<< شایعه چیست؟ >>

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 485
تاریخ عضویت: جمعه 27 مرداد 1385, 3:58 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4870 بار
سپاس‌های دریافتی: 2875 بار

<< شایعه چیست؟ >>

پست توسط mahshid-banoo » سه شنبه 17 شهریور 1388, 4:44 am

 شایعه چیست؟ 
 
به لحاظ لغوي، شايعه به معناي خبرپراکني و خبري که شيوع پيدا کرده است، مي باشد. شايعات مي توانند از هر طريقي اشاعه يابند، راديو، تلويزيون، مطبوعات و شخص به شخص. در هر شکل، حرکت آنها در ابتدا کند و بطئي است اما بتدريج مي تواند تند و نابود کننده باشد. در فصل لغت نامه اصول روانشناسي مان آمده است:
"هر گزارش تاييد نشده يا شرح يک حادثه که آزادانه – بدون توجه به راستي و نادرستي آن – دهن به دهن مي گردد را شايعه گويند.
ويژگي هاي شايعه را مي توان اينگونه برشمرد:
o خلاف واقع،غير عادي و توطئه انگيز است؛
o فاقد هرگونه سند و مدرك است؛
o پر ابهام است؛
o فاقد منبع معتبر و مشخص است؛
o ناشي از خلاء اجتماعي و نياز هاي جامعه است؛
o فريبنده و جذاب است؛
o ميزان جدي بودن و دوره انتشار آن قابل پيش بيني نيست
.  
 
هماهنگی شایعه با رسوم
گرچه به تعداد آدمها ، عقاید متفاوت وجود دارد اما غالبا این عقاید شکل گرفته از محیط و فرهنگی است که در آن تنفس می کنیم. بدین ترتیب در چرخش شایعه نوعی همانند سازی با فرهنگ وجود دارد. زمانی که افرادی با خلق و خوی متنوع داستانی را پخش می کنند، از واژه های عمومی و اصطلاحاتی که در زبان آنها رایج است (عادات زبان شناختی) استفاده می کنند. همه واژه های ناآشنا و اختصاصی و تعابیر انفرادی حذف می شوند و سرانجام تنها آن حداقل مشترکات موجود به بقاء خود ادامه می دهند. به عنوان مثال، می توان به شایعه ای که بارتلت، آن را در وفق با رسوم ذکر کرده است نام برد: یکی از افراد قبیله "سوازی" از انگلستان دیدن کرده بود. او از برخورد دوستانه پلیس انگلستان تعریف زیادی کرده بود. علت چنین برداشتی این بودکه افراد قبیله سوازی برای احترام به میهمانان دستشان را بلند می کنند. حالا او در کشوری بیگانه به خیال خود با علائمی آشنا، گرم و دوستانه برخورد کرده بود. این گونه همانند سازی های فرهنگی مسئول همه شایعات می شود.   
انگيزه‌هاي‌ شايعه‌پردازي‌
1 ـ جلب‌ توجه‌ اجتماعي‌: از آنجايي‌ كه‌ يكي‌ از ويژگيهاي‌ شايعه‌ اهميت‌ فوق‌ العاده‌ آن‌ براي‌ جمع‌ و گروه‌ خاصي‌است‌، و به‌ همين‌ دليل‌ زمينه‌ انتشار مي‌يابد، بايد اذعان‌ داشت‌ كه‌ ناقل‌ اين‌ شايعه‌ نيز به‌هنگام‌ جلب‌ توجه‌ ديگران‌ براي‌ بازگويي‌ موضوع‌ احساس‌ مي‌كند كه‌ به‌ لحاظ‌ اينكه‌وجودش‌ منبع‌ چنين‌ خبر مهمي‌ است‌ خود نيز فرد مهم‌ و قابل‌ توجهي‌ است.‌ 
 
2- بسياري‌ از افراد هنگامي‌ كه‌ در معرض‌ «شايعه‌اي‌» قرار مي‌گيرند و موضوع‌ آن‌ را مطابق‌كششهاي‌ دروني‌ خود خوشايند مي‌پندارند و يا آنكه‌ آن‌ را هرگز وفق‌ مراد خود ندانسته‌ وبسيار ناخوشايند مي‌دانند و‌ نمي‌توانند احساسات‌ و مواضع‌ فكري‌ خود را پنهان‌ نمايندبراي‌ آگاه‌ شدن‌ از زمينه‌ فكري‌ ديگران‌ آن‌ را بارها بازگو مي‌ 
 
3- بعضي‌ از افراد به‌ صورت‌ ناخودآگاه‌ خواسته‌ها، تمايلات‌ درون‌، اميدها و آرزوهاي‌ خودرا در قالب‌ «شايعه‌» آن‌ هم‌ به‌ صورت‌ نقل‌ قول‌ شخص‌ ثالث‌ «مي‌گويند»، «گفته‌اند»، «وفلاني‌ مي‌گفت‌» بيان‌ داشته‌ يا آن‌ را اشاعه‌ مي‌دهند. 
 
4- فرافكني‌،كنجكاوي‌ و جستجوگري‌ : در بسيار از مواقع‌، افرادي‌ كه‌ هرگز با نيت‌ قبلي‌ قصد شايعه‌ پراكني‌ نداشته‌اند با شنيدن‌خبر ظاهراً مهم‌ (شايعه‌) و تأثيري‌ كه‌ محقق‌ شدن‌ آن‌ خبر مي‌تواند در زندگي‌ فردي‌ وخانوادگي‌ و اجتماعي‌ آنها داشته‌ باشد سعي‌ مي‌كنند با كنجكاوي‌ فوق‌ العاده‌ وجستجوگري‌ بسيار با بازگو كردن‌ قضيه‌ (شايعه‌) به‌ افراد مختلف‌ در صدد بررسي‌ صحت‌و سقم‌ و تأييد يا تكذيب‌ آن‌ برآيند و حقيقت‌ را بيابند اين‌ قبيل‌ از افراد عملاً ناخواسته‌ وصرفاً با انگيزه‌ جستجوگري‌ و حقيقت‌ جويي‌ به‌ اشاعه‌ هر چند محدود يك‌ شايعه‌ مشغول‌مي‌شوند .  
 
شايعه و لطيفه:
کمتر جامعه اي را مي توان يافت که از روحيه طنز و لطيفه گويي، بي نصيب باشد. روحيه اي که مبين تاثيرات اجتماعي و بيان کننده بسياري از اخلاقيات و رفتارها و اعتقادات آن جامعه است. لطيفه، طنز، هزل و هجو انواع ابزارهايي است که در هر جامعه اي براي به تصوير درآوردن آمال و تمايلات اجتماع وجود دارد و از طرف ديگر نشان دهنده فرهنگ و معتقدات جامعه است. در واقع، رابطه اي بين شايعه و لطيفه وجود دارد، باوجود اينکه شايعه، قضيه اي است که طرح مي شود تا باور شود و به سادگي مطرح و منتشر مي شود تا مردم از آن لذت ببرند، اما بسياري داستانها هستند که به عنوان شايعه منتشر مي شوند و صرفا خيالي مي باشند و هدفي جز خنداندن مردم ندارند. بر اين اساس، داستانهاي مذکور حاکي از تنفر يا حاوي نقدي سياسي است و يا حتي ممکن است تسکين دهنده يک احساس سرکوفته باشد. به اين سبب که لطيفه ها و شايعات از نظر طريقه انتشار و هدفي که دنبال مي کنند به طور عجيبي به هم شبيهند.  
 
شايعه؛ باور و تاثير گذاري آن در جامعه
اگر بخواهيم علل تکرار شايعات و انگيزه هاي رواني که انسان را به سوي ايجاد آنها سوق مي دهند، بررسي کنيم، باز هم به دو اصل مهم ابهام و اهميت بر مي گرديم. الف- اهميت: اگر موضوعي براي افراد، جالب توجه و با اهميت باشد، ممکن است به شايعات مربوط به آن موضوع توجه کنند، اما اين شرط کافي نيست. ب - ابهام: شرط لازم آن است که درمورد آن موضوع خاص، ابهام وجود داشته باشد. پس، علاقه افراد جامعه به يک موضوع و وجود هاله اي از ابهام در آن، دو عنصر اساسي در رواج شايعات است. اين دو مولفه لازم و ملزوم يکديگرند و هيچ يک به تنهايي و در غياب ديگري، موجد شايعه نخواهد بود. خلاصه مطالب فوق را مي توان به اين صورت فرموله کرد:
شدت شايعه = ابهام × اهميت
با اين وجود، براي اينکه شايعه در گونه هاي شناخته شده اش، کامل و بين مردم پخش شود، لازم است انگيزه هاي رواني همراه آن باشد تا در جهت خلق آن و تغذيه مستمر آن، عمل کنند.
بر اساس "نظريه انتظار" انسانها معمولا چيزي را ادراک مي کنند که انتظارش را دارند. به عبارت ديگر، بطور ناخودآگاه "ادراک انتخابي" نشان داده و بر اساس دانسته ها، باورها، اعتقادات و نيازهاي خود، دست به ادراک گزينشي از محيط و داده هاي موجود مي زنند. بنابراین همانطور که ملاحظه می گردد، ابهام و بی اطلاعی افراد از یک موضوع با اهمیت، به شیوع خبر مرتبط با آن دامن می زند. تا جایی که برای بی اثر کردن و تکذیب آن، جامعه به تکاپو می افتد.
طبق ديدگاه گشتالتي، نيز مي توان گفت، معني پديده ها واشيا براي شخص ادراک کننده مانند پسخوراند است که در چگونگي سازمان يابي ادراک اثر مي گذارد، به عبارت ديگر، در موقعيتهايي که محرک به اندازه کافي واضح و روشن نيست، اين کيفيت به سادگي قابل مشاهده است. در اين موقعيتها تمامي معاني ها، نگرشها، تجارب عاطفي انگيزه ها در بازشناسي محرکها و ادراک تاثير مستقيم مي گذارند (ايرواني، خداپناهي، 1376).   
بر اين اساس، به نظر مي رسد براي شناسايي يک پديده غير منتظره، که در واقع، پيش فرض و پيشينه خاصي در ذهن ، موجود نيست، به اطلاعات بيشتر وهمچنين روشنتري نياز است. گرايش انسانها به ادراک آنچه انتظارش را دارند، از هر گونه تمايل ديگري مهمتر است. در واقع ممکن است، بر خلاف انتظارمان هيچ تمايل واقعي در جهت "تفکر آرزومندانه" وجود نداشته باشد. اين اعتقاد شايع که اشخاص غالبا آنچه را بخواهند ادراک مي کنند نيز، مي تواند توسط نظريه انتظار توضيح داده شود. انتظارات، منابع متنوع بسياري دارند مانند (تجربه گذشته، آموزش حرفه اي، هنجارهاي فرهنگي و سازماني). تمام اين تاثيرات، تحليل گران را مستعد مي سازد تا توجه خاصي به انواع مشخصي از اطلاعات مبذول دارند و اين اطلاعات را به اشکال معيني سازماندهي و تفسير نمايند.   
انسانها غالبا ادراک را يک فرآيند منفي و انفعالي مي پندارند. ما مي بينيم، مي شنويم، مي بوييم، مي چشيم و محرکهايي را از طريق حواسمان دريافت مي کنيم. تصور ما آنست که عيني باشيم، در واقع مي توانيم عملا آنچه را که واقعيت خارجي دارد ثبت کنيم. اما ادراک فرآيندي کاملا فعال است نه انفعالي، در واقع مي توان گفت، واقعيت ثبت نمي شود، بلکه در ذهن ما ساخته مي شود. ادراک علاوه بر آگاهي، فهميدن را نيز در بر مي گيرد. در واقع، فرآيندي استنباطي است که طي آن، آدمي برداشت خاص خويش را از واقعيت بر اساس اطلاعات دريافتي از حواس پنجگانه سازماندهي مي کند. بنابراين، اصولا برداشت افراد و سهولت درک آنان، بيشتر از تجارب قبلي، تحصيلات، ارزشهاي فرهنگي، مقتضيات شغلي و همچنين محرک هاي ثبت شده از طريق اعضاي گيرنده مي باشد. آزمايشهاي زيادي نشان داده اند که اطلاعاتي که فرد کسب مي کند ، به ميزان زيادي به فرضيات و پيش فرضهاي قبلي او بستگي دارد. همچنين يک محرک (خبر) خاص مي تواند منجر به برداشتهاي متفاوتي گردد. اين امر را مي توان به طور ساده در تصوير دو پهلو يا برگشت پذير رابين روانشناس دانمارکي ملاحظه کرد:
توجه به وسط تصوير، گاه شکل يک گلدان و گاه شکل دو نيمرخ روبروي هم، وگاه یک زن و مرد مکزیکی که رودررو نشسته اند را تداعی ميکند.  
 
شايعه يا خبر؟
در تعريف شايعه اشاره شد که شايعه يک موضوع گماني يا حدسي است که در غياب ملاک هاي اطمينان بخش جهت رسيدگي وبررسي، از فردي به فرد ديگر انتقال مي يابد. عدم ملاک هاي اطمينان بخش جهت اعتبار، وجه تمايز شايعه از خبر است. به عبارت ديگر، براي تمييز اخبار از شايعات، بايستي نزديکي يا دوري مدرک و سند شايعه را از حقيقت مشخص کرد. اگرچه شايعه در زندگي روزمره به ندرت از واقعيت سرچشمه مي گيرد، اما گاه شايعات ريشه در حقيقت دارند وبه همين دليل است که در گويش عامه اينطور گفته مي شود که "تا نباشد چيزکي، مردم نگويند چيزها".

شايعه با خبر منتشر شده کاملا فرق مي کند. خبر بر برهان و دليل قاطع تکيه دارد اما شايعه برهاني رنگ باخته و غير واضح است. خبر اطلاعاتي است که از نظر واقعيت گرايي و عملي ارزش دارد وهمواره مربوط به حوادثي مي شود که ممکن است منجر به تغييرات مهم و ناگهاني گردند. خبر، اطلاعي است که براي فرد و عزيزان او اهميت دارد و ممکن است به زودي براي آنها عواقبي در بر داشته باشد، چه اين عواقب مثبت باشند و چه منفي؛ اين اطلاعات کاربرد عملي و مصلحت انديشي دارد. يعني همان نقشي را براي عموم مردم ايفا مي کند که درک و بينش فرد در زندگي او به عهده دارند. خبر صرفا اطلاع نمي دهد بلکه جهت مي دهد (آلپورت وپستمن). شايعات در غياب اخبار مورد انتظار عموم ساخته مي شوند و ذهن جمعي پذيراي آنها ميشود. وقتي افراد، مشتاق خبرگيري و آگاهي از واقعه يا موضوعي هستند اما قدرت کسب اطلاعات را ندارند، پذيراي شايعه مي شوند.   
اصولا شايعه بر اساس سه دسته از احساسات، شيوع مي يابد. "ترس، اميد، تنفر". انسانها، شايعه را به اين دليل تکرار مي کنند که برخي نيازهاي آنان از اين طريق ارضا مي شود. شايعه اي که ترس يا سوءظن يا تنفر را به همراه دارد، از طريق احساسات گوينده خود، تشديد مي گردد. بدين ترتيب آيا مي توان گفت : بين شايعه به عنوان يک پديده اجتماعي و اضطراب به عنوان يک پديده رواني، تعاملي دوسويه وجود دارد، بدين معنا که اضطراب از يک طرف، از انگيزه هاي ساخت و رواج شايعه است و از سوي ديگر شايعه نيز در پيدايي اضطراب، تاثير دارد. مثال: احتمال بروز زلزله در ماههاي سرد سال بيشتر است. اين خبر مي تواند واکنشهاي متفاوتي را از سوي افراد مختلف برانگيزد. قرار گرفتن روي نوار زلزله، خاطرات بدي که از زلزله هاي رودبار، منجيل، بم و.... در ذهن جمعي مانده است، ترس از سرما و زير آوار ماندن و.... مي تواند اضطراب برانگيز بوده و نشر شايعه را تشديد نمايد و در يک چرخه معيوب، به افزايش اضطراب و تنش در جامعه دامن بزند.  
 
انعکاس شایعه
آلپورت و پستمن برای حالت انعکاس شایعه تفسیری منطقی و روشن، ارائه داده اند. آنها معتقدند "اگر حالت احساسی شخص، بدون آنکه بداند، در تفسیر وی از محیط اطرافش منعکس گردد، این حالت را انعکاس می نامیم. در این حالت، فرد نمی تواند برای تفسیر واقعیت محیط اطراف خود، از دلایل عینی استفاده کند".
این امر می تواند به سادگی برای هر کسی در خواب اتفاق بیفتد؛ گرسنه خواب نان را می بیند، ورزشکار خواب پیروزی در میادین ورزشی را می بیند.... رویاهای بیداری نیز از جمله انعکاسها به شمار می روند و شایعات از نوع رویاهای بیداری هستند. "اگر داستانی که می شنویم حقیقتی را برای ما تفسیر کند که با زندگی پنهان ما هماهنگ باشد، به باور کردن آن تمایل پیدا می کنیم".
آلپورت و پستمن این مسئله را چنین شرح می دهند:
"انعکاس خطاهای ما به صورت مستقیم "و نه تکمیلی" سلاحی است که طبیعت ما را به آن مجهز ساخته است تا به وسیله آن از رنج سرزنش وجدان دوری کنیم.
امرسون نیز به همین مورد اشاره کرده و می گوید: "ما آنچه را که خطای دیگران به شمار می آوریم، برای خود تجربه ای می دانیم، دیگران اشتباه می کنند، اما ما اشتباه نمی کنیم، وقتی هم که اشتباه می کنیم خطای ما در مقایسه با خطای آنها جزیی است".
این دلیلی است بر اهمیت فرار از احساس گناه به وسیله باور کردن شایعه. بنابراین مشاهده می کنیم که اثر انعکاس و خواسته ها مطلق نبوده، بلکه محدود است و در شرایط مساعد، افراد خواسته های خود را با استفاده از آرزوها و کاربرد منطق و انعکاس، تایید و تقویت می کنند و به اشاعه شایعات، به نسبت ابهام موضوع و اهمیت آن برای خود، می پردازد. بدین ترتیب، شایعه، پدیده ای است که از هر نوع فعالیت اجتماعی دیگری کمتر تابع حکم منطق است و پدیده ای محدود به شمار می رود. 
 
شایعات جنسی
از آنجایی که ما دوست داریم در نظر مردم، افراد محترمی جلوه کنیم و به این امر تظاهر می نماییم که با گروهی که ذهنیت جنسی برآنها حاکم است، مخالفیم؛ با پذیرفتن آنچه در مورد آنها گفته و تکرار می شود سعی داریم، مسائل محرمانه را در مورد اعمال آنها بشنویم. هر گاه صحبت در مورد مسائل جنسی در جامعه ای تابو بوده، بخش عمده ای از افکار مردم را اشغال کرده است و افراد جامعه سعی کرده اند تا فشار سرکوفتگی جنسی خود را یا از طریق لطیفه های ناپسند و یا آزاد گذاشتن تخیلات خود برای داستانسرایی که حاکی از تشنگی احساسی و مبین خواسته های سرکوب شده آنهاست، تخلیه نمایند.
ممکن است این پرسش به نظر برسد که "چرا برخی مردم از روی میل به دیگران تهمت جنسی می زنند و چرا خود را به اشاعه این گروه شایعات آلوده می کنند"؟
ممکن است مروج اینگونه شایعات، در نتیجه این احساس که حقش پایمال شده یا بدلیل سوء رفتار دیگران یا احتمالا محرومیت از لذت های زندگی در کار خود احساس عدم اطمینان کند و به این جهت، احساس خشم عمیقی در او بوجود می آید. در چنین حالتی وی علت خشم خود را کاملا نمی داند و گناه خود را بر گردن بیگناهی می اندازد و این قربانی را از بین کسانی انتخاب می کند که از آنها نفرت دارد یا در آنها تهدیدی برای موفقیت اجتماعی، اقتصادی یا احساسی خود مشاهده می کند.

ممکن است به راحتی برای یک فرد محترم و موجه، زندگی پنهانی جنسی در اذهان عمومی ساخت که شکل تحریف شده یک زندگی کاملا پاک و سالم است.   
انواع شايعه
از ديدگاههاي مختلف، تقسيم بنديهاي متفاوتي را مي توان براي شايعه قائل شد. بايسا جامعه شناس روس، شايعه را از جهت نوع ظهور و بروز اجتماعي آن به انواع ذيل، تقسيم مي کند:
شايعات خزنده: شايعاتي هستند که آرام صورت گرفته و جاي خود را باز مي کنند. اين شايعات به صورت درگوشي و پنهاني منتقل مي شوند تا سرانجام همه از آن آگاه شوند. استمرار و تداوم اين شايعات، به تکثير زنجيره بي انتهايي از داستانها به گونه پيوسته در جهت تغذيه و تداوم انتشار شايعات مزبور منجر مي گردد. مثال پخش فيلم خصوصي هنرپيشه زن در سال 1385   
شايعات شناور يا فروشونده: اين نوع شايعات، در آغاز امر، رواج مي يابند، سپس به عمق فرو مي روند تا هر زمان که شرايط بروز مجدد آنها فراهم شد، مجددا آشکار گردند. اين نوع شايعات بيشتر در زمان جنگ بکار مي روند و همچنين شايعات مربوط به محيط زيست، فضا،... از اين نوع مي باشند.  
شايعات تند و سريع: که در مقطع زماني کوتاه، گروه وسيعي را در بر مي گيرند و با واکنش سريع مردم روبرو مي شوند. مانند شايعه گران شدن ناگهاني مرغ، شکر، بنزين ...
شايعات شيطاني (خشونت بار): اين نوع، در زمان اضطراب و نگراني مردم، شايع مي شوند و چون مردم در حالت ترس و وحشت بسر مي برند، آماده پذيرش اخبار دروغين هستند. در زمانهاي بحراني، مثل جنگ و قحطي، اين شايعه رواج بيشتري پيدا مي کند. مانند شايعات مربوط به زلزله در تهران در سال 1384، يا شايعه حمله آمريکا در 22 بهمن 2-3 سال اخير که پس از آن کمرنگ مي شود و يا خبر مرگ رهبران دولت ها.  
شايعات وحشت: اين گونه شايعات نيز به منظور ايجاد رعب و وحشت شکل مي گيرند و هدف آنها ايجاد فضاي ترس و نااميدي در جامعه است. (ستوده، 1374) انتشار اين دسته از شايعات نيز در زمان جنگ آسانتر از زمان صلح است، از آن جهت که عناصر سه گانه ترس، تنفر و تمايل در زمان جنگ، بيش از حد معمول فعال مي باشند. ممکن است در شايعه، ترس از "وحشيگري دشمن"، "عناصر جنسي" يا فاکتورهاي حادثه اي و ماجراجويانه وجود داشته باشد تا شايعه را به حفظ موجوديت خود قادر سازد.   
ويژگيهاي‌ افراد شايعه‌پذير، شايعه‌ گو و شايعه‌ جو
بطور كلي‌ برجسته‌ترين‌ ويژگي‌هاي‌ افراد شايعه‌پذير و شايعه‌ گو عبارت‌ است‌ از:
1 ـ ساده‌ لوحي‌ و زود باوري‌
2ـ نا امني‌ و زودبرانگيختگي‌
3- گزافه گویی و اغراق
4 – دروغگویی و عدم اعتماد به نفس
5 ـ خود محوری‌ و كژانديشي‌
 
شايعه در جايي ايجاد مي‌شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد . از جمله اولين عناصري كه در بحث شايعه مطرح مي‌باشند ، موضوع ، مكان و زمان شايعه است . يك شايعه‌ساز ماهر به‌خوبي مي‌داند كه شايعه وي بايد موضوعي باشد كه حساسيت بالاي جامعه را در زمان و مكان مناسب به خود اختصاص دهد . رابطه بين موضوع ، زمان و مكان مي‌بايد در پخش يك شايعه به‌خوبي درك و احساس گردد . يك عامل مهم دیگر در پخش شايعه کسی است که از زبان او شایعه را می شنویم. شنیدن شایعه از زبان يك وزير ، يك استاد دانشگاه و يا هر منبع معتبر ديگر ضريب نفوذ آن را بيشتر از پخش شايعه از زبان راننده تاكسي مي‌كند.
در خصوص بحث زمان اعتقاد براينست كه يا به‌موقع بودن پخش شايعه بيشترين تاثير را دارد و همچنين بالاترين تاثير شايعه در لحظه اوج احساسات مردم است . چنانچه شايعه قبل يا بعد از زمان تاثير‌گذار مطرح شود ، به همان اندازه نفوذ خود را از دست مي‌دهد . مكان پخش يك شايعه نيز مي‌بايد كاملا داراي مجاورتهاي معنوي و جغرافيايي باشد .

 در مقابل شايعه چه كنيم
در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود . روزي فيلسوفي بزرگ كه از آشنايان سقراط نيز بود با هيجان نزد او آمد و گفت: سقراط آيا ميداني راجع به يكي از شاگردانت چه شنيده ام؟سقراط پاسخ داد : لحظه اي صبر كن . قبل از اين كه به من چيزي بگويي از تو ميخواهم آزمون كوچكي را كه نامش آزمون سه پرسش است ،بگذراني. اولين پرسش حقيقت است. آيا كاملا مطمئني آن چه را كه ميخواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:نه،فقط در موردش شنيده ام.
سقراط گفت: آيا آنچه راكه در مورد شاگردم ميخواهي بگويي خبر خوبي است؟مرد گفت: نه. بر عكس… سقراط ادامه داد: پس ميخواهي خبر بدي در مورد شاگردم كه حتي در مورد حقيقت آن مطمئن نيستي بگويي؟ مرد كمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد:و اما پرسش سوم سودمندي است.آنچه را كه ميخواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟ مرد پاسخ داد: نه واقعا…..
سقراط نتيجه گيري كرد: اگر ميخواهي به من چيزي را بگويي كه نه خبر خوبي است و نه حقيقت داردو نه حتي سودمند است پس اصلا چرا ميخواهي آن را به من بگويي؟ مرد شرمنده بيرون رفت. 
  این اساس، فرهنگ سازی در خصوص برخورد با اخبار و شایعات بی اساس و آموزش به عموم افراد جامعه برای اینکه براحتی هر سخن و خبر بی پایه ای را نپذیرند، وظیفه مهمی است که بر عهده متخصصان و مسئولان حوزه روانشناسی اجتماعی قرار گرفته است. 


  و تنظیم : نرگس علیرضایی
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی
عضو انجمن روانشناسی اجتماعی  
 
 
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”