يادسپاري برق اساي واژگان انگليسي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با زبان انگليسي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:27 am

===============================<<<درس دوم>>>===============================
====================<<شكستن سيستم بازدارنده ذهني>>====================
سيستم <<بازدارنده ذهني >>اينگونه عمل مي كند كه هرگاه بين يك <<رفتار>>مثبت مثل درس خواندن و يك احساس منفي مثل <<ناراحتي>>٬افسردگي٬درد و <<تحقير>>ارتباط برقرار شد٬ذهن براي اينكه ناخوداگاه از درد و رنج فرار كند ٬كاري مي كند كه يادگيري در ان درس صورت نپذيرد.زيرا قبلآ فهميده بود كه اين درس يعني درد و رنج لذا <<قفلي>>ذهني مي سازد ٬تا براي هميشه ما را راحت كند.طبق تحقيقات به نتيجه رسيده كه سيستم ضبط اطلاعات مغزي هم همراه با احساسات منفي تغيير مي كند.ان چنان كه در بحث ميدان ذهني ذكر شد٬جا و محل و كيفيت فرعي سيستم يادسپاري با عوامل احساسي مختلف تغيير مي كند.
دانش اموزي كه هرچه مي خواند فراموش مي كند! با اين كارش به طور نا خود اگاه امتيازي بدست مي اورد.اين شخص نه كودن است و نه كم هوش و نه بي مغز٬بلكه ناخوداگاه دارداز درد و رنج فرار مي كندو همزمان <<لذتي>>كسب مي كند كه بر خود او پوشيده است .اين سيستم با كاركردش مطالب اموخته شده را در <<فايل فراموشي>>ذخيره مي كند.سه سال تحقيق شد تا معلوم شود ٬علت اصلي ذخيره سازي در فايل فراموشي و يا ايجاد خستگي و خواب الودگي موقع مطالعه چيست؟تا به اين نتيجه رسيده شد كه مغز انچه را كه<<درارزش اول نظام ارزشيش نباشد ناديده مي گيرد>>.اگر هم به زور بخواهيم به كسي ارزشي چون مطالعه و علم را تحميل كنيم ٬براي پرهيز از ان ارزش تحميلي جديد هر كاري را مي كند ٬حتي ايجاد بيماري و ساختن واكنش هاي رواني چون ترس و اضطراب و لرزش دستها و بالاتر ٬غش و ضعف ٬غش كنندگان در جلسه كنكور افرادي هستند كه زياد درس مي خوانند٬اما به دلايلي كاملآ مشخص مغز براي حفظ عقيده ايشان كه نمي توان در كنكور قبول شد ٬انها را به غش دچار مي كند.اين افراد بر اثر تحميل اجتماعي و محيطي و حتي اجباري كه خود بر خود روا مي دارند(تحميل ارزشي مخالف با ارزشهاي دروني فرد)سيستم مغزي ٬ايشان را به انجام اين عمل وا مي دارد.مثالي زده مي شود تا متوجه شويد اين سيستم يادگيري و مانع تراشي چگونه عمل مي كند:
يادتان هست وقتي بچه بوديد٬مادرتان يا پدر و ديگر بزرگان وقتي شما را دوست مي داشتند٬در بغلتان مي گرفتندو مي بوسيدند؟البته كه يادتان هست.الان هم كه سن و سالي داريد در بغل گرفته شدن و بوسيدن را نشانه دوستي و عشق و علاقه مي دانيد!اين عمل در شما <<احساس نيكوي >>شور و شعف ايجاد مي كند.حال اگر درس خاصي و يا كلآدرس خواندن با احساسي نيكو در شما تداعي شود ٬ان موقع مغزتان به مركز حافظه دستور مي دهد كه اين مطلب را در فايل ياداوري ضبط كند .پدر و مادر شخصي همواره انها را به مطالعه و درس خواندن تشويق مي كردند .انها در كودكي هر وقت نمره اي بالا از درسي كسب مي كردند ٬مورد تشويق پدر و مادر قرار مي گرفتند . همين سيستم پاداش و تشويق باعث شد انها <<درس خواندن و مطالعه را با لذت در نظام ارزشي خود جزو اولين ارزشهاي خود ثبت كنند>>.ذهنشان بر اساس لذت و رنج برنامه ريزي شد.لذا مغز به حافظه غني ذهنشان دستور داد كه مطالب درسي را با لذت و احساسي خوب در فايل يادگيري و ياد اوري ذخيره كند .ساعتها درس خواندن براي ان شخص دقيقه اي لذت اور محسوب مي شود.شب ها و روزهايي بود كه 20ساعت را به مطالعه و تحقيق اختصاص مي دادو لذت مي برد.همين سيستم لذت و رنج بود كه او را تشويق مي كرد كه دانشگاه را براي خودش به مكاني تبديل كند كه برابر عمر دهها سال افراد ديگر شود .او توانست در مدت پنج سال هم زمان در دو رشته دانشگاهي و علمي فعاليت كند .و بيش از 700جلد كتاب را بجز كتابهاي رشته تحصيلي اش مطالعه كند .تمام نوارها و سمينارهاي متخصصين در روانشناسي و يادگيري و موفقيت را گوش دادو در دهها سمينار و سخنراني اساتيد اين علم در ايران شركت كرد .افكار رابينز را بررسي نمود و موفق شد راجع به علم تحول تحقيقات گسترده اي انجام دهد.سپس با پياده كردن ان اصول بر روي خودش و دوستانش توانست اين موفقيتها را در عمل شاهد باشد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:27 am

انتوني رابينز مثال جالبي دارد كه در اكثر سمينارها ان را مطرح مي كند .او مي گويد :
جواني از اهالي هاوايي با يك پرونده چند صفحه اي به نزدم امد ٬پرونده را روانشناسان مدرسه پر كرده بودند كه اين جوان در يادگيري ٬خصوصآ يادگيري املاء مشكل دارد.اين جوان بسيار افسرده بود .اولين كاري كه كردم ٬پرونده را پاره كردم و گفتم اين يك مشت مزخرفات است .حالش كمي تغيير كرد ٬متوجه شدم كه او اطلاعات را به شيوه <<لمسي>>در ذهن پردازش مي كند.او فقط به كندي حرف مي زد و به كندي ياد مي گرفت .در حقيقت او در يادگيري و ياد اوري از سرعتي به اندازه ديگر شاگردان برخوردار نبود .ذهنش يادگيري و ياداوري را با ناراحتي مرتبط كرده بود .زيرا همواره در مدرسه او را تحقير كرده بودند.لذا ذهنش با يادگيري و درس و كلاس ارتباط احساسي منفي اي برقرار كرده بود .به او گفتم ان روانشناسان ادمهاي خوبي بوده اند و از سر دلسوزي ان پرونده را برايت ساخته اند.مشكل انها اين بوده كه تو را (و نظام يادگيري تو را )درك نكرده اند.انها فقط تو را از لحاظ درسي بررسي كرده اند.من اطمينان دارم كه تو در رشته هاي ديگري در زندگي ات موفقيتي بي نظير داري !گونه هايش به سرخي گراييد ٬لبخند زد و گفت البته از ورزش موج سواري خيلي خوشم مي ايد .بعدآ متوجه شدم او يكي از قهرمانان اين رشته بوده ٬به او گفتم درباره اين ورزش حرف بزن ٬جوان نااميد افسرده چند دقيقه پيش ٬هم اكنون مثل يك شخص موفق حرف مي زد.كم كم سعي كردم در ذهنش <<بين اموختن و لذت >>ارتباط برقرار كنم .سپس از او خواستم بدنش را مانند لحظات شيرين موج سواري قرار دهد.همانگونه نفس بكشد و همانگونه نگاه كند .سپس در همين حال راجع به ايجاد مدرسه موج سواري از او پرسيدم و كم كم هجي كردن و ياد گيري املاء را با لذت <<احساس>>موج سواري با هم مرتبط كردم .او توانست بعد از پايان جلسه مانند شاگردان ممتاز املاء بنويسد.فقط<<به دليل شكستن تداعي منفي قبلي و ايجاد تداعي مثبت>>.
شما دانش اموز عزيز با ذكر اين مثال متوجه شديد چگونه در خود حالت شرطي مثبت ايجاد كنيد.بيزاري شما از مطالعه يعني اينكه ذهنتان ان را با <<احساس منفي >> مرتبط كرده است...فوبيا و اگوار فوبيا هم نوعي ياد گيري پايدار است .اگر مسير ياد گيري و شيوه شرطي شدن جديدي را به شخص بيمار اموزش دهيم در كمتر از 10دقيقه درمان ميسر است .
ايا مي شود در كمتر از پانزده دقيقه و يا در يك جلسه يك ساعته بتوان تغييراتي پايدار بوجود اورد ؟البته كه اين امكان وجود دارد.به شرط انكه مغز را طور ديگري تنظيم كرد .به قول عارف معاصر جناب سهراب سپهري :
<<چشمها را بايد شست ٬طوري ديگر بايد ديد>>.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:28 am

===================================<<<درس سوم>>>===================================
=========================<<<استراتژي هاي يادگيري و ياد اوري سريع و اسان >>>=========================
انتوني رابينز مي گويد:
كساني كه به توفيقات بي نظيري دست مي يابند٬مرتبآ كارهاي خاصي انجام مي دهندكه ممكن است ذهني يا جسمي باشد.اگر عينآ همان كارها را انجام بدهيم ٬به همان نتايج يا نتايجي مشابه مي رسيم .ترتيب تجسم و تصور امور در ذهن باعث مي شود كه ان امور به صورت خاصي در مغز ثبت گردد.اين دو جمله را باهم مقايسه كنيد:
((سگ جيم را گاز گرفت)) و ((جيم سگ را گاز گرفت)).
فرق اين دو جمله كه به <<تصورات>>متفاوت و قطعآ <<نتايج >> متفاوتي منجر شدند تنها در جابجايي كلمه جيم و سگ است .تركيبي از تصورات بيروني ٬دروني ٬ تصويري ٬صوتي يا لمسي را *استراتژي* مي ناميم كه به معناي برنامه هدف دار است .نا براي هر كاري از درس خواندن گرفته تا عاشق شدن و ...استراتژي خاصي داريم .كسي كه دچار فراموشي مي شود (ان هم موقع امتحانات )يا كسي كه به خوبي دروس را ياد نمي گيرد ٬فرقي با ان كسي كه در سر جلسه امتحان نمره بالا مي اورد ندارد.تنها تفتوت بين اين دو تفاوت در <<استراتژي>>يعني چگونگي استفاده از امكانات ذهني شان است..كسي كه به خوبي ياد مي گيرد و به ياد مي اورد٬استراتژي يادگيري و ياد اوري را به خوبي مي داند و ان را مورد استفاده قرار مي دهد(البته به طور ناخوداگاه ).حركاتي خاص با توالي اي خاص هميشه نتايج معيني را به بار مي اورد .استراتژيها به منزله شماره هاي رمزي گاوصندوق ذهن شما هستند ٬كه قفل منابع درون شما را مي گشايند.شما ممكن است اصلآ ارقام بازكننده را بلد نباشيد٬پس اصلآ نمي توانيد گاوصندوق را باز كنيد و نمي دانيد كه شماره هاي رمزي كدامند.شايد شماره ها را بلد باشيد اما ترتيب قرار گرفتن انها را بلد نباشيد كه باز هم موفق به گشودن قفل نخواهيد شد.براي موفقيت بايد بدانيد از چه شماره هايي با چه ترتيبي استفاده كنيد تا قفل ذهن شما باز شود .ما اين شماره ها را و ترتيب قرار گرفتن را به شما ياد مي دهيم .اين شماره هاي ذهني علايم ورودي حواسند كه در دو سطح خارجي و داخلي به كار مي روند .شما اكنون كه اين مطالب را مي خوانيد٬با تصويري خارجي از كلمات در ارتباط هستيد.اگر در ذهنتان مشغول ديدن منظره اي باشيد شما در حال تجربه بصري دروني هستيد .
صداي ماشين براي شما تجربه صوتي خارجي است .گاهي در خلوت خود صداي شخص مورد علاقه تان را مي شنويد ٬كه بيانگر تجربه صوتي دروني است .يا لباسي را كه به تن داريد احساس مي كنيد ٬اين تجربه لمسي خارجي است يا احساسي عميق داريد كه بيانگر تجربه لمسي دروني است .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:28 am

تا اينجا ما درباره اشنا كردن شما با شماره ها و رمزهاي ذهنتان گفتگو كرديم .هركسي داراي اين شماره ها مي باشد.و اما بعضي افراد هستند كه مي دانند اين تجربيات بصري وصوتي و احساسي را چگونه در ذهنشان مرتب كنند تا موفق شوند و بعضي ها هم نحوه مرتب كردن اين شماره هاي رمزي ذهن را (براي موفقيت) نمي دانند ؛براي هركاري استراتژي معيني داريم از جمله در خريد ٬ فروش ٬يادگيري و ايجاد ارتباط و...
با مثالي نحوه استفاده از استراتژي ذهني يك ورزشكار را شرح مي دهيم :
_________________
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:29 am

اگر بخواهيد نحوه اسكي بازي يك فرد ماهر را مدل سازي كنيد (البته شما بهتر است كه شخص موفق و درس خوان را مدل سازي كنيد )بايد اول با دقت حركات و شيوه هاي او را تماشا كنيد ((تصوير خارجي))هنگام تماشا سعي كنيد بدن خود را مثل او حركت دهيد ((لمس خارجي )).عمل بعدي اين است كه در ذهن خود تصويري از يك اسكي باز ماهر داشته باشيم ((تصوير دروني ))اين تصوير به طريق ديگر احساس باشد(يعني خود را طوري تماشا كنيد كه انگار فيلمي از شما بر روي پرده سينما در حال نمايش اسكي بازي است و شما ان را تماشا مي كنيد )سپس به صورت خود احساس وارد تصوير ذهني شويد و سعي كنيد حركات اسكي باز ماهر را تقليد كنيد و انرا احساس كنيد ((لمس دروني ))اين كار را مرتبآ تكرار كنيد تا انجام ان در ذهن براي شما اسان شود .بدين ترتيب استراتژي عصبي خاصي براي شما فراهم مي شود كه در انجام حركات در سطح خوب به شما كمك مي كند سپس ان را در دنياي واقعي انجام دهيد ((احساس لمس خارجي ))!
اگر بخواهيم مراحل فوق را به صورت كد رده بندي كنيم به صورت زير در مي ايد :
1- * تخ ((تصوير خارجي )) *
2- * لخ ((لمس خارجي )) *
3- * لد ((لمس دروني )) *
4- * تد *
5- * لد *
6- * لخ *
بعد از اين مراحل ((اعتقادات )) ٬ ((باورها)) ٬ ((ارزشها)) و ((رفتارها)) ي فرد موفق مورد نظر را نيز مدلسازي كنيد !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » دو شنبه 26 تیر 1385, 12:30 am

اموزش و يادگيري از زمينه هايي است كه دانستن استراتژي و ترتيبات ذهني در ان اهميت فوق العاده اي دارد .
چرا بعضي از كودكان قادر به ياد گيري نيستند ؟
دو علت اصلي وجود دارد اول اينكه ما استراتژي صحيح تدريس <<موضوعات معين >> را نمي دانيم ٬دوم اينكه معلمان به ندرت الگوهاي يادگيري كودكان مختلف را مي دانند .هرکس دارای<<استراتژی>>خاصی است و اگر شما استراتژی یادگیری فرد دیگر را ندانید مشکل بزرگی به لحاظ تدریس خواهید داشت .به عنوان مثال بعضی ها در مورد املاء کلمه بسیار ضعیفند .ایا علتش این است که این افراد در این درس کم استعدادترند؟!!!
خیر !
یادگیری املای کلمات بیشتر به <<نحوه مرتب کردن ذهنی کلمات >>یعنی تنظیم ساماندهی و بایگانی و بازیافت ان کلمه بستگی دارد .انچه را که می بینید و می شنوید و لمس می کنید هرگز فراموش نمی شود! اگر املای کلمات را فراموش می کنید اشکال در نحوه *تجسم *کلمات است !
بهترین استراتژی برای به خاطر سپردن کلمات چیست ؟طبعا به صورت خاطرات لمسی به ذهن سپرده نمی شوند زیرا کلمات را نمی توان لمس کرد .کلمات خاطرات صوتی هم نیستند .بسیاری از کلمات به صورت که گفته می شوند نوشته نمی شوند پس کلمات باید به صورت <<تصاویری خارجی >> از حروف با ترتیبی خاص در ذهن نگاشته شوند !
بهترین راه یاد گیری املای کلمات ان است که انها را به صورت * تصاویری بصری به ترتیب * به ذهن بسپاریم که به راحتی بتوانیم در موقع لزوم به انها دسترسی پیدا بکنیم .
***تکرار راه یادگیری املاء نیست !***
طبق مطالعات بندلر و گریندر غالب افراد به <<قسمت بالا و سمت چپ صفحه ذهنی >> بیشتر دسترسی دارند و لذا برای به خاطر سپردن بهتر است مطالب را به صورت تصویر روشنی در سمت چپ و بالای صفحه ذهنی مجسم کرد . موضوع دیگر قطعه قطعه کردن کلمات طولانی می باشد مثلا مسقط الراس ره به صورت مسقط - ال - راس تجزیه کنید . برای حفظ املای این کلمه ابتدا کلمه مسقط را در سمت چپ و بالای یک صفحه کاغذ بنویسید و چند لحظه به ان نگاه کنید سپس چشم را ببندید و به صفحه نگاه کنید و این کار را چند بار تکرار کنید تا مطمین شوید که املای کلمه را به درستی یاد گرفته اید .سپس در مورد ال و راس نیز همین کار را انجام دهید .اگر این کار را به درستی انجام دهید و تصویر روشنی از ان داشته باشید حتی می توانیدبرعکس نیز ان را بخوانید !
کشف استراتژی یادگیری (به بحث انواع حافظه رجوع شود ) دیگران بسیار به کار امد شدن افراد کمک می کند (طبق سیستم های ادراکی و لمسی و بصری و سمعی ) افراد مطالب را در یکی از فایلهای مغزی مربوطه ضبط می کند !
شخصی که لمسی است با سیستم اموزشی ما دچار مشکل می شود .ما باید به او یاد بدهیم چگونه مطالب علمی را طبق سیستم یاد گیری اش (لمسی ) یاد بگیرد .این افراد بیشتر
اطلاعات را به صورت ملموس به خاطر می سپارند (و کمتر به صورت اطلاعات سمعی و بصری )!
برای موفقیت در امر یاد گیری این دسته افراد باید یاد بگیرند که چگونه تصاویر بصری را در نظر مجسم سازند و کیفیت فرعی این تصاویر را طوری تغییر داده که مانند اطلاعات ملموس (مثل ورزشهایی چون کشتی و موج سواری و ...شود ) !
اغلب دانش اموزان عقب افتاده از یادگیری ناتوان نیستند بلکه ناتوانی انها در زمینه استراتژی است ! خانم معلمی این استراتژي یادگیری کودکان عقب افتاده را یاد گرفت .شاگردان او در درس املاء هیچ وقت نمرات بالایی نگرفته بودند ولی بعد از یک هفته اموزش این تکنیک اکثرا نمرات بالای 18 شدند !
بزرگترین مشکلات تربیتی این است که معلمان استراتژی دانش اموزان را نمی دانند .اموزش و پرورش ما تا به حال به این فکر بوده که دانش اموزان چه مطالبی را باید بیاموزند نه اینکه << چگونه بهتر >> می توانند ان مطالب را بیاموزند (رابینز) پس اگر در یادگیری و یاد اوری مشکلی هست در استراتژی است نه در ناتوانی مغزی (به جز بیماریهای مغزی )!
مثلا اگر برای یاد اوری مطلبی دچار مشکل شدید ممکن است علتش این باشد که که نگاه خود را به جهت صحیح منحرف نکرده اید و در نتیجه نتوانسته اید در بخشی از مغز که ان خاطره در انجاست دسرسی پیدا کنید !اگر بخواهید چیزی را که چند روز پیش دیده اید به یاد بیاورید نباید مثلا به طرف پایین و سمت راست نگاه کنید بلکه اگر به طرف بالا و چپ نگاه کنید متوجه می شوید و زود تر خاطره را به یاد می اورید .
با مثالی شیوه درک استراتژی افراد را بیان می کنیم .ابتدا کاری کنید که افراد به خاطره مورد نظر شما در گذشته برگردند .مثلا بپرسید ایا زمان مشخصی را که شوق و علاقه فلان کار در شما ایجاد شده بود را به یاد می اورید ؟ ممکن است به گذشته برگردید و ان خاطره را به یاد بیاورید ؟ پس از انکه شخص ذهنش در گیر شد بپرسید تا انجا که به خاطر دارید اولین عاملی که شما را به فلان موضوع علاقه مند کرد چه بود ؟ ایا شاهد چیزی بودید یا مطلبی را از کسی شنیدید یا اینکه تماس و برخورد با کسی را یا چیزی موجب ان شد ؟ اگر گفت که یکبار به سخنرانی موثری گوش کرده و سپس به موضوع علاقه مند شده نتیجه می گیرید استراتژی او با <<احساس سمعی خارجی >>شروع می شود .پس نشان دادن موضوع و تصویر کشیدن از مطالب برای این شخص باعث یادگیری او نمی شود .باید برایش بگویی تا بشنود و رمز جلب توجه او در همین گفتن است .این افراد تا با کسی حرف نزنند عاشق او نمی شوند .اما اگر در جواب سوال شما بگوید تصویری از موضوع دیدم و علاقه مند شدم .این شخص شروع استراتژی اش با تصویری خارجی است .پس برای علاقه مند کردن او به درس یا عاشق شدن یا خرید کالایی باید تصویری خارجی یا خود شخص یا عکس او یا نموداری را به او نشان دهید تا علاقه مند شود و سیستم انگیزش او فعال شود .
در مرحله دوم بپرسید پس از انکه مطلب را شنید یا دید چه عاملی باعث شد که برای ان کار اشتیاق پیدا کند ؟ اگر بگوید تصویری در نظرم مجسم شد قسمت دوم استراتژ ی او <<بصری درونی >> است ! یعنی اول باید بشنود سپس تصویری را در ذهنش ببیند تا نیروهای خود را متمرکز کند .در مرحله سوم بپرسید بعد از اینکه راجع به مطلبی شنیدید و تصویری در ذهنت تشکیل شد دیگر چه عاملی موجب شد انگیزه ان کار در شما ایجاد شود ؟ ایا به خودتان چیزی گفتید ؟ اگر بگوید احساس درونی ئی در او ایجاد شده استراتژی او به پایان رسیده او شماره ها را به ترتیب زیر قرار داده که قفل ذهنی او باز شده است و او را وادار به انجام عملی (یا یادگیری مطلبی ) کرده است :
*1- سمعی خارجی *
*2- تصویر درونی *
*3- احساس لمسی*
*4- احساس لمسی درونی *
در مرحله چهارم برای کشف کیفیت های احساس فرعی او باید بپرسید :
1- ان مطلبی که شنیدید چگ.نه در شما ایجاد انگیزه کرد ؟
2- ایا لحن صدای ان شخص در شما موثر بود یا خود کلمات یا سرعت بیان انها یا اهنگ انها و ...؟
3- ان تصویر چگونه در شما ایجاد انگیزه کرد ؟
4- بزرگ بود یا کوچک ؟
5- رنگی یا سیاه و سفید ؟
6- دور یا نزدیک ؟
7- ثابت یا متحرک ؟
احساس موفقیت یا شکست و ... !
پس ما باید با یادگیری استراتژی خودمان بتوانیم تواناییهای مغزیمان را ازاد کنیم .معلمان باید مطالب را به گونه ای اموزش دهند که طبق سیستمهای ادراکی شاگردان باشد !دانش اموز سمعی باید مطالب را بشنود و بصری باید ببیند و لمس و احساس کند !مثلا برای تدریس به افراد لمسی باید به کندی حرف زد ارام حرکت کرد و نفس عمیق کشید و مطالب را با کلماتی چون سنگین و غیر قابل لمس و ملموس و در دسترس توضیح داد .با افراد بصری باید به سرعت سخن گفت و تصویری از موضوع را باید به انها نشان داد .از کلمات دیدن و منظره و تجسم و ... برای شرح موضوع استفاده کرد !
و اما در بحث یاد اوری افراد باید دقت کنند که از <<استراتژی یاد اوری >> استفاده کنند و نه از استراتژی یادگیری !
*شاید در شما استراتژی یاد اوری کاملا مخالف استراتژی یاد گیری باشد !***
* شما با استراتژی یادگیری درس بخوانید و با استراتژی یاد اوری به یاد بیاورید !*
ایا این واژه ها برایتان عجیب نیست :
*گوش چشم *
*گوش دل*
*چشم گوش *
*گوش حس *
و ...
ممکن است مطلبی را ببینیم اما ان را به یاد نیاوریم .چرا ؟
ممکن است مطلبی را بشنویم اما ان را به یاد نیاوریم .چرا ؟
یا حتی مطلبی را حس کنیم و طیق سیستم ادراکی خود را ان را لمس کنیم باز هم به یاد نیاوریم .چرا ؟
دلیل این عدم موفقیت بر می گردد به عملکرد دو ضمیر نا خود اگاه و خود اگاه ! ممکن است ما در خود اگاه بصری باشیم ولی به صورت لمسی به خاطر بسپاریم ! لذا ما باید انچه را که می بینیم لمس کنیم تا خوب در یادمان بماند .انگاه برای یاد اوری در ما باید احساس خاصی ایجاد شود !
ان احساس به صورت <<تصویری در خود اگاه ما ظاهر می شود >> لذا می توانیم مطالب را دوباره ببینیم و ان را به یاد بیاوریم (لمس چشم )!
ممکن است مطلبی را بشنویم ولی بعدا ان را به یاد نیاوریم ایا شده است که اسامی افراد را بعد از معرفی کردنشان به شما فراموش کنید ؟ دلیلش این است که ما ان صدا را ندیده ایم نا خود اگاه ما ممکن است سمعی نباشد .ممکن است بصری باشد وقتی صدایی را بشنود باید ان را ببیند تا ضبطش کند .(چشم گوش و چشم دل)!
ما ممکن است امور را حس کنیم و به کندی حرف بزنیم اما احساس کنیم از افراد بد قیافه بدمان می اید این می شود در خود اگاه *لمسی* و در نا خود اگاه *بصری *!
لذا دانش اموزان باید استراتژی یاد گیری و یاد اوری خود را کشف کنند .مثلا خود را در حالی که مطلبی را به خوبی به یاد می اورید مجسم کنید این مطلب چگونه در ذهن شما اشکار می شود ؟
ایا صدایی ان را به گوش شما زمزمه می کند یا تصویری از ان را می بینید و سپس ان را در ذهن خود اگاه می اورید .با انجام تمرینهای مختلفی می توانید استراتژی یاد اوری خود را کشف کنید ؟در موقع به یاد اوردن مطلب چه احساسی داشتید ؟ چگونه قرار گرفته بودید ؟ چگونه و به کجا نگاه می کردید ؟ اگر مطلبی را فراموش کرده اید اعمالی را که در گذشته برای یاد اوری انجام می دادید عینا تکرار کنید تا مطلب را به یاد بیاورید .امتحان در واقع پی بردن به محتویات نا خود اگاه و خروج مطالب به خود اگاه است !
***سخنی با معلمان و مشاوران و اساتید :***
امید وارم مطالب گفته شده در این درس جای سخنی باقی نگذاشته باشد .به رسم یاد اوری عرض می کنیم که عزیزان معلم و مشاور شما باید بتوانید برای دسته ای از افراد که دچار مساله هستند موضوعات را چنان تدریس کنید که طبق استراتژی انها باشد .سیستم امتحان ما هم باید تغییر کند و در این باره مشاوران عزیز باید نظرات لازمه را به اموزش و پرورش ارایه دهند .
افراد زیادی هستند که خوب درس می خوانند اما چون نحوه ازمون با سیستم ادراکی انها منطبق نیست نمی توانند موفق شوند .افرادی که در یاد گیری ضعیف هستند را یاری کنید تا بتوانند از ذهنشان حداکثر استفاده را ببرند !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:11 am

==============================<<<درس چهارم >>>==============================
=========================<<<سوال اول:ایا فراموشی وجود دارد؟>>>=========================

تحقیقات نیم قرن اخیر روانشناسان نشان داده است (بجز بیماران خاص مغزی )چیزی به نام فراموشی وجود ندارد انچه که وجود دارد عدم یاد اوری است نه فراموشی .عدم دسترسی به فایلهای ذخیره کننده اطلاعات یعنی ناتوانی در بیاد اوردن یک موضوع .مثلا در بسیاری از مواقع اسم کسی را فراموش می کنیم و خیال می کنیم که اسم از مغز ما پاک شده است ولی بعد از چند دقیقه ناگهان خاطره ای در ما زنده می شود و بر طبق تداعی عصبی شرطی اسم شخص را به یاد می اوریم و یا دانش اموزانی که پاسخ سوالی را در سر جلسه امتحان با اشاره ای از طرف استاد راهنما یا معلم و یا یک انکئور دیگر جواب را به دست می اورند .وگرنه بعد از جلسه امتحان وقتی که به یک کافه تریا جهت صرف یک نوشیدنی رفته اند جواب را به طور ناگهانی به یاد می اورند .و یا چند بیت از شعری را فراموش کرده ایم از معلم می خواهیم ابتدا اول بیت را بخواند و با گفتن کلمات اول غزل ما تمام غزل را به یاد می اوریم .
هیپنوتیزم با ارجاع به گذشته شخص هیپنوز را به دورانهای گذشته زندگیش می برد مثلا دوران کودکی و شخص را قادر می سازد تا خاطراتی را که فراموش کرده بود به یاد اورد .مغز بنا به دلایل خاصی که تعدادی از انها مشخص شده است حجم عظیمی از اطلاعات را در فایل فراموشی قرار می دهد تا خوداگاه راحت تر و اسوده تر بتواند به کسب معلومات جدید بپردازد .از این بحث نتیجه می گیریم قدرت مغز نامحدود است و فراموشی وجود ندارد و انچه که وجود دارد عدم دسترسی به فایل فراموشی است و نه پاک شدن اطلاعات از مغز .با این توضیح به سراغ سوال بعدی می رویم
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:13 am

==========<<<سوال دوم :ایا می توان سریع و اسان به فایلهای فراموش شده دست یافت ؟>>>==========
به جز هیپنوتیزم که شخص را به اعماق ضمیر باطنش می برد با تغییر حالت جسمی تغییر جهت نگاه نحوه تنفس و تنظیم فایلهای یادسپاری و یاد اوری می توان به خاطرات به اصطلاح فراموش شده دست یافت .ما وقتی که یک درس را می خوانیم و چند روز بعد می خواهیم ان را امتحان بدهیم تا روز امتحان ما مطالب این درس را در فایل فراموشی قابل
دسترس قرار می دهیم و بعد از مدتی خود به خود در فایل فراموشی غیر قابل دسترس قرار می گیرد ولی هیچ مطلبی از مغز برای همیشه پاک نمی شود پس اکثر مطالب در ضمیر نا خوداگاه و در فایل فراموشی قرار می گیرد تا مغز ما دچار سرسام و دیوانگی ناشی از ورود اطلاعات اطلاعات فراوان نشود .با این توضیح سوال بعدی مطرح می شود .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:14 am

=<سوال سوم:چرا یک مطلب در فایل فراموشی ای قرار می گیرد که یا غیر قابل دسترس است و یا دیر به ان دست می یابیم ؟>=

علت فراموشی حافظه و یا ناتوانی مغزی نیست بلکه یادسپاری و یاداوری نظامی خاص را می طلبد.عدم نظم دهی به اطلاعات موقع وارد شدن به مغز و همچنین عدم نظم در یاداوری علت اصلی فراموشی است .مغز این قدرت را دارد که مطالب بی نظم را فراموش کند یکی از قدرتهای مغز یاداوری و دیگری فراموشی است . با دانستن نحوه کار این قدرت عظیم قادر خواهید بود مطالب علمی را موقع دریافت کد بندی کنید تا موقع یاداوری با سرعت بتوانید به ان فایل و ان کد مخصوص دست بیابید انگاه در می یابید که می توان سریع و اسان به یاد اورد .
یادسپاری و یاد اوری راز نیست بلکه یک نظام است و فراموشی ناشی از خیانت حافظه نیست بلکه ندانستن شیوه های ذخیره کردن اطلاعات و بازیافت انها علت عدم خروج اطلاعات از مغز می باشد .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:14 am

=====<<<سوال چهارم :برای یادسپاری و یاد اوری سریع و اسان از چه روشهایی استفاده می شود؟>>>=====

روشهایی که به نحوی شخص را مستقیما به ضمیر ناخوداگاه یا به نیم کره راست مغز متصل می کند همان روشهای تند یادگیری است .
روش الفا و هیپنوتیزم و تصویرسازی و نقاشی متحرک و طرح شبکه ای یا ضمیرنگار و اواسازی و استفاده از طرحها و رنگها و حجمها و ده ها روش دیگر همگی به نحوی تکنیکهایی را به شخص می اموزد که نظام یادسپاری و یاداوری را در شخص فعال کنند .
باور کردن این روشها اولین گام در یادسپاری و یاد اوری سریع و اسان است .این روشها هر کدام مزایا و معایبی دارند اما مزایای انها بیشتر از معایبشان است .
متخصصان امر یادگیری سعی در نظام مند کردن ورودی ها و خروجی های مغزی دارند که بر این اساس با کنترل نیم کره راست و چپ مغز اطلاعات کانالیزه شده و در میدانهای ذهنی مخصوص به خود قرار می گیرند .برای دستیابی به این اطلاعات فقط کافیست جا و محل هر دسته از موضوعات را بلد باشید .در این مبحث به تشریح میدان ذهنی پرداخته دخواهد شد..میدان ذهنی و شیوه ای معرفی شده است که شما بتوانید به اسانی بفهمید که مثلا ریاضی یا بینش اسلامی در کدام قسمت از این میدان ذهنی شما قرار می گیرد .با شناختن این مراکز ذهنی با تلاش کمتر مطالبی بیشتر در فایل مخصوص ان درس قرار داده و سریعتر و اسان تر ان را به یاد می اورید .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:15 am

***NLP در مورد یادگیری چه می گوید ؟***


ریچارد بندلر و جان گریندر از بنیانگزاران NLP هستند و مهمترین سخن NLP در مورد یادسپاری سریع و اسان الگو برداری است .الگوبرداری از افرادی که دارای حافظه ای عالی هستند .سخن دیگر این دانش نظام مند کردن اطلاعات ورودی و خروجی مغز جهت یادسپاری و یاداوری سریع و اسان است .اینکه شما در ناخوداگاه خود چه شخصی هستید ؟سمعی بصری یا لمسی باعث می شود که اطلاعات را به همان شیوه در ناخوداگاه و نه در خوداگاه ذخیره کنید .این یعنی کلید دسترسی به اطلاعات ذخیره شده .
ریچارد بندلر می گوید :به جای برچسب زدن به افراد و حتی به ذهن خودتان بیایید نظام اموزشی نا موفق را تغییر دهید .او می گوید وقتی کسی چیزی را یاد نمی گیرد معلمان یا متصدیان اموزشی و یا والدین فورا نتیجه می گیرند که مشکل او ناتوانی در امر یادگیری است .اما هرگز برایشان روشن نیست که چه کسی این ناتوانی را دارد .انها هرگز نمی گویند *ناتوانی در امر تعلیم *بلکه گناه یاد نگرفتن را به عهده دانش اموز (و نه نظام اموزشی )می اندازند و می گویند مغزش ضعیف است و حتی دلیل ارثی دارد.
مردم وقتی نمی خواهند چیزی را عوض کنند غالبا به دنبال راهی می گردند تا ناکامی خود را توجیه کنند و به این فکر نمی کنند که می توانند شیوه دیگری را امتحان کنند تا موثر واقع شود .من هرگز نظریه معلولیت ذهنی کودکان را نپذیرفته ام زیرا باور نکرده ام که قابلیت سواد اموزی امری ارثی است .
اموزش خواندن کار دشواری نیست کافی است که رابطه ای بین تصویر کلمه و صدای ان (که قبلا اموخته شده است )برقرار کنیم .در بعضی از مناطق کودکان سه زبان مختلف را هم زمان می اموزند اما روشهای تدریس در مدارس عمومی به نحوی است که کودکان خواندن را یاد نمی گیرند .
اگر افرادی که حافظه عالی دارند مورد مطالعه قرار گیرند متوجه می شوید انان کارهای واقعا جالبی را انجام می دهند .مردی که دارای حافظه خارق العاده ای بود عادت داشت عناوینی را در زیر تصویر های ذهنی خود قرار دهد ان توضیحات کوتاه مانند*شماره رمزی * است که موجب دسته بندی خاطرات و سهولت مراجعه به انها می شود .
*هری لورین* نام سیصد نفر را در یک جلسه به یاد می سپارد وی هنگامی که به مشخصات خاص یک فرد دقیق می شد که نامش را می گفتند .بلافاصله اهنگ نام و تصویر چهره را باهم مرتبط می کرد سپس لحظه ای نگاه خود را از ان شخص برمی داشت و خصوصیات ظاهری او را با نامش پیوند می داد تا مطمئن شود رابطه لازم بین ان دو بر قرار شده است .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

پست توسط ganjineh » شنبه 1 مهر 1385, 12:16 am

راه دیگری برای تقویت حافظه ان است که می توان فقط نکات مهم را با رعایت اصل صرفه جوئی و نظام مند کردن به خاطر سپرد .مثلا به اعداد 14916253649681100 نگاه کنید ایا می توان این ارقام یا ارقام طولانی تر از جمله عدد فوق را با *نگاه کردن **بدون تکرار**بدون نوشتن * برای مدت طولانی حفظ کرد ؟پاسخ مثبت است .اما حفظ کردنش به شیوه تکرار و نوشتن طاقت فرسا و توام با فراموشی است .ولی ایا می توان با نظام مند کردن سریع و اسان یک بار برای همیشه ان را به خاطر سپرد ؟پاسخ مثبت است .چند روش هست .روش اول شکستن است .اعداد را دو به دو می شکنیم .می شود :
00-11-48-96-64-53-62-91-14
برای اسان تر شدن ان را به اعداد سه رقمی تبدیل می کنیم :
100-481-496-536-162-149
این کار را *شکستن* می نامیم .یعنی خرد کردن یک وظیفه بزرگ به وظایف کوچکتر و قطعات قابل کنترل با این روش باز هم حفظ کردن مشکل است .هرچند ساده تر از روش بی نظم سنتی بود اما بسیار ساده و اسان این است که طوری این اعداد را بشکنیم که حاوی یک نظم باشند تا یک بار برای همیشه ان هم سریع و اسان وارد مغزمان شود .
ما تا به حال شکستن *بی معنا و مفهوم *اجام داده ایم .در تبدیل به اعداد دو رقمی یا سه رقمی *مفهومی *عایدتان نشد .*حافظه دراز مدت با مفاهیم *در ارتباط است لذا ارقام فوق را به شیوه جدید می شکنیم تا بتوانیم مفهومی از ان استخراج کنیم :
100-81-64-49-36-25-16-9-4-1
به یک رقمی و دو رقمی و سه رقمی به هر شیوه ای که شکسته شوند مهم نیست فقط باید به شیوه ای شکسته شوند که بر اساس نظامی بتوانیم *سریع و اسان * ان را برای همیشه در ذهنمان (فقط با یک بار بررسی )قرار دهیم .حال بار دیگر به ابتدای این بحث بر گردید و ارقام را ببینید .چقدر طول می کشد تا ان را حفظ کنید ؟5 یا 10 دقیقه یا یک ساعت یا بیشتر ؟ ایا تضمین می کنید ان را فراموش نکنید ؟البته که خیر .
حال اگر بدانید این اعداد مجذور اعداد متوالیند چطور ؟10-9-8-7-6-5-4-3-2-1
پس ان ارقام زیاد مجذور (یعنی مربع ) اعداد 1تا 10 بودند (یعنی اعداد 1 تا 10 هر کدام به توان 2) که پشت سر هم نوشته شده بودند .حال می توانید 10 تا 20سال بعد هم این ارقام را به خاطر بیاورید .چه عاملی باعث شد تا این کار تا این حد ساده شود ؟در این حال مطالب خیلی کمتری با زمان بسیار کم برای مدتی طولانی به خاطر سپردید .*شما بر اساس مطالب قبلی که یاد گرفته بودید (یعنی توان و جذر)شماره رمزی به این ارقام دادید .ریاضیات و علوم چیزی جز این نیست رمز بندی کردن مطالب جدید با رمزی خاص و ارتباط ان با مطالب یاد گرفته شده قبلی و واژگان انگلیسی هم همین طور .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “زبان انگليسي”