Payment24

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3322

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

حوری و غلمان که به مردها و زنها در بهشت میدهند را بشناسیم!

توسط Mil@d » چهارشنبه 31 تیر 1388 17:17

همه ما از بهشت یک تصویر رویایی داریم!مردا خیلی هاشون وصف حوری را شنیده اند! شعر معروفی هم در اخراجی ها بود که میگفت...تو بهشت داره عجب جشن و سروری...همشون کا کل به گوگولی مگولی...ولی خانم ها هم بی نصیب نخواهند ماند!اشتباه خیلی از خانمه هایی که مطالعات مذهبی پایینی دارند اینه که مردا فقط در بهشون بهشون رسیدگی میشه واگر زنی به بهشت رفت باید بشینه یک گوشه و فقط تو بهشت گردش کنه! نخیر در بهشت به زنان هم چیزی میدهند که شاید از حوری نیز در نظرها زیبا تر باشد و آن هم غلمان است که مردی بسیار زیبا و جذاب و به قول خودمونی دخترکش است!

و اما وصف این دو عزیز که اگر رفتیم اون دنیا انشالله هم نصیب آقایون بشه و هم خانمها!

حورالعین

حوریان یا حورالعین به عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، زنانی زیبا، سیه‌چشم و بکرند که در بهشت همنشین مردان پارسا خواهند شد. مفسرین ژرف نگر، با اشاره به احادیث و معانی دقیق متذکر شده اند که این تعبیر همنشینی با زیبایان، حکایت از تجسم یافتن اعمال نیک (به ویژه رفتار و اخلاق نیک) است که فرد در زندگی دنیوی خود داشته. حال در زندگی جاودانه و ابدی خود تمامی آن اعمال، اخلاق و رفتار شایستهبدون هیچ کمک و کاستی، بدون آنکه مرور زمان آن را کهنه و فرسوده سازد، به تمامی تناسب و زیبایی برای او آشکار، و همنشین ابدی وی میشوند.
حور (در فارسی امروزی حوری) جمع حوراء و احور، به کسی می‌گویند که سیاهی چشمش کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است و دارای پلک‌هایی باریک است(همانند چشمان آهو)، و گاه به زنان سفید چهره(سفید بدن، سمین تن) نیز اطلاق شده‌است.
عین به معنی «درشت چشم» است و از آنجا که بیشترین زیبائی انسان در چشمان او است روی این مساءله مخصوصا تکیه شده‌است.
بعضی نیز گفته‌اند که حور از ماده حیرت گرفته شده یعنی آنچنان زیبا هستند که چشمها از دیدن آنها حیران می‌شود.

برخی صفات آن‌ها که در آیات مختلف قرآن چنین آمده‌است:
۱- پاکی و پاک نهادی
۲- نیک خویی و زیبا رویی
۳- مهربانی
۴- همسن و سالی با همسر
۵- دست نخوردگی

حور در فارسی
در زبان عامه، زنان زیبا به حوری و پری تشبیه می‌شوند. ضمنا در زبان فارسی حور (که در اصل عربی جمع است) به صورت مفرد به کار می‌رود.

سعدی، هم حور و هم حوری را به کار برده است:

حور خطا گفتم اگر خواندمت     غفو کن از بنده قصور ای صنم

بهشت روی من آن لعبت پری رخسار     که در بهشت نباشد به لطف او حوری




غلمان

غِلمان واژه‌ای‌است که در قرآن آمده و جمع «غلام (به معنای مرد جوان)» است، و مراد از آن جوانان و نوجوانان زیبایی است که خدمتکاران بهشتیان اند و پیرامون مؤمنان می‌گردند. این کلمه در فارسی به صورت مفرد به کار می‌رود.

میان متکلمان اسلامی سه دیدگاه پیرامون کیستی اینان وجود دارد:

بنا به دیدگاه اول، ایشان کسانی‌اند که پیش از بلوغ فوت کرده‌اند و از این رو کار نیک و بدی نداشته‌اند و به لطف پروردگار چنین منصبی را یافته‌اند. البته آنها از این کار خود بیشترین لذت را می‌برند؛ چرا که در خدمت مقربان درگاه خدایند.
از طرفی عده‌ای معتقدند که غلمانان فرزند مشرکان‌اند، ولی چون بی‌گناه‌اند (به خاطر مرگ پیش از بلوغ) به بهشت راه یافته‌اند.
نظر سومی می‌گوید که آنها خدمتکارانی هستند، که خداوند آنها را مخصوصا برای همین هدف آفریده‌است.
در قرآن یک بار از کلمه غلمان استفاده شده‌است: در آیه ۲۴ سوره طور آمده‌است: «و پیوسته در گرد آنها غلمان برای خدمت آنان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای در صدفند!»
دو بار هم (در سورهٔ انسان و سورهٔ واقعه) از تعبیری استفاده شده‌است که گویا همین غلمانان را منظور داشته‌است:
در آیه ۱۹ سوره انسان(دهر) آمده‌است: «و بر گرد آنها نوجوانانی جاودانی (برای پذیرایی) می‌گردند که هر گاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده اند!»
در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره واقعه هم توصیفی نسبتاً مشابه وجود دارد: «نوجوانانی جاودانی (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنها می‌گردند. با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!

توصیف غلمان

خدمتگذاران بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند!
این نوجوانان، که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر می‌برند، گرداگرد بهشتیان می‌گردند و در خدمت آنها هستند.
این نوجوانان زیبا با قدحها و کوزه‌ها و جامهای پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آنها می‌گردند و آنان را سیراب می‌کنند.
هر یک از مؤمنان خدمتگذارانی مخصوص به خود دارد.
گرچه در بهشت نیازی به خدمتکار نیست، و هر چه بخواهند در اختیار آنها قرار می‌گیرد، ولی وجود خدمتکاران خود احترام و اکرام بیشتری برای بهشتیان است.
از آنجا که بهشت جای غم و اندوه نیست، این خدمتگذاران نیز از خدمت مؤمنان نهایت لذت را می‌برند.

ویکی
رفیق بی کلک

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mil@d تشکر کرده اند:
DJ Dani

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3322

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 10 آذر 1386 18:59

آرشيو سپاس: 13306 مرتبه در 1921 پست

Re: حوری و غلمان که به مردها و زنها در بهشت میدهند را بشناسیم!

توسط Mil@d » چهارشنبه 31 تیر 1388 17:20

زنان در بهشت در آموزه های قرآنی

یکی از پرسش هایی که همواره از سوی بسیاری از مردان و زنان مطرح می شود مساله حضور،  جایگاه و مقام زنان در بهشت است. قرآن به این مساله به صورتی که درباره مردان پرداخته است توجه نداده است. به نظر می رسد که زنان مومنان در بهشت می بایست در کنار شوهران مومن خویش باشند. آن چه تصور عمومی از وضعیت زنان و مقام ایشان در اذهان مردم وجود دارد برگرفته از مجموعه ای روایات معتبر و غیر معتبر و اسلامی و اسرائیلی است.
زن در قرآن موجودی است که از نفسی و روانی آفریده شده است که ما آن را به نام آدم می شناسیم. در گزارش قرآن از آفرینش انسان نخستین که آدم نام دارد پس از مساله تعلیم اسما و خلافت الهی آدم بر موجودات و استنکار و استکبار ابلیس از بهشتی سخن به میان می آید که آدم (ع) در آن قرار گرفته است. در این جاست که در گزارش قرآن سخن از همسر و جفت آدم به میان می آید ولی قرآن توضیح نمی دهد که این همسر و جفت چگونه آفریده شده است و تزویج و ازدواج ایشان چگونه و به چه شکلی اتفاق افتاده است.( بقره آیه 30 تا 35)
اما در آغاز سوره نساء یعنی آیه نخست آن گزارشی از چگونگی آفرینش این جفت که ما آن را حوا می شناسیم و قرآن هرگز به نام او اشاره نمی کند ، به دست می دهد. در این گزارش آمده است که جفت آدم و زوج وی ، از نفس آدم آفریده شده است و در حقیقت جفت آدم بخشی از وجود اوست. بنابراین جفت آدم به عنوان بخشی از وی بوده از او جدا شده است. آن گاه از این جفت همه انسان خلق شده اند.
بنابراین زن به معنای جفت و همسر و زوج در گزارش قرآنی مطرح می شود و از استقلالی خاص برخوردار نمی باشد. در حقیقت حوا بخشی از وجود و نفس آدم است که از وی جدا شده است و در کنار وی قرار گرفته است.
پس از هبوط آدم و حوا به زمین و تولید نسل از راه نطفه است که نسل بشر افزایش می یابد و مساله انتخاب همسر و جفت از میان دختران و پسران مطرح می شود.
در آیات قرآنی جن و انس به عنوان تنها مکلفان و دارندگان اختیار و انتخاب مطرح می شوند که خود می توانند راه خویش را برگزیند و به هدایت و یا ضلالت  گرایش یابند. جن و انس شامل مردان و زنان از هر دو نوع را شامل می شود. بنابراین زنان و مردان همانند هم مکلف هستند.
از آن جایی که مساله زوجیت در دنیا امری عمومی است و همه موجودات در دنیا دارای زوج می باشند این مساله اختصاص به انسان ها و یا جنیان نداشته و ندارد و تنها تفاوت ایشان با دیگران مساله تکلیف و اختیار و انتخاب و به تبع آن پاداش و کیفر است.
زنان در دنیا به جهت ویژگی ها دنیا نوعی وابستگی و تبعیت به مردان دارند که قرآن از آن به قوامیت یاد می کند. زنان به مردان برای قوامیت نیاز دارند و مردان به زنان برای آرامش خویش نیازمند هستند.
هر مرد و زنی در رستاخیز پاداش کار خویش را خواهد گرفت و گناه و بار سنگین آن را دیگری بر دوش نخواهد گرفت. از این روست که قرآن به صراحت و شفافیت سخن از این می گوید که مردان پاداش عمل خویش را خواهند گرفت و زنان نیز دستاورد خویش را خواهند یافت.
اما در بهشت وضعیت زنان چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد که زنان مومن با شوهران مومن خود خواهند بود؛ ولی این معنا به چند جهت نادرست است. در قرآن همواره از حوریان و زنان بهشتی خاصی سخن می گوید که برای مردان آفریده می شوند که پیش از این از سوی جن و انسی تصرف نشده اند. این زنان بهشتی هستند که برای مردان آفریده می شوند و دارای اشکال و تنوع بسیاری هستند. اما هر گز از همسران زنان سخنی به میان نیامده است. به نظر می رسد که برای زنان آفریده های دیگری است که ما از آنان به غلمان و یا پسران چهارده ساله برنا و زیبا یاد می کنیم. اما چرا قرآن به صراحت و روشنی به این مساله نپرداخته است؟
به نظر می رسد که علت آن را در دو چیز می بایست جست: نخست آن که حیا و عفت را در این حوزه همانند مسایل زناشویی رعایت کرده است و دیگر آن که خواسته است تا غیرت مردان را بر نیانگیزد.
دلیل و شاهدی که بر وجود پسرانی برای زنان بهشتی همانند حوریان برای مردان بهشتی می توان آورد دو چیز است: نخست آن که قرآن بیان می دارد که در بهشت هر کسی هر چیزی را خواست و از روی شهوت بدان گرایش یافت و نفس و هواهای آن خواست به دست می آورد: ما تشتیهه الانفس . زمانی که مرد چیزی را به شهوت بخواهد چه از خوردنی و یا پوشیدنی و یا هر خواسته و شهوت دیگری همانند جنسی در همان زمان زن مومن ممکن است شهوت وخواسته دیگری داشته باشد. دوم این که دو مرد و زنی هر گز از نظر درجه و رتبه در یک درجه و رتبه نیستند تا در این نقطه و منطقه باشند و از درجه یگانه ای در بهشت برخوردار باشند. اگر افزون بر جزای وفاق و پاداش برابر به فضل الهی رتبه ای افزایش یابد و زن به همان مقام شوهر زمینی و یا شوهر به همان مقام همسر زمینی خویش بالا آید باز این اختلاف وجود خواهد داشت که اراده آنان و شهوت آنان نیز مختلف باشد و مرد یا زن می بایست در همان خواسته تن دهد در حالی که انسان ها بهشتی از هر لحاظ آزاد هستند و می توانند خواسته دیگری داشته باشند و تن به خواسته دیگری ندهند. اما با وجود حوری و غلمان این امکان وجود دارد که هر گونه که بخواهند و اراده کنند عمل کنند که مصداق کامل بما تشتهیه الانفس است.
البته هر همسری می تواند با شوهر خویش دمی یا زمانی باشد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور باشد بلکه هر گاه خواست هر عمل دیگری می کند که مصداق بما تشتهیه الانفس باشد. بنابراین می بایست گفت که زن و شوهر در بهشت از آزادی عمل بسیاری برخوردارند و زنان دارای شوهری بهشتی همانند حوریان هستند که غلمان هستند. این غلمان همانند حوریان زیبا و مطیع محض هستند و تحت اراده و خواسته زن و مرد عمل می کنند. این گونه است که نهایت آزادی در اجرای خواسته در بهشت فراهم می آید.
البته  این بدان معنا نیست که زن و شوهر زمینی در بهشت نمی توانند در کنار هم باشند و از یک دیگر بهره نبرد ولی این آزادی همواره در آن جا برای هر یک وجود دارد که غلمان و یا حوری را در آغوش کشد به ویژه آن که در آن جا تکلیف و گناه معنا و مفهومی ندارد.
به هر حال نیازی نیست که به سختی برای زنان را هم چنان اسیر شوهران دانسته و احکام دنیا همانند قوامیت را در بهشت نیز تعمیم و گسترش دهیم.

http://ilmili.persianblog.ir/post/79
رفیق بی کلک

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mil@d تشکر کرده اند:
DJ Dani, حسن2568, ganjineh


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان



CentralClubs Hosting