در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

441

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 18 آذر 1385 03:48

محل سکونت

essi8689@yahoo.com

آرشيو سپاس: 203 مرتبه در 67 پست

عشق يعني چي؟

توسط essi10 » دوشنبه 29 بهمن 1386 01:16

اميدوارم هر كي عاشقه به عشقش برسه و هر كس عاشق نيست اصلا عاشق نشه
اميدوارم هيچكس تو عشق شكست نخوره
حالا منظور من از اين تاپيك اينه كه بپرسم عشق خوبي يا نه؟
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

441

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 18 آذر 1385 03:48

محل سکونت

essi8689@yahoo.com

آرشيو سپاس: 203 مرتبه در 67 پست

توسط essi10 » دوشنبه 29 بهمن 1386 01:22

جواب خودم اينه كه عشق فقط عشق يك طرفه
چون تو اين عشق نه دلت له ميشه نه غرورت ميشكنه نه شكست مي خوري
اين نظر من بود ببينيم نظر شما چيه
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

234

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 5 آذر 1386 23:21

محل سکونت

ايران

آرشيو سپاس: 34 مرتبه در 16 پست

توسط Damavand » دوشنبه 29 بهمن 1386 12:12

آه عشق عشق عشق :)  
من يه بار عاشق شدم براي هفت پشتم بسه (اونم از نوع يه طرفه) به نظر من عشق چيز خوبي وعاشقي عاليه  وقتي عاشق ميشي همه چيزهاي اطراف ات برات قشنگ ميشند. ولي من ميگم اگه عاشق شدي نترس :x
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر                                  
http://www.Artcomputer.blogfa.com

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

674

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 28 شهریور 1386 09:33

محل سکونت

جايگاهم آسمان است...

آرشيو سپاس: 133 مرتبه در 51 پست

توسط atropak » دوشنبه 29 بهمن 1386 13:26

عشق خيلي خوبه ، البته عشقي که از روي هوس نباشه ، زندگي يعني عشق، عشق يعني زندگي٬ خنده٬ شادي ، عشق يعني باران

  عشق يعني يك سلام و يك درود

  عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

:)  :)  :)  :)  :)
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

471

تشکر کرده: 27 مرتبه
تشکر شده: 50 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 مرداد 1385 03:58

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 3094 مرتبه در 325 پست

توسط mahshid-banoo » دوشنبه 29 بهمن 1386 13:45

:razz:
دوست داشتن رو زياد تجربه کردم
اما عشق...؟


:?

:razz:  :razz:  :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

441

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 18 آذر 1385 03:48

محل سکونت

essi8689@yahoo.com

آرشيو سپاس: 203 مرتبه در 67 پست

توسط essi10 » سه شنبه 30 بهمن 1386 04:29

mahshid-banoo نوشته است::razz:
دوست داشتن رو زياد تجربه کردم
اما عشق...؟


:?

:razz:  :razz:  :razz:

اميدوارم يه روز عشق رو هم تجربه كني اما مثل اون 2ختري نباشي كه با من اينكارها روكرد
شما يه 2ختر خوبي باشيد
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

318

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 3 بهمن 1385 16:47

آرشيو سپاس: 47 مرتبه در 13 پست

توسط naatamam » سه شنبه 30 بهمن 1386 15:11

خيلي ببخشيد
من ميگم لعنت به عشق و عاشقي  :sad:
خريت که عاشق شويد
ولي وقتي عاشق شدي ديگه تو دامش گير افتادي...
تمام ناتمام من  
برای تو پروانه ای به دست می آورم که در مهتاب مهتابی رنگ و در آفتاب مثال آفتاب باشد !

http://naatamam.blogfa.com

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

471

تشکر کرده: 27 مرتبه
تشکر شده: 50 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 مرداد 1385 03:58

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 3094 مرتبه در 325 پست

توسط mahshid-banoo » سه شنبه 30 بهمن 1386 15:57

درود

به نظرم عشق اينه:

ميون روشنفکرا:
همانند يه قهوه تلخ و داغ....از فنجونش بخار بلند ميشه..قهوه ايه قهوه ايي...خوشرنگ و با اصالت :P

ميون عارفا:
همانند آتش...با شعله هاي بلند و وحشي...مثل پرنده اي که تو تله افتاده باشه...به قول شاعر " آتش ان نيست که از شعله ان خندد شمع...آتش ان است که بر خرمن پروانه زند"

ميون بچه مدرسه ها و نوجوونا:
همانند يه ماهي قرمز عيد يا يه دسته بادکنک نارنجي که تو هوا رها ميشه :-D


من دوست دارم عشقم ،يه کتري قهوه روي اتيش باشه که بخارش بادکنکهاي نارنجي رو به هوا ميفرسته. :o

:razz:  :razz:  :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

356

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 8 خرداد 1386 18:35

محل سکونت

Victoria, Australia

آرشيو سپاس: 3072 مرتبه در 296 پست

توسط noora » سه شنبه 30 بهمن 1386 20:58

من دوست دارم عشقم ،يه کتري قهوه روي اتيش باشه که بخارش بادکنکهاي نارنجي رو به هوا ميفرسته.  



مهشيد جونم  دوسته خوبم :razz:

مي دونم  که قرار بود که نگيم ما با هم دوستيم به علت....................

ولي وقتي اين متن را ديدم نتونستم جلوي احساساتمو بگيرم  :D

دوست خيلي خيلي خوب من که تقريبا بهترين دوست دانشگاهيمي  :(

اميدوارم يکي از بهترين عشق هاي روي زمين را تجربه کني به دليل اينکه قلبه مهربون تو لياقت بهترين ها را داره عزيز دل من :)  :)  :)  :smile:  :smile:  :razz:  :razz:
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

583

تشکر کرده: 4 مرتبه
تشکر شده: 17 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 30 فروردین 1386 15:45

آرشيو سپاس: 4125 مرتبه در 443 پست

توسط naghme » چهارشنبه 1 اسفند 1386 18:15

:razz:  :razz:  :razz:
براي من واژه عشق از جمله واژه هاي ايهام داريه که تو خودش معناهاي دور و نزديکي رو گنجونده
حالا ديگه مشکل شد دو تا
نکته اين که معناي دور و نزديک عشق به طور واقع مي تونه چي باشه؟؟

عشق از جمله واژه هايي است که تو هر محفلي که ميري يه معني بهش ميدن

آدم ها در شرايط مختلف معناهاي ضدو نقيضي ازش درک و بيان مي کنن
اگه شادو سرخوش باشه عصاره ناب زندگي مي دونه عشق رو
اگه خسته و ملول از زندگي و بي وفايي يار باشه .... بدترين و اگر.... بهترين

وقتي عصر جمعه دم دم هاي غروب پيش بابابزرگ بشيني و بپرسي
يه دونه ديگه از تسبيح رو مي ندازه و يه آهي ميکشه و ميگه يادش بخير جوونيام
وقتي از يه جوون بپرسي اونم يه آهي ميکشه ميگه عشق که پاک پيرمون کرد

يادم مي يات معلم بينش سوم دبيرستانم که خيلي هم مرادای بي چون و چرايي
من جمله اينجانب داشت و هنوز هم داره چيزاي زيادي در باره عشق ميگفت: ( از انواع و اقسامش )
همون وقت و الانش هم از بعضي از معني هاش گله و شکايت داشتم . نميدونم شايد هم راحتر بودم که انکارش کنم
فکر کنم چون اونوقت و الانشم متأسفانه هنوز  تعاریف عشق واقعي رو درک نکردم
مي گفت :معناي عشق واقعي در وصال نيست بلکه در فراغ
مي گفت :عشق هاي واقعي تو اين دور و زمونه از تعداد انگشتان يک دست هم تجاوز نميکنه

از جمله خاطرات عشق هاي واقعي براي يکي از اين آدمايي که الان دور و رمون کم پيدا ميشن مردي رو مي گفت ( که الان بر نامش حضور ذهن ندارم )
او در طي دوران زندگي چنيدين ساله اي که به وقت خودش جووني به معنای جوونی کرده و زندگی واقعی کرده بود در دوران پيري اش که اعضاي بدنش ديگر توان ياراي او را نداشتند و تقريباً کنترلش را از دست داده و شتابان آرزوي صعود براي عالم باقي را داشت
و در آن دوران ملول و پيري که در اتاقي بستري بود ولحظه های پایانی حياط اين دنيا را مي گذارند
معلممان تعريف ميکرد وقتي براي عيادت آن استاد وارد اتاق مي شديم تحمل رايحه نامطلوب و پذيرش آن محيط زجر آور با تک پنجره اي در گوشه اي از ديوار براي يک انسان بسيار سخت بود ولي آن استاد چيز ديگري را در آن اتاق يافته بود که ديگر زماني براي توجه به پيرامونش را نداشت .
واقعيت اينه که من خودم در برابر اون خاطره حرفي براي گفتن نداشتم يا شايد باورش براي من که درک و لمسش نمي کردم سخت بود.
شايد او معناي واقعي اين بيت را شناخته بود و به آن عمل ميکرد:

مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک
                        چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم


خوب در برابر اين عشق ها چه طور مي شه اين وازه را معنا کرد
او عشق زميني رو رد و انکار نميکرد و حتي پله اي براي رسيدن به عشق واقعي مي دانست
ولي
واقعاً و منصفانه
از کجا متوان به اين عشق زميني اعتقاد و باور داشت
و تمام وجود را در اختيار آن گذاشت

هست را زير باران بايد يافت
عشق را زير باران بايد جست


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

:razz:  :razz:  :razz:

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

356

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 8 خرداد 1386 18:35

محل سکونت

Victoria, Australia

آرشيو سپاس: 3072 مرتبه در 296 پست

توسط noora » چهارشنبه 1 اسفند 1386 18:39

naghmeجان تو گفتي

معناي عشق واقعي در وصال نيست بلکه در فراغ


حقيقتشو بخواي اين يک واقعيت است و زماني که بتوني به نفع کسي که دوسش داري بري کنار و بخواي که اون موفق بشه نه تو .اونوقته که عشق نو نسبت به اون واقعي مي شه  :)

البته قبول اين واقعيت خيلي سخته حتي براي من که دارم اون رو تائيد مي کنم اينکه از همه چيز هايي که دوست داري بگذري مثل گذشتن از معشوق فقط فقط به خاطر معشوقت . :K:L  :sad:  :razz:  :lol:
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

854

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 38 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 4 دی 1386 06:42

آرشيو سپاس: 846 مرتبه در 174 پست

توسط renger » چهارشنبه 1 اسفند 1386 20:47

نميدونم بايد چي بنويسم آخه دفعه اولمه :o
من بيشتر تو مسائل نظامي تخصص دارم نه تو اين چيزها ولي امروز يه اتفاقي برام افناد که نظرم نسبت به زندگي عوض شده...
امروز رفتم تو يه کامپيوتر فروشي DVD بخرم که يه دفعه چشمم به دختر صاحب مغازه افتاد خودش اومد دس وي دي هارو بهم داد ولي من همئن آدم 5 دقيقه پيش نبودم يه جوري شده بودم دلم غنج ميرفت يه جوري بودم قابل توصيف نيست.دوباره رفتم تو مغازه و 5 تا دي وي دي خريدم تا بتونم ببينمش...
از صبح تا حالا نشستم يه گوشه تمام مدت صورتش جلومه نميشه بهش فکر نکرد تا حالا اين جوري نشده بودم ميدونم ميگين پسره ديوونه دختره رو يه بار ديده عاشق شده قبول ولي مگه با يه بار ديدن نميشه عاشق شد؟؟؟


کمکم کنيد دوستان .... کمک :K:L  :K:L  :lol:

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان