در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

هرف ايالات متحده امريکا از حمله به افغانستان و عراق چه بود؟

توسط machkol » شنبه 15 دی 1386 14:16

با سلام خدمت دوستان عزیز.
مدت مدیدی است(از ابتدای حمله به افغانستان)که با این سوال درگیرم.
به نظر من فلسطین لبنان سوریه مصر ایران افغانستان عراق دنباله های یک زنجیرند.البته زنجیری که ابتدا و انتهایش پنهان است!(از نظر حقیر).دوست دارم با همکاری یکدیگر هدف غرب را در دراز مدت و کوتاه مدت تبیین و علل هر یک از اقدامات آنان را شرح دهیم.
با تشکر
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

52

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 29 بهمن 1385 12:43

آرشيو سپاس: 3 مرتبه در 2 پست

توسط anti_israel » شنبه 15 دی 1386 14:39

فکر کنم جواب minimize و جمع و جورش این باشه  .........

1 - نفت و جایگزینی نیروهای حافظ  منافع خود در منطقه و تشکیل جبهه ء منطقه ای ضد ایران

2- تکمیل حلقه محاصره  ایران و جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه و در نهایت انزوی ایران
BLOOD RIVER

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » شنبه 15 دی 1386 15:01

anti_israel نوشته است:فکر کنم جواب minimize و جمع و جورش این باشه  .........

1 - نفت و جایگزینی نیروهای حافظ  منافع خود در منطقه و تشکیل جبهه ء منطقه ای ضد ایران

2- تکمیل حلقه محاصره  ایران و جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه و در نهایت انزوی ایران

با تشکر از شما که نسبت به این تاپیک توجه نشان دادید.
واضح است که امریکا برای حفظ منافع خود به عراق حمله کرد.اما چه نفعی؟بازار عراق؟چه چیز دیگری؟مطمئنا بحث پول در میان نیست(یا بسیار کمرنگ)چراکه امریکا هرگز نمی توانست هزینه هنگفتی که در عراق کرد را جبران نماید.
برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه.شاید تا حدودی درست باشد اما باز هم به نظرم قانع کننده نیست.چراکه امکان این کار با یک کودتا فراهم می آمد و باز هم نیاز به حمله نبود.
به نظرم هدف باید بسیار مهم تر باشد.
تا این لحظه به نظر می رسد که این موضوع برای دوستان جذابیت زیادی دارد.دوستان خواهشا هرکسی نظر شخصی خود را بنویسد تا در آخر بتوانیم به یک جمع بندی کلی برسیم.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

52

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 29 بهمن 1385 12:43

آرشيو سپاس: 3 مرتبه در 2 پست

توسط anti_israel » شنبه 15 دی 1386 15:25

نفع امریکا چه چیزی میتونه باشه به غیر از نفت ......و بازاری که تا حد زیادی به امریکا وابسته باشه و  فکر کنم با تاراج نفت عراق

بتونه هزینه اشغال گریشو تا حد زیادی کنترل کنه

در ضمینه کودتا هم حرفتون درسته ,هدفشون اشغال بود به همون دلیلی که قضیه 11 سپتامبر رو راه انداختن .....

و خوب اون چیزی که الان اظهر من الشمس  اینه که امریکا در صدد تغییر حکومت در ایرانه (شاید جزءاهداف کوتاه مدتشه ) و در صدد

راههایی برای اجرای اونه ........

اما حتما میتوان موضوع  اخرالزمان رو در حمله امریکا به این دوکشور و مخصوصا عراق رو دخیل دونست  و این که خاورمیانه در

اینده ای نه جندان دور (و شایدم دور) ابستن حوادث زیادی باشه ........ :shock:
BLOOD RIVER

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » شنبه 15 دی 1386 15:42

anti_israel نوشته است:نفع امریکا چه چیزی میتونه باشه به غیر از نفت ......و بازاری که تا حد زیادی به امریکا وابسته باشه و  فکر کنم با تاراج نفت عراق

بتونه هزینه اشغال گریشو تا حد زیادی کنترل کنه

در ضمینه کودتا هم حرفتون درسته ,هدفشون اشغال بود به همون دلیلی که قضیه 11 سپتامبر رو راه انداختن .....

و خوب اون چیزی که الان اظهر من الشمس  اینه که امریکا در صدد تغییر حکومت در ایرانه (شاید جزءاهداف کوتاه مدتشه ) و در صدد

راههایی برای اجرای اونه ........

اما حتما میتوان موضوع  اخرالزمان رو در حمله امریکا به این دوکشور و مخصوصا عراق رو دخیل دونست  و این که خاورمیانه در

اینده ای نه جندان دور (و شایدم دور) ابستن حوادث زیادی باشه ........ :shock:

فک نمی کنم هدف امریکا نه نفت باشد نه چیزی شبیه این.چراکه اینگونه حملات محدود به عراق دارای نفت نمی شود و همان طور که دوست خوبمان در تاپیک کارگاه نقد سقوط بلک هاوک گفتند.چنین حوادثی در سومالی نیز پیشتر به وقوع پیوسته که شاید به مراجعه به تاریخ و دقیق شدن بر روی حواد دهه گذشته افریقا بتوان اهداف امریکا را دریافت و نیز آینده را تا حدودی پیش بینی کرد.
خاورمیانه مطمئنا مانند گذشته حوادث بسیاری را به خود خواهد دید که بر سرنوشت جهان بشریت تاثیر گذارند و چگونگی این حوادث و تاثیرات آن بر عهده ما است!
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

52

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 29 بهمن 1385 12:43

آرشيو سپاس: 3 مرتبه در 2 پست

توسط anti_israel » شنبه 15 دی 1386 15:50

فیلم سقوط شاهین سیاه رو حتما باید با دقت ببینم ..البته به طور قطع  به علت امریکایی بودن سازنده و عوامل ان  یک نتیجه گیری

100% امریکایی وجهت دار  در القای پیام این فیلم باشه ....
BLOOD RIVER

Rookie Poster

Rookie Poster



no avatar
پست ها

36

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 12 آبان 1386 18:47

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط kill zone » شنبه 15 دی 1386 18:00

نقل قول از machkol
هرگز نمی توانست هزینه هنگفتی که در عراق کرد را جبران نماید.


نقل قول از machkol

به نظرم هدف باید بسیار مهم تر باشد.


شما فكر مي كنيد هزينه اي كه براي جنگ در عراق مي شود كجا مي رود ؟؟؟
اين هزيمه عبارت است از حقوق سربازان و خريد گلوله و مهمات و تجهيز نيروها با تجهيزات پيشرفته تر و .....

در نهايت هزينه اي كه براي حقوق سربازان پرداخت مي شود يعني دلار هاي پرداخت شده توسط سربازان يا براي خانواده سربازان در آمريكا هزينه مي شود ... اين پول به چرخه اقتصادي آمريكا بر مي گردد

ارتش آمريكا از يك شركت يا كمپاني يا از چند كمپاني مهمات مي خرد :
    1- بخشي از اين پول توسط شركت توليد كننده به كار كنان همان كمپاني پرداخت مي شود به عنوان حقوق ماهيانه
   2- بخش ديگر اين پول توسط كمپاني صرف خريد مواد اوليه براي توليد مهمات مي گردد
   3- بخشي از آين پول توسط كمپاني مهمات ساز به دولت آمريكا به عنوان ماليات پرداخت مي گردد

در نهايت پولي كه براي خريد مواد اوليه توسط كمپاني هاي مهمات سازي هزينه مي گرد به چرخه اقتصادي آمريكا بازمي گردد

چون شركت هاي تامين كننده مواد اوليه نيز هزينه هايي دارند مانند حقوق كارگران معدن يا كارگران عمراني يا....

در نهايت هيچ پولي به هدر نمي رود و به نوعي باعث سود بيشتر دولت آمريكا مي گردد چون سود بيشتر صنايع يعني ماليت بيشتر و سود اقتصادي بيشتر توليد ناخالص داخلي بيشتر تجارت بيشتر و در نهايت خود نفت عراق كه يعني سود روي سود و همچنان سود

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » شنبه 15 دی 1386 19:12

kill zone نوشته است:نقل قول از machkol
هرگز نمی توانست هزینه هنگفتی که در عراق کرد را جبران نماید.


نقل قول از machkol

به نظرم هدف باید بسیار مهم تر باشد.


شما فكر مي كنيد هزينه اي كه براي جنگ در عراق مي شود كجا مي رود ؟؟؟
اين هزيمه عبارت است از حقوق سربازان و خريد گلوله و مهمات و تجهيز نيروها با تجهيزات پيشرفته تر و .....

در نهايت هزينه اي كه براي حقوق سربازان پرداخت مي شود يعني دلار هاي پرداخت شده توسط سربازان يا براي خانواده سربازان در آمريكا هزينه مي شود ... اين پول به چرخه اقتصادي آمريكا بر مي گردد

ارتش آمريكا از يك شركت يا كمپاني يا از چند كمپاني مهمات مي خرد :
    1- بخشي از اين پول توسط شركت توليد كننده به كار كنان همان كمپاني پرداخت مي شود به عنوان حقوق ماهيانه
   2- بخش ديگر اين پول توسط كمپاني صرف خريد مواد اوليه براي توليد مهمات مي گردد
   3- بخشي از آين پول توسط كمپاني مهمات ساز به دولت آمريكا به عنوان ماليات پرداخت مي گردد

در نهايت پولي كه براي خريد مواد اوليه توسط كمپاني هاي مهمات سازي هزينه مي گرد به چرخه اقتصادي آمريكا بازمي گردد

چون شركت هاي تامين كننده مواد اوليه نيز هزينه هايي دارند مانند حقوق كارگران معدن يا كارگران عمراني يا....

در نهايت هيچ پولي به هدر نمي رود و به نوعي باعث سود بيشتر دولت آمريكا مي گردد چون سود بيشتر صنايع يعني ماليت بيشتر و سود اقتصادي بيشتر توليد ناخالص داخلي بيشتر تجارت بيشتر و در نهايت خود نفت عراق كه يعني سود روي سود و همچنان سود

با تشکر از شما بابت توجهتون به عرایض حقیر.
صحبت های شما درست است و من متوجه اشتباهم که باز هم ناشی از کوته بینی بنده بود شدم.فقط محض اطلاع عرض می کنم که بخش زیادی از بودجه نظامی امریکا صرف مردم عراق می شود نه نظامیان خودشان.اما سوال من بیشتر هول و حوش افغانستان دور می زد.چنانکه این فرمول شما(نفت)نه درباره افغانستان صدق می کند نه سومالی و نه سایرین.
در ثانی فکر می کنم امریکا آنچنان اقتصاد قدرتمندی دارد و آنچنان سرمایه جذب می کند که مثلا به  60ملیارد پول نفت عراق کاری نداشته باشد.( :-( )البته شاید هدف در اختیار داشتن منابع انرژی جهانه؟که این هم همانطور که گفتم درباره افغانستان و غیره صدق نمی کند.
شاید برنامه ای برای تسلط هرچه بیشتر و آسانتر  بر جهان؟
راستی شنیدین که بوش گفته قراره جهت جلوگیری از آنچه نفوذ ایران در منطقه می خواند به بحرین و عربستان و فلسطین اشغالی و چند کشور دیگر سفر کند؟
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

820

تشکر کرده: 189 مرتبه
تشکر شده: 43 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 18 مرداد 1386 23:58

آرشيو سپاس: 2263 مرتبه در 462 پست

توسط حسن2568 » شنبه 15 دی 1386 22:21

سلام
من ضعيف تر از اون هستم كه اظهار نظر كنم اما به نظر ميا دامريكا با حمله به افغانستان تلاش داره چهار قدرت منطقه اي وجهاني يعني روسيه .چين. هند ايران   وهمينطور كشورهايي نظير باكستان وقزاقستان را تحت فشار قرار بده يعني در بلند مدت
در مورد عراق .سومالي وكشورهاي بعدي هم بايد باتوجه به موقعيت اونها وحجم لشكر كشي امريكا توجه كرده وميزان اهميت قضيه رو مشخص كرد (اگه نقشه جغرافي رو نگاه كنيد متوجه منظور من ميشيد )
در واقع امريكا همانند ساير استعمار گران به شيوه اي خواص قصد حكومت بر جهان را دارد .به اين صورت اهداف اقتصادي وچباولگرانه اش هم در بلند مدت تامين ميشود
باآزمايش hla وثبت نام در پايگاه پيوند مغز استخوان كشور در بيمارستان شريعتي شانس زندگي را در بيماران سرطان خون و... افزايش دهيد    لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Rookie Poster

Rookie Poster



no avatar
پست ها

36

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 12 آبان 1386 18:47

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط kill zone » شنبه 15 دی 1386 22:46

:)
نقل قول از machkol
صحبت های شما درست است و من متوجه اشتباهم که باز هم ناشی از کوته بینی بنده بود شدم.


اين حرف ها چيه ؟؟ شما اشتباهي نكردين و من هم فقط نظرم را گفتم چه درست و چه غلط


نقل قول از machkol
فقط محض اطلاع عرض می کنم که بخش زیادی از بودجه نظامی امریکا صرف مردم عراق می شود نه نظامیان خودشان

اكثر بوجه اي كه به قول شما صرف مردم عراق شده براي ايجاد ارتش منظم عراق هزينه شده نه براي مردم عراق .
وجود يك ارتش منظم كه از مردم عراق تشكيل شده باشد كمك مي كند تا بخشي از هزينه هاي ايجاد امنيت و مبارزه با تروريسم در عراق به عهده دولت و مردم عراق باشد تا كم كم هزينه جنگ براي آمريكا كاهش پيدا كند . اين هدف هنوز محقق نشده
اما با ايجاد ارتش منظم و مردمي در عراق خود به خود هزينه هاي جنگ به عهده دولت عراق و خود عراقي ها مي افتد
بعد از ايجا ارتش منظم عراق ديگر مهم نيست جنگ چه قدر در عراق طول بكشد چون ديگر آمريكا در آن هزينه اي نمي كند و فقط از سود نفت بهره مند مي شود


نقل قول از machkol
.اما سوال من بیشتر هول و حوش افغانستان دور می زد.چنانکه این فرمول شما(نفت)نه درباره افغانستان صدق می کند نه سومالی و نه سایرین.

قطعا مطمئن باش آمريكايي جماعت بدون سود و منفعت هيچ كاري نمي كند . مثلا همان سومالي هم قطعا سود هنگفتي پشتش خوابيده...  اما چه طوري ؟؟؟
جواب اين سوال زياد سخت نيست
كمي دقت مي خواهد . وجود اوضاع جنگي و متشنج كردن اوضاع آفريقا كمك مي كند تا منابع زير زمنيني اين كشور به مرحله بهره برداري نرسد
به اين تربيب بالاخره زماني مي رسد كه اكثر منابع طبيعي جهان به پايان مي رسد و آن وقت از منابع باقي مانده در آفريقا بهره برداري مي شود
يك جور سوپاپ اطمينان .... اما اين فقط يك طرف ماجرا است
و در طرف ديگر
اوضاع متشنج و جنگ مداوم غير قابل كنترل امكان سرمايه گزاري اروپا و چين را در آفريقا از بين مي برد اين هم فقط يك طرف ديگر ماجرا بود
و در يك طرف ديگر
يك بازار اسلحه مداوم براي فروش اسلحه به وجود مي آيد و با توجه به اين كه آمريكا بخش قابل توجه بازار اسلحه را در اختيار دارد بيشترين سود نسيب آمريكا مي شود



نقل قول از machkol
در ثانی فکر می کنم امریکا آنچنان اقتصاد قدرتمندی دارد و آنچنان سرمایه جذب می کند که مثلا به 60ملیارد پول نفت عراق کاری نداشته باشد


عزيز من مي دوني از هر بشكه نفت چند عدد مبايل توليد مي شود ... خود نفت مهم نيست مواد اوليه اي كه از نفت به دست مي آيد مهم است صنايع آمريكا با اين مواد اوليه صد ها ميليارد دلار سود مي كنند
حالا تصور كن كه دولت آمريكا براي خريد نفت عراق براي صنايع خود تصحيلات ويژه قرار دهد . كه به صورت مخفيانه قرار داده مطمئن باش

تازه تصحيلات شركت هاي نفتي آمريكايي در عراق را فراموش نكنيد


نقل قول از machkol
البته شاید هدف در اختیار داشتن منابع انرژی جهانه؟که این هم همانطور که گفتم درباره افغانستان و غیره صدق نمی کند.


در مورد افغانستان هم صدق مي كند چون تجارت مواد مخدر بسيار پر سود است . نزديك به چهل ميليارد در سال  
البته با وجو عوامل پشت پرده  



نقل قول از machkol
شاید برنامه ای برای تسلط هرچه بیشتر و آسانتر بر جهان؟

قطعا براي تسلط بر جهان برنامه دارد
اگر تو هم اين قدر پول و قدرت داشتي حتما اين كار را مي كردي ... نگو نه چون پول و قدرت مسخ كننده هستند


....................... هيچ چيز شخصي نيست فقط يك تجارت خوب است ......................

اين حرف را با تمام وجود قبول دارم و معتقدم دنيا دنياي پول است........و مذهب گرايي و آخر الزمان در اين دنيا فقط براي سود بيشتر خلق شده اند






......................................................................................................... :)  :)  :)

Moderator

Moderator



no avatar
پست ها

2647

تشکر کرده: 716 مرتبه
تشکر شده: 86 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 خرداد 1386 19:41

آرشيو سپاس: 15736 مرتبه در 1685 پست

توسط Shahbaz » شنبه 15 دی 1386 23:44

به نظرمن امريكا يك استرات‍ژي بلند مدت را دنبال ميكند
1) تسلط بر مناطق  حساس و استراتژيك جهان
مانند خاورميانه: اكثر كشورهاي خاورميانه و منابع انها در اختيار مستقيم يا غير مستقيم امريكا است
اسياي ميانه و قفقاز:امريكا در اين مناطق  نيز در حال تصرف كشورهاست مثلا مي توان به گرجستان اشاره كرد كه با كودتاهاي رنگي به عامل امريكا تبديل شد؛  در اذربايجان ، ازبكستان و تاجيكستان هم امريكا داراي پايگاهاي نظامي است
حالا اگر تركيه و افغانستان و پاكستان را هم به ساير كشورهاي فوق اضافه كنيم متوجه جدا كردن كشورهاي بزرگ منطقه
مانند ايران  ،چين و روسيه و  كشورهاي كوچكتر مانند سوريه و لبنان هستيم
كانال سوئز: بوسيله كشورهاي دوست و هم پيمان امريكا مانند مصر واسرائيل تحت كنترل هستند
شاخ افريقا : امريكا با تسلط بر اين منطقه تنگه مهم باب المندب را در كنترل ميگيرد
كانال پاناما. تنگه جبل الطارق ، تنگه مالا كا در جنوب شرقي اسيا و حضور پايگاهاي امريكا در اين مناطق و جدا كردن شبه جزيره بالي در اندونزي
2) تامين انرژي
امريكا براي تامين انرژي صنايع خود و داشتن رشد اقتصادي نياز به انرژي دارد بنابراين با تكيه بر قدرت نظامي ، اقتصادي و سياسي خود و تسلط بر كشورهاي منطق نياز انرژي خود را تامين و بر رقيبان فشار وارد ميكند
3) تامين امنيت:
امريكا با تسلط بر كشورها امنيت خود و دوستانش را تامين مي كند ( جنگ بيرون از خانه )
امريكا براي حفظ ابرقدرتي  با اينكارها رقيبان را هرچه بيشتر در فشار قرار مي دهد و در واقع با گرفتن امتيازاتي به رقيبان اجازه دسترسي به منابع انرژي را ميدهد
------------------------------------------
قيمت واقعي نفت و محصولات ان دهها برابر قيمت فروش ان است
امام خمینی (ره ) :
  اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .

Major I

Major I



no avatar
پست ها

430

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 14 اردیبهشت 1386 10:30

آرشيو سپاس: 17 مرتبه در 12 پست

توسط machkol » يکشنبه 16 دی 1386 14:12

با سپاسگذاری از تمامی دوستانی که وقتشان را به پاسخ دادن به من صرف کردند.من جواب بسیاری از سوالات خود را پیدا کردم.اما به نظرم.این جنگ های دنباله دار در منطقه علاوه بر منافع اقتصادی -باید دارای جنبه های دیگری نیز باشد.
اسياي ميانه و قفقاز:امريكا در اين مناطق  نيز در حال تصرف كشورهاست مثلا مي توان به گرجستان اشاره كرد كه با كودتاهاي رنگي به عامل امريكا تبديل شد؛

صحبت از کودتاهای رنگی شد.من احساس کردم که واقعا به بحث این تاپیک مربوط است.مقاله زیر در همین باب است.
سیاست عدم خشونت جین شارپ

از بعد اندیشه ای و علمی انقلاب های رنگین در اروپای شرق و آسیای میانه خصوصا مبارزات جنبش های اتپور در صربستان ، پورا در اوکراین ،کمارا در گرجستان و زوبر در بلاروس تا حدودی تحت تاثیر اندیشه ها و آثار جین شارپ ( پرفسور انستیتیوی آلبرت انتیشتین در بوستون آمریکا ) از نویسندگان و عالمان علم سیاست بوده است . ایده های جین شارپ محور اصلی رهیافت عمل غیر خشونت آمیز بوده و عمدتا در کتاب سیاست غیر خشونت آمیز منعکس شده است.

شارپ روش های عمل غیر خشونت آمیز را به سه دسته  تقسیم می کند :

1-روش اقناع و اعتراض

2-روش های عدم همکاری

3-روش مداخله غیر خشونت آمیز

البته بحث و نقد نظریات جین شارپ خود تحقیقی جدا می طلبد  که برای خارج نشدن از بحث نقش رسانه ها در انقلاب های رنگی در حال حاضر
این موضوع را کنار می گذاریم و به عنوان همین نکته اکتفا می کنیم که کتاب های جین شارپ( مثل کتاب از دیکتاتوری به دموکراسی )  به عنوان  یک
رسانه در همه کشورهای اروپای شرقی به ویژه کشور صربستان دست یه دست دانشجویان می گشت و مهمترین خطوط آموزش وی در دفترهای
جنبش مقاومت در جزوه هایی خلاصه شده بود و در اختیار دانشجویان قرار داشت.

منشا و ریشه  انقلاب های رنگی

بعد از جنگ جهانی دوم و در سالهای دهه 1950 ، آمریکا و شوروی فاتحان این جنگ برای تصاحب غنایم به ویژه در آلمان با هم به رقابت پرداختند و
این ماجرا پیش زمینه دوران جنگ سرد بین دو ابرقدرت هسته ای جهان شد . هر دو طرف سعی می کردند برای خود در تمام دنیا متحدانی داشته باشند .
پیمان ورشو و پیمان ناتو زاییده همین فعالیت ها برای یارگیری است .

اما پس از فروپاشی شوروی،آمریکا که مدتی یکه تاز دنیا شده بود ، توانست خیلی از کشورهای بلوک شرق را با خود همراه کند . در عین حال اواخر
دهه 90 که روسیه باز هم داشت نفوذ سابق را به دست می آورد ، توانست متحدان سابق را به طرف خود جذب کند.

ولی امریکا هم بیکارننشست حاصل بر نامه آمریکا برای این کشورها ماجراهایی بود که به انقلاب های رنگی مشهور شد . به دست گرفتن قدرت با استفاده از روشهای ظاهرا دموکراتیک !

جمهوری های سابق شوروی هم که بر خلاف ظاهر آرام اوضاع همچنان در حال تحول هستند ، به این پدیده دامن زدند.در این کشورها هر وقت انتخاباتی
برگزار می شود برنده یک نفر است . یا نامزد وابسته به آمریکا و با نماینده وابسته به روسیه .



تاثیر رسانه ها بر انقلاب های رنگی

عنصر خشونت در انقلاب های رنگی بر خلاف انقلاب های کلاسیک همچون انقلاب 1789 فرانسه ، 1917 روسیه و 1979 ایران دیده نمی شود و این
سوال پیش می آید که چگونه یک انقلاب بدون بهره گیری از ابزارهای خشونت آمیز قادر به حرکت و موفقیت است. نتیجه می گیریم که
شرایط جهان فرق کرده است . این وضعیت جدید بیش از هر چیز بر می گردد به روند جهانی شدن و جایگاه و شرایط تغییر یافته  دولت های اقتدارگر در نتیجه آن .
دیگر شیوه های دولت اقتدارگر در دهکده جهانی و دنیایی که در دورافتاده ترین نقطه آن شاهد نفوذ رسانه هاست ، اثر چندانی ندارد و کارایی ندارد.

روش های دولت اقتدارگرا:

1- سرکوب خشونت آمیز مخالفان

2- همسان سازی توده ها و به انزوا رفتن مخالفان

3- شیوه انکار گفتمان رقیب و نفی آن

برگزاری انتخابات صوری و فراخوان تظاهرات عمومی از سوی دولت جلوه های ترفند شیوه سوم ( خطرناک ترین شیوه ) است .

اما جهانی شدن و در نتیجه تاثیر رسانه ها دست دولت های اقتدارگر را از این شیوه ها کوتاه کرده است .

انقلاب ارتباطات باعث شفافیت فضاهای داخلی و بین المللی می شود . در چنین وضعیتی مفاهیمی چون حقوق بشر ، دموکراسی و آزادی بیان به
هنجارهایی جهانی تبدیل شده اند که به راحتی به داخل مرزهای جوامع درحال توسعه نفوذ می کند.

از طرفی به دلیل وابستگی متفابل اقتصادی ، دولت های اقتدارگرا نیازمند ارتباط با جوامع بین المللی هستند که در آن حقوق بشر حتی در ظاهر به یک
اصل اخلاقی و هنجار تبدیل شده است .

از سویی جهان شمولی این هنجارها و گستره فضای ارتباطی جهانی به آگاهی فرد و در نتیجه فقدان امکان توده ای شده جامعه منجر می شود و ابزار دوم که همسان سازی توده ها است نیز بدون استفاده می ماند . انکار گفتمان رقیب نیز به عنوان ابزار سوم رنگ می بازد چرا که اولا انکار آن و حاکمیت گفتمان مد
نظر دولت اقتدارگرا نیازمند توده ای شدن جامعه است .و ثانیا گفتمان مخالف با بهره گیری از اینترنت ، ماهواره و شبکه های ارتباطی بین المللی ابزارهای جدید در جهت رساندن صدای خود به گوش هموطنان و دیگر ملت ها یافته است .

البته دولت های اقتدارگرا هم از همین ابزار برای انکار گفتمان رقیب استفاده می کنند اما چون تنوع ابزارهای رسانه ای به خودی خود آزادی مخاطب در
انتخاب رسانه را موجب می شود ، این دولت ها توفیق چندانی در استفاده از رسانه ها نخواهند داشت به این ترتیب جهانی شدن  و رسانه های متنوع
راه های تقابل بین دولت ها و مخالفانشان را تنوع بخشیده است. بر همین اساس  حتی قبل از وقوع انقلاب های رنگی برخی نظریه پردازان از تحول  در
ماهیت انقلاب  درعصر جهانی خبر دادند.

رسانه ها باعث شده که دولت ها نتوانند انقلابیون را محدود کنند و در نتیجه مخالفان  بدون بهره گیری از خشونت به مقصود خود برسند و دموکراسی  خواهی
به یک هنجار اساسی برای شهروندان تبدیل شود.

در کنار جهانی شدن ، سازمان های دولتی و استفاده آنها از رسانه ها نقش برجسته ای در به وجود آمدن انقلاب رنگی ایفا می کنند .

هرچند برخی نظریه پردازان هم ، جهانی شدن را مقدمه ظهور دولت های اقتداگرای جدید با بهره گیری از ابزارهای ارتباطی نوین می دانند. بر خلاف
کسانی که جهانی شدن و مصادیق  آن از جمله انقلاب های رنگی را پایان عصر حیات دولت های اقتدارگرا می دانند .



تعریف انقلاب رنگی

تعریف 1 : انقلاب رنگی (مخملی یا گل ها) : به تغییر در ساختارهای سیاسی چندین کشور اطلاق می شود که نوعی پیوستگی و همگونی در علل و
شکل تحولات مذکور قابل مشاهده است.

تعریف 2: انقلابی که در ایران به آن مخملی می گویند : مقاومتی بدون خشونت در برابر یک حکومت اقتدارگراست که منجر به تغییر حکومت می شود.

تعریف 3: این اصطلاح برای توصیف حرکت های مردمی به کار می رود که در آن بدون خشونت و خون ریزی به یک حکومت خود کامه اتراض می کنند.و
هدف ان نشان دادن ارزش های دموکراسی ، آزادی و تغییر رژیم است.

در اینگونه انقلاب ها مردم رنگی را بر می گزینند و پوشش های خود مانند کلاه و لباس و شال گردن و روسری را از آن رنگ به تن می کنند یا نشانه های
کشورشان را با آن رنگ به صورت تابلوهای بزرگ در راهپیمایی ها بدست می گیرند.

تعریف 4: حرکتی که برای تغییر حکومت موجود با استفاده ازعناصر داخلی ای که روابط مشکوکی با آمریکا دارند و با حمایت سفارت آمریکا و آموزش دیدن توسط عوامل و بنیادهای آمریکایی که با سمبل قرار دادن یک رنگ خاص صورت می گیرد.


ویژگی های انقلاب رنگی

1-تمامی آنها به جز قرقیزستان بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز طی تظاهرات خیابانی به پیروزی دست یافتند.

2-تمامی این تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام شد.

3-نقش رسانه ها به ویژه رسانه های غربی برجسته است.

4-نقش دانشجویان و سازمان های غیر دولتی در بروز انقلاب برجسته بوده است.

5-جرقه انقلاب به دنبال بروز خطاهایی از سوی حکومت مانند تقلب در انتخابات روشن شده است.

6- دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی همچون اقتدارگرایی ، فقدان چرخش نخبگان ، ناکارآمدی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت مردمی در
حکومت وقت بوده است.

7- تحرکات انقلابی به شکل مستقیم و غیر مستقیم مورد حمایت آمریکا و اروپای غربی قرار گرفته اند.


راستی انقلاب ها به این شکل هستند:
صربستان:بولدوزر!سال2000.پیروز و صادر شد.
گرجستان:رز سرخ2003.پیروز.
اوکراین:نارنجی.2004.پیروز.
قرقیزستان:لاله ای.2005.پیروز.
لبنان:سبز.2005.ادامه دارد.
بلاروس:سفید.2006.بدون نتیجه.
کویت:آبی.2005.پیروز.
مولداوی:انگوری!2006.شکست.
ونزوئلا:بی رنگ!!!(اینا همه چیشون چپستا!)2006.شکست.

در اذربايجان ، ازبكستان و تاجيكستان و قرقیزستان و قزاقستان هم امريكا داراي پايگاهاي نظامي است

ازبکستان: امریکا در مقابل پرداخت سالانه 120 میلیون دلار به دولت ازبکستان پایگاه نظامی "خان آباد" را در اختیار خود دارد . علاوه بر آن واشینگتن سالانه کمک های نظامی به ارتش و پلیس این کشور در مقابل این حضور نظامی تقدیم می کند. از اینرو دولت آمریکا چندان توجهی به شورش هایی که در منطقه آذربایجان واقع در شرق تاشکند در مه گذشته علیه دولت مرکزی صورت گرفت نکرد زیرا به رژیمی قدرتمند برای حمایت پایگاه نظامی اش در آن خان آباد نیاز دارد، زیرا این پایگاه برای حمله به ایران منحصر به فرد است، این مسئله یکی از دلایل است که باعث شده است واشینگتن چندان توجهی به حقوق بشر در ازبکستان نداشته باشد.

قرقیزستان: فرودگاه ماناس در نزدیکی پیشکک به پایگاه نظامی آمریکا مبدل شده است ، این پایگاه هوایی 300 نظامی را در خود جای داده است.

قزاقستان: قزاقستان یکی از ثروتمندترین کشورهای آسیای میانه در تولید ونفت وگاز است .اکنون 12 میلیارد دلار در این صنعت در قزاقستان سرمایه گذاری شده است که نیمی از آن متعلق به آمریکایی هاست. دولت این کشور به ایالات متحده حق استفاده از فرودگاه هایش را برای اهداف نظامی داده وهواپیماهای جنگی آمریکا اجازه پرواز در حریم هوایی قزاقستان را دارند.
حالا اگر تركيه و افغانستان و پاكستان را هم به ساير كشورهاي فوق اضافه كنيم متوجه جدا كردن كشورهاي بزرگ منطقه
مانند ايران  ،چين و روسيه و  كشورهاي كوچكتر مانند سوريه و لبنان هستيم.

دروغ نگم. این قسمت رو اصلا نفهمیدم!
کیل زون:مذهب گرايي  در اين دنيا فقط براي سود بيشتر خلق شده

تنها موردی که با شما توافق ندارم همین مورد است.البته اگر منظور شما از مذهب گرایی اختلافات فرقه است با هم منافاتی نداریم.چنانکه خداوند نیز در سوره قصص می فرمایند:او[فرعون]در زمین سرکشی می کرد......اهل آنرا فرقه فرقه کرد .پسرانشان را می کشت و......
اما اگر منظورتان دین باشد باید بگویم سخت در اشتباهید و در واقع مغلوب افکار آنها شده اید.چراکه تنها راه نجات و سعادت بشر دین است.اصلا زندگی و دین دارای رابطه متقابل با یکدیگرند(زندگی برای دین است و دین برای زندگی).اگر در تاریخ نیز دقیق شوید در می یابید که در جاهایی که انسان ها در اوج استضعاف و حماقت و زورگویان در اوج زورگویی قرار داشتند خداوند پیامبران را می فرستاد تا با کفار و زورگویان مبارزه کنند نه برعکس.به دلیل انحراف بحث دیگر ادامه نمی دهم!

مهر:به نوشته یک روزنامه آمریکایی، رئیس جمهوری آمریکا با وجود اطلاع از نتایج گزارش برآورد اطلاعات ملی کشورش( NIE ) که بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران در زمان کنونی تاکید می کند؛ همچنان به دروغگوییهای خود به مردم آمریکا و جهان ادامه داد و وی و معاونش باید به خاطر راهبرد فریب خود محاکمه شوند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه واشنگتن پست نوشت : در حالی که ما وارد هشتمین سال دولت بوش- چنی می شویم ، من با غم و اندوه و در حالی که زمان آن هم دیر شده، به این نتیجه رسیدم که تنها راه شرافتمندانه برای من این است که خواستار محاکمه رئیس جمهور و معاون وی شوم.

"جرج مک گاورن" نویسنده این مطلب خاطر نشان کرده است : پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1972 من با درخواستها برای محاکمه "ریچارد نیکسون" رئیس جمهور وقت آمریکا همصدا شدم .نیکسون رئیس جمهور بدی بود، اما بوش و چنی از او بدتر هستند.

در ادامه این مطلب با طرح این سئوال که "حقایق چه هستند"، آمده است : مسلما بوش و چنی به خاطر قانون شکنیهای متعدد قابل اتهام، مقصر هستند . آنها همواره قانون اساسی را نقض کرده اند؛ آنها از قانون ملی و بین المللی تجاز کرده اند؛ آنها هر بار به مردم آمریکا دروغ گفته اند. نحوه عملکرد و سیاستهای وحشیانه آنها ، کشور محبوب ما را در نظر مردم جهان به عمق تاریخ برده است؛ اینها واقعا جنایتها و تجاوزات سنگینی هستند.

نویسنده افزود: در رژیم بوش- چنی ، دموکراسی آمریکایی منحرف شده و تعهد اصلی این دولت یک جنگ مرگبار و غیرقانونی  علیه عراق بوده است. جنگی که به کشته شدن چهار هزار آمریکایی و از دست رفتن زندگی 600 هزار عراقی منجر شده است و یک روز آن هم اکنون 250 میلیون دلار برای آمریکا هزینه در بر دارد و انتظار می رود که هزینه کلی آن از یک تریلیون دلار هم فراتر برود. بخش اعظم این پول را از چینیها و دیگران به عنوان بدهی ملی قرض کرده ایم. این بدهی هم اکنون به بالاتر از نه تریلیون دلار رسیده و در تاریخ ملی ما بالاترین رقم است.

به گزارش مهر، گاورن خاطر نشان کرده است : همه اینها بدون اعلان جنگ از سوی کنگره و قانون اساسی که مسلما به آن نیاز است و با بی اعتنایی به منشور سازمان ملل متحد و نقض قانون بین المللی انجام شده است. این بار فکر می کنم که بهانه برای محاکمه بوش و چنی قوی تر از بهانه علیه نیکسون است.

به عقیده نویسنده، راهبرد اصلی دولت بوش تشویق فضای ترس و اجازه به القاعده برای حملات 11 سپتامبر نه تنها برای توجیه حمله به عراق، بلکه به عنوان بهانه ای برای بدرفتاری خطرناک شنود؛ مکالمات مردم از سوی عوامل دولتی بود.

در بخش دیگری از این مطلب آمده است: انحراف دیگر ما از مسیر دموکراسی، انتقال زندانیان از خیابانهای افغانستان به زندان گوانتانامو واقع در کوبا و دیگر کشورها بوده است.همچنین، هر چند که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در آگوست سال گذشته به بوش اطلاع دادند که ایران هیچ برنامه ای برای توسعه سلاحهای هسته ای ندارد، اما وی به دروغگویی خود به این کشور و جهان ادامه داد.این همان راهبرد فریب است که که ما را به جنگ در صحرای عرب کشاند و می تواند ما را به سوی یک حمله غیر قابل توجیه به ایران هدایت کند.

گاورن خاطر نشان کرده است: من می توانم با آن حد از دانش و تجربه حرفه ای خود بگویم که اگر بوش به کشور مسلمان نفت خیز دیگری حمله کند؛ پایان نفوذ آمریکا در منطقه حساس خاورمیانه را به مدت چندین دهه رقم خواهد زد.

نویسنده تصریح کرده است : البته محاکمه بوش و چنی بعید است، اما ما باید همچنان از کنگره بخواهیم که اقدامی کند . به عبارت کاملا ساده محاکمه یعنی نوشتن دستورالعملی در قاتون اساسی برای برخورد با روسای جمهوری که قانون اساسی و قوانین زمین را نقض می کنند. من فکر می کنم که هنوز فرصتی برای التیام زخمهای ملتی که در دهه آغازین قرن 21 آسیب دیده اند، وجود دارد.
تمام اینها برای یک خرید ویژه؟
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان