در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با عملیاتهاي نيروي هوايي ايران به بحث بپردازيد
Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

2653

تشکر کرده: 18 مرتبه
تشکر شده: 288 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 8 آبان 1385 15:26

آرشيو سپاس: 5825 مرتبه در 1558 پست

عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط moh-597 » چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 09:22

[align=center]عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها    


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


در همان اوایل جنگ تحمیلى، صدام در مصاحبه با روزنامه «الدوره» عراق گفته بود:
- این جنگ به خاطر فتح و تصرف چند صد كیلومتر اراضى خاك ایران نیست و همه‏ چیز محدود به اهداف نظامى نمى‏شود، بلكه این جنگ به خاطر سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى ایران است.
در این شرایط، به طور مسلّم یكى از ابزارهاى موجود، استفاده از فشارهاى سیاسى و افزایش تحركات سیاسى با هدف جلب حمایت كشورها براى كمك نظامى و سیاسى و تضعیف دشمن بود. به عبارت دیگر برخوردارى هر یك از كشورهاى ایران و عراق از یك نظام سیاسى برتر در منطقه، مقدمات پیروزى را فراهم مى‏كرد.


8 ماه فشار همه جانبه

قبل از فتح خرمشهر، عراق در چنین جایگاهى قرار داشت و یك سر و گردن از ما بالاتر بود و مى‏توانست با فشارهاى سیاسى، خود را به ما تحمیل كند. ولى با فتح خرمشهر، قضیه برعكس شد و نظام بین‏الملل شاهد شكست نظامى - سیاسى عراق در این منطقه استراتژیك شد و این درحالى بود كه عراق برگ برنده خود را براى اعمال نظارت نامشروع در منطقه، از دست داد.
در این شرایط كه خرمشهر آزاد شده بود، كشورهاى عرب منطقه كه روى صدام و ارتش آن تكیه داشتند دچار وحشت شدند.
از آغاز عملیات ثامن الائمه در مهر ماه سال 1360 تا پایان عملیات بیت المقدس در خرداد سال 1361، فشارهای نظامی ایران بر عراق به حدی بود که رژیم بعث عراق، تعداد زیادی از تجهیزات و نیروهای خود را از دست داده بود و این درحالی بود که این کشور حمایت همه جانبه اکثر دولت های عربی و استکبار جهانی را پشت سر داشت. در این شرایط سیاسى، آمریكا و برخى كشورهاى عرب توصیه كردند كه در این فضا و شرایط حاكم، هرچه سریع‏تر باید آتش‏بس برقرار شود.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


اجلاس سران کشورهای غیر متعهد

در همین زمان، جنوب لبنان توسط اسرائیل اشغال شده بود که کشور عراق در یک ترفند هماهنگ با استکبار جهانی، اعلام کرد که می خواهد نیروهای خود را از مناطق اشغالی ایران خارج کند و به مقابله با اسرائیل بشتابد، تا به این وسیله سرپوشی بر شکست های پی در پی خود از رزمندگان اسلام بگذارد.
در همین اثنا نوبت کشور عراق شد تا میزبان اجلاس سران کشورهای غیر متعهد باشد که میزبانی آن به صورت ادواری مشخص می شد. بعضی از سران کشورهای غیرمتعهد با اعلام این نکته که بغداد به دلیل جنگ ناامن است، خواستار برگزاری اجلاس در کشوری دیگر بودند.


بیانیه های ایران و عراق درباره اجلاس

جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از فعال ترین کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد، تمایلی برای شرکت در این اجلاس در بغداد نداشت و در بیانیه ای شدیدالحن اعلام کرد:
- درحالی که کشور عراق بخش هایی از ایران را اشغال کرده است، تهران هیچ هیاتی را به این اجلاس اعزام نخواهد کرد و اصولا بغداد برای برگزاری این اجلاس محل امنی نمی باشد.
رژیم بعثی عراق نیز بلافاصله برای میهمانی بنزهای سفارشی اش را روی اتوبان های نوساز به راه انداخت. صدام که برای برگزاری این اجلاس خیلی خرج كرده بود، اعلام كرد ایرانی ها نمی توانند بغداد را ناامن كنند.
ارتش عراق نیز در بیانیه ای اعلام کرد:
- بغداد از هر لحاظ امن است. این شهر در طول شبانه روز توسط سایت های موشکی زمین به هوا، انواع توپ های ضد هوایی، سیستم گسترده راداری و هواپیماهای رهگیر محافظت می شود و هیچ کس نمی تواند بدون اجازه وارد حریم هوایی این شهر شود.


دستور ناامن نشان دادن بغداد برای نیروی هوایی صادر شد

جمهوری اسلامی ایران مصمم شده بود که به هیچ عنوان اجازه برگزاری این اجلاس در شهر بغداد را ندهد؛ پس باید به نحوی این شهر ناامن نشان داده می شد و بهترین گزینه برای نا امن نشان دادن آن جا، استفاده از توان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که بهترین و مطمئن ترین گزینه بود.
پس از ابلاغ این فرمان از سوی فرماندهی نیروی هوایی، دستور طراحی این عملیات صادر گردید.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



طراحی عملیات

این اولین باری بود که طراحان عملیات نیروی هوایی باید عملیاتی را طراحی می کردند تا از آن بتوان به عنوان اهرم قوی و قدرتمندی در برابر سیاست های دشمن استفاده کرد.
کار طراحی عملیات آغاز شد و مشکلات یکی پس از دیگری در راه بود:
در آن زمان پدافند هوایی بغداد با پدافند مسکو (پایتخت شوروی سابق و روسیه فعلی) مقایسه می شد.
سایت های موشکی بلند سام 2 و سام 3 و سام 6 و...، سایت های موشکی کوتاه،مدرن و چابک "کروتال" و "رولند " در فواصل معین که در بین و اطراف آنها توپ های ضد هوایی 23 و 35 و 57 میلی متری استفاده می شد. این تجهیزات به صورت رینگ های پدافندی از فاصله حدود 20 کیلومتری بغداد به صورت فشرده در کنار یکدیگر قرار داشتند. همچنین در طول مدت شبانه روز هواپیماهای رهگیر و مدرن آن زمان (میگ های 23 و 25) یا برفراز شهر بغداد و اطراف آن در پرواز بودند و یا درحال آمادگی کامل برای مقابله به حملات احتمالی بودند.
این عامل مهم در طراحی عملیات و موفقیت آن بسیار حیاتی بود؛ به شکلی که کوچک ترین اشتباه، منجر به شکست طرح می شد. پس باید به دقت اندیشیده می شد که نوع و تعداد هواپیما ها باید به چه شکل باشد؟ کدام نقطه باید مورد هدف قرار گیرد؟ آیا نتیجه حاصل می شود و یا نیاز به تکرار عملیات است؟
تمام اینها سوالاتی بود که ذهن طراحان را به خود مشغول کرده بود.
در اولین اقدام، به دلیل این که نیاز بود تا مهمات زیادی بر روی اهداف فرو ریخته شود، پس از بحث و تبادل نظر قرار بر این شد که این عملیات توسط جنگنده بمب افکن های اف 4 انجام شود.
اما هدف ها، باید هدفی انتخاب می شد که رژیم بعثی نمونه آن را در خاک ایران قبلا بمباران کرده بود تا در افکار عمومی، تردیدی در مقابله به مثل ایجاد نکند.
نکته دیگر آن بود که باید هدفی مد نظر قرار می گرفت که با حمله به آن، اعتبار دفاع قدرتمند هوایی عراق زیر سوال برود و مدت زیادی آثار آن در ذهن ها باقی بماند. همچنین باید هدفی مورد نظر قرار می گرفت که خبرنگاران و منابعی که اخبار جنگ را مخابره می کردند، بتوانند آن را و یا اثرات آن را خود ببینند و رژیم بعثی عراق نتواند آنرا کتمان کند.
پایگاه هوایی الرشید، نیروگاه هسته ای تموز، ایستگاه ماهواره مخابراتی بعقوبه، مجلس الوطنی بغداد، کاخ صدام، پالایشگاه الدوره و پادگان های نظامی مختلف مورد بررسی قرار گرفتند.


چرا پالایشگاه الدوره

در نهایت پالایشگاه الدوره بغداد که به واسطه گسترش شهر، اینک در داخل شهر بغداد قرار داشت، به عنوان هدف تعیین شد.
بمباران پالایشگاه مهم الدوره از چند جهت می توانست بسیار مهم و حیاتی باشد:
اول: به علت این که این پالایشگاه در نزدیکی پایگاه هوایی الرشید که مهم ترین پایگاه هوایی عراق بود، قرار داشت و در مورد وجود پدافند قوی در آن منطقه هیچ تردیدی نبود که با این حمله ایران می توانست ناتوانی عراق را در دفاع از شهر بغداد و از آن مهم تر دفاع از مهم ترین پایگاه هوایی اش اثبات کند.
دوم: با بمباران این پالایشگاه دود و آتش ناشی از سوختن مواد نفتی تا مدت ها غیر قابل کنترل بود و علاوه بر اختلال در تامین سوخت شهر بغداد، سوختن آن جا در دید تمامی خبرنگاران خارجی حاضر در شهر بغداد قرار می گرفت و رژیم بعثی صدام نمی توانست آن را انکار کند.
سوم: نیروی هوایی عراق بارها پالایشگاه های ایران را بمباران کرده بود و این عملیات به نوعی تلافی جویانه تلقی می گردید و هیچ اشکالی از این حیث متوجه این ماموریت نمی شد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


کار طراحی به پایان رسید

کار طراحی به سرعت شروع و به پایان رسید. برای انجام این عملیات غرورآفرین، برای کاهش میزان ضایعات احتمالی و دستیابی کامل به اهداف عملیات، قرار شد این عملیات توسط 3 فروند فانتوم مسلح و انتخاب شش نفر از بهترین خلبان های نیروی هوایی انجام شود. به شکلی که هر سه فروند به پرواز در آیند و در نزدیکی مرز یکی از آنها جدا شده و دو فروند دیگر وارد خاک عراق شوند و ماموریت را انجام دهند و یک فانتوم دیگر در نزدیکی مرز قرار گیرد تا در صورت بروز اشکال برای یکی از فانتوم ها، به سرعت وارد عمل شده و خود را به منطقه عملیاتی برساند. همزمان با پرواز فانتوم ها، هواپیماهای رهگیر اف 14 نیز به پرواز درآیند و خود را برای مقابله با هواپیماهای رهگیر دشمن که احتمال داشت در راه بازگشت به تعقیب فانتوم ها بپردازند، آماده کنند. هواپیمای سوخت رسان نیز در همان زمان و از پایگاه دیگری به پرواز درآید و خود را در منطقه مناسبی قرار دهد. در همین زمان دو فروند فانتومی که از مرز گذشته بودند، با سرعت به سمت پالایشگاه الدوره بغداد حرکت کرده، آن جا را به شدت بمباران کرده و در راه بازگشت با عبور از فراز شهر بغداد، دیوار صوتی را در این شهر بشکنند.
زمان عملیات نیز سحرگاه روز سی ام تیرماه سال 1361 (صبح روز 31 تیر ماه سال 1361) تعیین شد.


پایگاه هوایی نوژه محل استارت عملیات

بعد از تایید طرح عملیات توسط فرماندهی محترم نیروی هوایی و انجام هماهنگی های لازم، دستور اجرای آن به پایگاه هوایی همدان ابلاغ گردید.
برای انجام این عملیات، شش نفر از بهترین خلبان های نیروی هوایی از میان داوطلبان انتخاب شدند و سرلشکر شهید (سرهنگ آن زمان) "عباس دوران" به عنوان لیدر دسته پروازی انتخاب شد. خلبانان بدین شکل انتخاب شدند:
هواپیمای شماره یک به خلبانی سرلشکر شهید "عباس دوران" و سرتیپ آزاده "منصور کاظمیان".
هواپیمای شماره دو به خلبانی سرتیپ "محمود اسکندری" و کمک سرهنگ "ناصر باقری".
هواپیمای شماره سه به خلبانی کاپیتان "توانگریان" و کاپیتان "خسروشاهی".

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

سرلشگر خلبان شهید "عباس دوران"


دوران در این زمان به "امیدیه" رفته بود و قرار بود در صورتی که در عملیات رمضان نیاز شد، پرواز کند. زیرا نیروی زمینی ارتش در این عملیات نیاز به حمایت های هوانیروز داشت. در نتیجه دو روز قبل ازشروع عملیات او وارد پایگاه شد.
29 تیرماه سال 1361 حدود ساعت 11 جلسه توجیهی پرواز برگزار شد كه دوران به عنوان لیدر دسته پروازی به همراه سرلشکر شهید "یاسینی" مسئول عملیات پایگاه همدان و سرتیپ شهید "خضرایی" فرمانده پایگاه، بهمراه پنج خلبان دیگر در مورد چگونگی انجام عملیات صحبت كردند. نتیجه جلسه بر این شد كه سه فروند هواپیما تا لب مرز با هم پرواز كنند و وقتی به مرز رسیدند، یكی از هواپیماها (هواپیمای شماره سه) برگردد و دو جنگنده دیگر با ارتفاع كم وارد خاك عراق شوند. یعنی یك حالت ایذایی ایجاد گردد و رادارهای عراق گمان کنند که جنگنده ها برگشتند.
توجیهات اصلی تمام شد و نام دسته پرواز "منصور" تعیین گردید. در این هنگام خلبان های كابین های جلو و عقب، صحبت های خصوصی را با هم انجام دادند. شهید دوران به کمک خود تاکید كرد كه بیشتر حواسش به هواپیماهای دشمن باشد كه به هواپیما حمله نكنند و اگر زمانی هواپیما دچار نقص فنی شد و نتوانستند به پروازشان ادامه دهند، به تنهایی اجكت کند، منتظر خروج او نباشد و حق ندارد دکمه خروج اضطراری او را فشار دهد چون او قصد خروج اضطراری از هواپیما را ندارد و می خواهد به هر نحو ممکن ماموریت را ادامه دهد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


شرح عملیات

سحرگاه روز سی ام تیر ماه سال 1361 (صبح زود روز 31 تیر 1361) مصادف بود با 30 ماه رمضان. ساعت 30/5 صبح، خلبانان بدون فوت وقت همگی به اتاق تجهیزات می روند و پس از تحویل گرفتن تجهیزات، به سمت جنگنده ها حرکت می کنند. در کنار جنگنده ها، خلبانان مشغول چک کردن هواپیماها می شوند که کمک خلبان شهید دوران "کاظمیان" متوجه می شود سمت نما و حالت نمای هواپیما درحال گردش است در صورتی كه باید ثابت می ایستاد. این موضوع را به عوامل فنی اطلاع می دهد و آنها می گویند:
- درحال حاضر نمی توانیم آن را درست كنیم. شما می توانید پرواز را کنسل کنید.
اما دوران نمی پذیرد و می گوید:
- این سمت نما در هوای صاف و بدون ابر اصلا كاربرد ندارد و ما در این هوا نیاز به این وسیله نداریم.
طولی نمی کشد که سه فروند فانتوم مسلح بر روی باند فرودگاه قرار می گیرند و بدون تماس با برج مراقبت و در سکوت کامل رادیویی، با صدای غرشی سهمگین ثانیه هایی بعد در دل آسمان جای می گیرند.
هوا هنوز تاریك بود. شهرهایی که هواپیماها از فراز آنها می گذشتند، هنوز بیدار نشده بودند. فقط ریسه لامپ هاى خیابان و جاده هاى عمومى روشن بود. کمک خلبان به دقت مواظب اطراف بود که مبادا مورد تعقیب گشتی های خودی قرار گیرند. تا نزدیکی مرز خلبانان برای این که سوخت کم تری مصرف کنند، با ارتفاع 15000 پا و سرعت نسبتا کم 350 نات به مسیر ادامه دادند. بر روى شهر ایلامف هواپیماها ارتفاع را تا ده مترى زمین پایین آوردند و همزمان سرعت را تا هزار كیلومتر در ساعت افزایش دادند تا دشمن نتواند آنها را در رادارش ببیند. هواپیماها از جنوب ایلام وارد مرز عراق شدند که در همین هنگام طبق طرح قبلی، هواپیمای شماره سه جهت منحرف کردن رادار دشمن، با مانوری بر روی نوار مرزی دور زده و به داخل کشور بازمی گردد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


شلیک نخستین موشک و رهگیری جنگنده ها

هواپیماها با فاصله حدود دویست متر از یکدیگر در پرواز بودند که ناگهان کمک خلبان هواپیمای شماره یک (سرتیپ کاظمیان) موشكی را می بیند که به سمت هواپیمای شماره دو شلیک می شود و حدس می زند سام هفت باشد و به آنها نرسد. ولى به هواپیمای شماره دو اعلام می کند که مواظب باشند. حدس او درست بود. موشك كمى كه دنبال آنها می آید، در حدود 300 متری هواپیما در هوا منفجر می شود. در همین هنگام راداری های عراقی موفق به رهگیری هواپیما می شوند و کمک خلبان از طریق دستگاه ECM متوجه می شود که رادار بغداد نیز آنها را می بیند لذا به دوران این موضوع را اطلاع می دهد که در همین زمان هواپیمای شماره دو نیز این موضع را به دوران به عنوان لیدر دسته پروازی اطلاع می دهد که ایشان به شوخی می گوید:
- از این پایین تر كه نمى شه پرواز كرد. مى خواین بریم زیر زمین؟  
قرار بر این بود كه جنگنده ها از شرق شهر بغداد به سمت جنوب شرق بغداد حركت كرده و سپس به سمت پالایشگاه الدوره كه به شهر چسبیده بود رفته و آن جا بمباران کرده و پس از ماموریت مستقیم به سمت ایران حرکت کنند تا مجبور نشوند گردشی داشته و مورد اصابت گلوله ضد هوایی قرار گیرند.


برخورد با دیوار آتش

همه چیز بخوبی پیش می رفت هواپیماها جاده بغداد - بصره را رها كرده و به سمت شمال شرقى گردش می کنند. ساعت شش و ده دقیقه جنگنده ها در آسمان حومه بغداد قرار داشتند. هوا هنوز تاریك بود، ولى ناگهان در ده مایلى جنوب شرقى بغداد انگار شهر چراغانى شده بود، دو خط دیوار آتش پدافند جلوی جنگنده ها درست شده بود. خلبانان دیوار آتش اول را رد می کنند که دوران به کمک خود می گوید چراغ هاى نشان دهنده آتش سوزی موتور راست روشن شده است.
قاعدتا در این حالت باید کمک موتور راست را خاموش می کرد، ولى نباید از سرعت هواپیما كم مى شد. لذا کاظمیان به دوران می گوید از شهر که رد شدیم خاموشش مى كنم.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



پالایشگاه منهدم می شود ولی ...

جنگنده ها دیوار آتش دوم را كه رد كردند، دكل هاى پالایشگاه نمایان شده بود. موقعیت آن جا نسبت به بغداد مثل موقعیت پالایشگاه تهران بود نسبت به شهر تهران. هواپیماها وقتی به نزدیکی پالایشگاه رسیدند، از دور و اطراف پالایشگاه سایت های موشكی سام 2 و سام 3 و سام 6 شروع كردند به شلیک به سمت جنگندها. پدافند قدرتمند چهارلول پنجاه و هفت میلى مترى دقیقا به سمت هواپیمای شماره یک آتش می گشود. در این هنگام کمک ازطریق دستگاه ECM مشاهده می کند كه رادار موشك هاى سام 6 و سام 3 دشمن روی آنها قفل كرده است. او با دقت تمام سعى خود را می کند که رادار پدافند دشمن را از كار بیندازد. سرانجام با تمام مشکلات هواپیماها بر روی پالایشگاه می رسند و تمامی بمب های خود را بر روی پالایشگاه فرو می ریزند. کاظمیان بعد از عبور از روی پالایشگاه به عقب برمی گردد تا ببیند که چند بمب به هدف اصابت کرده است که متوجه می شود دم هواپیما تا نزدیکی کابین عقب آتش گرفته است. لرزش خفیفى در هواپیما ایجاد شده بود ولی دستگاه ها چیزی نشان نمی داد. هواپیما به شدت درحال سوختن بود و خلبانان باید هرچه سریع تر هواپیما را ترک می کردند.


امکان برگشت هواپیمای شماره یک نیست

در همین هنگام هواپیمای شماره دو که در راه رفت پشت سر هواپیمای شماره یک قرار داشت، بعد از گردش اینک در جلو پرواز می کرد مورد اصابت پدافند سبک دشمن قرار می گیرد و هر دو خلبان زخمی می شوند. دوران به آنها اطلاع می دهد که مورد اصابت موشک قرار گرفته اند و موتور سمت راست را از دست داده اند و با توجه به حجم بالای پدافند دشمن امکان برگشت برای آنها نیست و تاکید می کند که آنها سریعا به سمت مرز حرکت کنند. در همین هنگام کاظمیان به دوران اطلاع می دهد که هواپیما دیگر قابل کنترل نیست و خود را آماده خروج اضطراری کند. کاظمیان دست خود را بر روی دستگیره صندلی پران دو نفره قرار می دهد که ناگهان دوران که آمادگی کمک خود را برای خروج از هواپیما شنیده بود، دکمه صندلی پران کابین عقب را فشار می دهد و کاظمیان با سرعت به سمت بالا پرتاب می شود.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


دوران با هواپیمایش به هتل محل برگزاری اجلاس می کوبد

هواپیمای دوران به شدت در آتش می سوخت و تقریبا تعادل خود را از دست داده بود. دوران در آخرین دقایق، هواپیما را به سمت هتل محل برگزاری اجلاس برده و هواپیما را درحالی که خود در آن قرار داشت، به آن جا می کوبد و جان خود را فدای آرمان های والای خویش می کند. بدین ترتیب فرمانده دسته پروازی منصور هرگز پرواز خود را پایان نداد. بعدها مشخص شد دوران که در بین خلبانان شکاری بالاترین رکورد عملیات های برون مرزی را دارا بود، علیرغم مخالفت فرماندهان نهاجا داوطلبانه در این ماموریت شرکت کرده بود.


بر کاظمیان کمک شهید دوران چه گذشت

کاظمیان در هنگام خروج بی هوش شده بود و وقتی بهوش می آید، خود را در وزارت دفاع عراق می یابد که یکی درحال بخیه زدن لبش كه پاره شده بود می باشد. او با خود می گوید: خدایا من توی هواپیما بودم. این جا كجاست بعد از لحظاتی کاظمیان تازه ماجرا را به یاد می آورد.
پس از حدود 60 روز کاظمیان به اردوگاه اسرا انتقال می یابد و در اردوگاه از چگونگی حادثه پرس و جو می کند که برای او شرح داده می شود.
"بیست دقیقه قبل از این كه شما به بغداد برسید، آژیر خطر را زدند و زمانی هم كه پالایشگاه را مورد هدف قرار دادید، فردایش عكس سانحه را روزنامه های عراق چاپ كردند و بدین صورت بود كه تكه های هواپیما نزدیك یكی از میدان های شهر به زمین خورد و از شهید دوران پوتین و دستكشش مشخص بود.
سرتیپ کاظمیان نقل می کند:
- وقتی خبر شهادت عباس دوران را شنیدم به یاد صحبت شب قبل از عملیات افتادم که او به من می گفت: منصورجان اگر یک وقت هواپیما دچار مشکلی شد تو خودت را به بیرون پرت کن و منتظر من نمان، چون من باید در هواپیما بمانم و ماموریتم را به اتمام برسانم.
سرتیپ منصور كاظمیان همزمان با شهادت عباس دوران، به اسارت درآمد و پس از هشت سال و دو ماه، در تاریخ بیست و چهارم شهریور 1369 آزاد شد و به میهن اسلامى بازگشت.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


[align=center]سرلشگر خلبان شهید عباس دوران - سرتیپ خلبان آزاده منصور کاظمیان


نتایج عملیات

با انجام این عملیات غرور آفرین و شهادت طلبانه، بنا به گزارشات واصله مشخص شد که بخش وسیعی از پالایشگاه الدوره بغداد منهدم شده و دود و شعله های آتش ناشی از این بمباران، ساعت های متمادی آسمان بغداد را پوشانده بود. رسانه های خبری جهان، شرح حمله هوایی جنگنده های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به پالایشگاه الدوره بغداد به تفضیل به گزارش کشیدند.
دود سیاهی که از پالایشگاه برمی خاست، رویای صدام را برهم ریخت و تمام ترفندهای تبلیغاتی او را در مقابل چشمان وحشت زده خبرنگاران خارجی مستقر در هتل های بغداد نقش برآب کرد.
بعد از چند روز، تشکیل اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در بغداد، به دلیل ناامنی این شهر در عراق منتفی شد و اعلام شد که بغداد محل امنی برای تشکیل این اجلاس نیست و پایتخت کشور هندوستان شهر دهلی نو، به عنوان میزبان جدید این اجلاس معرفی شد و بدین شکل قدرت تاکتیکی و نقش نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در اذغان مردم منطقه و جهان مورد تاکید مجدد قرار گرفت.


هرگونه برداشت و استفاده از این مطلب منوط به ذکر منبع و نام نویسنده می باشد
پایان
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
http://www.iranian-airforce.blogfa.com

صفحه اینستاگرام
https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب moh-597 تشکر کرده اند:
ARSAM 88, SAMAN, Shahbaz, Reza 313, CAPTAIN PILOT, sokuteasemuni, Shahryar, hesperus, كيارش, sayeh_roshan_1988, kayvan6079, shola, Mahdi1944, Hadi1001, Fariborz, Mehdi2224, zoornachi, B2 Spirit

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

167

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 11:59

آرشيو سپاس: 18 مرتبه در 15 پست

توسط persepolis52-6-16 » يکشنبه 29 اردیبهشت 1387 14:03

آن مرحوم باتوجه به مدت زمان شروع جنگ تا شهادت ايشان بالاترين تعداد ماموريتهاي پروازي را داشت :smile:

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب persepolis52-6-16 تشکر کرده اند:
sokuteasemuni

Rookie Poster

Rookie Poster



نماد کاربر
پست ها

27

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 11:52

آرشيو سپاس: 180 مرتبه در 25 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط ARSAM 88 » يکشنبه 20 اردیبهشت 1388 11:25

با سپاس از زحمات شما ؛ آیا شماره 2 به ایران رسیده ؟
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز ****** مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARSAM 88 تشکر کرده اند:
CAPTAIN PILOT

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

949

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 20 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 29 اسفند 1384 14:31

آرشيو سپاس: 1621 مرتبه در 402 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط Reza 313 » يکشنبه 20 اردیبهشت 1388 11:32

arsamhakhamaneshi نوشته است: آیا شماره 2 به ایران رسیده ؟


بله ...
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند ....

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Reza 313 تشکر کرده اند:
moh-597, zoornachi, ARSAM 88, SAMAN, Mahdi1944, kayvan6079, Fariborz, Shahbaz, sokuteasemuni, Shahryar, كيارش

Rookie Poster

Rookie Poster



نماد کاربر
پست ها

27

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 11:52

آرشيو سپاس: 180 مرتبه در 25 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط ARSAM 88 » يکشنبه 20 اردیبهشت 1388 16:57

:D
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز ****** مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARSAM 88 تشکر کرده اند:
CAPTAIN PILOT

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

1606

تشکر کرده: 397 مرتبه
تشکر شده: 254 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 5 آذر 1387 13:41

آرشيو سپاس: 13186 مرتبه در 1359 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط shola » يکشنبه 20 اردیبهشت 1388 21:42

واقعا این خلبانان جان بر کف نیروی هوایی نشان دادن که اینقدر هزینه برای این عزان بی فایده نبوده است
سوای غیرت و حمیت این عزیزان اموزش عالی نیروی هوایی در ان زمان نیز بسیار سودمند بوده است
منم مرگ، مادر تو، منم که دوباره تو را از نو میزایم.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب shola تشکر کرده اند:
sokuteasemuni, alirezak2, SAMAN

Moderator

Moderator



no avatar
پست ها

2647

تشکر کرده: 707 مرتبه
تشکر شده: 81 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 9 خرداد 1386 19:41

آرشيو سپاس: 15736 مرتبه در 1685 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط Shahbaz » چهارشنبه 1 مهر 1388 08:49

روايتي دست اول از اولين عمليات استشهادي هوايي



مجري اين عمليات كسي نبود جز سرهنگ خلبان شهيد «عباس دوران». آن چه مي خوانيد خاطرات آن پرواز به ياد ماندني را از زبان سرگرده ازاده خلبان «منصور كاظميان» كه خلبان كابين دوم شهيد عباس دوران در اين پرواز بود مي باشد.

اشاره:
دود سياه رنگي كه صبح سي‌ام تيرماه 1361 از پالايشگاه بزرگ «الدوره» در حومه بغداد برخاست، روياهاي سياسي حزب بعث و صدام را برآشفت. قرار بود كنفرانس جنبش عدم تعهد در اوايل شهريورماه همان سال در بغداد برگزار شود و صدام رياست اين كنفرانس را به عهده داشته باشد.اين فرصتي نبود كه صدام و كشورهاي حامي او به خصوص عربستان و كويت آن را به راحتي از دست بدهند. گرچه براي برگزار نشدن اين كنفرانس يك جنگ ديپلماسي تمام عيار در گرفته بود ولي ناامن كردن حريم هوايي بغداد هم براي برگزار نشدن اين كنفرانس كافي بود.
آن دود سياه رنگ و صداي مهيب انفجار كه از پالايشگاه الدوره برخاست و آسمان بغداد را پوشاند، صدام را مجبور كرد كه در تالار تازه‌اي كه براي اين كنفرانس ساخته بود به تنهايي قدم بزند و صندلي‌هاي خالي را تماشا كند.
قهرمان زيبايي كه اين پيروزي بزرگ سياسي نظامي را براي ملت ما به ارمغان آورد كسي نبود جز سرهنگ خلبان شهيد «عباس دوران».
حالا خاطرات آن پرواز به ياد ماندني را از زبان سرگرده ازاده خلبان «منصور كاظميان» كه خلبان كابين دوم شهيد عباس دوران در اين پرواز بود مي‌خوانيم:

سحرگاه روز سي ام تيرماه بود. از آنجا كه در جريان مأموريت آن روزمان بودم زودتر از خواب برخاستم. پس از اداي نماز و استغاثه به درگاه ايزد منان و آرزوي توفيق در مأموريتي كه پيش رو داشتيم در حالي كه شهر هنوز جنب و جوش عادي روزانه خود را نيافته بود منزل را به سوي پايگاه ترك كردم.
روز غريبي بود.وقتي وارد پايگاه شدم همه چيز حال و هوايي ديگر داشت. سرهنگ خلبان«شهيد عباس دوران» را ديدم او نيز مانند من براي اين مأموريت، آمادگي كامل داشت. در اين مأموريت، دو گروه پروازي ما را ياري مي‌دادند. هدفمان پالايشگاه «الدورة» در محدوده شهر بغداد بود؛ جايي كه صدام بيشترين تبليغات را در مورد امنيت فضاي آن تحت پوشش شبكه دفاعي خود صورت مي‌داد.
هماهنگي‌هاي لازم قبلا صورت گرفته بود. بدون از دست دادن فرصت به اتاق چتر و كلاه رفته و پس از برداشتن تجهيزات مورد نياز، اتاق را به سمت هواپيما ترك كرديم. در طول مسير تا محل استقرار هواپيما، سكوت عجيبي حكمفرما بود تا آن زمان عمليات زيادي انجام داده بودم اما نمي‌دانم چرا اين بار با ديگر مأموريت‌هايم فرق داشت! شايد بدان خاطر كه موفقيت يا شكست ما در اين مأموريت از بعد سياسي براي جمهوري اسلامي و دفاع مقدسمان، جنبه حياتي داشت.
در همين فكر بودم كه اتومبيل در محل استقرار هواپيماي مورد نظر توقف كرد. سه نفر از خدمه پروازي به استقبال ما آمدند و پس از احوالپرسي و آرزوي توفيق براي دسته پروازي آمادگي هواپيما را جهت مأموريت اعلام كردند. عباس به منظور بازديد به دور هواپيما چرخي زد وتمامي تجهيزات از قبيل بمبها، فيوزها و سيستم نويز هواپيما را بررسي كرد و پس از اطمينان سوار هواپيما شديم.
از انجا كه در اين مأموريت حساس و سرنوشت ساز مي بايد سكوت رادويي را كاملا رعايت مي‌كرديم با برج مراقبت تماسي نداشتيم. قبلا از پست فرماندهي شماره پرواز را دريافت كرده بوديم و توسط عوامل برج مراقبت با اعلام علامت‌هاي لازم كنترل مي‌شديم.
سرانجام هواپيما در طول باند پرواز با حداكثر سرعت به حركت درآمد و لحظه اي بعد خود را در دل آسمان يافتيم. دقايقي بعد، دو فروند هواپيماي ديگر نيز باند پرواز را ترك كرده به ما ملحق شدند. چيزي نگذشت كه به صورت يك دسته پروازي با رهبري «سرهنگ خلبان عباس دوران» (كه يكي از برجسته‌ترين خلبانان نيروي هوايي بود) در موقعيت مناسب در كنار هم قرار گرفتيم.
عباس دوران انسان والايي بود: شوخ طبع و باروحيه. قبلا هم با او به مأموريت رفته بودم اما اين بار او را جدي تر و مصمم تر از گذشته مي‌ديدم. او كمتر حرف مي‌زد اما به هنگام لزوم جدي و كلامش قاطع بود. روز قبل كه جهت هماهنگي وكارهاي مقدماتي پرواز به منظور تعيين مسير و هدف از روي نقشه وتعيين تجهيزات لازم به اتاق «بريفينگ» رفته بوديم به من گفت: اگر خداي ناكرده براي هواپيما سانحه‌اي پيش آمد سعي كن از صندلي پران خودت استفاده كني اما بدان حق نداري تكمه صندلي پران مرا براي ترك هواپيما بزني.
چيزي از شروع پرواز ما نگذشته بود كه به مرز رسيديم. در همين حال به منظور فريب دادن دشمن هواپيماي سوم بايك پرواز انحرافي بر فراز نوار مرزي او دسته پروازي جدا شد و به پايگاه بازگشت. براي مخفي ماندن از رادارهاي دشمن ارتفاع را كم كرديم و به محض ورود به خاك عراق آرايشمان را تغيير داديم. تمامي رادارهاي دشمن ما را در ديد خود داشتند. آژير وضعيت قرمز در بغداد به صدا درآمده بود. در يك لحظه متوجه موشكي شدم كه به طرف هواپيماي ما شليك شد اما خوشبختانه به هواپيما اصابت نكرد. عباس از طريق راديو اعلام كرد مواظب هواپيماهاي دشمن باشيم تا خطري از بالا ما را تهديد نكند.
در طول مسير تكان‌هاي خفيفي كه حاكي از شليك ضدهوايي دشمن بود احساس كرديم. از اين رو هواپيما را از مسير اصلي كه با سدي از ديوار آتش مسدود شده بود و در آن صبح زود به وضوح ديده مي شد كمي منحرف كرديم و به مركز شهر بغداد رسيديم. تا اينجا مهمترين قسمت مأموريت ما كه عبور از ديوار دفاعي و شبكه آتش ضدهوايي دشمن و ورود به محدوده بغداد بود صورت گرفته بود.
هنوز همه در خواب راحت بودند كه غرش سهمگين هواپيماهاي ما سكوت بغداد را در هم شكست. از دور در ضلع جنوبي شهر دكلها و تأسيسات پالايشگاه «الدوره» نمايان شد به هدف رسيده بوديم با ايجاد سرعت سمت ارتفاع و زاويه مناسب و با يك شيرجه تمامي بمب هايمان را روي هدف رها كرديم. پرده سياهي از دود و آتش شهر را در خود پيچيد. سريعا گردش به راست كرديم و در همين حال صداي انفجار مهيبي كه ناشي از برخورد موشك به هواپيما بود مرا به خود آورد. از طريق راديو به عباس گفتم: ما مورد اصابت قرار گرفته‌ايم.
تمامي علايم اضطراري را نشان مي داد دود غليظ ناشي از آتش بال و بدنه وارد كابين شد. چند مايلي از شهر دور نشسته بوديم كه هواپيمابه كلي تعادل خود را از دست داد. صداي ديگر خلبان دسته پروازي كه از راديو شنيده مي شد از وضعيت بد هواپيما خبر مي‌داد. سريعا حالت پرش به خود گرفته از عباس خواستم براي خروج از هواپيما آماده باشد او كه اعلام آمادگي مرا براي بيرون پريدن از هواپيما شنيد زودتر از من دكمه مربوط به صندلي پران مرا فشرد و من ديگر چيزي نفهميدم.
وقتي به هوش آمدم در حالي كه سر و صورتم خون جاري بود و دنده و كتفم به شدت اسيب ديده بود خود را در وزارت دفاع عراق در محاصره نيروهاي امنيتي رژيم بعث يافتم قبل از هر چيز از وضعيت همكارم جويا شدم. در پاسخ من گفتند كه او از هواپيما خارج نشد. بي اطلاعي از سرنوشت عباس به شدت نگرانم كرد. پس از بهبود نسبي بازجويي‌هاي روزانه از من آغاز شد.
در پاسخ به بسياري از سوال هايشان اظهار بي اطلاعي مي كردم و روزي نبود كه از كتك و شكنجه آنان بي نصيب باشم. در بازجويي ها دريافتم كه عباس هواپيماي در حال سقوط رابه يكي ديگر از تأسيسات مهم عراق كوبيده و به افتخار شهادت نائل آمده است و متوجه شدم كه اين حركت او هراس عجيبي در دل عراقيها ايجاد كرده است.
راديو جمهوري اسلامي ايران در برنامه اي كه صدايش در عراق شنيده مي شد از شخصيت والاي شهيد عباس دوران تجليل به عمل آورده بود و همين موضوع باعث شده بود عراقيها فشارهاي زيادي بر من تحميل كنند تا درباره شخصيت و خصويات او اطلاعات بيتري به دست آورند كه تلاششان را بي نتيجه نگذاشتم. تنها اقبال من اين بود كه از طرف صليب سرخ ثبت نام شده بودم.
در طول هشت سال اسارت گرچه متحمل رنجها و مشقات زيادي شدم اما وقتي رنج و مشقت را در جهت منافع اسلام و كشورم مي ديدم تحمل آن راحت مي شد و بعدها با آزادي تمامي رنج و خستگي دوران اسارت با حلاوت لحظات خوش حضور در وطن از بين رفت.



فارس
امام خمینی (ره ) :
  اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Shahbaz تشکر کرده اند:
Hadi1001, sokuteasemuni, zoornachi, Shahryar, Reza 313, Fariborz, SAMAN, moh-597, ARSAM 88, hesperus, CAPTAIN PILOT, shola, alirezak2, Mahdi1944

اخراج شده



no avatar
پست ها

9

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 18 بهمن 1388 12:05

آرشيو سپاس: 11 مرتبه در 6 پست

Re: عبور از دیوار دفاعی عراق و لغو اجلاس سران غیرمتعهدها

توسط pilot_bicycle_gh » يکشنبه 18 بهمن 1388 12:32

اقايون سلام.من تازه عضو شدم.من همدانيم.با چند تا خلبان اشنا هستم كه كلي از خلباناي قديميو ميشناسن.يه بار از عباس دوران و رشادت هاش ميگفت.ميگفت طفلك تمام بدنش بلاتين بود.خيلي بي كله بود.رفيقش بوده.ميگفت برعكس اين فيلمه كه ازش ساخته بودن اصلا موئمن نبود.ولي يه وطن برست بود كه همه چيزو در مورد عمليات اخرش ميدونست.ميدونست برگشتي در كار نيست.حالا اگه وقت بشه خيلي جيزا ازش ميگم.ضمنا ما فاميل شهيد خلبان علي رضا دباغيان هستيم...


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان



phpBB | CentralClubs