در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 12:55

دو موج هماهنگ و هم هدف !!

اینکه در تاریخ می خوانیم که در قرون شانزدهم و هفدهم ، در اروپا روشنفکران آمدند ،
اینها هستند که آمدند !



اینها ، در قرون شانزدهم و هفدهم ، بصورت طبقه درآمدند ، بخصوص بصورت یک طبقه ی بورژوازی ، یعنی طبقه ی فئودالیته بکلی در زیر ِ دست اینها له شد .
این طبقه که تجار و کارخانه دارها و ثروتمندها و سرمایه دارها بودند ، در اروپا روی کار آمدند ،
اینها با سنت و با رسوم و اعتقادات و تشریفات و حتی با عباداتی که از طرف کلیسا در دوره ی فئودالیته اعمال می شد ، مخالفت می کردند ،

و یکی از مفالفت هایشان با دین ِ حاکم ، مخالفت با آن شکلی است که حکومت می کند ،
چون آن شکلش ، شکلی متناسب با دوره ی فئودالیته بود !


اینست کهاین بورژوا، که تیپ خود آگاه ِ طبقاتی ، متحرک ِ نو پذیر ، بیزار از گذشته و با جهان بینی ِ باز است و تحول و تغییر را با شدت می پذیرد ،
ضد مذهبی است .

به 2 معنی ضد مذهب ممکن است باشد ؛
یکیبه این معنی که بینش عمومی ِ مذهب ، که در جامعه وجود دارد و مردم ازقدیمبه آن ایمان داشته اند را قبول ندارد و طرفدار ِ یک رفرم مذهبی است ،
که پروتستان ها در قرون جدید اینها هستند
،
یعنی کسانی که به مذهب ِ موجود ، به کاتولیک و به کلیسا اعتراض داشتند .

بنابراینپیروان پروتستانتیسم، مذهبی هائیهستند که وابسته به بورژوازی ، یعنیوابسته به طبقه ی سرمایه دار وصنعتکاری هستند که در اواخر ِ قرون وسطی دراروپا بوجود آمدند و اینها باکلیسای کاتولیک و پاپ درافتادند ،
چون کلیسای کاتولیک و پاپ وابسته به نظام فئودالیته در قرون وسطی بود .

دوم، کسانیکه از همین بورژوازی ، جناح ِ غیر مذهبی یا ضد مذهبی را تشکیلمیدهند ( و البته بیشتر باید گفت غیر مذهبی ، چون ضد مذهبی بعد بوجود آمد.)

جناج غیر مذهبی آنست که نه پروتست ( اعتراض ) می کند - و به عنوان مذهب - پروتستانتیسم به وجود می آورد و نه کاتولیک رامی پذیرد ،
به چه فکری ؟ .... به هیچ فکری !
اصولا دغدغه ی دینی ندارد ،


آن آدم به وسیله هر سلاحی که به دستش می آید ، باید با سنت های کهنه مبارزه کند ،
تا جامعه ی نو ،
با مصرف های نو ،
با مردم نو ،
و روابط و ارزش های نو ،
در جامعه بوجود بیاید ،
تا بتواند در آنجا ، به فعالیت های اقتصادی و سرمایه داری ِ خودش بهتر بپردازد ،

چه چیز و چه حالتی سرمایه دار را سرمایه دارتر می کند ؟
مصرف عمومی .

بنابراین ، این بورژوا ، که مصرف تازه تولید می کند ، باید با سنت های قدیمی ، از جمله مذهب ، که سنت ها و تیپ گذشته را حفظ می کند مبارزه کند ،
تا جامعه در برابر نوپذیری و تحول و مصرف ِ جدید مقاومت نکند .
و جامعه بکلی ، بازار ِ مصرف ، تولید و فروش ِ بورژوا بشود .

و این است که درست بعد از جنگ های صلیبی که اروپائی ها با شرق تماس گرفته اند ، و بعد از اینکه با آموختن فن کشتی سازی مدرن و گرفتن نقشه ی زمین و قطب نما و راه های دریائی از مسلمین ، دریانوردی شروع شد و آمریکا کشف گردید و استعمار در آفریقا ، آسیا و آمریکا پدید آمد و تجارت ِ شرق و غرب بوجود آمد ....،
فئودالیته ی بسته ی راکد فرو ریخت ،
و بورژوازی ِ سرمایه داری ، برده داری ، کارخانه داری و تجارت بین المللی رشد کرد.

درستدر همین زمان و دقیقا هماهنگ با توسعه ی بورژوازی و قوت گرفتنبورژواها ورواج زندگی ِ پول و کسب و مصرف و جوش ِ افزون طلبی ِ مادی وقوام گرفتن ِ روحِ« اقتصاد پرستی » و حرص و عشق تازه به جمع کردن ِ ثروت ، و استعمار ملتهاو کشورهای تازه و بالا گرفتن ِ قدرت اقتصادی و مادی اروپا و قیامیبورژوازی علیه فئودالیته در زمینه ی اقتصادی و تولیدی و اجتماعی .... ،

می بینیم که در زمینه ی فکری و اعتقادی هم ، دو موج ِ هماهنگ و هم هدف ، پدید می آید !
و عجیب است که این دو موج ، یکی مذهبی بود و دیگری ، ضد مذهبی !!

یکی مذهب پروتستانتیسم و دیگر مذهب رآلیسم !
چه وجه مشترکی است میان این دو ؟!
خیلی روشن است :


هر دو ، تجلی ِ روح مادی بورژوازی تازه بدوران رسیده بود !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 12:57

درافتادن علم با مذهب تصادفی نبود !

آنچه که به ما و به همه ی روشنفکران می گویند که :

در قرن شانزدهم و هفدهم ، عده ای نابغه و روشنفکر ،
یک مرتبه از زمین جوشیدند !
و یا از آسمان افتادند !
و ناگهان فهمیدند که قرون وسطی منحط است ،
مذهب ، دست و پا گیر است ،
و با مذهب بایستی مخالفت کرد تا جامعه آزاد شود ،

و نیز در این عصر جدید ، دانشمندان « روشن » شدند !
و علم از قید مذهب آزاد شد ،
و فهمید که مذهب خرافه است ،

چنین چیزی ، نه بود ،
و نه از لحاظ جامعه شناسی ممکن است چنین چیزی باشد !


بلکه باید ریشه ی اقتصادی و طبقاتی داشته باشد .

مشهود است که از پایگاه اعتقادی و از جبهه ی مذهب ، به این مسئله و این طرز فکر غیر مذهبی انتقاد نمی شود ،
بلکه از پایگاه « جامعه شناسی ِ طبقاتی » و بر اساس زیربنای اقتصادی و « قانون تحول مادی جامعه » مساله مطرح می شود .

این روشنفکران و این نهضت روشنفکران ، در آغاز قرون جدید و تمدن و علم ِ امروز ِ اروپا ، زیربنای ِ اقتصادی شان چیست ؟

زیربنای اقتصادی این تحول ِ فکری و بینش علمی ، « رشد و تولید بورژوازی »و از میان رفتن ِ تولید ِ کشاورزی و تولید « سیستم فئودالیته » است .
بنابراین درست است که روشنفکری که در قرن شانزده و هفده در دنیا با مذهب مبارزه می کند ، سلاحش فلسفه و علم است ،
اما « ریشه » اش طبقه ی بورژوازی است و روحیه و هدف و اخلاقش ، روح و اخلاق ِ ویژه ی بورژوازی است .

بورژوازی چه می خواست ؟
چرا با مذهب درافتاد ؟


همانطور که گفته شد ، بخاطر اینکه مذهب کاتولیک ، نگهبان سنت فئودالیته ای بود که روشنفکر باید آن سنت و آن طبقه را از بین می برد ،
تا جامعه را تبدیل به یک جامعه ی مادی و بازاری ، یعنی بورژوازی با مصرف های مدرن - برای بورژوا - می کرد .

سلاح و وسیله ی فریب دهنده ی او برای این تغییر دادن چه بود ؟
اول ترقی ،
دوم علم ،
سوم آزادی ،
چهارم واقعیت گرائی ِ مادی ،
و بعد ، آنچه که در قرون هجده و نوزده به آن اضافه شد ، « لذت ِ زندگی » و « اصالت ِ فرد یاخودمداری » ،

یعنی فلسفه ی ایجاد ِ « بهشت ِ موعود ِ ادیان » در روی ِ زمین !

یعنی فلسفه ی اصالت ِ مصرف ، بجای همه ی اصالت های فلسفی و اخلاقی و ماوراء الطبیعی !
و خلاصه ، یعنی اینکه : همه ی حرف ها و دغدغه ها و گرایش ها و قیدها و عقیده ها و فضیلت ها و ارزش ها را رها کن و :

خودت را بچسب و برخورداریت را !! که هر چه هست ، همین است !

این، از « اصول » بورژوازی است .

بنابراین بورژوازی در قرون جدید ، علم را به عنوان اسلحه ای گرفت و روی مذهب کشید !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:00

ازدواج ِ نامشروع ِ پول و علم !!

و این ، نه خود ِ علم بود که :
بدون ِ ضرورت و علت و حرکت ِ طبقاتی ،
و همینطوری ناگهان ! با شکفتن ِ مرموز ِ نبوغ و الهام و کشف و شهود ِ علمی و انقلاب فکری ! ، « کشکی » ! با مذهب مخالف شد !

همانطور که در قرون ِ وسطی ، مذهب ، اسلحه ی دست فئودالیسم بود ،
در دوره ی تفوق بورژوازی ِ قرون ِ جدید ،
« علم » اسلحه ی دست بورژوازی شد !


و هدفش : از بین بردن مذهب بود که : زیربنای ِ فرهنگی ِ دوره ی فئودالیته بود ،
و ایجاد یک بهشت ِ بورژوازی در زمین،

بهشت ِ بورژوازی یعنی چه ؟
یعنی : ایجاد یک فلسفه ی خاص ، برای زندگی مادی .

کدام فلسفه ؟
فلسفه ی : « رفاه زندگی و مصرف ِ مادی »
شعار ِ گذشته که می گفت :
« زندگی کنیم تا به شناخت ِ حقیقت برسیم » - که شعار ِ مذهب بود -
به این شکل درآمد که :
« حقایق را بشناسیم ، تا خوب زندگی کنیم »

« مصرف » ، برای زندگی شد ، « زندگی » برای مصرف !

« ساختن ِ وسایل ِ زندگی ، برای کسب ِ آسایش » ،
شد : « فدا کردن ِ آسایش ، برای ساختن و فراهم کردن ِ وسایل ِ زندگی » !

و بالاخره ، « علم در جستجوی ِ حقیقت » ، راهش را کج کرد و شد :
« علم ، در کسب ِ قدرت » ،
این شعار ِ : بهتر زیستن در همین زمین ، شعار ِ ایجاد ِ « بهشت ِ مصرفی ِ بورژوازی » است ،

بهشتی را که مذهب می گفت با :
عشق و پرستش
و فداکاری و کسب ارزش های اخلاقی
و تعالی روحی و معنوی
و گذشت و شهادت
و پاکی و پارسائی و کمال انسانی ،

به پاداش خواهید یافت ،

بورژوازی و فلسفه ی بورژوازی ِ جدید می گفت که ما آن را در روی ِ همین زمین می سازیم .
به کمک چه چیز ؟
بجای آنهمه ، فقط با 2 چیز :
« سرمایه » و « علم » ،
سرمایه و علم ، دست بدست هم می دهند و « تکنیک » را می زایند ،
و تکنیک ، جانشین مذهب می شود .

این است که بورژوازی ، علم و سرمایه را با هم تالیف داد ،
از ازدواج نامشروع ِ پول و علم ، تکنیک ِ جدید بوجود آمد ،


بنابراین ، ماشین ، فرزند ِ نامشروع ِ « پیوند ِ علم و پول » است .
و پیداست که وقتی عالم و پولدار به ازدواج هم درآیند ،
کدام زن است و کدام شوهر !!


بنابراین رسالت جدید ِ علم ، یعنی مدعی و مخالف ِ مذهب شدن ِ او،

و ادعای ِ « هدایت بشر » و آنهمه ستایش دیگری که از علم می شد ، همه کار ِ بورژوازی بود!!
برای آنکه زمینه ی پیشرفت و قدرت و حاکمیت ِ پول را در زمین برایش فراهم آورد .

شعار تازه ای که برای بشریت اعلام شد ،
« قدرت » و « ثروت » ، شعار بورژوازی بود ، اما « عالم » از زبان ِ او و بجای او این شعار را می داد !!
و ما تا بحال ، گول ِ این شعار را خورده ایم !

چون در قدیم بقول شاعر ، همیشه این بوده است :
دانش و خواسته است ، نرگس و گل ــــــ که به یک جای نشکفند به هم
هر که را دانش است ، خواسته نیست ــــ هر که را خواسته است ، دانش کم !
دانش و پول ، مثل گل ِ نرگس و گل سرخ هستند که همزمان با هم نمی شکفند ،بطوریکه هر که دانش دارد ، پول ندارد ، و هر که پول دارد دانش ندارد،
اما اینجا به این شکل در نیامد ،

این دو دشمن ِ همیشه - که علم مخالف با پول بود و بیزار از زندگی ِ مادی ، و زندگی مادی هم نیازی به علم و علماء نداشت - با هم یک « شرکت سهامی » ! درست کردند .
که قیود جدید و انسانی امروز بوجود آمد . و آن :

ساختن ِ یک زندگی مصرفی ، به کمک علم ، برای « پول » است !

این « فلسفه ی جدید ِ زندگی » است ،
اما شعارهایش عالمانه بود !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:05

کدام برخورداری؟
احتیاج مصرفی

شعار زندگی بورژوا ، « ایجاد بهشت ِ اُخروی در روی زمین » بود،
فلسفه ی زندگی اش ، « اصالت مصرف » بود،
ایده آل زندگی اش چه بود؟
برخورداری هر چه بیشتر !!

اما کدام برخورداری؟
برخورداری ای که علم به کمک بورژوازی - یعنی بورژوازی به کمک علم ! - می خواهد بسازد، چه نوع برخورداری ای است؟
برخورداری مادی !

اما پول که ایمان نمی سازد،
پول کالا می سازد ، کالاهای متنوع ؛
اگر همه ی نیازهایمان هم اشباع شده باشد، باز هم خودش برایمان نیازهای جدید دیگری می سازد!

دستگاه های تبلیغاتی اکنون چه کار می کنند؟
شما در خانه تان نشسته اید ، تمام وسائل مادی زندگیتان کافی است، توی خانه تان وسائل مبلمان و فرش و ... به اندازه کافیدارید، برای آشپزخانه تان همه چیز دارید، پوشاک و ظروف و خوراک و همهچیزتان تکمیل و کافی است.
به محض اینکه تلویزیون تان را روشن می کنید، ده ها نیاز مصنوعی تازه به شما تحمیل می کند !!
و فردا، شما یا همسر یا فرزندانتان را به دنبال آن کالاها می فرستد تا آنها را بخرید !
تا ابد باید بروید دنبال مصرف تازه !

بورژوازی فقط کالای مصرفی نمی سازد که تمامی داشته باشد،
احتیاج مصرفی هم می سازد که هیچگاه حد نهائی ندارد !
زیرا علم در اختیارش است:
جامعه شناسی ، روان شناسی ، عقده شناسی ، عقده شناسی ، احمق شناسی !
ادبیات و هنر و تبلیغات را هم در اختیار دارد.
بنابراین احتیاج می سازد.

و آدم تازه با احتیاج ِ تازه می سازد ، و بعد ، احتیاج او را هم خودش برآورده می سازد !!
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:07

همه ی دنیا ، مزرعه ی خور و خواب ِ بورژوازی !
و همه ی ملت ها استثمار شده ی آنها

ما نسل بسیار خوشبختی هستیم.
اگر چه بیش از همه ی نسل های تاریخ رنج می کشیم.

نسلی خوشبخت ، از این جهت که دوره های درد و شکست انسان را با چشم خود می بینیم.
آیا نه اینست که شکست و درد راستین بهتر است از امید و شور دروغین؟
آیا درد ِ زاده ی آگاهی ، بهتر از بی دردی زاده ی بی عقلی و ناآگاهی نیست؟

ما باید خیلی خوشحال باشیم که در نیمه دوم قرن بیستم و نیمه اول قرن بیست و یکم هستم .
و در قرن 19 نیستیم که احمقانه برای بهشت بورژوازی که در قرن 20 و 21 می خواهد در روی زمین درست بشود ، شعار بدهیم .

اکنون ، در زمانی که بهشت بورژوازی درست شده است ، به چشم می بینیم که سه قرن علم ، « گوساله ی سامری » پول شد؛
و با صورتی طلائی و فریبنده ، ولی بدون روح و معنویت ، پول ، بانگ دروغین سر می داد و احمق ها را در برابر خود به سجده می انداخت !

این بهشت بورژوازی که اکنون درست شده یعنی چه؟
یعنی نه برای همه ی انسان ها ، نه !

این زندگی مصرفی و وفور نعمت که از در و دیوار به روی اروپائی و امریکائی می بارد، از هوا نیامده !
بلکه به قیمت گرسنگی دو میلیارد انسان دیگر درست شده است!

برای خود ِ بورژوازی اروپای سه قرن پیش درست شده که همه چیز را می توان در آن یافت :

الماس تانزانیا،
کنف مصر،
قهوه ی کامرون ،
نیشکر کوبا ،
شراب الجزائر،
چای هند،
کائوچوی ویتنام ،
نفت خاورمیانه ،
و ...

پس همه ی دنیا ، مزرعه ی خور و خواب خوراک آنهاست !
و همه ی ملت ها استثمار شده ی آنها ،
کارگران ِ بی جیره و مواجب ِ این بهشت پلید ،
بنابراین در این بهشت باید دید همان انسان اروپائی چگونه زندگی می کند!

این انسان به منتهای شعارهای که بورژوازی در طی 3 قرن می داد ، رسید.
برخورداری و مصرف به اوجش رسید !
بطوریکه اکنون، 10% قلمهای اقتصادی او ، مصرف های عینی و اصلی است ،
و 90% آن مصرف های تفننی !
از این برخورداری بیشتر چه می خواهید؟!!

دیگر اینکه علم ، به منتهای ایده آل و ادعای خودش، کهایجاد یک تکنیک در روی زمین برای تسخیر زندگی مادی و قوای طبیعی باشد ،موفق شده ،
و این زندگی ِ مبتنی بر « اصالت مصرف » را ساخته است.

اما ...
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:09

بورژوازی امروز به انتهای رسالتش رسیده است !

بیداری و عصیان انسان امروز غربی علیه بورژوازی و علم دروغین او و بهشتش

آنچه را که بورژوازی پیش بینی نمی کرد - و این بزرگترین حقیقت زندگی این قرن و انسان امروز است - عصیان همین انسان در چنین بهشت بورژوازی است .

درست همانطور که آدم در باغ بهشت اولیه به تعبیر قرآن عصیان کرد؛
همه چیز داشت و هر چه دلش می خواست می توانست بخورد،
اما عصیان کرد و از درخت ممنوع خورد,

انسان ِ امروز ِ غربی ِ وابسته به زندگی مصرفی و زندگی بورژوازی ِ پیشرفته ،که دارد در مرحله ی « امپریالیسم جهانی » زندگی می کند،
و بر دنیا و زمین و آسمان ها مسلط است ، و بر همه ی مائده ها و نعمت های بشری ِ دنیا دست یافته و می خورد ؛
عصیان کرده ،
عصیان در زندگی مرفه و در برخورداری و رفاه !
میوه ی ممنوعی که انسان امروز را به عصیان واداشته چیست ؟

خودآگاهی ِ انسانی .

بیدار شدن و ناگهان احساس کردن که علم هم 3 قرن است که به او دروغ می گوید .
و « نوکر سرمایه داری » است ، نه « هدایت کننده ی پارسا و دوستدار انسان » !

به او نمی گویند : « تو که انسانی » یعنی چه ؟

این شعار ِ « مصرف و قدرت » دیگر برای انسان امروز کافی نیست !
زیرا به هر دو رسیده است و چیز دیگری می خواهد.

این شعار ِ بخصوص و این عصیان برای انسان ، از وقتیشروع می شود که تمام رنجهای موقتی مادی و گرسنگی های این جهانی اش بر طرفمی شود ،
و آنگاه نیاز به یک جهان بینی که با آن جهان را بشناسد و بفهمد ، پیدا می کند،

آنچه که علم ، سه قرن دائما کتمان می کرد و دائما مردم را به طرف اشاعه ی و گسترش « بینش ِ تجاری بورژوازی » منحرف می کرد.

معنی زندگی کردن چیست؟

برای چه باید بود؟

زندگی ای که با این قدرت و با این رفاه اکنون می گذرد ، جهتش کدام است؟

در این زندگی ، به چه جهتی و به طرف کدام هدف می رویم؟

به جای « ایمان » ، « ایده آل » ، « ارزش » ، « اخلاق » ، « روح » ، « عشق » ، « فضیلت » و « نیازهای برتر » ،
که همگی را « علم ِ بورژوا کیش ِ پول اندیش » نفی می کند،

چه چیز را باید جانشین کرد؟

باز هم مصرف ؟!

عصیان می کند !

نه « علم »جواب می دهد و نه « تکنیک » و نه حتی « علوم انسانی » !

زیرا همه ی اینها دست اندکار ساختن « زندگی مصرفی » هستند ، مخصوصا زندگی مصرفی در خدمت و برای یک طبقه !

اما امروزه بورژوازی به انتهای رسالتش رسیده است !

و برخلاف قرون شانزده و هفده که آن همه ادعا و جوانی و شور و امید داشت، و به آینده اش سخت ایمان داشت ،
امروزه در انتهای پیری و شکست قرار دارد و رو به زوال همیشگی است .

و برای همین می بینیم که به حیله و به جنایت های بزرگ دست می زند!
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:13

امروزه بورژوازی با کمک روشنفکر ، فاشیسم می سازد !

امروز بورژوازی به انتهای رسالتش ! رسیده
و برخلاف قرون شانزده و هفده که آن همه ادعا و جوانیو شور و امید داشت و به آینده اش سخت ایمان داشت، امروز در انتهای پیری وشکست قرار دارد و رو به زوال است و می بینیم که به حیله ها و جنایت های بزرگ دست می زند !

بورژوازی که دیروز با ارتجاع و دیکتاتوری و اشرافیت های پوسیده مبارزه می کرد،
و انقلاب کبیر فرانسه راه می انداخت !
اکنون می بینیم که دژخیم شده است !

و فاشیسم می سازد !!!

و ملت ها را می خورد.
و جز با تکیه بر جنگ و استعمار و قتل عام جهان ، نمی تواند سر پا بایستد !

می بینیم علم ، برخلاف قرون شانزده و پانزده ، که مست از نابود کردن قرون وسطی ، و محکوم کردن علوم قدیم و فرود آوردن قدرت عظیم کلیسا بود، و پشت سر هم پیشرفت و اختراع می کرد،
الان به بن بست رسیده است ،

بطوری که « برتولت برشت » می گوید:
« انسان امروز از علم بیزار است ، زیرا علم بود که فاشیسم را به وجود آورد ،
و دو جنگ را به بشریت تحمیل کرد،
و علم بود که برای اولین بار ، مسئله ی گرسنگی را در سطحی به این وسعت ، ایجاد کرد » !

آری ! علم است که « استثمار طبقاتی » و « غارت سود اضافی » را به این حد رساند،
علم است که استعمار را از صورت بدوی ، ساده و صریحش ، این چنین توانا و ریشه دار و سخت کرد.

علم است که « استعمار فرهنگی » ملت های جهان را پدید آورد.

علم است که اروپا را « کرگدن وحشی » کرد !
و دنیای سوم را « بره های مسخ شده ی گرگ زده » ...

آری علم !
همان علمی که به دروغ می گفت از قید مذهب آزاد شده است ،
اکنون می بینیم که « ارباب » عوض کرده است !

و « پول » را به جای خدا ، « معبود » خود گرفته است
و برای به دست آوردن ِ این پول ، هر کاری می کند...
انسان را « مسخ » می کند ،

و او را آنچنان می سازد که بورژوازی « سفارش » داده است !!
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:15

آری علم !
همان علمی که به دروغ می گفت از قید مذهب آزاد شده است ،

اکنون می بینیم که « ارباب » عوض کرده است !

و « پول » را به جای خدا ، « معبود » خود گرفته است
و برای به دست آوردن ِ این پول ، هر کاری می کند...
انسان را « مسخ » می کند ،

و او را آنچنان می سازد که بورژوازی « سفارش » داده است !!
____________________________________________________

بیم ِ « متلاشی شدن تمدن ِ امروز بشری » !

بنابراین نیاز انسان امروز به مذهب برای این است که به 2 سوالش پاسخ گوید:
یکی دادن ِ یک « جهان بینی معنوی بزرگ » و « بیان یک تفسیر روحانی از عالم هستی » ،
به گونه ای که انسان ِ آزاد - آنگونه که اگزیستانسیالیسم می گوید ، و الان ! راست می گوید - خودش را در آن بیگانه و مجهول احساس نکند.

دوم ایجاد یا ارائه ی « یک جهت و هدف ِ انسانی برای زیستن » .
زیرا که یکی از خصوصیات ممتاز انسان نسبت به همه یحیوانات در این است که حیوانات دیگر زندگی می کنند ، بدون آنکه لازمبدانند که « بفهمند چرا؟ » .
اما انسان است که وقتی می گویند « زندگی کن » ، قبل از اینکه بگوید چگونه ، می پرسد : « چرا » ؟

بنابراین ، به این انسان ، فقط « آموختن ِ چگونه زیستن » کفایت نمی کند !

انسان تا وقتی که گرسنه است به دنبال « مواهب معمولی زندگی » می رود و برای رفع دردهای روزمره اش تلاش می کند،
و تنها در این هنگام است که از این سوال ها بیش و کم فارغ - یا غافل - می شود.

اما وقتی این نیازهایش برطرف شد ، « نیازهای اساسی ِ انسان بودند » و « در کجا بودن » برایش مطرح می شود ،
این است که مذهب امروز و « احساس ِ مطلق مذهبی » ، امروز بیشتر و جدی تر و حیاتی تر مورد نیاز است .

مسئله ی دیگری که لزوم « شناخت دقیق و عالمانه » ی مذهب را ایجاب می کند ، این است که بررسی ِ تاریخ ادیان ، این حقیقت ِ بزرگ را به ما نشان می دهد که :
دین ، در مسیر تاریخ ، دارای 2 جریان است :
یک جریان انسانی
و یک جریان تاریخی

جریان انسانی همواره زنده است و بلکه انسان ِ امروز بیش از انسان گذشته به مذهب و « جریان ِ انسانی مذهب » نیازمند است .
چرا نیازمند است ؟
برای اینکه انسان ِ گذشته را « سنت » و « احترام ِ به گذشته » اشباع می کرد،
« ملیت » و « تفاخرات ِ خاک و خون » سیر می کرد،
و « تلاشش برای زندگی مادی » او را سرگرم و غافل می کرد،
انسان ِ عصر جدید را حتی « کشف های تکنیکی و علمی » اقناع می کرد،

اما امروز هیچیک از اینها چنگی به دل انسان نمی زند !
و باز هم با داشتن ِ همه ی اینها ، باز هم « طغیان » می کند،
طغیانی که به حد مرگ و جنون می رسد !
به حدی که بیم ِ « متلاشی شدن تمدن ِ امروز بشری » می رود .

و این بر خلاف ِ گذشته است .

در گذشته « جهل انسان » ، « ضعف انسان » ، « ترس انسان » و « نیازهای مادی انسان » با مذهب در آمیخته بود ،
و انسان « همه چیز » را می خواست از مذهب بگیرد .

ولی اکنون ، علم ، بسیاری از نیازها را برآورده می کند، آما آنچه را که برآورده نمی کند ، « مذهب ِ متعالی » است ،
مذهبی است که برای انسان ِ امروز « جهان » را توجیه بکند ،
و به انسان و زندگی ، « معنی » ببخشد .
و انسان ِامروز بیش از هر وقت به این مذهب احتیاج دارد ،

جریان ِ دوم ، آن « جریان منفی » و جریان « حاکم بر تاریخ » است ،
که ضد این « وجهه ی انسانی » است .
و آن مذهبی است که به دست قدرت های حاکم ، علیه مردم و برای توجیه وضع موجود به ضرر مردم به کار گرفته می شود.

این 2 بُعد ِ واقعی و حقیقی در طول تاریخ با هم حرکت و همیشه هم با هم مبارزه داشته اند .
و اکنون ، در انتهای این تاریخ ، مذهب از این 2 نظر بررسی می شود:
یکی از نظر وابستگی ما به زمان و قرنی که در جستجوی یک « احساس معنوی » و یک تفسیر ماوراء علمی ،
و یافتن معنائی ، مفهومی ، روحی ، ایمانی و عشقی متعالی برای زیستن است .

دوم از نظر اینکه ما وابسته به « یک تاریخ و یک جامعه و فرهنگ مذهبی » هستیم،
که آن « جریان ِ منفی مذهب » نیز در طول تاریخ ما ،حرکت و حاکمیت داشته و پیوسته بر ضد خود ِ مذهب و بر ضد مردم و تاریخ ما وحرکت مردم ما و اجتماع ما نقش داشته.

باید این نقش را نشان داد و شناخت !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:18

تفاوت « طبقه ی حاکم » با « هیئت حاکم »

از قرون 16 و 17 در غرب ، طبقه ی تازه ای به وجود آمدبنام طبقه ی متوسط یا بورژوازی ، یعنی طبقه ای که با پول کار می کند و باتجارت و کسب و با فروش کالاهای صنعتی روزگار می گذراند.
بورژوازی که به وجود آمد ، نهضت فکری ِ جدیدی نیز شکل گرفت.

این طبقه را به آن جهت طبقه ی متوسط می گویند که درقرون وسطی ، در جامعه ی فئودالی و مالکیت های بزرگ ، جامعه به دو طبقهتقسیم می شود:

یکی « طبقه ی اشرافی یا اربابی » ، که صاحب همه چیز است ،
هم نیروهای مادی و اقتصادی ِ جامعه را مالک است،
و هم - به همین دلیل - نیروهای معنوی ، اخلاقی ، فکری ، هنری و ادبی جامعه را در اختیار دارد.

و دیگری « طبقه ی رعیت » است به معنای ِ اعم :
چه به شکل « سرو » در دوره ی « سرواژی » - یعنیدهقانی که برده نبود ، اما وابسته به زمین بود ، و وقتی مالک ملکش را میفروخت ، دهقان هم با زمین فروخته می شد -
و چه به صورت « برده » در برده داری ، - که غلام ،وابسته به زمین نبود، اما یکی از اموال مالک به حساب می آمد و مانندحیوانات و اشیاء خرید و فروش می شد و مالک ، صاحب ِ جان و هستی اش بود -
و چه به شکل تکامل یافته ترش : دهقان - که برده نبود ، وابسته به زمین هم نبود ، رسما هم خرید و فروش نمی شد ، اما فاقد همه چیز بود.

به این 2 طبقه ، به طور اعم گفته می شود : طبقه ی حاکم و طبقه ی محکوم .

« طبقه ی حاکم » ، غیر از « هیئت حاکم یا هیئت حاکمه » است !
هیئت حاکمه عبارت از دستگاه و مجموعه ی افرادی است کهحکومت ِ اجتماع را به عهده دارند و قدرت های « سیاسی ، قضائی و نظامی » بهدست آنهاست,
و اینان ، یک « گروه » اند ، نه یک « طبقه ».

اما « طبقه ی حاکم » ، طبقه ای است که همه ی « قدرت های اجتماعی ، معنوی و مادی » در قبضه ی آنهاست .
حتی اگر وارد در مسائل سیاسی نباشند !
حتی اگر پست سیاسی هم نداشته باشند !

هر یک از افراد ِ این طبقه ، به میزان « سرمایه و قدرت و نفوذی » که بر روی گروهی دارند ، جزء « طبقه ی حاکم » قرار می گیرند .
ولو با « هیئت حاکم » ارتباط مستقیم نداشته باشند ،
و حتی اگر مخالفشان هم باشند !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:20

ظهور طبقۀ متوسط

میان این دو طبقه - که بطور اعم « طبقه ی حاکم » و « طبقه ی محکوم » نامیده می شوند -
به این صورتش در قدیم - دوره ی برده داری ، دوره ی فئودالیته و دوره ی سرواژی - یک خلاء مطلق وجود دارد.

این « دو گانگی طبقاتی » را در جامعه های قدیم - حتیدر دهات - به روشنی می توان دید ، که در چهره های مختلفش ، حتی در معماریمنعکس است.
این دو طبقه ، کاملا دور از هم و در دو سر یک « خط اجتماعی » هستند.

در معماری قدیم ، در روستاها ، تا همین اواخر می شددید که در خانه ی اربابی ، اتاقی که ارباب اشخاص را می پذیرد ، شکلساختمانی خاصی دارد.
اتاق های ما معمولا اشکال هندسی محدودی داشته است، یامربع است یا مربع مستطیل و یا چند گوش ، ولی سطح ِ کف اتاق یکدست است و «بالا و پایین بودنش » جنبه ی اعتباری دارد و در متن اتاق نیست.
اما در معماری قدیم ، اتاق تقسیم می شود به دو قسمت :
اول مربع مستطیل بزرگی است که مجموعه ی اتاق را میسازد ، و چسبیده به آن ، مربع مستطیل یا مربع کوچکتر دیگری است که به ایناتاق اضافه شده است که در برخی روستاها به آن « شاه نشین » می گویند.
این قسمت ، بظاهر ، از اتاق اصلی جداست ، یعنی 3 دیوار مستقل و مجزا دارد و دیوار چهارمی نیست که به اطاق وصل شود.
بنابراین وقتی وارد این ساختمان می شویم ، دو اتاق درکنار هم می بینیم که یکی بزرگ است و یک کوچک و هر دو به هم متصل ، ومیانشان در یا دیواری نیست.
این 2 قسمت بطور متضادی فرش شده است:
چیزهای گرانبها در اتاق کوچکتر و چیزهای ساده تر و بی ارزش تر سهم اطاق بزرگتر است.

این 2 اتاق گر چه متصل به همند ، اما همه چیز ، از نوعی جدائی شکایت می کند!
از فرش و پرده و تزئینات بگیرید تا ارتفاع سطح ، که همیشه قسمت کوچکتر - شاه نشین - بر بلندی ایستاده است.
در زمستان کرسی را در قسمت شاه نشین می گذاشتند ، چراکه بر خلاف امروز ، کرسی جنبه ی اشرافی داشته و بخاری ِ چوبی یا ذغالی رادر قسمت عمومی می گذاشتند که نه پشتی دارد و نه تشک اختصاصی.

معمار و معماری قدیم این همه میکوشد تا « تضاد و دوگانگی طبقاتی » را حتی در کف اتاق ، شکل اتاق ، تاقچههای اتاق ، تزئینات معماری و بقیه ی دکورها نشان بدهد ، و « واقعیت »ببخشد !

این به آن جهت است که در تضاد وحشتناک طبقاتی ، ارباب از نظر نوع کارش با دهقان ، تماس مستقیم دارد،
و باید در یک اتاق جمع شوند و در زیر یک سقف بنشینند .
(بر خلاف نظام های سرمایه داری که سرمایه دار ممکناست هرگز روی کارگر را نبیند و نامش را نیز نشنود. بخصوص در سرمایه داریسازشی امروز - که تراست ها و کارتل های بزرگند - که هزاران نفر در موسساتمختلفشان کار می کنند و هیچکدام نمی دانند که سرمایه دار یا سرمایه دارانِ این موسسه یا تراست یا کارتل ، کی و کی هایند !)

در این دوره ، مذهب نقش « هماهنگی و پوشش این دو قطب متضاد » را بازی می کند،
یعنی اختلاف شدید طبقاتی ِ این 2 قطب را به شکل « اشتراک دینی » می پوشاند . و این دو طبقه ی جدا و متضاد را با هم جمع می کند و تالیف می دهد.

در اینجا مقصود از مذهب، عبارت است از بُعد مذهبی ، از « سه بُعد مشخصه طبقه ی حاکم »،
که مذهب را به شکلی تبلیغ یا مسخ و تحریف می کنند که بتواند چنین نقش اجتماعی را بازی کند !

این مذهب ، 2 طبقه ی ارباب و رعیت را در مراسم ِ خاص ِ دینی ، در یک جا جمع می کند - مثل مراسم روضه خوانی و تعزیه و ... -
اما معماری ِ متضاد می کوشد که در « جمع شدن ِ ناگزیری این دو طبقه » نیز ، اختلاف طبقاتی را حفظ کند و نگذارد که ارباب و رعیت کنار هم بنشینند.
ارباب و وابستگانش و شخصیت هائی که هم شان او هستند، در شاه نشین و در بلندی می نشینند ، و رعیت پائین و اطراف اتاق ساده ی اولی .

تا اینکه سر و کله ی « دکاندار » پیدا می شود!
او (دکاندار) که تا دیروز رعیت ساده ای بود و جایش در اتاق بزرگ ِ ساده و پست تر از اتاق ارباب ،
اکنون مقام و منزلتی دیگر پیدا کرده است ، چرا که اکنون او پولدار است و ارباب بدهکارش ! و خانواده ی ارباب محتاج او .
سرمایه برایش « شخصیت » ساخته است ، اما نژاد و تبار ندارد. آقا زاده و حاجی زاده و بزرگ زاده نیست !
از یک سو او را نمی توان در گروه رعیت ساده نشاندش ، و از سوی دیگر ، بی اصل و ریشه بودنش نمی گذارد که در جای ارباب بنشیند؛
پس حد وسطی باید ساخت ،
و چنین می کنند !
پله ی پایین کرسی ، که در هر صورت اربابی است ، اما اندکی پایین تر را به او می دهند که حد وسط ارباب نشین و رعیت نشین است.

اینجاست که « طبقه ی متوسط » به وجود می آید.
طبقه ای که نه دیگررعیت ساده است و نه از نژاد ارباب.
در عمل ارباب است، اما بی اصلی و بی ریشگی ، در فرودست ارباب می نشاندش .

طبقه ی متوسط به رشد کردن آغاز می کند و اندک اندک سربر می آورد ، تا اینکه دورادور ِ کرسی ارباب را اشغال می کند و بالاخرهارباب را بیرون می راند.
و این یعنی « انقلاب طبقه ی متوسط » .

« انقلاب بورژوازی ِ انقلاب کبیر فرانسه » از این دست است :
انقلاب طبقه ی متوسط ِ تازه به دوران رسیده ِ پولدار، روشن بین ، متفکر و متحول در برابر اشرافیت ِ پوسیده ی بی معنی ِ قدیم ،که تفاخر و تفاضل ِ نژادی و برتری های خانوادگی راملاک برتری می دانستند.

انقلاب ِ طبقه ی متوسط، ملاک ها و معیارها را عوض می کند ...
دیروز ملاک برتری ، خون و خاک و نژاد و خانواده بود،
و امروز اقتصاد و پول و سرمایه .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:23

تفاوت میان روشنفکران غربی و همتایان شرقی شان .

اگر چه روشنفکران غرب - با عقاید تازه شان در قرون 16و 17 - نقش مثبتی را ایفا کردند و طبقه ای متحرک و سازنده را شکل بخشیدندو راه پیشرفت علم را گشودند و اختراعات و اکتشافات مخلتف علمی را ممکنساختند .

اما همان حرف ها و اندیشه ها و همان مفاهیم و بینش ها و شعارهای روشنفکران قرون 16 و 17 در شرق اسلامی ، تنها 2 نتیجه ی مثبت داشت:

اول اینکه جامعه متوجه نشد که روشنفکرانش چه می گویند!
چنانکه اکنون نیز پس از چند نسل که از ایجاد گروه و قشر روشنفکر در جامعه مان می گذرد ،
هنوز جامعه وجودشان را احساس نکرده است !

چرا که جامعه ی ما زبان روشنفکر را نمی فهمد و نقاطی را که روشنفکر روی آن تکیه می کند و انتقاداتی که می کند، هیچ تناسبی با متن زندگی توده ندارد.

در حالیکه روشنفکران اروپا ، در متن جامعه شان ، در متن کلیساهای کاتولیک ، در متن مراسم و عقاید مذهبی ِ جامعه ، و مثل ماهی در دریای توده و جامعه شان شناور بودند و به هدایت و تصفیه ی افکار و مبارزه با خرافات - و حتی با همان مذهبی که خود معتقد بودند - می پرداختند .

اما روشنفکران ما چون از متن جامعه نروئیده اند و در خارج ساخته شده اند و مانند قشری بر روی جامعه هستند ،
با وجود این فاصله ی فراوان نتوانسته اند در جامعه و توده نفوذ کنند.
این است که در اینجا (جوامع شرقی) ، « قشر روشنفکری » داریم ، اما « نهضت روشنفکری » ، نه !

و دوم این که :
ایجاد قشری چنین مصنوعی ، که در خارج ساخته شده بود،
در وطنش باعث تفرقه و شکست ِ « وحدت اجتماعی » شد !

چرا که آن گروه اندک که می توانستند خوب بیندیشند و آگاهی شان مجهز به علم نیز بود ،
بجای اینکه خودآگاهی شان را به متن جامعه ببرند و به اندام کلی اجتماع و توده ی مردم بدهند ،
از توده و متن جامعه جدا ماندند و بصورت قشر زبده ی مجرد جامعه درآمدند.
و از این « تفرقه » دشمن سود برد و در میان این « خلاء » سکنی گزید!

چنین است که در کشورهای و شرق ، و در میان توده های مسلمان و شرقی ، « استعمار فرهنگی و سیاسی » را باید در جائی میان روشنفکر و توده جست !

روشنفکر راستین ، باید هدفش زدن ِ پلی باشد که بر این خلاء بگذرد و بین خود و توده تفاهم ایجاد کند.
باید فاصله خطرناک و وحشتناکی را که ایجاد شده است را به اتصال و تفاهم و آشنائی و همدردی تبدیل کند.
که تا این پل زده نشود ، توده در رکود ِ خویش خواهد ماند و روشنفکر در بیگانگی و تجرد خویش .

روشنفکری که در رستوران ها و کافه های بالای شهر مینشیند و دائم از جامعه های عقب افتاده و جلو افتاده و مکتبِ فلان و فلانبحث می کند ، فقط برای خودش وجود دارد !
که توده اصلا وجودش را احساس نمی کند !
و اگر می خواهد احساس بشود، باید از آن پله ها فرودبیاید و آن خانه های بلند و کافه ها و تریاهای بالا را ترک کند و خود رابه میان توده بیفکند و درد و نیازهایشان را لمس کند ،
و از آن اشرافیت ِ گروه پرست ، خود پرست ، صنف پرست و ضد مردمی و فقط حافظ ِ حیثیت شغلی و فردی خویش بودن ، به در آید.
تا خود نیز لمس شود!!

این تضاد برای چیست؟
به این جهت است که « ذهنیات » روشنفکر از جائی است ، و « وجودش » از جائی دیگر!

این دوگانگی را باید از بین برد.
و این دوگانگی از بین نمی رود مگر اینکه میان روشنفکر و توده پلی زده شود.
تا روشنفکر به میان توده راه بیابد و توده ، مخاطب ِ روشنفکر شود ، و روشنفکر در ایمان توده جای بیابد .
و این چیزی است که اکنون نیست و باید باشد .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !

توسط ganjineh » جمعه 22 آبان 1388 13:26

علم، هر چه پيش تر مي رود، متواضع تر مي شود !!

كساني كه احساس مي كنند به همه ي علوم دست يافته اند و همه چيز برايشان روشن شده، حتي يك گام هم در مرحله ي
« علم واقعي » ننهاده اند.

در قرون 19 و 20 ، برای شناختن « تاریخ تحول دین » ، و همچنین ، « کیفیت ایجاد دین در تاریخ بشر » به متد تازه ای دست یافتند.
( بر خلاف « آگوستین » که عالَم « ربانی و متافیزیک » را « تقسیم بندی ای خیالی » می کرد، یا فلاسفه ی قرن های 17 و 18 که « با یک فحش به مذهب ! » خیال می کردند که واقعا از نظر « منطقی » هم مذهب را نفی کرده اند ! ( مثل « ولتر » در دوران اول زندگیش )
و در ضمن ِ پرداختن و شناختن وجوه مختلف انسان ، به شناختن ِ وجهه ی مذهب و تاریخ انسان نیز پرداختند . اما چگونه ؟

در تاريخ 3 دوره ي مشخص مي بينيم ، كه همه ي مسائل انساني را در اين 3 دوره مي توان به حسب زمان تقسيم بندي كرد :

اول : « دوره ي باستاني و بدويِ » جامعه ي بشري است كه هنوز خط وجود ندارد و نوشتن و تعليم و تربيت وسازمان هاي آموزشي نيست و جامعه نمي تواند تجربه، مفاهيم، ادبيات و عقايدديني خودش را به شكلي ثبت كند و براي نسل هاي ديگر بگذارد، كه ما بتوانيم با مطالعه ي آن آثار ، به طرز تفكر و طرز زندگي و عقايد اجتماعي و مذهبشان پي ببريم.
بنابراين دوره ي اول ، دوره ي جامعه ي بدوي يا « جامعه ي وحشي » است كه جامعه شناسان به مراعات ادب نمي گويند جامعه ي وحشي ، مي گويند جامعه ي باستاني.

دوم : جامعه ي تاريخي است .
جامعه ي تاريخي جامعه اي است كه تمدن و كتابت دارد،
در آن تقسيم كار و نهاد آموزش و پرورش هست،
تعليم و تربيت خاصي دارد و در آن مكتب به وجود آمده ،
و انتقال تجربه به نسل هاي بعد امكان يافته است ،
و از روي آثار هنري ، كتاب ها ، سنگ نوشته ها ، آثار باستاني ،‌نسخه هاي خطي و آثار مختلف، مي توان آن را مطالعه كرد و شناخت.

سوم : دوره ي معاصر است.
كه از قرن 15 و 16 شروع مي شود و تا هم اكنون ادامه دارد.
شناخت دوره ي معاصر و دوره ي تاريخي آسان است. اماشناخت دوره ي بدوي - يعني دوره ي « آركائيك » ( وحشي )، كه پيش از تاريخرسمي قرار دارد، و قبل از « خط » ، به معناي اعم - مشكل است.
اما شناختنش ضروري و حياتي است.

به گفته ي « گاستون باشلارد » فيلسوف فرانسوي :
« تا زماني كه جامعه هاي بدوي ِ ابتدائي ِ‌ قبل از تاريخ را دقيقا نشناخته ايم، نمي توانيم در باره ي فلسفه ي جامعه و جامعه شناسي اظهار نظري دقيق، عيني و علمي بكنيم.
چرا كه « جامعه » حقيقتي است كه نه در دوره ي معاصر به وجود آمده و نه در دوره ي قرون وسطي و نه در دوره ي تاريخي و تمدن ها،
بلكه در دوره ي بدوي به وجود آمده است. »

براي اينكه بفهميم « جامعه » به چه دليل - يا دلايلي- و تحت چه عواملي - اقتصادي ، اجتماعي، فكري، ذهني، طبيعي، جغرافيائي يامذهبي - تحول پيدا مي كند،و اين تحول طبق چه قوانيني ايجاد مي شود و از دوره اي به دوره ي ديگر مي رود،
بايد جامعه ي بدوي را بشناسيم .
براي اينكه اول در آنجاست كه جامعه به وجود مي آيد و تحت تاثير عوامل بسيار روشن و ساده تحول پيدا مي كند.

در قرون 17 و 18 هر جامعه شناسي با خواندن « جمهور افلاطون » ، مي پنداشت كه جامعه ي بشري را درست مثل كف دستش مي شناسد ،
- مثل روشنفكران ضد مذهبي ما كه با ديدن چند ترجمه ، ديگر در جامعه شناسي هيچ مشكلي ندارند ! -

اما جامعه شناسي امروز، برخلاف قرن 18 - كه جامعهشناسش مي توانست 198 قانون دقيق ِ علمي راجع به جامعه و كيفيت و تحولجامعه و قانون تبديل جامعه وضع كند -
حاضر نيست حتي به وجود « يك قانون مسلم و قطعي در جامعه شناسي » اعتراف كند !
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

قبليبعدي

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان