در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

292

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 9 فروردین 1387 21:14

آرشيو سپاس: 88 مرتبه در 50 پست

ماهاتما گاندی

توسط Boyka » پنج شنبه 12 اردیبهشت 1387 23:53

ماهاتما گاندی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

مهانداس کارامچاند گاندی (دوانگاری: मोहनदास करमचन्द गांधी؛ گجراتی: મોહનદાસ કરમચંદ ગાંધી؛ زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر ۱۲۴۸-۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده است.

از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیون‌ها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد می‌کردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی می‌شناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ تلقی می‌کنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یا باپو (در هندی به معنای پدر) یاد می‌کنند. زادروز وی در هند به عنوان یک روز تعطیل ملی است و گاندی جایانتی نام دارد.

گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند. شیوهٔ مقاومت آرام وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق می‌کرد. اصل ساتیاگراهای گاندی روی بسیاری از فعالان آزادیخواه نظیر دکتر مارتین لوترکینگ، دالایی لاما، لچ والسا، استفان بیکو، آنگ سان سو کی و نلسون ماندلا تأثیر گذاشت. البته همهٔ این رهبران نتوانستند کاملاً به اصل سخت ضدخشونت و ضدمقاومت وی وفادار بمانند.

گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. او می‌گفت «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم. حقیقت و ضدخشونت بودن هم‌سن کوه‌ها هستند».


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دوران طفولیت تا جوانی

"مهانداس كارامچاند گاندی" در سال 1869 در یك خانواده هندو در گجرات هند دیده به جهان گشود. او فرزند كارامچاند گاندی صاحب سمت " دیوان " (نخست وزیری) پوربندر واز چهارمین همسر وی كه یك هندو از خاندان پرامایی وایشناوا بوده محسوب می شد. دو همسر اول كارامچاند كه هر یك صاحب دختری شده بودند به دلایل نامعلومی درگذشتند ( شایع شده كه هر دوآنها هنگام تولد فرزندشان جان سپردند.) همسر سوم وی نیز نازا بود و به كارامچاند اجازه داد مجددا ازدواج نماید. گاندی در آغوش مادری فداكار رشد می كرد و از تاثیرات جائین گجرات، رنگ و شكل می گرفت او از همان سنین كودكی با مرام آسیب نرساندن به موجودات زنده خوگرفت و به گیاهخواری، روزه داری برای خودسازی و خالص نمودن خویش وزندگی توام با گذشت اعضای فرق ومذاهب مختلف اهتمام ورزید. خانواده اواز طبقه "]]وایشا[[" یا تجار هندی بودند.


در ماه می 1883 در حالیكه 13سال داشت با دختری هم سن خود ازدواج نمود؛ والدینش هر دو آنها را اداره می كردند( همسرش كاستوربا یا کاستوربای نام داشت كه وی را " با " صدا می زدند ). حاصل این ازدواج چهار پسر بود: هاریلال گاندی متولد 1888؛ مانیلال گاندی متولد 1892؛ رامداس گاندی متولد 1897 و دوداس گاندی متولد 1900. او در سنین جوانی دانشجوی رشته پزشكی بود كه ابتدات در پور بندر وبعد در راجكوت تحصیل نمود. سپس در آزمون ورودی كالج سامالداس در باواناگار گجرات پذیرفته شد. درآنجا هم روزگار شادانی را تجربه نكرد زیرا خانواده اش او را تحت فشار گذاشته بودند تا یك وكیل دعاوی شود. دراین اثنا فرصتی دست داد تا در انگلستان به تحصیل بپردازد، جایی كه گاندی آن را "سرزمین فلاسفه و شعرا و مركز اصلی تمدن" می دانست.

در سن 18 سالگی ودر 4 سپتامبر سال 1888 راهی دانشگاه لندن شد و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. در آن زمان در لندنپایتخت یك كشور امپریالیستی زندگی سختی را می گذراند، چرا كه برای مادرش قسم یاد كرده بود از خوردن گوشت، الكل و لاقیدی جنسی احتراز نماید. اگر چه سعی میكرد آداب وسنن "انگلیسی" را بیاموزد - و مثلا به كلاس آموزش رقص برود - ولی هرگز خود را به خوردن گوشت راضی نكرد اما سیر كردن خود با كلم و گیاهان دیگر هم در آن كشور ساده نبود. زن صاحب خانه او را به یك رستوران خام خواری راهنمایی كرد.

او علاوه بر قولی كه به مادرش داده بود، اطلاعاتی هم در مورد مزایای خام خواری كسب نمود. به انجمن خام خواران پیوست و حتی به عنوان عضو كمیته اجرایی آن در آمد و یك مقر محلی نیز برای آن انجمن دایر نمود. بعدها این تجربیات گرانبهای خود را در امر سازماندهی موسسات به كار گرفت. برخی از همقطاران گیاهخوار وخام خوار او عضو انجمن فلاسفه الهیات بودند كه در سال 1875 تاسیس شده بود و هدف ترویج برادری جهانی را دنبال می كرد و به مطالعه بوداگرایی و ادبیات هندو برهمنی می پرداخت. آنان گاندی را تشویق كردند تا به مطالعه " باگاواد جیتا " بپردازد. او كه پیشتر علاقه ای خاص به دین نشان نمی داد به مطالعه و قرائت مطالبی پیرامون هندوگرایی، مسیحیت، بوداگرایی، اسلام وسایر ادیان پرداخت.

پس از پیوستن به انجمن وكلای انگلستان و ولز به هند بازگشت، ولی در امر وكالت در بومبایموفقیت چندانی نداشت ولذا به شغل پاره وقت تدریس در یك دبیرستان روی آورد. پس از مدتی به راجكوت بازگشت وبه عریضه نویسی برای شاكیان مشغول شد. ولی مجوز این كار را به او ندادند و مجبور شد كارش را تعطیل نماید. وی در شرح زندگی خویش از این جریان بعنوان تلاش ناموفق و تحمیل شده از سوی برادر بزرگترش یاد كرده است. درهمین اثنا بود (1893) كه قراردادی یكساله را با یك شركت هندی منعقد نمود تا در ناتال آفریقای جنوبی به کار مشغول شود.


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
گاندی همسرش

اصول گاندی

حقیقت

گاندی زندگی خویش را وقف آشكار ساختن حقیقت یا ساتیا كرد. اوتلاش می كرد با یادگیری و درس گرفتن از اشتباهات خود و عملكرد خود به حقیقت دست یابد. وی شرح حال زندگی خویش را تحت عنوان "ماجرای تجربیات من با كشف حقیقت " نوشته است.

گاندی اعلام كرد كه مهمترین نبرد او تلاشی بود كه برای شكست شیاطین درونی ترسها و ناامنی های خود به عمل آورده است. گاندی خلاصه ای از اعتقادات خویش را درقالب "خداوند حقیقت است" مطرح نمود وبعدها دیدگاه های خویش را اصلاح كرد وبیان داشت كه " حقیقت خداوند است ". اولین بیان ممكن است مخاطب را با این شبهه مواجه كند كه گاندی از حقیقت برای شرح دیدگاه خویش نسبت به خداوند ونه تعریف شالوده وی استعفا كرده است ساتیا یا حقیقت در فلسفه گاندی همان خداوند وی تمام ویژگی های مفهوم هندویی خدارا درفلسفه خویش آورده است ( برهمن).

عدم خشونت

مفهوم عدم خشونت (آهیما ) و عدم مقاومت درتفكر مذهبی هندی تاریخی كهن دارد ودر مضامین مذهبی هندو بودائیت، جین، یهود ومسیحی به كرات دیده می شود. گاندی درشرح فلسفه وشیوه زندگی خود در خود بیوگرافی نویسی اش چنین آورده :
"وقتی ناامید می شوم بخاطر می آورم كه در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده است حكمرانان و قاتل در برهه ای شكست ناپذیر جلوه می كنند ولی درنهایت همه آنها سقوط كرده اند - همیشه به این واقعیت فكر كنید."
"چه فرقی می كند كه مرگ وبی خانمانی وبی سرپرستی ریشه در حكومتهای استبدادی داشته باشد یا با نام عدس آزادی و دموكراسی ایجاد گردد ؟"
"ضربه دربرابرضربه و چشم در برابر چشم دنیا را كور می سازد."
"من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شده ام و نه برای كشتن."

