نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار ادوات دريايي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 1189
تاریخ عضویت: دو شنبه 1 خرداد 1385, 2:58 am
سپاس‌های ارسالی: 16928 بار
سپاس‌های دریافتی: 4253 بار

نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

پست توسط Fariborz » سه شنبه 14 آبان 1387, 9:16 pm

  دريايي ايران مي‌تواند ضربه‌هاي مهلكي به هر دشمن متجاوز وارد  


به گزارش خبرگزاري فارس، در سال 1985 گروهي از متفكران آمريكايي با تعهد به پيشبرد منافع آمريكا در خاورميانه، "موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن" را تأسيس كردند. مأموريت اين گروه تزريق عقايد سلطه‌گرايانه در جهت كمك به تصميم گيري آمريكا در خاورميانه تعيين شده است. اين افراد در راستاي سياست وزارت خارجه آمريكا از نام خاور نزديك به جاي خاورميانه استفاده مي‌كنند.

بنيانگذاران اين موسسه اعلام كرده اند تصوير هاي ذهني و رمانتيك را درباره آنچه كه خاورميانه بايد باشد رها كرده و صرفاً به واقعيت‌هاي اين منطقه توجه دارند. آنان درصدد هستند منافع آمريكا در منطقه خاورميانه را با امنيت، ثبات، شكوفايي، دمكراسي و صلح در اين منطقه مرتبط سازند و اين منافع با تحقيق، بحث و بررسي درباره وضعيت منطقه تأمين مي شود.نيروهاي تحقيقاتي اين موسسه را متخصصان و كارشناسان مختلف در زمينه هاي سياسي، نظامي، امنيتي و اقتصادي تشكيل مي دهند و هر يك از آنان گوشه اي از مسائل خاورميانه را تحت پوشش بررسي هاي خود قرار داده اند.

اين افراد به زبان هاي اين منطقه صحبت مي كنند و در آنجا كار و زندگي خود را ادامه مي دهند.اين موسسه از سال 1996 تلاش كرده است طرح ابتكاري بورسيه نظامي را اجرا كرده و افسران ارشد نيروي هوايي آمريكا و متحدان خاورميانه‌اي آن را گردهم آورد. موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن در تلاش است تحقيقات و نظريه‌هاي علمي را در تصميم گيري هاي سياسي دخالت دهد و با درك عميقتري از پيچيدگي خاورميانه توأم سازد.

به گزارش خبرگزاري فارس ، در گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن، توان بالقوه و بالفعل نيروي دريايي ايران اين چنين ارزيابي شده است:



 تصویر 


رزمندگان ايران آماده نبرد نامتقارن هستند


نيروي دريايي ايران با بهره مندي از سلاح هاي پيشرفته نظامي از جمله سيستم موشكي ساحل به درياي متحرك، قايق‌هاي تندرو حامل موشك هاي ضدكشتي مدرن، زيردريايي هاي نيمه سنگين، زيردريايي بسيار كوچك، هواپيماي بدون سرنشين و همچنين سيستم فرماندهي، كنترلي، ارتباطي و اطلاعاتي مجهز مي تواند در خليج فارس و تنگه هرمز هرگونه تهاجم دشمنان را سركوب كند.

بر اساس گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن، ايران مي تواند قابليت واكنش سريع را در حمله احتمالي آمريكا و متناسب با آسيب وارد شده به تأسيسات خود نشان دهد. پس از جنگ تحميلي رژيم صدام حسين، جمهوري اسلامي به طور اساسي براي توسعه نيروي دريايي خود سرمايه گذاري كرده است.

موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن با مطالعه جغرافياي خليج فارس و درياي خزر به بررسي تحول تاريخي ديدگاه ايران نسبت به جنگ نامتقارن پرداخته و طرح هاي آن را در خصوص جنگ احتمالي با آمريكا ارزيابي كرده است.

اين موسسه مي افزايد: جمهوري اسلامي به عنوان يكي از صادركنندگان اصلي انرژي در منطقه با يك هزار و 500 مايل (2 هزار و 400 كيلومتر) خط ساحلي در خليج فارس قدرت مهم اين محدوده به شمار مي رود.

آخرين درگيري نظامي آن در آب هاي خليج فارس به جنگ ميان ايران و عراق در سال هاي 1980 تا 1988 باز مي گردد كه طي آن گفته مي شود نيروي دريايي جمهوري اسلامي با نيروي دريايي آمريكا نيز برخورد نظامي داشته است. به دليل اهميت راهبردي خليج فارس و ظرفيت بالقوه منطقه براي درگيري آينده و همچنين توانمندي و اهداف نيروي دريايي ايران براي توسعه جنگ نامتقارن، به نظر مي رسد براي طراحان نظامي و سياستمداران آمريكايي از اهميت بالايي برخوردار است تا براي واكنش در برابر نبرد نامتقارن آمادگي داشته باشند.

اين گزارش اشاره مي كند كه سردار صفاري فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران نيز در هشتم ژوئيه 2008 اظهار داشته است كه "ما همه جا هستيم و در همان زمان هيچ جا نيستيم."

اين گزارش مي افزايد: بر اساس ديدگاه نظامي ايران، جنگ دريايي نامتقارن از تجهيزات موجود، فنون انعطاف پذير، اطمينان برتر و همچنين مشخصه‌هاي فيزيكي و جغرافيايي منطقه عمليات براي دفاع از منابع اقتصادي مهم و وارد آوردن خسارات باورنكردني به دشمن و در نهايت تخريب نيروهاي آن از نظر فني و فناوري استفاده مي كند. رزمنده جنگ دريايي نامتقارن از آسيب پذيري دشمن با استفاده از فنون هجومي توسط قايق هاي كوچك مجهز و تندرو براي اجراي حملات ناگهاني در زمان و مكان برآورد نشده، بهره مي جويد.


جغرافياي نظامي حوزه دريايي ايران


خليج فارس: موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن در اين گزارش خاطرنشان مي‌كند كه خليج فارس 990 كيلومتر طول و بين 65 تا 338 كيلومتر عرض دارد و منطقه اي به وسعت تقريباً 240 هزار كيلومتر را در بر مي گيرد. عمق متوسط آن 50 متر است و حداكثر عمق آن 60 تا 100 متر در ورودي تنگه هرمز گزارش شده است.
تعداد بسياري از دماغه ها و تو رفتگي هاي ساحل خليج فارس به عنوان بندر و لنگرگاه براي قايق‌هاي كوچك عمل مي كنند و البته 17 جزيره كوچك و بزرگ ايران وجود دارند.

رودخانه هاي دجله و فرات در انتهاي شمالي خليج فارس به هم مي پيوندند و آبراه شط العرب (اروند رود) را ايجاد مي كنند كه 900 متر عرض و تا 30 متر عمق در ورودي خود به خليج فارس است.

بر اساس توافقنامه 1975 الجزاير ميان ايران و عراق، خط تالوگ (عميق ترين بخش فرضي آبراه) به عنوان خط مرزي ميان دو كشور پذيرفته شد هر چند كه منطقه تقريباً وسيعي هنوز به طور مشخص مرزبندي نشده است.

منطقه خليج فارس محل قرار گرفتن 65 تا 75 درصد از ذخاير اثبات شده نفت خام جهان و همچنين 35 تا 50 درصد ذخاير گازي دنيا به شمار مي‌رود.

ايران بستر خليج فارس را قلمرو دريايي خود محسوب مي كند و مجلس اين كشور در سال 1993 قانوني را به تصويب رساند تا به موجب آن قلمرو آبي ايران 12 مايل از جمله محدوده اطراف جزاير خود را توسعه دهد. آمريكا فقط محدوده 3 مايلي را به رسميت مي شناسد اما معمولاً با تملك بيشتر از 3 مايل نيز مخالفت نمي كند.

- تنگه هرمز:تنگه باريك هرمز يكي از مهم ترين قسمت هاي آبي در كره زمين محسوب مي شود كه تقريباً 193 كيلومتر طول 97 كيلومتر عرض در پايانه شرقي و 4/38 كيلومتر عرض در پايانه غربي همچنين به طور متوسط 50 متر عمق دارد.

اين تنگه در نزديكي تأسيسات مهم ايران از جمله بزرگ ترين بندر و پايگاه دريايي اين كشور (بندرعباس) و همچنين سيستم مهم راه آهن ملي واقع است. بيش از 40 درصد نفت معامله شده در جهان (حدود 17 ميليون بشكه نفت خام در روز) از تنگه هرمز مي گذرد كه شامل 50 تانكر نفت كش در روز مي شود و تمامي اين محموله هاي ترانزيتي زير نظر تأسيسات ايراني عبور مي كنند.

جزيره هرمز در قرن شانزدهم، مركز تجارت جهاني بود و به نوعي هنگ كنگ خليج فارس به شمار رود.

شبكه هاي كشتيراني اين تنگه يك راهرو به طول 25 مايل و به عرض 2 مايل را كه كشتي ها براي ورود به خليج فارس استفاده مي كنند، در بر مي گيرد. اين تنگه با يك منطقه حائل ترافيكي به عرض 2 مايل از راهرو خروجي عميقتر كه براي تانكرهاي باري در طرف عمان به كار مي رود، جدا مي شود.

همچنين يك محدوده جداكننده 50 مايلي بيشتر داخل خليج فارس و كاملاً در آب هاي سرزميني ايران قرار دارد. اين خطوط رفت و آمد در راهروهاي 3 مايلي اين تنگه را تعيين مي كنند كه توسط جزاير ايراني نظير تنب بزرگ و تنب كوچك، ابوموسي، بني فرور و سيري تحت نظر قرار دارند و از اهميت ويژه برخوردار هستند زيرا در نزديكي مسير عبور تمامي كشتي ها واقع شده اند.

- درياي عمان: درياي عمان نيز تقريباً 950 كيلومتر طول و 340 كيلومتر عرض دارد و خليج فارس را به درياي عرب و اقيانوس هند وصل مي كند و عميقتر از خليج فارس است. بيشترين ميزان عمق آن 3 هزار و 400 متر برآورد شده است.

- درياي خزر: درياي خزر نيز بزرگترين درياچه جهان به شمار مي رود كه به بزرگي يك هزار و 204 كيلومتر در 320 كيلومتر است و 6 هزار و 400 كيلومتر خط ساحلي دارد كه از اين مقدار نيز 900 كيلومتر آن در اختيار ايران قرار دارد.

درياي خزر محدوده‌اي بيش از 400 هزار كيلومتر را در بر مي گيرد. عمق آب اين دريا 25 متر در شمال، 788 متر در مركز و يك هزار و 25 متر در سواحل جنوب است. درياي خزر با داشتن ذخاير نفت و گاز وسيع همچنين خاويار از وضعيت رو به رشد راهبردي برخوردار است اما دسترسي به آبهاي آزاد فقط از طريق آبراه هاي ولگا-دن و ولگا-بالتيك روسيه ممكن است.

عمق آبهاي طرف ايران موجب شده است كه استخراج نفت و گاز را دشوار سازد و فعاليت اقتصادي در اين محدوده به فن آوري و سرمايه گذاري بيشتر نياز دارد. به هر حال، ايران قصد دارد سهم خود را از كشتيراني در درياي خزر از 15 درصد به 40 درصد افزايش دهد كه با دو برابر كردن ناوگان كشتي هاي بازرگاني به 25 كشتي امكانپذير خواهد بود.



 تصویر 


پيشينه تاريخي


ايران داراي تاريخچه دريايي غني است و در زمان باستان نيز ناوگان بزرگ دريايي ايرانيان ازغرب تا يونان و از شرق تا چين را براي كشورگشايي يا تجارت درنورديد.

هخامنشيان با استفاده از كشتي هاي جاسوسي، خود را به شكل تاجران خارجي در مي آوردند و از كشتي هاي كوچك براي عمليات نظامي در درياي مديترانه بهره مي جستند. سلسه هاي بعدي ايران نيز در سواحل جنوبي آن شهرها و بنادر بزرگ ساختند و اين منطقه را به مركز تجارت شرق و غرب تبديل كردند.

در پي افول درازمدت سلسله هاي ايراني، خليج فارس در دوره نادر شاه افشار قدرت گرفت و ناوگان كوچكي ساخته شد كه براي باز پس گيري بحرين در 1736 ميلادي مورد استفاده قرار گرفت. اين پيروزي موجب شد كه نادر شاه يك نيروي دريايي در خليج فارس تشكيل دهد و ايران به منظور كنترل تنگه هرمز تا عمان گسترش يافت.

قدرت هاي غربي از فروش كشتي به ايران خودداري كردند، بنابراين نادر شاه صنعت داخلي كشتي سازي را بنا نهاد كه محصولات آن براي وادار كردن عمان به همكاري در مبارزه با دزدان دريايي كاربرد حياتي داشت اما اين نيروي دريايي ايران عمر كوتاهي داشت و در 1743 تقريباً هيچ چيزي از آن باقي نمانده بود.

كشورهاي پرتغال، هلند و انگليس در سراسر تاريخ اين منطقه جنگ هاي بسياري براي كنترل بنادر، جزاير و مسيرهاي تجاري خليج فارس به راه انداختند كه به جنگ هاي بيشمار براي آزادسازي جنوب ايران از دست اشغالگران خارجي منجر شد.

ايران در دوران خاندان پهلوي نيز تلاش كرد با خريد شمار بسياري از كشتي هاي جنگي، بالگردها و زيردريايي ها طي دهه هاي 60 و 70 ميلادي به توسعه تجهيزات نظامي خود بپردازد اما برخي از اين تجهيزات به بهانه وقوع انقلاب اسلامي از سوي كشورهاي فروشنده نظير آمريكا تحويل داده نشد.

رژيم شاه هزاران نوآموز نيروي دريايي را نيز به آمريكا و اروپا فرستاد تا در دانشگاه هاي آنها به تحصيل بپردازند. اين ساختار گسترده و شتابزده مشكلات گوناگوني را به وجود آورد و به اين ترتيب، ايران به حمايت خارجي وابستگي پيدا كرد، از نظر سازماني ناكارآمد بود، در به كار گيري تجهيزات مشكل داشت، آماده عمليات نظامي مهم و بزرگ وجود نبود و به شرايط و تعاليم نظامي نامناسب ديگر كشورها وابسته بود.


انقلاب و جنگ تحميلي


پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 1979 نيز تغييري اساسي در نقشه سياسي اين كشور ايجاد كرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عنوان مجري جديد امنيتي تشكيل شد. سپاه پاسداران با تأكيد بر فنون غيرسنتي و ارزش هاي انقلابي به ويژه در زمينه بسيج عمومي ايدئولوژيكي توانست يك دكترين جهادي مستمر و فرهنگ شهادت ايجاد كند. اما هنوز زود بود كه به مهمترين مدافع و مجري جنگ دريايي نامتقارن ايران تبديل شود.

جنگ ايران و عراق از آغاز جنبه درگيري دريايي را نيز با خود داشت و عراق با استفاده از قايق هاي اژدرانداز و موشك انداز به كشتي هاي تجاري ايران حمله و در بنادر شمال خليج فارس از مين استفاده مي كرد. اما توان دريايي عراق در نوامبر 1980 و با عمليات مشترك دريايي و هوايي ايران به چند كشتي نيروي دريايي عراقي ها ضربه سختي خورد.

حملات موشكي عراق عليه كاروان دريايي ايران كه فقط از بندر "امام خميني" تردد مي كرد و صنعت نفت جمهوري اسلامي ادامه يافت. عراق در اواخر 1983 سلاحي جديد از كشورهاي ديگر دريافت كرد و در اوايل 1984 حملات دريايي خود را افزايش داد.

نقش سپاه پاسداران ايران در زمينه نيروي دريايي طي عمليات زميني-دريايي جنوب عراق در سال 1984 آغاز شد و از قايق هاي باتلاقي براي حمل سربازان و تجهيزات استفاده كرد. نيروي دريايي سپاه در اواخر سپتامبر 1985 به عنوان يك نيروي مستقل در كنار نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران تشكيل شد. به زودي در عمليات مهم فتح شبه جزيره "فاو" عراق در فوريه 1986 نقش كليدي ايفا كرد و جوانان بسيجي از آبراه اروندرود عبور كردند تا آن سوي پل را براي تهاجم رزمندگان ايراني امن سازند.

نيروي دريايي سپاه پس از سپتامبر 1986 نيز در حملات نظامي خليج فارس شركت كرد و در اين ماه كنترل پايانه نفت دريايي عراق به دست اين نيرو افتاد و از آن به عنوان پايگاه جمع آوري اطلاعات در دهانه شط العرب استفاده كرد تا حضور دائمي سپاه در آن منطقه تثبيت شود. اين عمليات به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خودباوري داد تا حملات ضربتي را عليه نيروي دريايي آمريكا طراحي كند.

تهران منابع مضاعف و چشمگيري را براي توانمندي نيروي دريايي سپاه هزينه كرده است.

در پي حملات بزرگ ايران به عراق در 1986 و اوايل 1987، رژيم وقت بغداد حملات خود را عليه صنعت نفت تهران تشديد كرد و به ويژه به تانكرهاي حامل نفت ايران حمله ور شد. بلافاصله پس از آن، ايران از فنون چريكي دريايي با نام جنگ تانكري استفاده كرد.

در وهله نخست، ايران از ابزار مناسب براي گرفتن انتقام برخوردار نبود. تلاش هاي اوليه نظامي بر ضد صادرات نفت عراق كه با واسطه هايي نظير كويت و عربستان سعودي انجام مي شد، با احتياط بود. سلاح ايران در اين حملات "ماوريك" و موشك هاي AS-12 پرتاب شده از هواپيماهاي جنگي، موشك هاي Sea Killer پرتاب شده از كشتي و آتش سطحي نيروي دريايي بودند و خود اين سكوهاي پرتاب موشك در برابر ضدحمله آسيب پذير بودند.

نيروي دريايي سپاه در نتيجه اين پاسخ هاي ناموفق و افزايش دخالت نيروي دريايي خارجي در منطقه، موظف شد فنون جنگي چريكي دريايي را به طور نامتعارف توسعه دهد و بنابراين از قايق هاي تندرو استفاده كرد. نيروي دريايي سپاه پاسداران از فنون تهاجمي تري نيز با استفاده از FIAC در اوايل 1987 استفاده كرد و پس از اندكي با موشك HY-2 از شبه جزيره فاو به خاك عراق حمله كرد.

هنوز توانمندي هاي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به دليل كمبود تجهيزات و آموزش مناسب در شرايط آب و هوايي متغير كافي نبود. وقتي اين نيروي دريايي يكي از مهمترين حملات ضربتي خود را عليه ميدان نفتي "خفجي" عربستان سعودي كه بزرگترين ميدان نفتي جهان به شمار مي رود، در سوم اكتبر 1987 آغاز كرد، پس از گم كردن قايق فرماندهي، ناوگان كوچك قايق هاي سپاه در درياي مواج سرگردان شد.

اين حمله در انتقام نسبت به كشتار زائران ايراني به دست نيروهاي امنيتي عربستان و غرق شدن كشتي مين گذار IRIN ايران توسط نيروي دريايي آمريكا كه در سپتامبر 1987 رخ داد، اجرا شد. نمايش قدرت نيروهاي دريايي و هوايي عربستان سعودي نيز براي خاتمه اين عمليات همراه شده بود. اين حملات دريايي به آرامي توانست جنگ زميني را كه با بن بست مواجه شده بود، تحت الشعاع قرار دهد.

حملات ايران طي جنگ تانكري به صورت محدود بود و با دقت از سوي تهران مورد نظارت قرار داشت. نيروهاي ايراني عموماً حملات خود را به جاي كشتي هاي مجهز بر تانكرهاي بزرگ حامل نفت خام متمركز مي كردند و در حمله به اهداف ثابت نظير حملات موشكي "سيرساكر" به تأسيسات نفتي و تانكرهاي لنگرانداخته موفقيت بيشتري داشتند.

حملات نيروي دريايي سپاه كمتر توانست صادرات مخفيانه نفت خام عراق از طريق خليج فارس را تحت تأثير قرار دهد و تأثير اين حملات در جنگ تانكري نسبتاً ناچيز بود. اين نيروها در تشديد درگيري با قدرت هاي غربي موثر بودند و اين درگيري ها در بالاترين سطح خود به نبرد دريايي 18 آوريل 1988 منجر شد كه نيروي دريايي آمريكا از آن به عنوان عمليات "پريينگ مانتيس" ياد مي كند. همچنين 3 كشتي جنگي ايران طي اين نبرد غرق يا تخريب شدند و يك بالگرد نظامي آمريكايي نيز سرنگون شد.

مسئولان ايراني در پايان جنگ متقاعد شدند كه سپاه توان دفاع از كشتيراني ايران را داراست و مي تواند خطوط ارتباطي دريا را كنترل كند و حتي در صورت لزوم از توان عبور از خليج فارس و كسب برتري نظامي در مبارزه با دشمن برخوردار است. در نتيجه اين جنگ، ايران نيازمندي هاي ذيل را براي نيروهاي دريايي خود معين كرد:

- قايق كوچك جنگي تندرو كه به راكت يا موشك هاي ضدكشتي مجهز شود

- دستگاههاي مين گذار با سرعت بيشتر

- جنگ افزار زير سطح با توان انواع زيردريايي ها و حسگرها

- دستگاههاي متحرك و كوچكتر كه به سختي رديابي شود نظير زيردريايي كوچك و دستگاه پرواز بدون سرنشين

- آموزش تخصصي تر

- تجهيزات دقيقتر يا با فن آوري بالاتر

- ارتباطات و همكاري بهتر ميان تيپ هاي رزمي

- دستگاه ضدجاسوسي موثرتر و هوشمند در زمان مناسبتر

- توانمندي تقويت شده براي به هم ريختن فرماندهي، كنترل، ارتباط و اطلاعات دشمن

- اهميت ابتكار و جلوگيري از درگيري مستقيم با عوامل جنگي نيروي دريايي آمريكا

- ابزار براي تعديل آسيب پذيري تيپ هاي دريايي كوچك در برابر حمله موشكي و هوايي




 تصویر 



شيوه‌هاي استتار شناورهاي ايراني موجب غافلگيري هر دشمني مي‌شود



در ادامه گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن درباره جنگ نامتقارن دريايي ايران آمده است:

عوامل تأثيرگذار در نگرش ايران به جنگ دريايي نامتقارن شامل موارد گوناگون مي شوند كه احتمالاً بر طراحي عمليات دريايي نامتعارف جمهوري اسلامي در خليج فارس تأثير خواهند گذاشت.

نيروي دريايي نامتعارف ايران از مزاياي جغرافيايي بهره مي برند، به عنوان مثال:

- نزديكي محدوده فعاليت موجود به مناطق پيش بيني شده عملياتي براي كاهش زمان حمل و نقل نيروها و واكنش در برابر نيروهاي دشمن

- عمق و تراكم شبكه هاي جاده اي در ساحل كه توان فني عملياتي و انعطاف پذيري ايرانيان را تقويت كند

- آب هاي تعيين شده خليج فارس كه آزادي مانور نيروهاي دريايي دشمن را محدود مي سازد و مي تواند ايرانيان را براي ضربه زدن به اهداف دشمن با استفاده از موشك دوربرد توانمند سازد.


پايگاه، حوزه فعاليت و مسير


نيروهاي نبرد دريايي نامتعارف و واحدهاي پشتيباني براي اجراي تأثيرگذار، بايد پايگاههاي امن، حوزه فعاليت مناسب و مسيرهاي عملياتي داشته باشند.

بيش از 10 بندر بزرگ و 60 لنگرگاه و بندر كوچك همچنين شهرك هاي ماهيگيري و قايقراني در خط ساحلي جنوب ايران وجود دارند كه همگي براي پنهان شدن نيروهاي كوچكتر مناسب هستند. سپاه پاسداران در چنين مناطقي داراي امكان كافي است و نيروهاي بسيجي را در محدوده هاي مسكوني سازماندهي كرده است تا عمليات پشتيباني را انجام دهند.

برخي از قايق هاي تندرو كوچكتر ايران مي توانند به طور دقيق مثلاً از پشت يك تريلي زير پوشش تاريكي بدون هماهنگي خاص پرتاب شوند. اين شيوه حمل موجب مي شود كه احتمال رديابي آنها در مسير مقصد كاهش يابد و حمله ناگهاني ممكن شود.


استتار و اختفا


نيروهاي رزمي نامتعارف تلاش مي كنند از رديابي دشمن جلوگيري كنند و با استفاده از روش هاي استتاري و مخفي شدن و با اقدامات فريب دهنده در زمان و مكان مورد نظر خود حمله كنند. از نظر تاريخي نيز موفقيت فنون ضربتي به برتري در آگاهي از وضعيت براي تسهيل اقدام غافلگيرانه و همچنين توان ضربه زدن سختتر بر دشمن و در نهايت فرار از دست تعقيب كنندگان پس از قطع ارتباط بستگي دارد.

خطوط ساحلي طولاني ايران با برآمدگي كوهستاني ادامه دار در راستاي ساحل شمالي خليج فارس به ارتفاع 2 هزار متر نظارت مي شود. علاوه بر اين، شبكه جزاير، دماغه ها و تو رفتگي‌هاي خليج فارس همچنين زير ساختار پشتيباني ساحلي براي شروع كار و حمايت از گشت زني گسترده، عمليات شناسايي، اجراي مين گذاري دقيق، سدبندي موشكي و حملات ضربتي مناسب هستند.

عنصر غافلگيري در نبرد دريايي نامتعارف از اهميت خاصي برخوردار است به ويژه در آبهاي ساحلي زيرا فواصل كوچك درگير مي شوند و درگيري در مسافت هاي كوچكتر از مزاياي تكنولوژيكي نيروهاي بزرگتر نظير تجهيزات نيروي دريايي آمريكا مي كاهد. بنابراين، ايران از خشكي، استتار و اختفا همچنين فنون فريب دهنده استفاده خواهد كرد تا از عنصر غافلگير كردن بهره جويد.

عبور روزانه بيش از 3 هزار كشتي محلي و صدها نفتكش و كشتي باري از خليج فارس و تنگه هرمز مي تواند وظيفه تميز دادن دوست از دشمن را براي نيروهاي متعارف فعال در اين منطقه بسيار دشوار سازد به ويژه زماني كه نيروهاي نامتعارف از قايق ها و كشتي هاي غيرنظامي محلي براي نزديك شدن و حمله كردن به دشمن استفاده كنند. هر اشتباهي ممكن است آسيبي مضاعف ايجاد كند و وارد آوردن تلفات بر غيرنظاميان نيز قطعاً به سود ايران خواهد بود.

نقاط انسداد


بيشتر مناطق عميق خليج فارس در آبهاي سرزميني ايران واقع است و آبهاي كم عمقتر در حوزه جنوبي خليج فارس قرار دارد كه مملو از جزاير كوچك بسيار، چاه هاي نفت، سكوهاي پمپاژ و صخره‌هاي برآمده زير آب است و تمامي آنها از رديابي جلوگيري مي كنند و رفت و آمد را به داخل كانالهاي آبهاي عميق نزديك جزاير و سواحل ايران سوق مي دهند. ايران مي تواند از اين مزيت طي عمليات دريايي با استفاده از مين گذاري نقاط حساس و كانالها در آبهاي عميق بهره ببرد.

به رغم پرصدا بودن مين گذاري، مواجهه با اين تاكتيك هنگامي كه مين ها قرار داده شده باشند، مشكل است زيرا عمليات مين روبي زمانبر و پرهزينه است و مي تواند با اقدامات مضاعف بي تأثير شود.

طي درگيريهاي نظامي 1987 تا 1988 نيز ايران با استفاده از قايق هاي كوچك مين گذاري عاشورا موفق شد در اكثر موارد از رديابي دشمن بگريزد. طي عمليات كاشت 12 مين در مسير "بريجتون" نيز قايق هاي سپاه در ديدرس كشتي هاي جنگي نيروي دريايي آمريكا قرار داشتند. عمليات مين گذاري مي تواند با استفاده از انواع كشتي ها و قايق ها از جمله قايق هاي غيرنظامي نظير لنج و قايق باري اجرا شود. اين عمليات را تا زماني كه لازم باشد مي توان تكرار كرد تا تلاش هاي دشمن براي مين روبي خنثي شود.

يك تاكتيك نامتقارن ديگر نيز يورش به كاروان بازرگاني و كشتي هاي جنگي در حال عبور از كريدورهاي كشتيراني مشخص است. اين يورش شايد كاروان هايي از قايق هاي تندرو را در بر گيرد كه در دماغه ها، تو رفتگي ها، لنگرگاه ها، جزاير، بنادر و اشياي مصنوعي نظير شناورها مستقر شده اند.

به هر حال، عوامل گوناگون از جمله سطح آب، سرعت باد، هوا، ديد، دما، رطوبت، شوري آب و تنوع جزر و مد بر عمليات قايق هاي كوچك در آب كم عمق و كانال ها تأثير مي گذارند. ايرانيان با سالها تجربه عملياتي در منطقه بي ترديد از تلاش براي به كارگيري از چنين مزيت هايي صرفنظر نخواهند كرد.

نيروي دريايي ايران نيز احتمالاً بر تاكتيك يورش و حملات غافلگيرانه از ساحل يا دريا، خطوط پر رفت و آمد دريايي همچنين فنون ضربتي براي محدود كردن آزادي مانور دشمن در آبهاي تعيين شده از نظر جغرافيايي اتكا خواهد كرد.

نيروهاي دريايي نامتعارف ايران از فنون هجومي همچنين براي مانع ايجاد كردن بر سر راه توانمندي دشمن به منظور تمركز بر آتش استفاده خواهند كرد كه اين روش با بهره جستن از تركيب حملات مستقيم، جناحي و انحرافي ميسر خواهد شد. اين حملات با مانورهاي مارپيچي موسوم به تشكيل سم اسبي هنگام نزديك شدن و دور زدن اهداف مورد نظر همراه است و اين روش قرنها مورد استفاده در خليج فارس بوده است.


عوامل هواشناسي و آب شناسي


تابستان خليج فارس از مي تا اكتبر بسيار داغ و مرطوب است و در بعضي مناطق به دماي 52 درجه سانتيگراد و رطوبت 90 درصد مي رسد؛ به اين ترتيب، اجراي عمليات نظامي با قايق هاي تندرو در روز دشوار خواهد شد. بنابراين، ايران بسياري از قايق هاي تندرو كوچك و بزرگ خود را به سيستم تهويه مطبوع هوا مجهز كرده است.

هواي زمستاني عموماً مطلوب است هر چند كه بخش نخست اين فصل اغلب با باران هاي سنگين همراه مي شود كه مي تواند بستر خشك رودخانه هاي ساحلي را براي سيل مخرب و آسيب زدن به تأسيسات مستقر در ساحل آماده كند.

شرايط هوايي و دريايي نيز نقش كليدي در عمليات دريايي ايفا مي كنند و ساكنان جنوب ايران كه بخش اعظم نيروهاي دريايي بسيج و سپاه را در اين منطقه شامل مي شوند، انتظار مي رود بهتر از نيروهاي خارجي در شرايط سخت منطقه عمل كنند. هواي بد نيز بر عملكرد دستگاه هاي برقي كشتي هاي مدرن تأثير مخرب مي گذارد. در نهايت، هواي داغ و مرطوب و طوفان شن گاه به گاه نيز مي تواند ديد كشتي هاي جنگي دشمن را به طور قابل توجهي كاهش دهد.

طي دوره هايي از بهار، ماه هاي تابستان و قسمت هايي از پاييز نيز عمليات قايق هاي كوچك به دليل وجود طوفان هاي فصلي خطرناك مي‌شود. چنين چرخش هوايي سالانه احتمالاً بر طراحي، زمانبندي عمليات قايق هاي تندرو كوچك ايرانيان تأثير خواهد گذاشت.

مشكلات در زمانبندي نيز لزوماً تحت تأثير شاخصه هاي نمودار آبي صحنه عمليات قرار مي گيرند. به عنوان مثال، در يك منطقه از شمال خليج فارس نيز تلاقي جريان دريا كه بر خلاف عقربه هاي ساعت حركت مي كند با 4 جريان كوچكتر تلاقي مي يابد. در گذشته، عمليات دريايي ايران در شمال خليج فارس بيشتر از اين منطقه اجرا مي شد و عمليات آينده نيز احتمالاً از همين منطقه خواهد بود.

انواع مختلفي از بادها در خليج فارس وجود دارند كه شكل موج هاي سطحي را تحت تأثير قرار مي دهند و بادهاي فصلي بي ضرر از شمال شرقي به جنوب غربي و طوفان زمستاني قدرتمند موسوم به باد "بورا" در هرمز، بادهاي منطقه اي معمولاً موازي با خط ساحلي از اوايل ژوئن تا اواسط ژوئيه، همچنين باد جنوب شرقي كه رطوبت، نم و ارتفاع موج را در اواخر تابستان افزايش مي دهد، شامل مي شوند.اين بادها همچنين مدام مسير عوض مي كنند و پيش بيني شرايط هوايي را دشوار مي سازند. بادها مي توانند بر عمليات زير آب و قايق كوچك در شمال خليج فارس تأثير مخرب بگذارند. علاوه بر اين، مه، نمك، نم و غبار صبح زود به ويژه از مي تا آگوست وسعت ديد را به سطح بين 2 تا 6 مايل كاهش مي دهد و گاهي اوقات به اندازه فقط يك مايل ديد باقي مي ماند.


عوامل اقتصادي


در حالي كه بهاي نفت از ركورد جهاني فراتر رفته است، تأسيسات مهم توليد اين انرژي حياتي در دريا و خشكي در جاي جاي اين منطقه پراكنده است و هدفي آسان براي نيروهاي دريايي نامتعارف به شمار مي رود. دفاع از اين تأسيسات نيازمند تلاش بسيار است بنابراين، ايجاد اهداف ديگر براي نيروهاي ايران مي تواند فريبنده باشد.

ايران درباره مقابله با آمريكا همچنين از گزينه استفاده از گروه هاي خفته مبارز در كشورهاي عرب خليج فارس برخوردار است تا تأسيسات نفت و گاز آنها را تخريب كند. از آنجا كه تهران بر تجهيزات، تسليحات، سوخت و ديگر مواد تأمين كننده داخلي متكي است مي تواند نبرد دريايي نامتعارف را آغاز كند و براي دوره اي قابل توجه ادامه دهد.

ايران طرح هاي احتمالي براي كاهش و سرانجام حذف اتكا به بنزين وارداتي تا سال 2009 دارد و اگر حتي در اين زمينه موفق شود هنوز به تنگه هرمز براي صدور تمامي نفت خام خود وابستگي دارد. بنابراين، بعيد به نظر مي رسد كه ايران تلاش كند كل كشتيراني از تنگه هرمز را در يك سناريوي درگيري محدود متوقف كند.


عوامل انساني و ايدئولوژيكي


عامل انساني از نظر استدلالي نقشي مهم ايفا مي كند و در جنگ نامتقارن به ويژه هنگامي كه نيروها با شور و حرارت ملي گرايانه يا مذهبي انرژي بگيرند از اهميت حياتي برخوردار خواهند بود. جمهوري اسلامي از احساسات تاريخي ضداستعماري ساكنان سواحل جنوبي اين كشور كه متحمل اشغالگري متعدد نيروهاي خارجي شدند نيز بهره مي برد و جنگ تحميلي عراق بر ايران نيز بر تقويت اين احساسات افزوده است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در كانون توجه مذهبي ايرانيان در خصوص جنگ نامتقارن قرار دارد كه اين مفهوم از 3 بخش تشكيل مي شود:

1- آينده نگري سياسي و مذهبي و اعتقاد به رهبري ايران

2- انگيزه و بازگشت پذيري در مواجهه با بداقبالي

3- فرهنگ جهاد و شهادت

قرآن كريم به رزمندگان اسلام كه شرايط ايمان، دورانديشي و صبر دارند و تلاش مي كنند بر مشكلات غلبه كنند، وعده مي دهد.

در واقع، رهبري ايران ايمان راسخ رزمندگان براي برتري روحي بر دشمنان را تقويت مي كند و الهام مي بخشد همچنان كه نيروهاي ايراني در مواجهه با سربازان انگليسي در شمال خليج فارس عمل كردند و متعرضان را دستگير كردند.

بنابراين، فرماندهي سپاه بر بعد معنوي براي آماده سازي نيروها در جنگ نامتقارن تأكيد دارد و به اين منظور، برنامه اي براي تعميق شور و حرارت انقلابي و مذهبي در ميان رده هاي نقطه ثقل سپاه پاسداران ترتيب داده است. اين برنامه بخشي از تلاش گسترده تر براي سازماندهي جنگ "علوي" -نشأت گرفته از زندگي امام علي (ع)- به شمار مي رود. طرفداران اين مفهوم معتقدند كه با ايمان مي توان پيروزي را در ميدان نبرد تضمين كرد زيرا تمركز بر وظيفه (اداي تكليف) بيشتر از اهداف نظامي اهميت دارد.

از ديدگاه جنگ نامتقارن در ايران، برتري ايدئولوژيكي يا معنوي جمعيت معتقدان به عنوان عاملي مهم همچون ديگر عوامل به شمار مي رود؛ بنابراين، به نظريه جنگ علوي و عاشورايي اهميت ويژه داده مي شود.

يك جنبه مهم كه نظريه مذكور را به جنگ نامتقارن مرتبط مي سازد توجه ويژه به تهاجم رواني و غيرمادي در صحنه جنگ است. بر اين اساس، حتي ايجاد واحد واكنش فرهنگي سريع براي مقابله با تهديدات عليه ارزش هاي انقلاب اسلامي پيشنهاد شده است. اين موضوع نشان مي دهد كه تهران به برتري نظامي و معنوي بر دشمنان توجه ويژه دارد.

تصميم گيران نظامي ايران جنگ علوي را به عنوان جنگ دفاعي بر اساس ارزش هاي ملي و مذهبي تعريف مي كنند كه بر مبارزان آماده براي تسليم جان در صورت لزوم و آنان كه ظرفيت كافي معنوي براي خدمت نظامي دارند، متكي است. همان گونه كه پيشتر توصيف شد، مفهوم الهام گرفته از شيعه كه اغلب به نبرد عاشورايي ارتباط مي يابد تا اين حد از جنگ نامتقارن متفاوت است كه به "علت" بيشتر از "هدف" توجه نشان مي دهد.

به بيان ديگر، مبارزه صرف و انجام وظيفه در غايت خود (شهادت) يك هدف شخصي براي نيروي نظامي به شمار مي رود و دستاورد نظامي در مرحله دوم اهميت قرار دارد. سپاه اين مفهوم را با اعطاي نقش مهمتر به نيروهاي بسيجي براي اجراي حملات ضربتي طرح هاي عملياتي در خليج فارس و درياي عمان مطابق كرده است.
فرماندهي سپاه پاسداران معتقد است كه رعب انگيزترين سلاح ايران همان فرهنگ شهادت است.

بنابراين، فرماندهي كنوني نيروي دريايي سپاه فاش ساخت كه قصد دارد بسيج را در عمليات دريايي سپاه وارد كند و برنامه آموزشي براي تعليم بسيجيان به منظور فعال سازي تيپ‌هايي نظير تكاوران در نيروي دريايي سپاه راه اندازي كند.



 تصویر 


نقش ويرانگر زيردريايي‌هاي ايران را نبايد ناديده گرفت


در ادامه گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن درباره جنگ نامتقارن دريايي ايران آمده است: توانمندي‌هاي نيروهاي دريايي نامتعارف ايران از شش بخش كشتي هاي سطحي، زيردريايي هاي متعارف و بسيار كوچك، موشك ها و راكت‌ها، مين‌هاي دريايي، هوابرد و ديگر صنايع نظامي تشكيل مي شوند.

كشتي هاي سطحي

هرچند كه توپخانه ساحلي دوربرد و موشك هاي ضدكشتي ايران مي تواند سطوحي از امنيت بخشهاي مهم خليج فارس را تأمين كند، كشتي‌هاي سطحي براي كنترل واقعي اين منطقه ضروري است. ايران براي رسيدن به اين منظور، قايق هاي كوچك و متوسط تندرو را طي دهه گذشته توليد يا تهيه كرده است تا براي عمليات احتمالي در خليج فارس و درياي عمان آماده باشند. نيروي دريايي سپاه و نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي از اين قايق ها استفاده مي كنند.

قايق هاي سپاه از جمله طارق، ذوالقدر، ذوالجناح و يا گشتي بهمن مي توانند سامانه پرتاب اژدر و موشك را حمل كنند و قابليت استفاده در مأموريت هاي مين گذاري را در خط سير كشتي هاي خليج فارس دارا هستند، همچنين قايق هاي تندرو آذرخش و ذوالفقار 2 موشك ضدكشتي را حمل مي كند.

نيروي دريايي سپاه نيز از تله راداري كنترل از راه دور يا قايق هاي مملو از مواد منفجره براي منحرف كردن عمليات دفاعي دشمن يا حمله به كشتي هاي آنها استفاده مي كند.

جديدترين قايق هاي ناوگان نيروي دريايي سپاه شامل قسمت هاي دور از ديدرس مي شود. هر دو اين قايق ها اژدرهاي 324 ميليمتري را حمل مي كنند در حالي كه قايق قبلي مي توانند فقط 2 موشك كوثر را حمل كند. اين قايق ها طي رزمايش هاي اخير نيروي دريايي ايران بسيار فعال بودند و گزارش ها حاكي از آن است كه ايران شمار بيشتري از اين قايق ها را در دست ساخت دارد.

ايران همچنين تعدادي زيردريايي كوچك در اختيار دارد كه گفته مي‌شود به اژدر كوتاه برد 324 ميليمتري مجهز هستند.

كشتي هاي تندرو ايراني موسوم به تندر نيروي دريايي سپاه تنها امكان توانمندي متعارف را در مقايسه با موارد مختلف تجهيزات متعارف نيروي دريايي ارتش مي دهد و چند محافظ عملياتي و تعداد 6 قايق موشك انداز در كاروان خود دارد. هر يك از اين كشتي ها نيز با وزن تقريبي 200 تن و سرعت 35 گره دريايي مجهز به پرتابگرهاي دوگانه موشك هاي دريايي هستند.


زيردريايي ها و اژدرها

زيردريايي كوچك غدير ساخت ايران است و مي تواند اژدرهاي 533 ميليمتري را حمله كند. همچنين زيردريايي هاي ساحلي نهنگ كه هر دو آنها هم اكنون در نيروي دريايي سپاه پاسداران و نيروي دريايي ارتش ايران وجود دارند ظاهراً براي عمليات در خليج فارس استفاده خواهند شد.

اين زيردريايي ها احتمالاً براي مين گذاري، عمليات ويژه و حملات ضدكشتي به كار مي روند و بيانگر تلاش ايرانيان براي توسعه توانمندي رزمي در زير دريا محسوب مي شوند. علاوه بر اين، نيروي دريايي سپاه يك شبكه پيچيده از دوربين هاي ويدئويي دوربرد براي روز و شب در محل هاي مختلف امتداد خط ساحلي نصب كرده است تا نفوذ مخفيانه را رديابي كند و شايد حتي اطلاعات هدف مورد نظر را به زيردريايي هاي مورد استفاده در ارتباطات زيرآبي كه توسط صنايع الكترونيك ايران توسعه يافته اند، منتقل كند.

آب برعكس هوا يك رساناي نامناسب به شمار مي رود كه جريان انتقال صدا را به آساني بر هم مي زند. نيروي دريايي آمريكا از انواع ابزارها براي رديابي زيردريايي ها برخوردار است اما آب هاي كم عمق ساحلي و صداهاي بالا عملكرد دستگاه ها را با مشكل مواجه مي كند و كار رديابي، مكان يابي و تشخيص زيردريايي ها را بسيار مشكل مي سازد.

دما و شوري آب شايد رديابي زيردريايي ها را در مناطق خاص تسهيل كند. شوري بيش از حد آب بر انتقال موج صدا تأثير مي گذارد و هر چه شوري آب بيشتر باشد امواج صدا سريعتر منتقل مي شوند. بنابراين، تركيب دماي بالا و شوري آب در يافتن راهكار براي خليج فارس مي تواند رديابي را براي كشتي مستقر در سطح آسانتر كند.

ايران همچنين در حال آزمايش زيردريايي هاي بسيار كوچك سازگار با رطوبت است كه به خدمه كاملاً آموزش ديده و باانگيزه نياز دارد. اين زيردريايي هاي كوچك نه تنها قابليت عملياتي بهتري را نسبت به كشتي هاي بزرگ دارا هستند بلكه همچنين مي توانند به دكل هاي بدنه قايق هاي تيپ نهنگ براي عمليات دوربرد نصب شوند. ايران همچنين از اژدرهاي داراي خدمه استفاده مي كند.

حتي كشتي هاي به ظاهر تجاري يا مسافرتي مي توانند زير سطح آب حفره ها و تأسيساتي براي ارسال و تجديد قواي زيردريايي هاي كوچك داشته باشند. اين ترتيبات براي عمليات راهبردي دوربرد در درياي عمان و درياي عربي مناسب است و مشابه اين اقدام توسط نيروي دريايي ايتاليا در جنگ جهاني دوم در آبهاي مديترانه به كار رفت.

ايران در سالهاي اخير توانمندي خود را در بخش اژدرها بسيار توسعه داده است و گفته مي شود كه خط توليد دست كم 2 نوع از اژدرهاي داخلي 533 و 324 ميليمتري را آغاز كرده است.

اژدرهاي ايراني تا 20 كيلومتر را هدف قرار مي دهند. ايران همچنين اعلام كرده است كه يك اژدر ويژه براي هدف قرار دادن زيردريايي و كشتي هاي روي سطح آب در تنگه هرمز طراحي كرده است و گفته مي شود كه در اختيار نيروي دريايي ارتش ايران و نيروي دريايي سپاه است.

همچنين حوت نيز يك اژدر موشكي با سرعت بالاست كه 360 كيلومتر در ساعت سرعت دارد. تسلط و برتري ايران با چنين سيستمي مي تواند به منزله تغيير روند بازي در خليج فارس باشد.

موشك ها و راكت ها


جنگ 33 روزه لبنان نشان داد كه پيروزي نظامي به رغم برتري هوايي دشمن امكانپذير است.

نيروي دريايي سپاه اميدوار است با استقرار شمار بسياري از سامانه هاي دفاع هوايي قابل حمل خدمه نظير راكت هاي ضد بالگرد، مين ها و سامانه‌هاي Pantzir، Tor M-1 و YZ-3، موشكهاي سطح به هواي شهاب و ثاقب و همچنين موشك هاي سطح به هواي ميثاق 1 و 2 از آسيب پذيري در برابر حملات هوايي دشمن بكاهد.

نيروي دريايي سپاه همچنين به موشك هاي ضدكشتي تحسين برانگيز خود افتخار مي كند. ايران اصلاحات نظارتي و راهكاري بسياري براي موشك ساحلي متحرك كرم ابريشم ايجاد كرد كه مدتها نقطه قوت نيروي ضدكشتي آن به شمار مي رفت و حداكثر برد 85 تا 100 كيلومتر را پوشش مي داد.

ايران همچنين يك نمونه توسعه يافته راهبردي از HY-2 به نام SS-N-4 رعد يا تندر توليد كرده است. موشك رعد كه در رزمايش هاي اوايل 2007 ايران مورد آزمايش قرار گرفت براي پرواز در سطح پايينتر از نمونه اصلي خود (HY-2G) "سيرساكر" طراحي شده است و در مرحله نهايي پرواز نيز مي تواند مانورهاي غيرمستقيم دهد. اين موشك مجهز به سامانه ضد پيشگيري الكترونيكي داراي راهنماي فعال و غيرفعال و كلاهك به وزن 500 كيلوگرم مي تواند ضربه اي مرگبار به كشتي هاي بزرگ وارد كند.

موشك كروز ضدكشتي نور نيز كلاهك 155 كيلوگرمي دارد. اين موشك در سكوهاي متحرك مناطق ساحلي و جزاير ايران ازجمله قشم مستقر شده است. موشك نور نيز ارتباط اطلاعاتي براي دريافت اطلاعات هدف از طريق سامانه راداري هوايي كه توسط بالگرد يا هواپيما حمل مي شود، را در بر مي گيرد.

ايران توانسته است موشك نور را با ناوگان بالگرد Mi-17I نيروي دريايي سپاه منطبق كند. سجيل، FL-10 و نصر 1 نيز داراي راهنماي راداري فعال و حداكثر 35 كيلومتر برد هستند.

نمونه هاي كوثر قابل استفاده از كاميون نيز گزارش شده است كه در برخي از جزاير خليج فارس ايران مستقر شده اند. معروفترين نوع موجود از سامانه راكت نيروي دريايي سپاه نوع 107 ميليمتري MRL است كه به اشكال 10، 11، 12 و 12 مجرايي وجود دارد و برد موثري حدود هشت و نيم كيلومتر را پوشش مي دهد. برخي از اين راكت ها به ثابت كننده هاي ژيروسكوپي مجهز هستند تا در درياهاي ناآرام دقت لازم را تأمين كنند.

علاوه بر اين، سامانه راكت دريايي فلق 2 كه داراي 8 مجراي 333 ميليمتري است برد 10 كيلومتري را طي مي كند.

ايران در سالهاي اخير از راكت هاي توپخانه اي فجر مستقر در ساحل براي ايفاي نقش حمايت از نيروي دريايي استفاده كرده است. فجر 3 يك كلاهك 85 كيلوگرمي دارد و 43 كيلومتر را طي مي كند در حالي كه فجر 5 با كلاهك 170 كيلوگرمي در نهايت 70 تا 75 كيلومتر برد دارد. ايران همچنين يك نوع فجر 3 توليد مي كند كه مي تواند كلاهكي با مهمات كمتر را تا 120 كيلومتر بفرستد همچنين يك نوع مين گذار مي سازد كه مي تواند خطوط كشتيراني خليج فارس را با مين هاي مهارنشدني مملو كند.

مين هاي دريايي

نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با پتانسيل عالي در زمينه نبرد مين هاي دريايي طي جنگ تانكري به موضوع مين گذاري به عنوان يكي از مهمترين مأموريت هاي خود توجه دارد. اين نيرو مين هاي دريايي مختلفي را توليد يا تهيه مي كند؛ مين هاي مغناطيسي، صوتي و فيوزهاي فشاري، مين هاي صدفي براي استفاده نيروهاي عملياتي ويژه، مين هاي توده اي و مين هاي كنترل از راه دور را شامل مي شود.

مين هاي عمقي كه دشوار براي رديابي محسوب مي شوند در آبهاي كم عمقتر از 60 متر مناسب هستند در حالي كه مين هاي ثابت براي آبهاي عميقتر استفاده مي شوند؛ هر چند كه جريان هاي موجود آب در تنگه هرمز به اندازه كافي قدرتمند هستند كه همه چيز را به غير از مين هاي كاملاً تثبيت شده تخريب كنند.

حداكثر عمق تنگه هرمز 80 متر است و در خليج فارس ميان 80 تا 100 متر برآورد شده است هر چند كه بيشتر راهروهاي كشتيراني عميقتر از 35 متر نيستند.

نيروي دريايي سپاه مي تواند از قايق هاي كوچك تندرو، زيردريايي ها و كشتي هاي غيرنظامي معمولي داراي خدمه براي كارهاي نظامي نظير مين گذاري در راهروهاي كشتيراني و ورودي هاي بنادر استفاده كند؛ در حالي كه نيروهاي زير آب با كمك قايق هاي زودياك ، زيردريايي ها يا بالگردهاي نيروي دريايي سپاه يا نيروي دريايي ايران مستقر مي شوند و مي توانند مين هاي صدفي را به كشتي هاي دشمن يا تأسيسات نفتي دريايي وصل كنند.

درباره توانمندي پيشگيرانه نيروي دريايي سپاه در زمينه مين ها اطلاعات چنداني در دست نيست. نيروي دريايي سپاه ظاهراً تحقيقات قابل توجهي در اين خصوص انجام داده اما توانمندي آن در اين زمينه فاش نشده است.

هوابرد

واحدهاي نيروي دريايي سپاه پاسداران مي توانند حمايت هوايي لازم را از هواپيماهاي جنگنده Su-25 و EMB-312 توكانو سپاه همچنين فانتوم F-4 و فنسرز Su-24 نيروي هوايي ايران كه مجهز به موشك هاي ضد كشتي نور است، انتظار داشته باشند.

نيروي دريايي سپاه مي تواند يورش هاي چريكي شبانه يا روزانه را با نيروي زميني عمليات ويژه صابرين و با استفاده از بالگردهاي Mi-17I مجهز به تجهيزات ديد در شب اجرا كند. نيروي دريايي سپاه همچنين مي تواند با استفاده از بالگردهاي نور مسلح Mi-17I حملات ضد كشتي دوربرد انجام دهد.

نيروي دريايي سپاه انواع مختلف هواپيماهاي بدون سرنشين توليد داخل را مستقر كرده است. ايران از اوايل 1985 كار در خصوص ساخت هواپيماهاي بدون سرنشين را آغاز كرد و مدل هايي را كه مي توانند راكت يا بمب حمل كنند و يا مأموريت هاي انتحاري را برعهده گيرند، ساخته است. هواپيماهاي بدون سرنشين هجومي براي مقابله با حضور چشمگير نظامي نيروي دريايي آمريكا در خليج فارس طي اواسط تا اواخر دهه 80 توسعه يافت.

تجربه مثبت جنگي با هواپيماي بدون سرنشين موجب شد ايران از توسعه و سرمايه گذاري در اين صنعت حمايت كند و هم اكنون چندين نوع از اين سلاح را توليد مي كند. ايران در اكتبر 1997 موفق شد يك هواپيماي بدون سرنشين غيرقابل رديابي ساخته شده از مواد تركيبي را در رزمايش نيروي دريايي در شمال خليج فارس آزمايش كند. جمهوري اسلامي اعلام كرد كه اين هواپيماي بدون سرنشين توسط ناو هواپيمابر "نيميتس" آمريكا قابل رديابي نيست.

Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 1189
تاریخ عضویت: دو شنبه 1 خرداد 1385, 2:58 am
سپاس‌های ارسالی: 16928 بار
سپاس‌های دریافتی: 4253 بار

پست توسط Fariborz » سه شنبه 14 آبان 1387, 9:23 pm

خود اتكايي

نيروي دريايي نامتعارف سپاه يك سازمان تحقيقاتي خوداتكايي ابتكاري را با چندين دفتر دارد كه به امر مهندسي دريايي، جنگ سطح و زير سطح، رادار، ارتباطات و الكترونيك دريايي، جنگ الكترونيكي، مكان يابي، رديابي، صدايابي زير دريا، فن آوري موشكي، همچنين نقشه كشي اشتغال دارند.

توانمندي هاي ارتباطي دريايي سپاه مسيري طولاني را از 1986 طي كرده است كه در آن زمان راديوهاي بدون كارآيي در زير آب در ميانه نبرد از كار افتادند. به عنوان مثال، امروز صنايع الكترونيك شيراز انواع وسايل ارتباطي دريايي، مكان يابي، و تجهيزات رديابي صدا همچنين ايستگاه هاي اندازه گيري حمايت الكترونيكي را توليد مي كند. سازمان جاهد خودكفايي نيروي دريايي سپاه همچنين تجهيزات جنگي الكترونيك را توسعه داده است تا براي كاربران سطح و زير سطح مطابقت داشته باشد و با سامانه آمريكايي حاضر در منطقه خليج فارس مقابله كند.

علاوه بر چشم انداز توانمندي هاي عملياتي نيز نيروي دريايي سپاه همچنين يك شبكه ارتباطات فيبر نوري وسيع ايجاد كرده كه توسط شركت داخلي ساخته شده است تا در شرايط جنگي استمرار ارتباطات مطمئن را در سراسر ساحل خليج فارس تضمين كند.


سازمان و پايگاه‌هاي اصلي


آخرين گزارش ها از ايران حاكي از آن است كه نيروي دريايي سپاه در حال واگذاري يا كاهش نقش امنيتي خود در دريايي خزر به نيروي دريايي ارتش است و در عوض، منابع خود را در سواحل حساس جنوب اين كشور متمركز مي كند تا در آنجا نقشي مسلط تر ايفا كند و ناوگان سبك نيروي دريايي را براي فرماندهي بهتر اين منطقه در اختيار گيرد.

نيروي دريايي ايران تاكتيك هاي دريايي متعارف را كنار مي گذارد و به سوي شيوه هاي مورد توجه نيروي دريايي سپاه نظير جنگ زير سطح با استفاده از زيردريايي هاي كوچك پيش مي رود. فرمانده نيروي دريايي ارتش اخيراً اين تغيير رويه و فن آوري را يك "تجديد حيات" خواند.

نيروي دريايي سپاه پيش بيني مي كند كه در زمان جنگ، دشمن بالقوه تلاش خواهد كرد فرماندهي و كنترل آن را بر هم زند. اين نيرو در واكنش به اين اقدام يك ساختار فرماندهي غيرمتمركز ايجاد مي كند كه مناطق مستقل و عمليات موضعي را در پيش گيرند. واحدهاي رزمي كوچك، مستقل، متحرك و فعال نيز ساختار راهبرد دفاعي جديد "چيدماني" تشكيل مي شوند.

قايق هاي تندرو از ساحل مستتر شده يا محفظه ها و سايت هاي مخفي سرزميني خارج خواهند شد و روي تريلرها به نقاط ساحلي حمل مي شوند و دستور مأموريت دريافت مي كنند مبني بر اين كه به ادامه ارتباط با زنجيره فرماندهي نياز ندارند. هر يگان از اين گروه ها يك بخش از عمليات را بر عهده خواهد گرفت تا در يك درگيري نظامي بتواند تأسيسات دريايي دشمن يا آمد و شد در دريا را مورد هدف قرار دهد. نيروي دريايي سپاه در چنين شرايط جنگي انتظار مي رود نظير آنچه كه در جنگ ايران و عراق رخ داد، از سوي يك پست فرماندهي فعال هدايت شود.


موشك‌هاي كروز و بالستيك ايران پشتيبان قدرت دريايي آن است


در بخش پاياني گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن درباره جنگ نامتقارن دريايي ايران يادآور شده است:

ايران مي‌تواند حمله‌اي يكپارچه را با استفاده از قايق‌هاي كنترل از راه دور مملو از مواد منفجره، قايق‌هاي تندرو ضربتي، نيمه زيردريايي داراي اژدر، قايق هاي سريع ضربتي، هواپيماهاي بدون سرنشين، زيردريايي هاي بسيار كوچك و هجومي و همچنين آتش توپخانه و موشكي ضد كشتي از ساحل بهره جويد و از همگي آنها براي ضربه زدن به كاروان يا گروه عملياتي آمريكايي در حال عبور از تنگه هرمز استفاده كند. شمار بسياري از راكت ها با كلاهك هاي خوشه اي مي تواند براي تحت الشعاع قرار دادن آتش دشمن و عمليات هوايي نيروهاي آن به كار گرفته شود.

ارتش آمريكا طي مانوري كه در سال 2002 به نام "چالش هزاره" برگزار كرد، به اين نتيجه رسيد كه ناوگان دريايي كشورش با آسيب پذيري جدي در رويارويي با حملات به خوبي هماهنگ شده توسط موشك هاي كروز و بالستيك و همچنين قايق هاي تندرو ضربتي در آبهاي ساحلي مواجه است و اين مشكل مي تواند شكست اساسي را نظير آنچه در بندر "پرل" اتفاق افتاد، تكرار كند.

ارتش هاي غربي بر مفهوم جنگ "شبكه مركزي" در محيط دريايي به ويژه بر ضد حملات ضربتي مطالعه كرده‌اند و انتظار دارند اين مفهوم كه از مزاياي اطلاعاتي در ميدان نبرد حاصل مي‌شود، اگر نتواند آسيب پذيري نيروهاي آنها را حذف كند، دست كم كاهش دهد.

نيروي نظامي ايران بر اساس نظريه جنگ دريايي نامتقارن تلاش كرده است برنامه مسلح كردن و تجهيز مجدد را طي دهه گذشته اجرايي كند تا در برابر حضور نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس توازن برقرار سازد. ايرانيان اطمينان دارند، دفاع لايه اي و متراكمي كه ايجاد كرده اند همراه با تاكتيك هاي هجومي و نگراني الهام گرفته از فرهنگ شهادت كه ازاين كشور وجود دارد، مي تواند هرگونه حمله را بر ضد خاك و منافع آن بازدارد.

در اين گزارش ادعا شده است كه سياست دفاعي ايران بر بازدارندگي استوار است و علاوه بر آن تهران تأكيد دارد هيچ قصدي براي حمله به كشورهاي همسايه ندارد، حمله پيشگيرانه بر ضد نيروي دريايي آمريكا و نيروي دريايي عرب حوزه خليج فارس ندارد اما تجهيزات نظامي در اين منطقه تحت شرايط خاص مستثنا نمي شوند.

اين مسئله كه هدف غايي تهران بيرون راندن تأثير آمريكا و غرب نه تنها از منطقه خليج فارس بلكه از تمام خاورميانه است، موضوعي سري نيست. رئيس جمهور ايران نيز برچيدن تمامي پايگاه هاي نظامي آمريكايي مستقر در همسايگي و نزديك اين كشور را خواستار شد اما در اين برهه، تأكيد اصلي ايران بر خليج فارس است.

بر اساس اظهارات نماينده ولي فقيه در سپاه، زمان شكست دادن ابرقدرت ها فرا رسيده است و دريادار صفاري فرمانده نيروي دريايي سپاه در ژوئيه 2008 نيروي دريايي سپاه را حافظ نبض انرژي جهان در تنگه هرمز دانست.

هدف اصلي سپاه پاسداران از اواخر دهه 80 ميلادي تضمين توان دريايي ايران در برابر تهديد آمريكا شده و از طريق جنگ لفظي، رزمايش هاي تبليغ شده يا اقداماتي نظير دستگيري سربازان انگليسي متجاوز به حريم آبهاي جمهوري اسلامي و نزديك شدن به كشتي هاي جنگي آمريكايي در خليج فارس به اين هدف رسيده است. اين روند با برگزاري رزمايش هايي در نوامبر 2006 برجسته شد و سپاه پاسداران بستن تنگه هرمز را با استفاده از عمليات قايق مجهز به موشك، حملات با موشك هاي ضد كشتي از ساحل و آتش توپخانه اي و راكتي دوربرد متمركز تمرين كرد.

بر اساس اين گزارش، رزمايش هاي ايران با جنگ لفظي و عمليات رواني فرماندهي سپاه همزمان شده است و اين تمرين ها با توان نظامي ايران كه در جنگ رواني اعلام شد، برابري مي كند. در حقيقت، تلفيق تبليغات و فعاليت دفاتر روابط عمومي بيانگر اهميت جنگ رواني به عنوان يك عنصر مهم "قدرت نرم" ايران محسوب مي شود.

قايق‌هاي تندرو نيروي دريايي سپاه در ششم ژانويه 2008 به سه كشتي جنگي نيروي دريايي آمريكا در حال عبور از تنگه هرمز نزديك شدند و واكنش آمريكايي ها را سنجيدند و در دل آنان رعب و وحشت ايجاد كردند. اين حادثه براي نخستين بار نبود كه از سوي ايرانيان با چنين تاكتيكي اجرا مي شد. اين تلاش هاي رواني طي جنگ ايران و عراق نيز با قرار دادن اشياي مشكوك نظير لاستيك هاي آتش گرفته تراكتور، جعبه هاي چوبي بزرگ رنگ شده و قايق هاي بدون سرنشين در مسير كاروان داراي محافظان آمريكايي انجام مي شد.

نيروي دريايي سپاه در اجراي بزرگترين رزمايش و پراكندگي نيرو كه بيشترين شمار دستگاه هاي پرتاب موشك و اژدر ضدكشتي را در يك رزمايش اين منطقه شامل مي شد، موفقيت آميز عمل كرد.

ايران در حال طراحي نظريه دفاع فرهنگي نامتقارن از طريق جنگ رواني به سر مي برد. دفاع از فرهنگ انقلابي جمهوري اسلامي در برابر تهاجم فرهنگي غرب به منزله آموزه اساسي ايرانيان در پي پيروزي انقلاب اسلامي در 1979 محسوب مي شود. دفاع فرهنگي به منزله بخش دروني جنگ نامتقارن به شمار مي رود كه يكي از پنج مورد آمادگي رواني براي جنگ، آمادگي براي عمليات رواني در شرايط جنگ نامتقارن، تأثيرگذاري بر افكار عمومي داخلي و بين المللي، نظارت و مقابله با فعاليت هاي جنگ رواني دشمن، همچنين اجراي عمليات تهاجمي رواني در سطوح گونان است.


- سناريوهاي درگيري

در خصوص رويداد درگيري ميان ايران و آمريكا اين مسئله مطرح است كه حوادث احتمالاً موجب مي شوند درگيري به بخش هاي گوناگون منطقه خليج فارس كشيده شود:


- اروندرود و شمال خليج فارس

باتوجه به نبود قطعيت درباره مرزبندي ها و خط كشي هاي جداكننده در شمال خليج فارس، درگيري ميان نيروهاي انگليسي و آمريكايي يا ديگر نيروهاي ائتلاف با يگان هاي سپاه احتمال عمليات با قايق در آبهاي مورد مناقشه كاملاً وجود دارد. اگر چنين درگيري به تلفات انساني يا مادي در ميان ايرانيان منجر شود، ايران احتمالاً به حملات موشكي ضد كشتي و همچنين حمله به بالگردهاي ائتلاف كه در اين منطقه عمليات مي كنند، متوسل خواهد شد.

چنين اقداماتي خصومت ها را به بخش جنوبي خليج فارس و تنگه هرمز مي كشاند.

- جنوب و مركز خليج فارس

بلوكه كردن دريايي ايران كه از سوي "ايهود اولمرت"، نخست وزير رژيم صهيونيستي، در گفتگوهاي مي 2008 با مقامات آمريكايي در واشنگتن مطرح شد يا حمله به تأسيسات هسته اي جمهوري اسلامي مي تواند به پاسخ ايرانيان عليه بنادر، تأسيسات بندري، تانكرها و پايانه هاي نفتي و ديگر تأسيسات راهبردي متعلق به كشورهاي حامي يا شركت كننده در حملات ضدايراني منجر شود.

علاوه بر اين، كانال باريك كشتيراني ميان جزيره فارسي و آبهاي كم عمق جنوبي مكاني مناسب براي مين گذاري است و كانال عميقتر و وسيعتر شرق جزيره فارسي كه براي مين هاي ثابت مناسب به نظر نمي رسد در برابر حملات موشكي از ساحل آسيب پذير است.

نيروهاي متعارف و نامتعارف ايران در درگيري احتمالي تأسيسات نظامي آمريكا را در بحرين، قطر و ديگر كشورهاي منطقه تهديد جدي خواهند كرد.


- تنگه هرمز

آمريكا در 1987 برآورد كرد، ايران مي تواند تنگه هرمز را براي مدت حداكثر يك تا دو هفته مسدود كند اما توان فعلي ايران براي جلوگيري از آمد و شد در هرمز نسبت به دهه 80 بسيار افزايش يافته است. تهران اخيراً نشان داد كه در پي وقوع درگيري احتمالي با آمريكا هدف آن كنترل بر تنگه هرمز خواهد بود.

ايران احتمالاً تلاش خواهد كرد تنگه هرمز را فقط در صورتي كه كشتي هاي ايراني اجازه عبور از اين معبر نداشته باشند، ببندد. بنابراين، حتي در صورت وقوع حمله مثلاً به تأسيسات هسته اي ايران بعيد به نظر مي رسد كه تهران بخواهد تمامي رفت و آمدهاي هرمز را تا زماني كه محموله هاي نفتي آن از اين آبراه عبور مي كنند، ببندد. بلكه به نظر مي رسد ايران ترجيح مي دهد كنترل هرمز را با جلوگيري از عبور آزاد براي تانكرهاي كشورهاي حامي حمله در اختيار گيرد؛ هر چند كه اين اقدام مي تواند به تشديد درگيري بينجامد.

- خيلج عمان و دورتر

ايران در رويارويي نظامي در خليج فارس احتمالاً تلاش خواهد كرد حوزه عمليات را به درياي عمان و دريايي عربي بكشاند. لنگرگاه خارج از درياي عمان كه پيش از ورود به اين خليج مورد استفاده تانكرهاي نفتي قرار مي گيرد شايد مكاني وسوسه انگيز براي مين گذاري باشد همان گونه كه در جنگ ايران و عراق بود. اما باتوجه به اين حقيقت كه بيشتر كشتي هاي ايراني براي عمليات ساحلي طراحي شده اند، عمليات در اين منطقه دشوار خواهد بود. حتي يورش يا حمله اتفاقي به اهداف موجود در اين آبها موجب به راه انداختن دلهره در بازارهاي بيمه اي و نفتي خواهد شد.

- درياي خزر

جمهوري اسلامي تلاش مي كند اكنون در اين منطقه تصويري كم رنگ از خود داشته باشد زيرا سهم اين كشور از درياي خزر كمتر از 15 درصد است.

اين كشور همچنين به روسيه در زمينه هاي تسليحاتي، دانش هسته اي و مهمتر از همه حمايت سياسي وابستگي دارد. اما با توجه به اهميت اقتصادي منطقه براي برخورداري از انرژي و رژيم حقوقي درياي خزر كه هنوز بايد ميان كشورهاي ساحلي آن نهايي شود و پتانسيلي كه براي تقويت نقش آمريكا در قفقاز ايجاد شده است، منطقه خزر به منزله نقطه مهم بالقوه باقي مي ماند كه نيروي دريايي سپاه انتظار مي رود در صورت لزوم با استفاده از جاده، راه آهن و هوا اين منطقه را حمايت كند.

با توجه به اين حقيقت كه تهديدهاي نشأت گرفته از منطقه خزر به مأموريت اصلي سپاه پاسداران در زمينه حفظ دستاوردها و اصول انقلاب اسلامي و نظام سياسي ارتباط ندارد، نيروي دريايي سپاه ترجيح مي دهد بر منابع خود در خليج فارس تمركز كند.


- نتيجه گيري


جمهوري اسلامي نظريه جامع جنگ نامتقارن را بر اساس تجربه خود در جنگ ايران و عراق همچنين مناقشات اخير در عراق، افغانستان و لبنان توسعه داده است و در پي تلاش هاي خود براي توسعه توانمندي جنگ نامتقارن تقويت شده در حوزه دريايي مي تواند خليج فارس و تنگه هرمز (نقطه حساس حمل و نقل نفت در جهان) را باقوت در اختيار خود گيرد.

ايران به عنوان بخشي از اين تلاش، نقش و توانمندي نيروي دريايي سپاه را توسعه داده است و اين نيرو مي تواند وسعت و شدت هر گونه درگيري را افزايش بخشد و همچنين قدرت ايرانيان را در اين منطقه راهبردي نشان دهد. لازم به يادآوري است كه نيروي دريايي سپاه در وقايع 1987 تا 1988 مراحل رشد خود را طي كرد و منابع و تجارب محدود طي دوران مقابله با نيروي دريايي آمريكا در اختيار داشت. نيروي دريايي سپاه در وضعيت كنوني خود بسيار باانگيزه، داراي تجهيزات و منابع مالي خوب همچنين قادر به اجراي نظريه منحصر به فرد جنگ دريايي نامتقارن است.

به كارگيري اين نظريه در چنين منطقه حياتي مي تواند نتايج كاملاً شوك دهنده و مخرب باشد. همچنين محدوديت هايي براي تكميل تاكتيك هاي نامتقارن برضد دشمن قدرتمندي نظير آمريكا وجود داشته باشد، زيرا اين كشور متخاصم از برتري هاي تكنولوژيكي برخوردار است و مي تواند از تكنيك ها و تاكتيك هاي مشابه بهره جويد و شايد شيوه اي غيرقابل پيش بيني را اجرايي كند.

با اين شرايط كه نيروي دريايي ايران نقشي مسلط در خليج فارس و درياي عمان براي خود فرض مي كند و آمريكا نيز به دنبال بسط قدرت خود است، تنش و رويارويي بيشتر ميان نيروي دريايي سپاه، نيروي دريايي آمريكا و ائتلاف متحدان واشنگتن محتمل خواهد بود.


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه 10 آذر 1386, 5:59 pm
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11995 بار

پست توسط Mil@d » چهار شنبه 15 آبان 1387, 12:26 am

Fariborz,

دوست عزیز و با دانش من

مقاله جامعی را که از فارس نقل کردی تقریبا سناریو نبرد احتمالی را تصویر می کند. ولی این مسائل شاید 10% حجم واقعی مسئله باشد تاکتیک های سپاه به دلیل حفاظت اطلاعات بسیار شدید و وحشتناک به این راحتی ها افشا نمی شوند.

سپاه هر چند دقیقه یکبار کد اطلاعاتی خود را تغییر می دهد(به نقل از واشنگتن پست ژانویه 2008 هنگامی که هاچم چلپی معارض عراقی همکار با امریکا در ان زمان به ایران خبر داد که سیا درصدد رهیگیر کد های سری ایران است)

پس بقیه اش را خودتان بخوانید :m:a
  بی  

Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهار شنبه 15 فروردین 1386, 6:23 pm
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14943 بار

Re: نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

پست توسط Shahryar » دو شنبه 30 شهریور 1388, 10:15 am

 اطلاعات رسمی درباره زیردریایی غدیر: 


 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 

 : انتشارات سازمان صنایع دفاع  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..

Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 20 فروردین 1388, 4:08 pm
سپاس‌های ارسالی: 315 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

Re: نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

پست توسط arian2020 » دو شنبه 30 شهریور 1388, 11:02 am

يا تشكر از مقاله جامع فريبرز جان يه سوال داشتم در مورد موشكهاي بالستيك ايران. كسي ميدونه اون شراره هايي كه از قسمت بالايي اين موشكها هنگام شليك توليد ميشه براي چيه؟در مورد موشك پدافندي تور هم اين شراره ها وجد دارند ممنون ميشم

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4265
تاریخ عضویت: سه شنبه 23 اسفند 1384, 1:14 pm
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6669 بار
سپاس‌های دریافتی: 12006 بار
تماس:

Re: نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

پست توسط Mohammad 1985 » دو شنبه 30 شهریور 1388, 12:31 pm

اونها برای چرخش موشک دور خودش هست .
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

Furious Poster
Furious Poster
پست: 364
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 آبان 1387, 5:43 pm
سپاس‌های ارسالی: 3003 بار
سپاس‌های دریافتی: 602 بار

Re: نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است

پست توسط chad » پنج شنبه 9 مهر 1388, 5:28 pm

دوست من اونی که توی تور دیدی برای تغییر جهت سریع موشک به سمت هدف است و فقط به یک سمت روشن نمیشه.اونی که در موشک های بالستیک هست برای حفظ تعادل موشک به دلیل سرعت زیاد هست.

ارسال پست

بازگشت به “اخبار ادوات دريايي”