در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

عظمت زمین

توسط ganjineh » دوشنبه 5 مرداد 1388 20:53

قرآنعظيم زمين را با تمام عواملش كه براى آسايش بشر و زندگى او مقرر شده يكىاز نشانه هاى بزرگ حق مى داند.كره زمين كه حقيقت بشر زاييده اوست، از نظروضع وجوديش بسيار دقيق و منظم است، و اگر غير از اين بود زندگى در آن ازبراى موجودات زنده بسى دشوار ومشكل مى نمود.مساحت زمين   509 ميليونكيلومتر مربع ،حجم   1083 ميليارد كيلومتر مكعب ، وزن   5980 ميليارد تن ،فاصله از خورشيد   150 ميليون كيلومتر تقريباً، عمر  درحدودچهارميلياردوپانصد ميليون سال قسمت بيشترى از سطح زمين را درياهافرا گرفته و به وسيله همين درياها تمام نقاط زمين به يكديگر وصل مى شود.علاوه بر اين، موجوداتى در آبهاى زمين زندگى مى كنند كه وجود آنها از هرجهت براى بشر سودمند است. مقدار زيادى از آبهاى دريا به وسيله حرارتخورشيد بخار شده و سپس به صورت ابر درآمده، آنگاه بر زمين مى بارد تا دانههاى نباتى براى ادامه حياتِ موجودات زنده به ثمر برسد. فاصله زمين تاخورشيد به قدرى دقيق و حساب شده است كه ادامه حيات بر روى اين گاهوارهپرنعمت كارى ساده و آسان است، بطور حتم اگر اين فاصله بيشتر بود كليهموجودات زمين از حيات بى بهره بودند و اگر كمتر بود نيز سخنى از حيات وزندگى به ميان نبود. زمين كروى شكل است و كروى بودن و حركت به دور محورشباعث پديد آمدن شب و روز است، زيرا هميشه نيم آن روبروى خورشيد است روشن،و نيم ديگرش تاريك است، و اگر غير از اين بود يك طرفش هميشه روز و طرفديگرش شب بود، آن گاه بااين وضع زندگى درآن جز با ملالت و خستگى چيزى ديگرنبود، يا زندگى امكان نداشت. گردش زمين به دور خورشيد پديد آورنده چهارفصل است، و نبايد منافع چهار فصل از احدى پوشيده باشد. كوهها چون ميخهايىمحكم بر پشت زمين استوار شده، و اگر وجود كوهها نبود زمين در حال گردش بهدور خود و خورشيد هميشه دچار حركتهاى عجيب و غريب بود، و زندگى بر روى آنامرى محال مى شد، پستيها و بلنديها داراى منافع فوق العاده ايى است وبرنامه اى در زمين عبث و بيهوده نيست.
« خورشيد »     
حجم   1ميليون و سيصد هزار برابر زمين تقريباً  ، درجه حرارت خارج آن   6 هزاردرجه  ، درجه حرارت مركزى   17 ميليون درجه  ، حيات و زندگى موجودات زندهمديون نور خورشيد است، خورشيد تقريباً سرچشمه تمام انرژى ها است، بى نورخورشيد گياه رشد نمى كند و مواد غذايى فراهم نمى شود، و چون زندگىجانداران بستگى به گياه دارد پس بى نور خورشيد جاندارى ادامه حيات نمىدهد. چوب، زغال، و نفتى كه هر روز مصرف مى كنيم كار مايه را در اعصار قديماز خورشيد گرفته و در خود نهفته اند.
«هوا»
اگر به شما بگويند كهما هم از بعضى جهات مانند ماهيهاى اعماق دريا هستيم شايد اين مقايسه بهنظر شما عجيب باشد، ولى حقيقت همين است كه ما در عمق يك اقيانوس بزرگ،اقيانوسى از هوا كه چند بار از دريا عميق تر است زندگى مى كنيم. در ايناقيانوس بزرگ و عميق كه آن را هوا مى گويند، بسيارى از گياهان و جاندارانزندگى مى كنند كه بدون هوا زندگى برايشان امكان ندارد، زيرا هوا شاملموادى است كه براى حيات موجودات زنده ضرورى است، و مهم ترين اين مواداكسيژن است كه براى تمام موجودات لازم است.
« آب »
انسان مانندساير موجودات زنده به آب احتياج دارد، شبانه روز بايد مقدار شش تا هفتليوان آب بياشامد تا جانشين آب از دست رفته در بدن گردد، انسان مرتباً ازبدن خود آب دفع مى كند و با هر يك نفس مقدارى بخار آب به هوا مى فرستد، ازاين رو از آشاميدن آب براى ادامه حيات نياز شديد دارد. آب همراه سبزيها وساير غذاها به بدن ما مى رسد، آب ماده حيات است و بدون آن زندگى امرى محالاست.  علاوه بر اينها عوامل گوناگون ديگرى در عالم خلقت به كمك يديگروسائل زندگى را فراهم مى آورد تا از مواد بى جان نطفه جاندار ساخته شود وآن نطفه به صورت انسانى زنده قدم به سفره هستى گذارد انسانى سراسر پر ازعجايب و اسرار كه در خطوط زير به برخى از تشكيلات وجوديش آشنا مى شويد.
« تشكيلات بدن »
پا    2 عدد  تنه   1عدد ساق   2 عدد   سر   1 عدد ،ران   2 عدد   اسكلت   243 عدد
دست   2 عدد   روابط اسكلت   150 عدد
بازو   2 عدد   عضلات   450 جفت
آرنج   2 عدد   قلب   داراى 4 حفره
باز و بسته شدن در شبانه روز   110 هزار مرتبه
تحويل خون به بدن در 24 ساعت   معادل 10520ليتر
قدرت فعاليت قلب   به اندازه آسانسورى كه 3 سرنشين را    به ارتفاع صدمتر بالا ببرد.
باز و بسته شدنش در70 سال   3 ميليارد مرتبه
شبكه لوله كشى بدن بهوسيله رگها   560 ميليون متر
گلبول خون   25 ترليون
مجموع گلبولهاروى هم به صورت يك ستون   37ميليونو500هزار متر.
كليه   داراى 200 ميليون حفره
هر حفره   5 سانتى متر
طول مجموع حفره ها   100 كيلومتر
تصفيه خون بهوسيله كليه در شبانه روز   معادل 500 ليتر
ريه   داراى 350 ميليون حفره
عمل اكسيژن گيرى شبانه روز   700 ليتر
پوست   5/1 متر مربع
در هر سانتى متر مربع پوست   5000 دگمه عصبى
مجموع مراكز عصبى   4 ميليون
روده كوچك   8 متر
در هر سانتى متر مربع   4000 غده
هر غده   داراى 3000 سلول
هر سلول   داراى 100 لوله تنفس
مغز   14 ميليارد سلول
شبكه سيم كشى ومخابرات   480 ميليون مترمعادل12مرتبه دور كره زمين
گوش   24 هزار عامل عصبى
و...و.. خداى بزرگ در قرآن مجيد مى فرمايد: اگر بخواهيد نعمتهاى مرا كه به شماارزانى داشته ام بشماريد از عهده شما خارج است. راستى نعمتهايى كه دربوجود آوردن انسان و ادامه حياتش در كارند، قابل شمارش نيست، اينجاست كهبايد توجه خوانندگان عزيز را به چند سؤال معطوف داشته و بپرسم با تمام اينمراتبى كه در سطور گذشته خوانديد، آيا انسان كه در تمام برنامه هاى حياتيشدر سيطره قانون و اراده حق است، مى تواند در زندگى خانوادگى و اجتماعى بىنياز از قانون الهى باشد؟
آيا آزاد است هر چه دلش بخواهد انجام دهد، و هر عملى خواسته باشد پياده كند، گر چه به نظام زندگى ديگران ضرر وارد كند؟
آيا عوامل عالى حياتى و آنچه در كارند بى هدف و بى نتيجه در كارند؟
آيا انسان جز خوردن و آشاميدن و اعمال شهوت تكليف ديگرى ندارد؟
آيا زندگى مفهوم واقعيش همين است كه گروهى بى بند و بار پنداشته اند؟
آيا صلح و صفا، و اخلاق پسنديده در سايه هر مكتبى پديد مى آيد؟
آيا بشر در پيروى از برنامه هاى مناسب با حياتش محتاج به خداوند نيست؟
آيا جز آفريدگار جهان كسى عالم و آگاه به تمام مصالح و مفاسد است؟
آيا روش پيامبران عالى قدر و انسان دوست نبايد مورد عمل قرار بگيرد؟
آيا در سايه قوانين غير حق زندگى آرامى بدست مى آيد؟
آيا برنامه اى منظم و حساب شده عالم دليل بر آفريدگار جهان نيست؟
و آيا...
اگراز طرف انسانها اقدام به زنده كردن معارف در وجودشان نشود، و ثروت درونىخود را آشكار نسازند، و فشارى كه زندگى فعلى در درون آدمى مى آورد احساسسنكنند، روح در درون آنان همچون سنگ مى شود و انسان به صورت  ماده بى جانىدرمى آيد.
زندگى انسان و حيات جاودانى رو به پيش او بسته به اين استكه با واقعيتى كه روبروى اوست ارتباط برقرار سازد، و آنچه اين ارتباط رابرقرار مى سازد معرفت است،و معرفت همان ادراك حسى است كه به وسيله فهمحالت كمال و پختگى پيدا كرده باشد. ميوه معرفت يك زندگى به تمام معنى سالمو صحيح است كه در پرتو انسان به تمام حقوق انسانيتش دست پيدا كرده وديگران هم در سايه زندگى آدمى به حقوق خود مى رسند. البته در ميان تماممكتب هايى كه براى نگه داشتن انسان در اصول انسانى پديد آمده مكتبى زندهتر و اصولى تر همانند مكتب انبياء نيست، زيرا تمام افكار و نتيجه افكار آنبزرگ مردان از وحى سرچشمه گرفته و با فطرت و طبيعت بشر هماهنگ است. آنانانسان را به پاسخ دادن به نداى فطرت و طبيعت دعوت كردند، و در اين راهتربيت شدگانى بوجود آوردند كه نظير آنان را در هيچ مدرسه اى نمى يابيم.



بر گرفته از کتاب لقمان حکیم  استاد حسین انصاریان
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ganjineh تشکر کرده اند:
CAPTAIN PILOT, Seymon86, Mahdi1944, sokuteasemuni, Fariborz

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان