در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

1885

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 23 مهر 1388 18:31

آرشيو سپاس: 2891 مرتبه در 1282 پست

سوپ پوست گربه ، سفری به کره شمالی

توسط misam5526 » يکشنبه 3 آبان 1388 15:21

حقایقی چون به صفر رسیدن و فقدان حتی یک مورد بیکاری ، بی سوادی، اعتیاد، تبعیض و فاصله طبقاتی، فساد، اختلافات سیاسی، اسراف و تجمل گرایی، آلودگی هوا و مشکلات زیست محیطی، فحشاء، اعتیاد، بیماریهای مسری، ایدز و ... از نکاتی است که نباید در یک گزارش واقعی از این کشور نادیده گرفته شوند.


در یکی از هفته نامه ها گزارشی از همراهی تیم خبر نگاران با تیم ملی فوتبال جهت بازی با تیم کره شمالی آمده است. نگاهی به نکته های جالب این گزارش می اندازیم و سپس به معرفی کره شمالی می پردازیم. در پایان حق خواهید داد که کره شمالی را یک زندان بزرگ معرفی کنیم.
ماموران بازرسی در فرود گاه پیونگ یانگ به شدت به بازرسی می پردازند. و اصلا هم انعطاف پذیر نیستند.
تنها مسیر ارتباطی کره شمالی از طریق هوایی، پکن است. هفته ای دو پرواز. فرودگاه پایتخت هیچ مسیر دیگری ندارد.
اساسا کمتر کسی پس از ساعت 9 شب بیرون می آید و 10 شب به بعد هم رفت و آمد قدغن است.
استفاده از لامپ بیشتر از 50 وات ممنوع است. که در راستای کاهش مصرف انرژی است.
در نمای ساختمانها از تزئینات خبری نیست. در شکل های پایین مقاله خواهید دید.

برنامه تلویزیون ملی کره از 17 تا 22 است و بیشتر به پخش برنامه های نظامی ها می پردازد. حتی کودکان هم بیشتر کارتون نظامی می بینند.


در ابتدای ورود گوشی موبایل از بازیکنان تحویل گرفته شد. اساسا موبایل مخصوص ژنرال ها است. هیچ کسی دیگر موبایل ندارد که بخواهد نگران در دسترس بودن مشترک مورد نظر باشد یا نه.
چه حالی می شوید وقتی بفهمید کره ای ها سوپ پوست گربه و یا شیر سگ با طعم طالبی می خورند. تصور کنید در دامداری ها گربه های پوست کلفت و سگان شیرده را برای تغذیه مردم پرورش می دهند. جیرجیرک و سوسک سوخاری شده هم که از غذاهای شرق آسیاست و عادی است.
تماشاگران در طول بازی ایران کره یک صدا تیم شان را تشویق می کردند. ظاهرا بر خلاف ورزشگاه آزادی، تشویق کردن از نتیجه مهم تر بود.
در پیونگ یانگ هر چند ساعت یک بار صدای شیپوری به گوش می رسد. این صدای شیپور جنگ است. برا ی غریبه ها، غریبه است و برای کره ای ها عادی است. اگر بپرسی می گویند ما قویترین کشور دنیاییم. ما باید همیشه آماده جنگ باشیم. ما در دنیا دشمن زیاد داریم.
بیشتر مردم کره شمالی پیاده هستند. در پیونگ یانگ اصولا چراغ قرمز وجود خارجی ندارد. یک پلیس در چهار راه ها برای راهنمایی معدود اتومبیل های عبوری به زمین دوخته شده است.
مردم در کره شمالی صبح زود بر سر کار می روند. یعنی 6 صبح. اما این صبح زود رفتن کمی فرق دارد. چرا که باید تا محل کار خود رژه بروند و هرکس در مسیر جدا شود.

مردم در این کشور از این شهر به آن شهر خیلی کمتر می روند چرا که برای گرفتن مجوزش خیلی باید سیم جیم شوند. پس بی خیالش می شوند.



هتلی در شهر پیونگ یانگ با 105 طبقه


در کره شمالی ارزاق عمومی بر عهده دولت است. غیر از آن هم چیز خاصی برای خرید و فروش نیست.
در آمد کارمندان در کره شمالی فقط 4 یورو است. فوتبالیست ها هم 8 یورو می گیرند.
(بر گرفته از همشهری جوان)
حالا با خواندن نکات بالا به معرفی کره می پردازیم.
برخلاف كشورهاي سوسياليستي اروپاي شرقي و اتحاد جماهير شوروي ، دولت كمونيستي كره شمالي مشمول روند فروپاشي نشد. كره شمالي يكي از بسته ترين اعضاي جامعه جهاني است و بندرت اخبار و گزارشي از آن بدست مي رسد. از اواسط دهه نود به اين سو، تنها در دو مورد نام اين كشور در عرصه سياست جهاني مطرح شده است. مورد اول هشدار سازمان تغذيه جهاني وابسته به سازمان ملل در اواسط دهه نود بود كه طبق آن جان ٦٠٠هزار تا ٥/٣ ميليون نفر بر اثر سوتغذيه در معرض خطر جدي قرار گرفته بود. مورد دوم سخنراني جرج بوش و مطرح كردن نام كره شمالي در كنار ايران و عراق بعنوان يكي از اعضاي محور شرارت.
به گزارش شبکه تلويزيوني سي ان ان؛ با وجود اينکه ازمايشهاي موشکي و هسته اي کره شمالي خبر اول رسانه هاي جهان شده است ، به علت نبود دسترسي به داخل اين کشور زندگي مردم در کره شمالي بيشتر به يک راز تبديل شده است با وجود اين برخي از خبرنگاران مخفيانه تصاوير و گزارشهايي را از زندگي مردم اين کشور دريافت مي کنند که نشان از فقر و دور ماندن از امکانات ساير کشورها دارد به طوري که بسياري مردم اين کشور را مردمي که خنده بر لبانشان نقش نمي بندد توصيف مي کنند.
تقريبا تبليغات در سطح شهرهاي کره ديده نمي شود و هرچه هست شعارهاي ملي و تصاويري از رهبران اين کشور است.
بيشتر دستگاههاي صنعتي در اين کشور مربوط به دوران شوروي سابق است و حتي کاميونها ، کاميونهاي قديمي شوروي است. خفقان امنيتي شديدي در اين کشور برقرار است به طوري که خبرنگاران بدون همراه مامور دولت هيچ جايي نمي توانند بروند و فقط اجازه دارند با کساني که مامور دولت اجازه مي دهد گفتگو کنند. خبرنگاران حتي اجازه تصوير برداري ندارند و اگر ماموران دولت متوجه شوند انها را بازداشت کرده و عکسها را از بين مي برند.



تاريخچه:
جمهوری دموکراتیک خلق کره که با نام کره شمالی از آن یاد می‌شود کشوری در قاره آسیا است که جزو آخرین بازماندگان حکومت‌های کمونیستی به حساب می‌آید.
این کشور از شمال با چین، از شمال شرق با روسیه و از جنوب با کره جنوبی همسایه است.
در قرون پانزدهم و شانزدهم کره از نظر علمی و فرهنگی پیشرفت زیادی داشت. در سال 1592 ژاپن به کره لشکرکشی کرد ولی حکومت با کمک چینی‌ها حمله آن را دفع کرد. در اوایل قرن هفدهم کره تابع دولت چین شد.
پس از پیروزی ژاپنی‌ها در نخستین جنگ با چین در قرن نوزدهم و در جنگ با روسیه در اوایل قرن بیستم، کره به کلی تحت استیلای ژاپن قرار گرفت.
امپراتور کره خواست با اعزام هیئتی به لاهه، مملکت خود را از زیر نفوذ کشور ژاپن بیرون بیاورد. ولی با کشف این موضوع مجبور به استعفا شد.
پس از پيروزي ژاپن در نخستين جنگ با چين (٩٥ـ١٨٩٤) و در جنگ با روسيه (٥ ـ١٩٠٤) كره بكلي تحت استيلاي ژاپن قرار گرفت. در سال 1910 کره رسما به امپراتوری ژاپن ملحق شد.
در اوایل مارس ١٩١٩ هنگامي كه آخرين امپراطور كره فوت كرد طي يك گردهمايي در سئول كه ٢ ميليون نفر در آن حضور داشتند كره اي ها خواستار استقلال شدند. نيروهاي ژاپني با حمله به اين گردهمائي ٢٣ هزار نفر را به قتل رساندند و بيش از ٤٧ هزار نفر را دستگير كردند. در آوريل همان سال رهبران استقلال طلبان ((سينگمان ري))، ((آن چانگ هو)) و ((كيم كو)) دولت موقت كره را در شهر شانگهاي چين تشكيل دادند.
در زمان دومین جنگ چین و ژاپن و جنگ جهانی دوم، پایه‌های نفوذ ژاپن در کره سست شد و نیروهای استقلال طلب کره‌ای در سال 1942 به ژاپن اعلام جنگ دادند.
در جنگ دوم جهاني پايه هاي نفوذ ژاپن در كره کاملا به سستي گرائيد. در فوريه و ژوئيه سال ١٩٤٥ در كنفرانس هاي ((يالتا)) و ((پوتسدام)) آلمان ، كره به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم و قرار شد تا زمان ((اتحاد مجدد)) قسمت شمالي در تصرف روس ها و قسمت جنوبي به اشغال آمريكا درآيد. مدار ٣٨ درجه نيز به بعنوان مرز دو كره تعيين گرديد.
در سال 1948 تقسیم کره به دو کشور صورت رسمی یافت و دو حکومت کره شمالی و کره جنوبی بر قرار شد.
اواسط سال ١٩٤٩ سربازان خارجي از هر دو كره خارج شدند اما كره بعنوان مركز جنگ سرد بين دو قدرت آمريكا و اتحاد شوروي باقي ماند.

در سال 1950 کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد و به این ترتیب جنگ دو کره که آمریکا نیز به طرفداری از کره جنوبی در آن حضور داشت آغاز شد.



در ٢٥ ژوئن ١٩٥٠ ، كره شمالي به كره جنوبي حمله ور شد. در ٢٧ ژوئن شوراي امنيت سازمان ملل تصويب كرد كه اعضاي اين سازمان جهت مقابله با حمله كره شمالي به كمك كره جنوبي بشتابند. بدنبال اين تصميم ، آمريكا و ١٥ كشور ديگر نيروهاي نظامي خود را براي شركت در جنگ اعزام داشتند. در روز ٢٨ ژوئن ، سئول بدست نيروهاي كره شمالي افتاد. روز ١٥ سپتامبر نيروهاي آمريكايي طي حمله اي شهر سئول را اشغال كردند و با ادامه تعرض نيروهاي سازمال ملل روز دهم اكتبر شهر پيونگ يانگ پايتخت كره شمالي به دست آنان افتاد.
دولت چين بعنوان دفاع از منچوري به نفع كره شمالي وارد صحنه جنگ شد. روز ٣ دسامبر سال ١٩٥٠ سئول بار ديگر بدست نيروهاي چيني و كره شمالي افتاد. با حمله متقابل نيروهاي آمريكايي در ٢٧ آوريل سال ١٩٥١ بار ديگر سئول به تصرف آنان درآمد. سرانجام در ٢٧ فوريه سال ١٩٥٣ پيمان آتش بس بين دو كره امضا شد. در اين جنگ تلفات نيروهاي سازمان ملل ٧٤ هزار نفر كه ٥٤ هزار نفر از آنان آمريكايي بودند و ٢٥٠ هزار نفر زخمي شدند كه ١٠٣ هزار نفر آن آمريكايي بودند. علاوه بر اين ٨٣ هزار نفر اسير و مفقودالاثر شدند. از سوي ديگر تعداد كشته شدگان چيني ٩٠٠ هزار نفر و كره شمالي ٥٢٠ هزار نفر اعلام شد. در ضمن حدود ٤٠٠ هزار نفر غير نظامي در طي اين جنگ كشته شدند.
در طی این جنگ خسارات زیادی به هر دو کشور وارد شد. پس از پایان جنگ دولت کره شمالی با استفاده از منابع سرشار از این سرزمین دست به اجرای برنامه‌های وسیعی برای صنعتی‌سازی و ترمیم کشور زد. با کمک چینی‌ها و روس‌ها خطوط آهن و کارخانه‌ها از نو ساخته شدند.

سيستم سياسي
قانون اساسي جمهوري خلق كره در سال ١٩٧٢ به تصويب رسيد. قوه مقننه از يك مجلس به نام مجلس عالي خلق با ٦٨٧ عضو براي هر ٤ سال يكبار انتخاب و ١٦ عضو كميته مركزي را براي مدت ٥ سال بر مي گزيند. دبير كل حزب كمونيست و رهبر كره شمالي تا زمان مرگش كيم ايل سونگ بود. كيم ايل سونگ در زمان حياتش ((كيش شخصيت)) را در اين كشور رواج داد و تا حد ((پرستش)) مقام رهبري پيش برد. پس از مرگ او به شيوه ((جمهوري موروثي)) پسرش كيم ايل يونگ به مقام رهبري دست يافت.
بر كره شمالي سيستم تك حزبي حكم فرماست و فعاليت احزاب در اين كشور غير فانوني است و تنها حزب قانوني آن حزب كارگر مي باشد. قدرت اصلي قانون گذاري در دست كميته مركزي حزب است. مطبوعات و رسانه ها همگي دولتي هستند و آزادي بيان و عقيده در اين كشور وجود ندارد و سانسور و كنترل بشدت اعمال مي شود. از مدتي پيش در تمامي خيابان هاي پيونگ يانگ و ديگر شهرهاي بزرگ بلندگوهاي بسيار قوي نصب شده و تمام مدت براي مغزشويي شهروندان تبليغات دولتي پخش مي شود.

بازي ((موش و گربه)) اتمي
كره شمالي كشوري كوهستاني است و بغير از منابع محدود ذغال سنگ بطور طبيعي دچار كمبود انرژي است. براي رفع بحران انرژي ، كره شمالي سالهاست كه بدنبال دانش هسته اي و استفاده از انرژي اتمي است. بدين منظور چندين نيروگاه هسته اي نيز احداث شدند. اما كره شمالي براي غني سازي اورانيوم و توليد بمب اتمي احتياج به تكنولوژي بسيار پيچيده گريز از مركز دارد كه دست يابي به آن ساده نيست.
عبدالغدير خان پدر بمب اتمي اسلامي پاكستان و قهرمان ملي اين كشور بجرم فروش دانش اتمي كره شمالي بازداشت خانگي و سپس از مقامش بركنار شد.

خان در برلين غربي و شهر دلفت هلند در رشته متالورژي تحصيل كرده و در شهر لوون بلژيك دكتراي اين رشته را كسب كرده است. او پس از اتمام تحصيلات در شركت آلماني ، انگليسي و هلندي ((اورنكو)) كه سازنده دستگاه هاي گريز از مركز براي غني سازي اورانيوم است مشغول به كار شد. بعلت مشكلات ترجمه در اين شركت او پس از يك هفته به مركز شركت اعزام و با دسترسي به اسناد، مدارك و دانش هسته اي مشغول به ترجمه مي شود. او در ژانويه سال ١٩٧٦ ناگهان غيبش مي زند. سال ١٩٨٣ يك دادگاه در آمستردام او را بجرم جاسوسي غياباً به چهار سال زندان محكوم مي كند. سال ١٩٨٥ خان در سمت رئيس موسسه تحقيقات اتمي پاكستان آغاز به كار مي كند.



زماني ذالفقار علي بوتو گفته بود: ما حاضريم به لحاظ اقتصادي علف بخوريم اما بمب اتمي داشته باشيم. اينك پاكستان داراي بمب اتمي شده بود، اما از دانش موشكي براي پرتاب آن برخوردار نبود. بدين منظور خان سال ١٩٩٢ طي مسافرتي به پيونگ يانگ به دانش ساخت موشك هاي ((نودنگ)) با برد ١٥٠٠ كيلومتر دست مي يابد و در مبادله تكنولوژي گريز از مركز را به كره شمالي مي دهد.
پس از اينكه مشخص شد كره شمالي توانايي ساخت بمب اتمي را دارد در مذاكرات بين اين كشور و آمريكا در سال ٩٤/١٩٩٣ قرار شد در مقابل صرف نظر كردن كره شمالي از ساخت بمب اتمي اين كشور دو نيروگاه هسته اي احداث كند و تا زمان به بهره برداري رسيدن آن سالانه ٥٠٠ هزار تن نفت از طرف آمريكا به كره شمالي ارسال شود و آمريكا از حمله پيشگيرانه به اين كشور خودداري نمايد.
روز ٤ اكتبر سال ٢٠٠٢ جرج بوش اعلام كرد دولت كره شمالي از دو سال پيش مشغول غني سازي اورانيوم است. روز ١٤ اكتبر صادرات نفت از سوي آمريكا متوقف شد و ژاپن ، كره جنوبي و اتحاديه اروپا نيز به اين تصميم پيوستند. (البته قضیه به این سادگی ها هم نبود که در این دعوا حق با طرف آمریکایی باشد)
روز ٢٥ اكتبر دولت كره شمالي قرارداد سال ١٩٩٤ را لغو و اعلام كرد در صورت برآورده شدن سه شرط حاكميت ملي ، پايان دادن به رفتار خصمانه و برچيدن محاصره اقتصادي از سوي آمريكا، حاضر به بازگشت به پشت ميز مذاكره است.
پس از آن دولت كره شمالي از قرارداد منع سلاح هاي اتمي خارج و با در دست داشتن برگ بمب اتمي ((زبان جنگ)) را انتخاب كرده و سياست ((تشنج كنترل شده)) را دنبال مي كند. و چند بار هم تلاش کرد تا خود را از انزوا خارج کند اما دولت آمریکا به کار شکنی پرداخت. کره هم حاضر نشد از غرور ملی اش بگذرد.

اقتصاد در کره شمالی
اطلاعات در مورد کره شمالی چندان دقیق و به روز نیستند.
تولید ناخالص داخلی در این کشور 40 میلیارد دلاراست. 20 میلیون نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند.
آمارهای اقتصادی در مورد این کشور چندان دقیق نیست. تخمین زده می‌شود 37 درصد از نیروی کار آن در بخش کشاورزی و بقیه در بخش‌های صنعت و خدمات مشغول به کار باشند.
محصولات صادراتی این کشور شامل مواد معدنی، محصولات ترکیبی فلزی، کالاهای تولیدی که شامل تسلیحات نظامی نیز می‌شود، منسوجات، محصولات کشاورزی و ماهیگیری است که به کشورهای کره جنوبی (32 درصد)، چین (29 درصد) و تایلند (9 درصد) صادر می‌شود.
محصولات وارداتی این کشور شامل مواد نفتی، زغال کک، ماشین‌آلات و تجهیزات، منسوجات و حبوبات است که از کشورهای چین (27 درصد)، کره جنوبی (16 درصد)، تایلند (9 درصد) و روسیه (7 درصد) وارد می‌شود.
واحد پول كره شمالي ((وون)) برابر ١٠٠ ((چون)) مي باشد. در مبادلات رسمي ارزي يك دلار آمريكا برابر ٠٢/١ وون و يك يورو اتحاديه اروپا برابر ٩٧/٠ وون است. در بازار تبديل ارز ارزش ١ يورو برابر ١٥/١٦٧ وون و يك دلار برابر ٢٠/١٤٣ وون مي باشد.
ميزان توليد ناخالص ملي كره شمالي در سال ١٩٩٨ برابر ٦/١٢ ميليارد دلار بوده (براي مقايسه: كره جنوبي ٦/٤٤٧ ميليارد دلار) واردات كره شمالي در سال ٢٠٠٠ بالغ بر ٥/١ ميليارد دلار و صادرات آن ٩٠٠ ميليون دلار بوده است. (براي مقايسه: صادرات كره جنوبي در سال ٢٠٠٢ در حدود ١٦٢ ميليارد و واردات آن ١٥٢ ميليارد دلار بوده است). از ميزان درآمد سرانه و بيكاري آماري در دست نيست.

رفرم هاي اقتصادي:راه ((شوروي)) يا چين
پس از قدرت گرفتن كيم ايل سونگ و حزب كمونيست در سال هاي ٤٦/١٩٤٥ اقتصاد كره شمالي تماما دولتي شد.
در برنامه اصلاحات ارزي زمين هاي بيشتر از ٥ هكتار مصادره و بين دهقانان بي زمين تقسيم شد. با اين اقدام ميانگين مساحت واحدهاي كشاورزي از ٤/٢ هكتار به ٤/١ كاهش يافت و اين اقدام به كاهش ميزان توليدات كشاورزي انجاميد. در مقابل آن دولت عرضه محصولات كشاورزي در بازار را ممنوع كرد و آن را با اعمال زور به اجرا درآورد.
پس از جنگ كره ، رهبري حزب به اين نتيجه رسيد كه واحدهاي كوچك از قدرت توليد مناسب برخوردار نيستند و تصميم به ((كلكتيو)) سازي زمين هاي زراعي گرفت كه پروسه آن در اوت سال ١٩٥٨ تكميل گرديد. در آغاز هر ٨٠ خانوار بر روي ١٣٠ هكتار زمين كار مي كردند هنوز دو ماه نگذشته بود كه ابعاد كلكتيو سازي تغيير كرد و ٣٠٠ خانوار بر ٥٠٠ هكتار تقسيم شدند.
از آغاز دهه ٦٠ اقتصاد ((برنامه اي)) از سوي حزب به اجرا درآمد. اما اولين برنامه ٧ ساله با ناكامي مواجه شد و ٣ سال تمديد گرديد. دومين برنامه ٦ ساله نيز يك سال تمديد شد، و سومين برنامه ٧ ساله هم به همين سرنوشت دچار آمد و ٢ سال تمديد شد.
تا اواخر دهه ٨٠ كره شمالي از يك سو امكان حضور در بازار سوسياليستي و مبادله تهاتري را داشت و از سوي ديگر در بازار صادرات اسلحه نياز ارزي خود را تامين مي كرد. براي مثال جنگ عراق و ايران به موهبتي براي كره تبديل شد و حتي اولين مسافرت رسمي هاشمی رفسنجاني براي خريد تسليحات به كره شمالي صورت گرفت.
با فروپاشي بلوك شرق ، كره شمالي مجبور به واردات نيازهاي اقتصادي در مقابل پرداخت ارز شد. به بحران ساختاري اقتصاد ((سوسياليستي)) كمبود ارز نيز افزوده شد. ظرفيت توليد صنعتي به ١٠% كاهش يافت. براي نمونه كارخانه تراكتور سازي ((گوم سونگ)) كه بيش از ١٠هزار نفر در آن مشغول به كار هستند، طي سالهاي ٩٧ ـ ٩٥ حتي نتوانست يك تراكتور توليد كند. اين كارخانه از سال ٢٠٠٠ بالاخره توانست چند صد تراكتور توليد كند.

ازدواج در کره شمالی
زنان کره ای عموما سخت کوش و نجیب اند و جامعه کره ، جامعه ای مرد سالار است با مردانی زور گو و غیرتی که دید خیلی بدی نسبت به غریبه ها و اجنبی دارند. سابقه طولانی زور گویی ژاپنی ها و تجاوز آنها به زنان کره ای و رفتار آمریکایئها در کنار تبلیغات منفی دولت نسبت به خارجی ها ، ملغمه ای از سخت کوشی و عفاف و پاکی و تقدس نهاد خانواده برای زنان و تردید و ترس از خارجی ها و غیرتی غیر مذهبی دارد.
دختر و پسر ها با نظر دولت با هم ازدواج می کنند و ظاهرا نقش انتخاب و اختیار زوجین محترم تابع کم رنگی از اراده حزب و دولت است.مراسم ها ظاهرا خیلی کم سر و صدا و کم زرق و برق است. اجازه ازدواج صرفا در اختیار دولت است و اگه کیس انتخابی مغایر نظر دولت و حزب نبود امکان این وصلت مهیا می شود. خانه تازه داماد و عروس و شغل ایندو را هم دولت تعیین می کند. شما تشریف می برید به دفاتر حزب کارگر و کیس مورد انتخاب خودتان رو معرفی می کنید اجازه و تاریخ عروسی و مابقی داستان در اختیار دولت است. روز عروسی هم اماکنی مثل برج جوچه که نمادی از کیم ایل سونگ و ایده و ایدئولوژی اوست و مجسمه اصلی او در کاخ ریاست جمهوری است مورد بازدید عروس و داماد قرار می گیرد. این مادر مردها باید بعد از اخذ مجوز و یا دستور حزب در ازدواج ، روز عروسی هم بروند به نمادهای اصلی دیکتاتور کشورشان اعلام وفاداری کنند و زندگی را از کنار برج و مجسمه رهبر سابق و فعلی شان آغاز کنند.
همراه عروس و داماد کره ای یک خانم و آقای ساق دوش هم وجود دارد که آنها را مشایعت می کند. مرد سمت راستی و زن دست چپی ، دو ساق دوش عروس و دامادند.لباس عروسی هم کیمانوی بسیار زیبایی است. عروس و داماد می روند و در کنار مجسمه کیم ایل سونگ دسته گلی می برند و به او هدیه می کنند و زندگی این جوری شروع می شود.

مردم کره شمالی
جمعیت این کشور حدود 23 میلیون و 479 هزار نفر یا میانگین سنی 33 سال است. امید به زندگی برای زنان در بدو تولد 75 و برای مردان 69 سال است.
آماری از مبتلایان به ایدز در این کشور در دست نیست. مردم این کشور به طور سنتی پیرو بودا هستند.
زبان رسمی در این کشور کره‌ای است.

ارتباطات در کره شمالی
در این کشور 980 هزار خط تلفن ثابت وجود دارد. مطبوعات و رادیو و تلویزیون در این کشور تحت نظارت کامل دولت اداره می‌شوند.




اداي احترام مردم كره به رهبر بزرگ «كيم ايل سونگ»


تصوير رهبر قبلي و كنوني كره شمالي، رهبراني كه شديدا محبوب و مورد علاقه كره‌اي‌ها هستند.




كره شمالي، كشوري داراي قدمت ديرينه و آداب و سنن خاص است؛ لباس‌هاي محلي كره شمالي.


تمرين نظامي سربازان اين كشور.


تقريبا تمام كره‌شمالي‌ها، هم‌اندازه و هم‌هيكل هستند.


ساختمان‌هاي بدون تزيينات؛ در كره به دليل نوع حكومت كمونيستي، كمتر هزينه صرف تجملات و تزيينات مي‌شود.





كشاورزي و روستا نقشي اساسي در پيكره جامعه كره دارد.


اين هم نماد كمونيستي كشور كره شمالي.





مردم دوچرخه‌سوار را مشاهده مي‌كنيد که در حال رفتن به كارخانه هستند.


تئاتر سنتي (فولكور) يكي از سرگرمي‌هاي مردم كارگر كره است.


«لورين مازل»، رهبر اركستر آمريكايي، نخستين كسي است كه به كره شمالي براي اجراي كنسرت سفر كرده است.


بدون اینکه برخی از حقایق مطرح شده را کتمان کنم عرض می کنم حقایقی چون به صفر رسیدن و فقدان حتی یک مورد بیکاری ، بی سوادی، اعتیاد، تبعیض و فاصله طبقاتی، فساد، اختلافات سیاسی، اسراف و تجمل گرایی، آلودگی هوا و مشکلات زیست محیطی، فحشاء، اعتیاد، بیماریهای مسری، ایدز و ... از نکاتی است که نباید در یک گزارش واقعی از این کشور نادیده گرفته شوند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب misam5526 تشکر کرده اند:
vaispard, ARSAM 88, كيارش, gurkha

Senior Poster

Senior Poster



no avatar
پست ها

739

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 9 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 تیر 1388 01:26

آرشيو سپاس: 1216 مرتبه در 436 پست

Re: سوپ پوست گربه ، سفری به کره شمالی

توسط HITMAN_KU » يکشنبه 3 آبان 1388 18:21

تاپیکی با عنوان کشور عجیب کره شمالی داشتیم ایکاش این مطلبو در ادامه آن می گذاشتی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب HITMAN_KU تشکر کرده اند:
misam5526, ARSAM 88, كيارش

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

1885

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 23 مهر 1388 18:31

آرشيو سپاس: 2891 مرتبه در 1282 پست

Re: سوپ پوست گربه ، سفری به کره شمالی

توسط misam5526 » يکشنبه 3 آبان 1388 22:43

جنگ کره:


درست از فرداى پايان جنگ دوم جهانى، دنياى غرب با قدرت مهاجمى روبرو شد كه نه تنها ضعيف تر از ارتش رايش نبود بلكه با بهره گيرى از تجارب جنگ با آلمان و بلعيدن نيمى از اروپا و شمال ژاپن اكنون مبدل به قدرت زمينى اول جهان شده بود. ارتش سرخ. نامى كه در دهه هاى ۵۰ ، ۶۰ ، ۷۰ و حتى ۸۰ پشت ژنرال هاى غربى را مى لرزاند. استالين در ۱۹۵۰ دست بالا را در كليه جبهه هاى جهان به جز اروپاى غربى داشت. كمونيسم، مانند آتشى كه به كاغذ روزنامه هاى خشكيده سرايت كند به سرعت در حال گسترش بود. در ۱۹۴۹ مائوتسه دونگ در چين با بيرون راندن نيروهاى ملى گرا به فرماندهى چيانگ كاى شك عملاً پرجمعيت ترين كشور جهان يعنى چين را به اردوى « سرخها » كشانده و وضعيت دول استعمارى نظير آمريكا، فرانسه و انگليس را در شبه جزيره كره، هند و چين و كلاً شرق آسيا به شدت تضعيف كرده بود.
در اين ميان وضعيت شبه جزيره كره از هميشه حساس تر بود. شبه جزيره از ۱۹۴۵ به دو قسمت (شمالى تحت نفوذ روسها و جنوبى تحت نفوذ آمريكا) تقسيم شده بود اما نيروهاى قسمت شمالى با تحريك روسها و چينى ها تصميم گرفتند « مرز قراردادى» را از بين ببرند.


در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۵۰ نیروهای تحت فرمان حکومت کمونیستی کیم ایل سونگ در منطقه شمالی شبه جزیره کره تهاجم خود را برای تصرف منطقه جنوبی آغاز کردند. ایالات متحده آمریکا در همان روز از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را به تصویب رساند که بر اساس آن، نیروهای سازمان ملل متحد با ارتش کره شمالی وارد جنگ شدند. از آنجا که بخش عمده نیروهای سازمان ملل را سربازان آمریکایی تشکیل می‌دادند، جنگ کره به جنگ آمریکا علیه کمونیست‌ها در شرق آسیا تبدیل شد.
تا نوامبر سال ۱۹۵۰ نظامیان آمریکایی کمونیست‌ها را تا مرز چین عقب راندند. اما با ورود ارتش چین به جنگ، عقب نشینی آمریکایی‌ها تا مدار ۳۸ درجه عرض جغرافیایی ادامه یافت. ۳ سال جنگ بی حاصل میان آمریکا و کمونیست‌ها سرانجام به تقسیم شبه جزیره کره در مدار ۳۸ درجه و تشکیل دو کشور کره شمالی و کره جنوبی منجر شد.


اوضاع شبه جزیرهٔ کره در جنگ جهانی دوم
در اوایل دههٔ چهارم قرن بیستم ژاپن به بهانهٔ پیدا کردن فضای حیاتی به شبه جزیرهٔ کره لشکر کشید که در تمام سالهای جنگ جهانی دوم تحت اشغال نیروهای ژاپنی قرار داشت.پس از آنکه آلمان در بهار ۱۹۴۵ تسلیم متفقین شد، ارتش شوروی رسما به ژاپن اعلام جنگ داد و با توجه به مزر مشترک با کره توانست قسمت شمالی شبه جزیرهٔ کره را اشغال کند و با نزدیک شدن ارتش ایالات متحدهٔ آمریکا به جزیرهٔ ژاپن، نیروهای ژاپنی حاضر در کره برای دفاع از کشورشان ناچار به عقب نشینی شدند.

نفوذ کمونیسم در شبه جزیرهٔ کره
پس از پایان جنگ جهانی دوم، شوروی درصدد نفوذ کمونیست و برقراری حکومت‌های کمونیستی درکشورهای تحت اشغال ارتش سرخ از جمله قسمت شمالی شبه جزیرهٔ کره بود. شخص مورد نظر شوروی، کیم ایل سونگ که در زمان اشغال کره توسط ارتش ژاپن به اتحاد جماهیر شوروی گریخته بود و در خدمت ارتش سرخ شوروی قرار گرفت. پس از اشغال شمال توسط شوروی در سال ۱۹۴۵ وارد کره شد و با کمک شوروی و طرفدارانش توانست قدرت را در شمال تصاحب کند از همین جا بود که اختلافات با جنوب که مخالف کمونیست بودند شروع شد.

عبور از مدار ۳۸ درجه
مدار ۳۸ درجه خط جغرافياى سياسى ۲ كشور را تعيين مى كرد و سازمان ملل نيز از خط فرضى مذكور حمايت مى كرد. اما رهبرى كره شمالى در اين زمان بر عهده مردى قدرت طلب به نام كيم ايل سونگ بود كه تا نيم قرن بعد نيز در عرصه سياسى كره حضور داشت.
به دستور وى ۷ لشكر آموزش ديده كره شمالى در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ با عبور از مدار ۳۸ درجه نيروهاى ضعيف و پراكنده كره جنوبى را از هم پاشيده و به سرعت مسير پايتخت كره جنوبى يعنى سئول را پى گرفتند. آمريكا به عنوان متحد اصلى كره جنوبى در اين زمان نيروى قابل توجهى براى مقابله با مهاجمان شمالى نداشت و تنها سعى كرد با استفاده از نيروى هوايى سرعت هجوم آنها را كند كند. در روزهاى ۲۷ و ۲۸ ژوئن جنگنده هاى جت آمريكايى با ساقط كردن ۷ هواپيماى كره اى از نوع ياك _ ۹ و ال _ اى _ ۷ نخستين ضربه را به نيروى هوايى كره زدند. در ۲۸ ژوئن داگلاس مك آرتور فرمانده قواى آمريكا در خاور دور دستور بمباران خطوط تهاجمى شمالى ها را داد. در روزهاى ۲۸ و ۲۹ ژوئن بمب افكن هاى مهيب ب _ ۲۹ و ب _ ۲۶ موسوم به دژ پرنده با بمباران همزمان پايگاههاى نظامى و هوايى كره شمالى ضربات سنگينى به آنها وارد كردند به ويژه آنكه ۲۵ هواپيماى كره اى در پيونگ يانگ پايتخت كره شمالى بر روى زمين منهدم شدند. اما اين وقايع تأثيرى بر توان زمينى شمالى ها نداشت و آنها در ۳۰ ژوئن ديوار دفاعى جنوبى ها در رودخانه «مان» را شكسته و به جنوب سرازير شدند.

ورود سازمان ملل
در اول جولاى ۱۹۵۰ با دستور ترومن رئيس جمهور آمريكا دهها هزار سرباز آمريكايى در بندر بوسان كره جنوبى (در جنوب شرق اين كشور) پياده شدند. اين در حالى بود كه شوراى امنيت سازمان ملل نيز طى قطعنامه اى كه از سوى روسها و چينى ها وتو نشد از كشورهاى مختلف درخواست كرد كه به كمك كره جنوبى بشتابند. جنگنده هاى اف-۸۰ آمريكايى كه اولين نسل از جت هاى با سرعت مافوق صوت بودند در كنار هواپيماهاى موستانگ و بى _ ۲۶ در يك گروه عظيم ۱۴۰ فروندى از روى ناوهاى هواپيمابر و پايگاههاى محلى، عليه اهداف كره شمالى به پرواز درآمدند. شدت بمباران به اندازه اى بود كه كره اى ها براى مدتى دچار انفعال شدند. بويژه آنكه بمب افكن هاى سنگين آمريكايى از ارتفاع بالا بمباران مى كردند و هواپيماهاى جت نيز به دليل سرعت عمل قابل رهگيرى نبودند. اما شمالى ها در روى زمين بر سرعت خود افزودند و سئول پايتخت كره جنوبى سقوط كرد. ظرف ۱۰ روز كل كره جنوبى به جز بندر بوسان به اشغال شماليها درآمد.

ضدحمله متحدان
با ورود استراليا، ژاپن، انگليس و ۱۱ كشور ديگر به سود كره جنوبى ورق برگشت و شهر بوسان كه پس از يك هفته نبرد تا سقوط فاصله اى نداشت بيش از ۵۰ روز مقاومت كرد. البته يكى از دلايل طولانى شدن اين مقاومت بمباران بى وقفه بمب افكن هاى عظيم بى _ ۲۹ بر روى قواى كره شمالى در اطراف بوسان بود به طورى كه در يك حمله در ۱۶ اوت ۱۹۵۰ ، ۹۸ فروند از اين هواپيماهاى غول پيكر ۴۰ هزار سرباز شمالى را به گونه اى زير بمباران گرفتند كه از بين آنها كسى حتى به عنوان مجروح جان به در نبرد. بررسى هاى بعدى نشان داد كه بمباران اين هواپيماها اثرى معادل ۳۰ هزار گلوله توپ سنگين را بر نيروى مهاجم داشته است.


در اوايل سپتامبر حملات متعدد به بوسان بى نتيجه ماند و در ۱۰ سپتامبر نيروهاى سازمان ملل متحد در پناه بمباران سنگين هواپيماهاى آمريكايى خط محاصره بوسان را شكسته و نيروهاى مضمحل شده شمالى را عقب راندند. از آن طرف مك آرتور با انجام يك عمليات آبى _ خاكى سئول را آزاد كرد و واحدهاى پراكنده شمالى به آن سوى مرز عقب رفتند. اين بار نوبت جنوبى ها بود كه با پيشگيرى متحدان به داخل كره شمالى حمله كنند. پيشروى به داخل كره شمالى در ابتدا بسيار ساده صورت گرفت اما خبر وحشتناكى در اين زمان به ستاد ارتش آمريكا رسيد.

ورود چين به جنگ
مائو در اين زمان درنگ را جايز نديد و به واحدهاى بزرگ زرهى و پياده خود كه در شرق چين مستقر بودند دستور داد تا از شمال وارد كره شوند. هنگامى كه تفنگداران و چتربازان واحد ۱۱۸ آمريكا آماده ورود به پيونگ پانگ بودند ناگهان احساس كردند پاسخ آتش آنها را حريف قدرتمندترى جواب مى دهد. اين حريف واحدهاى ارتش خلق چين بود. در ماه نوامبر مجدداً همه چيز به زيان جنوبى ها تغيير كرد. ژنرال «پيااو» ۱۸ لشكر نيروى چينى را وارد كارزار كرد و در اولين برخورد قواى متحدين را كاملاً خرد و نابود كرد. اين بار از نيروى هوايى نيز كارى ساخته نبود چرا كه جتى جديد به نام ميگ ۱۵ جنگنده هاى نسل قبلى آمريكا نظير اف _ ۸۰ و موستانگ را مانند برگ خزان بر زمين مى ريخت. خلبانان ورزيده ميگ در موج بعدى حملات خود بمب افكن هاى بزرگ بى _ ۲۹ را مورد حمله قرار دادند. اين غول هاى پرنده عليرغم بزرگى جثه به دليل كندى عمل به شدت آسيب پذير بودندو اگر بدون جنگنده محافظ حركت نمى كردند انهدام آنها توسط ميگ ۱۵ به سادگى انجام مى شد.


اما از ماه دسامبر ۱۹۵۰ با ورود جنگنده مدرن اف _ ۸۶ موسوم به سيبر، آمريكاييها تاحدودى موفق به عقب راندن نيروى هوايى چين و كره شمالى شدند. از اين زمان به بعد آمريكا در پناه اين جنگنده ها بمب افكن هاى بزرگ خود را بر فراز قواى زمينى چين مى فرستادند. بارها اتفاق مى افتاد در حالى كه جنگنده هاى ميگ با سيبرهاى محافظ درگير نبرد بودند بى _ ۲۹ ها نيز به بمباران اهداف خود مى پرداختند.



تسخير مجدد سئول
در ژانويه ۱۹۵۱ چينى ها با استفاده از برترى قابل ملاحظه قواى خود متحدين را از سئول عقب راندند و حتى بمباران هاى شديد آنها توسط واحدهاى پروازى آمريكا سرعت پيشروى آنها را كم نكرد. آمريكا تنها در ۵ روز ۲۶۰۰ سورتى پرواز عليه آنها انجام داد كه منجر به كشته و زخمى شدن حدود ۳۸هزار چينى شد. (در ماه دسامبر نيز ۳هزار چينى در اثر بمباران كشته شده بودند). اين بمباران ها سرانجام در ماه فوريه كار خود را كرد و چينى ها و شمالى ها در جنوب غرب كره جنوبى متوقف شدند. البته تلفات هوايى آمريكا نيز در اين مدت سنگين بود. از جمله سقوط ۳ فروند بى ۲۹ و غيرقابل استفاده شدن ۵ فروند ديگر آنها.

آغاز نبردهاى سنگين هوايى
از اوايل سال ۱۹۵۱ با ورود خلبانان جديد و ورزيده آمريكايى، تلفات شمالى ها رو به افزايش گذاشت به طورى كه شماره ميگهاى ساقط شده از ۱۰۰ فروند گذشت (در جنگ كره در مجموع ۷۹۰ ميگ ۱۵ سقوط كرد) و از آن طرف حملات متمركز متحدان خطوط آهن، جاده ها و پل هاى مورد استفاده كمونيستها را به شدت تخريب كرد. اما شمالى ها همزمان با تقويت پدافند خود و سرعت دادن به بازسازى ها، حملات هوايى متحدين را خنثى كرده و تنها طى ۳ ماه ۸۱ هواپيماى آمريكايى و متحدين آنها را ساقط كردند.
از سوى ديگر از ژوئن ۱۹۵۱ روسها رسماً با آموزش خلبانان چينى محور پكن _ پيونگ يانگ را تقويت كرده و از ماه سپتامبر نيروى هوايى آمريكا را مجبور به عقب نشينى كردند. از جمله نبردهاى بزرگ اين دوره نبرد ماه اكتبر بود. در اين حمله ۸ بمب افكن بى _ ۲۹ تحت حفاظت ۵۰ جت قدرتمند اف ـ ۸۴ با حركت به سمت پايگاههاى هوايى شمال كره سعى كردند بازوان اصلى نيروى هوايى شمال را از كار بيندازند اما ناگهان با ۱۰۰ ميگ ۱۵ آماده مبارزه مواجه شدند، اف - ۸۴ها از گروه جدا شده و به نبرد با واحدهاى شمالى رفتند غافل از آنكه ۵۰ ميگ ديگر آماده براى ورود به صحنه و حمله به بمب افكنهاى بى ۲۹ مى شدند. در آن روز آمريكاييها يكى از بزرگترين شكستهاى هوايى اين جنگ را تحمل كردند. از ۸ بمب افكن بى - ۲۹ ، ۳ بمب افكن ساقط و ۵ فروند ديگر با وضعيتى دشوار در حالى كه نيمى از خدمه خود را از دست داده بودند به جنوب بازگشتند.
آمريكا در اين زمان پى برد كه نبرد شبه جزيره كره نبردى درجه دو با خلبانان جهان سومى نيست بلكه خلبانان كره شمالى و چين با ابراز شجاعت خود دست كمى از آمريكاييها ندارند بنابراين در ماه نوامبر ۱۹۵۱ دست به آخرين تلاش خود زد. استفاده از تيپ شكارى پنجاه و يكم به فرماندهى فرانسيس گابرسكى. اين سرهنگ خلبان كه از تك خالهاى جنگ دوم جهانى بود با به كارگيرى شيوه هاى جديد و بهره گيرى از خلبانان مجرب ظرف ۳ ماه بازى را مجدداًبه سود آمريكا برگرداند. تنها در ماههاى ژانويه و فوريه ۱۹۵۲ ، ۸۳ ميگ ۱۵ به دست واحد او منهدم شدند در حالى كه تنها ۶ هواپيما از دست داد. در واحدهاى تحت فرمان او خلبانان مانند سروان جوزف مك دانل با ۱۶ پيروزى هوايى ، سرهنگ جابارا با ۱۵ پيروزى ، سروان فرناندز با ۱۴ پيروزى و سرهنگ دوم ديويس با ۱۴ پيروزى شرايطى را براى چينى ها و شمالى ها به وجود آوردند كه پس از آن كره اى ها جنگنده هاى خود را تنها براى مواقع ضرورى به كار مى گرفتند.

مذاكرات صلح
نيروهاى سازمان ملل اما در زمين قادر به پيشروى قابل ملاحظه اى نبودند چرا كه سيل داوطلبان چينى در كنار مبارزه شجاعانه شماليها بدانها اجازه نفس كشيدن نمى داد. آنها خواستار آتش بس بودند حال آنكه شمالى ها شرايط مذاكره را نمى پذيرفتند. در بهار ۱۹۵۲ آمريكا سعى كرد با بمبارانهاى شديد كره را مجبور به قبول آتش بس كند. شبكه هاى راه آهن ، نيروگاهها، پلها و خطوط تداركاتى كاملاً منهدم شدند و كارى از جنگنده هاى شمال نيز ساخته نبود چرا كه مستشاران روس نيز تحت فشار بين المللى از كره شمالى رفته بودند.
آمريكا زمانى كه مقاومت كره شمالى را ديد در ماه مه ۱۹۵۳ با حمله به سدهاى اين كشور دست به اقدامى زد كه به نوعى جنايت جنگى بود چرا كه با از بين بردن سدهاى مذكور عملاً تلاش يك سال مردم اين كشور در كاشت محصول برنج كه غذاى اصلى آنها بود از بين رفت مضافاً آنكه جاده ها، روستاها و ارتباطات زمينى آنها نيز كلاً قطع شد.

آتش بس
در ۲۸ ماه مه صدها هزار سرباز چينى و كره اى دست به آخرين تلاش براى بيرون ريختن آمريكاييها زدند اما صدها هواپيماى جنگى بارانى از آتش را بر سر آنها فرود آوردند و عمليات مذكور را با شكست مواجه كردند. دراين نبردها ۷۲هزار شمالى كشته شدند. سرانجام كره شمالى در ۲۷ ژوييه تن به آتش بس دادچرا كه چاره اى نداشت بنابراين طرفين به مدار ۳۸ درجه بازگشتند.

نتايج اين نبرد
نبرد كره از جمله پرتلفات ترين نبردهاى نيمه دوم قرن بيستم است در اين نبرد ۵۴ هزار آمريكايى كشته و حدود ۳۰۰ هزار نفر زخمى ، مفقود و اسير شدند نبرد كره براى هيچ كس پيروزى نداشت و فقط تلفات در پى داشت. ۲۰هزار سرباز سازمان ملل ، ۹۰۰ هزار چينى و كره شمالى و ۴۰۰ هزار غيرنظامى تلفات ديگر اين جنگ بودند. اما جنگ كره را مى توان اولين اقدام جدى چينى ها براى ورود به عرصه بين الملل دانست آن هم در منطقه اى كه براى آمريكا اهميت بسيار زيادى داشت. شكى نيست اگر شمالى ها در هوا جنگ را نمى باختند جنگ به سود آنها تمام مى شد. كره شمالى در عين حال اولين ميدان آزمايش قدرت جتهاى جديد بود. جتهايى كه از نظر چابكى و سرعت اصلاً با هواپيماهاى ۲موتوره جنگ دوم جهانى قابل مقايسه نبودند.

جنایات جنگی
کشف وافشاي گورهاي جمعي در کره جنوبي و اسکلت اجساد و حقايق دفن شده مربوط به اوايل جنگ کره نشان مي دهد که چگونه رژيم تحت حمايت آمريکا در کره جنوبي هزاران مخالف وکشاورز نگون بخت را در تابستان 1950 قتل عام کرد .
براساس اين گزارش ، در سال 1950 با حرکت مهاجمان کره شمالي به سمت جنوب ،ارتش و پليس کره جنوبي با حضور افسران نظامي امريکا زندان هاي کره جنوبي را تخليه و زندانيان را با شليک گلوله مي کشتند و اجساد آنها را يا در خندق ها و يا در معدن هاي متروک و يا داخل دريا مي ريختند.
ز جمله اين کشته شدگان زنان و کودکاني بودند که بسياري از آنها هرگز محاکمه نشدند ، همچنين اعدام‏هاي جمعي با هدف جلوگيري از تقويت نيروهاي کره شمالي از سوي چپ گرايان جنوب درچند هفته انجام شد و عمدتا به مدت يک قرن از تاريخ پنهان ماند. طبق برآورد کميسيون تحقيق درباره کشتارها ، نيروهاي آمريکايي حداقل صدهزار نفر را در اين جنگ قتل عام کرده‏اند.

پس از پایان جنگ
پس از پایان جنگ، سازمان کشورهای بی طرف متشکل از نیروهای حافظ صلح سوئیس و چند کشور بی طرف دیگردر جنگ کره برای نظارت بر رعایت آتش بس دو طرف، در خاک کرهٔ جنوبی تاسیس گردید.آمریکا نیز برای حفظ جایگاه خود پس از جنگ، چند پایگاه نظامی در خاک کرهٔ جنوبی ایجاد کرد. شوروی نیز برای تقویت کره شمالی تجهیزات نظامی و هم چنین پایگاه اتمی در کره شمالی تاسیس کرد.

منابع تحقیق :

هوانورد newcoy.persianblog.ir
آمریکا نگاه نو www.usanewlook.com


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان