در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

163

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 08:47

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 19 پست

توسط melani » پنج شنبه 4 مهر 1387 01:37

The Other Boleyn Girl


کارگردان: Justin Chadwick
نویسندگان: Peter Morgan ، Philippa Gregory
بازیگران: Natalie Portman ( آن بولین) ، Scarlett Johansson (ماری بولین) ، Eric Bana ( شاه هنری) ، Jim Sturgess (جورج بولین ) ، Mark Rylance ( سر توماس بولین) ، Kristin Scott Thomas (خانم الیزابت بولین )
محصول 2008 آمریکا و انگلستان
مدت: 115 دقیقه
ژانر: درام ، تاریخی، عشقی
--------------------------------------------
[align=justify]ماری بولین با یکی از همشهریان خود ازدواج کرده در حالی که خواهر بزرگتر او هنوز مجرد است. قرار است شاه هنری سفری به شهر آنها داشته باشد، پس پدر و دایی ماری برای دست یافتن به پستی بالاتر نزد شاه ، به خواهر او یعنی آن ماموریت میدهند تا شاه را شیفته ی خود کند  زیرا  ملکه باردار نمیشود و شاه وارثی برای خود ندارد. ولی آن نتوانست این کار را به درستی انجام دهد و موجب سقوط شاه از یک پرتگاه و زخمی شدنش میشود. ماری بولین برای مراقبت از شاه به اتاق او میرود و شاه علارغم اینکه میداند او ازدواج کرده از او خوشش آمده و او را به قصر دعوت میکند و به همسر ماری یک پست در قصر میدهد. ماری به ناچار شب را با شاه سپری میکند و از او خوشش می آید.
آن بولین به طور مخفیانه با یکی از اشرافزادگان ازدواج میکند و لی خانواده ی او این موضوع را فهمیده و او را به جایی دیگر تبعید میکنند.
چند ماه بعد ماری حامله شده، این در صورتی است که مادرش می خواهد آن، از تبعید برگردد. آن برگشته و به قصد انتقام از ماری طمع شاه را شیفته ی خود میکند. ماری فرزند پسری به دنیا می آورد ولی شاه  به خاطر اینکه با آن همبستر شود به او  قول داده که ماری را به خانه اش بفرستد و کلامی با ملکه سخن نگوید. آن با سخنانش از شاه میخواهد تا او ملکه شود و شاه هم چاره ی دیگری نمیبیند ولی ملکه به شاه میگوید که شما شاه هستی ، مثل شاه رفتار کن و از قصر بیرون میرود. شاه هم به سراغ آن رفته و بدون رضایت آن به او تجاوز میکند.
شاه و آن طی مراسمی با یکدیگر ازدواج میکنند.آن صاحب فرزندی دختر میشود در صورتی که شاه خواهان فرزندی پسر است.  
به همین دلیل روابطی جدید با همسر برادر آن آغاز میکند. آن برای نجات زندگیش دوباره باردار شده ولی بچه را مرده به دنیا می آورد. این موضوع را آن، ماری و جورج برادرش میدانند. آن از جورج میخواهد برای نجات زندگی خواهرش از مرد دیگری باردارشود و کسی  بجز او نمیتواند خواهش کند. جورج و آن به بستر میروند ولی جورج این کار را انجام نمیدهد.. همسر برادر آن شاهد این اتفاق بوده ولی پشیمانی جورج خبر ندارد. او این اتفاق را گزارش میکند و منجر به سر بریدن جورج و ملکه به جرم خیانت میشود. ماری به شهرش برگشته و با ویلیام استفورد ازدواج کرد. سر توماس بولین دو سال بعد مرد و دوک نورفلک(دایی آن) به زندان افتاد.



تا توانی یکدل و یکرنگ باش که فرش با این همه رنگ به زیر پا افتاده

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

163

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 08:47

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 19 پست

توسط melani » شنبه 6 مهر 1387 03:10

وکیل مدافع شیطان     The Devil's Advocate

کارگردان :  Taylor Hackford
نویسندگان : Andrew Neiderman ، Jonathan Lemkin
بازیگران: Keanu Reeves (کوین لوماکس) ، Al Pacino (جان میلتون ) ، Charlize Theron (ماری آن لوماکس) ، Jeffrey Jones( ادی بارزون)
محصول 1997 آمریکا و آلمان
زمان: 144 دقیقه
ژانر: درام ، هیجانی ، معمایی
--------------------------------------------------
[align=justify]کوین لوماکس وکیلی است که در حین دفاع از یکی از موکلانش به نام گیتس متوجه میشود او گناهکار بوده و از دادگاه درخواست تنفس میکند و به دستشویی دادگاه می رود تا تصمیم بگیرد همچنان از موکلش دفاع کند یا نه. بالاخره تصمیم می گیرد و به دادگاه میرود تا دادگاه را ادامه دهد. پیروزی از آن بود و این پرونده را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت. بعد از دادگاه جان میلتون رئیس شرکتی بزرگ و قدرتمند که دارای شعبه هایی در دیگر شهرهای بزرگ است، به کوین پیشنهاد کار در شرکت بعلاوه ی خانه ای زیبا در نیویورک میدهد. کوین و همسرش ماری  پیشنهاد او را قبول کرده و علارغم مخالفت های مادر کوین از فلوریدا به نیویورک میروند. ماری در ابتدا با دیدن خانه و حقوقی که قرار است کوین دریافت کند خیلی راضی و خوشحال است، ولی رفته رفته از بیکاری و کم توجهی کوین احساس نارضایتی میکندو از کوین میخواهد به شهر خود یعنی فلوریدا برگردند. ولی کوین در کار خود غرق شده، تمام موکلانش آدمهایی گناهکار بوده که جان میلتون قصد دارد آنها را بی گناه جلوه دهد. در این هنگام دختری توجه کوین را به خود جلب میکند به طوری که هنگامی که ماری و کوین قصد دارند بچه دار شوند، کوین به جای همسر خود چهره ی آن دختر را میبیند.
کوین در گناه غرق شده و سرگرم جمع آوری مدارک برای دفاع از موکلان گناهکارش است در حالی که ماری همسرش با دیدن افرادی شیطانی به مرز جنون رسیده و ادعا میکند که جان میلتون به او تجاوز کرده، در صورتی که در آن زمان جان میلتون در دادگاه و در کنار کوین حضور داشته است. کوین، ماری را در بیمارستان روانی بستری میکند. ماری خود کشی میکند. مادر کوین به نیویورک می آید و حقایقی را برای کوین بازگو میکند که مشخص میشود که جان میلتون شیطان و پدر اوست و دختری که توجه او را به خود جلب کرده خواهر اوست. پس به سراغ جان میلتون میرود  و بعد از بحث و گفتگو با او برای اینکه همانند پدرش مردی شیطانی نشود با یک گلوله به مغز خود از دنیا میرود و با مردن او جان میلتون و خواهر کوین نیز از بین میروند.

همه ی این وقایع از چشم کوین دیده میشدند که اکنون به  دادگاه  گیتس در فلوریدا برگشته و کوین با دیدن این وقایع و از دست دادن همسرش تصمیم میگیرد تا به دادگاه برگشته و از وکالت گیتس انصراف دهد. و در آخر کوین و ماری با یکدیگر از دادگاه خارج می شود.






تا توانی یکدل و یکرنگ باش که فرش با این همه رنگ به زیر پا افتاده

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

163

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 08:47

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 19 پست

توسط melani » سه شنبه 23 مهر 1387 16:15

غرور و تعصب    Pride & Prejudice

کارگردان: Joe Wright
نویسنده:  jane Austen، Deborah Moggach
بازیگران:  Keira Knightley(الیزابت ،لیزی بنت) ، Matthew MacFadyen (آقای دارسی)،Simon Woods ( آقای بینگلی) ، Rosamund Pike (جین بنت)
محصول:2005 فرانسه و انگلستان
زمان :135 دقیقه
ژانر:درام
--------------------------------------------------------------------
[align=justify]نامزد اسکار بهترین طراحی صحنه طراحی لباس موسیقی و بازیگر زن نقش اصلی کایرا نایتلی برنده بهترین کار اول از انجمن منتقدان فیلم بوستون برنده بهترین کارگردان و بازیگر نقش اول مرد نقش مکمل/تام هولاندر از انجمن منتقدان فیلم لندن نامزد جوایز بافتا برای بهترین فیلم طراحی لباس گریم بازیگر زن نقش مکمل برندا بلتین فیلمنامه و جایزه کارل فورمن برای کارگردان تازه کار نامزد جایزه گولدن گلوب برای بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن نقش اول کایرا ناتالی .نامزد اسکار بهترین موسیقی متن فیلم برایداریو ماریانلی و نامزد بهترین فیلمبرداری برای رامون اوشین
--------------------------------------------------------------------
خلاصه فیلم:
سال ١٧٩٧، انگلستان. بعد از مرگ آقاي بنت همسرش کوشيده تا پنج دخترش- جين، اليزابت، مري، ليديا و کيتي- را آماده يافتن شوهري مناسب نمايد. چون اين کار را تنها راه دستيابي يک زن به رفاه و آسايش مي داند. زماني که سر و کله جوان ثروتمند و خوش سيمايي به نام بينگلي و دوستش آقاي دارسي در همسايگي آنها پيدا مي شود، هيجان بر خانه خانواده بنت مستولي مي شود. به زودي جين با آقاي بينگلي دوست مي شود و به نظر مي رسد که اليزابت نيز به آقاي دارسي نظر دارد. اما رفتار آقاي دارسي مغرور چندان به مذاق اليزابت باهوش که در سايه تعاليم پدر فردي جسور و مستقل بار آمده خوش نمي آيد از اين رو به زودي جنگ ميان مردها و زن ها آغاز مي شود.
------------------------------------------------------------------
نقد فیلم:
شکار شوهر به روش انگلیسی در قرن هجدهم!
که به نظر میرسد تمام روایت فیلم غرور و تعصب به کارگردانی جو رایت است.روایت فیلم برگرفته از رمان جین استین با همین نام میباشد که رمان بسیار مشهوری است که بارها از روی این رمان سریالهای تلویزیونی ساخته شده است و البته فیلم جو رایت نسخه سوم سینمایی ساخته شده از روی رمان غرور و تعصب نوشته جین استین است که وی این داستان را در سال 1796 در حالی که تنها 21 سال داشت نوشت. اما چاپ آن تا سال 1813 به طول کشید. جالب است بدانید این کتاب در ابتدا با نام «تاثرات اولیه» نوشته شده بود و تا مدتها توسط ناشران رد می‌‌شد و وقتی به چاپ رسید به جای نام آستن نام «یک خانم» به عنوان نام نویسنده روی جلد به چشم می‌‌خورد.اما در مورد فیلم غرور و تعصب شاید بتوان گفت که این فیلم یک فیلم زنانه است که با روایتی بسیار ساده و دلنشین و دوست داشتنی روایت میشود .غرور و تعصب یک فیلم زیباست .و باید به خاطر ساختن این فیلم به جو رایت تبریک گفت !خصوصا اینکه این اولین فیلم بلند او محسوب میشود(بعد از اکران فیلم کمپانی برادران وارنر از جو رایت برای ساختن فیلمی با نام چراغ گاز دعوت کرد و او پذیرفت) .زمانی که برای اولین بار این فیلم را میخواستم تماشا کنم صرفا با دیدن پوستر فیلم از دیدن فیلم صرف نظر کردم چون که دیدن فیلمهای درام را به هیچ وجه دوست نداشتم اما چند روز گذشته و برای اولین بار و به اصرار دوستان این فیلم را تماشا کردم به قدری لذت بردم که گویی یک بعد جدیدی از سینما برای من متولد شد و به قدری هیجان داشتم که بلافاصله تصمیم گرفتم از این فیلم بنویسم در حالی که نقد فیلم یک المانی خوب اخرین اثر سودربرگ را اماده ارسال داشتم !اما از ان نقد صرف نظر کردم و در مورد این فیلم که ساختاری ساده و روایتی دلنشین دارد نوشتم !واقعا دیدن یک اثر کلاسیک و زیبا بعد دیدن فیلمهای دیوید لینچ و سینمای سورئالیستی لوییس بونوئل برای من یک تولد دوباره بود !اما بپردازیم به فیلم!
فیلم غرور و تعصب یک داستان پیچیده و گنگ ندارد همه چیز در این فیلم معمولی است اما چه طور اینهمه سادگی تبدیل به یک اثر بزرگ سینمایی میشود را باید در عوامل تولید این فیلم جستوجو کرد و مهمترین عوامل این فیلم که این فیلم را منحصر به فرد میکند همان عوامل کلیدی هنر سینما میباشد یعنی تصویر و صدا شاید به جرات بتوان گفت که تصویر برداری این فیلم اگر نگوییم که یک شاهکار است!اما فوق العاده است .دوربین دائما در حال حرکت است و ما در طول فیلم کمتر با یک تصویر ایستا و یک نمای ثابت مواجه هستیم .این فیلم با حرکت دوربین به سوی خانه خانواده بنت اغاز میشود به نوعی که در همان ابتدای فیلم ما تمام اتاقهای خانه را میبینیم و با تمام اعضای خانواده بنت اشنا میشویم دوربین به طور شگفت انگیزی از داخل یک اتاق به اتاقی دیگر حرکت میکند و بعد به یک باره از اشپزخانه و قسمت های مختلف خانه حرکت میکند و باز به همان محل حرکت خود بازمیگردد .اما هنر فیلمبرداری رامون اوشین به همین صحنه ختم نمیشود ما در صحنه های رقص هم شاهد این هنرنمایی هستیم دوربین از بین تمام حضار داخل سالن رقص که همگی در حال رقصیدن به شکلی زیبا و البته سنتی هستند از دیدگاه بازیگر زن حرکت میکند و بازیگر مرد را که در انسوی سالن است را دنبال میکند و به یک باره ما شاهد حرکت دوربین از منظر دید بازیگر مرد هستیم که از بین تمام ان شلوغی ها بازیگر زن را مد نظر دارد .حرکت دوربین در این صحنه ها طوری است که بیننده واقعا احساس میکند که در ان سالن حاضر است هنگام رقصهای سنتی که در این فیلم بسیار دیده میشود دوربین با حرکتهای ناگهانی بین بازیگرانی که در حال رقص هستند حرکت میکند و واقعا اتماشاگر با دیدن این صحنه ها و فیلمبرداری با کنتراست قوی احساس میکند که در حال رقصیدن است !
در یکی از سکانسهای فیلم به یک باره تصویر فقط محدود میشود به دو بازیگر اصلی فیلم یعنی الیزابت و اقای دارسی که از منظر دید این دو در تمام سالن رقص هیچکسی نیست و فقط این دو نفر در حال رقص هستند .بعد از تصویر برداری خوب این فیلم که بسیار زیبا است موسیقی فیلم هم در حد قابل توجهی به هر چه زیبا تر شدن این فیلم کمک میکند شاید فکر کنید که برای موسیقی این فیلم از ارکستهای بزرگ استفاده شده است اما این طور نیست ما در طول تمام صحنه های فیلم فقط یک موسیقی ملایم پیانو را میشنویم که همین موسیقی به قدری با صحنه های فیلم همخوانی دارد که شگفت انگیز است .استفاده از این ساز اصیل یعنی پیانو به هرچه بهتر شدن فضای کشور انگلستان در قرن هجدهم کمک میکند چون در ان زمان این ساز بیشتر در خانواده های اشرفافی مورد استفاده قرار میگرفته و در ان زمان خوب پیانو زدن برای دختران انگلیسی یک هنر و به نوعی یک مزیت و ملاک برای مردان محسبوب میشده .اما در مورد کاراکترها و بازیگرها اگر بخواهیم صحبت کنیم اولین کاراکتر شخصیت الیزابت بنت است که شخصیتی است بسیار دوست داشتنی و البته در خانواده بنت شخصیت دوم محسوب میشود که بیشتر خانواده بنت به خواهر بزرگتر او یعنی ماری بنت(با بازی( Talulah Riley توجه میکنند تا به او !

نقش الیزابت را بازیگری نام اشنایی به نام کایرا ناتالی(Keira Knightley )بازی میکند که ما قبلا و بعدا از او فیلمهایی نظیر دزدان دریایی کارائیب .شاه ارتور و دومینو را دیده بودیم که صد البته بازی او در ان فیلمها بسیار ضعیف بود اما کایرا ناتلی در این فیلم یک بازی منحصر به فرد ارائه میکند که باورش کمی سخت است .اما بازی او در این فیلم تحسین بر انگیز است به طوری که در سال 2006 برای ایفای این نقش نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد کایرا ناتالی بدون شک یکی از زیباترین بازیگران هالیوود است (جو رایت کارگردان فیلم در نقل قولی در مورد کایرا ناتالی گفته:او ستاره ای بود که زندگی را به فیلم من اورد)بخصوص به خاطر چهره بسیار شرقی (شبیه به دختران ایرانی)و سمپاتیک و دوست داشتنی که دارد به خوبی ان حس را به تماشاگر انتقال میدهد

تماشاگر با دیدن چهره کایرا ناتالی در نقش الیزابت به نوعی انرژی مثبت میگیرد(مثل بازیگر نقش زن فیلم امیلی) خصوصا وقتی که میخندد و لبخند میزند این احساس و انرژی مثبت به خوبی منتقل میشود میمیک های صورت این بازیگر در این فیلم بسیار عالی است و در کل به نظر من این بهترین بازی تمام دوران بازیگر کایرا ناتالی محسوب میشود که در این فیلم جدا از بازی کردن نقش الیزابت باید نقش تعصب را هم بازی کند که در واقع الیزابت بنت در فیلم غرور و تعصب نماد تعصب است اما در مقابل باید اشاره کنیم به بازی خوب ماتیو مک فیدن در نقش اقای دارسی که نماد غرور است غروری از نوع کاملا مردانه که به خوبی نشان دهنده یک مرد واقعی و اصیل است. کاراکتر اقای دارسی یک جوان خوش قیافه است که از یک خانواده سرشناس است و تمام دختران عاشق او هستند اما او به قدری مغرور است که به هیچ کسی توجه نمیکند بر خلاف الیزابت ما در طول فیلم کمتر جایی را میبینیم که شخصیت اقای دارسی لبخند بزند !مک فیدن با بازی بسیار خوب خود شخصیت یک مرد خشک و رسمی را ارائه میدهد که بسیار طبیعی جلوه میکند.
در کل بازی تمام بازیگران این فیلم خیلی عالی است .داستان فیلم فراز و نشیب های بسیاری دارد و ما تماما در طول فیلم شاهد هیجانات عاشقانه هستیم اما نکته برجسته داستان فیلم و یا همان رمان جین استین این است که بر خلاف رمان ها و داستان عشقی رایج شخصیت الیزابت بنت و اقای دارسی در این فیلم با اینکه به شدت به همدیگر علاقه مند هستند اما هرگز این علاقه را اشکار نمیکند و بر عکس در بسیاری از صحنه های فیلم دو شخصیت اصلی شخصیت یکدیگر را خرد میکنند در یک سکانس وقتی که الیزابت میخواهد سوار بر درشکه شود از اقای دارسی برای سوار شدن به درشکه طبق رسم کمک میخواهد اما اقای دارسی دست الیزابت را نمیگیرد و موجب تحقیر او میشود و این تحقیر ها از سوی هر دو کاراکتر تا انتهای فیلم هم ادامه دارد !اما در مورد نکات دیگر فیلم هم باید گفت که صحنه های این فیلم بسیار ساده و ملموس هستند مثل وقتی که اقای دارسی و دوستش به همسایگی خانواده بنت می ایند که هر دو جوان خوش سیمایی هستند و این باعث شادی بدون وصف دختران خانواده بنت میشود که دائما در حال خندیدن هستند و به خوبی حس یک خانواده شاد را به بیننده القا میکنند .و مادری که صاحب 5 دختر است و میخواهد برای هر کدام از دخترهایش بهترین شوهر را پیدا کند .تمام دغده های فیلم همین 5 دختر هستند و مادرشان که روایت اصلی داستان بر پایه شخصیت انها شکل گرفته است برای همین فیلم غرور و تعصب یک فیلم کاملا زنانه است از دیدگاه من چون در طول فیلم شاهد گفت و گوهای پنهانی زنانه .شیطنت های دخترانه.و دغده های دختران جوان برای پیدا کردن شوهر خوب و مسائل رمانتیک انها هستیم .
وجود این همه زن و دختر در طول فیلم که دائما در حال شادی و جنب و جوش هستند یک حس شادابی را به بیننده فیلم القا میکند خصوصا خنده های دو دختر کوچک تر خانواده بنت که دائما در حال شیطنت و بازیگوشی هستند . تصاویر دیدنی از یک زندگی روستایی ساده و طبیعت زیبا با مردمانی دوست داشتنی برای هر بیننده ای یک حس نوستالژیک را زنده میکند .ما در بسیاری از صحنه های فیلم با یک نظم خاصی مواجه هستیم به طوری که همه چیز سر جای خودش هست .چیزی که در این فیلم بر ان تاکید شده است خانواده است فیلم به خانواده تاکید میکند و خانواده را مهمترین عنصر برای خوشبخت شدن و سعادتمندی فرد میداند در غرور و تعصب خانواده و اعضای خانواده هم دیگر را دوست دارند به همدیگر احترام میگذارند حتی در این خانواده رده بندی سنی اعضای خانواده مشخص است .دو خواهر بزرگتر در یک اتاق میخوابند و خواهران کوچکتر در اتاقی دیگر ! شاید نمایش این فیلم در کشور انگلیس و جوامع غربی که دیگر نقش خانواده در ان جوامع بسیار کم رنگ است یک طعنه باشد! به هر حال فیلم غرور تعصب فیلمی است زیبا که به دور از هرگونه بزرگ نمایی و یا قهرمان پروری به همان روایت ساده و داستان خطی خود تاکید میکند و اتفاقا خیلی هم موفق است تدوین خوب استفاده از لوکیشن های زیبا(اماکن معروفی مثل:Basildon Park, Lower Basildon, BerkshireBurghley House, Stamford, Lincolnshire,Chatsworth House, (Edensor, Derbyshire, و رمانتیسم قوام یافته فیلم در کنار موسیقی زیبای ان این اثر را تبدیل به یک اثر ماندگار در سینما میکند و برخلاف دو نسخه قبلی فیلم که خیلی زود فراموش شدند این فیلم ماندگار در سینما میماند فیلمی که یک فیلم سینمایی است از نوع سینما که هر کسی به همراه خانواده میتواند بدون هیچ نگرانی از صحنه های خشونت امیز و اروتیک و ....این فیلم را تماشا کند و از تماشای یک فیلم کلاسیک لذت ببرد .



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

منبع: P 3 0 L O R D S.COM

تا توانی یکدل و یکرنگ باش که فرش با این همه رنگ به زیر پا افتاده

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

توسط Leila » چهارشنبه 24 مهر 1387 00:51

من رمان غرور و تعصب رو چند بارخوندم خيلي رمان قشنگيه

ممنون از معرفي اين فيلم
چون نمي دونستم اين رمان جذاب فيلمش هم اومده
مرسي ملاني عزيز :(
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

163

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 08:47

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 19 پست

توسط melani » چهارشنبه 13 آذر 1387 01:37

Changeling

کارگردان: کلینت ایستوود
بازیگران: آنجلینا جولی(کریستین کولینز)، جان مالکویچ(گوستاو)، میشل مارتین ، دیون کونتی ، ...  
محصول 2008 آمریکا
ژانر: بیوگرافی، جنایی، معمایی
--------------------------------------------------------
[align=justify]سال1928 ، لس آنجلس. در صبح اولین روز هفته و در منطقه کارگر نشین شهر، کریستین کولینز با پسرش والتر خداحافظی کرده و با ترک خانه به سمت محل کارش روانه می شود.او هم یکی از هزاران زن جوانی است که برای گذراندن زندگی خود و پسرش مجبور به کار سخت و گاه شبانه روزی است. اما زمانی که به خانه برمیگردد، والتر را نمی یابد و کمی بعد متوجه می شود که پسر کوچکش گم شده. کریستین سراسیمه و نگران به اداره پلیس مراجعه کرده و به هر جایی که احتمال حضور پسرش را می دهد، سر می زند.اما والتر مثل قطره ی آبی در زمین فرو رفته و نشانه ای از خود به جا نگذاشته است. ماه ها میگذرد و کریستین نیز رو به ناامیدی می رود که ناگهان یک پسر بچه نه ساله بنام والتر به او تحویل داده می شود. مادر بیچاره با خوشحالی پسرک را غرق بوسه ساخته و به خانه می رود.اما حس مادری ودرونی خیلی زود به او می فهماند که آن پسر با وجود شباهت فوق العاده به والتر، فرزند او نیست! این مسئله موجب شگفتی کریستین شده و او بار دیگر به اداره پلیس و دادگاه مراجعه می کند. اما همه قصد دارند که او را متقاعد بع پذیرفتن والتر کنند. مامورین می کوشند تا کریستین را از ادامه پیگیری در باره ی پسرش باز داشته و سر و ته قضیه را هم آورند. تنها کسی که در این میان حرف کریستین را باور می کند، یک مدد کار اجتماعی بنام گوستاو است.اما حمایت این مرد هم نمی تواند کمکی به کریستین بکند. مطابق با قوانین منطقه ای هیچ زنی قصد مداخله در امور دولتی یا افشاگری را ندارد و ظاهرا در صورتی که کریستین با زبان خوش راضی به سکوت نشود، ساکتش خواهند کر! اما کریستین تسلیم نشده وبا تمام قوا و به کمک گوستاومیکوشد تا معمای این مسئله رو حل کرده و پسرش را پیدا کند و ...
---------------------------------------------------------
چند نکته در مورد فیلم

نام فیلم به معنای "پسر بچه ای که توسط پریان جایگزین یک پسر بچه ی دزدیده شده می شود" است و موضوع فیلم نیز در همین رابطه است و تمی حقیقی دارد.در واقع کلینت ایستوود ، بازیگر و کارگردان کهنه کار سینما که همیشه در فیلم هایش حرف های زیادی برای گفتن دارد، این بار به سراغ یک ماجرای واقعی دیگر رفته و داستان گم شدن پسر بچه ی بنام والتر کولینز را بیان می کند که در سال 1928 در منطقه میرالوما واقع در حومه لس آنجلس ناپدید شد.پیگیری های کریستین مادر این پسر بچه موجب شد که نیروهای دولتی یک پسر بچه دیگر را بنام والتر تحویل او دهند اما حس مادری این زن به علاوه ی اظهار عقیده ی همکلاسی های والتر و پزشک معالج او نشان داد که دولت سعی داشته تا کلاه بزرگی سر این مادر بدبخت بگذارد تا مردم نفهمند که یک قاتل دیوانه بنام گوردون استورات نورت کات، راحت و با دادن رشوه های کلان به مامورین پلیس در شهر میگردد. پیگیری های کریستین و همدردی تعدادی از زنان کارگر منطقه با او نتیجه داد و مامورین ناچار به جست وجوی جدی برای یافتن گوردون و دستگیری او شدند. گوردون به قتل دو پسر بچه اعتراف کرده اما در ابتدا قتل والتر را به گردن نگرفت. او با خونسردی گفت که بچه ها را پس از تجاوز قطعه قطعه کرده و بالاخره به کشتن والتر هم طی یک نامه به کریستین اعتراف کرد.  اما جنازه ی والتر هرگز کشف نشد و از آن زمان تا سال ها بعد به جست و جوی بی سرانجام برای یافتن پسرش ادامه داد. او نمی خواست باور کند پسرش قربانی سهل انگاری و فساد مامورین پلیس آمریکا و تمایلات جنون آمیز یک قاتل آمریکایی شده است. گوردون هم در سال 1930 اعدام شد و بسیاری از رازهایش را با خود به گور برد.

تا توانی یکدل و یکرنگ باش که فرش با این همه رنگ به زیر پا افتاده

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

4251

تشکر کرده: 178 مرتبه
تشکر شده: 676 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 اسفند 1384 13:14

محل سکونت

کرج پلاک 43!

آرشيو سپاس: 13307 مرتبه در 2679 پست

توسط Mohammad 1985 » چهارشنبه 13 آذر 1387 03:51

Leila نوشته است:من رمان غرور و تعصب رو چند بارخوندم خيلي رمان قشنگيه

ممنون از معرفي اين فيلم
چون نمي دونستم اين رمان جذاب فيلمش هم اومده
مرسي ملاني عزيز :(

لیلا خانم نمیشه گفت چون رمان قشنگ بوده فیلمش هم حتما خوب از آب در میاد ! کلا سیستم یک رمان با فیلم فرق داره در هنگام خواندن رمان این ذهن شماست که به کار میفته و تصویری از اوچه می خونید می سازه ولی فیلم اینگونه نیست و شما اون چیزی که کارگردان میخواد رو می بینید !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

قبلي

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان



phpBB | CentralClubs