در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

934

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 16 آبان 1387 20:28

آرشيو سپاس: 3546 مرتبه در 797 پست

اصول روش علمی رمزگشایی خطوط و زبانهای خاموش

توسط Mardaviz » پنج شنبه 1 اسفند 1387 22:58

اصول روش علمی رمزگشایی خطوط و زبانهای خاموش

«تخصصی»



سرسخن

«اکنون تعداد قابل توجهی از زبانها و خطوط خاموش توسط رمز گشایان،رمز گشایی شده است .ولی هستند زبانها و خطوطی که هنوز رمزگشایی نشده اند و یا اندکی رمز گشایی شده اند ،که این هم علل مختلفی میتواند داشته باشد.آنچه بنده دراین نوشتار خواهم آورد،شرح یک رشته اصول کلی بنیادی ،در رابطه با رمزگشایی خطوط و زبانها میباشد.ممکن است این نوشتار برای خواننده غیر متخصص و ناآشنا ،بحثی تقریبا خشک و انتزاعی جلوه کند.ولی حاوی مطالب سودمندی برای آندسته از خوانندگان غیر متخصص نیز میباشد – مرداویز»


در آغاز باید این نکته بدیهی و پیش پا افتاده اظهار شود که ،رمزگشایی هر خط یازبان ناشناخته مستلزم دسترسی به مقداری کلید راهنما یا مرجع است ،[ازهیچ نمیتوان چیزی بدست آورد].

درآنگونه مواردی که مطلقا هیچ گونه امکانی برای پیوند دادن یک مجهول به یک معلوم وجود ندارد،میدان برای پندارهای لگام گسیخته افراد غیر حرفه ای باز است[مانند پندارهای زبان شناسان پان ترک].اما هیچ نتیجه حقیقی  و پابرجایی بدست نمی آید.



همچنین ،باید بین سه نوع متفاوت رمزگشایی که درعین حال نماینده سه درجه متفاوت از دشواریها هستند تمایز قائل شویم.به سخن دیگر،کاری که دردست بررسی است ممکن است شامل ترجمه زبان ناشناخته ای باشد که با یک خط شناخته نوشته شده،مانند خط میخی هیتی یا زبان اتروسکی؛یاممکن است زبان شناخته ای باشد که بایک خط ناشناخته نوشته شده،مانند زبان یونانی قبرسی؛ و سرانجام ممکن است هم زبان و هم خط ناشناخته باشند.بدیهی است که گونه اخیر مسئله بیشترین دشواری رادربردارد.به این سبب است که مثلا ترجمه میخی هیتی را نمیتوان از لحاظ دشواری همپایه رمزگشایی خط هیروگلیفی مصری یا خط میخی به طور کلی دانست.



هنگام رمز گشایی یک خط ناشناخته ،تعدادی از مسائل مقدماتی را که از اهمیت بنیادین برخوردارندمیتوان،دربسیاری موارد،حتی پیش ازآنکه کارواقعی شروع شود روشن ساخت.جهت خط را میتوان غالبا به وسیله قسمت خالی پایان آخرین سطر کتیبه باز شناخت[1]. رمزگشا میتواند بفهمد که آیا واژه ها با نشانه هایی ازقبیل خط عمودی ،فاصله،دونقطه ویادیگر علائم مشابه  که به گونه نظام یافته ای تکرار شده باشند ازیکدیگر جدا شده اند یا نه،و در نتیجه دشواری کار رمز گشایی را ارزیابی نماید.



ازهمه مهمتر ازروی تعداد علائم نوشته شده معمولا میتوان دریافت که آیا خط مورد نظر الفبایی است یا هجانگاری خالص [مانند قبرسی] و یا آمیزه ای است از نشانه های هجایی [مانند خط هیروگلیفی هیتی].خطی که کمتر از سی نشانه دارد به احتمال زیاد الفبایی از آب درخواهدآمد؛وامکان موفقیت دررمزگشایی آن بیشتر از یک نظام خطی بغرنج تراست.خطوطی را که دارای پنجاه،صد،یا حتی چند صد نشانه گوناگون اند میتوان به طور موجهی،ازپیش،نظامهای خطی هجایی کمابیش بغرنج تلقی کرد که احتمالا واژه نگارهم درآنها به کاررفته باشد.در رمز گشایی این گونه خطوط مشکلات بزرگتری پیش می آید.

پیش ازرمزگشایی حتی یک حرف از خط میخی ،این نتیجه گیری نسبتا دقیق به عمل آمد که هریک از کتیبه های سه زبانه شاهان ایران باستان دارای سه نسخه همانند است  که یکی از آنها [متن پارسی باستان] به خط الفبایی است و دومی [نسخه ایلامی نو] به صورت نشانه های هجایی ،و سومی[اکدی] احتمالا با نشانه های معنی نگار واژه نوشته شده است.



یک متن دو زبانه(«bilinguis») تسهیلات فراوانی در کار مخصوص رمزگشایی  فراهم مینماید.منظور از متن دوزبانه ،نوشته ای است که به زبان یا خط ناشناخته ای آمده باشد.رمزگشایی های گوناگون نشان میدهد که خوشبختانه تعداد چنین متن های دوزبانه ای (حتی سه زبانه) کم نیست.نه خطوط هیروگلیفی مصری و نه خط میخی بابلی،هیچکدام را نمیشد بدون یک متن دوزبانه  رمز گشایی کرد،و خط هیروگلیفی هیتی تنها نمونه ای است که با وجود ناشناس بودن خط و نیز ناشناخته بودن قسمتی از زبان،بدون کمک متن دوزبانه رمزگشایی گردید و این رمزگشایی بامتن دوزبانه ای که متعاقبا کشف شد مورد تایید قرار گرفت.



متخصص رمزگشایی،بدون توجه به اینکه باکدامیک از سه نوع رمزگشایی سروکاردارد،ابتدا درقسمت شناخته متن دوزبانه به جستجوی نام اشخاص ،شهرها،کشورها و جزآن بر می آید،و سپس میکوشد تامعادل آنها را در قسمت ناشناخته پیدا کند.شرط لازم این روش آن است که نامها درهر دو نسخه واقعا یکسان یا شبیه باشند و در اغلب موارد هم چنین اند.مورد نادری که یک نام در دو نسخه کاملا متفاوت باشد ،نیز در زبانهای خاور باستان اتفاق می افتد.به عنوان مثال،شهر آردینی در اورارتو،به زبان اکدی موساسیر نامیده میشد.رمزگشا برای اطمینان ازدرستی روش خود در خواندن نشانه های نوشته شده،به جستجوی شواهد تایید کننده میپردازد،بویژه در موارد مساعدی که نشانه ای واحد بیش از یک بار در یک نام واحد یا در بیش از یک نام واقع شود؛نامها حائز بیشترین اهمیت اند،و اغلب یگانه وسیله دستیابی به اولین جای پای محکم در میدان قرائت یک خط ناشناس به شمار میروند.اما اهمیت دیگر آنها نیز هنگامی آشکار میشود که مسئله مورد بررسی صرفا یک تحلیل زبانشناختی باشد،زیرا وجود آنها در طبقه بندی واژه ها ،که به نوبه خود در رابطه با ترجمه واژه ها و تعیین نقش دستوری آنها ارزشمند است،مفید میباشد.گذشته از نامها ،عناوین نیز از اهمیت برخوردارند؛چنانکه در عباراتی نظیر«Xشاه سرزمین Y» و جز آن.



در صورت دسترسی نداشتن به متنهای دوزبانه،رمزگشا به جستجوی وسیله های کمکی دیگر بر می آید.مانند گروتفند که برای باز کردن راهی به سوی درک کتیبه های سلطنتی پارسی باستان  از دانش خود درباره نام شاهان ایران باستان ،برطبق ضبط هرودوت،بخوبی سود جست؛و این مطلب که ویشتاسپ،پدرداریوش،شاه نبوده است چه نقش مهمی دراین باره ایفا کرد؛و اشاره به نام شهرهای سوریه شمالی و فرمانروایان آنها در گزارش جنگی شاهان آشور، به اولین تلاشهای نامطمئنی که در جهت خواندن کتیبه های هیروگلیفی هیتی به کار میرفت کمک کرد؛نوشته های روی ابزارها ،که گمان میرفت به معنی (یک تبرِY) یا (این است ابزار Y) باشند،دررمزگشایی خط اوگاریتی و نیز ترجمه زبان اتروسکی دارای ارزش فراوان بودند.کلیدهای راهنما ،که پیشرفت در رمزگشایی زبانها  و خطهای خاموش را امکان پذیر میسازند،بسیار گوناگون اند و نمیتوان آهارا با قواعد خشک  و غیرقابل انعطاف طبقه بندی کرد.کشف این امکانات و بهره برداری ازآنها عمدتا به مهارت فردی رمزگشا بستگی دارد،و هر طرح رمز گشایی ممکن است شگفتیهای نوی را دراین زمینه نمایان سازد.اما این نیز ممکن است اتفاق بیافتد که که هیچ نقطه ای برای شروع کار مطلقا به دست نیاید و کوششهای رمزگشا سراسر بیهوده باشد.



اگر مسئله ترجمه زبان ناشناخته ای که با خط میخی نوشته شده ،خطی که حدود یک قرن پیش رمز گشایی گردیده ،درمیان باشد،رمزگشا در وضعیت بسیار مساعدی قرار دارد؛زیرا خط میخی خود با استفاده از مجموعه ای عناصر خطی گوناگون ،ازقبیل معنی نگارها،نشانه های هجایی،شناسه ها و جز آن،راه را برای فهم متن هموار میکند.اگر یک آشور شناس که فقط زبان اکدی میداند به یک متن میخی هیتی یا اورارتویی نگاهی بیاندازد،بلافاصله تعداد عناصر آشنارا ،عمدتا در میان معنی نگارها و شناسه ها،بازخواهد شناخت.شناسه هااورا،حتی بدون دانستن زبان کتیبه ،قادرمیسازند که بی درنگ برخی از واژه هارا به عنوان نام مردان ،زنان،خدایان،ایزدها،نامهای جغرافیایی،نام حرفه ها،و جزآن طبقه بندی کند؛معنی نگارها وی را قادر میسازند که پایانه های صرفی (برحسب مورد ،اسمی یا فعلی) را شناسایی کند ودرپی آن نتایجی به دست آورد که مددکاراوهم در ترجمه کتیبه ای خاص  و هم در شناخت واقعیات کلی دستوری باشد.دامنه وسیع کمک معنی نگارها  و شناسه ها درخط میخی را فقط کسی میتواند بدرستی دریابد که خوددرتلاش برای فهمیدن  زبانی که با حروف میخی نگاشته شده و همچنین زبانی که به خط دیگری ثبت شده،[مثلا لیدیایی.اتروسکی]سهیم بوده باشد.در مورد زبانی که به خط میخی نوشته شده ،تعدادی از واقعیات زبانی بی درنگ آشکار میگردند؛از سوی دیگر ،حتی درباره ساده ترین مسائل ازقبیل اینکه آیا فلان واژه اسم خاص است یا عام شک و تردید تفوق دارد.



همیشه کوشش شده است که تحلیل یک زبان ناشناخته ،خواه به خط میخی یا به هر نظام نوشتاری دیگر ،با روش ترکیبی انجام گیرد،یعنی بر مبنای کلیدهای راهنما و نتایج عینی.البته کاربرد این روش اغلب هنگامی که زبان ناشناخته با حروف میخی نوشته نشده مشکل است،بویژه اگر تعداد کتیبه ها و نوشته های این زبان اندک باشد یا متون بسیار کوتاه و بی محتوا باشند؛رمز گشایان معتقدند کاربرد روش ریشه شناختی در مورد زبانهایی که با یکدیگر رابطه نزدیک دارند تا حد معینی مجاز است .ولی دراین گونه موارد هم باید همراه با ملاحظات عینی باشد ،زیرا تشابه آوایی حتی در مورد زبانهای دارای رابطه نزدیک هم فریب دهنده است:



واژه آلمانی gift به معنی «زهر» است[نه مانند gift انگلیسی به معنای هدیه و ارمغان] و فعل آلمانی bekommen به معنی «دریافت کردن» است نه [مانند become انگلیسی به معنی «گردیدن»].به هرحال ،به اعتقاد رمزگشایان،رمزگشایی یک زبان ناشناخته هرگز نباید به طور قطع قلمداد کند که«واژه های دارای تلفظ یکسان یا مشابه در دو زبان،دارای معنی یکسان در هر دو زبان اند»بلکه باید کوشش کند تا دست کم این گونه نتیجه گیری ها را که بر پایه تشابه آوایی قرار دارند با ارائه دلایل و شواهد عینی تقویت نماید.



البته رمز گشایی یک خط ناشناخته بدون کمک متن دوزبانه دارای نامهای خاص بس مشکل و در بسیاری موارد عملا غیرممکن است .بسیاری از شکستها در دستیابی به رمز گشایی برخی خطوط را میتوان مستقیما به فقدان کتیبه های دوزبانه یا مراجع دیگر نسبت داد.اما در عین حال ،امکان رمزگشایی یک خط ناشناخته بدون کمک متون دوزبانه نیز وجود دارد و نمونه آن خط هیروگلیفی هیتی است.بنابراین بهتر است هنگام بحث درباره خطی که همه تلاشها برای رمز گشاییش به شکست انجامیده ،گفته شود علم هنوز آنقدر بارور نشده تابتواند یک نقطه شروع مناسب برای رمزگشایی کشف کند.



کاربرد روش ترکیبی در رمز گشایی خطوط نیز روشی درست محسوب میشود ،اما در این مورد هم به اعتقاد برخی ،روش صحیح چنانکه باید همیشه دنبال نشده است.



همانطور که یک مترجم غیر حرفه ای آمادگی آنرا دارد که بگوید«دردوزبان ،هرآنچه دارای تلفظ یکسان یا شبیه باشد دارای معنی یکسان نیز هست».دررمزگشایی خط نیز احتمال این اشتباه روش شناختی که «دردوخط،هرآنچه دارای شباهت خطی دارای معنی یکسان است»وجود دارد.

این روش را افراد غیر متخصص و ناآگاه از زبانشناسی در پیش میگیرند [که غالبا مورد سوء استفاده افراد دیگر برای پیشبرد افکار پانی خود قرار میگیرد]که به علت تخصصی بودن به کیفیت آن اشاره ای نمیکنم.

نمونه ای از خطوط رمز گشایی نشده:

1- خط سینایی(از پژوهشهای کنونی مطلع نیستم)

2- خط کرتی – مینوسی (مرحله آغازین خودرا میگذراند)

3- خط کاریایی[ایالتی درجنوب باختری آسیای کهین]

4- خط دره سند



نویسنده:مرداویز

عکس:مرداویز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت

-زبانهای خاموش-یوهانس فریدریش-بر.دکتر بدرالزمان قریب

- زبانهای ایرانی –ارانسکی- بر.دکتر علی اشرف صادقی

(برداشت با ذکر منبع مجاز است)



[1]-
نوشته های هیروگلیفی هیتی ،از کاراخمیش--

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mardaviz تشکر کرده اند:
Mil@d, Mahdi1944

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان