در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

934

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 16 آبان 1387 20:28

آرشيو سپاس: 3546 مرتبه در 797 پست

تاریخ قبایل ژرمن در قرون وسطی

توسط Mardaviz » سه شنبه 29 بهمن 1387 18:54

بنام خدا

تخصصی

مختتصری ازتاریخ قبایل ژرمن درقرون وسطی

(برگرفته از گذرگاههای تاریخ.نوشته دیاکونوف)

[توضیحات داخل قلاب و نقشه ها از مرداویز]



سرسخن
«ژرمن ها تا قرن اول میلادی مجموعه قبایلی بودند که در دانمارک کنونی ،لهستان شمالی و آلمان شمالی ساکن بودند.آنها در دهکده های کوچکی زندگی میکردند که اغلب شامل خانه هایی میشد که پیرامون یک نقطه مرکزی بنا شده بودند و اطرافشان را کشتزارها فراگرفته بود.رومی ها همه این بربرهای شمالی را بدون توجه به ریشه نژادی ، ژرمن مینامیدند،باوجود آنکه در واقع این نام تنها به یکی از این قبایل تعلق داشت .بعدها در زبانهای فرانسه و اسپانیایی ،آلمانی که نام یکی دیگر ازاین قبایل بود ،به جای ژرمن به کار رفت .ژرمنها به طور کلی خودرا «توت» مینامیدند که به معنای مردم است و سرانجام واژه توتن ازآن برآمده است.مرداویز»





ساکنان منطقه جنگلی تایگا دراروپا،ساکنان شمال کوههای الپ و جنوب بستررودخانه دنیپر درنخستین سده های میلادی در سطح جوامع ریاستی باقی ماندند.شرایط طبیعی سبب این امر بود.دراین میان ،مبادله فعال با امپراتوری روم فن آوری ای را دراختیاراین قبایل قرار داد که مخصوص مرحله باستانی امپراتوری[1] و یا حتی گذارمرحله ای به قرون وسطی بود.این امر به رشد اضافی جمعیت و پدیده ای منحصر به فرد منجر شد:



یعنی به مهاجرت گسترده قبایل سابقا یکجانشین به جنوب،به سوی مرزها،و حتی به داخل قلمرو خود امپراتوری[روم و بعدها امپراتوری بیزانس-مرداویز].مهاجران به دو زیرشاخه هندواروپایی تعلق داشتند:مهم ترینشان قبایل گوت-واندال و قبایل ژرمن مرکزی بودند.[قبایل ژرمن مرکزی عبارت بودند از آلمانها،لمباردها،تور ینجی ها،ساکسون ها،فرانک ها،مارکومان ها،کادها،فریزی ها،و....البته لازم به ذکر است منظور از آلمان کلیه منطقه ی تحت سکونت اقوام ژرمن است.اما خودآلمانها فقط یکی ازاقوام ژرمن بودند که اقوام متعدد دیگری ازقبیل فرانکها[باگل های سلتی اشتباه گرفته نشود] و گتها و انگلوساکسونها داشت.دربرخی زبانها منطقه به نام قوم اصلی خوانده میشود و دربرخی دیگر مثل فارسی و فرانسه به نام آلمانها که یکی ازشاخه های آن بودند.مانند نام کشور یونان در زبان فارسی که از یونیه ای های آسیای کهین گرفته شده . مرداو یز].برخی ازمهاجران گروههای اسلاو بودند.



نخستین تماس بین روم و «بربرها» [همان ژرمن ها-م] بابرخورد همراه بود و مهاجمان رومی ها بودند؛اما بعد فشار ازجانب قبایل ژرمن به مرزهای روم احساس میگردید.احتمالا بخاطر افزایش تعداد کولونی ها و کاهش شدید تعداد سربازان آزاد درامپراتوری،مقامات امپراتوری ازنظرنیروی نظامی احساس کمبود کردند و تصمیم گرفتند به بربرها اجازه دهند به عنوان فوردراتی(متحدان) درداخل مرزهای امپراتوری اقامت گزینند،و ازآنها بدون محدودیت درنیروهای مسلح خود استفاده کردند.[تقریبا همان کاری که هخامنشیان با یونانیان نمودند،البته بااین تفاوت که یونانیان بیشتر به خاطر طلای مشهورایرانی جذب ارتش ایران میگردیدند،-مرداویز].درسده های بعدی امپراتوری ،ارتش روم هرچه کمتررومی شد.



بخشی از قبایل ژرمن که به سرزمین روم حمله کرده بودند،مسیحیت را پذیرفتند،البته نه به شکل کاتولیک ارتدکس که مورد قبول روم بود،بلکه به شکل آریانیسم [عقایدآریوس رهبرکلیسای اسکندریه-مر] آریوسی ها مسیح رابشری میدانستند که پس از تولدش مقام اولوهیت یافته است.[در نیمه آخر قرن چهارم دین جدیددرمیان ژرمنها [بورگوندی ها.لمباردها واندالها.وقبایل شرق واندال]گسترش یافت.ولی آنان به مسیحیت آریوسی [آریان] گرویدند که گرچه در امپراتوری چندگاهی رواجی داشت ولی به زودی به خاطرانحراف عقیده درمورد ماهیت تثلیث به وسیله سلسله مراتب کلیسایی مطرود شد.درآن زمانها راجع به این موضوع بحث بسیاربود:آیا خدای پدرازخدای پسر به کلی جداست[نظر آریوس]آیا یکی فقط جلوه ای از دیگری است[نظر سابلی]یادرعین حال متمایزوهمانندهستند؟هنگامی که این مساله حل شد،آریوسیها و سابلیها مرتدخوانده شدند،ونظرسوم پذیرفته شد.که به دلیل بی ربط بودن به موضوع نوشتار به آن نمیپردازم-مرداویز]



آندسته ازمهاجرینی که مسیحیت رانپذیرفته بودند،ایدئولوژی مذهبی خودرابازسازی کردند:به جای دونار،خدای آفریننده تندر،وتان را ،که دراصل خدای کوچک و سرگردانی بود و رومی ها آنرا با مرکوری خودشان برابر میدانستند،پذیرفتند[خدای اصلی ژرمن ها و پدر نوع بشر ادین یک چشم بود.ودیگر خدایان مهم آنان عبارت بودند از تور،[مقایسه شود با واژه تور درزبانهای ایرانی]تیو،به تیر،و ودن،چندین روز هفته نیز به نام این خدایان ژرمن نام گرفته ازجمله:تیوزدی،ونزدی،[روز ودن است] و همین طور ترزدی که روز تور است.ماههای ایرانی نیز هرکدام به نام یک امشاسپندان میباشد-مرداویز].



قبایل ژرمن وقتی به سطحی ازرشد اجتماعی رسیدند که تقسیم طبقاتی جامعه امکان پذیرشد،شروع به ایجاد جوامع ریاستی خودکردند و بعدها در دوسوی مرزهای امپراتوری روم ،پادشاهی های خودرابرپاساختند.بدین ترتیب،پادشاهی های نوع باستانی اولیه درشمال آفریقا[منظور واندال ها – مرداویز]در اسپانیا،درجایی که امروز فرانسه است و درسرزمین بین رودخانه راین و زیرشاخه های غربی رودخانه دنیپر پدیدآمدند.اما این پادشاهی ها به نحو نامعمولی ویژگی های مرحله باستانی اولیه را با ویژگی های قرون وسطای اولیه درهم آمیختند،چراکه درمقیاس جهانی عمرمرحله باستانی اولیه عملا به سر آمده بود.



ژولیوس سزار در سده نخست میلادی در گزارشهای خود درباره قبایل ژرمن مینویسد و به تلاش آنها برای عبورازرودخانه راین و دستیابی به گل اشاره میکند.[مطابق با فرانسه و بلژیک امروز-مرداویز].تقریبا 150 سال بعد تاکیتوس مورخ رومی جزئیات بیشتری درباره این قبایل به دست داده است.از توصیف های او کاملا مشهوداست که این قبایل درآن هنگام به مرحله دوم یااشتراکی نخستین رسیده بودند.قبایل ژرمن و اسلاو درنیمه نخست هزاره اول میلادی ،درطول دوره پیش از پیدایش نخستین دولتهایشان،اتحادیه قبیله ای به وجود آوردند – که از تغییر نام و موقعیت محلی آنها درمنابع رومی چنین برمی آید که این اتحادیه ها ناپایدار بوده اند.[ریاست چندطایفه ژرمن را یک رئیس واحدبرعهده داشت .باوجوداین اکثرا به یک شکل ابتدایی مردمسالاری عمل میشد-مرداویز].این قبایل درزیستگاه های اولیه خود عمدتا کشاورزبودند ،اما در سیر مهاجرت خود به دامدار تبدیل گشتند.نخستین دولتهای ژرمنی به صورت مجموعه ای گسترده اما ناپایدار تشکیل شد،که به امپراتوری های آفریقایی زولو و فولانی در قرن 19 میلادی بی شباهت نبود.سرزمین هایی که پادشاهی های بربر [2] به تصرف خود درآوردند به سرعت دستخوش تغییر شد .آنها توانستند حتی صدها مایل از زیستگاه اصلی خود دور شوند.

اول از همه گوت ها و خویشاوندان نزدیکشان واندال هارا درنظربگیریم.تمام قبایل ژرمن،ازآنجاکه درعصرآهن به سر میبردند،تیروسرنیزه های آهنی داشتند،اما تسلیحاتشان در مجموع مربوط به آغاز مرحله باستانی اولیه بود.سرزمین مادری گوتها سوئد شمالی بود.(لازم به تذکر میباشد که غالبا تنها بخشی از اهالی مهاجرت میکردند.ازاین رو بخشی ازجنگجویان سوئد مرکزی (سوئیون ها). [قبایل ژرمن راستای دانوب علیا،آلمانها،مارکومانها،وکوادها جمعا به عنوان سو ئوی خوانده میشوند – مرداویز].همراه گوت ها رفتند و بقیه ماندند و ملت سوئد راتشکیل دادند؛بخشی از گوتها نیز درسوئدشمالی باقی ماندند که درآنجا گات هانام گرفتند امازبان سوئدی رااختیارکردند.بخشی از قبیله سوئوی همراه باواندال هاکوچیدند و در دوره بعد درپرتغال یک پادشاهی کوتاه مدت پدید آوردند؛بخش دیگر یعنی سوابی ها به عنوان بخشی از ملت آلمان هنوز موجودیت خودرا حفظ کرده اند.بخشی از ساکسونها به همراه انگل ها راهی بریتانیا شدند.امااکثر آنها درآلمان ماندند.) [بریتون«بریتانیا»به اقوام ساکن درجزایر بریتانیا،قبل از ورود آنگلوساکسونها خطاب میشد.اکنون به معنای اهل بریتانیا بدون توجه به ریشه نژادی است-مرداویز].
منطقه ای که هنوز هم گوتلند نامیده میشود.قبایل ژرمن اسکاندیناوی از مدت ها پیش درفن دریانوردی صاحب مهارت بودند،ازاین رو گوتها توانستند،احتمالا درقرن های دوم تا اول پیش از میلاد،سوار بر قایق های خود به سواحل جنوبی دریای بالتیک برسند.دراینجا تقریبا از شبه جزیره ژوتلند درامتداد رودخانه ویستول،[ژوتلند پیش از فتح انگلستان مغلوب دانها شده بود-مرداویز] و نه چندان در عمق خاک آلمان کنونی –قبایل خویشاوند واندال زندگی میکردند.واندال ها ازاین سرزمین به حرکت درآمدند و دست به یک راهپیمایی بزرگ زدند.ازجمله از شبه جزیره بالکان گذشتند،شهرهای رومی را درایتالیا غارت کردند،و نخست در اسپانیا (اندلس)- [نام آندلس و اندالوزی که مسلمانان ابتدا در مورد جنوب شرقی اسپانیا  و سپس درموردتمام اسپانیا بکارمیبردند،در نام واندالها ریشه دارد – مرداویز]-و سپس درشمال آفریقا یک پادشاهی به وجود آوردند.این پادشاهی واندال درسال 534 میلادی به تصرف امپراتور ژوستنین –یا دقیقتر سردار او بلیزاریوس ،درآمد.



گوتها که به نظر میرسد درمیان قبایل ژرمن از همه پیشرفته تر بودند.[نخستین تهاجم مهم ژرمن ها ،تهاجم ویزیگوتها بود که درسال 410 رم را به تسخیر درآوردند- گتها قویترین و ماجراجوترین ژرمنها بودند،ودرخودآلمان ملتی با قدرت قابل قیاس وجود نداشت - مرداویز]در سده نخست میلادی درویستول یک پادشاهی کم و بیش پایدار پدید آوردند.آنها در سده سوم موفق شدند سپاه روم را از ایالت رومی شده داچیا(رومانی کنونی) به طور کامل بیرون برانند.[داکیه یا داچیا را ژپیدها و گتها،و زاویه راین – دانوب را آلمانها اشغال کردند.و همچنین پیدایی بورگوندیها در میانه راین – مرداویز]- اما جهت اصلی حرکت آنها به سوی شرق بود .به نظر میرسد قبایل اسلاوی در پادشاهی گوتیک نقش قابل ملاحظه ای داشتند،چراکه زبانهای اسلاوی بسیاری از واژه های گوتیک را حفظ کرده اند،که نشان از وامگیری فرهنگی دارد:



مثلا واژه اسلاوی khleb «نان» (از واژه اولیه khleiba برگرفته از واژه گوتیک hlaifs،یا به بیان دقیق تر ،از واژه قدیمی تر hlaibhaz)- که به معنای نانی که درتنور پخته شده بود، وبا l-iepekha که یک کیک مسطح بود که از خمیر درست شده بود (liepiti) و روی ذغال پخته بود فرق داشت.

یکی دیگر ازاینگونه ،واژه اسلاوی izba به معنای کلبه چوبی است،که محل سکونت معمول دهقان اسلاوی در منطقه جنگلی بود.این واژه از واژه اولیه istuba برآمده که ازواژه گوتیک stubaگرفته شده(مقایسه کنید با واژه آلمانی stube به معنای اتاق و واژه انگلیسی stove [اجاق .بخاری – در فارسی سرا،سراپرده - مرداویز] )-این واژه معمولا برای محل سکونتی بکار میرفت که با تنور گرم میشد و نه بااجاق روباز در زیر روزنی در سقف،بدان گونه که در دموس domus قدیمی تر هندواروپایی معمول بود.(domusاصطلاحی است که هنوز درزبان اسلاوی حفظ شده و به معنای کلی house یا home [خانه] است) واژه گوتیک kuningaz «رئیس».(king .شاه.انگلیسی) در زبانهای بالتیک تقریبا بدون تغییر حفظ شده .(درزبان استونی kuningas) و در زبانهای اسلاوی به صورت (i)z(n)küne به معنای

Prince[شاهزاده]،kinglet[امیر]،وارد گردیده است.واژه kaupaz«بازرگان»(ازواژه لاتینی عامیانه caupo) ریشه گوتیک دارد.



وواژگان اسلاونیایی قدیمی (iti)koup ،استونیایی kauba،روسی kupit،آلمانی kaufen،و انگلیسی cheap از آن سرچشمه گرفته است.چنانچه به این نکته توجه کنیم که درزبان روسی تقریبا هیچ واژه ای را نمی یافت که از زبان سلسله نورمانی [واریاگها .دوگانگی بین روسها و دیگر اسلاوها از این زمان به بعد روز به روز آشکارتر میشود– مرداویز]که در قرن های نهم تا یازدهم میلادی عملا بر روسیه فرمان راندند،به وام گرفته شده باشد،آن وقت به اهمیت مناسبات نزدیک اسلاوها و گوتها بیشتر میتوان پی برد.



گتها به سوی شرق حرکت کردند و تا دریای سیاه و کریمه پیش رفتند؛دراینجا زبان گوتیک تا قرن هفدهم باقی ماند.[بعدها گوتها با تاتارهای کریمه درآمیختند – مرداویز] از سوی دیگر ،زبان لاتین عامیانه در داچیای گوتیک حفظ گردید و بعدها به زبان رومانیایی تحول یافت. [والاشیها و ملداوی های لاتین زبان که در رومانی امروزی ساکن هستند،مدعی هستند که اخلاف کوچ نشین های رومی مستقر درآنجا هستند.و به این علت نیز نام رومانی انتخاب شده.ولی به نظر من این ادعا پذیرفتنی نیست ،چون بیرون کشیدن رومیان از رومانی[270] و ظهور دولتهای والاشی یک هزاره فاصله است،و دراین فاصله کشور متعلق به اسلاوها و بیابانگردان بود و فاقد هرگونه مدرکی از رومیان.مانند ادعای امروزی مقدونیه ایی ها – مرداویز]


به نظر میرسد که هرگونه پیشروی بیشتر گوتها به سوی شرق ازسوی قبیله ایرانی زبان آلان[3] متوقف شده باشد.(اوستهای امروزی درقفقاز زبان و سنتهای قبیله آلان را ادامه میدهند).احتمالا پس ازآن بود که که گوتها به دوشاخه تقسیم شدند:استروگوتها[خاورگتها-] درشرق،و ویزیگوتها[باختر گتها-] درغرب. مشهورترین پادشاه گت ارماناریک بود .[خاورگتها دراوج قدرت خویش در زمان شاه ارماناریک نیمه افسانه ای به آنسوی دن پیشروی کردند و با آلانها تماس یافتند – مرداویز]بعدها داستانهایی درباره او درمیان تمام قبایل ژرمن ،ازجمله آنگلوساکسونها پراکنده شد.اما ارماناریک با دشمنی نیز رودررو شد که ثابت کرد شکست ناپذیر است.این دشمن هونها بودند.هونها قبیله ای نیرومند ،پرشمار و جنگ افروز ،و از دیدگاه انسان شناسی بدنی ،از نژاد مغولی بودند و زبانشان یا مغولی یا ترکی بود.[هونها به یکی ازاین دوقوم تعلق داشتند،اما به علت نبود دلایل زبانشناختی بسنده نمیتوان گفت که به کدام یک – تاآغاز قرن پنجم هون هاامپراتوری به وجودآورده بودند که ازدریای خزر تا رشته کوههای آلپ گسترش داشت – مرداویز].


بعید نیست که آنها با هسیونگ نو ازتبار چینی قرابت داشتند.آنها نیز به همان دلایلی که معمولا به مهاجرت قبایل کوچگر منجر میشد ،حرکت قدرتمند خود را به سوی غرب آغاز کردند وقبایلی راکه درسر راه خود باآنهابرخوردمیکردند به جمع خودمیپذیرفتند.این امر درموردبخش قابل توجهی ازقبیله آلان نیز پیش آمد.(باقی آنها به سوی قفقاز حرکت کردند).ارماناریک که نتوانسته بود بر هونها پیروزشود ،دست به خودکشی زد(درسال376 میلادی؟)

باقی مانده استروگوتها و همه ویزیگوتها،همراه با خانواده و دامهایشان،به سوی غرب حرکت کردند.استروگوتها به عنوان فوئدراتی[سربازان کمکی سپاه روم]درسرزمین بیزانس اقامت گزیدند و بعدها سراسر شبه جزیره بالکان  و یونان را طی کردند و سرانجام به روم حمله بردند. [درسال 378 میلادی ویزیگوتها یک سپاه روم شرقی را در آدریانوپل شکست دادند.این پیروزی به ژرمنها نشان داد که رومی هادیگرنمیتوانند ازسرزمین های خودمحافظت کنند و راه را برای بنیانگذاری پادشاهی های ژرمنی درقرون وسطی اولیه گشود – مرداویز].و رئیسشان تئودوریک ،جای یک رهبر ژرمنی دیگر به نام ادواکر راگرفت و پادشاه ایتالیا شد(493-526).ظاهرا قراربراین بود که اوازامپراتوربیزانس اطاعت کند.دردوران پادشاهی تئودوریک رومی ها اجازه حمل سلاح نداشتند و برخی حقوق دیگر آنان محدود شد.[علاقه مندان میتوانند به کتاب ظهور و سقوط امپراتوری روم نوشته ادوارد گیبون رجوع کنند – مرداویز].حکومت استروگوتها برایتالیا کوتاه مدت بود.دراین میان ویزیگوتها در فاصله سالهای 376و507 به سفری شگفت انگیز دست زدند:



ازدنیپر تا نزدیک دیوارهای قسطنطنیه،[نبردآدریانوپل-مرداویز] ازآنجابه یونان از جمله شبه جزیره پلوپونز،سپس به سوی جنوب ازراه شبه جزیره آپنین تا انتهای کالابریا[درپنجه«چکمه»ایتالیا]،سپس به جنوب فرانسه و شرق اسپانیا،[همراه با آلانها 16-409 میلادی-مرداویز]،سپس بازگشت به فرانسه تا دره لوار.آنها(که احتمالا دیگر زبانشان رومی شده بود)از آنجا پس رانده شدند و به ناچار به اسپانیا بازگشتند و درآنجا یک پادشاهی پایداربرپا کردند که تا سال 711دوام آورد،واین هنگامی بودکه عرب ها آنرا برانداختند.ویزیگوتها درجریان این سفر گاهی ده تا پانزده سال درجایی توقف میکردند و سپس به راه خود ادامه میدادند تااینکه سرانجام دراسپانیا اقامت گزیدند.



باید به خاطر داشت که تنها قبایل ژرمن گروه گوتیک – واندالیک نبودند که پیوسته درحرکت بودند؛همین وضع برای قبایل گروه مرکزی نیز پیش آمد.بدین ترتیب که فرانک ها و بورگونی ها به گل (که هنوز فرانسه نشده بود)یورش بردند و درآنجا مستقر شدند – [فرانکها به دودسته تقسیم میشدند،فرانکهای شمال شرقی فرانسه به نام سالی منسوب به رود سالا و فرانکهای ناحیه راین به نام ریپوری «ساحلی».بورگونی ها نیز درمرزفرانسه و سویس اقامت داشتند – مرداویز]. آنگل ها از شلسویک امروزی ،همراه با بخش غربی ساکسونها و بخشی از ژوت به بریتانیا حمله بردند و درآنجا اقامت گزیدند.[بریتانیا ییها  یعنی اقوام سلتی نژاد اولیه ی بریتانیا ،که پس از فتوحات آنگلوساکسونها به تدریج عموما به نام ولزی خوانده شدند که پیشتر فقط نام بخشی از آنان [سلتها] بود که در شبه جزیره ولز ساکن بودند – مرداویز]-ازآن گذشته (چیزی که درموردقبایل ژرمن بسیارنامعمول بود)آنها ظاهرا کوشیدند اهالی بومی رانابود کنند،ازاین رو قوم سلتی بریتون ها مجبور شدند به ولز و کورنوال عقب بنشینند یاازدریا بگذرند و خودرا به بریتانی برسانند[یکی ازاستانهای کنونی فرانسه-مرداویز].درآن هنگام اهالی گل رومی شده بودند.ازدیگر قبایل ژرمن ،لانگوباردها(یالومباردها) در ایتالیا ماندند و رومی شدند،هلوتی ها در سویس امروزی اقامت گزیدند.



این واقعیت که نه کوچگران بلکه قبایلی که دراصل یکجا نشین بودند وارد قلمرو امپراتوری روم شدند ،به تمام رشته رخدادهای آن عصر رنگ تاریخی کاملا یگانه ای بخشید.پادشاهی هایی که در دوره اولیه قرون وسطی سربرآوردند برخی ویژگی های نوع باستانی اولیه را حفظ کردند.لازم به تذکر است که درکشورهایی که به تصرف قبایل ژرمن درآمد ،ترکیب جمعیت تغییر چشمگیری پیدا نکرد .توده اصلی ساکنان فرانسه ،اسپانیا،و ایتالیا به استفاده از گویش های «لاتین عامیانه»ادامه دادند،و سهم گویش های ژرمنی در زبانهای جدیدی که از «لاتین عامیانه»سربرآوردند – فرانسه،اسپانیایی،ایتالیایی،وغیره چندان مهم نبود.تاریخ این کشورها ازهیچ آغاز نشد،بلکه عمدتا تاریخ همان مردمی بود که در دوران باستان در آنها سکونت داشتند.



دربحث درباره حرکت های قبایل ژرمن ،نقش ویژه ای راکه گروه اسکاندیناوی یایی آنها ایفا کردند ،قابل توجه میباشد.ازاین گروه اغلب با عنوان نورمان ها یاد می شد،اما آنها عملا خودشان را وائرینگ (به روسی واریاگی)،یعنی «ساکنان جزایر دور از ساحل» مینامیدند؛درسطح محلی نیز آنها را دانس (دانمارکی)،نورسمن(اهل شمال)،روس (رُس)مینامیدند.به نظر میرسد این آخری از سوئد شمالی منشا گرفته باشد،که درآنجا نام آنها روی نام یک محل برجای مانده (رسلاگ،مقایسه کنید با تروندلاگ در نروژ شمالی که تروندها در آن سکونت داشتند،و دینلاگ درشمال انگلستان که محل سکونت اسکاندیناویا یی ها بود)-  نام سوئد به زبان فنلاندی هنوز هم تا به امروز روتسی است .درباره دانس و نورمن باید گفت که این  نامها تنها دریک مرحله نسبتا جدید به ترتیب برای ساکنان دانمارک و نروژ به کار رفته است؛اما در مرحله پیشین این دواصطلاح بدون تمایز برای قبایل غرب و جنوب اسکاندیناوی به کارمیرفت.



اسکاندیناویایی ها سرزمین هایی رابه تصرف خوددرآوردند که یا سابقا به کلی خالی از سکنه بودند ویا جمعیت اندکی داشتند – [ایسلند در حدود 885 و گرینلند در حدود 990 تحت اسکان درامدند – مرداویز] – نظیر نروژ شمالی ،ایسلند،گرینلند،(با یک مهاجر نشین در ساحل امریکای شمالی به نام وینلند)،جزایر فائرو،جزایر شتلند،جزایر اُرکنی،جزایر هبرید، - یاکوشیدند سرزمین هایی را فتح کنند که دیگر قبایل ژرمن یا سلتی در آنها سکونت داشتند(دانمارک،شرق انگلستان،بخشی از ایرلند،نورماندی،یعنی فرانسه شمالی؛ساکنان نورماندی را،باآنکه فرانسه زبان هستند،اغلب نورمان مینامند،)- [نورمن ها در فرانسه در بین جمعیت بومی مستحیل شدند و زبانشان فرانسوی شد.و اکنون نیز یکی از استانهای فرانسه میباشد.- مرداویز]-



آنها در نورماندی رومی[فرانسوی] و در روسیه اسلاوی شدند.[نام سویا تیسلاو به قدر کافی گواه جذب اسکاندیناوها به وسیله اسلاوها میباشد – مرداویز].و از سوی سلتها و آنگلوساکسونها ازبیشتر جزایر بیرون رانده شدند.نورمان ها به سواحل جنوبی اروپای غربی ،از جمله سواحل مدیترانه یورش بردند،اما بخش عمده آنان سعی نکردند در آنجا ساکن شوند.[بااین وجود آنها برای مدتی درسیسیل و جنوب ایتالیا یک پادشاهی برپا داشتند،و در جنگهای صلیبی نیز شرکت جستند-مرداویز]- علاوه برآن با قایق رودخانه هارا برخلاف جریان آب طی کردند،رود ولگا را نیز تا دریای خزر پیمودند[حتی به استانهای شمالی ایران از جمله گیلان نیز هجوم آوردند – مرداویز].


حال اندکی نیز در مورد قبایل اسلاو



اسلاوها در شرق اروپا حرکتی راآغاز کردند که بی شباهت به حرکت ژرمن ها درغرب نبود.به نظر میرسد مرکز سکونت اولیه اسلاوها (ازقرن اول پیش از میلادتاقرن اول میلادی و پس ازآن)سرزمین های بین کرانه های دنیپر و ویستول بوده است .اسلاوها بخش تقریبا باثبات پادشاهی گوتیک بودند.[اسلاوها با وجود جمعیت قابل توجه از لحاظ سیاسی بسیار عقب مانده بودند و خیلی زود تحت سیطره اقوام دیگر قرار میگرفتند و رهبران آنها فاقد هر گونه درکی از انسجام بودند – مرداویز].سقوط این پادشاهی و تجاوز هونها ،درکنارعواملی مشابه آن عواملی که مدتی پیش ازآن سبب مهاجرتهای قبایل ژرمن شده بود،موجب حرکت اسلاوها به سوی غرب (تااندازه ای به سوی مناطقی که سلت ها و قبایل ژرمن آنهاراترک گفته بودند)،به سوی شمال شرقی،و به سوی جنوب،به داخل قلمرو بیزانس شد.برخورد آنها با آوارها یا ابرها درقرن های ششم تا هفتم و با قبیله ترک بلغارها ،که مدتی بعدازولگا به سوی غرب به حرکت درآمدند،شایان اهمیت است.سرانجام هردو قبیله درجمعیت اسلاوی حل شدند (یاآنطورکه درگاه شماراولیه آمده «هویت خود را ازدست دادند»).تنها قبیله اوگری [اویغور](که اصل آنها از حوزه ولگا بود)درمجارستان باقی ماندند.



[وارها یا آوارها قومی هستند که اکنون درشمال قفقاز سکنی دارند و گروهی نیز درداغستان زندگی میکنند.و شکوهی کوتاه مدت دراروپای قرن ششم داشتند. – درباره اوگرها نظر پژوهندگان متفاوت است .برخی این قوم را همان اویغورها و مردم ترکستان چین میدانند.گروهی دیگر اوگرهارا جز از سرزمین اویغور که اکنون سین کیانگ نامیده میشود ،میشمارند.بهر تقدیر ،زبان این قوم اوگری یا اوگوری است که به سرزمین فنلاند و مجارستان راه یافت- برخی از بلغارها به دانوب و برخی تا ولگا گریختند و بلغارهای ولگا تحت حاکمیت خزرها درآمدند – مرداویز]


تاآنجا که به اسلاوها مربوط است ،آنها طی قرنهای چهارم و پنجم ،ضمن حفظ گویش های قابل فهم برای همه طرفین ،به وندی ها درغرب،اسکلاوینی هادرجنوب،و آنتی ها در شرق تقسیم شدند.[4]در برخی نقاط ،جوامع ریاستی اسلاوی ،و گاهی حتی پادشاهی های نسبتا گسترده ،پدیدار شد.اما مرحله ریاستی درمیان اسلاوها تاحدودی دیرتر از قبایل ژرمن غالب شد،درنتیجه سلسله هایی که از خارج از منطقه اسلاوی سرچشمه میگرفتند دراین جا نقش خاصی ایفا کردند:



ازجمله نورمان ها(روس ها یا وائرینگ ها) در منطقه بالکان – ودر روسیه ،بلغارهای ترک زبان که خزرها آنهارا ازولگا بیرون رانده بودند.اسلاوها ویژگی های نورمانی و ترکی را درمجموع ،چه درعرصه زبان و چه فرهنگ ،جذب کردند،و برخلاف گوتها حتی نشانه ای از خود برجای نگذاشتند.بااین همه ،این دعوی که نورمانها هیچ گاه در روسیه نبودند ناشی از وطن پرستی بیمار گونه است.در طول راه واریاگ تا یونان،سنگ نوشته های اسکاندیناویایی با الفبای رونی،[الفبای مورد استفاده ژرمن ها که بیشتر برای مقاصد جادویی بکار میرفت – مرداویز]و همچنین اشیای اسکاندیناویایی باستانی ،پیدا شده است ؛منابع یونانی ازنامهای روسی (درواقع نورمانی) و اسلاوی تندآب رودخانه دنیپر به طور همزمان و به موازات هم نام میبرند؛نخستین شاهزاده های روس (کوننزی،کنیاز،به معنای پادشاهان) – اصطلاح ژرمنی است – دارای اسم های خاص اسکاندیناویایی هستند که به آسانی قابل تشخیص است:



(hrörek=)  ryurik، (helgi=) oleg،  (yngvar=) igor،  (Helga=) olga،  (sveinveld=) svenəld،  (haskuld=) askold، volodimer،(نام فامیل ،نورمان ها آن را به شکل voldemar،valdemar،از سلت ها به وام گرفتند و بعدها اسلاوی شده به صورت vladimir، درآمد)


از حدود دوجین نامهای کارداران روسیه که درقرن یازدهم وارد بیزانس شدند،تنها سه نام به عنوان نامهای اسلاوی به آسانی قابل تشخیص اند،اما بسیاری اسکاندیناویایی هستند.ازآن گذشته «گاه شمار اولیه» میگوید:«ازاین رو ،این واریاگها «روس»نامیده میشدند،چنانچه دیگران سوئدی،نورمان،انگل و گوت نامیده میشوند؛اینها نیز چنینند»

اما به زودی این قشر واریاگی جذب توده اسلاوی نژاد شد،درست همانطور که این قوم،مریا(ماری)،وس(وپسی) و دیگر قبایل فینو-اویغور را جذب کرد.«گاه شمار اولیه»در مورد کردار شاهزاده اولگ چنین میگوید:«و او واریاگها،و اسلاوها،ودیگرانی را که روس نامیده میشدند،باخود داشت».

حکومت ترک زبان بلغارها در شبه جزیره بالکان مدتی بیش از حکومت نورمانی زبان در روسیه دوام آورد.بلغارهای ترک زبان نیز ،مانند روس های نورمان،نام خود را بر کشوری که در آن حکومت میکردند برجای گذاشتند،اما زبان کشور اسلاوی باقی ماند.حرکتهای قبایل ژرمن و اسلاوی درقرن هفتم به پایان رسید.(اما گسترش زبان اسلاوی به شرق درقرن های بعدی ادامه پیداکرد)



دورانی آغاز شد که شاهد ظهور دولت های پایدارتر تازه بود،اما هیچ یک ازآنها یک دولت ملی به معنای تعلق داشتن به سخنگوبان یک زبان خاص نبود.در غرب تنها بریتانیا و پانونیا زبان خود را تغییر دادند(از سلتی به آنگلوساکسون، و از یک زبان رومی به زبان اوگری مجارستانی).فرانک ها ،بورگاندیایی ها،ویزی گوتها  و لانگوباردها جذب جمعیتی شدند که به زبان لاتین عامیانه امپراتوری روم سخن میگفتند.دراین میان جمعیت امپراتوری بیزانس ،به استثنای رومانیایی ها و یونانی ها،کاملا اسلاوی شدند.لاتین اروپای غربی زبان نوشتاری باقی ماند؛درشرق ،زبان نوشتاری اغلب یونانی بود،گرچه گوتها و از قرن نهم اسلاوها نیز الفبای خودشان را ابداع کردند.

[همانطور که مشاهده کردیم در طول تاریخ در بسیاری از سرزمینها به علت مهاجرتهای پی در پی اقوام ،دگرگونی زبانی روی داده ،حال با این وجود چرا برخی از متعصبین نمیخواهند این امر را در مورد آذربایجان بپذیرند ،مطمئنا از بی اطلاعی شان حکایت میکند.همانگونه که پیشتر نیز ذکر کرده ام ، هیچ سندی به زبان ترکی ،پیش از حکومت ایلخانان ،در آذربایجان موجود نمیباشد – مرداویز]


پایان



[1]- دیاکونوف کل فرایند تاریخ انسان را از ابتدا تا کنون به هشت مرحله نقسیم میکند،وویژگی های هر مرحله راهم به طور کلی و هم در نمودها و رخدادهای مشخص تاریخی آن بر میشمارد، و همچنین تصریح میکند که فرایندتاریخ انسان رشدی شتابناک و تصاعدی دارد و در نتیجه منحنی مراحل تاریخ دارای یک رشد تصاعدی منفی است و طول هر مرحله تاریخی دربسترزمان به تدریج کاهش یافته است.هرمرحله تاریخی از نظر دیاکونوف به قرار زیر است:

1- مرحله یکم: نخستین                              حدود 30 هزارسال

2- مرحله دوم:اشتراکی نخستین                  حدود 7 هزارسال

3- مرحله سوم:باستانی اولیه                      حدود 2 هزارسال

4- مرحله چهارم:باستانی امپراتوری               حدود1500 سال

5- مرحله پنجم:قرون وسطی                       حدود 1000سال

6- مرحله ششم:پساقرون وسطی               حدود 300سال

7- مرحله هفتم:سرمایه داری                      حدود 100سال

8- مرحله هشتم:پسا سرمایه داری              از حدود 50سال پیش

[آیا در قرن بیست و یکم ،بشر در آستانه مرحله تازه ای ،مرحله نهم فرایند تاریخ قرار گرفته است؟شما خوانندگان بگویید. – مرداویز]



[2]- رومی ها به این دلیل ژرمن هارا «بربر» (وحشی) مینامیدند که آنها هرکس را که به زبان لاتین یا یونانی سخن نمیگفت،حتی مردمانی نظیر مصریان را ،بربر به حساب می آوردند – مرداویز



[3]- آلانها یکی از اقوام آریایی مشهورند که زبانشان نیز ازجمله زبانهای ایرانی است.بعضی از محققان آلانهاراازاقوام سرمت دانسته اند.سرزمین سرمتها درشرق از دریاچه آرال تااراضی کنونی رومانی و مجارستان در غرب امتداد داشت.درنقشه های جنگی فرماندهان رومی نیز از سرزمین سرمتیه یاد شده است.آلانها ضمن لشگرکشی های خویش تا اسپانیا و شمال آفریقا پیش تاختند.اقوام ژرمن از سواره نظام آلانی وحشت داشتند.و بارها این سواره نظام ژرمن ها و فرانکها را لگد کوب خویش کرد.سرزمین آلان درشمال قفقاز واقع و تا دره داریال کشیده شده است.بخشی از نواحی شمالی دربند معروف قفقاز در سده سیزدهم میلادی به آلانها تعلق داشته است.نام آلان درنوشته های رومی به صورت«آلانی» آمده است.مردم آلان خود و سرزمین خویش را «ایرون» مینامند که بانام ایران مشابهت بسیار دارد.نام دیگر مردم این سرزمین آس است .گرجیان ،آلانهارا «اوس» و روسها «یاس» نامیده اند.اکنون درزبان روسی مردم و سرز مین آلان را «اوست» مینامند.مردم کنونی سرزمین اوستی از بازماندگان آلانها هستند.و چندی پیش نیز شاهد هجوم وحشیانه و ناجوانمردانه گرجی ها به اوستیای جنوبی بودیم.



[4]- دیاکونوف:این تقسیم بندی به سنت تاریخ نگاری یونانی برمیگردد،اما با نحوه کاربرد آنها در خوددنیای اسلاو سازگاری ندارد .ازاین رو استونیایی ها و فنلاندی ها،روس ها و بلو روس ها را ونه vene،یعنی وندی ها مینامند،درحالی که مطابق سنت یونانی،آنها را باید آنتائه به شمار آورد.اما امکان دارد که هردواصطلاح یک منشاء مشترک داشته باشند،از یک اتنونیم(نام طایفه یا قبیله) و نه لزوما یک اوتونیم(نام خاندان) و آن وانت است.ازاین رو نام شهر ویاتکا و نام یک قبیله اسلاوی شمالی ،ویاتیچی،هردو از واژه قدیمی تر وانتی مشتق شده اند.شهر ،«آنتی»نامیده میشد،به خاطر اینکه در یک محیط غیر آتنی ،یعنی فینو اویغوری،واقع شده بود.خود اسلاوها تمام قبایلی را که میشناختند به اسلون(ازواژه اسلوو به معنای گویا)که به زبانی قابل فهم سخن میگفتند،و نیمتس(از واژه نیمو به معنای «گنگ،نفهم،زبان بسته» یعنی غیر قابل فهم)تقسیم میکردند. در روسی امروزی نیمتس به معنای آلمانی است ،اسلوون به اسلاویان تبدیل شده است،از واژه اسلاوا به معنای «شکوه و افتخار»                 



نویسنده:مرداویز

«برداشت با ذکر منبع مجاز است»
نقشه ها
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mardaviz تشکر کرده اند:
Mil@d, Mahdi1944, Mohammad 1985

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

934

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 16 آبان 1387 20:28

آرشيو سپاس: 3546 مرتبه در 797 پست

Re: تاریخ قبایل ژرمن در قرون وسطی

توسط Mardaviz » سه شنبه 20 اسفند 1387 18:54

ژرمن
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
وایکینگ
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
واریاگها(روس)
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
گالها
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
سوار نظام آلانی
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
آلان-اسکیت
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
آمازونهای آریایی
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
Work hard in silence
Let your success
Be your noise


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان