.
ما برای اینکه بتوانیم با دقت به بررسی برخی از وجوه فیلم «سقوط شاهین سیاه» بپردازیم و احتمالا به مفهوم و یا مفاهیم آن دسترسی پیدا کنیم، می بایستی در آغاز کار اطلاعات مختلفی را جمع آوری  می کردیم و تا اینجا نیز علاوه بر خود فیلم، سعی کردیم فیلمهای مستندی را ضمیمه کنیم. علاوه بر این تعدادی متن را در ارتباط با اخبار این حادثۀ نظامی در سومالی موجود است که بموقع از انها نیز یاد خواهیم کرد. علاوه براین در فهرست مطالب خود این سایت من تا کنون حداقل یک متن در رابطه با حوادث سومالی پیدا کردم که می تواند به بررسی ما شاخ و برگ بیشتری اضافه کند.
پیش از این گفتیم که این فیلم یک اسطورۀ مدرن است. بنابراین از این جهت که بتوانیم کمی به سبک آکادامیک عمل کنیم می بایستی بگوییم که اسطوره چیست و اسطورۀ مدرن کدام است. و این فیلم یعنی «سقوط شاهین سیاه» با کدام یک از اساطیر همخوانی دارد و به عبارت دیگر تعبیر مدرن کدام یک از اساطیر است؟
روشن است که تحلیل این فیلم به این یک وجه قابل تأویل نیست. و با آگاهی به این مطلب که موضوع ما در اینجا اسطوره شناسی نیست، بلکه تلاش ما بر این است که جهت تحلیل فیلم مورد نظرمان حداقل مطالب و تعاریف را در باب اسطوره بدانیم .
و یاد آوری می کنم که دوستانی که فرصت کافی برای مطالعه دارند می توانند متن «اسطوره و استعاره» اثر اتو رانک را در بخش هنر و ادبیات که ویژۀ این تاپیک پست کرده ام ، مطالعه کنند.
در هر صورت ما از این متن برای تحلیل «سقوط شاهین سیاه» استفاده خواهیم کرد. ترجمۀ آن توسط خود من انجام گرفته و ترجمۀ چندان بدی نیست. ایراداتی دارد که بمرور تصحیح خواهد شد. ولی بهمین شکلی که الان هست قابل استفاده می باشد.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 21 آبان 1386 16:34

[align=center]اسطوره چیست؟


همانطور که در بالا اشاره کردیم، موضوع ما در اینجا اسطوره و یا اسطوره شناسی نیست، بلکه پی بردن به مکانیسم تبلیغاتی فیلم «سقوط شاهین سیاه» است و اینکار هم یعنی نقد و یعنی پی بردن به مفهوم فیلم و باز هم یعنی پی بردن به مفهومی که در نیّت نویسنده و کارگردان و تهیه کننده و سرمایه گذاران فیلم (ازجمله خود ارتش آمریکا) بوده است.
در کتاب «مقدمۀ ماهیت اسطوره» نوشتۀ کارل گوستاو یونگ و شارل کرنی(1)، در مقدمۀ این کتاب شارل کرنی به موضوع بسیار مهمی اشاره می کند و می گوید : «موسیقی چیست، شعر چیست، اسطوره شناسی چیست؟ بررسی  چنین پرسشهایی برای ما ممکن نیست، مگراینکه ما انگیزه و رابطۀ شخصی خودمان را با چنین مشکلاتی روشن کنیم». البته چنین نقل قولی نباید موجب شود که نظریات منرا به این دو محقق و خصوصا یونگ که خصوصا در ایران شهرت  بیشتری دارد نسبت دهید و فکر کنید که من طرفدار مکتب یونگ هستم . در هر صورت موضوع ما در اینجا موضعگیری شخصی من یا فرد دیگری در مقابل مکاتب روانکاوی نیست، بلکه اصل این نقل قول   با تمام فعالیتهای علمی و فرهنگی و ذهنی در پیوند تنگاتنگ می باشد و به عبارت دیگرحاکی از محوریت فاعل شناسنده (سوژه) است.
پرسش این است که رابطۀ ما با «سقوط شاهین سیاه» چیست، و اساسا چرا به چنین تحلیلی می پردازیم و به چه هدفی؟


تعریف اسطوره :

در متن لغت نامۀ دهخدا
این کلمه به  سخن پریشان و بیهوده ، سخن باطل تعریف شده است. و همینطور به معنی افسانه و احادیث بی سامان و قصه های دروغ آمده است.

در فرهنگ لغات فرانسوی
در فرهنگ لغات فرانسه (روبر) : « داستان افسانه ای که از دوران قدیم باقی مانده در اشکال نمادین، موجودات تخیلی را در قالب نیروهای طبیعی بازنمایی می کند و برخی از وجوه شرایط انسان را تعریف می کند. اساطیر انواع متنوعی را در بر می گیرند که عبارتند از : اساطیر الاهی شناختی (بمعنای چند خدایی)، اساطیر کیهان شناختی، اساطیر پایان جهان. اساطیر نزد مذاهب مختلف مسیحی، چند خدایی و اساطیر ساکنین قدیمی قارۀ آمریکا. اساطیر یونان.
اسطوره شامل بازنمایی اعمال شخصیتهای داستانی ست که غالبا بشکل غلو آمیزی با تخیلات عمومی گره خورده و آنها را به اشکال تغییر یافته ای نشان می دهد.
اسطوره در معنایی عادی و رایج به مفهوم داستان سرایی و ساخته ها و پرداخته های روان آدمی ست.
اسطوره باز نمایی تخیلات کمال مطلوب یافتۀ انسانهای عهد قدیم و دوران باستان است.
اسطوره در عین حال به باورهایی گفته می شود که در اشکال ساده و غالبا خیالی در گروهها و جوامع پذیرفته شده و اعمال و افکار آنها را متأثر می سازد.
اسطوره شناسی به بررسی مجموعه اساطیر نزد اقوام مختلف می پردازد. اساطیر معمولا داستان پیدایش جهان و حوادث اولیه در جهان را تعریف می کند. به عبارت دیگر داستانهایی ست که به عبارتی نقش علم را نزد گروههای اولیۀ در تاریخ بشریت ایفا می کرده است.»

و باید دانست که تعاریف اسطوره و اسطوره شناسی بر اساس نظریات مختلف در زمینه های متنوع علمی ساخت و سامان می گیرد (ادبی، مردم شناختی، روانشناختی و روانکاوی...)
بعنوان مثال در زمینۀ روانکاوی اسطوره در پیوند با فانتاسم مورد بررسی قرار می گیرد(2) و داستان اسطوره ای از این نقطه نظر با تمایلات باطنی گره خورده و در ساحت نمادین تعبیر می شود.

اسطورۀ مدرن

گفتیم که اسطوره شامل محصولات تخیلی بشریت و داستانهایی ست که سینه به سینه به نسلهای آینده منتقل شده است. البته بجای اسطورۀ مدرن شاید بهتر  باشد بگوییم مدرنیت یا مدرنیتۀ اسطوره. بشکل خیلی ساده مدرنیتۀ اسطوره را می توانیم بعنوان تعبیر تازه یا برداشت تازه از یک اسطورۀ قدیمی تعریف کنیم . بنابراین زمانی که از اسطوره مدرن یا مدرنیتۀ اسطوره حرف می زنیم بدین معناست که این اسطوره و یا آن اسطوره دارای یک سیر تحولی بوده و امروز نمونۀ اکنونی آن بشکل دیگری  و با تأویل تازه ای باززایی شده است. البته تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد و آنهم اسطوره در سیر تکاملی خود از خدایان صرفنظر کرده و انسان محور است.
در «اسطوره و استعاره» نزد اتو رانک می خوانیم که : « تولیدات اساطیری معاصر بخشی از خصوصیات فرهنگ معاصر را با سنّت قدیمی در هم  می آمیزد»

روابط مفصلی «سقوط شاهین شاهین سیاه» با اسطورۀ ایکار و اساطیر انفصالی

این پرسش که آیا رویکرد اساطیری در نیت نویسندۀ رمان مارک باودن و یا کارگردان فیلم ایدلی اسکات وجود داشته یا نداشته، آگاهانه بوده و یا ناخود آگاهانه، نمی توانم نظر قطعی بدهم. برای روشن ساختن چنین مسئله ای باید از خود آنها پرسید. ولی من فکر می کنم که از طریق شماری علائم و نشانه ها می توانیم رابطۀ نمادین «سقوط شاهین سیاه» را با اسطورۀ ایکار از یکسو و با اساطیر عهد قدیم و بطور مشخص آن اساطیری که من آنرا در متن «اسطوره و استعاره» نزد اتو رانک بشکل «اسطورۀ انفصالی» ترجمه کرده ام، مقایسه و یا تداعی کنیم.
بنابراین ضروری ست که با این دو اسطوره آشنایی مختصری پیدا کنیم. در رابطه با تعریف اسطورۀ انفصالی مشکلی وجود ندارد ولی در مورد ایکار که یک اسطورۀ یونانی ست، مشکل اینجاست که تمام شخصیتها و داستانها بهم مرتبط هستند و اگر بخواهم وارد چنین توضیحاتی شویم، به دو سه سال کار نیاز خواهم داشت. بنابراین ماجرای ایکار را خیلی مختصر تعریف می کنم. آنهایی که بزبان انگلیسی آشنایی دارند کتاب ادیت هامیلتون را سفارش می کنم که خود من از ترجمۀ فرانسۀ آن استفاده می کنم.  
Edith Hamilton : mythology


داستان ایکار
ایکار پسر ددال معمار و مادرش از بردگان بود. شاه مینوس ددال و ایکار را در دهلیزی که خود ددال برای مینوتور ساخته بود زندانی می کند. و اگر چه خود ددال سازندۀ آن دهلیز در جزیرۀ کرت بود ولی بدون علامات و نشانه های راهنما، هرگز نمی توانست از آن خارج شود. گریز از دهلیزاز  راه زمین و دریا ممکن نبود. پس ددال معماربرای خود و پسرش بالهایی اختراع می کند که بوسیلۀ آن از راه آسمان و از فراز دریا فرار کنند.
ددال به پسرش هشدار می دهد که خیلی پائین و خیلی بالا پرواز نکند چرا که در هر دو صورت سقوط خواهد کرد. در ارتفاع پائین بالها سنگین خواهند شد و در ارتفاع بالا در مجاورت خورشید مومهای بکار رفته در بند و بست بالها آب ذوب شده و او فرو خواهد افتاد. ولی ایکار به سفارشهای پدرش توجهی نمی کند و در ارتفاع بالا در مجاورت خورشید مومهای بالهایش ذوب شده و سقوط می کند.
ایکار بازنمایی اسطوره ای و مظهر بلند پروازی و هوش و ذکاوتی ست که به جنون دچار می شود. ایکار در عین حال مظهر تخیلات انحرافی و شخصیت روانی مسخ شده ای ست که در دام غرور و تکبر گرفتار می آید. ایکار در عرف زبان و تمثیل مظهر نوروتیک، خود بزرگ بینی و بی باکی و
مطلق گرایی ست و جملگی انحراف مضاعف در قضاوت و شجاعت می باشد.
مسیحیان نخستین ماجراجویی ناکام ایکار را بازنمایی روح و روانی می دانستند که در پی عشقی دروغین به آسمان صعود می کند، در حالیکه تنها بالهای عشق الاهی ست که می تواند به والاگرایی  تحقق بخشد.

اساطیر انفصالی
[این بخش کاملا از متن «اسطوره و استعاره» نوشتۀ اتو رانک برگرفته شده است.]
در اددا (1) نوشته شده است که جهان از اعضای جدا شده از بدن غول عظیمی بنام «یمیر» (2) خلق شده است :« از گوشت «یمیر» جهان ساخته شد، از پاهای غول که پوشیده از یخ بود، کوهستانها برپا شدند و ، از جمجمۀ او آسمان خلق شد و از عرق بدن او دریا.»                  

در اسطورۀ آلمانی، گریم(3) توضیحات دقیقی را از منابع مختلفی جمع آوری کرده و ارائه می دهد و مشاهده می کنیم که کوهستانها از استخوان، سخره ها از دندانها، آسمان از جمجمه، ابرها از عرق تن، درختها از موها، و غیرو که در آن علاوه بر داستانی که می گوید : خدایان این غول را بخاطر اعضای بدنش برای ساختن جهان بوجود آورند، داستان دیگری هست که می گوید : غول از اعضای بدن خودش جهان را خلق می کند. چنین مضمونی که در اساطیر تمام اقوام مشاهده می شود، در مورد آفرینندۀ جهان پرسش برانگیز است زیرا باید دانست که آیا توسط خدایان آفریده شده است و یا اینکه چنین مأموریت مهمی را خدایان به عهدۀ آدمیان نهاده اند. چنین پرسشی ظاهرا به هیچ عنوان آکادمیک نیست ولی حاوی نکتۀ بسیار مهمی ست : در واقع، چنانکه خواهیم دید، این یکی از مضامین اصلی در خلق اساطیر است.
در ودا ها (4) که یکی از سنّتهای هند- و - ژرمنی است، معمای آفرینش را با قربانی کردن خدایان حل می کند، ویراژ (5) اولین موجودی است که خلق می شود و اعضای بدن او در ساخت تمام اجزای جهان بکار برده می شود. یکی دیگر از سنّتهای ودایی(6) در یکی از سرودهای مذهبی ریگودا (7)، چنین حکایت می کند که خدایان جهان را با بدن قطعه قطعه شدۀ غولی بنام پوروشو (8) آفریده اند : آسمان را از جمجمۀ او، زمین را با پاهایش، خورشید را با چشم  و ماه را با روح او، حیوانات و آدمیان را از چربی بدن یا از ساق پای او، و از دهان او خدایان، ایندرا(9) و آگنی (10) بر می خیزند.
من فکر می کنم که از هم اکنون می توانیم در مورد این داستان، دو سنّت مختلف را مشاهده کنیم  و احتمالا بررسی هریک از آنها بما اجازه خواهد داد تا در فراسوی تضادی که در روایات مختلف مشاهده می شود، نخستین گام را پشت سر بگذاریم. آغاز داستان [ آفرینش زمین و آسمان با کهکشانهایش ] پیشاپیش هیچ فرضیه ای را در مورد جدا سازی اعضای بدن عنوان نمی کند، ولی بطریق اولی توسعۀ کیهانی انسان را به تمام جهان به نمایش می گذارد : پایی که بزمین تکیه دارد تا جایی با زمین در هم می آمیزد که بخود زمین تبدیل می شود؛ سری که بطرف آسمان نیل می کند به اندازه ای در بلندی جای می گیرد و ستوده می شود که بخود آسمان تشبیه و تبدیل می گردد. بنا به گفتۀ شوپنهاور (سریع بگوییم که تمام اثر او متأثر از همین موضوع است)، در این مورد ما با «مکانتروپ» یا «انسان خدای» (11) سرو کار داریم. من چنین تعبیری را مستقیما از خود داستان استخراج کردم و سپس با روایت دیگری از آفرینش در وداها مقایسه کردم که تعبیر من را تأیید می کرد. بر اساس روایت ودایی(Véda) جهان از رشد تخم و زردۀ آن بو جود می آید بهمان شکل که موجود انسان از نطفه تا تولد بو جود می آید. زمانیکه تخم اولیه از هم جدا شد، نیمی از آن به زمین و نیمی دیگر به آسمان تبدیل گردید. از زردۀ آن کوهها سر بر آوردند، از غشاء نازک آن که بخش مایع را می پوشاند نور  و ابر و رود و دریا پدید آمدند، و از بخش مایع اقیانوس آفریده شد. و نطفۀ تخم به خورشید تبدیل گشت. چنین نظریه ای که معتقد است که جهان از تخم آفریده شده است، در کیهان شناسی اقوام متمدن جایگاه  بسیار مهمی دارد، و منشأ آن به عصر جدیدتری تعلق دارد و بنابراین نظریۀ خشونتباری که آفرینش جهان را به جدا کردن اعضاء و متعلقات بدن نسبت می دهد قدمت بیشتری دارد (مترجم :که می توانیم آنرا اساطیر انفصال عضو یا اساطیر انفصالی در عهد قدیم نیز بنامیم). در اساطیر انفصالی عهد قدیم، همواره بدن موجودی مورد نظر است که مکانتروپ (انسان خدای اولیه) نامیدیم. بنابراین اینطور بنظر می رسد که مکانتروپ، حداقل نزد اقوام هند و اروپایی، شکل اصلی و اولیۀ آفرینش بوده است. ولی باید دانست که قطعه قطعه کردن بدن مکانتروپ که حاوی جهان است و تبدیل کردن آن به اجزاء کوچکتر، منعکس کنندۀ روند رشد اصلی هر موجود زنده است. تقسیم کل به جزء، یعنی تعریفی که خود ما برای آفرینش جهان می پذیریم. بهر صورت نظریۀ برهمایی در عصری جدیدتر چنین نظریۀ ابتدایی آفرینش را در قالب تعاریف مذهبی، تماتیک قربانی را توضیح می دهد که شباهت آن با مسیحیت بسیار شگفت انگیز است. بر اساس این نظریۀ برهمایی نه تنها جهان از طریق قربانی  شدن آفریننده، پراژاپاتی(12)، سرور مخلوقان، آفریده می شود، بلکه بخاطر تکرار و تداوم قربانی اسطوره ای در مراسم مذهبی، او پیوسته تا عصر حاضر تجدید حیات می کند. هر روز، بدن خالق فرو می ریزد و هر روز باز سازی می شود تا اینکه جهان دوباره بدنیا بیاید و تداوم پیدا کند، زیرا بدون آن همه چیز از هم گسسته خواهد شد. با چنین تعبیری، جهان موجودی ست که از طریق قربانی کردن خود خالق که کشیشها با او انطباق هویتی دارند – در هر صورت در مراسم نمادین قربانی کردن حیوان، پیوسته باز آفرینی می شود.    
تأکیدی که این سنّت روی قربانی کردن خالق دارد، یعنی قربانی کردن خود آفریننده، چنین مضمونی ما را به مسئله منشأ اولیه باز می گرداند. حال می توان پرسشی را که مربوط به آفرینش اولیه است بحالت تعلیق در آوریم که آیا آفرینش اولیه منتج از [خود قربانی سازی] (Auto Sacrifice)بوده و یا اینکه از قربانی کردن موجود دیگری و متعلقات بدن او آفریده شده است. و با قطع نظر از چنین پرسشی از این پس کافی ست که ما مفهوم مشترک و عمومی تمام روایات آفرینش را استخراج کنیم، یعنی آفرینش جهان بواسطۀ قربانی کردن یک موجود زنده و رسوبات آنرا در سنّتهای جدیدتر مستقیما در بازیهای جمعی مشاهده می کنیم که نه تنها مبارزات اسطوره ای و مسابقات و بازیها بلکه در جنگهای واقعی نهایتا بخاطر این بر پا شده است که چه کسی پیشنماز قربانی باشد. بهر صورت چنین روایات هند و اروپایی در باب آفرینش نشان می دهد که ما با پدیداری مکانترو پیک( انسان خدایی) سرو کار داریم که از انسان، آفرینشگری فعال یا مفعول در آفرینش جهان می سازد.بر این اساس چنین اسطوره هایی در واقع نه تنها اولین نمونۀ هنرمند را بازنمایی می کنند بلکه بشکل بارزی  جهان را نه براساس تصویر (مترجم : اشاره به تورات است که می گوید خدا جهان را از تصویر خود آفرید و اینکه انسان شبیه خداست) که از متعلقات خودش و از خودش می آفرید. ولی با توجه به بدوی ترین مفاهیم جاودانگی که پیش از این مطرح کردیم که از روند تجزیۀ متعلقات بدن به باززایی منتهی می شود، یادآور می شوم که منشأ قربانی کردن انسان که به جهت آفرینش جهان انجام می گیرد با همان احساس جاودانگی در پیوند است. و هدیه کردن خود به آتش(Holocauste) که هنوز در مسیحیت مشاهده می کنیم چیزی نیست مگر پذیرش داوطلبانۀ این نقطۀ تقاطع بین مرگ، تجزیه و رستاخیز (قیامت). طبیعتا، انسانها تمایل دارند که عمل قربانی کردن خود  را بروی غیر (فرد دیگری) منحرف کنند  و یا آنرا بشکل تنبیه و مجازات به اجرا گذارند.

(1)Edda poétique اسطوره اسکاندیناو مربوط به قرن هشتم و سیزدهم
(2)Ymir
(3)Grimm
(4 Védas
(5)Viraj
(6)védique  
(7)Rigveda
(8) Purushu
(9)Indra
(10)Agni
(11)Makanthrope به معنای سرشت اولیه انسان خدا archétype humain démiurgique که زمینۀ بیان و آفرینش او تمام کیهان را در بر می گیرد. [توضیح مترجم : مکانتروپ را بشکل انسان خدای ترجمه کردم، و چون معادلی در زبان فارسی برای آن وجود ندارد شاید بهتر این باشد که ما آنرا بهمان شکل مکانتروپ بکار ببریم.
(12)Prajapati

یاد داشت : حال می بایستی دربارۀ رابطۀ این دو اسطوره با «سقوط شاهین سیاه» تأمل کنیم.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » پنج شنبه 24 آبان 1386 08:25

پيش از اينکه به تحليلهايمان ادامه دهيم، مي خواستم تصاويري از اسطورۀ ايکار را در اينجا ببينيد، خصوصا از اين جهت که با حضور اين داستان در متن فرهنگي غرب آشنايي بيشتري داشته باشيم. در سرتا سر تاريخ هنرمندان از مضمون ايکار الهام گرفته اند.

ژاکوب پیتر گووی. قرن هفدهم. موزۀ پرادو در مادرید
Jacob Peter Gowi
http://christian.mathis.club.fr/icare2.jpg

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... ma_CIV.gif

http://www.chapitre.com/CHAPITRE/fr/mis ... magic=3960
http://www.chapitre.com/CHAPITRE/fr/mis ... magic=3960
هنر معاصر
http://jfdreuilhe.free.fr/Vignettes/42clP5c.jpg

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 25 آبان 1386 12:02

«سقوط شاهین سیاه» و اسطورۀ ایکار[/align]

[align=justify]متأسفانه من هنوز به رمان مارک باودن دسترسی نداشته ام  و تحلیلهایم را فعلا بخود فیلم محدود می کنم. «سقوط شاهین سیاه» بعنوان تأویلی تازه از اسطورۀ ایکار را می توانیم در دو ساحت مختلف و یا در دو بعد کلی و جزئی فیلم مشاهده کنیم. برای درک بعد جزئی می بایستی نگاه خودمان را روی  شخصیت جوان فیلم تود بلاک برن متمرکز سازیم. در فایلهای 1، 3 و 4 مشخصا می توانیم ظهور و سقوط تود بلاک برن را مشاهده کنیم. اگر به دقت به این پرسوناژ نگاه کنیم، خصوصیات روانی و سرنوشت او کاملا با اسطورۀ ایکار مطابقت می کند.
در اوایل فیلم مشاهده می کنیم که هلیکوپتر ارتش آمریکا سرباز جوانی را که تازه به موگادیشو اعزام شده است به پایگاه می آورد. هنگامی که از روی دریا پرواز می کنند، بلاک برن دربارۀ زیبایی چشم انداز طبیعی حرف می زند و می گوید که آب زلال و آرامی ست، و خلبان جواب می دهد : «آره ولی پر از کوسه است.» روشن است که چنین گفتگویی بدین معناست که تود بلاک برن مسحور طبیعت اطراف شده است ولی از خطری که در آن نهفته است هنوز نا آگاه است. و خلبان در اینجا در مقام راهنما (پدر) او را از خطر احتمالی آگاه می سازد که گول ظاهر را نخورد.
صحنۀ بعدی زمانی ست که تود بلاک برن به دفتر ثبت نام می آید و خود را به سکرتر پایگاه معرفی می کند. اواسط فایل شمارۀ یک را نگاه کنید!

در پست بعدی این تحلیل را ادامه خواهیم.

http://www.dailymotion.com/related/2983 ... shortfilms
سکرتر : نام
سرباز جوان : تود
سکرتر : نام فامیل
سرباز جوان : بلاک برن
چه خبر؟
سکرتر : خبر از چی؟

سرباز جوان : موگادیشو، جنگ...
سکرتر : شماره
سرباز جوان : هفت. دو.یک.شش.سه.چهار.دو.هفت
سکرتر : اولا اینجا نمی گویند موگادیشو، فقط می گویند موگ، ولی هرگز نمی گویند موگادیشو.درثانی من از جنگ خبری ندارم، ولم کن.
چرا؟
سکرتر: مگه بهت نگفتم ولم کن. خب کوچواو گوش کن تو تازه به دوازده سالگی رسیده ای و باید همه چیز را برایت توضیح بدم، من بخاطر هوش و ذکاوت خارق العاده ای که دارم از انجام مأموریتهای رزمی معاف هستم و کاری به جنگ ندارد.
سرباز جوان : ماشین تحریر کردن؟
سکرتر : تو بلدی ماشین تحریر کنی
سرباز جوان : نه
سکرتر : تاریخ تولد ؟
سرباز جوان : 27 فوریه 1975
من اینجا هستم برای اینکه تا حداکثر بزنم بشکنم.

در این صحنه نیز دوباره مشاهده می کنیم که سرباز جوان بعنوان کودکی معرفی می شود که انباشته از پرسش از معماهای عالم و جهان پیرامون است که همه چیز را باید برایش توضیح داد. و درعین حال همین جوانی که تازه هجده ساله شده است، آرزومندیش در تخریب جهانی ست که هنوز هیچ اطلاعی از آن ندارد. همۀ این خصوصیات نوروتیک در واقع اسطورۀ ایکار را تداعی می کند.

در فایل سوّم، زمانی که واحدهای عملیاتی هوابرد وارد آسمان شهر می شوند، مشاهده می کنیم که سرباز، جوان بلاک برن طناب از دستش رها می شود و  از هلیکوپتر سقوط می کند. در اینجا ما کاملا با ایکار روبرو هستیم که با بالهایش را از دست می دهد و سقوط می کند. ولی اینبار در دریایی که پر از کوسه هستند سقوط نمی کند، بلکه بر زمین سختی فرو می افتد که انباشه از مبارزین سومالیایی ست.
http://www.dailymotion.com/related/2970 ... shortfilms
در فایل چهارم تن مجروح و بیهوش او را می بینیم که به پایگاه بازگردانده اند.

http://www.dailymotion.com/related/2981 ... shortfilms

نکتۀ دیگری که توجهمان را باید بخود جلب کند نام فامیل این سرباز جوان است یعنی بلاک برن. که شباهت زیادی به بلاک هوک دارد. نام برن نیز از نظر صدایی بی شباهت به بیرد (به انگلیسی یعنی پرنده) دارد. به عبارت دیگر نوعی انطباق هویتی بین نام این سرباز جوان و نام هلیکوپتر وجود دارد.
تجسم بخشیدن به اسطورۀ ایکار در وجه جزئی یعنی سرنوشت تود بلاک برن بدون شک با وجه کلی آن یعنی سقوط خود هلیکوپتر پیوند می خورد و یکی دیگری را کامل می سازد.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » جمعه 25 آبان 1386 21:37

سقوط شاهین سیاه و اساطیر انفصالی


[align=justify]چنانکه در نوشته های اتو رانک ملاحظه کردیم، اساطیر انفصالی حاکی از خدا یا نیمه خدایی ست که با قطعات مختلف بدن خود و به عبارت دیگر قربانی کردن خود جهان را خلق می کند.
بر این در فیلم «سقوط شاهین سیاه» عناصری را مشاهده می کنیم که مقایسۀ آنرا با اساطیر انفصالی امکان پذیر می سازد. چنانکه در فیلم مشاهده می کنیم بخش قابل توجهی از صحنه های عملیات «کد ایرن» یک قصابی تمام عیار است.
البته با وجود اینکه تعداد کشته های سومالیایی صدها برابر بیشتر از کشته های ارتش آمریکاست، ولی ما تنها زمانی که سربازهای آمریکا کشته و زخمی می شوند بشکل بارزی تنها آنها را می توانیم بوضوح  بینیم. کارگردان در اینگونه صحنه ها از فن درشت نمایی استفاده می کند و هر بار که یک سرباز آمریکایی بخاک می افتد، گویی مصیبتی عظیم روی داده – که البته هر بار که انسانی به این شکل کشته می شود، مصیبت بار است – ولی مشکل اینجاست که سومالیاییها از دور نشان داده می شوند و در فیلم نقش مهاجمین و اوباشانی را ایفا می کنند که به ساحت قانون و تمدن دست تعدی دراز می کنند.
بدون شک جهت گسترش این بحث ما به گزارشات تاریخی نیازمند هستیم و باز هم از جهت که بتوانیم دربارۀ حوادثی که این فیلم به نمایش می گذارد قضاوت صحیحی داشته باشیم، باید با مسائل و مشکلات سومالی آشنا شویم. و این خصوصیت  گفتمان زیبایی شناسی ست، زیرا برای قضاوت دربارۀ اثر هنری همواره باید به عرصه های دیگر رجوع کنیم.بنابراین مرگ انسانهای دیگر واجد اهمیت بنظر نمی رسد و همین امر چنین فیلمی را می تواند به تمایلات نژاد پرستانه متهم سازد. تشابه «سقوط شاهین سیاه» با اساطیر انفصالی، در اینجاست که نیمه خدا با قطعه قطعه کردن خود می خواهد جهانی تازه خلق کند.
در اواخر فایل اوّل گفتگوی بین سربازها و سرگروهبان جوان باید به دقت مورد توجه ما باشد. سربازهای آمریکایی دربارۀ اسکلتها که احتمالا همان سومالیایی ها هستند حرف می زنند. یکی از سربازها می گوید « بمن فقط جنگیدن را آموخته اند» و سرگروهبان جوان می گوید : « من فکر می کنم که بیشتر بما  آموخته اند که چگونه دنیا را دگرگون کنیم.» و دوستان سرگروهبان جوان دربارۀ او می گویند که سرگروهبان فیلسوف و ایده آلیست است...سرگروهبان جوان دربارۀ سومالیایی ها که  آنها را اسکلت می ماند ( همانطور که سکرتر موگادیشو را موگ می نامید) می گوید که اینها هیچ تربیت درستی نداشته اند، هیچ امکانی برای رشد نداشته اند، یا باید آنها را نجات داد و یا اینکه دست روی دست گذاشت و نگاه کرد که چگونه همدیگر را بکشند و یا از گرسنگی بمیرند...
صحنۀ بازی شطرنج و و گفتگوی سربازان دربارۀ آیندۀ جهان، دربارۀ سرگروهبان جوان بعنوان فیلسوف و ایده آلیست و طرح نجات بشریت، جملگی حاکی از طرح خلق جهانی تازه است که می بایستی با قطعه قطعه شدن نیمه خدایان تحقق پذیرد.
در اواخر همین بخش اوّل فیلم کاشف بعمل می آید که سردستۀ گروه مبتلا به بیماری سرع (اپیلپتیک ) است. و از ادامۀ انجام وظیفه معزول می شود. البته چنین واقعه ای رئالیسم فیلم را تا حدود زیادی دچار تزلزل می کند. زیرا پرسش اینجاست که او چگونه توانسته است بیماری خود را در طول آموزشهای اولیه پنهان کند؟ و بهر جهت سرگروهبان جوان و فلیسوف و ایده آلیست جایگزین او می شود. با این وجود می توانیم از این واقعه یک نتیجه گیری دیگر نیز داشته باشیم و آنهم این است که خلق دنیای تازه بعهدۀ ممتازها گذاشته می شود.


ادامه دارد

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 26 آبان 1386 12:30

تبصره :

[align=justify]فکر می کنم که جمع آوری اطلاعات دربارۀ تاریخ سومالی تا دخالت نظامی سازمان ملل متحد در سومالی و ماجرای سقوط  دو شاهین سیاه و نتیجۀ عملیات کد ایرن، از ضروریات این تحلیل است. و من سعی خواهم کرد که بتدریج مطالبی را پیرامون این موضوع در پستهای آینده در اختیار شما بگذارم. و از دوستانی که اطلاعات دیگری در اختیار دارند خواهش می کنم لطف کنند و آنها را برای این تاپیک بفرستند، زیرا برای همهۀ ما مفید خواهد بود. هر چند که در جهان امروز بطور کلی دستیابی به اطلاعات دقیق دربارۀ مسائل تاریخی مشکل بنظرمی رسد و همواره در هر موردی تا رسیدن به یقین احتمالا راه بسیار طولانی و گاهی پر مخاطره در پیش خواهیم داشت.
بطور کلی عملا مشاهده می کنیم که گفتگو دربارۀ اثر هنری (در اینجا یعنی اثر سینمایی) و قضاوت دربارۀ آن و زیر علامت سؤال بردن عکس العملهای حسی و عاطفی و فکری، ما را همواره به بررسی موضوعات دیگر در زمینه های دیگر هدایت می کند. و زمانی که ما برای درک وقایع امروز یا دیروز ناچار به بررسی تاریخ هستیم، تازه با مشکلات قضاوت آشنا می شویم زیرا همواره این پرسش مطرح خواهد بود که چگونه می توانیم حقیقت را تشخیص دهیم و به منابع اطلاعاتی خود اعتماد کنیم. البته چنین پرسشهای می تواند ادامه پیدا کند زیرا شما یا من مقدمتا می بایستی وقت کافی برای چنین مطالعاتی داشته باشیم، و بشکل رایگان به چنین کارهایی بپردازیم. درحالی که بطور غیر قابل انکاری پژو هش در هر زمینه ای ...جملگی در اختیار دولتها و قدرتمندان است. دوستان ما در دنیای دروغهای شاخدار زندگی می کنیم ولی سعی ما بر این است که حاکمین جهان را با فقیر ترین امکانات با شکست مواجه سازیم و بر ویرانه های آنها بسوی آینده ای بهتر پیش برویم. زیرا تاریخ همواره تاریخ پیروزمندانی بوده است که پس از نوشیدن شراب پیروزی در جام جمجمۀ قربانیانشان به نوشتن تاریخ پرداخته اند و یا امثال «سقوط شاهین سیاه» را ساخته اند.
زمین گرد است یا تقریبا گرد است. چنین واقعیتی راه بسیار طولانی را پیمود تا به تمام جهانیان عملا ثابت شود که زمین واقعا گرد است و به دور خود و خورشید می گردد و هنوز راه بسیار طولانی در پیش است تا یکا یک ما کاملا به تأثیر این گردی و گردش دائمی آن در زندگی روزمره مان پی ببریم.
مطلب از این قرار است که بعنوان مثال ما اگر بخواهیم در فن و تکنولوژی روی دست آمریکا بزنیم و بجای اف 22 یک هواپیمای ال 78 بسازیم، و باآن تمام ارتش آمریکا را ناکار آمد کنیم، مفهومش این نخواهد بود که واقعا آمریکا را شکست داده ایم. مبارزۀ ما با آمریکا و یا هر ارتش پیشرفتۀ  دیگری به این امر خلاصه نمی شود که از نظر فنی بر آنها چیره شویم. مبارزۀ ما با نظام و سیستمی ست که همواره انسان و مشکلات انسانی او را نفی کرده است. برای این نظام آگاهی نزد فرد اگر قابل تبدیل به هامبرگر نباشد هیچ ارزشی ندارد.
مشکل و تناقض تکنولوژی امروز اینجاست که مدرنترین و عظیم ترین امکانات تکنولوژیک در خدمت نظامی در آمده است که در تحمیق توده های جهانی می کوشد. از اینهمه پر حرفی می خواستم کمی بیشتر و احتمالا روشنتر به اهداف این نقد حاضر اشاره داشته باشم.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 26 آبان 1386 14:05

[align=center]تاریخ سومالی[/align]
[size=84]
(بر اساس ویکیپدیای فرانسوی)
در عهد باستان

[align=justify]مصریان سومالی را سرزمین خدایان می نامیدند Ta Néterou یونانیان و رمیها سواحل آنرا می شناختند و این منطقه بخاطر نوعی صمغ گیاهی معطر (نگاه شود به کلمۀ «مر» در لغت نامۀ دهخدا) و عود و همینطور به اندازۀ نازلتری بخاطر آبنوس و طلا شهرت داشت.
برخی از تاریخشناسان سرزمین خدایان را بر اساس روایات و داستانهای مصری، چینی و عرب، واقع در شمال سومالی فعلی ذکر کرده اند. شمال سومالی در فرون 2 تا شش میلادی تحت سلطۀ اتیوپی بود.
سپس تجار عرب در آنجا مستقر شدند و به این ترتیب بود که اسلام رواج پیدا کرد و از قرن سیزدهم به بعد بشکل قطعی به دین رایج در این منطقه تبدیل شد. و این آغاز دوران سلاطین است. در قرون وسطا روابط با اتیوپی بسیار متشنج می شود.
در قرن پانزدهم پرتقالیها چشم طمع به این منطقه می دوزند ولی توفیقی نمی یابند. از سالهای 1875 بریتانیا و ایتالیا و فرانسه هر کدام بخشی از آن را بخود اختصاص می دهند، و در عین حال مانلیک دوّم در اتیوپی بفکر تسخیر سومالی ست.
علی رغم مقاومتی که توسط محمد حسن در برابر اشغالگران غربی بر پا می شود، ایتالیا در عهد موسیلینی کنترل سومالی و به همین منوال اتیوپی و شمال کنیا را بدست می گیرد و این روند تا جنگ جهانی دوّم ادامه پیدا می کند. در سال 1949 سازمان ملل متحد سومالی را به ایتالیا واگذار می کند. و این درحالی ست که یک سال پیش از این منطقۀ اوگاندن Oganden را به اتیوپی واگذار می سازد.

سومالی در سال 1959 استقلال خود را باز می یابد و دولت سومالی از ادغام استعمارات ایتالیا در جنوب و استعمارات بریتانیا در شمال تشکیل می شود. از طرف دیگر فرانسه که از سال 1862 منطقه ای را تحت تصرف خود داشت که بعدها به جمهوری جیبوتی تبدیل شد، و درسال 1977 به استقلال رسید.

از سال 1960 تا 1969 رئیس جمهور عدن عبدالله عثمان دار تلاش می کند تا نظام دموکراتیکی را در سومالی حاکم سازد ولی منازعات داخلی بین شمال و جنوب و تشنجات دائمی با کشورهای هم مرز ثبات داخلی سومالی را مختل ساختند.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 26 آبان 1386 17:54

[align=center]دوران محمد سید بار  Mohammad Siyad Barre[/align]

[align=justify]در سال 1969 پس از کودتا، محمد سید بار( به زبان سومالی ماکسامد سید بار) ریاست شورای انقلاب را بعهده می گیرد. ماکسا مد سید بار Maxamed Siyad Barre در سال 1919 در گنان در بخش ایتالیایی سومالی بدنیا آمد و در 2 ژانویه 1995 در لاگوس در نیجریه درگذشت. محمد سید بار یا ماکسامد سید بار نظامی و در سالهای 1969 تا 1991 از جمله رجال دولت سومالی بود. پیش از ریاست جمهوری او فرماندهی ارتش دولت مستقل و دموکراتیک سومالی را بعهده داشت  که در سال 1960 تشکیل شده بود.
محمد سید بار چوپان یتیمی بود که به استخدام پلیس استعمارات ایتالیا در آمده بود. در این دوران او سخت سرگرم آموختن و مطالعه است و چند دورۀ آموزشی را نیز در ایتالیا می گذراند و به مقام نائب رئیس ارتش مستقل سومالی نائل می آید. پس از 1960 در جوار نظامیان اتحاد جماهیر شوروی و تمرینات نظامی با آنها، قویا به مارکسیسم رو می آورد.
در سال 1960 پس از قتل عبدالرشید علی شرمارک، کشور دچار جنگ داخلی می شود و به یمن کودتای ما کسامد سید بار و چند تن از افسران، کشور از هرج و مرج نجات پیدا می کند. او سرمنشأ اصلاحات سیاسی در  دومین جمهوری سومالی ست : برابری شهروندان در مقابل قانون، برابری مرد و زن.
او یک دیکتاتور روشنفکر بود و بهداشت و درمان و آموزش را رایگان اعلام کرد. و چنین امکاناتی بود که به صحرا نشینان اجازه داد که در موگادیشو اقامت گزینند. البته او تا حدودی نارسیسیک بود و در پایتخت و برخی مناطق دیگر می توانستیم تصاویر بزرگ او را ببینیم که حتی 16 سال پس از سقوط او سالم و دست نخورده باقی مانده بود.
در طول جنگ سرو اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحدۀ آمریکا نسبت به سومالی بخاطر موقعیت ژئو استراتژیکش یعنی ورود به دریای سرخ حساس هستند.
ماکسامد مقدمتا حمایت شوروی را با خود دارد ولی آنرا بخاطر استرداد اوگاندن (منطقۀ اتیوپی) بسال 1977 از دست می دهد(شوروی از اتیوپی نیز حمایت می کرد). در این مرحله آمریکا وارد صحنه می شود و تا سال 1989از سومالی حمایت قابل توجهی بعمل می آورد و 100 میلیون دلار در سال بعنوان کمک مالی و نظامی برای سومالی اختصاص می دهد.
لازم به یاد آوری ست که جنگ اوگاندن در سال 1977 – 1978 قدرت محممد سید بار را تضعیف کرد و قحطی و گرسنگی فراگیر شد. قحطی در سال  1984 به اوج خود می رسد. در این دوران از شهروندان کشورهای صنعتی خواسته می شود که با داد و دهشهای مالی خود به یاری گرسنگان سومالی بشتابند و برای آنها برنج بفرستند.
در این دوران محمد سید بار مجبور می تحکیم موقعیت خود می شود ولی در اثر شورشهای متوالی کناره گیری می کند.
در سال 1991 شمال کشور اعلام استقلال می کند و نام سومالیلاند Somaliland یعنی همان منطقه ای که جزء استعمارات انگلیس بود و بهمین شکل نامیده می شد.

در روزهای 17 و 18 اکتبر سال 1977 زمانی که کماندو فلسطینی بنام شهید حلیمه وابسته به جبهۀ آزادیبخش فلسطین، شاخۀ ارتش سرخ پرواز شمارۀ 181 لوفتهانزا را به موگادیشو منحرف می سازد، ماکسامد سید بار نقش فوق العاده ای ایفا می کند. ماکسامد با هلموت اشمیت دربارۀ عملیات رهایی گروگان و ضد تروریست GSG-9  در فرودگار موگادیشو مذاکره می کنند.

در اواخر سالهای 1980 از شمال کشور جنبش ملی سومالی از قبیلۀ ایساک Issak که توسط اتیوپی آموزش دیده و مسلح شده بود علیه محمد سید بار قیام کرد و بسرعت مواضعی را بتصرف خود در آورد.

فشارهای ارتش رسمی روی غیر نظامیان بین سالهای 1988 تا 1990 به بهای کشته شدن پنجاه تا شصت هزار نفر انجامید. و چنین وقایعی بعنوان خونبارترین منازعات  در قارۀ آفریقا به ثبت رسید. محمد سید بار سرانجام بتاریخ 26 ژانویه 1991 بر کنارشد و علی مهدی محمد در نوامبر 1991 جایگزین او شد.

ولی رئیس جمهور جدید هرگز نتوانست سیاست و قدرت نظامی خود را در تمام مناطق حاکم سازد. بعد از ترک مگادیشو در ژانویه 1991 محمد سید بار در جنوب غربی کشور مستقر شد یعنی منطقه ای که تحت کنترل شوهر خواهرش محمد سید هرسی بود.

او چند بار سعی کرد قدرت از دست رفته اش را در موگادیشو باز پس بگیرد ولی در ماه می 1992 توسط  ارتش ژنرال عیدید (که در فیلم سقوط شاهین سیاه با نام او و ارتش او آشنا می شویم) واپس زده می شود.

از این پس محمد یا ماکسا مد سید بار مجبور به ترک کشور می شود. و به نایروبی می رود ، و پس از دو هفته، از آنجا به نیجریه عزیمت می کند. او در دوّم ژانویه 1995 در لاگوس در اثر حملۀ قلبی فوت می کند. او را در شهر خودش در سومالی بخاک می سپارند.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » شنبه 26 آبان 1386 20:04

[align=center]مداخلۀ سازمان ملل متحد در سومالی بتاریخ 1992[/align]
[align=justify]
در پی جنگ داخلی و قحطی و گرسنگی، سازمان ملل متحد بتاریخ آوریل 1992 در مگادیشو دست به عملیات بشردوستانه می زند ولی به کلاه آبیهای پاکستانی تلفات سنگینی از جانب نیروهای متخاصم وارد می آید. با چنین مقدمه ای ست که ابر قدرتها وارد صحنه می شوند.
بتاریخ دسامبر 1992 به تصویب سازمان ملل متحد، ایالات متحده از بوسیلۀ نیروهای نظامی اش عملیات بشردوستانه ای را بنام Restore Hope «امید بخشیدن» آغاز می کند. بنابرای نخستین دخالت در امور داخلی سومالی با موافقت سازمان ملل متحد و بنام کمکها ی بشردوستانه انجام می گیرد.
3 اکتبر 1993 نیروهای ویژۀ (رنجر و نیروی دلتا) از ایالات متحده نزدیکان ژنرال محمد فرح عیدید و یکی از رؤسای جنگ را که از تاریخ اوت 1993 جستجو می کردند، دستگیر می کنند. ولی دخالت نظامی به جنگ چریکی در داخل شهر تبدیل شد و سرانجام به ناکامی انجامید.
این حادثه به نبرد موگادیشو معروف است که در کوران درگیریها 18 سرباز آمریکایی و نوزدهمین نفر چند روز بعد کشته می شوند. یک کلاه آبی مالزیایی و حدود هزار سومالیایی نیز در این جنگ کشته می شوند. حوادث اکتبر 1993 بین نیروهای ژنرال عیدید و رنجرهای آمریکایی الهام بخش فیلم سقوط شاهین سیاه در سال 2001 بکارگردانی ریدلی اسکات بوده است.
بین سالهای 1993 و 1995 سازمان ملل متحد جهت حفظ صلح نیرویی را در سومالی مستقر ساخت ولی مردم سومالی چنین دخالتی را نپذیرفتند. بیل کلینتون پس از نبرد موگادیشو و ناتوانی در کنترل اوضاع در سال 1995 نیروهایش را کاملا از ورطۀ سومالی خارج ساخت. بر اساس گزارشات سازمان ملل متحد در مجموع 151 کلاه آبی و سه غیر نظامی خارجی که در خدمت سازمان ملل متحد بودند در این عملیات کشته شدند. در سال 1998 در شمال سومالی پونتلاند Puntland اعلام استقلال کرد.
26 اوت 2000 رئیس جمهور جدیدی بنام عبدالقاسم سالد حسن انتخاب شد، ولی در متن حوادثی که بشکل غیر قابل انکاری مخاطره انگیز هستند. سومالی همچنان طعمۀ اغتشاشات داخلی ست.

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » دوشنبه 28 آبان 1386 18:39

[align=center]موگادیشو سرزمین خدایان[/align]
[align=center]استعمارزدایی ناموفق[/align]
[align=justify]از این جهت که  بتوانیم در ذهنمان رابطۀ تصویری با سومالی و تقسیم بندیهای آن داشته باشیم، فکر می کنم که دیدن تصاویر پرچمهای مناطق مختلف و نقشۀ جغرافیایی آنها اندکی پاسخگوی این نیاز باشد. علاوه براین می بایستی اطلاعات مختصری از کشورهای شاخ آفریقا مثل اتیوپی و کشور تازه تأسیس اریتره که در ماه می 1993 استقلال خود را از اتیوپی بدست آورد داشته باشیم. و اینرا هم بگوییم که استقلال ایریتره کشور اتیوپی را از دسترسی به آبهای دریای سرخ محروم ساخت. تأکید دربارۀ مرزبندیهای متعدد در داخل سومالی بزرگ و کشورهای شاخ آفریقا  از این جهت ضروری ست که ما کمی بیشتر به ماهیت مسائل داخلی سومالی آگاه شویم و در عین حال بیش از پیش به کاستیهای سینمای هالیوود در بیان حقیقت پی ببریم. بدون شک با آگاهی به چنین مرزبندیهایی در داخل سومالی و اساسا در کشورهای شاخ آفریقا و با آگاهی به حضور غرب در این مناطق – از قرون گذشته تا امروز –  از جمله عناصری هستند که درک روشنتری را از وقایع سومالی برای ما امکان پذیر می سازند. و بیش از پیش به این واقعیت کلی و کمابیش همه گیر در خصوص عصر (به اصطلاح) استعمار زدایی پی خواهیم برد که چنین واقعه ای (یعنی استقلال کشورهای استعمارزده) همیشه با صلح و صفا انجام نگرفته و زمانی هم که موجودیت رسمی و استقلال  کشوری باز شناسی شده است، این استعمارزدایی کامل نبوده و مصائبی را بشکل دائمی بهمراه داشته است. با تأمل در سیر حوادثی که در گذشته تا امروز (با عبور از سقوط شاهین سیاه) حداقل می توانیم مطمئن باشیم که این منطقۀ بسیار متشنج ا ست و غالب این کشورها بجز اتیوپی (بر اساس ویکیپدیا) از استعمارات ایتالیا و فرانسه و انگلیس و ...بوده اند.


پرچم سومالی
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... ia.svg.png
نقشۀ جغرافیایی سومالی
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... ia.svg.png
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... map-fr.png

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... 52.svg.png
صحرای سومالی
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/f ... _avion.jpg

[b]پرچم جیبوتی (از استعمارات قدیم فرانسه 1862-1977)

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... ti.svg.png
نقشه جغرافیایی جیبوتی
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... ti.svg.png
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... -carte.png
پرچم  سومالی لاند (استعمارات بریتانیایی) استقلال در سال 1991
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... nd.svg.png

نقشۀ جغرافیایی
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... iland3.png
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... liland.png
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... map-fr.png

[size=12]سومالی ایتالیایی 1889-1941
تحت نظارت انگلیس 1949-1960
تحت نظارت سازمان ملل متحد 1949-1960
]]
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/c ... liland.png

[size=12]بدون شک دوران استعمار و سپس دوران استعمار زدایی جراحات بسیار زیادی به مردم این منطقه وارد ساخته است.
جهت ادامه این کارگاه نقد در فرصتهای بعدی از طریق بررسی نشریات انترنتی کمی به بیشتر به حوادث موگادیشو خواهیم پرداخت. ولی فورا از آخرین خبرها یا می کنم. روزنامۀ لوموند 9 نوامبر 2007 اعلام می کند که در دگیریهای روز پنجشنبه و جمعه بین نیروهای اتیوپی و شورشیان در موگادیشو هزاران نفر از اهالی مجبور به ترک شهر شدند و حدود 60 نفر که غالبا غیر نظامی هستند بقتل رسیدند.

http://actualite.aol.fr/content.do?id=1 ... 4706839193

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

624

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 11 اسفند 1385 12:35

آرشيو سپاس: 55 مرتبه در 30 پست

توسط Palang mah gerefteh » سه شنبه 29 آبان 1386 01:25

[align=center]وبلاگ های انترنتی دربارۀ «سقوط شاهین سیاه»


برای اینکه از آنچه دربارۀ «سقوط شاهین سیاه» در سایتهای انترنتی منتشر شده، تصویری عینی داشته باشید، پیشنهاد می کنم چند دقیقه ای در انترنت( خصوصا بزبان فارسی) گشت و گذار کنید. اینکار را شاید پیش از این انجام داده باشید ولی من جهت تکمیل کردن مراجع این کارگاه اخیرا به جستجو پرداختم و تقریبا می توانم بگویم مطلب قابل توجهی پیدا نکردم.
البته همیشه موارد نادری پیدا می شود و اینبار نیز من حداقل به یک مورد می توانم اشاره کنم. متأسفانه نام نویسنده معرفی نشده است و معلوم نیست ترجمه است و یا اینکه  مستقیما بفارسی نوشته شده . این نقد، در هر صورت بیشتر از این جهت می تواند مورد توجه ما باشد که حداقل به برخی  پرسشها و ابهامات دربارۀ بعد سیاسی بخشی از محصولات هالیوود پاسخ می گوید : «ها ليوود و سياست، ارتش، سيا، پنتاگون و تروريسم»

http://www.naqdfilm.blogfa.com/post-5.aspx

بعدي

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان



phpBB | CentralClubs