در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود
Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » شنبه 1 اردیبهشت 1386 08:30

شهید سرهنگ خلبان اسد ا... فرهمند فر

در سال 1326 در اردبیل به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا پایان دوره دبیرستان در زادگاه خود گذراند . وی در سال 1345 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش شد که بعد از گذراندن دوره های مقدماتی پرواز در ایران برای دوره عالی و تکمیلی به آمریکا اعزام گردید که با دریافت نشان خلبانی و سربلند به ایران بازگشت. وی به جرگه خلبانان اف 4 وارد شد.شهید سرهنگ خلبان فرهمندفر در طول دوران خدمت خود بارها به خاک دشمن هجوم برد و از حریم هوایی ایران دفاع کرد تا اینکه در تاریخ 6/12/1366 در یک عملیات رزمی مورد اصابت موشک قرار گرفت که ناگریز به خروج اضطراری از هواپیما شد و به شدت زخمی شد و بعد از آن از گردان شکاری به گردان ترابری منتقل شد .سرانجام این خلبان شجاع در تاریخ 19 بهمن 1365 هنگامی که با هواپیمای فالکن از فرودگاه مهرآباد به سمت پایگاه پنجم شکاری امیدیه در پرواز بود دچار سانحه شد و در نزدیکی پایگاه پنجم شکاری به شهادت رسید.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


یاد و خاطره دلاوریهای سرلشکر خلبان عباس دوران هیچگاه از ذهن تاریخ جنگ پاک نخواهد شد . خلبانی که دارای رکورد جهانی ۱۲۰ ماموریت برون مرزی است که در مدت حضور ایشان در جنگ ( حدود ۲۲ ماه ) نه تنها در جنگ ایران و عراق بلکه در خلال حنگهای جهانی اول و دوم و ویتنام و کره و عراق هم تکرار نشده است!

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دوستان زندگي نامه كامل شهيد دوران را نيز در لينك زير قرار داده ام

http://www.centralclubs.biz/viewtopic.p ... 33&start=0

دوستان منبع در پستهاي قبل ذكر شده .....
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 13:35

تعدادی از خلبانان گردان ۱۱ شکاری مهرآباد که همگی از قهرمانان جنگ می باشند
نفرات از راست : جوانمردی (؟) ـ ساجدی ـ غفاری ـ شیرچی ـ ضرابی ـ بختیاری ـ شهید خسروی ـ شهید فرهمند فر ـ شهید فتح نژاد

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



سرلشکر خلبان قدرت ا.. کیان جو   به همراه سرلشکر خلبان محمد علی (بیژن ) حاجی در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۵۹از پایگاه ششم شکاری بوشهر به مقصد کوت عراق به پرواز در آمدند که  روی جاده کوت مورد اصابت قرار گرفتند و متاسفانه تا کنون از سرنوشت آنها خبری به دست نیامده است . خلبان کیان جو از خلبانانی بود که از دانشکده افسری نیروی زمینی به نیروی هوایی آمد و در دوران آموزش در دانشکده افسری دوره چتر بازی و رنجر را هم گذرانده بود.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » سه شنبه 4 اردیبهشت 1386 10:12

سرلشکر خلبان جاوید الاثر محمد رضا کرم

همانطور که قبلا هم نوشته بودم خلبان محمد رضا کرم از اهالی خرمشهربود که پس از گذراندن دوره های مختلف  اموزش پرواز در ایران و آمریکا به گردان ۶۱ شکاری بوشهر منتقل شد. با آغاز جنگ تحمیلی این خلبان شجاع بال در بال دیگر خلبانان پایگاه هوایی بوشهر به پرواز های جنگی مشغول شد . ایشان تا قبل از بروز سانحه ۱۹ ماموریت را با موفقیت به پایان رساندند که در یکی از پرواز ها کابیین عقب شهید  عباس دوران بودند . خلبان شهید حسین خلعتبری ( قهرمان جنگ دریایی که از ایشان هم خواهم گفت ) خاطره ای را نقل کردند که خلبان کرم با بغض گفت : اگر دشمن بخواهد خرمشهر را بگیرد باید از روی نعش من رد شود...

به هر روی ایشان در غروب  شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹ به همراه خلبان حسین نظری برای انهدام یکی از مراکز نظامی در بصره به پرواز در می آید که پس از بمباران موفقیت آمیز به هنگام بازگشت مورد اصابت ۳ فروند موشک قرار گرفته که با رسیدن آتش به کابین عقب ایشان به بیرون از هواپیما پرتاب میشود و از آن تاریخ تا کنون اثری از ایشان به دست نیامده است. خلبان نظری با زحمت فراوان هواپیما را به پایگاه هوایی بوشهر میرساند ...

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


شهید سرگرد خلبان پرویز کیهانی نژاد

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » شنبه 8 اردیبهشت 1386 08:40

به یاد سرگرد خلبان شهید بهزاد حصاری که به همراه سروان خلبان فریدون علیخواه در تاریخ ۹/۵/۱۳۶۱ در بوشهر به شهادت رسیدند.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


--------------------------------

سرگرد خلبان محمود امام

در ۲۸ /۵/۱۳۵۸ به علت ورتیگو شدن به آب دریا برخورد کردند

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

------------------------------

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

ردیف بالا از راست

۱-  سرلشکر خلبان جهانگیر انقطاع که در تاریخ ۱۲/۱۲ ۱۳۶۰ به همراه خلبان روادگر در منطقه جفیر عراق سقوط کرد . خلبان رواتگر اسیر شد و در سال ۱۳۶۹به میهن باز گشت.

۲- سرلشکر خلبان ناصر دزپسند که در مورخه ۳/۷/۱۳۵۹ درنزدیکی بصره به همراه سرلشکر خلبان علییار محمدی به شهادت رسید .

۳- سرلشکر خلبان حسین دلحامد که به همراه سرلشکر خلبان محمد علی سلیمانی در تاریخ ۶/۱۱/۱۳۶۵ نزدیکی جزیره خارگ به شهادت رسید .


ردیف پایین از راست :

۱- سرلشکر خلبان اصغر هاشمیان کربکندی که به همراه سرلشکر خلبان شیر علی آزادیان در تاریخ ۱۴/۷/۱۳۶۰ در بندر ام القصر مورد اصابت قرار گرفت .

۲-  سرلشکر خلبان کاظم روستا به همراه سرلشکر خلبان حسن مفتخری  در مورخه ۸/۹/۱۳۵۹ در اسکله الامیه عراق به شهادت رسید .

۳- سر لشکر خلبان یزدان سخایی در تاریخ ۲۱/۱/۱۳۶۴ در خلیج همیشه فارس به آب برخورد کرد .
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » يکشنبه 9 اردیبهشت 1386 08:50

به یاد سرهنگ خلبان شهید غفور جدی

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


علت شهادت سرهنگ خلبان جدی جدا نشدن صندلی از خلبان بوده است . خلبان جدی از افراد متخصص  با روح وطن پرستی بالایی بود که مسئول ایمنی و بازرسی پایگاه ششم شکاری بوشهر بود. وی دوره فوق لیسانس ایمنی پرواز را در سال ۱۳۵۶ از دانشکده نیروی هوایی امریکا با نمره عالی در یافت نمود.

در دوران اول انقلاب و بر اساس دسیسه های پنهانی که قصد تضعیف نیروی هوایی را داشتند نام خلبان جدی به همراه تعداد دیگری از خلبانان در لیست تعدیل نیرو قرار گرفت که بنا بر آن باید نیروی هوایی را ترک میگفت .... با شروع جنگ داوطلبانه به میدان بازگشت و پس از حضور در پایگاه نزد فرمانده پایگاه رفت و گفت : اکنون زمان آن فرا رسیده است که جواب گوی خرجی باشم که برای من شده است . بعد از مرگم پرچم سه رنگ ایران را بر تابوتم بکشید و مراسم با شکوهی برایم بگیرید ... وچنین هم شد...

صبح روز ۱۷ آبان ۱۳۵۹ دو فروند فانتوم از گردان ۶۱ شکاری بوشهر برای در هم ریختن عملیات نیروی زمینی عراق مبنی برکامل نمودن محاصره آبادان به پرواز در آمدند .شماره ۱  خلبان سپید مو به همراه کمکش اعظمی( بعدا اسیر شد ) بود و هدایت فروند دوم دسته را خلبان جدی و خلجی بر عهده داشتند.

خرمشهر دراشغال بود و با تکمیل محاصره آبادان بیم سقوط آبادان هم می رفت .هدف زدن نیروهایی بود که از بصره به سمت فاو و در نهایت آبادان می آمدند. مسیر پرواز از سمت چپ فاو به بصره تعیین شده بود. ماموریت بمباران با موفقیت کامل انجام شد و به هنگام بازگشت بود که شماره ۲مورد اصابت دو فروند موشک قرار گرفت . کنترل هواپیما سخت شده بود و هیدرولیک هواپیما دچار افت شدید شده بود. در آن لحظات به فرامین پاسخ نمیداد..... خلبان جدی که خود مسئول ایمنی پرواز بود پرواز با هواپیما را صلاح ندید چون هر لحظه امکان قفل شدن فرامین وجود داشت . لذا پس از کسب اطمینان در گذشتن از رود بهمنشیر آبادان و رسیدن به خاک ایران بعد از خارج شدن از جنوب آبادان به سمت ماهشهر ضمن اعلام وضعیت اضطراری برای پرش به شماره ۱ شروع به اوج گیری برای رسیدن به ارتفاع مناسب کرد......( کمک خلبان ایشان خلبان خلجی پس از خروج از هواپیمابه سلامت به زمین رسید )

روان همه سرخ جامگان آسمان ایران شاد باد
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

این عکسها در آبان ۱۳۵۹ در کیلو متر ۷ جاده آبادان - ماهشر نزدیک میدان تیر آبادان توسط آقای اکبر آقاجری گرفته شدند
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 08:51

به ياد عقاب آسمان ايران سرگرد خلبان شهيد ناصر اقبال افسری

اينبار سخن از بزرگ مرديست که سمت استادی بسياری از خلبانان کنونی نيروی هوايی را بر عهده داشت. به ديگر سخن اينکه گروه زيادی از خلبانان آسمان ايران وامدار اين استاد خود هستند ولی متاسفانه امروز او را از ياد برده اند.... آيا شايسته است که هم پروازان  دوستان و شاگردان ايشان او و امثال او را از خاطر ببرند ؟ به راستی يک بار ديگر اين مثال تاسف بار تداعی پيدا کرده است ؟ از دل برود... آيا اگر امروز او زنده بود يادی از هم پروازان شهيدش و خانواده آنها نمی کرد؟

اين زندگينامه وعکسها به همت والای سر کار خانم شاهی و توسط همسر گرامی شهيد افسری سرکار خانم محرابيان تدوين گشته اند که جا دارد ازتلاش صادقانه و حسن لطف اين دوبزرگوارتشکر فراوان داشته باشم.
ناصر اقبال افسری در    28 اردیبهشت سال 1335در خانواده ای صد در صد وطن پرست  در تهران دیده به جهان گشودبعد از گذراندن دوره ی ابتدای از دبیرستان خیام تهران فارغ التحصیل شد ودر همان زمان پس از انجام ازمایشاتی در سال1355به استخدام نیروی هوایی  در امددر همان زمان وی به همراه عده ای از همراهانش برای گذراندندوره ی خلبانی ودریافت وین خلبانی عازم ایالات متحده امریکا شد.با ورود امام خمینی رحمته الله علیه با تمام وجود موقعیتهایی که در ان  کشور  داشت  کشور را ترک گفت وبا تمام امیال ارزو  هایش به سوی معشوق شتافت وی معتقد بود امام خمینی رحمته الله علیه  یک شخصیت  بزرگ  بود که تاریخ جهان را به لرزه انداخت وهمین اعتقاد راسخ  باعث شد ان بهشت برین امریکایی ها را برای خودشان باقی بگذارد و به ایران بهشت  واقعی  بازگردد

شهید برگوار ناصر افسری علاوه بر گواهینامه های جنگده از جمله    اف 4  وکلیه ی هواپیما های شکاری که در امریکا کسب نموده بود گواهینامه ی c130 را در ایران اخذ کرد ودر گردان 12 ترابری  شروع بکار کرد باشروع جنگ تحمیلی  با انکه تا هل اختیار کرده بود دختری در راه داشت خانه وخانواده را ترک گفت تا برای سر بلندی  کشور ایران که سر پناه  هر ایرانی هست  با  یا بوهای عراقی  که به خاک پاک مقدس ایران حمله ور شده بودند درگیر شود وکلا  درگیر جنگ شده بود وی در اکثریت   عملیاتها از جمله  فاو   بیت المقدس    والفجر 1تا 8 وچندی دیگر  به عنوان پشتیبان  نیروی زمینی  حضور به عمل رساند شاید به جرات گفت  عشق به مردم وخاکش  انچنان ریشه در وجود نازنینش   دوانیده بود که خانواده ی خودش ومسئولیت به ان را فراموش کرده بود  او اندیشه می کردکه به مردم وخاک وطنش بدهکار است  او در زمان جنگ از بزرگترین سرمایه ی زندگی اش که خانواده خود گذشت  و به جرات می توان لقب ایثار گر را به او داد  بعد از پایان جنگ هم در سمت شغل استاد خلبانی  در پایگاه قلعه مرغی  تهران  مشغول به کار شدو در نهایت حین انجام وظیفه  ودر شغل زیبای  اموزگاری در منطقه ساوه تهران در اثر سانحه ی هوایی به شهادت رسید ازدل پر دردم بگویم که با رفتن او  تمام ارزوهایم  هستی ام  به زیر خرمنها خاک رفت  .
البته این موضوع  باعث خوشحالی ام میشود  چون می  دانستم شوهرم در راهی رفته بود  که هما ن راه اعتقادش بود هیچ چیز برای یک افسر نظامی  با ارزش تر از اعتقادش نیست  به او افتخار می کنم  که انقدر فداکارانه جنگید  تا همنوعانش  اسایش خود را همواره  در کف گیرند اما این سوال همیشه برای من مطرح بوده که ایا حق شهدای ما    که اسوده ارمیده اند به راستی ادا شده  صد افسوس که او رفت ومن دردهای بی امانی  رابه جان خریدم   من احساس میکنم نه تنها همسر من  بلکه تمامی ایثار گران به باد فراموشی سپرده شده اند  ولی بسیار خوشحال هستم  که هنور در ایران  درایران من  جوانانی یافت میشوند  غیرت شعور در رگهایشان جاری هست  از شما  سپاسگذارم که تلاش میکنید که نام شهدا  که فداکارانه  جان خود را در کف گرفته وبدون هیچ توقعی  همیشه در صحنه ی جنگ حضور داشتن را زنده نگه دارید  واین کار  شاید التیامی باشد  بر دلهای خسته وشکسته ی خانوده هایشان .

باتشکر فراوان همسر سرگرد خلبان
شهید ناصر اقبال  افسری


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 09:20

يادی آز عقاب خونين بال آسمان ايران سرلشکر خلبان پرويز ذبيحی


پرويز ذبيحى از خلبانان هواپيماى شكارىنيروي هوايي بود كه در طول مدت دو ماه حدود ۶۲ پرواز، شناسايى و حمله به پايگاه ها و استحكامات دشمن را انجام داد و در روز ۲۲ آبان ماه سال ۱۳۵۹ بعد از اين كه پايگاه موشكى موصل را منهدم كرد، مورد هدف پدافند پاسگاه مرزى عراق قرار گرفت و به شهادت رسيد. آثارى از پيكر مطهر او ۲۲ سال بعد به خانواده اش تحويل داده شد.

عبدالحميد نجفى خلبان بازنشسته نيروى هوايى از دوستان شهيد ذبيحى بوده و در روز آخر، با او پرواز داشته است. نجفى خاطرات بسيارى از دوستى و همنشينى با اين شهيد بزرگوار دارد، او از دوران تحصيل در امريكا مى گويد: «پرويز در اوكلاهما درس مى خواند و من در پايگاه شپار تگزاس بودم كه در ۱۵۰ كيلومترى پايگاه اوكلاهما بود. اصولاً ايرانى ها را يك جا نمى گذاشتند. براى اين كه زبان ياد بگيريم حتى توى يك كلاس هم بيشتر از يك ايرانى نمى گذاشتند كه مجبور شويم براى حرف زدن، زودتر زبان ياد بگيريم. در اوكلاهما هفت خلبان ايرانى بودند كه دو نفر از آن ها پرويز ذبيحى و مصطفى اردستانى با من دوست بودند و اتفاقاً هر دو شهيد شدند .

در امريكا رابطه خوبى با استادان داشتيد؟
ما جزو پيمان سنتو بوديم و بايد رابطه خوبى با استادان برقرار مى كرديم تا بتوانيم دوام بياوريم. چون كلاً تعداد محدودى را سالانه مى پذيرفتند و براى هر دانشجو هم ۲۰۰ هزار دلار بورسيه مى گرفتند و هر كسى كه يا بدنش توان نداشت يا مى ترسيد و يا درس نمى خواند و به هر دليلى درس را نيمه كاره رها مى كرد و برمى گشت، اين ۲۰۰ هزار دلار به سرمايه دولت امريكا اضافه مى شد. به همين دليل بود كه ما با جديت درس مى خوانديم. تمرين ها را انجام مى داديم و سعى مى كرديم از هيچ چيز نترسيم و درس را با موفقيت تمام كنيم. كلاس هاى آشنايى با سيستم هوا و فضا، سيستم هوانوردى، آزمايش چتربازى، پرواز شكارى تاكتيكى و پرواز با هواپيماى جت داشتيم.

چه سالى به امريكا رفتيد؟
سال ۵۱ بود كه چهار سال هم درس خوانديم و سال ۵۵ درسمان تمام شد. بعد از فارغ التحصيلى هم دوره مقدماتى تاكتيكى رزمى ديديم كه چهار ماه طول كشيد. بعد تقسيم شديم به پايگاه هاى نيروى هوايى ايران.براى نماز و روزه مشكلى نداشتيد؟ كسى با اين عقايد مخالفت نمى كرد؟

آن سال ها خيلى با اسلام مخالفت مى كردند. ما اگر مى خواستيم روزه بگيريم بايد بدون سحرى خوردن اين كار را مى كرديم. نمى شد چراغ روشن كنى و خواب بقيه را به هم بزنى. اگر چه ما كار خودمان را مى كرديم. مثلاً مشروب جزو جيره غذايى بود. مصطفى اردستانى اعتراض كرده بود كه اگر به خوابگاه ما مشروب بياوريد همه شيشه ها را مى شكنم و آن ها ديگر مشروب نمى آوردند.

سكوريتى پليس نبايد مى ديد كه ما نماز يا دعاى سحر مى خوانيم. چون بدون درك از دين اسلام اين طور برداشتمى كردند كه عصبى شده ايم و مى خواهيم جو تشنج ايجاد كنيم. به همين دليل مى توانستند به دانشكده گزارش بدهند و مشكلاتى را براى ما ايجاد كنند. مثل اين كه بخواهند از ما حق توهش بگيرند. امريكايى ها زود آتو مى گرفتند.

شهيد ذبيحى چه طور؟ ايشان با مخالفان دين و مذهب درگير مى شد؟
خيلى آرام، كم حرف و بى سر و صدا كارش را مى كرد. در محافل عيش و عشرت دانشكده يا پايگاه شركت نمى كرد، البته بعد از بازگشت به ايران هم همين وضعيت ادامه داشت. آن زمان فرهنگ غربى در ايران حاكم بود. ذبيحى و همسرش در جشن هاى فارغ التحصيلى خلبان ها يا شركت نمى كردند يا اگر مى آمدند خيلى زود مى رفتند. به خاطر همين خيلى محروميت ها مى كشيد. ولى تحمل مى كرد و تن به شركت در سور و بساط ها نمى داد. گاهى لطيفه هايى مى گفتيم. كمتر قهقهه مى زد و با لبخندى نشان مى داد كه در جمع ما و با ما است. در جشن ها به او مى گفتم: ذبيحى چرا غذا نمى خورى؟
مى گفت: غذاى اين آدم ها خوردن ندارد. فقط براى حفظ ظاهر به اين مراسم آمده ام..
در پايگاه نيروى هوايى دزفول هم نمازش را مى خواند. نبايد در موقع پرواز روزه بگيريم. ولى ذبيحى اغلب روزه مستحبى مى گرفت و به كسى نمى گفت كه مبادا وادارش كنند روزه اش را بشكند.
در سردر تالار نيروى هوايى تابلو «ورود اشخاص با حجاب ممنوع» زده شده بود. پرويز با همسرش مى آمد و همسرش حجاب كامل داشت. خودش را سرباز رژيم نمى دانست و براى اعتقادات ناسيوناليست مذهبى (وطنى پرستى) در ارتش زمان شاه كار مى كرد. وقتى براى مناسبت ها كه فكر مى كنم يكى از آن ها چهارم آبان ماه و تولد وليعهد بودرژه مى رفتيم، ذبيحى خودش را به بيمارى مى زد يا مى گفت «زنم مريض شده و بايد بروم منزل.» و نمى آمد.

در بحث هاى سياسى ضد رژيم شركت مى كرديد؟
اين سرگرمى و يا ضرورت وجود ما در پايگاه بود. وقتى بيكار بوديم و در پايگاه دور هم جمع مى شديم، بدون استثنا بحث هاى سياسى و مذهبى شروع مى شد. پرويز خيلى منطقى بود. سعى مى كرد همه را مجاب كند. با شهيد اردستانى از خيانت هاى احزاب حرف مى زدند. آن زمان حزب خلق كومله، منافقين و بعضى ها كه خود را مريد فرقه هاى مختلف سياسى و عقيدتى معرفى مى كردند، جو بدى ايجاد كرده بودند. او با جسارت عقيده اش را مى گفت. طاقت شنيدن عقايد مخالف را هم داشت. خوب را از بد تشخيص مى داد. نيت افراد را مى فهميد. وقتى توى پايگاه بوديم با هم شوخى مى كرديم ومى خنديديم. اگر وفات ائمه يا عاشورا و تاسوعا بود، مى گفت: شوخى نكنيد.
اگر كسى ترانه اى روشن مى كرد، ضبط را خاموش مى كرد و مى گفت: به خاطر من ضبط روشن نكنيد. بعد مى خنديد و مى گفت البته ثوابش براى خودتان است.
وقتى توى اتومبيلش مى نشستيم كه با هم جايى برويم، راديو را روشن مى كرد. نوار ترانه يا موسيقى گوش نمى كرد. وجودش مثل چتر حمايتى بود همه در كنارش احساس آرامش مى كردند. براى خلبان هاى ديگر حكم مرشد را داشت. دورش جمع مى شدند. هر كس عقيده اش را مى گفت. بعضى ها عقايد سوسياليستى و كمونيستى داشتند و يا از مجاهدين خلق بودند، اعلاميه و كتاب مى آوردند كه عقايدشان را توجيه كنند ولى پرويز فقط صحبت مى كرد .

وقتى از امريكا به ايران برگشتيد به چه شكل در نيروى هوايى مشغول شديد؟
خلبان هاى عادى وارد گردان پرواز مى شدند و با توجه به علاقه و استعدادى كه داشتند رتبه بندى مى شدند. پرويز از همان ابتدا گروهى را فرماندهى مى كرد. خلبان گروه بود. تجربه اش كه رفت بالا ليدر چهار و ليدر سه شد. ليدر سه و فرمانده دسته شده بود و در ماموريت هاى سخت گنجانده مى شد.
ليدر يك و دو فرمانده چند فروند هواپيما بود. ذبيحى چهار هواپيما را فرماندهى مى كرد، قبل از پرواز هر خلبانى به خدا يا ائمه متوسل مى شود. پرويز هم آيت الكرسى مى خواند قرآن را مى بوسيد و مى رفت توى هواپيما.
هر چه مى گذشت انگار روحش صيقلى تر مى شد. حتى با مداد و كاغذ اداره، مطلب شخصى اش را نمى نوشت. از جيبش خودكار و كاغذ درمى آورد. مى گفتيم روى ميز هست.
مى گفت: آن مال من نيست.
از تلفن اداره اگر زنگ مى زد، پولش را در صندوق فرمانده مى انداخت تا حلال باشد. نديده بودم كه ماشين اداره را استفاده كند. حتى همسرش سوار اتوبوس رايگانى كه در پايگاه بود و ساكنين از آن استفاده مى كردند، نمى شد.

شده بود كه در عملياتى همراه ايشان باشيد؟
موقع عمليات، آن قدر آرام بود كه انگار مى خواست به يك مهمانى برود. روى هدف مى رفت. آن را مى زد و فشنگ هاى باقى مانده را سر راه به عراقى ها مى زد.
قبل از پرواز چيزى نمى خورد. مى گفت سيرم. نمى گفت روزه است. ولى بعدها دانستيم كه اغلب روزه دار است. جلو چشم ما قرآن نمى خواند وى در اتاقك آلرت كه آمادگى قبل از پرواز بود، مى ديديم كه گوشه اى نشسته و قرآن مى خواند. وقتى شهيد اردستانى كنارش بود با صداى بلند قرآن تلاوت مى كردند. وقت نماز ديرتر از همه مى آمد و با سربازها در يك رديف مى ايستاد كه در رديف هاى جلو و با فرماندهان نايستد.
از روز اول جنگ هم هميشه در برنامه و از داوطلبين بود. به شوخى به او مى گفتيم مردن كه التماس ندارد.
مى خنديد و مى گفت: امام دستور داده كه به دشمن مهلت ندهيم.
بعضى روزها دو سه بار مى رفت عراق. مى گفتيم: چه خبر است؟ بگذار چيزى گير ديگران هم بيايد.
مى گفت: موتورم تازه روشن شده.
در عمليات ها نديدم كه از هدفش منحرف بشود و هيچ وقت نشنيدم كه از پدافند بترسد و هميشه معتقد بود كسى كه او را بلند كرده، سالم به زمين مى رساند. مى گفت: نوبتم كه بشود حتى يك لحظه هم نمى توانم قسر در بروم.
روزهاى اول جنگ هشت فروند هواپيماى عراقى آمده بودند آسمان اروميه. نقطه گشت ذبيحى از لب درياچه اروميه تا مهاباد بود. با آن ها درگير شد. چهار فروند از آن ها تراكتورسازى و رادار و پايگاه را زدند. پرويز جلو آن ها را گرفت كه به ناچار بمب ها را در بيابان ريختند و برگشتند كه همان روز هم از طرف فرمانده تشويق شد.


اين مراسم تشويق به صورت جشن و در حضور همه انجام شد؟
در پايگاه و در حضور خلبان ها انجام شد ولى پرويز دو درجه افتخارى را كه به مناسبت شجاعت و جسارتش مى خواستند به او بدهند نگرفت. بعد از آن هم هر وقت تعريفش را مى كردند، سرش را پايين مى انداخت و مى گفت: من اين طورى نيستم. همه، كار خداست. اواخر، انگار از زمين كنده شده بود. به شوخى به او مى گفتيم: ذبيحى، نور بالا مى زنى. دارى مى روى ها.
مى گفت: كجا؟
مى گفتيم: بالا بالاها، پيش خدا.
مى خنديد و مى گفت: آره، آرامش عجيبى دارم.
من هم براى شناسايى و گشت مى رفتم. مرزها تحت كنترل هوايى بود. هر هواپيمايى كه به طرف مرز مى آمد بايد اجازه مى گرفت و اگر همين طور جلو مى آمد، به او شليك مى كردم، اما ذبيحى بيشتر براى بمباران مواضع عراقى مى رفت.

از روز آخر و پروازى كه داشتيد چه خاطره اى در ذهنتان مانده است؟
صبح سر پست فرماندهى مركز، صبحانه مى خورديم. دستور پرواز را گرفته بوديم و قرار بود آماده شويم. ذبيحي

كنار ميز ايستاده بود و با ته خودكار روى ميز مى زد. گفتم: تمركز ما را به هم نزن، حواسمان پرت مى شه.
خنديد: مى خواهم حواستان را پرت كنم، بعد بروم.
نگاهش كردم. نگاهش طور ديگرى بود.
گفتم: باز كه نور بالا مى زنى. برو اگر پولى چيزى دارى بياور كه برايت خيرات كنيم.
گفت: وصيتم را نوشتم. كوچك ترين بدهى به كسى ندارم.
وقتى او مى خواست برگردد، پرواز من به عراق شروع مى شد. آن ها ساعت ۷:۴۵ دقيقه مى رفتند پاى هواپيما كه ساعت هشت و نيم پرواز كنند.و ما ساعت نه صبح تيك آف داشتيم كه به طرف عراق برويم. وقتى مى خواست از مركز بيرون برود گفتم: ذبيحى موقع آمدنت براى اين كه بدانيم سالمى يا نه، راديو را كليك مى كنم و اگر جواب دادى اخبار صبح را كه نشنيدى برايت مى گويم.
گفت: اگر جواب ندادم بدان كه شهيد شده ام.
او رفت و نيم ساعت بعد من هم از زمين بلند شدم. ساعت ۹:۲۰ دقيقه بود كه چند بار روى راديو كليك كردم. صدا نمى آمد. شهيد اردستانى آن روز با دسته پرواز پرويز رفته بود. صداى او را شنيدم كه با كلافگى گفت: كيه؟ راديو را چرا مى زنى؟
نفهميدم چرا اردستانى ناراحت است. گويا او ديده بود كه پرويز هدف قرار گرفته، باز هم سه بار كليك كردم و گفتم: مصطفى، ممكن است راديوات خراب باشد. كسى به راديو نمى زند.
جواب نداد، پرسيدم: ذبيحى با تو است؟
چيزى نگفت: من رفتم و برگشتم، توى پايگاه اردستانى را ديدم كه ناراحت بود. پلك هايش به سرخى مى زد. پرسيدم: چى شده؟
سرش را پايين انداخت و گفت: ذبيحى را زدند. در پاسگاه مرزى عراق، بين مرز ما تا شهر موصل او را زدند.
اردستانى كمى سكوت كرد و بعد گفت: ذبيحى به ملكوت رفت. روحش از قبل پرواز كرده بود. آگاهانه شهيد شد. او را با پدافند مى زدند ولى بدون هيچ وحشتى به پاسگاه مرزى شليك مى كرد. خودم ديدم كه هواپيمايش آتش گرفته و زمين خورد.

جو پايگاه با شنيدن خبر شهادت ذبيحى چه طور بود؟
آن زمان خيلى روحيه داشتند. اول جنگ بود. هر كسى نهايت تلاش را مى كرد كه به عراق ضربه بزند و به جنگ خاتمه بدهد.اين اتفاق باعث شد خلبان هاى ديگر بيشتر عزمشان را جزم كنند. متاثر بودند ولى تازه راهشان را پيدا كرده بودند. شهادت ذبيحى راه تازه اى را به روى همكاران باز كرده بود كه با داوطلب شدن براى ماموريت، جان خود را در طبق اخلاص بگذارند و براى حفظ وطن، آن را فدا كنند. اما شهادت واقعاً قسمت است. قسمت من و خيلى هاى ديگر بشود كه شهيد بشويم. در طول اين سال ها بيش از سه هزار پرواز شناسايى و گشت زنى مرزى داشتم ولى خدا خواست كه بمانم و امروز ياد و خاطره شهيد اردستانى و شهيد ذبيحى را زنده كنم.....

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

3101

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 161 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 22 بهمن 1385 16:25

آرشيو سپاس: 23546 مرتبه در 2452 پست

توسط SAMAN » چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386 00:08

دوستان با سلام به همه مي خواستم تشکر کنم وابراز افتخار کنم به اين دلير مردان که واقخا گمنام هستند يادشان تا لبد گراميست.
سومين عکس متعلق به سرهنگ شهيد همايون حکمتي است که در اوايل جنگ به همراه يک فروند اف-4 وينگمنش بر فراز خليج فارس مرد اثابت موشک جنگنده اف-15 عربستانقرار ميگيرد.
اين والا مقام تا کنون مفقود الاثر (جاويد الاثر)ميباشد.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SAMAN تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Junior Poster

Junior Poster



نماد کاربر
پست ها

148

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 30 فروردین 1386 01:16

محل سکونت

zigomigota@gmail.com

آرشيو سپاس: 480 مرتبه در 91 پست

توسط saeed_saba » چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386 08:13

خداوند اين عزيزان را رحمت كند ان شا الله
ما براي رفتن آمديم نه براي ماندن

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب saeed_saba تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386 08:33

سرهنگ خلبان شهيد منصور سالار صديق

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

نام : منصور

نشان : سالار صديق

تاريخ تولد : 1328

محل تولد : قزوين

يگان خدمتي :  خلبان گردان 31 شكاري همدان

رسته پروازي : استاد خلبان اف 4 بيش از 1650 ساعت پرواز تاكتيكي . عملياتي . پوشش هوايي و برون مرزي

تاريخ و نحوه شهادت : در تاريخ 11 تير 1365 در يك پرواز رزمي - آموزشي پس از اينكه در ساعت 10/30 ارتباطش با برج مراقبت تهران قطع شده بود در 2 كيلو متري پاسگاه انتظامي كلاچاي از توابع رودسر گيلان به دريا برخورد كرد.....

-------------------------------

دست خط شهيد دوران

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » پنج شنبه 13 اردیبهشت 1386 08:15

سرگرد خلبان شهيد خدا بخش (بهرام ) عشقي پور خليل آباد
و
سروان خلبان شهيد عباس اسلامي نيا



اين دو خلبان بزرگوار در حماسه روز اول مهر 1359 ( حمله 140 فروند هواپيماي ايراني بر فراز عراق ) شركت داشتند . پرواز آنها از پايگاه سوم شكاري همدان انجام شد . پس از انجام موفقيت آميز ماموريت در حالي كه هدايت يك دسته چهار فروندي را بر عهده داشتند به هنگام نشستن در باند فرودگاه با كمبود سوخت مواجه شدند  در همان هنگام براي اينكه به خانه هاي سازماني كه احتمال مي داد كسي در آن باشد برخورد نكند خود را بالاي يك ساختمان در حال ساخت خالي از سكنه مي رساند . شهيد عشقي پور كه هدايت هواپيما را بر عهده داشت در آن لحظات آخر كه مي دانست كار ديگري از دستش بر نمي آيد دستش را بالا مي آورد و تكان مي دهد . اما آن ساختمان نيمه كاره درست روبروي خانه خودش بود و آن لحظه كه دستش را تكان داد همسرش نظاره گر سقوط هواپيماي شوهرش بود ...          

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

روح تماي بزرگ مردان نيروي هوايي شاد باد
آخرين ويرايش توسط moh-597 on يکشنبه 4 آذر 1386 14:05, ويرايش شده در 2.
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 19 مرتبه
تشکر شده: 290 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

توسط moh-597 » شنبه 15 اردیبهشت 1386 08:14

به ياد عقاب آسمان ايران شهيد سرلشكر خلبان محمد هاشم آل آقا

نام : محمد هاشم

نشان : آل آقا

تاريخ تولد : 2/8/1324

تاريخ ورود به نيروي هوايي : 1344

تاريخ تكميل دوره عالي پرواز در امريكا : 1349

شروع به خدمت به عنوان خلبان F4 : 1349

انتخاب به عنوان معلم خلبان و اعزام به امريكا جهت دوره خلباني هواپيماي F14  : 1357

وي خلباني شجاع و پر كاري بود كه با تلاش و كوشش فراوان به درجه استاد خلباني رسيد. ايشان از طراحان كارا مدي بود كه در طرحهاي جنگي و پوشش آسمان ايران نقش به سزايي داشت . كه سرانجام در تاريخ 20/3/1363 در حالي كه پوشش هوايي كشتي هاي باري ايران را در خليج فارس بر عهده داشت بر اثر اصابت موشك به شهادت رسيد .

برخي از مشاغل مهم وي عبارت بودند از :

افسر خلبان كابين جلو گروه يكم گردان 12 پايگاه يكم شكاري تهران
معاونت عمليات پايگاه هشتم شكاري اصفهان
معاونت عمليات پايگاه هفتم شكاري شيراز
جانشين فرمانده  پايگاه هشتم شكاري اصفهان
طراح جنگي دفتر مخصوص نيروي هوايي
مسئول پست فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
آخرين ويرايش توسط moh-597 در دوشنبه 8 بهمن 1386 13:59, ويرايش شده 1 در کل.
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 10 مهمان