در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

استخاره از دیدگاه عقل

توسط ganjineh » شنبه 14 دی 1387 19:09

مرحوم سیدبن طاووس در کتاب فتح الابواب خود که در مورد استخاره نوشته است - می گوید:
بدان از آنجا که تدابیر الهی که برای مصالح بندگانش می باشد را بر وفق مراد بندگان نیافتم بلکه دیدم طبق اراده و مشیت خود عمل می کند بدون آنکه رعایت اسباب ظاهری و معتبر نزد بندگان - در آنچه خوشایند و آرزوهای ایشان باشد - را بکند و تنها اوست که مصالح بندگان را می داند و اگر عقل برای سعادت انسان و رسیدن به مصالح او کافی بود دیگر نیازی به فرستادن انبیاء نبود و از طرفی دیدم من به تنهایی تمام مصالح خود را با عقل خود نمی شناسم به همین خاطر برای سعادت در دنیا و آخرتم احتیاج به مشورت و استخاره پیدا نمودم.
استخاره دری است از درهای اشاراتی شریف خداوند؛ چرا که اطلاع از تدبیر و اراده او منحصر در طلب خیر و استخاره از اوست پس اعتماد کردم و به آن قلعه محکم الهی پناه بردم.

سیدبن طاووس در جایی دیگر از کتاب شریف خود می فرماید:
دیدم خداوند تبارک و تعالی موقعی که انسان را افرید و او را جانشین خود بر روی زمین قرار داد از قول ملائکه کسانی که تصمیمات وتدابیر آنها بهترین تصمیمات و تدابیر است می گوید آنها گفتند: أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ. آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم آنگاه خداوند به آنها گفت: إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. و به آنها فهماند که علم آنها و فهم آنها قاصر و کوتاه است از درک اسرار و تدابیر خداوندی؛ تا آنکه در موضعی دیگر ملائکه به این مطلب اعتراف کرده و گفتند: سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم.
پس زمانی که دیدم ملائکه از درک تدابیر خداوندی عاجز و قاصرند دانستم که من به طریق اولی عاجزتر و فهمم کوتاهتر است، پس پناه بردم به قلعه محکم الهی، برای مشاوره با خداوند، در مواردی که نمی دانم، چه کم باشد و جزیی و چه زیاد باشد و کلی.
توضیح مطلب اینکه: کسانی که معتقدند خداوند به انسان عقل داده است و عقل، انسان را از استخاره گرفتن بی نیاز می کند باید بدانند که :
عقل، انسان را از استخاره گرفتن بی نیاز نمی کند چرا که ما در زندگی روزمره خود بسیار می بینیم که انسانیهای عاقل زیادی دچار سردرگمی هایی شده و می شوند و از طرفی می بینیم که انسانهای عاقل زیادی در زندگی خود تصمیماتی می گیرند و بعد از مدتی از آن تصمیم اظهار ندامت و پشیمانی می کنند خلاصه دچار اشتباهات تصمیمی زیادی می شوند، اگر عقل تنها انسان را سعادتمند می کرد پس چرا باید عده زیادی از عقلاء از تصمیمات خود پشیمان شوند! در صورتیکه امام صادق در این موارد می فرمایند:
من دخل فی امر بغیر استخاره ثم ابتلی لم یوجر، اگر انسانی بدون استخاره اقدام به کاری کرد و در آن کار بلائی دید از طرف خداوند ثوابی ندارد(فتح الابواب سیدبن طاووس، محاسن برقی، وسائل الشیعه،بحارالانوار)
عقل می گوید: این تنها، خداوند است که صلاح و مصلحت انسان را بیش از او می داند، آن هم در همه امور، لکن باید یه نکته ای در اینجا اشاره کرد و آن اینکه این سخن بدان معنا نیست که باید در تمام امور حتی اموری که فساد و یا خوبی آن روشن است استخاره بگیرد؛ بلکه بدین معناست که در مواردی که انسان در می ماند و فکرش به جایی نمی رسد مانند امور مهمی که در زندگی برای او پیش می آید مانند خریدو فروش، مسافرت، اقدام به کارهای مهم و سرنوشت ساز، ازدواج و...استخاره کند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ganjineh تشکر کرده اند:
yasermym, hedayat.m, mohayer

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان