در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

367

تشکر کرده: 5 مرتبه
تشکر شده: 144 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 10 شهریور 1385 17:23

محل سکونت

آبادان شهر خوبان- آبادان شهر خدا

آرشيو سپاس: 205 مرتبه در 81 پست

مراسم عاشورا در جهان اسلام

توسط jamal_khodamam » دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 23:47

مراسم عاشورا در جهان اسلام

نوشته شده توسط | غلامرضا جلالي |
  
14 جدی/دي 1387,ساعت 22:05:19


امروزه سوگواري امام حسين عليه‏السلام در شبه قاره هند، آناتولي و آسياي صغير، مصر و مغرب و كشورهاي آفريقايي، ايران، افغانستان، و حتي كشورهاي اروپايي رونق دارد و به عنوان يك عامل تأثيرگذار موجب ترويج تشيع در جهان شده است.

شناخت و پژوهش اين مراسم ارزش آن را دارد كه پژوهشكده ويژه‏اي بدان اختصاص يابد. تعزيه‏گرداني، شبيه خواني، نوحه‏گرايي، سينه و زنجير زني در شمار ابزارهاي انتقال مفاهيم ديني و عرفاني شيعه به جهان شمرده مي‏شوند و همين ابزارها با توجه به جنبه‏هاي نمايش آييني، زيبايي شناختي و ابعاد هنري و نيز فرصتهايي كه براي مشاركت مردم فراهم مي‏سازند، هنر مقاومت را به مخاطبان خود آموزش مي‏دهند و در مطبوعات و كتابها و اسناد زيادي مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته‏اند.

ما در اينجا فقط به جلوه‏هايي از اين مراسم در بخشي از قلمرو وسيع اسلام اشاره مي‏كنيم و بدون ترديد پژوهش جامع به فرصت و فراغت بيشتري نيازمند است.
1ـ سوگواري مردم عراق و جهان عرب

مراسم عزاداري امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا، از زمان شهادت آن حضرت به ويژه پس از دستور متوكل عباسي براي ويراني قبر او در كربلا و شهرها و روستاها و ميان چادرنشينان شكل گرفت و با گذشت زمان هيأتها و اجتماعاتي تشكيل شد. اين سنّتهاي ديني كه در محرم و صفر اجرا مي‏شوند، در تاريخ العرب فيليپ حتّي، كتاب تاريخ كربلا و حائر الحسين نوشته سيد عبدالجواد كليددار، كتاب مدينة الحسين سيد محمّد حسين كليددار آل طعمه، مهزله العقل البشري و دراسةٌ في طبيعة المجتمع العراقي نوشته دكتر سيد علي الوردي و كتاب سيرت سيد محسن امين بازتاب يافته است.

امروزه در همه روزهاي محرم و اربعين، مردم عراق از شهرهاي مختلف و حتي زائران ديگر كشورهاي عربي و اسلامي به سوي كربلا سرازير مي‏شوند و دسته‏هاي بزرگي به نام دسته انصار به حركت در مي‏آيد(1). اين حركت مردمي همراه با آرامش و وقار گريه‏كنان با سرها و پاهاي برهنه و لباس سياه، موجب اندوه عميق در بيننده مي‏شود. پرچمهاي سياه كه شعار عزا و سوگواري است در پيش روي هر دسته‏اي حركت داده مي‏شود.

از مهم‏ترين دسته‏هاي عزاداري كه در روز عاشوراي حسيني در كربلا شركت مي‏كنند، عزاداري روستاي طويريج معروف به «هنديه» است. دسته‏هاي اين روستا از صبح زود گرد آمده، هَروَله كنان به سوي كربلا حركت مي‏كنند و هر چه به كربلا نزديك مي‏شوند گروه گروه از عشاير و اهل روستاها به آنها مي‏پيوندند و جمعيتي بيش از يك ميليون نفر را به وجود مي‏آورند. آنها با پاي پياده خود را به كربلا مي‏رسانند. حالت آنها وصف‏ناپذير است(2) و بيش از سه قرن است كه تحت عنوان «عزاداري بني‏اسد» دوام آورده است.

نوحه‏سرايي نيز در بزرگداشت ياد امام حسين عليه‏السلام در عراق از رواج برخوردار است و علما توده‏هاي مردم را به حفظ و توسعه اين مراسم تشويق مي‏كنند. در سال 1360 ق(3) سيد هبة الدين حسيني به ستايش از اين سنت اقدام كرد و جوانان را به شركت در مراسم تشويق نمود. بعدها ياسين هاشمي دستور داد تا دسته‏هاي زنجيرزني، قمه‏زني و شبيه‏سازي فعاليت نكنند، ولي اين دستور چندان دوام نياورد.


يادبود عاشورا و حماسه محرم از عراق به كشورهاي يمن، حجاز، حضرموت، كويت، بحرين، مسقط، عمان، قطر، احساء و قطيف و ايران راه يافت و حسينيه‏ها، امام‏باره‏ها، ماتم‏سراها و تكيه‏ها در اين كشورها بنا شد و هر قومي به زبان و سنت خود به احياي اين سنتها و حفظ نام حسين و ياد كربلا اقدام نمودند.

پيشينه نوحه‏سرايي براي امام حسين عليه‏السلام و شهداي فاجعه كربلا در سوريه و لبنان به زمان شهادت آن حضرت در سال 61 ق برمي‏گردد و بر اساس روايتي شهر حلب، مدفن رأس الحسين است و به همين دليل از زمان حمدانيان و به ويژه از دوره حكومت عبداللّه‏ بن حمدان اين مراسم به طور آشكار صورت مي‏گرفته است. در واقع، حكومت آل بويه در عراق و ايران و حكومت فاطميان در مصر و حكومت حمدانيان در سوريه و لبنان در ترويج اين سنت تأثير داشته‏اند.

مولانا جلال الدين مولوي مراسم سوگواري شيعيان را در شهر حلب كه به روز عاشوراي نيمه دوم قرن هفتم مربوط مي‏شود، اين گونه وصف كرده است:

روز عاشورا همه اهل حلب

باب انطاكيه اندر تا به شب

گرد آيد مرد و زن جمعي عظيم

ماتم آن خاندان دارد مقيم

ناله و نوحه كنند اندر بكا

شيعه عاشورا براي كربلا

بشمرند آن ظلمها را يك به يك

كز يزيد و شمر ديد آن خاندان

نعره‏هاشان مي‏رود در ويل و دشت

پر همي گردد همه صحرا و دشت(4)

در دوره خلافت عثماني شيعيان تنها در جبل عامل توانستند به عزاداري بپردازند. در جبل عامل تكيه‏هاي منسوب به امام حسين عليه‏السلام وجود داشت. حسينيه به خانه‏هايي گفته مي‏شد كه چند حجره و يك صحن داشت و منبري در آن گذارده شده بود و افراد غريب در آنجا منزل داده مي‏شدند و در آنها هر هفته و نيز دهه اول محرم عزاداري مي‏شد.

اولين حسينيه منطقه جبل عامل «انباطيه التحتاء» نام داشت. بعد از آن چند حسينيه در صور، نباطيه الفوقاء، كفر رمان، بنت جبيل، حاروف، الخيام، طيبه، كفر صبر و جاهاي ديگر بنا شد(5).

از سال 1393 ق دولت لبنان روز عاشورا را در تمام كشور تعطيل رسمي اعلان نمود(6) و اين جريان تا به امروز ادامه دارد.

بر اساس نوشته مقريزي(7) در زمان المعز لدين اللّه‏ در سال 363 در مصر تمام فاطميان و شيعيان در روز عاشورا در كنار قبر كلثوم و نفيسه اجتماع نموده، به عزاداري مي‏پرداختند و مبالغ فراواني براي اطعام و عزاداري و شربت هزينه مي‏كردند. عاشوراي سال 396 در مصر همه بازارها تعطيل عمومي بود و ابن مأمون نيز در سال 515 علاوه بر تعطيلي روز عاشورا موقوفات و صدقات زيادي را براي اجراي مراسم در نظر گرفت.

2ـ نقش ايرانيان در حفظ و احياي مراسم حسيني

در شهرهاي شيعه‏نشين ايران، به ويژه از زمان مهاجرت امام رضا عليه‏السلام و حضرت معصومه نوحه‏سرايي به دفاع از علويون صورت مي‏گرفت و بعدها اين سنت با حمايت پادشاهان آل بويه توسعه يافت و از زمان حاكميت صفويه فراگير شده، به يكي از سنتهاي عامه مردم تبديل گرديد. اين سنت در قالبهاي سخنراني، مداحي، نوحه‏خواني، سينه‏زني، زنجيرزني، علمداري، كتبيه‏نگاري، كاشيكاري، نقاشي، خوشنويسي، تعزيه‏گرداني، پرده‏داري، نقالي، گلدوزي، و نقاره‏نوازي تجسم يافته است؛ هر چند گستره نمود عاشورا در هنر قدسي ايران بسيار وسيع‏تر از آن است كه انسان با يك نگاه سطحي بتواند جلوه‏ها و تأثيرهاي فرهنگي آن را شناسايي و ارزيابي كند.

ايرانيان با توجه به وفاداري و گرايشهاي عميق خود به امام حسين و مكتب سرخ شهادت، در انتقال سنتهاي عاشورايي به تمام كشورهاي آسيايي دخالت مستقيم داشته‏اند.

در بسياري از شهرهاي افغانستان به ويژه در قندهار، هرات، كابل، مزار شريف و جلال آباد نوحه‏سرايي از ديرباز برگزار مي‏شده است. در صحن مزار شريف و تكيه نزديك آن، دهه اول محرم هر سال نوحه‏سرايي و مجالس عزا برگزار مي‏شود. در اين مجالس اهل سنت نيز شركت مي‏كنند. پشتونهاي افغانستان و پاكستان ماه محرم را ماه حسن و حسين مي‏نامند.

3ـ اجراي مراسم عاشورا در كشورهاي حوزه ديگر ماوراءالنهر

در قفقاز و آذربايجان كه تا دو قرن پيش، بخشي از پيكره ايران زمين بودند، به ويژه نخجوان، ايروان، باكو و تفليس، نوحه‏سرايي و حركت دسته‏ها در محرم و صفر برگزار مي‏شود.

در تركمنستان به ويژه خيوه، مرو، عشق آباد، سمرقند، تاشكند و بخارا عزاداري صورت مي‏گيرد و حاكميت ماركسيسم هم نتوانست اين مراسم را از يادها ببرد. اين مراسم در تبت و برخي از كانونهاي شيعه‏نشين چين نيز رواج دارد.

در منطقه‏اي در مركز قرقيزستان در 120 كيلومتري شهر بيشكك كه بيش از يك هزار خانواده مهاجر آذري ايراني زندگي مي‏كنند، آنان ضمن حفظ سنتهاي ديني خود، بيش از 50 سال در زمان حاكميت كمونيستها به طور پنهاني عزاداري مي‏كردند(8).

در حال حاضر اين شهرك ايرانيان داراي سه مسجد است كه در طول ماههاي محرم و صفر شب و روز فعال هستند و مردم در آنها اجتماع مي‏كنند. مردم مركه در اين ماهها لباس سياه مي‏پوشند و تا پاسي از شب نوحه‏سرايي و گريه و زاري مي‏كنند.

4ـ عاشورا در شبه قاره هند

مراسم روضه‏خواني و نوحه‏سرايي با مهاجرت فرهيختگان ايراني به هند در دوره ايلخانان از ايران به اين كشور راه يافت و فرهنگ اين سرزمين را تحت تأثير قرار داد(9). در ابتدا همه اشعار و كلمات نوحه‏خوانان به زبان فارسي بيان مي‏شد(10).

مراسم تعزيه‏داري، براي اولين بار به وسيله تيمور لنگ به هندوستان برده شد و امپراتوران مغولي با جديت اين مراسم را رواج مي‏دادند. با اعلام تشيع به عنوان مذهب رسمي توسط سلطان قلي قطب شاه كه حكومت وي تا سال 950 ق در دكن (جنوب هند) دوام آورد در بخشي از اين كشور عزاداري حضرت امام حسين عليه‏السلام با شكوه تمام برگزار مي‏شد. وي براي اجراي مراسم عزاداري محرم، عاشورخانه‏اي ساخت(11).

در زمان ابراهيم قلي قطب شاه، ساختماني به دستور وي به نام لنگر دوازده امام در گلكنده (Golcunda) ساخته شد و در آن يك عَلَم و نعلي كه گفته مي‏شد متعلق به اسب امام حسين عليه‏السلام است نگهداري مي‏شد و دهه اول محرم هر سال آن عَلم را در مراسم عزاداري و روضه‏خواني در شهر حيدرآباد به معرض نمايش مي‏گذاشتند.

در زمان حكومت محمّد قلي قطب شاه مراسم ياد شده رواج يافت و بودجه خاصي نيز بدان اختصاص داده شد. خوردن گوشت و كشيدن توتون و تنباكو در اين ايام ممنوع بود و در آغاز دهه اول محرم چند هزار دست لباس سياه ميان مردم و مداحان و ذاكران اهل بيت تقسيم مي‏شد. عاشورخانه‏ها به تدريج افزايش يافت و در اين محلها از اول محرم هر شب يك هزار شمع برافروخته مي‏شد و مراسم تعزيه‏گرداني برگزار مي‏گرديد.

امروزه نمايش شهادت امام حسين عليه‏السلام با شور و حرارت خاصي در شهرهاي بزرگ هند مانند دهلي، لكهنو، حيدرآباد، بمبئي و كلكته برگزار مي‏شود؛ هر چند نحوه اجراي آن در هر يك از اين شهرها متفاوت است. از آن ميان لكهنو مركز اصلي مراسم عزاداري است. در اين شهر مراسم محرم در عصر شاهان اَوده ريشه گرفت. پادشاهان اَوده علاوه بر تعدادي امام‏باره يا عزاخانه كوچك، سه امام‏باره بزرگ ساختند. عزاخانه‏هاي آصف الدوله، حسين آباد و شاه نجف، همچنين كربلاي تالكتوره، درگاه حضرت عبّاس و درگاه كاظمين، در شمار امام‏باره‏هاي تاريخي هند به شمار مي‏آيند و ويژه عزاداري و اجراي مراسم عاشورايي ساخته شده‏اند(12).

در هندوستان در ايام محرم، تعزيه و ضريح، دو بخش مهم از وسايل مراسم و عزاداري را تشكيل مي‏دهند. از روز اول ماه محرم همه عزاخانه‏ها به وسيله عَلَم و ضريح تزيين مي‏شوند و مجالس سوگواري هر روز در اين عزاخانه‏ها برپا مي‏شود و مجالس عمومي‏تر در امام باره‏هاي بزرگ منعقد مي‏گردد. در بعضي از شهرها برهمنها نيز در ايام محرم و روز اربعين در مجالس عزا شركت مي‏كنند(13). در گذشته و تا امروز بسياري از مهاراجه‏هاي هند نيز در مراسم تعزيه شركت مي‏نمايند.

در شهرهاي حيدرآباد و بمبئي عده زيادي از ايرانيان مقيم هند به مراسم عزاداري غناي بيشتري مي‏بخشند و اسباب رونق آن را در اين كشو فراهم مي‏سازند.

در لكهنو، دهلي، چنّايي، كلكته و ساير نقاط هند مراسم ماتم همراه با افروختن آتش انجام مي‏شود. در اين نقاط حنفي مذهبها و صوفيان به يادبود شهداي كربلا عزاداري مي‏كنند.

در دكن از زمان شهاب الدين احمد شاه و تحت تأثير سيد محمّد حسيني معروف به خواجه بنده‏نواز گيسو دراز، عزاداري امام حسين عليه‏السلام رواج يافته و تا اين زمان دوام آورده است(14).

نفوذ عاشورا در ادبيات بنگالي به وسيله اهل تصوف و عرفان مثل شيخ شرف الدين احمد بن يحيي منيري و مولانا شيخ مشرف الدين ابو توامع و جلال الدين تبريزي امكان‏پذير شد. محمّد خان اولين شاعر بنگالي است كه كتابي به نام مقتل حسين عليه‏السلام در سال 1635 م نوشت. در موضوع كربلا كتابهاي زيادي با عنوان جنگ نامه نوشته شده است. اولين جنگ نامه را شاعر فريب اللّه‏ در اواخر قرن هفدهم تأليف كرد.

توجه شاعران بنگالي به ادبيات عاشورا موجب پيدايش ادبيات پوتي شد؛ ادبياتي كه دو زبانه است و بسياري از لغات و تركيبهاي فارسي در زبان بنگالي در اين ادبيات به چشم مي‏خورد. مشرف حسين با نوشتن كتاب بشاد سند هو (درياي غم) با پژوهش در مقتل حسين عليه‏السلام و جنگ نامه و ديگر منظومه‏هاي پوتيان كه در باره شهداي كربلا نوشته بودند، تأثير بزرگي بر ادبيات بنگالي گذاشت.

ليقبا شاعر نو زبان بنگالي در سال 1933 م كتابي به نام محرم شريف نوشت. وي تمام وقايع كربلا را در اين كتاب منعكس كرده است. او دو منظومه طولاني به نام قاسم بوده كابو (نظم قتل قاسم) و زينل ادهال كابو (نظم رهايي حضرت زين العابدين عليه‏السلام ) منتشر كرد.

در پايان قرن نوزدهم ميلادي سعد علي و وهاب علي، شاعران بنگالي كتابهايي درباره شهداي كربلا نوشتند و منتشر كردند(15).

در قرن بيستم ميلادي رويكرد به عاشورا در ادبيات بنگالي و نيز اجراي مراسم عاشورايي به اوج خود رسيد و بار ديگر به ويژه پس از انقلاب اسلامي اين ادبيات به شدت تحت تأثير مراثي ادب پارسي قرار گرفت.
  
5 ـ مراسم عاشورا در آسياي صغير

بر اساس نوشته متين آند محقق ترك، مراسم مربوط به كربلا را در تركيه و آسياي صغير مي‏توان به گونه‏هاي زير تقسيم كرد:

1ـ نمايشهاي محرم در ميان ايرانيان مقيم تركيه.

2 ـ مراسم ماه محرم و اعتقادات مربوط به آن در ميان فرقه بكتاشي و علويان.

3 ـ ادبيات نمايشي مربوط به واقعه كربلا در تركيه(16).

متين آند پس از نقل تاريخچه برگزاري مراسم محرم در ميان ايرانيان مقيم استانبول يادآور مي‏شود كه قانون جدايي دين از سياست مصوب سال 1329 ق مانع از آن شد كه برگزاري اين مراسم به صورت آشكار دنبال شود، ولي به صورت پنهان اين مراسم در روز دهم محرم در ميان شيعيان ادامه دارد. آنها به مسجد جامع يوسف پاشا مي‏روند و در ضمن حركت مرثيه مشهور فضولي را كه با عنوان حديقة الشعراء شناخته مي‏شود، زير لب زمزمه مي‏كنند(17).


طريقت بكتاشيه و علويان تركيه كه بالغ بر بيست ميليون نفر جمعيت اين كشور را تشكيل مي‏دهند، با توجه به گرايشهاي شيعي از ديرباز مراسم محرم و صفر را در تركيه ترويج كرده‏اند(18). آنها در گذشته به دليل تعصبات حاكم بر امپراتوري عثماني، مراسم عزاداري را پنهاني انجام مي‏دادند و در سده اخير به تدريج توانسته‏اند پاره‏اي از حقوق ديني خود را به دست آورند. يكي از خواسته‏هاي دَده‏هاي علوي (علما و روحانيت علويان) برگزاري مراسم عزا در ماه محرم بوده است(19).
مراسم محرم در ميان فرقه بكتاشي و علويان روستايي به ويژه در ميان طايفه‏هاي تخته‏چي، يوروك، تركمن و قزل باش هنوز هم برگزار مي‏شود. پيروان بكتاشي ضمن عزاداري در دوازده روز اول ماه محرم هر روز را با نام يكي از ائمه اثني عشري نامگذاري كرده، آن روز را روزه مي‏گيرند و معتقد هستند روز دوازدهم محرم امام زمان عجل اللّه‏ فرجه ظهور مي‏كند و به همين دليل در اين روز شادماني مي‏كنند(20).

در ميان بعضي از طوايف علوي، روزه ماه محرم تا پانزده روز طول مي‏كشد، دوازده روز به خاطر دوازده امام و دو روز به خاطر شهادت دو فرزند مسلم بن عقيل و يك روز به نام اوگون دور ما اوروجي كه دو شبانه روز بي‏وقفه طول مي‏كشد(21). روزه‏دار در اين مدت نه تنها بايد از خوردن و آشاميدن امساك كند، بلكه نبايد سخن زشتي به زبان آورد، كار خطايي بكند يا موجود زنده‏اي را بكشد و حتي اجازه ندارد گياهان را از ريشه درآورد يا قطع كند. مردم در اين روزها وقتي به هم مي‏رسند مي‏گويند: يوه منكره (شرم بر منكرين) و لعنت يزيده (لعنت بر يزيد).

يكي ديگر از مراسم مخصوص محرم، تهيه نوعي غذا به نام عاشوراست. اين غذا يادآور گرسنگي ستمديدگان كربلاست و از بلغور گندم تهيه مي‏شود. آش ديگري به نام دووقا چربه سي در اين ايام پخته مي‏شود و قرباني ذبح مي‏گردد.

در تكيه حاجي بكتاش نزديك كادشهر كه مركز تجمع بكتاشيها و نيز مدفن اوست، ديگ بسيار بزرگي وجود داشته كه تنها براي آش عاشورا مورد استفاده قرار مي‏گرفته است و اين ديگ بعدها به موزه آنكارا انتقال يافت. آش عاشورا با روش خاصي در اين ديگ عظيم پخته مي‏شد و پيروان حاجي بكتاش در پخش آن با يكديگر مشاركت مي‏كردند و نزديك صبح ديگ آش طي تشريفاتي از روي اجاق برداشته مي‏شد و در اختيار مردم قرار مي‏گرفت.

در تركيه يك هنر نمايشي به صورت قصه‏خواني و مرثيه وجود دارد كه به وسيله افرادي به نام قصه خوان يا مداح اجرا مي‏شود و داستان آن غالبا در زمينه مصيبتهاي وارد شده بر شهداي كربلاست و بيشتر در محرم اجرا مي‏شود. در هنگام مرثيه خواني قصه‏گو با حركات، فريادها و گريه و ندبه داستان مصائب كربلا را بازگو مي‏كند و شنوندگان تحت تأثير سخنان او گريه مي‏كنند و بر قاتلان و دشمنان امام حسين عليه‏السلام نفرين مي‏فرستند(22).

بغداد لي روحي (متوفي 1605 م)، كامي آمدي (1766 م)، عزت ملا (متوفي 1829 م)، سيد مشتاق مصطفي (متوفي 1831 م)، عثمان نورس (متوفي 1836 م)، لبيب محمّد (متوفي 1867 م)، ضياء پاشا (متوفي 1880 م)، كاظم پاشا (متوفي 1883 م)، عثمان شمس (متوفي 1893 م)، مصطفي عاصم (متوفي 1904 م)، معلم فيض (متوفي 1910 م) و شرف خانم (متوفي 1809 م) از مرثيه‏سرايان مشهور تركيه در چند قرن اخير هستند.

مقتلهايي نيز به وسيله چند تن از نويسندگان ترك نوشته شده و روضة الشهداي واعظ كاشفي نيز به زبان استانبولي چند بار ترجمه گرديده است و بكتاشيها ده روز اول محرم را با خواندن حديقة الشهداي فضولي سپري مي‏كنند.

پيروان فرقه رفاعيه نيز كه از مشهورترين فرقه‏هاي اهل تصوف در بالكان مي‏باشند و مركزيت آنها در شهرهاي پريزون و اوراخوواتس در ايالت كوزوو مي‏باشد، هر ساله از اول تا دهم ماه محرم با نصب پارچه‏هاي سياه رنگ در تكيه‏هاي ويژه خود، مراسم سوگواري و عزاداري برپا مي‏كنند. پيروان اين فرقه در طول دهه اول محرم، علاوه بر روزه‏داري، شبها نماز را با جماعت اقامه مي‏كنند و سپس تا پاسي از شب به نوحه‏خواني و ماتم‏سرايي و بيان روايت واقعه كربلا مي‏پردازند.

در روز عاشورا با قرباني كردن گوسفند، سوگواران با آدابي خاص اطعام مي‏شوند و مراسم سوگواري پايان مي‏يابد. اين مراسم نزد طريقت رفاعيه به مراسم ماتم مشهور است.

شجره‏نامه سيد احمد رفاعي مؤسس طريقت رفاعيه كه از حكما و بزرگان قرن دوازدهم هجري بود و در نزديك شهر رفاعيه عراق دفن شده، به حضرت امام حسين عليه‏السلام مي‏رسد(23).

اجراي مراسم ماتم و اقامه آن براي دراويش طريقت رفاعيه كه در سال 1281 ق به كوزوو مهاجرت كرده‏اند، ركني از اركان دين به شمار مي‏آيد.

در حال حاضر شيخ باقي شهو به عنوان چهارمين خليفه طريقت رفاعيه در شهر اوراخوواتس رهبري پيروان اين طريقت را به عهده دارد.

6 ـ عزاداري حسيني در جنوب شرقي‏آسيا

عزاداري براي شهادت امام حسين عليه‏السلام در جنوب شرقي آسيا به ويژه در اندونزي، سوماترا، فيليپين و بانكوك در ميان شيعيان رواج دارد.

از ابتداي سده چهارم هجري مسلمانان مبلغ در مجمع الجزاير اندونزي حضور يافتند و به نشر اسلام همت گماشتند. اين مبلغان مهاجر از كشورهاي خاورميانه به ويژه ايران به آنجا رفته بودند. تعدادي از مهاجران، سادات شيعي امامي بودند كه به دليل ستمهاي دوره عباسي عازم شبه قاره هند و جنوب شرقي آسيا شدند. از آن ميان، شريف هاشم نخستين حكومت اسلامي را در ملاكا و مجمع الجزاير سولو و هولو در فيليپين پايه‏گذاري كرد. اين حكومت از سال 1055 تا 1307 ق يعني تا زمان استيلاي آمريكائيان ادامه داشت.

خانواده‏هاي شيعي هم اكنون نيز در كشورهاي اندونزي، مالزي، فيليپين، برونئي و ديگر كشورهاي مجاور پراكنده‏اند.

افكار و انديشه‏هاي شيعي و ايراني بيشتر از طريق كاروانهاي تجاري دريايي ايران در قرن سوم هجري و از طريق مبلغان مذهبي در نواحي غربي سوماترا رواج يافت.

شكل‏گيري دولتهاي اسلامي در اين منطقه و نفوذ عالمان و تاجران ايراني در دربار اسلامي اندونزي و كسب مناصب بالا، باعث ترويج فرهنگ ايراني و شيعي در اندونزي شد.

ابن بطوطه در سده هشتم هجري در سفرنامه خود از ايرانيان برجسته‏اي چون امير سيد شيرازي، تاج الدين اصفهاني و درياسالاري به نام بهروز ياد كرده است كه در آن زمان در جاوه و سوماتراي شمالي زندگي مي‏كرده‏اند.

بر اساس تاريخ مالاوي، سلطان علاءالدين رعايت شاه پادشاه مالاكا، شيعه مذهب بود و تفكر تشيع را در آن ناحيه تبليغ مي‏كرد و چندين حوزه علميه را در اين منطقه بنا نمود.

استاد محمّد اسد شهاب پژوهشگر و نويسنده شيعي اندونزي در كتاب تاريخ شيعه در اندونزي به ذكر مراحل سه‏گانه تاريخ شيعه در اين كشور مي‏پردازد و معتقد است مرحله اول از تاريخ شيعه با ورود مبلغان آن به اين سرزمين در سده سوم هجري شروع شد و با حضور استعمار هلند در اواخر قرن دهم هجري پايان يافت. مرحله دوم تاريخ شيعه در اندونزي از آغاز قرن يازدهم هجري شروع مي‏شود و اواخر دهه سوم قرن چهاردهم به پايان مي‏رسد. در اين مرحله شيعيان به دليل مقاومت در برابر استعمار هلند با شكنجه و آزار روبه‏رو مي‏شوند؛ در نتيجه شيعه پراكنده شده، بسياري از ميراثهاي خود را در اين كشور از دست مي‏دهد.

مرحله سوم از اوايل تا اواسط قرن چهاردهم هجري است كه با اصلاحات سيد جمال الدين اسدآبادي روزنه‏اي تازه در زندگي شيعه در اين كشور پديد آمد(24).

امروزه از سنتهاي رايج و ديرپاي جامعه مسلمانان اندونزي، مراسم دهه اول محرم به ويژه روز عاشوراست كه در نقاط مختلف اندونزي برپا مي‏شود. اين سنتهاي ديني با سنتهاي ملي درهم آميخته و شكل نخستين خود را از دست داده است. با اين حال ياد و نام امام حسين عليه‏السلام در قالب نمادهاي مذهبي و ملي در سوماترا و جاوه ادامه دارد.

در جزيره سوماترا به عزاي حسين عليه‏السلام تابوت و در جزيره جاوه به ماه محرم ماه سورآ (عاشورا) و در منطقه آچه در سوماترا، ماه حسن و حسين و در غرب سوماترا ماه تابوئيك (تابوت) مي‏گويند.

ذكر شهادت امام حسين عليه‏السلام در اين مناطق، با حمل نمادهايي چون تابوت، ذوالجناح و نيز پختن بوبورسورآ، و كانجي عاشورا يعني غذاي عاشورا انجام مي‏شود؛ غذايي كه از گندم، شير، شكر، حبوبات و برخي از ميوه‏ها تهيه مي‏شود و ميان مردم توزيع مي‏گردد.

به اعتقاد مردم آچه انجام اموري مانند ازدواج، كارهاي مهم تجاري، كاشت يا درو، موجب هتك حرمت ماه محرم مي‏شود و هر كس كه در اين ايام به اين امور اشتغال ورزد با رويدادهاي ناگوار روبه‏رو خواهد شد.

در محرم تابوتي چوبي و تزيين شده با كاغذهاي رنگارنگ را بر دوش مي‏كشند و آن را به حركت در مي‏آورند و در شهر مي‏گردانند و در عصر عاشورا آن را به دريا مي‏اندازند.

در پنجمين روز ماه محرم، ساقه درخت موزي بريده مي‏شود. اين عمل نشانه‏اي از شجاعت حضرت قاسم در واقعه كربلاست(25).

كشور برونئي (دارالاسلام) كه به عنوان سرزميني كوچك در شمال غربي جزيره برونئو قرار دارد، باقيمانده امپراتوري بزرگ برونئو است. در اين كشور نيز مراسم محرم برگزار مي‏شود و بخشي از فرهنگ اين كشور به شمار مي‏آيد. اين امپراتوري كه شامل تمام جزيره برونئو (ايالتهاي صباح و ساراواك در مالزي شرقي و كاليمانتان اندونزي، و كشور امروزي برونئي) سنگاپور و فيليپين بود، حدود اواخر قرن پانزدهم ميلادي پذيراي اسلام شد و از زمان سلطان شريف علي تاكنون 29 نسل يكي پس از ديگري و از يك نسب بر اين كشور حكومت رانده‏اند.

شريف علي در فاصله سالهاي 1432-1425 م بر برونئي حكومت داشت(26). بر اساس شجره‏نامه «Sombas» موجود در موزه سلطنتي برونئي در بندر سري بگاوا، شريف علي از نوادگان امام حسين عليه‏السلام بوده است(27). در نتيجه سلاطين امروزي برونئي خود را از نسل پيامبر و امام حسين عليه‏السلام مي‏دانند.

در شهر بانكوك مركز تايلند نيز چند هزار شيعه زندگي مي‏كنند. بيشتر آنها از نسل يك بازرگان ايراني به نام شيخ احمد قمي هستند. وي در سال 1601 م به بانكوك رفت و در اين شهر از موقعيت ويژه‏اي برخوردار شد و به تبليغ اسلام

همت گماشت(28). بزرگ‏ترين مسجد شيعيان تايلند به نام پادونگ سام اسلام يا مسجد ايراني را وي ساخت كه تاكنون چندين بار تجديد ساختمان شده است. مردم تايلند مراسم عزاداري تاسوعا و عاشورا را شبيه ايرانيان برگزار مي‏كنند.

بجز كشورهايي كه اشاره شد، امروزه با توجه به مهاجرت مسلمان به ويژه شيعيان به كشورهاي اروپايي و نيز آمريكاي شمالي، كانادا و استراليا، عزاداري و مراسم بزرگداشت سالروز شهادت سالار شهيدان ابا عبداللّه‏ الحسين عليه‏السلام و ياران وي برپا مي‏شود. نمايش رويدادهاي جانسوز كربلا توسط تعدادي از فارغ التحصيلان هنرهاي زيبا و دراماتيك و گروههاي تأتر در برخي از كالجها و دانشكده‏هاي كشورهاي ياد شده با استقبال زياد تماشاگران روبه‏رو مي‏شود و مخاطبان مسلمان و مسيحي را تحت تأثير خود قرار مي‏دهد.



--------------------------------------------------------------------------------

1ـ شهرستاني، تاريخچه عزاداري حسيني، انتشارات حسينيه عمادزاده، ص 289.

2ـ همان، ص 293.

3ـ سيد جواد شهرستاني، نهضة الحسين، ص 164.

4ـ مثنوي معنوي، توفيق ه سبحاني، تهران، انتشارات روزنه، 1378، دفتر ششم، ص 842.

5ـ سيد محسن امين، كتاب خطط، ص 69.

6ـ تاريخچه عزاداري حسيني، ص 303.

7ـ مقريزي، خطط، ج 1، ص 427.

8ـ «شيعيان مركه، حسينيان آشنا»، مجله چشم‏انداز، سال اول، ش 6، 1376، ص 21-20.

9ـ محمّد قاسم هندو شاه، تاريخ فرشته، ج 2، ص 35.

10ـ مجتبي كرمي، نگاهي به تاريخ حيدرآباد دكن، دفتر مطالعات سياسي و بين‏المللي، تهران، 1373، ص 85.

11ـ همان.

12ـ سيد حسين علي جعفر، «تعزيه‏داري در هند»، ترجمه افضل دلويي، كيهان فرهنگي، ش 7، مهر 1363، ص 31.

13ـ همان، ص 32.

14ـ نگاهي به تاريخ حيدرآباد دكن، ص 88.

15ـ بنگريد به: كلثوم ابوالبشر، [استاد بخش فارسي دانشگاه داكا]، «تأثير فرهنگ و ادبيات عاشورا بر زبان بنگالي»، مجله چشم‏انداز، ش 6، شهريور 1376، ص 27-24.

16ـ متين آند، «مراسم در آناتولي تركيه»، ترجمه افضل وثوقي، كيهان فرهنگي، سال دوم، ش 7، مهر 1364.

17ـ همان، ص 29.

18ـ تاريخچه عزاداري حسيني، ص 321.

19ـ شادان پروند ـ زهرا سبحاني، زمينه شناخت جامعه و فرهنگ تركيه، مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگي بين‏المللي، 1373، ص 83.

20ـ كيهان فرهنگي، سال دوم، ش 7، ص 29.

21ـ همان.

22ـ كيهان فرهنگي، سال دوم، ش 7، مهرماه 1364.

23ـ نامه فرهنگ، ش 25، ص 184.

24ـ چشم انداز، سال اول، ش 3، ص 8.

25ـ محمّد اسد شهاب، صفحات من تاريخ الشيعه في اندونيسيا، چاپ بيروت.

26ـ علي چگيني، اسلام در برونئي، تهران، انتشارات بين‏المللي الهدي، ص 85.


27- Wilkesic, Travel Account of Island, vol.2, Manila. Philippine Book. Guide, p. 91.

28ـ اسكندر دلدم، «جلوه‏هاي ايران و اسلام در تايلند»، روزنامه ايران، سال اول، ش 234، ص 9.
.......................................................
منبع: فصلنامه مشكوة ، شماره 76 و 77  
به کودکان پابرهنهء شهرم،به شهداي خونين کفن آبادان،به غيرت جوانان غيور آبادانم،به عرق جبين کارگران زحمتکش شهر خدا......سوگند مي خورم که وامدار هيچکس نيستم به جز .......آبادان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jamal_khodamam تشکر کرده اند:
Mardaviz, sokuteasemuni, Mahdi1944, Shahryar, ganjineh

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

934

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 16 آبان 1387 20:28

آرشيو سپاس: 3546 مرتبه در 797 پست

Re: مراسم عاشورا در جهان اسلام

توسط Mardaviz » سه شنبه 22 اردیبهشت 1388 19:16

درود
با سپاس از زحمتی که ازبرای نوشتار برخود هموار نمودید.
بایا است در اینجا بنده نیز از مراسم شگفت انگیز روز عاشور در سرزمین نیاکانم سخن برانم.
«طبق گواهی ریش سفیدان قوم،حدود 100 پیش شخصی خوابنما شده و امامزاده ای را در محل کشف می نماید؛و سپس سه پنجه آهنین(طوق) در محل امامزاده پیدا میشود.
سپس اهالی بومی، هرکدام از این سه پنجه را بر سر سه بیرق قرار می دهند.نکته شگفت انگیز آنکه در روزهای عاشورا (فقط در روزهای عاشورا این پنجه ها بر سر بیرق ها قرار داده می شود) کسانی که این بیرق ها در دست می گیرند ،بیرق آنها را هدایت می کند و نه آنها بیرق را و هنگامه عجیبی برپا می شود.(صحنه عاشورا در پیش چشمانتان زنده می شود).و سپس به نوبت بیرق را به دیگری می دهند و نذرهای مردم جمع آوری می گردد.(نکته شگفت انگیز آنکه بیرق خود می داند چه کسی نذر کرده و چه کسی نذری ندارد،و به سوی آنها می رود).
بارها اهالی بومی و غیر بومی که برای تماشا و ادای نذر به سرزمین نیاکانمان می آیند،برای اینکه «شک» خود را برطرف کنند؛نذهای خود را زیر خاک مخفی می نمایند.با کمال تعجب بیرق حمل کننده اش را به سوی محل مورد نظر هدایت می کند،و در این هنگام فریاد واحسینا از سوی اهالی طنین افکن می شود.(بنده خودم بارها شاهد این صحنه بوده ام).
نکته دیگری که باید خاطر نشان کنم این است که این بیرق را در روز عاشورا به دست همه کس نمی دهند.(به خصوص غیربومی ها).فقط برخی از افراد طایفه های اصیل حق حمل بیرق را دارند.(بنده سه سال پیش بیرق را می خواستم در دست بگیرم،که علیرغم اصرار اطرافیان جرات ننمودم).
کسانی که مرا می شناسند به خوبی می دانند که انسانی متعصب و خرافی نیستم .ولی خدا را شاهد می گیرم صحنه هایی بنده از این بیرق مشاهده نمودم که مو بر تن سیخ می کند.
و همچنین برخی از بومیانی که مسخره می نمودند و می خندیدند که یک روز بیرق را به دستش دادند.خدایا(با چشمانم شاهد این صحنه بودم).
نکته پایانی که می خواهم عرض نمایم این است که هرسال در روز عاشورا پول هنگفتی جمع آوری می شود.ولی خدای می داند این پول ها به کجا می رود!؟
امسال  تصویری ازآن در روز عاشورا تهیه خواهم کرد .(با وجود آنکه به هیچ فردی اجازه عکس برداری نمی دهند ولی خانواده ما اجازه نمی خواهد)
Work hard in silence
Let your success
Be your noise


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان