نوروز باستاني از كجا سرچشمه مي گيرد؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 189
تاریخ عضویت: جمعه 9 اسفند 1387, 2:17 pm
سپاس‌های ارسالی: 71 بار
سپاس‌های دریافتی: 194 بار

نوروز باستاني از كجا سرچشمه مي گيرد؟

پست توسط آريو » جمعه 23 اسفند 1387, 9:08 pm

به نام اهوره مزدا



    اسطوره ی نوروز


( در دین گوید که آفریدگان گیتی را به سیصد و شصت روز آفریدم که
شش گاه ِ گاهنبار است ، ( که ) به سالی انگاشته ( شود ). همی
نخست روز بشود ، پس شب آن روز را گیرد و درآید. )
کتاب بندهشن – کتاب آفرینش در آیین زرتشت – ترجمه مهرداد بهار



تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :
تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد.
او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از
هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با
تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را
تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده
و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه
نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن
افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار
باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط
زرتشتیان ) اجرا می شده.
با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِ
زرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله
نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت
که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی
اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و
ولایت معرفی کرد و ...
به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی
و التقاطی ِ خاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد.
در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی
دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت
جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در
کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده
را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تا
مجوس از بین برود!! ))
اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ،
چون هیچگاه اجرا نشد!
و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز
کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی
تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ،
احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِ هویت مذهبی ایرانیان قرار دهند
و ملیت را خطری برای دیانت ِ نیم بند!!
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته
و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان
بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.
طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده
شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِ
اسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است )
انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه
طبیعت به رستاخیز برخیزد.
ماه فروردین را ماه ِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن
عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا )
پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ
درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ،
نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِ نیک بصورت افرادی که
رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز
به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن
خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای
رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست.
در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ی
اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده
و جهان از نو آفریده می شود.
ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به
فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ،
اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
ششمین روز ِ فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان
زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ
معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج
شخص ِ خاموشی که دسته ای از گیاهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتی
نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِ دیگر در همین هنگام
دیگر نمایان نمی گردد.
و نیز :
در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِ آن همان خود
شستن و پاکیزگی ست.
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و
چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین
شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب :
میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود
رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و
دلباختگی ست. و ...
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و
شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که
نماد ِ نطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِ ایران ، جهان
، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش
نمودگار زمین است. ماهی ِ زنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست.
... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِ ایران
عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ،
هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِ چسبیدن ِ متعصبانه به سنتها و نه
پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِ
افکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات
گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و
آزاده ( زندگی ) کنیم!



در این زمینه :
کتابهای ( دیدی نو از دینی کهن اثر دکتر فرهنگ مهر) ( بندهشن
نوشته فرنبغ دادَگی ترجمه مهرداد بهار ) ( اساطیر و فرهنگ عامه ی
ایران اثر دکتر جابر عناصری ) ( اسطوره ی بازگشت جاودانه اثر
میرچا الیاده ) ( اساطیر ایران باستان اثر عصمت عرب گلپایگانی )  

پارس هميشه جاويد
  است كه ايران ويران  

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3471
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12410 بار
تماس:

Re: نوروز باستاني از كجا سرچشمه مي گيرد؟

پست توسط Solver » جمعه 23 اسفند 1387, 11:09 pm

یک مطلب جامع درباره نوروز:

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.


جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در علم ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.


در کشورهای ایران و افغانستان که از تقویم هجری خورشیدی استفاده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.


واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی "نو" و "روز" به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام "روز خرداد"

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.
در متون مختلف لاتین، بخش نخست کلمه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی مواقع با فاصله نوشته می‌شود. اما به اعتقاد دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این کلمه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای کلمه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی مراعات می‌شود.
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.


برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.


کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های عمومی و منازل شخصی و بخشش محکومان را اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان سایر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما مطالعات بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک طرف آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی بین ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.


در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از اول تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به حرف‌های آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات مختلف مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.


شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه مراعات نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصول مختلف سال جاری بوده است.


اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد
.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز قبل از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.


از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار می‌شد.


در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از منجمان ایرانی از جمله خیام برای اصلاح تقویم ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این تقویم که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این تقویم از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود
.

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و عموما هرساله برگزار می‌شده است. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت علنی در برخی از کشورها توسط برخی از حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه نظیر ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف تداوم داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌صورت مخفیانه و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بدون مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.


نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده‌اند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. از آن جمله می‌توان به مرتضی مطهری اشاره نمود که بزرگداشت آیین چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌داند، و آیین نوروز را «ضد اسلام». هر چند مطهری در کناب های مختلف خود از انتقال فرهنگ ایرانی به اسلام به نیکی یاد داشته است. پیشتر از آن نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: « ... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد ...».

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]» [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] » [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] » [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”