.....::::: افسردگي :::::.....

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه 27 مرداد 1385, 3:58 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4870 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: سوال در مورد افسردگی

پست توسط mahshid-banoo » جمعه 13 شهریور 1388, 1:32 am

   , جان
درود بر شما :D

در همین انجمن یک تاپیک کامل در مورد افسردگی هست که میتونید جواب پرسش هاتونو پیدا کنید دوست گرامی.

forum-f146/topic-t4119.html

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: سوال در مورد افسردگی

پست توسط noora » جمعه 13 شهریور 1388, 3:55 pm

سلام خدمت شما دوست عزیز(دختر خسته)! تصویر


افسردگی یک اختلال خلقی است که در آن فرد احساس غم و اندوه و بی علاقگی به کارهای روزمره را از خود نشان می دهد ، به این معنا که تمامی کارها و تفریحاتی که در گذشته فرد از آن لذت می برده ، دیگر باعث خشنودی و رضایت فرد افسرده نمی شود و اینکه بیمار ممکن است در طول روز بیشتر وقت خود را خواب باشد یا در خواب سپری کند .

درمان افسردگی :


  • اولین و حیاتی ترین تصمیمی ،که پزشک باید بگیرد این است آیا بیمار را بستری کند یا اینکه به صورت سرپایی، درمان شود . ضروت های بستری کردن بیمار :1- وجود خطر خود کشی یا آدم کشی 2- کاهش واضح توانایی بیمار، در کسب غذا یا داشتن سر پناه.

  • در مان های روانی – اجتماعی : شناخت درمانی - درمان بین فردی - رفتار درمانی - روان کاوی - خانواده درمانی. ( پرداختن به هر یک از این تعاریف مبحثی ،کاملا تخصصی است )

  • دارو در مانی.



* بهترین روش برای درمان افسردگی، ترکیبی است از روان درمانی و دارو درمانی . که با نظر متخصص که شامل، روان شناس یا روان پزشک می باشد تجویز می شود، (درمان دارویی) افسردگی و تجویز نسخه دارویی به عهده روان پزشک و (روان درمانی) به عهده روان شناس بالینی می باشد .

*** در نهایت اینکه فرد ، مبتلا به چه نوع افسردگی شده است و شدت آن چقدر است و اینکه ،از چه شیوه های درمانی ، باید استفاده کند بستگی ،به نظر روان شناس و روان پزشک آن فرد دارد.


موفق باشید تصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

New Member
پست: 3
تاریخ عضویت: پنج شنبه 19 شهریور 1388, 8:38 pm
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

Re: سوال در مورد افسردگی

پست توسط reza112233 » پنج شنبه 19 شهریور 1388, 9:25 pm

سلام
دله ادم افسرده میشه
من کارم به خودکشی کشیده
بهترین دارو و درمان افسردگی فکر کردن است تنهایی داروی خوبییه که ادم به خودش بیاد داخله فضای ارام و جایی که دوست داشتنی باشه

Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 32
تاریخ عضویت: شنبه 9 آذر 1387, 1:04 am
سپاس‌های دریافتی: 104 بار

روش های مقابله با افسردگی

پست توسط magic_rings62 » پنج شنبه 2 مهر 1388, 5:36 pm

روش های مقابله با افسردگی
  های مقابله با افسردگی

اگر دچار افسردگی شده اید ، خودتان متوجه احساس ناامیدی و استیصال که ناگهانی بروز کرده می شوید. در این وضعیت بهتر است برای درمان به پزشک مراجعه کنید. اما درا این بین خودتان نیز می توانید با بکارگیری عادتهای صحیح و تغییر در شیوه و سبک زندگی اقدامات مفیدی برای بهبود وضعیت داشته باشید

. در ادامه به بعضی از روش هایی که می تواند مفید واقع شود اشاره می کنیم.
1- بازی کردن و سرگرم شدن باحیوانات خانگی: گاهی اوقات بازی کردن و سرگرم شدن با حیوانات خانگی بهترین روش برای آسودگی مغز از انبوه مشکلات است. بعلاوه مراقبت از حیوان در شما ایجاد تعهد و تعلق خاطر کرده و این می تواند یکی از بهترین روش های درمان باشد.
2- تغذیه مناسب: ارتباط ظریف و اساسی بین جسم و روح وجود دارد. تغذیه مناسب نه تنها به بهبود کیفیت جسم کمک می کند بلکه روح را نیز ارتقا می بخشد. اختصاص بخش اعظمی از تغذیه به میوه ها و سبزیجات تازه و غلات بسیار مفید است. بهتراست مصرف چربی و شیرینی جات را محدود کنید. بعضی مطالعات حاکی از این حقیقت است که اسید چرب امگا 3 و ویتامین B12 به تغییر خلق و خو و رفع افسردگی کمک می کند. ماهی های چربی مثل سالمون، تونا و ماکرل سرشار از اسید چرب امگا 3 می باشد. روغن بزرک(روغن کتان)، آجیل و سبزیجات تیره رنگ نیز منابع غذایی بسیار مفیدی می باشد. غذاهای دریایی و لبنیات کم چرب نیز سرشار از ویتامین B12 می باشد.سروتونین نوعی ماده شیمیایی در مغز است که به ایجاد احساس خوب کمک می کند . کربوهیدارتها(زمانی که به تنهایی و بدون پروتئین مصرف می شوند) سطح سروتونین مغز را افزایش می دهند.
یکی از نکاتی که برای بهبود خلق و خو لازم است رعایت کنید ، محدود کردن میزان مصرف نوشیدنی های کافئین دار می باشد. یکی از بارزترین علائم افسردگی، اضطراب می باشد و مصرف بیش از اندازه کافئین باعث بروز عصبیت، دلهره و اضطراب می شود. محدود کردن موادی مثل قهوه، چای، شکلات و ... می تواند تغییر به سزایی در بهبود خلق و خو داشته باشد.
3- درمان دردها: درد های مزمن ایجاد افسردگی می کند و افسردگی باعث بدتر شدن درد می شود. بنابر این برای درمان هر دو بهتر است هر چه سریع تر به پزشک مراجعه کنید.
4- انجام تمرینات بدنی منظم: در مورد بعضی افراد انجام ورزش و تمرینات بدنی منظم حتی بهتر از مصرف داروهای ضد افسردگی عمل می کند. لازم نیست که دو ماراتون را برای ورزش انتخاب کنید. تنها کافی است چند دقیقه با دوست خود پیاده روی کنید و بعد به مرور زمان میزان فعالیت بدنی خود را افزایش دهید. با این کار از نظر فیزیکی بهبود یافته و خواب شبتان نیز کیفیت بهتری خواهد یافت.
5- ورزشی را انتخاب کنید که از انجام آن لذت می برید: اگر علاقه ای به دویدن ندارید بهتر است آن را رها کنید. ورزشی را انتخاب کنید که واقعا از انجام آن لذت می برید. برای مثال بازی گلف، دوچرخه سواری، تنیس و شنا از گزینه هایی است که هرکس بنا به تمایل خود می تواند یکی از آنها را انتخاب کند.
6- ورزش کردن با دیگران تاثیر بهتری خواهد داشت: ارتباط با دیگران باعث می شود که بهتر بتوانید به بی حالی، خستگی، احساس تنهایی و افسردگی خود غلبه کنید. بنابر این به گروه های ورزشی بپیوندید و یا لااقل با دوستان خود ورزش کنید.
7- نور خورشید به اندازه کافی دریافت کنید: آیا در فضای تاریک و یا ماه های سرد بیشتر احساس افسردگی می کنید؟ دراین شرایط ممکن است دچار اختلال تاثیر فصلی باشید که یکی از شایع ترین اختلالات خلقی در زمستان(به دلیل محدود شدن نور خورشید) می باشد. برای درمان بهتر است از نور خورشید بیشتر بهره برید .
8- اکتشاف خلاقیت: نقاشی، عکاسی، بافندگی و یا نویسندگی فعالیت هایی هستند که فرد با انجام آن می تواند احساس درونی خود را بهتر بیان کند. خلاقیت احساس خوبی در فرد ایجاد می کند. هدف خلق شاهکار نیست ، بلکه انجام کاری است که ایجاد لذت می کند و رضایت خاطر بیشتری به همراه دارد.
9- اختصاص زمانی برای استراحت مغز: استرس و اضطراب علائم افسردگی را تشدید می کند و درمان را به سختی میسر می کند. آموزش شیوه استراحت روحی و روانی مثل یوگا و مدیتیشن و یا گوش دادن به موزیک های آرام می تواند روش مفیدی باشد.
10- مشارکت در فعالیت های اجتماعی: همکاری با دیگران ، گفتگو با آنها و حضور در گروه های مختلف می تواند تاثیر معجزه آسایی داشته باشد.
11- حفظ ارتباط با دوستان و فامیل: افرادی که شما را دوست دارند می توانند شما را بهتر مورد حمایت عاطفی قرار دهند. اگر آنها را دفع کنید، شانس مورد حمایت واقع شدن را نیز از دست خواهید داد. برعکس حفظ ارتباط و صمیمیت با آنها می تواند بسیار مفید باشد.
12- خواب و استراحت کافی: افسردگی با خواب راحت در ارتباط و تداخل می باشد. بعضی افراد مبتلا به افسردگی بیش از اندازه می خوابند و بعضی نیز از بی خوابی رنج می برند. جهت درمان افسردگی بهتر است الگوی خواب رانیز اصلاح کنید. در ساعت مشخصی به بستر رفته و در ساعت ثابتی نیز از خواب بیدار شوید. خواب راحت می تواند توان فیزیکی و روحی شما را ارتقا بخشد.
13- اجتناب از مصرف الکل و دارو: الکل و اعتیاد به دارو مانع از بهبود و درمان افسردگی می شود. اما ممکن است علائم افسردگی را بدتر نیز کند و با داروهای ضد افسردگی تداخل یابد. بنابر این اگر دچار اعتیاد به هر نوع دارویی هستید بهتر است برای ترک آن اقدام کنید.
14- درمان خود را به طور کامل دنبال کنید: در حین رعایت نکاتی که برای رهایی از افسردگی تاکنون اشاره کردیم، لازم است که داروهای تجویزی پزشک را نیز به طور همزمان مصرف کنید. زیرا روش های ذکر شده نمی تواند به طور کامل جایگزین داروهای ضد افسردگی شود اما تاثیر آن را مضاعف خواهد کرد و همین امر باعث می شود که زودتر بهبود یابید.افسردگی اختلال خطرناکی است که اغلب به خودکشی منجر می شود، بنابر این اگر دچار این نوع تفکر شده اید بهتر است سریعا به پزشک مراجعه کنید.
 
 
تصویر

 

New Member
پست: 16
تاریخ عضویت: جمعه 30 مرداد 1388, 2:44 pm
سپاس‌های ارسالی: 18 بار
سپاس‌های دریافتی: 43 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط bil » یک شنبه 1 آذر 1388, 7:07 pm

ختلال افسردگی ماژور (عمده)
اختلالات خلقی

اختلالات خلقی گروه وسیعی از اختلالاتی را شامل می شوند كه خلق مرضی (پاتولوژیك ) و آشفتگی های مرتبط با آن، نمای بالینی غالب آنها را تشكیل می دهد.
در بیمارانی كه خلق بالایی دارند (یعنی درمانیا)، گشاده خویی، پرش افكار، كاهش خواب، افزایش اعتماد به نفس و افكار خود بزرگ بینانه دیده می شود. در بیمارانی كه خلق افسرده ای دارند، از دست دادن انرژی و علاقه، احساس گناه، دشوار شدن تمركز، از دست دادن اشتها و افكار مرگ یا خودكشی وجود دارد. دیگر نشانه ها و علایم اختلالات خلقی عبارت است از تغییراتی در سطح فعالیت، توانایی های شناختی، تكلم و كاركردهای نباتی (از قبیل خواب، فعالیت جنسی و سایر نظمهای زیستی). این تغییرات تقریباً همیشه موجب مختل شدن كاركردهای بین فردی، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.
اختلالات عمده در این گروه عبارتند از: اختلال افسردگی عمده (ماژور)، اختلال خلقی دوقطبی، اختلال خلقی با سیكل های سریع، افسردگی های فصلی، اختلال ویس تایمیك (كج خلقی)، اختلال سیكلوتایمیك (خلق دوره ای).

اختلال افسردگی ماژور (عمده)
افسردگی ماژور طیف وسیعی از اختلالات گوناگون را دربرمی گیرد كه تنها تشابه و نكته مشترك آنها خلق افسرده است.
حمله افسردگی ماژور حداقل باید دو هفته طول بكشد و دست كم چهار علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت ها، فقدان انرژی، احساس گناه، مشكل در تفكر و تصمیم گیری، افكار عود كننده مرگ یا خودكشی را به همراه لااقل یكی از دو علامت خلق افسرده یا كاهش علائق و لذت، داشته باشد.
خلق افسرده و بی علاقگی یا بی لذتی علایم كلیدی افسردگی است. بیمار ممكن است بگوید احساس اندوه، نومیدی، غمگینی یا بی ارزشی می كند. این بیماران اغلب كیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می كنند. گاه از اینكه نمی توانند گریه كنند، شكایت می كنند.
حدود 3/2 این بیماران به فكر خودكشی می افتند.
10 الی 15% آنان دست به خودكشی می زنند. درعین حال برخی بیماران از افسردگی خود خبر ندارند ولو اینكه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی كه سابقاً مورد علاقه شان بود، كناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97%) از كاهش انرژی كه موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و .. می شود، شكایت دارند. حدود 80% بیماران از اشكال در خواب، بویژه سحرخیزی (بی خوابی انتهایی)، بیدارشدن های مكرر در طول شب كه طی آن دایم به مشكلات خود فكر می كنند، شاكی هستند.
بسیاری از بیماران دچار كاهش اشتها و وزن می شوند اما برخی افزایش اشتهاو وزن و افزایش خواب پیدا می كنند.
غیرطبیعی بودن قاعدگی و كاهش علاقه و عملكرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود 50% بیماران می گویند كه علایمشان در طول روز تغییر می كند. طوری كه شدت آن در صبح بیشتر و هرچه رو به غروب می روند، كمتر می شود. علایم شناختی افسردگی عبارت است از: احساس ذهنی ضعف تمركز و مختل شدن تفكر.
افسردگی در كودكان و نوجوانان ممكن است بصورت هراس از مدرسه و چسبیدن بیش از حد به والدین بروز كند.
تقریباً در سراسر جهان شیوع اختلال افسردگی ماژور در زنان 2 برابر مردان است. متوسط سن شروع اختلال افسردگی ماژور حدود 40 سالگی است و در حدود 50% از كل این افراد بیماریشان در سنین 20 تا 25 سالگی شروع می شود.


روشهای درمان بیماری
روان درمانی
روان درمانی صرفنظر از نوع و شدت افسردگی، راه اساسی در درمان افسردگی است. از جمله روش های روان درمانی؛ روش های روان پویایی، شناختی- رفتاری، بین فردی و خانواده درمانی می باشند.


مرکز مشاوره دانشگاه تهران

زندگی هدیه خداست به تو، طرز زندگی کردن تو،هدیه توست به خدا ...

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4176 بار
تماس:

درمان افسردگی با نیم ساعت ورزش روزانه

پست توسط ganjineh » چهار شنبه 25 فروردین 1389, 8:39 pm

پزشکان ادعا کردند فقط با ۲۵ دقیقه ورزش روزانه می توان با افسردگی مبارزه کرد.

محققانمعتقدند ورزش کردن می تواند استرس و عصبانیت را کاهش داده و احساس سلامتفیزیکی را بهبود بخشد.به همین دلیل پزشکان ادعا کرده اند که فعالیت هایبدنی و ورزش کردن باید بیش از گذشته برای مبارزه با افسردگی و ناامیدیمورد توجه قرار گیرد.

پروفسور جاسپر اسمیت روانشناس دانشگاه سوثرنمتودیست در دالاس در این باره گفت : ورزش درمانی می تواند به جای درمانهای دارویی در بیماری افسردگی مورد استفاده قرار گرفته و یا در کنارداروها برای کمک به بیماران افسرده مورد توجه قرار گیرد.

به این ترتیب بیمارانی که به دلیل هزینه های بالا نمی توانند درمانهای دارویی دریافت کنند و یا به این داروها دسترسی ندارند ، با کمک ورزشکردن می توانند به درمان خود کمک شایانی کنند.

معمولا درمان هایدارویی به دلیل ابتلا به بیماری های روانی مانند افسردگی چندان بازخوردخوبی در جامعه ندارد و به همین دلیل تعدادی از بیماران از مراجعه بهپزشکان برای درمان خود سرباز می زنند.

ورزش کردن می تواند درمانهای دارویی را تکمیل کرده و به بیماران کمک کند بیش تر روی درمان بیماریخود تمرکز کرده و به آن پایبند باشند.افرادی که ورزش می کنند کم تر علائمافسردگی و ناامیدی را از خود نشان می دهند و استرس و عصبانیت کم تری دارند.

ورزشکردن اثراتی مانند داروهای ضد افسردگی دارد و این تاثیر خصوصا روی سیستمانتقال پیام های عصبی در مغز بسیار مورد توجه است که می تواند به بیمارانافسرده کمک کند رفتار طبیعی و مثبت خود را بازگردانند.

تیم تحقیق ودرمان افسردگی این دانشگاه مطالعات گذشته را بازبینی کردند و متوجه شدنددرمان های رفتاری و دارویی در دسترس افرادی که به آن ها نیاز دارند قرارنمی گیرد.اما با کمک ورزش کردن می توانند علائم این بیماری مانند ترس ،طپش قلب و مانند آن را کاهش داد.

دکتر اسمیت در این باره گفت : بعداز ۲۵ دقیقه ورش کردن روحیه شما بهتر شده ، میزان استرس کاهش پیدا کرده وشما احساس می کنید که انرژی بیشتری دارید.این عوامل شما را تشویق می کندتا روز بعد نیز ورزش کنید و آن را ادامه دهید.در بهترین حالت بیماران میتوانند برای ورزش خود برنامه روزانه داشته باشند و برای خود اهداف مشخصیرا تعریف کنند که به آن ها کمک می کند بتوانند با بیماری های مغزی و روحیخود بهتر مقابله کنند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه 29 خرداد 1389, 5:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

زندگی: افسردگی چرا !!

پست توسط رونین » پنج شنبه 1 مهر 1389, 10:55 pm

زندگی: افسردگی چرا !!

وقتی هنوز كتابهای زیادی هست كه نخوانده ایم
وقتی راه های زیادی هست كه نرفته ایم
وقتی چیزهای زیادی هست كه نیاموخته ایم
افسردگی چرا
وقتی كارهای زیادی هست كه می توانیم انجام دهیم
وقتی كسانی به نیروی عقل و توان بازوی ما نیازمندند
افسردگی چرا
وقتی نیروی عشق در قلب ماست
وقتی دلمان می تپد برا ی كسانی كه دوسشان داریم
برای سرزمینی كه متعلق به ماست
افسردگی چرا
وقتی اندیشه های بزرگ درسر داریم
وقتی آرزویمان جهانی آباد و آرام است
افسردگی چرا
وقتی كه می دانیم كه تنها نیستیم
وقتی می دانیم كسانی منتظرمان هستند
وقتی می دانیم كسانی چشم امیدشان به ماست
افسردگی چرا
وقتی می توانیم افكارمان را بنویسیم
یا نقاشی كنیم
وقتی می توانیم بسازیم
وقتی قدرت خلاقیت در ماست
افسردگی چرا
وقتی می توانیم شادی ها وغم هایمان را با دیگران تقسیم كنیم
وقتی می توانیم سنگی را از راه كسی برداریم
وقتی می توانیم با مهر خود دلی را شاد كنیم
افسردگی چرا
وقتی می توانیم صدای خنده و بازی بچه ها در كوچه را بشنویم
وقتی می توانیم برق امید را در چشمان درخشان شان ببینیم
افسردگی چرا
وقتی چشمه ها می جوشد
رودها جاری است
خورشید می تابد
و روز از پی شب می آید
افسردگی چرا
وقتی هنوز باران می بارد
باد می وزد
بهار می آید
زمین سبز می شود
و درختان بار می دهند
منبع:تکناز
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط naghme » دو شنبه 26 اردیبهشت 1390, 1:18 am

 آیا مصرف ویتامین به درمان افسردگی کمک می‌کند؟

تصویرتصویر تصویر
 
پاسخ این سوال این است: «احتمال دارد.»

  بعضی از ویتامین‌ها و مواد معدنی در بدن انسان می‌تواند باعث نشانه‌های افسردگی در فرد شود. بنابراین چنانچه افسردگی به این علت باشد، خوردن مکمل‌های غذایی حتماً به شخص کمک می‌کند و بر عکس، اگر افسردگی شخص دلایل دیگری داشته باشد، خوردن ویتامین‌ها و مکمل‌های غذایی کمکی نخواهد کرد. البته مطمئناً به امتحانش می‌ارزد و خوب است که شخص قبل از مصرف داروهای ضدافسردگی، ابتدا برای مدتی از مکمل‌های غذایی به مقدار کافی استفاده کند.

در زیر با برخی از ویتامین‌ها و ارتباط آنها با افسردگی آشنا می‌شویم.

ویتامین ب- کمپلکس

ویتامین‌های ب-کمپلکس برای سلامت هیجانی و ذهنی، نقش اساسی دارند. این ویتامین‌ها در بدن ما ذخیره نمی‌شوند. بنابراین باید روزانه در رژیم غذایی ما گنجانده شوند. ویتامین‌های ب توسط الکل، شکر، نیکوتین و کافئین از بین می‌رود. در نتیجه، تعجبی ندارد که بسیاری از مردم دچار کمبود این نوع ویتامین هستند.

یافته‌های جدید درباره ارتباط ویتامین‌های ب- کمپلکس و افسردگی به قرار زیر است:

ویتامین ب-1 (تیامین): مغز انسان از این ویتامین برای کمک به تبدیل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده می‌کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژی می‌ماند.

این امر می‌تواند به خستگی، افسردگی، تندخوئی، زودرنجی، اضطراب و حتی فکر خودکشی بیانجامد. کمبود ویتامین ب-1، همچنین می‌تواند باعث مشکلات حافظه، کم‌اشتهایی، بیخوابی و اختلالات گوارشی گردد. مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده، مثل شکر، نیاز ویتامین ب-1 بدن را تامین می‌کند.

ویتامین ب-3 (نیاسین): سرانجام کشف شد که بیماری پلاگر ( pellagra ) که روان‌پریشی و زوال عقل از جمله نشانه‌های آن است، به دلیل کمبود نیاسین بروز می‌کند. هم اکنون بسیاری از محصولات غذایی حاوی نیاسین هستند و بیماری پلاگر تقریباً ریشه کن شده است. کمبود ویتامین ب-3 می‌تواند باعث بیقراری، اضطراب و نیز کند ذهنی و کم تحرکی گردد.

ویتامین ب-5 (اسیدپانتوتنیک): نشانه‌های کمبود این ویتامین عبارتند از خستگی، اضطراب مزمن وافسردگی. ویتامین ب-5 برای ایجاد هورمونها و استفاده از اسیدهای آمینه و استیل کولین ( acetylcholine ) شیمیایی مغز که به کمک هم از انواع خاصی از افسردگی جلوگیری می‌کنند مورد نیاز است.

ویتامین ب-6 (پیریدوکسین): این ویتامین به پردازش اسیدهای آمینه که عناصر سازنده تمام پروتئین‌ها و برخی از هورمونها هستند، کمک می‌کند. این ویتامین همچنین در تولید سروتونین، ملاتونین و دوپامین مورد نیاز است. کمبود ویتامین ب-6 که البته بسیار نادر است، باعث آسیب رساندن به سیستم ایمنی بدن، ضایعات پوستی و آشفتگی ذهنی می‌گردد. کمبود این ویتامین گاهی در افراد الکلی، بیمارانی که دارای نارسائی کبدی هستند، و خانمهایی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می کنند، بروز می‌کند. بسیاری از متخصصان تغذیه عقیده دارند که اغلب رژیم‌های غذایی، به مقدار بهینه و کافی این ویتامین را تامین نمی‌کنند.

ویتامین ب-12: به دلیل اهمیت ویتامین ب-12 در تشکیل گلبولهای قرمز خون، کمبود آن به مشکلاتی در اکسیژن رسانی که به کم‌خونی خطرناک موسوم است، منجر می‌شود. این اختلال می‌تواند باعث تغییر حالت مداوم، پارانویا (بدگمانی)، تحریک‌پذیری، گیجی، زوال عقل، توهّم زدگی یا شیدایی و سرانجام به دنبال آن کم اشتهایی، سرگیجه، ضعف، نفس تنگی، تپش قلب، اسهال و احساس سوزش در اندامهای انتهایی مثل دست و پا گردد. کمبود این ویتامین پس از یک دوره طولانی پیش می‌آید زیرا در کبد انسان برای سه تا پنج سال ذخیره وجود دارد. هنگامی که کمبود ویتامین ب-12 در فردی بروز می‌کند، معمولاً به خاطر کمبود آنزیمی است که باعث جذب آن در روده می‌شود. به دلیل آن که با بالارفتن سن از مقدار این آنزیم کاسته می‌شود، افرد مسن بیشتر در معرض کمبود ویتامین ب-12 هستند.

اسیدفولیک: این ویتامین ب برای ترکیب DNA مورد نیاز است. رژیم غذایی نامناسب و عوامل دیگری مانند بیماری، الکلیسم و نیز مصرف داروهای مختلفی چون آسپرین، قرص‌های ضدبارداری، باربیتورات‌ها و داروهای ضد تشنج، در کمبود اسیدفولیک دخالت دارند. مصرف این ویتامین مخصوصاً به خانم‌های باردار توصیه می‌گردد.

 تصویر  
ویتامین ث
کمبود ویتامین ث مستقیماً باعث افسردگی می‌گردد که باید با استفاده از مکملهای غذایی به برطرف کردن آن پرداخت. استفاده از مکملهای غذایی خصوصاً پس از اعمال جراحی و بیماری‌های التهابی اهمیت دارد. اضطراب، بارداری و شیردهی نیز نیاز بدن به ویتامین ث را افزایش می‌دهند. لازم به تذکر است که مصرف آسپرین، تتراسیکلین و قرص‌های ضدبارداری، ذخیره بدن را به انتها می‌رساند.

مواد معدنی
کمبود برخی از مواد معدنی نیز می‌تواند باعث افسردگی گردد.

منیزیم: کمبود منیزیم باعث بروز نشانه‌های افسردگی و همچنین گیجی، بیقراری، اضطراب، توهّم و انواع مشکلات جسمی می‌گردد. اغلب رژیم‌های غذایی شامل منیزیم به مقدار کافی نیستند و استرس نیز به شدّت، مقدار منیزیم موجود بدن را کاهش می‌دهد.

کلسیم: کمبود کلسیم بر روی سیستم مرکزی اعصاب تاثیر می‌گذارد. سطح پائین کلسیم باعث ناآرامی، دلهره، تندخوئی، زودرنجی و بی‌حسّی می‌شود.

روی: کمبود روی در بدن به بی‌احساسی، بی‌اشتهایی، سستی و خواب آلودگی منجر می‌شود. با پائین آمدن سطح روی در بدن، ممکن است میزان مس بدن به سطح سمّی افزایش یابد و باعث پارانویا (بدگمانی) و ترس و وحشت گردد.

آهن: افسردگی غالباً نشانه‌ای از کمبود آهن مزمن است. از دیگر نشانه‌های کمبود آهن می‌توان به ضعف عمومی، سستی و بی‌حالی، خستگی، کم‌اشتهایی و سردرد اشاره کرد.

منگنز: این فلز برای استفاده مناسب از ویتامین‌های ب-کمپلکس و ویتامین ث مورد نیاز است. منگنز همچنین در تشکیل اسیدهای آمینه نقش دارد و به همین دلیل، کمبود آن می‌تواند به کاهش سطح ناقل‌های عصبی و در نتیجه افسردگی منجر شود. این فلز به تثبیت قندخون و جلوگیری از تغییر حالت‌های مداوم نیز کمک می‌کند.

پتاسیم: کمبود پتاسیم معمولاً به افسردگی، گریانی، ضعف و خستگی منجر می‌شود. 
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
* “ Can Vitamins Help Depression? ” , Nancy Schimelpfening,
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
ravanyar.com
تصویر

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک شنبه 22 بهمن 1385, 4:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21363 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط SAMAN » دو شنبه 26 اردیبهشت 1390, 7:47 pm

با تشکر از مطالب دوستان تصویر

یک مورد که به نظر من میتواند بخوبی با افسردگی مقابله کند گوش دادن به موسیقی هست! چه با صدای بلند چه کم!

تاپیک را که روزنامه وار خواندم,ندیدم به جز اینجا به این مورد اشاره شده باشد تصویر

یا گوش دادن به موزیک های آرام می تواند روش مفیدی باشد.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 420
تاریخ عضویت: دو شنبه 12 اردیبهشت 1390, 10:19 am
محل اقامت: Hell
سپاس‌های ارسالی: 1631 بار
سپاس‌های دریافتی: 1526 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط X.Nima » دو شنبه 26 اردیبهشت 1390, 9:17 pm

سلام...

با تشکر از زحمات همه دوستان علی الخصوص noora, mahshid-banoo, رونین, naghme.
SAMAN عزیز، کاملا درست میفرمایید.اما موسیقی آرام و البته مناسب شرایط.

چون بعضی وقتا یه آهنگی آدمو یاد یه خاطره بد میندازه و بدتر میشه... اما به نظر من نوع(سبک) موسیقی مهم نیست. مهم اینه که حس کنی داری آروم میشی...تصویر


 تصویرتصویرتصویرتصویرتصویر  
  ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT   نقطه. سر خط.... !...We'll Charge when Satan Laughs
 

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه 27 مرداد 1385, 3:58 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4870 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط mahshid-banoo » دو شنبه 26 اردیبهشت 1390, 9:32 pm

SAMAN, و  . , عزیز
دقیقا همینطوره، موسیقی درمانی، فیلم درمانی و بطور کلی هنر درمانی از روش هایی هست که برای درمان بکار برده میشه :-)
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: .....::::: افسردگي :::::.....

پست توسط naghme » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 12:13 am

    گرامی علت آوردن این مطلب در این موضوع مرتبط بودن به پست های قبلیست

مزایای موسیقی درمانی
   
 تصویر  
 ‌هاست که مردم در زمان‌های مختلف، شادی، غم، استراحت، رانندگی و ... به موسیقی گوش سپرده‌اند. از آنجا که موسیقی بخش جدایی‌ناپذیر از هر فرهنگی است، هر فرد در مقاطع مختلف زندگی خود، ارتباطی هیجانی و احساسی با یک آهنگ یا قطعه موسیقی برقرار کرده است. و این افراد، دانسته یا ندانسته، از موسیقی به عنوان وسیله‌ای برای روان‌درمانی و نوعی مدیتیشن برای اتصال دوباره به خود واقعیشان، استفاده کرده‌اند.

موسیقی درمانی چیست؟
انجمن موسیقی‌درمانی کانادا (CAMT)، موسیقی درمانی را چنین تعریف می‌کند: استفاده ماهرانه از موسیقی و عناصر موسیقی توسط یک روان درمانگر با صلاحیت به منظور ارتقاء، حفظ و باز گرداندن سلامتی ذهنی، جسمی، هیجانی و روحی. استفاده از موسیقی برای روان‌درمانی، کار تازه‌ای نیست. سال‌هاست که از موسیقی برای درمان بیمارانی که از اختلالات و بیماری‌های مختلفی از جمله آسیب هیجانی، ناتوانی‌های رشدی، سوء مصرف مواد، مشکلات سلامت روانی، درد، اختلالات زبانی و گویشی رنج می‌برند، استفاده شده است.

مزایای موسیقی درمانی چیست؟
به ادعای انجمن موسیقی درمانی کانادا، موسیقی دارای کیفیت‌های غیرشفاهی، ساختاری، ابداعی و هیجانی است. از این کیفیت‌ها می‌توان به عنوان وسیله درمانی برای تسهیل ارتباطات، تعاملات، خودآگاهی، یادگیری، خوداظهاری، تماس و رشد فردی استفاده کرد.
مطالعات نشان داده است که موسیقی درمانی می‌تواند باعث ارتقای سلامتی، مدیریت استرس، تخفیف درد، تقویت حافظه و بهبود ارتباطات گردد. هدف موسیقی درمانی کمک به مردم در زمینه برقراری ارتباط با دیگران، بیان احساسات و پرداختن به موضوعاتی است که به تنهایی با کلمات قابل بیان نیستند.
  تصویر   
موسیقی درمانی چگونه عمل می‌کند؟
موسیقی درمانی حرفه‌ای نیازمند کمک یک روان درمانگر خبره است که به ارزیابی نقاط قوت و نیازهای خاص هر مراجعه کننده بپردازد. نتیجه این ارزیابی مشخص می‌کند که چه نوع درمانی برای فرد مناسب‌تر است.
جلسات موسیقی درمانی ممکن است در برگیرنده هر یک از فعالیت‌های زیر باشد: ساختن موسیقی، گوش‌دادن به موسیقی، آوازخوانی، انجام حرکات بدنی با موسیقی و بحث.

موسیقی در زندگی روزمره
با وجودی که همه افراد به موسیقی درمانی نمی‌پردازند امّا هر کس می‌تواند هر از گاهی با گوش سپردن طولانی به موسیقی مورد علاقه‌اش در شرایط آزاد و رها، از مزایای موسیقی بهره‌مند شود.
بدون تردید موسیقی دارای این توانایی ذاتی است که با صدا، ملودی، ریتم و شعر به درون انسان‌ها نفوذ کند. موسیقی می‌تواند روح فرد را لمس کند، درد را تسکین دهد، باعث راحتی و آرامش شود و استرس را کاهش دهد.
موسیقی می‌تواند به طور همزمان باعث انگیزش ذهن، بدن و روح گردد. گاهی اوقات بهترین دارو برای فرد می‌تواند گوش سپردن به موسیقی دلخواهش باشد.

(جالب است، من خودم موسسه ای درمانی را می شناسم که برای توجه و تمرکز موسیقی های خاص دارد) تصویر 
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
"The Benefits of Music Therapy", Anja Pujic, Dec .7, 2009,
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
ravanyar.com
تصویر

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”