در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Major

Major



نماد کاربر
پست ها

1885

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 23 مهر 1388 18:31

آرشيو سپاس: 2891 مرتبه در 1282 پست

علمای شیعه در عصر مشروطه و انگاره سلطه غرب (3)

توسط misam5526 » پنج شنبه 14 آبان 1388 14:11

3.سید محمد طباطبایی
تصور حتمی الوقوع بودن تغییرات و اصلاحات و انگاره سلطه غرب را به شکل واضح‏تری در نامه‏ای که سید محمد طباطبایی از رهبران روحانی نهضت مشروطیت در تهران قبل از مهاجرت کبری و صدور فرمان مشروطیت به عین الدوله نوشته است مشاهده می‏کنیم که حکایت از تصویر ذهنی او از اوضاع و احوال زمانه‏اش دارد.او خطاب به عین الدوله می‏نویسد:

...اصلاح تمام اینها منحصر است به تاسیس مجلس و اتحاد دولت و ملت و رجال دولت با علما...این اصلاحات عن‏قریب واقع خواهد شد لیکن ما می‏خواهیم به دست پادشاه و اتابک خودمان باشد نه به دست روس و انگلیس و عثمانی، ما نمی‏خواهیم در صفحات تاریخ بنویسند دولت به مظفر الدین شاه منقرض و ایران در عهد آن پادشاه بر باد رفته....(کسروی، 1363، ص 81)

این عبارات، به‏مانند آیینه‏ای شفاف انگاره سلطه غرب را در ذهن این رهبر مشروطه خواه نشان می‏دهد که متوجه خطر نابودی حکومت ایران و نجام اصلاحات به دست دشمنان بیگانه مانند روس و انگلیس و عثمانی بوده است که برای رهایی از آن تقاضای تشکیل مجلس خودی مطابق با آیین مذهب شیعی را کرده است.وی در نامه دیگری در همین زمان که به مظفرالدین شاه نوشته است باز همین خطر را گوشزد کرده و از خطر ذلت مسلمانان و ضعیف شدن اسلام سخن به میان آورده است.

حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد البته اعلیحضرت راضی نمی‏شود در تواریخ نوشته شود در عهد همایونی، ایران به‏باد رفت، اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند.(کسروی، ص 86)
4.آیت اللّه میرزا حسین نائینی

آیت اللّه میرزا حسین نائینی از دیگر علمای نجف و شاگرد مبرز آخوند خراسانی در عصر مشروطیت که کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله خود را در جهت اصلاح حکومت و جامعه درایران و تحدید سلطنت استبدادی قاجاریه و تبیین اصول مشروطیت اسلامی نگاشته است نظیر دیگر هم مسلکانش آخوند و سید محمد طباطبایی که به صورت عملی به دفاع و حمایت از مشروطه برخاستند او نیز که از احتمال سلطه اجانب بر کشور رنج می‏برد و از سلطه غریبها بر مملکت اسلامی-که تصویر حاکم بر ذهن علما بود- واهمه داشت از لحاظ نظری با نگارش این کتاب در تایید نظام مشروطه و تقبیح سلطنت گام برداشت او در بیان علت ترجیح نظام مشروطه بر نظام پادشاهی استبدادی که به خوبی نمایانگر تصویر ذهنی او از غرب است می‏نویسد:

پرداختن همسایگان جنوبی و شمالی به نقشه قسمت مملکت‏[ایران‏]فیما بین خودشان-و کثرت مشاهده نظائر و اشباه آن، فلااقل من لزوم التحذر:علی هذا بدیهی است که تحول سلطنت جائزه غاصبه از نحوه ظالمه اولی به نحوه عادله ثانیه‏[مشروطیت‏]علاوه بر تمام مذکورات موجب حفظ بیضه اسلام و صیانت حوزه مسلمین است از استیلاء کفار، از این جهت از اهم فرائض خواهد بود.(نائینی، 1361، ص 50)

با دقت در این عبارات مشاهده می‏کنیم که نائینی از سلطه کفار بر مملکت اسلامی و هدم اساس دین و دیانت توسط قدرتهای بزرگ آن زمان یعنی روس و انگلیس که در متن مورد اشاره از آنها به عنوان همسایگان شمالی و جنوبی یاد می‏کند واهمه داشته است.لذا تغییر سلطنت استبدادی قاجاریه را به نظام مشروطه به عنوان راه حلی برای نجات کشور از سلطه بیگانه و حفظ اسلام و مسلمین دنبال می‏کرده است و به همین خاطر آن‏را در زمره اهم واجبات بر می‏شمارد، چه از نظر او تحت سلطه استبداد بودن مساوی با از دست دادن استقلال و هویت اسلامی است که در ممالک دیگر اسلامی مانند افریقا و بعضی کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است.او معتقد است اگر ایرانیان به خود نیایند و از خواب غفلت برنخیزند و از رقیت و بندگی پادشاهان مستبد خود را نرهانند همان بلایی بر سر آنها می‏آید که بر این ممالک رفته است یعنی هم استقلال و هم دین خود را از دست خواهند داد او می‏نویسد:

چنانچه باز هم مسلمانان‏[ایران‏]از این سکرت و غفلت به خود نیایند، و کمافی السابق در ذلت عبودیت فراعنه امت و چپاول چیان مملکت باقی بمانند، چندی نخواهد گذشت که العیاذ باللَّه تعالی-مانند مسلمین معظم افریقا و اغلب ممالک آسیا و غیرذالک، نعمت شرف و استقلال قومیت و سلطنت اسلامیه را از دست داده و در تحت حکومت نصاری اسیر، و دوره‏ای نخواهد گذشت که مانند اهالی اندلس و غیرها، اسلامیتشان به تنصر و مساجدشان کنیسه و اذانشان به ناقوس و شعائر اسلامیه به زنار، بلکه اصل لسانشان هم مانند آنان مبدل و روضه منوره امام هشتمشان هم پایمال نصاری خواهد گشت(نائینی، ص 50-49)

در عبارت فوق حاکمیت انگاره سلطه غرب بر ذهن نائینی به وضوح نمایان است او از اینکه کشور مسلمان شیعی به دست کفار و زنادقه بیفتد و اساس مسلمانی در خطر افتد هراس دارد و ریشه بروز این خطر برای جوامع اسلامی از جمله ایران را در وجود حکومت استبدادی این کشورها و عمل نکردن به اصول اجتماعی اسلام می‏داند.نائینی معتقد است آنچه در صدر اسلام باعث ترقی و نفوذ آن در کمتر از نصف قرن شد اجرای اصول اسلامی آزادی و مساوات بود به طوری که احاد مسلمانان با خلفا و حکام خود برابر بودند اما مسلمانان به تدریج گرفتار پادشاهان مستبد و جائر شدند و این اصول اساسی اسلام یعنی برابری و آزادی را به فراموشی سپردند و از این رو تحت بندگی و رقیت پادشاهان جور قرار گرفتند.اما متاسفانه در حال حاضر کشورهای مسیحی این اصول را از ما گرفتند و به آنها عمل کردند و توانستند کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری به تسخیر خود در آورند.او می‏نویسد:

تمام سیاسیین و مطلعین بر اوضاع عالم من الاسلامیین و غیر هم، بر این معنی معتقدند که همچنانکه مبدا طبیعی آن چنان ترقی و نفوذ اسلام در صدر اول- که در کمتر از نصف قرن به چه سرعت و سیر به کجا منتهی شده همین عادله و شورویه بودن سلطنت اسلامیه و آزادی و مساوات آحاد مسلمین با اشخاص خلفاء و بطانه ایشان در حقوق و احکام بود، همین طور مبدا طبیعی این چنین تنزل مسلمین و تفوق ملل مسیحیه بر آنان هم که معظم ممالک‏شان را بردند و هیچ نمانده که این اقل قلیل باقی مانده را هم ببرند، همین اسارت و رقیت مسلمین در تحت حکومت استعبادیه مورثه از معاویه، و فوز آنان است به حکومت مسئوله ماخوذه از شرع مسلمین.(نائینی، ص 49)

مشخص است که نائینی علت سلطه غربیها بر جوامع مسلمین را عمل کردن آنها به اصول دینی مسلمانان و غفلت مسلمانان از اصول دینی خود می‏داند و به همین دلیل است که در کتاب خود بارها این مسئله را تکرار می‏کند که«هذه بضاعتنا ردت الینا» (نائینی، ص 60)و یا در تقریظهایی که مراجع بزرگ حامی مشروطیت آخوند خراسانی و مازندرانی بر کتابتنبیه الامهاو نوشتند هر دو بر ماخوذ بودن اصول و مبانی مشروطیت از اسلام تاکید داشتند.(نائینی، ص 1)

نکته‏ای که در نقد این برداشت نائینی و سایر مراجع نجف از مقایسه اصول نظامهای مشروطه غربی با رفتار پیامبر اکرم و ائمه معصومین و خلفای صدر اسلام باید گفت این است که پیشرفت و ترقی و نفوذ مسلمانان در ممالک دیگر در صدر اسلام با پیشرفت و توسعه غربیها و مسیحی‏ها در جوامع اسلامی در عصر حاضر مقایسه‏ای نادرست و قیاسی مع الفارغ است که ناشی از خوشبینی آنان به نظامهای غربی است.اگر رفتار پیامبر اکرم(ص)و امامان معصوم و خلفای صدر اسلام بر پایه عدالت و برابری و آزادی به‏عنوان عاملی برای پیشرفت و نفوذ اسلام در ممالک دیگر نظیر ایران و روم تلقی می گردید، فتح کشورهای اسلامی توسط مسیحی‏های غربی از کشورهای افریقایی و آسیایی گرفته تا اندلس و غیره به خاطره عمل کردن به اصول برابری و آزادی آنها نبوده بلکه به خاطر خوی استعماری آنهاست که از جهالت مسلمانان و اسیر بودن آنها در دست ظالمین و مستبدین استفاده کرده و بر حکومتها منابع اقتصادی آنها یعنی بر سیاست و اقتصادشان مسلط شدند.به‏عبارت دیگر اگر در صدر اسلام اخلاق و رفتار اسلامی حاکمان مسلمان باعث توسعه و پیشرفت اسلام در سرزمینهای دیگر شد در عصر حاضر این عمل به برابری و آزادی در نظامهای مشروطه غربی نبود که باعث فتح کشورها و سرزمینهای اسلامی توسط غربی‏ها شد بلکه آن خوی استعماری آنها و جهالت مسلمانان و پادشاهان مستبد حاکم بر آنها بود که سلطه آنها بر جوامع اسلامی را گسترش داد.در واقع سوغات غرب برای جوامع اسلامی، آزادی و رهایی از دین بود نه آزادی از بندگی حکومت استبدادی که علما به غلط فکر می‏کردند اگر نظام مشروطه و قانون غرب را بیاورند به پیشرفت نائل می‏شوند و از قید استبداد رهایی پیدا می‏کنند.

شاید این اشتباه در تطبیق را که علما مثلا برابری در مفاهیم غربی را با مساوات در اسلام یا مجلس شورا را با مشورت در اسلام مقایسه می‏کردند و یا تعابیری از قبیل «هذه بضاعتنا ردت الینا»را به کار می‏برند، به‏خاطر ذهنیت تاریخی علما و مردم است که مفاهیم جدید غربی را در قالب فرهنگ سنتی، دینی و بومی خود درک می‏کردند نه مطابق با آن سرگذشتی که این مفاهیم در فرهنگ غربی داشته‏اند.ماشااللّه آجودانی این ذهنیت تاریخی ایرانیان را اینگونه توضیح می‏دهد.

مردمی که گرداننده انجمن‏ها[مشروطه‏]بودند با ذهنیت تاریخی خود و مهم تر از آن با تجربه زبانی خود، آن مفاهیم را آن‏گونه می‏فهمیدند که با ساختار ذهن و زبان و با فرهنگشان هماهنگی داشت.....ایرانی با چنین ذهن و زبان و تاریخی، آن‏گاه که با مفاهیم جدید آشنا می‏شد، چون تجربه زبانی و تاریخی آن مفاهیم را نداشت، آنها را با درک و شناخت و برداشت تاریخی خود و با تجربه زبانی خود، تفسیر، تعبیر و بازسازی می‏کرد، و سعی می‏کرد از بیگانگی آن مفاهیم جدید، با تقلیل دادن آن به مفاهیم آشنا و یا تطبیق دادن آنها با دانسته‏های خود، بکاهد و صورتی مانوس و آشنا از آنها ارائه دهد و در همین جریان آشناسازی‏ها بود کهآزادی قلم و بیانبه‏سادگیبه‏امر به معروف و نهی از منکرمعنی می‏شد و از آن مهم‏تر:؛اساس مشروطیت و حتی دموکراسی بهامر هم شوری بینهمتعبر می‏گردید(آجودانی، 1382، صص 9-8)
5.سید نصر اللّه تقوی

یکی‏دیگر از علمای مشروطه‏خواه که تصویر ذهنی او را از نظامهای غربی مورد بررسی قرار می‏دهیم سید نصر اللّه تقوی است او با بیان اینکه در گذشته اسلام در خطر نبوده ولی اکنون به دلیل موقعیت خاص زمانه و خطر دشمنان اسلام که از آنها به«دول متمدنه متیقظه(بیدار شده)»یاد می‏کند، اسلام را در خطر می‏بیند و معتقد است تأسیس نظام مشروطه و تشکیل مجلس شورا باعث حفظ اساس اسلام و نجات کشور از بی‏قانونی می‏شود و اگر اقدام به چنین کاری نشود باید منتظر تقسیم کشور ایران توسط قدرتهای استعماری بود و بدین ترتیب غلبه انگاره سلطه غرب را بر ذهن این عالم مشاهده می کنیم.او در این رابطه می‏نویسد:

بسیار فرق است زمان حاضر را با سوبق ایام، ایام گذشته اصول مذهب محفوظ از سانحه تزلزل زوال و احتمال اضمحلال بود لذا موجبی قوی برای مطالبه حقوق عموم و مداخله این‏گونه امور در کار نبود ولی امروز در حقیقت مطالبه مجلس شورای ملی، هر چند مشتمل بر فوائد لاتحصی است ولی بزرگتر فایده‏ای که باید جالب قلوب متدینین باشد، حفظ اساس مذهب است چنانچه‏ اگر کسی اندک عطف طرف به خارج این مملکت کرده از اوضاع جدیده دنیا مطلع شده باشد، می‏داند با این اهتمام تام که دول متمدنه متیقظه‏[بیدار شده‏]در تغییر اوضاع هر کجا، ؛خاصه همسایگان دارند، محال است این قطعه مملکت را به این اختلاط تمام و ارتباط ما لا کلام خراب و یباب [منهدم‏]به‏وضع بی‏قانونی واگذارند و از دائره حدود و حقوق عامه، معاف و مستثنی شناسند، و این مسئله معهود متسالم علیه‏[توافق شده‏]بین دول اساسیه است که مملکت بی‏قانون را به حال خود نباید رها ویله کرد، بلکه راه استیلای هر دولتی را که بر چنین مملکت باز ببینند، به‏امضای جملگی، آن مملکت را لقمه طیب واکله حلال او دانند(تقوی، 1374، صص 364-263)

انگاره سلطه غرب بر ممالک اسلامی و از جمله ایران در این سند نیز مانند اسناد دیگر به خوبی نمایان است و حکایت از یک ذهنیت دارد و آن هم ترس از سلطه غریبها و اقدام عاجل جهت جلوگیری از نابودی کشور اسلامی، لذا تقوی برای رهایی از سلطه اجانب چند پیشنهاد را ارائه می‏کند اول اینکه تسلیم کامل غریبها شویم و از آنها استقبال کنیم که در آن صورت به تعبیر وی«طوق رقیت و عبودیت برگردن مانهند که در این حال پیدا است علاوه بر عار و ننگی که از ما تا به قیامت یادگار ماند..شرف امتیاز مذهبی را از دست داده.»(تقوی، ص 264)و گذشته از این، اجانب که بر ما مسلط شدند آن«منافعی که حالا از استقلال دولت برای ما مرتب است از دست خواهد رفت» (تقوی، ص 264)و در این صورت قادر نخواهیم بود که جلوی منکرات اسلامی را بگیریم. دوم اینکه اجازه دهیم«طوائف فاسده و فرق ضاله سبقت کنند، دود از نهاد دولت و ملت بر آورند»(تقوی، ص 265)که در این صورت اینان کمترین کاری را که انجام خواهند داد«تغییر مذهب»(تقوی، ص 265)خواهد بود، سوم اینکه اجازه دهیم«معاندین مذهب و ملت...که کمر بسته‏اند در دنیا نام و نشانی از دین و آیین باقی نگذارند سوار کار شوند.»(تقوی، ص 265)چهارم اینکه علما با اخذ اصولی از تمدن غربی مانند قانون اساسی و مجلسی که به صلاح دین و مملکت باشد سعی در حفظ مملکت کنند و آن‏را از بی‏قانونی نجات دهند.بدین ترتیب کشورهای غربی، دیگر به ما به چشم حقارت نگاه نخواهند کرد و از طرفی مذهب و استقلال مملکت خویش را حفظ کرده‏ایم.این راه حل نهایی و مطلوب تقوی را با عبارات خودش نقل می‏کنیم:

چهارم اینکه همین نحو شود که علما اقدام کرده، با همه بعد مذاقی که در این مشرب داشته، حقانیت مذهب و باطن شریعت مطهر، محرک شود و قلوب آنها را به اندازه‏ای به جانب این مقصد عطف دهد که با قبول و حصول همه مخاطرات از اعلیحضرت در خواست کرده، بعد از تحصیل موجبات اتحاد بین دولت و ملت، مجلسی که حافظ حدود طرفین و حامی حقوق جانبین باشد، مشتمل بر قواعد مذهبی تشکیل دهند و همواره اصلاحاتی که در هر امر مهمی لارم است نگذارند خارج از ملاحظه و تصویب منتخبین ملت وقوع یابد.واضح است کار که به این صورت در آید، نه دولی دیگر می‏توانند به عذر بی‏قانونی و هرج و مرج به چشم حقارت به ما نگاه کرده، با ما معامله نمایند که با طوائف خارج از دائره تمدن می‏کنند و نه فرق باطله را مجال است که با دخول روسای مذهب و امنای دولت، قصد سویی درباره ملت و دولت کنند(تقوی، ص 265)

بنابراین بر پایه این اعتقاد تقوی سعی دارد با ارائه طرح اصلاح حکومت مطابق با مقتضیات زمان و براساس قوانین مذهب شیعه، ایران را از زمره ملل عقب‏مانده خارج و در جرگه ملل متمدن در آورد و در عین حال اسلام و کشور را حفظ کند و از سلطه فرق باطله نیز در امان نگه دارد.
6.آقا نور اللّه نجفی اصفهانی

همین تصویر ذهنی علما را در رساله«مقیم و مسافر»آقا نور اللّه نجفی اصفهانی مشاهده می‏کنیم که از سلطه بیگانگان بر سرزمین اسلامی ایران بیم دارد و خواهان تغییر و تحول و اصلاح در جامعه برای نجات کشور از یوغ استعمارگران است.او می‏نویسد:

آیا حکم اسلام این است که مسلمانان همه قسم ظلم بکشند همه نوع جور تحمل نمایند، آیا ساکت بنشینند اسلام از میان برود، آیا آسوده بنشینند که اجانب ممالک اسلامی را به تدبیر سیاسی متصرف شوند.آیا باید فریاد مظلوم شنید و گوش نداد یا باید مسلمین ذلیل و زبون شوند ملیت، قومیت و سلطنت شیعه از میان برود، احکام اسلامی منسوخ و قوانین اروپا کم کم جاری شود؟هیچ عالمی چنین رای نمی‏دهد.(نجفی اصفهانی، 1374، ص 445)

آقا نجفی در این رساله به حکمی از علمای نجف اشاره می‏کند که در آن از مردم و علما ایران خواسته شده است از اساس مشروطیت حفاظت کنند و در مقابل مستبدین و اجانب پایداری کنند و تاکید کرده‏اند که اگر غیرتمندان ایران به صبر و سکوت بگذرانند، عما قریب است که العیاذ باللَّه تعالی، مساجد اسلام و گنبد و روضه منوره حضرت ثامن الائمه صلوات اللّه علیه پایان کفار خواهد شد و لاارنا اللّه علیهذا.(نجفی اصفهانی، ص 453)

او همچنین مانند دیگر علما راه حل نجات کشور از دست اجانب و حفظ اسلام را تنها در مشروطه شدن حکومت می‏داند و می‏نویسد:

امروز حفظ اسلام موقوف به مشروطه شدن سلطنت است.اقتضاء زمان و قوت رقباء دولت و ضعف ماها و هزاران نگفته دیگر، که ارباب حل و عقد امر مملکت و رموز سیاست می‏دانند.امکان ندارد که این ملیت و قومیت یک مشت شیعه برقرار بماند مگر به مشروطه شدن...اگر دولتی هر قدر مختصر و محقر باشد قبول تمدن کرد یعنی یا مشروطه یا جمهوری شد، محفوظ است.هیچ دولت قوی نمی‏تواند دست‏اندازی به آن بکند(نجفی اصفهانی، صص 447-446)
7.شیخ اسماعیل محلاتی

شیخ اسماعیل محلاتی از دیگر علمای مشروطه‏خواه که مورد حمایت علمای نجف بوده است در رساله خود تحت عنوان«اللئالی المربوط فی وجوب المشروطه»که در دفاع از مشروطه نگاشت همین تصویر ذهنی از نظامهای غربی را به نمایش می‏گذارد و ایجاد نظام مشروطه و حمایت از آن‏را در دفاع از کیان مملکت اسلامی از سلطه اجانب می‏پندارد و می‏نویسد:

یک وقت از خواب بیدار می‏شوی که شعب و شئون مملکت همه به گرو رفت، همسایه‏های رئوف مهربان مصل مور و ملخ بر سر ما مسلمانها ریختند و بی‏صدا و ندا، بدون زحمت جنگ، بیرق صلیب احمر را به جای بیرق شیر و خورشید، در کمال سطوت و صولت کوبیدند و صدای ناقوس در اطراف مملکت اسلام بلند شد...عقلای مملکت و سیاسیون ملت...پس از آنکه ملتفت این مفاسد دینیه و دنیویه که از لوازم خود سری ادارات دولت در لاحدی‏[بی‏اندازه بودن‏]شهوات سلطنت است شدند، عموم ملت را به هیجان آورده در مقام جلوگیری بر آمدند و می‏خواهند...تصرفات سلطنت و شهوات ادارات از مقام لاحدی به موقع تحدید تنزل دهند و حد یقفی‏[نهایتی‏]برای آن مقرر دارند که موجب مفاسد مذکور نشود و مملکت اسلامیه به ثمن بخسی‏[بهای اندکی‏]از بخش نرود (محلاتی، 1374، صص 501-500)


همین مقدار به شواهد و نمونه‏ها برای نشان دادن تصویر ذهنی علما از وضعیت جامعه‏ای که در آن به سر می‏بردند و دل نگرانی که از سلطه اجانب بر کشور ایران داشته‏اند بسنده می‏کنیم.بی‏گمان می‏توان شواهد بسیاری در اثبات این مدعا ارائه کرد اما ذکر همین مقدار نیز برای نشان دادن اینکه انگاره سلطه غرب یکی از دغدغه‏های اصلی علما در اواخر دوره قاجار و در طول انقلاب مشروطیت بوده کفایت می‏کند و این مسئله می‏تواند همراهی و حمایت آنها از نهضت مشروطه را توجیه کند.

نتیجه‏گیری

این مقاله سعی داشت با استفاده از مکتوبات و مستندات تاریخی، وجود یک تصویر (انگاره)از احتمال سلطه غربیها بر کشور ایران را در ذهن علمای شیعه عصر مشروطیت که مشترک بین آنها بود به نمایش بگذارد و نشان دهد که این انگاره به دلیل گسترش آن در بین نخبگان سیاسی مختلف و به خصوص علمای شیعه از چنان قدرتی برخوردار بوده است که باعث همراهی آنها تا سطح مراجع در حرکتها و نهضتهای اجتماعی نظیر جنبش تنباکو و نهضت مشروطیت شده است و یا حتی در نقطه مقابل و در تحلیلی متفاوت در مقابل تفکر مشروطه‏خواهی قرار گرفته است.

یادداشت‏ها:

(1).در اینکه آیا ایجاد نظام مشروطه در ایران راه حل نجات ایران از عقب‏ماندگی و آغازی برای پیشرفت و توسعه است بین نخبگان سیاسی عصر مشروطه اختلاف نظر فراوان وجود دارد به گونه‏ای که آنها را به طرفداران مشروطه و مخالفان مشروطه می‏توان تقسیم کرد.در عین حال مشروطه‏خواهان نیز خود به دو دسته مشروطه‏خواهان و مشروطه مشروعه‏خواهان تقسیم می‏شوند.

(2).آخوند خراسانی در تقریظی که بر کتاب تنبیه الامه نائینی نوشته‏اند بر ماخوذ بودن اصول مشروطیت اسلامی تاکید کرده‏اند.

(3).تاریخ نگارش رساله اندرزنامه توسط آخوند خراسانی دقیقا مشخص نیست ولی مسلما در موج دوم مشروطه خواهی و در آغاز سلطنت محمد علی شاه قاجار یعنی در اواخر سال 1324 ق یا اوایل 1325 نوشته شده است. این رساله بعدها در سال 1328 ق، در جلد دوم العرفان در نجف اشرف به زبان عربی به چاپ رسید.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1359 توسط آقای عبدالحسین مجید کفایی که خود یکی از بستگان آخوند خراسانی بود در کتابی به نام مرگی در نور، متن عربی و ترجمه فارسی آن‏را چاپ کرد.به نقل از مظفر، نامدار، رهیافتی بر مبانی مکتبها و جنبشهای سیاسی شیعه در صد ساله اخیر، تهران:پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1376.ص 152.
منابع و مآخذ:

1.آجودانی، ماشااللّه، مشروطه ایرانی، تهران، اختران، 1382.

2.اشرف، احمد، موانع تاریخی رشد سرمایه‏داری در ایران دوره قاجاریه، تهران، انتشارات زمینه، 1359.

3.اصفهانی کربلایی، حسن، تاریخ دخانیه یا تاریخ وقایع تحریم تنباکو، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382.

4.تقوی، سید نصر اللّه، مقاله سئوال و جواب در فوائد مجلسبه کوشش غلامحسین زرگری نژاد، رسائل مشروطیت، تهران، کویر، 1374.

5.تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی ایران، چاپ سوم، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، بی‏تا.

6.دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، جلد 1، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا، بی‏تا.

7.شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ج 4، تهران، انتشارات سخن، 1372.

8.شیخی، فرهاد، تحلیلی بر نقش سیاسی عالمان شیعی در پیدایش انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.

9.کسروی، احمد، تاریخ مشروطیت ایران، تهران، امیر کبیر، 1363.

10.محلاتی، شیخ اسماعیل، اللئالی المربوطه فی موجوی المشروطهبه کوشش غلامحسین زرگری نژاد، رسائل مشروطیت، تهران، کویر، 1374.

11.ملکم خان، میرزا، رساله دستگاه دیوان، محمد طباطبایی، مجموعه آثار میرزا ملکم خان، بی‏جا، انتشارت علمی، بی‏تا،

12.مولانا، حمید، رسانه‏ها و انگاره‏سازی، ترجمه غلامرضا تاجیک، رسانه، سال هفتم، شماره دوم، 1375.

13.مولانا، حمید، جریان بین‏المللی اطلاعات گزارش و تحلیل جهانی، ترجمه یونس شکر خواه، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‏ها انتشارات معراج، 1371.

14.نائنی، میرزا محمد حسین، تنبیه الامر و تنزیه المله، مقدمه و نحشیه محمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشارات، 1361.

15.نامدار، مظفر، رهیافتی بر مبانی مکتبها و جنبشهای سیاسی شیعه در صد ساله اخیر، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1376.

16.نجفی اصفهانی، نور اللّه، مکالمات مقیم و مسافربه کوشش غلامحسین زرگری نژاد، رسائل مشروطیت، تهران، کویر، 1374.

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان