سوء رفتار و خشونت خانوادگي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3050
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 347 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

سوء رفتار و خشونت خانوادگي

پست توسط Dr.Akhavan » سه شنبه 16 خرداد 1385, 2:19 am

  رفتار و خشونت  


خشونت خانوادگي سوء رفتار تعمدي براي كنترل و سلطه جويي توسـط عـنـاصـر تـرس، تـحـقير، ارعـــاب، برانگيختن احـساس گــناهكاري، تحميل و اجبار برضد همسر، فرزند، دوست پسر و يا دختر و يا افراد سالخورده مي باشد.

چـرا قـربـانيـان سوء رفـتار خانوادگي از اين ورطه خود را رهايي نميدهند:

1- عامل ترس: مـهـمتـرين عـامـــل مي بـاشد. تــرس از انتقامجويي فرد سوء رفتار كننده.

2- در انزوا قرار داشتن قرباني: مـهـمـتـرين تـدبير بكار گرفته شده از سوي فرد سوء رفتار كننده در انزوا قرار دادن قربـانـي خـود مي باشـد. رابـطـه قـربـانـي را با خـانـواده و دوسـتـانش قـــطع و يا محدود ميكند.

3- وابستگي مالي قرباني: قرباني وابستگي مالي به سوء رفـتـار كـنـنـده داشــته و پول كافي براي امرار معاش و جدا شدن از وي را در اختيار ندارد.

4- تجارب كودكي قرباني: چنانچه در كودكي در يك خانواده خشونت بار پرورش يافته باشد، به طبع با خشونت خو گرفته و آن را در بزرگسالي بهتر تحمل مي كـنـد. در واقــع قرباني به رفتار خشونت آميز عادت كرده و آن را يك راه حل محسوب مي كـند.

خشونت خانوادگي مي تواند مـيـان والـديـــن با فرزندان، فرزندان با والدين خود، دوسـت پسر نسبت به دوست دختر و بالعكس و زوج متاهل برقرار باشد اما در اينجا خشـونت از سوي مرد بر ضد زن كه شايعتر است (به ويـژه در فرهنگ هايي كه كنترل زن توسط مرد جايز شمرده ميشود) پرداخته شده است.



خصوصيات اخلاقي سوء رفتار كننده


1- وي معتقد است كه حق كنترل فرد مقابل خود را دارا ميباشد.

2- وي هيچگاه سوء رفتارهاي خود را فراموش نميكند، تنها به انكار آنها ميپردازد.

3- معمولا قرباني را مسبب رفتار بد خود ميداند.وي ممكن است هر چيزي مانند اثرات الكل و مواد مخدر ، گرفتاري شغلي، رفتار ناپسند والدين خود با وي را مــقـــصر اصلي رفتار هاي ناهنجار خود دانسته و آنها را توجيه كند اما هيچگاه خود را مقصر نميداند.

4- حسادت ورزي. مـعـمولا فـرد سـوء رفـتـار كــــننده در ابتداي رابطه همواره حسادت را نشانه عشق واقعي قلمداد ميكند. وي نسبت به اوقاتي كه شريك زندگيـش وقــت خود را با خانواده خود، دوستان و همكارانش سپري مي كند، حسـادت ورزيده تـا آنجايي كه پس از گذشت مدتي تمام حركات، رفت و آمدها و گفتـگـوهـاي شـمـا بـا ديگران را تحت نظر قرار داده و مخفيانه قرباني را كنترل ميكند. وي حـتـي از آنكه قرباني به سر كار خود برود هراس دارد زيرا از آن بيم دارد كه نكند قرباني با فرد غريبـه اي آشـنـا شــده و يا هم صحبت گردد.

5- كنترل رفتار. وي در ابتدا رفتار خود را بر مبناي آنكه نگران سلامتي قرباني مي باشد توجيه ميكند. او از آنـكه شــريك زندگي خود از قرار ملاقات و يا خريد روزانه ديرتر از موعد بـه منزل بازگردد خشمگين ميگردد. از قرباني خود دائما مي پرسد: "كجا بـودي؟ بـا چـه كسي صحبت كردي؟" به شريك خود اجازه نميدهد كه در مسايل زندگي مشترك، خانه و يا نوع لباس خود تصميمي بگيرد. حق هرگـونه انـتـخـابـي را از قـربـانـي ســلب كرده و حتي ميبايد براي خارج گشتن از منزل از وي اجازه بگيرد.

6- انتظارات نامعقول. وي انتظار دارد تا تمام نيازها و تمايلاتش از سوي شريك زندگيش تشخيص داده شده و برآورده گردند. انتظار دارد كه همسرش بي عيب و كامل باشد. هر اندازه هم كه قرباني نيازهاي وي را برآورده سازد به چشم او نـيـامـده و بـازهـم نـاكـافي ميباشد.

7- بسيار حساس و زودرنج ميباشد و همه چيز را توهين به خود تلقي ميكند.

8- نسبت به كودكان و حيوانات بي رحم و قسي القلب ميباشد. از كــودكان انتظار دارد تا فراتر از توانايي خودشان كاري را انجام دهند و يا آنقدر با آنها سر به سر مي گـذارد تا گريه آنها در بيايد.



چرخه خشونت خانوادگي


1- سوء رفتار كننده قرباني را مورد سوء رفتار قرار مي دهد (مــثلا به وي تهمت زناكاري ميزند.)

2- احساس گناه كردن فرد سوء رفتار كننده. الـبـتـه ايـن حـس گـناه معطوف به خود فرد نميباشد. وي به خاطر سوء رفتار خود نسبت به قرباني احساس گنـاه نــكرده و تــنها از قرباني به اين علت عذرخواهي ميكند كه مطمئن گردد دستش براي ديگران رو نــخواهد شد. در واقع از عواقب رفتار خود نگران است و اينكه نكـنـد ديگران وي را متهم به ســـوء رفتار كنند.

3- دليل تراشي. سوء رفتار كننده عذرخواهي كرده امـا قـربـانـي و يـا عـوامـل ديــگري را مسبب رفتار خود بيان مي دارد. هـدف از ايـن مـرحـله گـريز از بــرگردن گرفتن مسئوليت رفتار ناپسند خود ميباشد (مثلا اگر تو دير از خريد برنمي گشـتي مـن هـم بـه تو تهمت زناكاري نميزدم)

- بازگشت به وضعيت عادي. فرد سوء رفتار كننده طوري رفتار مي كـنـد كـه هيــچگونه اتفاقي رخ نداده و همه چيز را عادي و طبيعي جلوه ميدهد. وي همانند روزهاي نخست آشـنــايي ممكن است شريك خود را به رستوران برده و به وي گل هديه دهـد و خــود را مجددا وفادار، جذاب و مهربان نشان ميدهد.

5- خيالپردازي و برنامه ريزي مجدد. فرد سوء رفتار كـنـنـده در ايـن مـرحـله قـربـاني را در ارتكاب به اعمال ناپسند تجسم كرده و براي برخورد با تصورات موهومش چـاره انديشي ميكند. سپس نقشه خود را پياده ميكند. مثلا به همسرش ميگويد كه به خريـد برود اما اگـر در مســير خريد قرباني به فرض در راهبندان گرفتار شود و دير به خانه باز گـردد، فـرد سوء رفتار كننده وي را مجددا به خيانت متهم ميكند.

سوءرفتارها به 5 نوع فيـزيـكـي، جنـسي، اقـتصادي، احساسي و كلامي تقسيم بندي ميگردند.

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”