گاندی در اجرای اصول مورد نظر خودهرگز از مسیر منطق خارج نشد. در سال 1940 كه حمله آلمان نازی به جزایر بریتانیایی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید گاندی خطاب به مردم بریتانیا پیامی تحت عنوان عدم خشونت در جنگ و صلح چنین گفت :
" دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا كه كمكی برای حفظ جان و انسانیت شما نمی كند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینی ها را دعوت می كنید تا وارد كشور شما شوند و داشته هایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند كشورتان را اشغال نمایند آنها را پس می زنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نكردند آنگاه زن و مرد و كودك از خاك خود دفاع خواهید كرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند."

حتی در 1946 به لوئیس فیشر حسب حال نویس گفت:[۱]
"یهودیان خود را به چاقوی قصاب سپرده اند آنان باید خود را از فراز صخره ها به دریا پرتاب كنند."

اما گاندی می دانست كه عدم توسل به خشونت مستلزم اعتقادی راسخ و شهامتی باورنكردنی است كه البته می دانست در همگان وجود ندارد لذا سعی میكرد به همه تفهیم كند كه لازم نیست همه دست از خشونت بردارند بویژه اگر خشونت در مقابل ترس باشد:
"گاندی نمی خواست ایجاد ترس از سلاح برداشتن یا ترس از احساس ناتوانی مقابله و مقاومت را درجنبش ساتیاگراها مشاهده كند. لذا در نوشته هایش آورده : قویا معتقدم هرجا بین خشونت وترس گرفتار شدیم باید خشونت را بپذیریم." [۲]
"درهر جلسه ای تاكید می كنم كه تاراه بدون خشونت سبب تسلیم افراد صاحب قدرت درمقابل قدرتمند تر از خود نشود باید این راه را برگزید اما اگر با خشونت بتوانند مقابل این وضعیت بایستند وتنها راه احقاق حق خشونت باشد بی هیچ تاملی باید سلاح برداشت من هرگز نمی پسندم كه افراد شجاع بخاطر رعایت اصل عدم خشونت دربرابر نفوذ نیروهای ترسوی بد شاه فان تسلیم شوند و از آنها بترسند كه مبادا خشونت ایجاد گردد. شجاعت فقط در خوب تیر اندازی كردن خلاصه نمی شود بلكه جلوگیری از مرگ وآماده سینه سپر كردن دربرابر گلوله دشمن هر دو از ابعاد شجاعت هستند. [۳]


گیاه خواری

گاندی در دوران كودكی گوشت خوردن را تجربه كرد. چرا كه اولا فردی كنجكاو بود وثانیا دوست صمیمی وی شیخ مهتاب او را به خوردن گوشت ترغیب می كرد. ایده گیاهخواری ونخوردن گوشت ریشه های عمیقی در آداب و سنن هندوها وجائین ها درهند وسرزمین مادری هند یعنی گجرات دارد به طوریكه بسیاری از هندوها گوشت نمی خوردند وخام خوار بودند وخانواده گاندی هم مستثنی نبود. گاندی پیش از رفتن به لندن برای ادامه تحصیل به مادرش، پوتلی بایی، وعمویش، بچارجی سوامی، قول داد كه در لندن لب به گوشت نزند الكل مصرف نكند ودرگیر بی بند وباری جنسی نشود. او به امساك خویش پایبند ماند وبجای تلاش برای تعیین نوع خوراك به ارائه فلسفه ای همت گماشت كه در طول زندگی آنرا مبنای امور خود قرار دهد. وقتی به سن میانسالی رسید یك خام خوار تمام عیار بود. وی مقاله ای در این مورد نوشت كه بخشهایی از آن در نشریه انجمن خام خواران لندن بنام گیاهخواری منتشر شد. دراین ایام افراد صاحب نظر زیادی به او الهام دادند وحتی با رئیس انجمن خام خواران لندن دكتر ژوسیا اولد فیلد دوست شد.

مهانداس جوان همچنین با مطالعه كتاب هنری استفن سالت با رهبر پیشگام گیاهخوری دیدار كرد وبا اوهمراه شد. گاندی زمان زیادی از حضور خود در لندن را صرف ترویج گیاهخواری كرد. از نظر وی تغذیه گیاهی نه تنها نیازهای بدن را تامین میكرد بلكه در مقایسه با مصرف گوشت مقرون به صرفه هم بود. كما اینكه امروزه نیز گوشت در مقایسه با میوه جات، حبوبات و سایر گیاهان گرانتر است. همچنین بسیاری از هندیهای وقت كه با كمی درآمد دست به گریبان بودند خام خواری را نه یك سمت روحانی صرف بلكه یك رویه عملی و مناسب می انگاشتند. اودر مدتهای طولانی روزه می گرفت واز آن بعنوان یك ابزار مبارزاتی استفاده می كرد. با اعتصاب غذا آنقدر به مخالفان فشار می آورد تا خواسته های او را تامین كنند. درخود بیوگرافی وی اشاره كرده است. كه خام خواری سرآغاز پای بندی جدی وی به آیین برهمایی بوده بدون كنترل جامعی برنوع خوراك، وی در گام برداشتن در مسیر آئین برهما به شكست می رسید.


آیین برهما

گاندی در سن 36 سالگی از روابط جنسی كلا دست كشید ودرحالیكه زن داشت از نزدیكی با وی امساك كرد. این ایده به شدت متاثر از فلسفه برهمایی و آیین روحی وعملی پاكسازی درونی بود كه عمدتا نیز با پرهیز جنسی همراه بود. گاندی آیین برهمایی را ابزاری برای نزدیكی به خداوند وشرط اولیه خودشناسی می انگاشت درشرح حال او اشاره شد كه اهتمام زیادی برای مبارزه با شهوات وغیرت داشته كه مورد اخیر از غیرت به عروس دوران كودكی(كاستوربا ) دروی شكل گرفته بود. او امساك جنسی را یك الزام مشخص می انگاشت وآنرا ابزاری برای عشق ورزیدن ونه شهوت رانی می دانست. از دید گاندی آیین برهما به منزله كنترل حواس از طریق تفكر، كلام و عمل بود. [۴]

ساده زیستی



گاندی مجدانه براین باور پافشاری می كرد كه فردی كه به جامعه خدمت می كند باید زندگی ساده ای داشته باشد واین ساده زیستی را درآیین برهمایی جاری می انگاشت. او با رد زندگی به شیوه غربی به روند ساده زیستی را در آفریقای جنوبی درپیش گرفت واز آن بعنوان تلاش برای رسیدن به نقطه صفر یاد میكرد وبدین ترتیب هم درهزینه های غیر ضروری صرفه جویی می نمود وهم ساده زیستی را دنبال می نمود. اوحتی لباسهایش را خودش می شست.[۵] در یک مورد او هدایایی را که به خاطر خدماتش به جامعه به وی اهدا شده بود، باز پس داد.[۶]

گاندی درهر هفته یك روز را روزه سكوت سپری می كرد. امتناع از حرف زدن رامایه آرامش درونی می انگاشت این آموزه را هم از آیین برهما واصل موناشافتی یعنی سكوت وآرامش داشت. در این ایام سكوت با نوشتن برروی كاغذ با دیگران ارتباط برقرار می ساخت. گاندی از سن 37 سالگی به مدت سه سال و نیم از خواندن روزنامه ها خودداری نمود واظهار می داشت وضعیت نابهنجار جهان وامور جهانی آرامش درونی او را بهم می ریزد. او دربازگشت به هند واشتغال به شغل حقوقی از پوشش غربی دست برداشت اگر چه نشان از ثروت و موفقیت داشت. اولباسی برتن كرد كه مورد قبول فقیرترین افراددرهند بود واز پارچه تولیدی داخل موسوم به خادی استفاده می نمود. گاندی وپیروانش پارچه لباسهایشان را از نخی كه خود می رشتند تهیه می كردند ودیگران را نیز به این كار تشویق می نمودند. درحالی كه اكثر كارگران هندی بیكار بودند لباسهای مورد نیازشان را از تولیدیهای صنعتی تحت تملك انگلیسی ها خریداری می نمودند.

گاندی معتقد بود چنانكه هندیها لباسهای خود را خودشان تهیه كنند ضربه اقتصادی سنگینی بر پیكره استعمارگران انگلیسی درهند وارد خواهند آورد. متعاقبا علامت چرخ نخ ریسی برروی پرچم كنگره ملی هند نقش بست. وی برای نشان دادن ساده زیستی درسراسر زندگی خود فقط یك دست هوتی می پوشید

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
مجسمه ماهاتما گاندی در پارك میدان یونیون نیویورك

ایمان


گاندی یك هندوبود و تمام عمر براین آیین استوار ماند وبسیاری از اصول خویش را از هندواقتباس نمود. بعنوان یك هندوی عامی معتقد بود همه ادیان برابرندودر برابر تلاش هایی كه برای تغییر دین وی به عمل آمد مقاومت نشان داد او شدیدا به خدااعتقاد داشت و لذا به مطالعه تمام ادیان بزرگ اهتمام ورزید. درموردهندوئیسم چنین می گوید:
" تا آنجا كه به من مربوط می شود هندوئیسم روح مرا ارضا می كند و وجود مراسیراب می نماید. هرگاه تردید وناامیدی درمن قوت می گیرد وهیچ پرتوامیدی را در افق پیش روی خودمشاهده نمی كنم به باگاواد جیتا رجوع می كنم وسطری از آن را پیدا می كنم كه به من آرامش دهد. بلافاصله لبخند بر لبانم نقش می بندد و اندوه وغم را به فراموشی می سپارم. زندگی من مملو از تراژدی بود واگر تعالیم این كتاب نبود شاید خیلی زود از پا می افتادم."

گاندی معتقد بود كه اساس و شالوده هر دین را حقیقت وعشق تشكیل میدهد (محبت، عدم خشونت یا همان تركیب حكم طلایی ) اوهرگونه تعصب كور وگم بودن رفتارهای نادرست درهر دین وآیینی را زیرسوال میبرد وبه طرز خستگی ناپذیری در پی اصلاح اجتماعی برمی آمد. برخی از اظهار نظرهای وی درمورد ادیان مختلف به شرح زیر مطرح شده اند :
"لذا اگر می توانستم مسیحیت را بپذیرم وآنرا بزرگترین و كاملترین دین قبول كنم قطعا هندوئیسم را آنطور كه الان هستم قبول نمی داشتم. من اشكالات و نواقص هندو را می شناسم. اگر نجاست در هندو بوده قطعا به گوشت خام مربوط می شده نه گوشت پخته. نمی توانم سرمنشا اختلاف ادیان را درك كنم معنی اینكه چنین چیزی در قالب وداس یا كلام خدا مطرح می شود چیست؟ اگر چیزی از جانب خداوند الهام شود پس چرا در مورد قرآن و انجیل باید تردید كرد؟ دوستان مسیحی من سعی كردند مرا به مسیحیت سوق دهند و همین طور دوستان مسلمان من. عبداله شیت به شدت مرا به مطالعه اسلام ترغیب می كرد البته همیشه درمورد زیبایی دین اسلام حرفهایی برای گفتن داشت."
"به محض اینكه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد كه از چارچوب اخلاق خارج باشد. مثلا انسان نمی تواند دروغگو و بیرحم باشد ودرعین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس می كند."
"كلام محمد گنجینه عقل است، نه تنها برای مسلمانان بلكه برای كل بشریت."

اوبعدها كه با سوال آیا یك هندو بودی مواجه شد جواب داد :
"آری من یك هندو هستم. همچنین یك مسیحی یك مسلمان و یك بودایی و یهودی می باشم. "

گاندی برخلاف خود آنها كه با یكدیگر درتضاد بودند دستورات این ادیان را همسو ویكسان می دانست. البته درمباحث مطروحه دو تفاوت بارز فلسفی بین دوگروه بزرگ هندی درآن عصر را شرح داده است. در15 ژانویه 1934 زلزله مهیبی بیمار را لرزانید و خسارات وتلفات سنگینی برجای گذاشت. گاندی این حادثه ها را نتیجه گناه افراد رده بالای هندو می دانست چرا كه معتقد بود خوراكی های غیر مجاز نجس را به معابدشان برده اند. گاندی به ترویج پرهیز از نجاست گوشت اهتمام زیادی داشت وافراد پای بند به این امساك را مردم كریشنا می نامید. اما تاگور با این موضع گاندی مخالف بود ومی گفت زمین لرزه تنها منشا طبیعی دارد و نه اخلاقی اما سوء رفتار درمعابد هندو را نیز نفی می کرد.

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان