فرهنگِ واژه ها، اصطلاحات و سبكهاي نمايشي: حرف چ

در اين قسمت مي‌توانيد فرهنگ هنرهاي نمايشي را مشاهده نماييد

مدیران انجمن: MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 155
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 آبان 1387, 2:48 am
سپاس‌های ارسالی: 446 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار
تماس:

فرهنگِ واژه ها، اصطلاحات و سبكهاي نمايشي: حرف چ

پست توسط The Passenger » شنبه 5 بهمن 1387, 8:14 pm

چادر خيال،
اصطلاحي براي سايه بازي. اين اصطلاح در شمال شرقي ايران و نواحي ترك نشين بكار ميرود.
(ر.ك به سايه بازي)

چادرهاي جماعت پياده،: (ر.ك به جماعت پيادۀ چادر لري)

چاشني (Sainete)،
در تماشاخانۀ اسپانيايي، لوده بازي (Frace) كوتاه تك پرده اي بود كه بطور معمول بين پرده هاي يك نمايش كامل اجرا ميشد. اين لوده بازي در سالهاي نزديك به ميانۀ سدۀ هفدهم پديدار شد و كوتاه مدتي پس از آن «ميان پرده» (Entremés) جاي آن را گرفت. ميان پرده كوتاهتر بود و چند شخصيت داشت. چاشني كم كم شكل انتقادي بيشتري بخود گرفت. دون مانوئلِ لئون مارچانت (Don Manuel de léon Marchante) از موفق ترين نويسندگان نخستين چاشني ها بود. او در آخرين سالهاي دهۀ 1900 م. چاشنيهاي كوتاه بسياري براي جشنواره هاي روز رستاخيز مسيح تصنيف كرد كه در مادريد اجرا ميشد. گزندگي و بذله گويي زشت و هرزۀ رومن دو لاكروز (Romón de la Cruz) در چاشنيهاي آخرين سالهاي سدۀ هجدهم، بر شكل چاشنيها چيره شده بود. بعدها از چاشني، لوده بازي ديگري با نام «كوتاه گونه» (Género Chico) ظهور كرد. تأثير همين لوده بازي ها بود كه در آخرين سالهاي سدۀ نوزدهم اپراي شادي آور يا زارزوئلا (Zarzuela) را از سه پرده به يك پرده تقليل داد. در ميان بهترين نويسندگان اخير چاشني ميتوان از برادران سرافين (Serafin) و خووان (خوواكين) آلوارز كوانترو (Joaquin Alvarez Quintero) نام برد. آنها توانستند چهره هاي خنده آور، شخصيتها و عادتهاي ولايتي را در نمايشنامه هايشان مطرح كنند. كارلوس آرنيچز (Carlos Arniches) از ديگر مصنفان چاشنيهاي اين دوره بود. او به شخصيتهاي غير عادي و زبان هرزۀ قشرهاي پايين مادريد پرداخت.
(ر.ك به زارزوئلا؛ لوده بازي؛ ميان پرده هاي اسپانيايي)

چراغ چيني،
استوانه هاي بود كه از ماده اي شفاف ساخته شده بود و بر گرد آن يك رشته تصوير نقاشي شده بود. اين تصويرها تعدادي رقصنده يا مانند اينها را نشان ميداد. ميان اين استوانه منبع نوري (مانند شمع) گذاشته شده بود. گويا اين استوانه با نيروي دود منبع نور يا يك اهرم يا به سبب جريان داخلي هوا دور خود مي چرخيد. چرخش اين استوانه سبب ميشد كه تصويرهاي نقاشي شده متحرك بنظر برسند.
(ر.ك به شيشۀ سي و دو پيشه؛ فانوس خيال)

چهارتايي (Tetralogy)،
مجموعۀ چهار نمايش كه علاوه بر آن كه هر كدام يك نمايشنامۀ كامل را تشكيل ميدهد مجموعۀ آنها يك داستان بلند باشد. وحدت موضوع يا انديشۀ واحد، پيوند دهندۀ اين چهار نمايش است.از نمونه هاي چهارتايي ميتوان از تاريخ خانوادۀ يورك (York) و لَنكِستر (Lancaster) در نمايشهاي ويليام شكسپير (William Shakespeare ، 1564 م – 1616 م) نام برد. تاريخ اين خانواده مجموعۀ دو چهارتايي است به اين قرار:
1) ريچارد دوم (Richard II 1595/1596 م)، هنري چهارم (Henry IV ، 1597/1598 م) در دو بخش و هنري پنجم (1598/1599 م)
2) هنري ششم (1590/1592 م) در سه بخش و ريچارد سوم (1592/1593 م).

چهره آرايي،: (ر.ك به بزك)

تصویر
اين بخش در حال تكميل است...
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده

ارسال پست

بازگشت به “فرهنگ هنرهاي نمايشي”