در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

خيانت تاريخي جدايي بحرين از خاک ايران را بهتر بشناسيم.................

توسط Mil@d » يکشنبه 24 آذر 1387 01:46

بچه های عزیز سنترال کلابز به نظرم آمد شاید از جزییات تجزیه بحرین از خاک ایران مطلع نباشید مقاله زیر را در هاردم ذخیره داشتم البتهچند ماهی از 37 امین سالگرد جدایی بحرین از خاک ایران می گذرد ولی دوستان خوب است بدانند که چه شد که بحرین از ایران جدا شد...به دقت بخوانید.

اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یك ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌ بحرین و انگلستان یك قرار داد دوستی با هدف "مشورت" در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند. بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یك و نیم قرن منازعه و كشمكش به نقطه حل رسید دلیل آن نیز از نظر سیاسی ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یك مسأله دیگر ارضی كشور یعنی جزایر سه گانه بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود.

مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از امپراتوری ایران پیش از اسلام بوده است،‌ولی اعراب ساكن آن جزیره به علت دوری از شعاع عمل حكومت و نیروهای مركزی ایران به طور مكرر مشكلات و دردسرهای زیادی برای حكومت مركزی ایران ایجاد می‌كرد؛‌ بنابراین منطقه خلیج فارس را توأم با اغتشاش و آشوب و راهزنی ساخته بودند. تا اینكه شاپور دوم پادشاه ساسانی ( ملقب به شاپور بزرگ و ذوالكتاف ،‌309-337 م) با قوای كامل و كشتیهای متعدد جنگی به بحرین لشكركشی كرد و شورشیها را با شدت عمل سركوب كرد. به نحوی كه تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651م.)‌ آرامش كاملی در آنجا برقرار بود. عربها بعد از اسلام تشكیلات اداری سرزمینهای فتح شده را تغییر نمی‌دادند؛‌ زیرا تشكیلات اداری كه جانشین آن كنند نداشتند به جای آن،‌ از مرد م آن سرزمینها كه آنها دارای تمدن و فرهنگی درخشان و بعضا بالاتر از تمدن اعراب بودند برای ایجاد و اداره تشكیلات اداری – اسلامی استفاده می‌نمودند و این روش به آنان كمك شایانی می‌كرد.  

بحرین از آغاز تشكیل امپراتوری اسلامی و بویژه در عصر بنی امیه ،‌ از مركزیتی ویژه در حركتهای سیاسی و برخوردهای عقیدتی در منطقه خلیج فارس برخوردار شد. در سال 72 ه. ق (‌691 م . )‌ گروهی از خوارج به رهبری "‌ ابوفدك "‌ قیام بزرگی علیه حكومت اموی بر پا كردند و بحرین را از تابعیت خلفای اموی خارج ساختند فردی به نام "‌ مسعود بن ابی زینب عبدی "‌ در سال 105 ق . با اخراج والی اموی حدود بیست سال بر این مجمع الجزایر حكومت مستقل داست. در سال 151 والی بحرین ضد حكومت خلفا قیام كرد. حدود صد سال بعد قیام بردگان و سیاهپوستان منطقه به رهبری فردی ملقب به "‌ صاحب الزنج "‌ تمامی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. به دنبال آن گروهی دیگر به رهبری فردی ایرانی به نام "‌ ابوسعید بهرام جنابی "‌ (‌یا گناوه‌)‌ علیه حكومت خلفا قیام كردند و یك جنبش آزادیخواهی را در منطقه گستراندند این جنبش كه قیام ابوسعیدی یا قرمطی ( ابوسعید از پیروان حمدان قرمطی بود )‌نام گرفت،‌ از سواحل ایرن آغاز شد و ابوسعید با رفتن به بحرین آنجا را كانون مناسبی برای تحرك یافت .  

پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این كشور ،‌ بحرین كماكان جزء ایران اسلامی باقی ماند.و تا قبل از قدرت رسیدن سلسله صفویه - كه پس از مدتهای طولانی ایران مجددا دارای یك حكومت واحد و متمركز شد- سرزمین ایران شاهد حكومتهای غیر متمركز و محلی متعددی بود كه همواره در رقابت قدرت و جنگ و نزاع با یكدیگر بودند ،‌ بویژه اینكه ،‌حمله وحشیانه و گسترده مغولها به ایران نیز (‌در سال 1220 م. )‌همه چیز را بكلی دگرگون و آشفته ساخت ؛ ولی باید اشاره كرد كه بحرین همواره قسمتی از حكومتهای متشكل محلی در بخشهای جنوبی ایران محسوب می‌شد.

تا اینكه در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506) ،‌ بسیاری از نقاط استراتژیك منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یك قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس در سال 1602 با لشكركشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد كرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن ،‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر كامل حكومت ایران بود. سپس ،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "‌ از قبیله "‌بنی عتبه "‌ و از خاندان "‌خلیفه "‌ كه از منطقه نجد در مركز عربستان به كویت مهاجرت كرده بود )‌ به این سرزمین حمله و پس از شكست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حكومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ( آل خلیفه )‌ قرار گرفت.  

باید به این نكته مهم اشاره كرد كه وضعیت و ثبات حكومتها در ایران همواره مستقیما در اوضاع سیاسی و سرنوشت بحرین نیز تأثیر گذار بوده است،‌ چنانكه مثلا پس از فوت شاه عباس اول – پادشاه قدرتمند صفوی - ،‌ و ضعف جانشینان او ، راهزنان دریایی عرب تبار مستقر در بحرین نیز شروع به دست‌اندزی به خلیج فارس و مناطق اطراف آن كردند و در واقع تا مدتی اثری از حاكمیت ایران بر بحرین باقی نماند. در خلال این مدت نیز استعمار كهنه و قدرتمند انلیس در رقابت با قدرتهای استعماری دیگر در منطقه،‌ و نیز در راستای سوء استفاده از اوضاع آشفته و نابسمان منطقه و ضعف قدرتهای همجور آن ،‌ شیوخ عرب خلیج فارس را در كنترل و اراده خود در آورد و بالاخره در سال 1820 پس از قلع و قمع دزدان دریایی و برده فروشان ،‌ قرادادها تحت الحمایگی را با رهبران شیخ نشینهای خلیج فارس و از جمله بحرین به امضا رساند.

شیخ سلمان بن احمد ( شیخ بحرین )‌ در ژانیه 1820 "‌قرارداد صلح عموی "‌ یا "‌ قرارداد اساسی "‌ (‌ و در واقع همان قرارداد انقیاد و تحت الحمایگی )‌را با انگلستان امضا كرد،‌ او به علت استحكام قدرت و سلطه اش بر بحرین ، ‌خود را تحت الحمایه انگلیس اعلام كرد و پرچم آن كشور را بر فراز مقر دارالحكومه خود برافراشت!‌ بدین ترتیب ، ‌از این زمان به بعد تا مدت 150 سال ،‌بحرین زیر نفوذ و سلطه انگلستان قبل گرفت و طبعا حكومت ایران را با یك مشكل جدی سیاسی و ارضی روبرو كرد.

قابل تذكر است كه "‌ محمد بن خلیفه "‌ حاكم وقت بحرین و نوه سلمان بن احمد با وجود اینكه در سال 1861 پیمانی را با كمپانی هند شرقی انگلیس درباره منع اقدامات جنگی ‌دزدی دریایی و تجارت برده در خلیج فارس امضا كرده بود،‌ زیر بار نفوذ انگلیس نمی‌رفت . به همین علت نیروی دریایی انگلیس در سال 1867 شهر منامه (‌پایتخت فعلی بحرین ) را گلوله باران كرد؛‌ ولی " عیسی بن علی "‌ جانشین وی در سل 1868 طی انعقاد عهدنامه‌ای ، ‌رسما به تحت الحمایی انگلیس گردن نهاد. پیرو آن ،‌ دولت ایران (‌در زمان سلطنت ناصرالدین شاه)‌ طی یادداشتی به سفارت انگلستان در تهران به این اقدام دولت مذكور اعتراض كرد. دولت انگلستان در پاسخ این یادداشت ،‌اعلام كرد كه هدف از امضای پیمان یاد شده ،‌برقراری نظم و امنیت در خلیج فارس بوده است و اگر دولت ایرن خود چنین مسئولیتی را برعهده گیرد، دولت انگلیس از آن استقبال خواهد كرد! در این پاسخ تصریح شده بود كه اگر از شیخ بحرین حركتی سر بزند كه مستلزم اقدامات جدیدی از طرف دولت انگلیس باشد ،‌دولت ایران در جریان قرار خواهد گرفت!‌ پس از آن نیز مجددا شیخ بحرین در سالهای 1880 و 1892 قراردادهای تحت‌الحمایگی دیگری را (‌مشابه قراردادهای تحت الحمایگی با سایر شیخ نشینها)‌ با انگلستان به امضا رساند.  

دولت ایران در مدت یك و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (‌1820 -1970 )‌ و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره،‌ هیچگاه جدایی بحرین از خاك ایران را نپذیرفت ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت. گفتنی است در داخل بحرین جدا از شیوخ آن كه عمدتا وابسته و زیر نفوذ شدید انگلستان بودند،‌ از اوایل قرن بیستم به بعد بعضا جنبشهای مخالف سسیاستهای انگلستان مشاهده می‌شد؛ مثلا در سال 1911 جمعی از بازرگانان و ملی گرایان بحرین خواستار محدود شدن نفوذ انگلستان و ایجاد كمیته داوری برای حل اختلافات فیمابین به خاطر صید مروارید شدند؛‌ ولی رهبران این گروه به وسیله مقامات انگلیسی مقیم بحرین دستگیر و به هندوستان تبعید گردیدند. ضمنا پیرو چالش قدرت دولتهای عثمانی و انگلیس بر سر حاكمیت بر بحرین ،‌پیمان شناسایی استقلال بحرین در سال 1913 به وسیله دولتهای مذكور به امضا رسید كه با بروز جنگ جهانی اول ناكام ماند.

قدرت و نفوذ انگلستان در سال 1923 با خلع شیخ عیسی از حكومت بحرین افزایش یافت و به ویژه با انتصاب "‌ چارلز بلگریو ‌" ‌ به عنوان مشاور انگلیسی حاكم جدید، و چندی بعد با انتقال پایگاه دریایی انگلیس از بندر باسعیدو (‌در غرب جزیره قشم ) به بحرین و انتقال مقر نماینده سیاسی انگلیس در خلیج فارس از بوشهر به بحرین،‌ این قدرت و نفوذ وسیعتر و با ثبات تر شد. مقارن این تحولات و پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوی ،‌ ایران خواستار اعاده حق حاكمیت خود بر این سرزمین شد. در مقابل ،‌ حكومت بحرین نیز با مشورت و خط دهی مشاوران و كارگزاران انگلیسی مقیم بحرین بر آن شد تا ساختار جمعیتی و مذهبی این شیخ نشین كوچك را حتی الامكان با اكثریت دادن به عربها سنی مذهب از كشورهای عربی به بحرین تشویق شد و هزاران تن فلسطینی و اعراب دیگر از كشورهای مختلف عرب به بحرین هجوم آوردند.  

یكی از ویژگیهای مهم بحرین عبارت از تركیب جمعیتی (‌نژادی )‌ و مذهبی آن است. با توجه به پیشینه تاریخی بحرین و وابستگی آن به ایران ،‌تعداد زیادی از ساكنان آن ایرانی تبار هستند كه در بخشهای گوناگون كشور مشغول به كار هستند. چنانكه با وجود تغییر و تحولات گسترده در این امر در خلال دهه‌های گذشته ، حتی بر اساس منابع آماری كشور انگلستان 20 درصد بافت نژادی آن را در پایان دهه 1980 ایرانیان تشكیل می‌دادند! ضمنا حدود 60-70 درصد مسلمانان بحرین را شیعیان و تنها 30- 40 درصد آنان را سنیان تشكیل می‌دهند . در حالی كه با وجود اكثریت شیعیان ،‌قدرت سیاسی در دست مذهبان است و این امر یكی از نقا ضعف امنیت ملی آن كشور است . همین امر گاه به گاه مشكلاتی سیاسی بر بحرین به وجود آورده است،‌ چنانكه مثلا در سال 1953 شیعیان بحرین كه از افزایش سریع مهاجرت كارگران عرب سنی مذهب و تغییر مصنوعی ساختار جمعیتی نگران و ناراضی بودند ،‌ شورش كردند . لذا برخورد بین گروههای شیعه و سنی بحرین توسعه یافت و پس از چندی رهبران گروهها با تشكیل ‌" كمیته وحدت ملی "‌ ( لجنه الاتحاد الوطنی ) به یك آرامش نسبی رسیدند. در دورن سلطنت محمدرضا شاه ،‌ حداقل در دو برهه زمانی مسأله مالكیت و حاكمیت ایران بر بحرین به صورت حادتر مطرح شد . در اسفند 1329 در لایحه مربوط به ملی كردن صنعت نفت ایران كه برای تصویب به مجلس شورای ملی ارائه شد،‌ "‌ شركت نفت بحرین "‌ نیز در طرح ملی شدن قرار داشت ؛‌ چرا كه مجمع الجزایر بحرین بخشی از سرزمین ایران را تشكیل می‌داد بار دوم در آبان ماه 1336 هیأت وزیران با حضور شخص شاه لایحه‌ ای را برای تقدیم به مجلس آماده كردند كه به وضوح نشان دهنده حق و ادعای مالكیت ایران به بحرین بود. در این لایحه كشور از نظر اداره سیاسی به چهارده استان تقسیم می‌شد كه بحرین استان چهاردهم را تشكیل می‌داد. بدین ترتیب ،‌ از دیدگاه ایران ،‌منطقه بحرین از استان فارس جدا می‌شد و خود استان مستقلی را تشكیل می‌داد. این اقدام ایران مورد اعتراض مطبوعات و دولت انگلستان و نیز نارضایتی اعراب قرار گرفت. علیقلی اردلان وزیر امور خارجه وقت ایران در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی در پاسخ به اظهارات مقامات انگلیسی در مجلس عوام آن كشور ، اظهار داشت كه حق حاكمیت ایران بر بحرین از اواخر قرن هجدهم به بعد تنها بر مبنای ادعای محض نبوده است ،‌بلكه "‌ در واقع و بنا به دلایل و شواهد عینی ،‌ ایران بر بحرین حكومت می‌رانده است و شیوخ [ بحرین ]‌ نیز هر زمان كه آزاد بوده‌اند و حكومت مركزی [ ایران ]‌ نیز قدرتمند بوده است،‌ خودشان را خراجگزار و تابع حكومت ایران دانسته‌اند "‌ ؛‌ ولی در پاسخ به اعتراض اعراب اعلام كرد، "‌ برادران عرب ما باید بدانند كه بحرین جزئی از پیكر ماست و مسأله بحرین از جمله منافع حیاتی ایران به شمار می‌آید" .  

اهمیت سیاسی – استراتژیك بحرین در دهه 1960 افزایش یافت ،‌ به ویژه اینكه ایران شاهد افزایش فعالیتهای انقلابی اعراب در سواحل خلیج فارس در خلال سالهای 1964- 1965 بود؛‌ ولی حضور نظامی انگلیس در منطقه و نیز بندر عدن تا اندازه‌ای ترس ایران را كاهش می‌داد ؛‌ ولی در نوامبر 1967،‌ نیروهای انگلیسی پیرو جنگلهای داخلی یمن از بندر استراتژیك عدن ( نزدیك باب المندب و ابتدای جنوبی دریای سرخ )‌ خارج شدند و پیرو آن ،‌ (‌جمهوری دموكراتیك خلق یمن )‌ ( یمن جنوبی )‌ به عنوان یك كشور سوسیالیستی افراطی شكل گرفت . این كشور بزودی از جنبشهای انقلابی و چپگرای منطقه به حمایت برخاست و در این راستا با ایران و نیز كشورهای میانه رو ( و غرب گرای ) عرب به عنوان "‌ كشورهای مرتجع "‌ شروع به مقابله و مخالفت كرد.

انگلستان پس از خروج از عدن (‌یمن جنوبی)‌ ،‌نیروهایش را به بحرین منتقل كرد و بدین ترتیب پس از عدن ،‌مجمع الجزایر بحرین به عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج فارس مطرح شد . مدتی بعد در ژانویه 1968 ،‌پس از اینكه انگلستان اعلام كردكه نیروهایش را تا پایان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد كرد،‌ دولت ایران از این تصمیم استقبال كرد و اعلام كرد كه از حق حاكمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشكل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یك كشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشكیل شود،‌بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،‌و ادعای مالكیت ایران بر بحرین آن را یك مشكل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشكل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست .  

عكس‌العمل ایران نسبت به تشكیل این فدراسیون با شركت بحرین قابل پیش بینی بود؛‌ چرا كه بر خلاف موضعگیری همه كشورهای عرب ، ‌ایران با تشكیل چنین فدراسیونی مخالفت كرد . اردشیر زاهدی وزیر امور خارجه ایران در تاریخ 17 تیرماه 1347 در بیانیه رسمی شدیداللحنی اعلام داشت: "‌ ایجاد چیزی به نام فدراسیون امارات خلیج فارس با شركت جزایر بحرین از دیدگاه ایران مطلقا قابل قبول نیست ".

محمدرضا شاه نیز به نوبه خود اعلام كرد ایجاد این فدراسیون چیزی جز یك اقدام استعماری و امپریالیستی و تلاش برای بازگشت انلگیس به منطقه از "‌درب پشتی " منطقه نیست. او هشدار داد كه ایران در صورت لزوم برای حفظ منافع تاریخی و حقوق سرزمینی خود قدرتمندانه اقدام خواهد كرد.

در این میان‌، مذاكرات آشكار و پنهان میان ایران ،‌انگلستان ،‌عربستان سعودی و آمریكا انجام می‌گرفت . یكی از مواضع موجود بر سر حل مسأله بحرین – جدا از سیاستهای استعماری انگلستان – حمایت عربستان سعودی (‌به عنوان كشور عرب با نفوذ منطقه ) ‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آبهای سرزمینی و فلات قاره دو كشور بود. تضاد منافع دو كشور چنان بودكه شاه برنامه دیدار رسمی‌اش از عربستان سعودی را در اوایل سال 1968 (‌1347) به تعویق انداخته بود. بالاخره با مذاكرات طرفین اولین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو كشور بر سر مرز فلات قاره و مالكیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ 24 اكتبر 1968 با امضای یك موافقتنامه انجام گرفت . مذاكرات و توافقهای پنهانی بین ایران و انگلستان و آمریكا و نیز امضای توافقنامه فوق باعث شد ایران در مورد مسأله بحرین كوتاه بیاید و تا اندازه‌ای عقب نشینی سیاسی كند.

شاه در دیدار رسمی خود از هندوستان ،‌در یك مصاحبه مطبوعات در "دهلی نو"‌ در تاریخ 4 ژانویه 1969 اعلام كرد كه "‌ اگر مردم بحرین خواهان پیوستن به كشورم [ ایران ]‌ نباشند"‌ ایران از ادعاهای سرزمینی اش نسبت به این جزیره خلیج فارس دست خواهد كشید. وی گفت چنانچه سیاست بین المللی خواهان آن باشد،‌ ایران نیز خواست مردم بحرین را می‌پذیرد . شاه تأكید كرد كه ایران مخالف استفاده از زور برای حل مسأله ارضی بحرین است. وی در پاسخ به این سوأل كه آیا او پیشنهاد انجام یك انتخابات عمومی یا رفراندومی در رابطه با كسب نظر مردم بحرین را دارد یا خیر پاسخ داد:‌

من نمیخواهم دراین زمان وارد جزئیات مربوط به این سوال بشوم ؛ ولی هر نوع وسیله ای كه بتواند به یك روش رسمی و مورد پذیرش شما و ما و تمامی جهان نشانگر خواست مردم بحرین باشد،‌ مطلوب خواهد بود.

وی در ادامه پاسخ به سؤال فوق اشاره كرد كه بحرین 150 سال پیش به وسیله انگلیس از ایران جدا شد واكنون خودش در حال ترك خلیج فارس است، ولی انگلیس نمی‌تواند آنچه را كه از ایران بازستاده بدون رضایت این كشور به طرف دیگری بدهد و در عین حال ،‌ ایران پس از خروج انگلستان در پی اشغال بحرین نخواهد بود،‌ بنابراین چنین حالت و دوره‌ای یك وضعیت غیر امنیتی ایجاد خواهد كرد. این سخنان و اظهار نظرهای رسمی شاه نشان دهنده رسیدن به یك نقطه سازش و توافق منطقه‌ای بین شاه و قدرتهای بزرگ و در عین حال زمینه سازیهای لازم افكار عمومی برای حل نهایی مسأله بحرین از طریق جدایی آن از خاك ایران بود. در آن شرایط زمانی ایران نمی‌توانست از طریق نظامی بحرین را بازستانی كند،‌ این اقدام عواقب خطرناكی برای ایران در پی داشت. مسلمان انگلستان به عنوان یك قدرت بزرگ استعماری اجازه چنین اقدام جسورانه‌ای را به ایران نمی‌داد،‌ ضمن اینكه این كار تمام كشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه كار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت . این در حالی بود كه ایران در آن دوران درگیریهای ارضی و مرزی و سیاسی گسترده ای با عراق داشت. از طرف دیگر این اقدام نظامی ایران برخلاف اصول سازمان ملل متحد بود كه ایران نیز عضو فعال آن به شمار می‌رفت .

بنابراین شاه با توجه با سازشهای پنهانی انجام شده و شرایط زمانی ،‌ راه حل سیاسی را برگزید . چنانكه حدود نه ماه پس از مصاحبه دهلی نو‌،‌ شاه در زمستان سال 1348 (‌اوایل 1970) مجددا در مصاحبه‌ای خواستار حل مسأله برحین از طریق كسب نظر مردم بحرین به طور رسمی به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفتگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیركل سازمان ملل (‌اوتانت ) ‌در اوایل سال 1970 به نتیجه نهای رسید ایران در تاریخ 9 مارس 1970 (‌ 9 اسفند 1348 ) ‌رسما مساعی جمیله دبیركل سازمان ملل را برای استعلام نظرهای واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یك نماینده ویژه خود برای انجام این مأموریت خواستار شد.

انگلستان در تاریخ 20 مارس موافقت رسمی خود را با انجام پیشنهاد دولت ایران به اوتانت دبیركل سازمان ملل اعلام كرد . وی نیز در همان روز پس از مشورت با نمایندگان ایران و انگلستان اعلام كرد "‌كه او مساعی جمیله خود را تأخیر انجام خواهد داد "‌ . پیرو آن ،‌او شخص "‌ ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی "‌ (‌دیپلمات ایتالیایی )‌ معاون دبیركل و مدیر كل دفتر اروپای سازمان ملل در ژنو را به عنوان نماینده ویژه خود در كسب آراء‌مردم بحرین منصوب كرد. ضمنا وی از سوی ایران و انگلستان در راه انجام دادن مسئولیت خود و ابراز نظر و تصمیم نهایی‌اش در مورد حل مسأله بحرین ،‌ اختیار تام گرفت.  

نماینده ویژه دبیركل در امور بحرین ،‌ در رأس یك هیأت پنج نفری عازم آن جزیره شد و از 29 مارس تا 18 آوریل 1970 به نظر خواهی گزینشی و گفتگو با گروههای منتخب سیاسی – اجتماعی بحرین پرداخت . ذكر این نكته ضروری است كه برخلاف ادعای برخی منابع خارجی مبنی بر مراجعه به آراء‌ عمومی از طریق (‌رفراندوم )‌ یا انتخابات عمومی ،‌این امر صحت ندارد،‌ بلكه به همان روش محدود گزینشی یاد شده انجام گرفت .

پس از نظرخواهی از مردم بحرین ،‌ گیچیاردی داده‌ها و نتایج كسب شده را در گزارشی به دبیركل تسلیم كرد تا بر اساس آن تصمیم نهایی درباره سرنوشت بحرین اتخاذ شود.

در گزارش مذكور آمده بود:‌ هیأت اعزامی دریافتند كه مردم بحرین پیشنهاد و درخواست ایران و انگلستان برای نظرخواهی و مساعی جمیله سازمان ملل را در این راه مورد ستایش و تقدیر قرار دادند،‌ هیچ گونه تلخكامی و خصومتی از سوی مردم بحرین نسبت به ایرانیها مشاهده نشد و اظهار امیدواری شده بود كه "‌ ادعای [ مالكیت ]‌ ایران [ بر بحرین ]‌ یكباره و برای همیشه كنار رود "‌ . ضمنا آمده بود كه مردم بحرین پس از حل مسأله بحرین ، ‌خواستار روابط نزدیكتر خود با سایر كشورهای عرب و نیز ایران هستند، ‌اینكه خواهان یك "‌ كشور مستقل و با حاكمیت كامل " سیاسی هستند و بالاخره اینكه اكثریت تام مردم احساس می‌كنند كه بحرین یك كشور عربی است . ضمنا در گزارش نوشته شده بود كه هیأت اعزامی به تفاوتهای مختصری در نظر جمعیت شهری و روستایی بحرینی‌ها پی برده‌اند،‌ از جمله در مورد ایرانی تبارها ،‌افراد دارای تحصیلات بالا و گروهها دیگر اجتماعی؛ ولی این تفاوتها از نظر نتیجه‌گیری نهایی اعضای هیأت جنبه حاشیه‌ای (‌و نه اساسی )‌داشتند.

رئیس هیأت اعزامی ،‌گزارش خود را با این نتیجه گیری به پایان رسانده بود كسب نظر و مشورتهای وی در بحرین "‌ او را متقاعد كرده است كه اكثریت تام مردم بحرین خواهان شناسایی هویتشان در یك شورا كاملا مستقل و دارای حق حاكمیت و آزاد برای ایجاد روابطشان با سایر كشورها می‌باشند"‌. گزارش یاد شده از سوی دبیر كل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیر با استناد به نتیجه گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی‌آن از خاك ایران در تاریخ 30 آوریل 1970 مورد تأیید و تصویب قرار داد.  

ایران نیز در ماه مه (‌اردیبهشت 1349 ) برای شناسایی رسمی قطعنامه شورای امنیت در مورد استقلال بحرین در جدایی از خاك كشور دست زد. چنانكه هیأت دولت قطعنامه‌ای را به منظور تصویب تصمیم شورای امنیت به مجلس شورای ملی تقدیم كرد.

این قطعنامه در تاریخ 24 اردیبهشت 1349 با 187 رأی مثبت و چهار رای منفی ( از كل 101 نماینده حاضر ) به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مجلس سنا نیز در 28 اردیبهشت ماه آن را به اتفاق آراء ( 60 رأی كل نمایندگان ) تصویب كرد نمایندگان مخالف از سوی جناح پان ایرانیسم به رهبری محسن پزشكپور رهبری می‌شدند.  



حاكم بحرین برای اولین بار در آذرماه 1349 (دسامبر 1970) ‌از ایران بازدید كرد و موافقتنامه اولیه مربوط به فلات قاره دو سرزمین به امضا رسید. موافقتنامه اصلی و نهایی پس از مسافرت اردشیر زاهدی (‌وزیر امور خارجه )‌ به بحرین در خرداد ماه 1350 امضا شد . این موافقتنامه برای ایران و هم برای بحرین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود ،‌ چرا كه تعداد میدانهای نفتی واقع در مناطق نشانه گذاری شده قابل توجه بود از نظر بحرین و ناظران نفتی نیز همكاریهای ایران و بحرین در زمینه اكتشاف استخراج نفت در مناطق همجوار خط نشانه‌گذاری شده اهمیت فراوان داشت.  

اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یك ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌ بحرین و انگلستان یك قرار داد دوستی با هدف ( مشورت ) در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند! بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یك و نیم قرن منازعه و كشمكش به نقطه حل رسید دلیل آن نیز از نظر سیاسی ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یك مسأله دیگر ارضی كشور یعنی جزایر سه گانه بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود
رفیق بی کلک

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mil@d تشکر کرده اند:
dr_mehdi57

Captain II

Captain II



no avatar
پست ها

354

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 28 بهمن 1386 13:56

محل سکونت

اهواز

آرشيو سپاس: 354 مرتبه در 93 پست

Re: خيانت تاريخي جدايي بحرين از خاک ايران را بهتر بشناسيم.................

توسط بهنام41 » يکشنبه 24 آذر 1387 09:00

Darya salar MILAD نوشته است: سپس،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشكل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یك كشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشكیل شود،‌بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،‌و ادعای مالكیت ایران بر بحرین آن را یك مشكل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشكل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست .  

با تشكر از درياسالار عزيز
يك نكته تاريخي در اين مورد.
وزير فرهنگ ايران در ديدار با مقامات بحريني (وزيرخارجه آتي بحرين )از ايشان سوال مي كند كه ايا بحرين به فدراسيون ياد شده مي پيوندد؟
وي پاسخ مي دهد كه چنين امري محال است. محال است با يك عده "عرب بدو"سر يك سفره بنشينيم.
وي با اشاره به مدارس ايراني و فرهنگ ايراني حاكم بر بحرين و ازادي خانم ها در تدريس و تحصيل مي گويداين بدوها تا به حال يك مدرسه به چشم خود نديده اند.!!

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

توسط Mil@d » يکشنبه 24 آذر 1387 15:17

لينک دانلود سخنراني تاريخي پزشکپور و افشاي حقايق ناگفته تجزيه بحزين...اين فيلم را ببينيد خواهيد فهميد که چه خيانت هايي صورت گرفته است.

پزشکپور از معدود نمايندگان مخالف تجزيه بحزين بود که با اين نطق آبروي خائنان جداسازي بحرين را در سال 1350 برد.

http://www.4shared.com/file/44367032/70 ... d=812120ff
رفیق بی کلک

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

توسط Mil@d » دوشنبه 25 آذر 1387 00:58

با تشکر از بهنام عزيز

از بقيه دوستان هم انتظار داشتم اين مطلبم بيشتر مورد نقد و بررسي قرار گيرد.... :K:L

و اگر کسي بيشتر از من مي داند به ان اضافه کند.
:-o
رفیق بی کلک

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

79

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 24 آذر 1387 20:48

محل سکونت

دیار عاشقان

آرشيو سپاس: 80 مرتبه در 36 پست

توسط Ernesto_Rommel » دوشنبه 25 آذر 1387 12:14

حقیقتش رو بگم این موضوعی بوده و گذشته و تموم شده! حالا هی بگیم وامصیبتا! که چی؟

اما در مورده این که خیانت شده بعله شده! اما باید دید منافعی که برامون ایجاد شد و خطراتی که از سرمون گذشت چی ها بود؟! و ایا این به اصطلاح خیانت به نفعمون تموم شد یا ضرر؟!

ایا کسی از دوستان میدونه خود مردم بحرین نظرشون راجب به ایران چی هست؟!

ببینید منظورم این نیست که حس اونها به ما چیه؟! و چقدر از ما به خاطر کارایی که براشون کردیم متشکرند!
منظورم اینه ایا حاضر بودن قیومیت ایران رو بر خودشون بپذیرند؟! یعنی رعیت ما باشند؟!(اونها حکومت ایران بر خودشون رو حکومتی ارباب رعیتی میدونستند)

اگر مطالعه داشته باشید ممطئن باشید خود مردم بحرین هم خواهان ادامه قیومیت بر خودشون نبودند و راه ایران هم مطمئنا باید به راه ایرلند شمالی و جنوبی میرفت....
باید به زور ساکتشون میکردیم و باید پیه تمام مشکلات رو به تنمون می مالیدیم و تازه با مردمی رو به رو بشیم که روز به روز از ما دورتر میشن و حمایت مردمی هم در کار نبود

از طرف دیگه دهه 60 و 70 زمانی بود که تب استقلال خواهی و انقلاب بالا بود و با توجه به شرائط جنگ سرد یکی از دول شوروی یا امریکا از این طرح ها حمایت میکدرند و متاسفانه همزمانی  اتفاقات بحرین با جنگ سرد یکی دیگه از  بلایایی بود که مجر به جدائی شد
هرجا رو تو اون سالها نگاه کنی می دیدی یه استان جدائی طلبی اختیار میکرد و یمشد یه کشور نمونه اش بنگلادش و....

از طرف دیگه باید دید ما چی دادیم و در ازاش چی گرفتیم؟!

دوستان ما جزایر سه گانه رو گرفتیم که همین الانم ایران نقطه اتکاش که گردن کشی میکنه واسه امریکا و... روی اوناست ...
واسه ایران تاکتیک و استراتژی  هجومی و وضعیت منطقه ای خیلی مهمتر از بعضی چیزا بود(شایدم نباید میبود! نظر هر شخصی با توجه به دوران حضورش فرق میکنه)
تحلیل گران ایرانی با توجه به اوضاع بحرین و وعده جزایر سه گانه و بررسی شرائط اون زمان این تصمیم رو گرفتند که باید  بحرین رو بدیم و در ازاش یه گوهر بگیریم(که عقیده شون این بود این گوهر به مراتب از بحرین گرون تره)

دوستان ما باید بدونیم چی دادیم چی گرفتیم؟! خوب ما بحرینی رو دادیم که مایل ها اون طرفتر ماهست و باید واسه هر تق و توقی که میشه میلیونها تومن هزینه کنیم تازه بین مردمش هم هواخواه کمی داریم(شاید به دلیل شاهنشاهی بودن ایران و اقدامات ایران که به مذاق اعراب خوش نمیاد، راستی بحرینی ها هرکاری بکنند بازم از اعراب هستند و بدوی و غیر بدوی نداریم! تازه گویا یادشون رفته کی در زمان ساسانیان به ایران خیانت کرد) از طرفی جو پان عربیسم همه رو گرفته و هر عربی میخواد یه حکومت اسلامی عربی! تشکیل بده و صدها معظل وجود داشت و ایران باید یه ایالت رو که کیلومترها اون طرف هست تحت نظر بگیره از طرف دیگه هم جزایر  به این مهمی ماله یکی دیگه باشه و.....

یه دو دو تا 4 تا بکنین متوجه میشین ایران در چه شرائطی بود، ممکنه حالا خیلی ها بگن نه ایران باید بحرین رو برمیداشت و جزایر رو هم اشغال میکرد اما به این میگن:

هم خرما رو میخواد هم خدا رو!

تو اون زمان امکان پذیر نبود.... یا شایدم بوده و در توان ایران شاهنشاهی نبوده!(به نظر من شخصا نبود!)

به هر صورت بحرین با تمام ارزشی که داشت از دست رفت و تموم شد ، بهتره ما به جزایر سه گانه بچسبیم تا اینام از دست ندادیم!

پزشکپور از معدود نمايندگان مخالف تجزيه بحزين بود که با اين نطق آبروي خائنان جداسازي بحرين را در سال 1350 برد.


از این نطقها بعد انقلابم زیاد شد! اما مثل قضیه وزارت جناب کردان  کک هیچ کسی گزیده نمیشه، نماینده فقط میتونه افتخار کنه که بعله من یه روزی این حرف رو زدم اما مساله اینه این چیزا فایده نداره...
هرکسی یه برداشتی داره، یکی میگه بحرین رو نباید می دادیم یکی میگه باید میدادیم!
منم میگم دادیم و رفت پی کارش! به زندگیتون بچسبید!
چشمک!


یا حق

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

توسط Mil@d » دوشنبه 25 آذر 1387 14:13

Ernesto_Rommel,

دو نکته تو حرفات برجسته بود که بايد اشاره کنم.

1.گفتي که مردم بحرين عب اند و قيوميت ايران را دوست ندارند.سفري به بحرين داشته باش متوجه خواهي شد که هنوز عشق ايران در دلهاي اکثريت شيعه بحرين است.بحرينيها هنوز که هنوزه ايران را دوست دارند.به حرفهاي اقليت سني اين کشور که ناعادلانه حکومت را دست گرفته اند توجه نکن.

من هنوز اميدوارم بحرين به ايران برگردد البته با تدبير و سياست.مگر هنگ کنگ و ماکائو به چين برنگشتند.

بحرين که در مقابل عظمت هنگ کنگ و اقتصاد عظيمش خيلي کمتر است.حتي در آذربايجان باکو نيز عاشقان ايران بسيارند.و خواهان بازگشت اران(آذرپادگان) به مام ميهن.(ترکمنچاي و گلستان مدت دار بوده اند و به پايان رسيده است)

نکته دوم:

گفتي فراموش کنيم و بچسبيم به زندگيمون:

اگر روزي خانه تو ازت گرفتن و گفتن مال ما بوده است..تو نيز مدتي بعد خواهي گفت فراموش مي کنم.

با اين انديشه فکر کنم از ايران چيزي باقي نخواهد ماند و هر گوشه از ايران مدعي پيدا خواهد کرد
رفیق بی کلک

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

79

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 24 آذر 1387 20:48

محل سکونت

دیار عاشقان

آرشيو سپاس: 80 مرتبه در 36 پست

توسط Ernesto_Rommel » دوشنبه 25 آذر 1387 15:53


1.گفتي که مردم بحرين عب اند و قيوميت ايران را دوست ندارند.سفري به بحرين داشته باش متوجه خواهي شد که هنوز عشق ايران در دلهاي اکثريت شيعه بحرين است.بحرينيها هنوز که هنوزه ايران را دوست دارند.به حرفهاي اقليت سني اين کشور که ناعادلانه حکومت را دست گرفته اند توجه نکن.


این دلیل نمیشه که اونها میخوان ایران حاکمشون باشه

ببین اول هم گفتم که شما عشق به ایران رو با حکومت کردن ایران بر اونها اشتباه نگیر

مردم لبنان به خصوص شیعه ها عاشق ایران و ایرانی پرست هستند و بسیار رابطه هامون نزدیکه اما  هیچگاه حاضر نمیشن که ایران بر اونها حکم برانه
یه بار به اشتباه ترجمه سخنان مقام معظم رهبری رو در لبنان گسترش دادند به این مضمون که حزب الله مستقیما از ایران دستور میگیره و روساش فلان و بهمان و... لبنان ماله ایران هست و...
لبنانی ها چنان واکنشی نشون دادند که .... دوست داشتن و قبول داشتن با اینکه بزاری بر تو حکومت کنند فرق میکنه

در ضمن سوریه الان هزاران نفر سنی داره که تحت حکومت معدودی شیعه علوی هست، سنی ها میگن باید حکومت بعث اینجور باشه و اونجور و با فلان کشور رابطه
نداشته باشی... مگر میشه؟! این حکومت هست که تعیین میکنه چی به چیه نه مردم! به خصوص میان اعراب...
من میگم عربستان حکامش فاسد هستند و نوکر امریکا هستند و خود مردم عربستان هم اینو میدونند و میگیم ربطی به مردم نداره اما بیشتر که فکر کنیم میبینیم اگر واقعا مردم اراده داشته باشند میتونند این حکام رو به زیر بکشند ولی چرا نمیکشند؟!
مردم بحرین هم هی بگن ایران ایران ایران، اما وقت عمل چی؟! وقت عمل همه خونه هاشون هستند(نمیدونم کتباهایی که ضدشیعه از همین کشور بیرون میاد رو دیدی یا نه!؟ اگر دیده باشی دستت میاد اوضاع چیه؟! یا مسابقه فوتبال ایران بحرین رو حواشیش رو نگاه، اگر واقعا مردم بحرین ما رو دوست دارند چرا وقتی  اون بلاها سر ملی پوش ها اومد صداشون در نیومد؟! با وجود اینکه شیعه تو بحرین زیاد هست و.... یا فحشهایی که بازیکنان بحرین به ما دادن به زبان فارسی و...)
همونطور که علی وقت عمل کمک خواست کسی نبود ولی واسه شعار همه هی و حاضر
همونطور که حسین به دعوت کوفیان رفت و وقت عمل هیچ کسی نبود ... حسن هم هیمنطور....
دوست من از  ادعا تا واقعیت خیلی حرفه
ایران میخواست عضو شواری امنیت بشه برای یه سال(عضو غیر دائم) حدود 170 کشور بهش قول داده بودند
میدونی چی شد وقت رای گیری؟! تنها 32 کشور پا رای ایستادند و ایران به بدترین نحو شکست خورد از ژاپن با 152 رای!
اینجوریاست دنیا...

در مورده عرب بودن بحرینی ها شک نداشته باش هرچند عرب ایرانی هستند (همونطور که در هند ،هندی با نژاد ایرانی هم هست)
در مورده اینکه ایا میخوان به ایران بپیوندند یعنی ایران بر اونها حکومت کنه تا اونجا که یادمه همه پرسی شد جوابش نه بود! حالا تو ایران چی میگن نمیدونم!
ببین منم میگم تو خود خودین عربستان شیعه هاش متمایل به ایران هستند اما این دلیل نمیشه بگیم عربستان میخواد جزئی از ایران باشه ، اکثر کشرهای عربی همینطور
حالا شما میگی بحرین وضعش  توفیر میکنه چون تا سال 1350 ماله ایران بوده بحثش یه چیز دیگه هست ، اما باید بگم که بحرین سالها بود از ایران جدا بود و ایران فقط لفظا اونجا حکومت داشت
اسناد  حی و حاضر هست، برو ببین  بحرین دقیقا نحوه حکومتش چی بوده و تشکلات حکومتیش مال کی ها بودند وقتی که  هنوز جزئی از ایران بودند
حالا اگر واقعا فیل بحرین یاد هندوستان کرده واقعا خوشحالم اما ای کاش  اون زمان هم فیلشون اینقدر باد داشت!

من هنوز اميدوارم بحرين به ايران برگردد البته با تدبير و سياست.مگر هنگ کنگ و ماکائو به چين برنگشتند.


برگشتن داریم تا برگشتن
در ضمن برو همون هنگ کنگ ببین اونا چه جوری اداره میکنند؟! ایا به صورت یه حکومت نیمه خودمختار هست یا خیر ... اصلا وقتی میگن هنگ کنگ اولین چیزی که به ذهن ادم برمیگرده یه کشور جداست و  باور کن بعضیا حتی نمیدونند در واقع هنگ کنگ ماله چین هست از بس اسم هنگ کنگ به جدا میاد و هیچ اشاره ای به عضو چین بودنش نمیکنند....


حتي در آذربايجان باکو نيز عاشقان ايران بسيارند.و خواهان بازگشت اران(آذرپادگان) به مام ميهن.(


فعلا که همون اذربایجان و بقیه دارند مشاهیر ایرانی رو به نام خودشون میکنند
ببین باز عشق به ایران رو با حکومت ایران بر اونها اشتباه گرفتی
دقیقا یادمه یه تیم خبری رفته بود تاجیکستان(که از بقیه به ما خیلی خیلی خیلی نزدیکتره) و وقتی ازشون پرسیدن ایران رو دوست دارید؟! گفتند خیلی اما وقتی گفتند میخواهید مثل سابق تحت یه نام باشید و قدرتمند!؟ گفتند نه
حقیقت معدودند اون  کسانیکه بخوان دوباره به امپراطوری ایران بپیوندند اما حاضرند کمکش کنند و....

ترکمنچاي و گلستان مدت دار بوده اند و به پايان رسيده است


جدی؟! اینو کی گفته؟!
به فرض باشه(که نیست و این اشتباهه) ما الان باغ قلهک که ماله ایران هست و به انگلیس اجاره داده شده و مدت اجار تموم شده رو دستمون مونده و کاری نکردیم بعد....!
جدا از شوخی تکذیب شد این حرف که مدت دار هست همچین توافقنامه هایی! و کلا شبیه جوک هست تا ...!

اگر روزي خانه تو ازت گرفتن و گفتن مال ما بوده است..تو نيز مدتي بعد خواهي گفت فراموش مي کنم.


مثل  فلسطین!

چشمک!

الان فلسطین در دامان اسلامه!؟


با اين انديشه فکر کنم از ايران چيزي باقي نخواهد ماند و هر گوشه از ايران مدعي پيدا خواهد کرد

د نده نگرفتی چی شد1

عزیزم میگم چیزی که از دست رفته رو ول کن بچسب به اونیکه میخوان ببرند و نزار این کار رو بکنند

دوست عزیزم مولانا پرید! رفت ترکیه و سازمان ملل مراسم مولانا رو تو ترکیه به عنوان سرزمین مولانا برگزار کرد
فارابی یکی دیگه مدعیش هست... ابونصیر یکی دیگه .....

دوست من بهتره فعلا بچسبیم به اینا که نبردنش بعدا اگر وقت شد به بحرین هم میرسیم
متاسفانه دولت ایران هیچ تحرکی واسه چیزایی که الان دستمون هست انجام نداد چه برسه به ...
خلیج فارس شده خلیج عربی، امارت میگه جزایر ماله من هست و  اکثر کشورها هم قبول کردند بعد ایران میدونی چیکار میکنه؟!
احضار کاردار سفارت فلان کشور و اخرشم هیچی

واقعیات رو ببینیم
بحث بحرین تموم شده اما هنوز هزاران پرونده باز هست که میشه نجاتشون داد تا بلای بحرین سرش نیاد، تازشم بحرین حتی اگر به ایران برگرده واقعا کنترلش سخته
دور تا دور اعراب باشند که عشق پان عربیسم هستند بعد ایران مایل ها اینطرفتر بعد نیرو بفرستی و.....


یا حق

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Ernesto_Rommel تشکر کرده اند:
reza9710

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

توسط Mil@d » دوشنبه 25 آذر 1387 16:14

خيلي خوشحالم که با دوست با مطالعه و آگاهي مثل تو آشنا شدم.

ولي باز هم چند نکته برجسته..

1.از اينکه اکثريت بحريني ها خواهان بازگشت به ايران هستند مطمئن باش ولي به شرطها و شروطها

2.اشاره به هنگ کنگ شد...دقيقا منظور من هم همين بود بهترين راه براي بازگشت آذربايجان شمالي و بحرين به خاک ايران همين است...
يک کشور ولي دو نظام...مثل هنگ کنگ که جز خاک چين است ولي سيستم حکومتي خود مختار دارد.
مانعي ندارد بحرين خودمختار باشد مهم براي ما ايرانيها تماميت ارضي ايران است.بحرين به حال خودش باشد اشکالي ندارد ولي مهم اين است که جزيي از خاک سرزمين مادري باشد.

اين راه معقولانه نيز هست...بحرين به همين حالت فعلي بماند...ولي سفارت خانه..ويزا... برود کنار..ايرانيها و بحرينيها طوري رفت آمد کنند گويي يک کرجي به تهران مي رود...ولي آيا کرج تحت حکومت تهران است خير..کرج شهردار دارد..تهران نيز شهردار...

ضمنا بحرين با موقعيت استراتژيک خود در پهنه جنوبي خليج فارس مزاياي بسياري نصيب ايران خواهد کرد.

3.آذربايجان هم به اين شکلي که گفتم مب توان به ايران باز گرداند..يک کشور...دو نظام
4.در رابطه با قرارداد ترکمنچاي و گلستان به زودي مقاله اي جامع و مستند قرار خواهم داد تا به چند و چون ان بيشتر پي ببريد...من کلا از بي پايه صحبت کردن بيزارم...منتظر باشيد...! :razz:

5.کاش بحث رو به فلسطين نمي بردي..من نميدونم چرا در هر سايتي هر بحثي ميشه بايد يه سري به فلسطين و صيونيزم بين الملل بزنيم :?

6.من هم با حرفت در رابطه با حفظ داشته ها 100% موافقم ولي بايستي داشته هاي قبلي را نيز تا انجا که مي توانيم پس بگيريم.

جدايي بحرين و آذربايجان دو خاطره بسيار تلخي هستند که هر ايراني وطن پرستي با ياد کردن از آن ها آهي از سر افسوس غم مي کشد.من نمي توانم فراموش کنم :x ..شما را نمي دانم ::ss
رفیق بی کلک

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mil@d تشکر کرده اند:
reza9710

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

79

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 24 آذر 1387 20:48

محل سکونت

دیار عاشقان

آرشيو سپاس: 80 مرتبه در 36 پست

توسط Ernesto_Rommel » دوشنبه 25 آذر 1387 19:22

خيلي خوشحالم که با دوست با مطالعه و آگاهي مثل تو آشنا شدم.


:razz:  :razz:  :razz:  :razz:

.از اينکه اکثريت بحريني ها خواهان بازگشت به ايران هستند مطمئن باش ولي به شرطها و شروطها


امیدوارم :) ، من که  بدم نمیاد میهنم مثل سابقش بشه...

2.اشاره به هنگ کنگ شد...دقيقا منظور من هم همين بود بهترين راه براي بازگشت آذربايجان شمالي و بحرين به خاک ايران همين است...
يک کشور ولي دو نظام...مثل هنگ کنگ که جز خاک چين است ولي سيستم حکومتي خود مختار دارد.
مانعي ندارد بحرين خودمختار باشد مهم براي ما ايرانيها تماميت ارضي ايران است.بحرين به حال خودش باشد اشکالي ندارد ولي مهم اين است که جزيي از خاک سرزمين مادري باشد.

اين راه معقولانه نيز هست...بحرين به همين حالت فعلي بماند...ولي سفارت خانه..ويزا... برود کنار..ايرانيها و بحرينيها طوري رفت آمد کنند گويي يک کرجي به تهران مي رود...ولي آيا کرج تحت حکومت تهران است خير..کرج شهردار دارد..تهران نيز شهردار...

ضمنا بحرين با موقعيت استراتژيک خود در پهنه جنوبي خليج فارس مزاياي بسياري نصيب ايران خواهد کرد.


اینم میشه اما چی؟! در صورتی که حکومت فعلی قبول کنه که تازه این منهای تمامی عواملی هست که باعث بشه بحرین بشه هنک کنگ دو!

الان  ما برای نگه داری سیستان و کردستان کمی تا قسمتی به مشکل برخوردیم چه برسه به .... تازه بعدشم باید  سران نظام قبول کنند که بعید میدونم...

.در رابطه با قرارداد ترکمنچاي و گلستان به زودي مقاله اي جامع و مستند قرار خواهم داد تا به چند و چون ان بيشتر پي ببريد...من کلا از بي پايه صحبت کردن بيزارم...منتظر باشيد...!


منتظریم هرچند با یقین میگم نمیشه! دلائلشم وقتی مقاله رو گذاشتی میگم!

.کاش بحث رو به فلسطين نمي بردي..من نميدونم چرا در هر سايتي هر بحثي ميشه بايد يه سري به فلسطين و صيونيزم بين الملل بزنيم


شاید به این دلیل که یه نمونه عالی هست در مورده شعار دادن صرف و توخالی که نه فلسطین شده مال اسلام نه.....
فقظ بچه مردم زیر برف و بارون شعار میده .... (البته واقعا متاسفم اینو میگم ولی چیکار کنم که سالهاست دارم میبینم شعار میدیم نه بشتر)

جدايي بحرين و آذربايجان دو خاطره بسيار تلخي هستند که هر ايراني وطن پرستي با ياد کردن از آن ها آهي از سر افسوس غم مي کشد.من نمي توانم فراموش کنم no no no ..شما را نمي دانم


منم هیچوقت هیچوقت فراموش نمیکنم بلکه میگم فعلا فایل  های باز رو ببندیم تا برسیم به فایل های قدیمی خاک خورده....

فدات

یا حق

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1910

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 9 فروردین 1386 13:38

آرشيو سپاس: 4996 مرتبه در 1605 پست

توسط Miliali » دوشنبه 25 آذر 1387 23:00

جدايي بحرين و آذربايجان دو خاطره بسيار تلخي هستند که هر ايراني وطن پرستي با ياد کردن از آن ها آهي از سر افسوس غم مي کشد.من نمي توانم فراموش کنم no no no ..شما را نمي دانم


منم هیچوقت هیچوقت فراموش نمیکنم بلکه میگم فعلا فایل  های باز رو ببندیم تا برسیم به فایل های قدیمی خاک خورده....



من هم با شما موافقم فایل های باز زیادی وجود دارند که اگر ما آنها را نبندیم دیگران این کار را می کنند .

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3319

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

توسط Mil@d » سه شنبه 26 آذر 1387 03:56

Ernesto_Rommel,

يک نکته يادت نره در تيرماه 86 که حسين شريعتمداري در مقاله کيهان ياداشتي تحت عنوان آوازهاي کوچه باغي در غم فراق 37 ساله بحرين نوشت تا مدتها امارات در رابطه با ابوموسي خ ف ه خون گرفت.

من ميگم تو سياست با پررو بايد با پررويي برخورد کرد.وقتي توپ را بيندازيم توي زمين انها آرامتر خواهند شد.

مطمئن باش اگر اسم بحرين را بيشتر بياوريم ديگر حرفي از ابوموسي نخواهند زد.....

بايد هميشه سعي کنيم گل بزنيم نه اينکه وايسم حمله کنند و بريم تو لاک دفاعي
رفیق بی کلک

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

79

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 24 آذر 1387 20:48

محل سکونت

دیار عاشقان

آرشيو سپاس: 80 مرتبه در 36 پست

توسط Ernesto_Rommel » سه شنبه 26 آذر 1387 13:30

دریاسالار میلاد عزیز من حرف شما رو قبول دارم اما:

یادمه تو یه مجلس نشسته بودم که یهو یکی از اشناها بحث شریعتمداری و سرمقاله های معروفش رو کرد بعد گفت میدونید اخرین شاهکارش چی بوده؟!(با لحن تمسخر)
گفتیم کدوم شاهکار؟! گفت یه سرمقاله زده علیه عربستان و اومده زیراب همه رو زده(و الحق تا 70 درصد حقیقت رو گفته بود شریعتمداری!) بعد یهو یکی از مسئولین بلند پایه ایران (دبیر سابق شواری  عالی امنیت) سفر میکنه به عربستان
مطابق معمول بحث اتحاد و دوستی و امریکا و... میشه بعد یهو ملک فهد  روزنامه کیهان رو نشونش میده میگه اینجوری میخواهید با ما باشید؟!

من کاری به درست یا غلط بودن عقیده این سران فاسد عرب ندارم (چون اونام نشونه ای برای دوستی ندادن) اما به هر صورت مقاله ایشون باعث بدتر شکراب شدن رابطه ما شد ، به عبارت بهتر در وقت بدی همچین چیزائی رو مینویسه یعنی زمانیکه ما میگیم کشور دوست و برادر و مسلمان و... یهو ایشون میاد همه چیز رو خراب میکنه و البته شاید جالب باشه که چه طور سران عربستان این روزنامه رو دارند باید بگم جناب شریعتمدرای یکی از سران اصلی نظام و تصمیم گیرندگان محسوب میشه که خوب.... کمتر اسم ازش میارند ولی جز کسانیه که میشه گفت عقاید واقعی نه مخفی شده! ایران رو برملا میکنه! و معمولا هم به ضررمون بوده!!!

بگذریم

در  مورده امارات هم بعله اگر سیاست تهاجمی به کار ببریم موثره اما موثر طویل مدت یا کوتاه مدت؟!
ایا امارات دست از کاراش میشکه؟! بعید میدونم
کوتاه مدت جواب میده اما در بلند مدت خیر
در ضمن باید شرائط رو سنجید، اگر دقت کنی سال 85 و 86 سالی بود که ایران مذاکره مستقیم میکرد با امریکا تحت لوای عراق و.... و میشه اینطور بیان کرد که امارات و صد جد امارات به خودی خود وجودش رو ندارند عیله ایران اقدامی کنند مگر تحریک بشن و بعدم حمایت
کی این کار رو میکنه؟! امریکا و دوستانش
اینم نباید از یادمون بره
در ضمن سیاست تهاجمی وقتی جواب میده که پتانسیلش رو داشته باشیم(در مورده امارات داریم اما نه اگر همه متحد اون باشند!)
اقا احمدی نژاد هم همین سیاست رو به کار گرفت و تا حدودی خوب بود اما وقتی از مرزش رد کرد نتیجه معکوس داد....

بگذریم!

این بحث زیادی داره

با تشکر

یا حق

بعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان



CentralClubs Hosting