در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

756

تشکر کرده: 9 مرتبه
تشکر شده: 189 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 10 دی 1387 22:23

آرشيو سپاس: 3961 مرتبه در 604 پست

سوگواری آب

توسط Morteza313 » جمعه 4 دی 1388 15:18




گاه ابر و گاه باران مي‏شوم
گاه از يك چشمه جوشان مي‏شوم

گاه از يك كوه مي‏آيم فرود
آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دريا مي‏شوم
گاه در يك كاسه پيدا مي‏شوم

روز و شب هر گوشه كاري مي‏كنم
باغ‌ها را آبياري مي‏كنم

نيست چيزي برتر از من در جهان
زندگي از آب مي‏گيرد نشان

گرچه آبم، روزي اما سوختم
قطره تا دريا سراپا سوختم

تشنه‏اي آمد لبش را تر كند
چاره لب‏تشنه‏اي ديگر كند

تشنه‏اي آمد كه سيرابش كنم
مشك خالي داد تا آبش كنم

تشنه آن روز من عباس بود
پاسدار خيمه‏هاي ياس بود

خون عباس علمدار رشيد
قطره قطره در درون من چكيد

داغي آن خون دلم را سوخته
آتشي در جان من افروخته

چشم‌هايم خواب، موجم خفته باد
آبي آرامشم آشفته باد

آب هستم؟ واي من مرداب به
زندگي بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

واي بر من، واي بر من، واي دل
مانده در مرداب حسرت پاي دل

پيچ و تاب رودم از درد دل است
بركه از اندوه دل، پا در گل است

گريه من، شرشر باران شده
غصه‏ام در گريه‏ها پنهان شده

دود داغم ابرها را تيره كرد
آسمان‌ها را سراپا تيره كرد

آب اگر شد اشك چشم از شرم شد
از خجالت‏ شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، كربلا پشتم شكست
آبرويم رفت پستم، پست پست

حال از اكبر خجالت مي‏كشم
از علي‏اصغر خجالت مي‏كشم

مصطفی رحماندوست
ان الارض یرثها عبادی الصالحون ......

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Morteza313 تشکر کرده اند:
airplane, كيارش, حسن2568, stormtomcat, shola, srf020, ARafiee, Shahbaz, Ali$amir, vaispard, Mahdi1944, Mohammad.Jafar, @lirez@, SAMAN, abbas.m.k, oweiys, ganjineh

Captain

Captain



no avatar
پست ها

611

تشکر کرده: 997 مرتبه
تشکر شده: 1504 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 تیر 1388 15:48

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 5024 مرتبه در 424 پست

Re: سوگواری آب

توسط ARafiee » شنبه 5 دی 1388 13:01

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اين مصيبت بر امام عصر (عج) و شما شيفتگان و دلسوختگان تسليت باد


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARafiee تشکر کرده اند:
srf020, azeRilA, Ali$amir, ganjineh, Mohammad.Jafar, Mahdi1944, Morteza313, airplane, @lirez@, shola, javadfakoori, SAMAN, كيارش, Shahbaz

Captain

Captain



no avatar
پست ها

611

تشکر کرده: 997 مرتبه
تشکر شده: 1504 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 تیر 1388 15:48

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 5024 مرتبه در 424 پست

Re: سوگواری آب

توسط ARafiee » پنج شنبه 25 آذر 1389 21:52


ديگر از آن همه سرو صدا و ولوله خبري نيست ، گويا دشت نينوا به خوابي سنگين فرو رفته است، اما در دل زنان و كودكان آل طه غوغايي است، شب عاشورا با تاريكي خود در راز و نياز زينب شريك مي‌شود و زينب در اين شرايط نماز شب خود را با حالتي نشسته اقامه مي‌كند تا نشان دهد اين شهادت‌ها براي ستون اسلام ،نماز، بوده است، از اينجاست كه عاشورا در دل تاريخ مي‌ماند، چرا كه اگر زينب سلام الله عليها نبود ، عاشورا نيز نبود.

در عصر عاشورا نزديك غروب آفتاب، هنگامي كه دشمنان با يورش وقيحانه خود دل اهل حرم را به لرزه درآوردند، زينب سلام الله عليها از امام سجاد عليه السلام كسب تكليف كرد و گفت «اي يادگار گذشتگان و پناهگاه بازماندگان ! خيمه‌هاي ما را به آتش كشيده‌اند، در اين باره چه فرمان مي دهي؟، امام علي بن حسين عليه السلام فرمود «فرار كنيد.»
در اين وقت زنان و كودكان خاندان آل رسول صلي الله عليه و آله با حالتي گريان سر به بيابان نهادند، اما زينب سلام الله عليها، اين شيرزن فاطمي، در آن هنگامي كه آتش خيمه ها شعله‌ور بود ، دست بر سر كوبان به آسمان نگاه مي‌كرد و درون خيمه مي‌رفت و باز مي‌گشت، چرا كه امام سجاد عليه السلام درون خيمه بود و توان آن را نداشت كه از خيمه بيرون بيايد.

عمه سادات با حالي زار و نگران از آينده، به دنبال طفلان و امانت‌هاي برادرش است كه بعد از ظهر، پس از يورش لشكريان از خدا بي خبر كوفه به زنان و كودكان، براي به دست آوردن زيورآلات آنها به عنوان غنيمت جنگي، به اطراف دشت نينوا گريختند تا شايد از دست اين سگ صفتان آرامش داشته باشند.

زينب سلام الله عليها همه را به گردهم جمع مي‌آورد، ولي انگار از دو طفل حسين عليه السلام خبري نيست، باز در اين بيابان كرب و بلا به جستجو مي‌پردازد و مي‌بيند، اين دو طفل دست در گردن يكديگر گذاشته و به خواب فرو رفته‌اند، ولي هر چقدر آنها را صدا مي‌زند، بلند نمي‌شوند، چرا كه روح آنان به علت ترس از بدن جدا شده و به ملكوت پرواز كرده است.

در اين حين به گذشته بر مي‌گردد؛ هنوز شش سالش نشده بود كه نزديك رحلت پيامبر، صلي اله عليه و آله، خدمت جدش رسيد و از خواب پريشان خود تعريف كرد «اي رسول خدا! ديشب خواب ديدم، باد شديدي وزيدن گرفت و همه دنيا را تاريك و سياه كرد، آن باد مرا از سويي به سوي ديگر انداخت، تااينكه چشمم به درخت بزرگي افتاد ، از شدت وزش باد به آن درخت پناه بردم ، ولي باد آن را ريشه كن كرد و بر زمين انداخت ، آن گاه به يكي از شاخه هاي نيرومند آن درخت پناه بردم ، ولي باد آن را نيز قطع كرد، پس از آن به شاخه ديگري پناهنده شدم و آن را نيز باد در هم شكست،، سرانجام به دو شاخه متصل به هم از آن درخت، چنگ زدم ، باد آن دو را نيز درهم شكست، در اينجا از خواب بيدار شدم.»

رسول خدا صلي الله عليه و آله كه اشك از چشمانش سرازير شد، در اين هنگام به دخترش زينب سلام الله عليها فرمود « اي نورديده! آن درخت جد توست كه به زودي تند باد اجل او را از پاي در مي‌آورد، آن شاخه نخست كه به آن چنگ زدي مادرت ، زهراست! شاخه دوم پدرت علي است و آن دو شاخه به هم متصل برادرانت حسن و حسين هستند كه در سوگشان دنيا تاريك مي‌شود و تو لباس سياه بر تن مي‌كني.»

و اكنون نيم قرن از آن موقع گذشته است، زينب سلام الله عليها كه براي ايفاي مسئوليت بزرگ و پيام رساني از دوران كودكي تحت تربيت پيشوايان معصوم قرار گرفته بود، پس از شهادت برادرش عهده دار سرپرستي زنان و كودكان است.

عمه با اينكه در سن 55 سالگي قرار داشت و حدود 5 ماه از وطن خود دور شده بود، و در مدت كمتر از نيم روز تعداد زيادي از برادران ، برادرزادگان ، عمو زادگان خود را در مقابل چشمانش با بدترين و فجيع ترين شيوه از دست داده بود و سوگ هر يك از آنان كافي بود ، هر انسان قوي و نيرومندي را به زانو درآورد؛ وظيفه داشت در چنين شرايط جسمي و روحي در ميان دشمن و در حال اسارت كه قلم از بيان آن عاجز است به پيام رساني خون شهيدان كربلا و پرستاري از امام زمان خود، حمايت و دفاع از زنان و كودكان اهل بيت بپردازد.

زينب كبري سلام الله عليها به خوبي مي‌دانست كه بايد از امام سجاد عليه السلام به نحوي محافظت كند تا سلسله امامت با مرگ برادرزاده خاموش نشود و هرگاه دشمن قصد جسارت به امام سجاد عليه السلام را داشت، ايشان يك تنه در برابر دشمن مي‌ايستاد و با سپر كردن خود راه هر گونه تعرض به امام را مي‌بست.


شب شام غريبان اهل بيت است كه از يك سو بدن هاي زخم خورده و سر از بدن جدا شده شهيدان بر روي خاك فتاده و از سوي ديگر زنان مصيبت زده، و از طرفي بانوي دل شكسته نزد تنها يادگار برادر در خيمه هاي سوخته او را دلداري مي‌دهد. از فرط خستگي ناگه خوابش مي‌برد و در عالم رويا مادرش را مي‌بيند و مي‌خواهد شكوه عاشورا را پيش مادر بيان كند كه فاطمه مي‌فرمايد « تاب شنيدن ندارم، هنگامي كه سر از بدن فرزندم حسين جدا مي‌كردند من حاضر بودم، اكنون برخيز و سكينه را پيدا كن.»
زينب برخاست، هر چه سكينه را صدا كرد او را نيافت ، سپس با ام كلثوم به دنبال او گشتند و در نهايت عزيز پدر را نزديك قتلگاه پيدا كردند كه دستش را به سينه پدر چسبانده بود و با جسم بي سر، درد و دل مي‌كرد.

عمه سادات دردانه حسين را در آغوش گرفت و از او پرسيد « چگونه پيكر پدر را پيدا كردي؟ » طفل حسين عليه السلام جواب داد «آن قدر بابا بابا كردم كه ناگهان صداي پدر را شنيدم كه گفت؛ بيا اينجا! بيا اينجا! من اينجا هستم»

آري زينب با اين شرايط بايد جواب طفلان اهل حرم را مي‌داد، يكي مي‌گفت ؛ عمه سيلي خورده‌ام ، ديگري مي‌گفت؛ عمه دامنم آتش گرفت و پايم سوخته است،آن طفل ديگر نيز سراغ پدر را از او مي‌گيرد.

عمه چقدر سخت است، شرايط بر تو و اين همه اندوه و غم كه بر تو چيره گشته است، عمه! بازگو كن از مصائب شام غريبان آل طه و يس، بگو از تشنگي كودكان در شام غريبان هنگامي كه آب برايشان آورده شد، ولي حاضر نبودند لب به آب بزنند و مي‌گفتند «چگونه آب بياشاميم با اين كه فرزند رسول خدا را با لب تشنه شهيدش كردند.»

بگو از آن هنگامه‌اي كه آب را به سكينه دادند تا بياشامد، ولي او دوان دوان به سوي قتلگاه حركت كرد تا باباي تشنه لبش را پيدا كند و با قطره‌ايي آب او را سيراب گرداند.

بگو زينب! چگونه عزيزان مي توانستند، آرام بگيرند و به جاي اشك ، خون از چشمان‌شان سرازير نشود، در حالي كه اجساد جان باختگان حسيني بر خاك گرم كرب و بلا افتاده است.

زينب جان! لب به دعا بازكن! چرا كه يوسف زهرا فرموده است؛ هرگاه فرج ظهورم را از خدا خواستيد، خدا را به عمه ام زينب قسم دهيد تا در ظهور تعجيل فرمايد.
آري زينب، عمه سادات! دعا كن تا مهدي فاطمه، فرزند حسين ظهور كند تا اين منتقم خون سالار شهيدان با خونخواهي خود، دل شما را شاد سازد و دل شيعه را پس از 14 قرن التيام بخشد.



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARafiee تشکر کرده اند:
Mohammad.Jafar, كيارش, abbas.m.k, Shahbaz, airplane, HESAM-007, @lirez@, SAMAN, Mahdi1944, srf020, javadfakoori, Ali$amir, oweiys

Captain

Captain



no avatar
پست ها

611

تشکر کرده: 997 مرتبه
تشکر شده: 1504 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 تیر 1388 15:48

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 5024 مرتبه در 424 پست

Re: سوگواری آب

توسط ARafiee » چهارشنبه 16 آذر 1390 13:54

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه:‌ عصر روز یازدهم محرم سال 61 هجری، عمربن سعد اهل بیت امام حسین(ع) را به سمت کوفه حرکت داد.
پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادار آن حضرت، عصر عاشورا سر مقدس امام به کوفه فرستاده شد .

عمر بن سعد یازدهم محرم دستور داد که سرهای سایر شهیدان را شست و شو داده و در میان سرکردگان سپاه خویش تقسیم کنند تا بواسطه آنهااز عبیدالله پاداش بگیرند.

وی بر کشته های لشکریان خود نماز خواند و آنها را دفن کردند، ولی بدنهای بی سر شهیدان را در آن بیابان رها کرد. سپس  دستور داد زنان، کودکان و بازماندگان واقعه عاشورا را بعنوان اسیر به همراه خود به کوفه ببرند.

هنگام خروج آنان از سرزمین کربلا، به خواسته اسیران و یا به دستور عمر بن سعد جهت تازه کردن داغ اسیران و عزیز از دست دادگان، آنان را از کنار پیکرهای شهیدان عبور دادند. لحظه وداع بازماندگان با بدنهای بی سر شهدا، محشری بود .

عصر روز یازدهم اهل بیت(علیهم السلام) به سمت کوفه حرکت و شبانه به کوفه رسیدند و آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى کوفه نگه داشتند.

در همین روز آنان را وارد شهر بزرگ کوفه کرده و جمعیت فراوانی به دیدن اسیران آمدند، که برخی اظهار خوشحالی و شادمانی کرده و برخی دیگر در مظلومیت اهل بیت(ع) و در عزای سید شهیدان، می گریستند و ضجه می زدند .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARafiee تشکر کرده اند:
srf020, Mohammad.Jafar, Mahdi1944, ASHKAN95, airplane, HESAM-007, SAMAN, Shahbaz

Captain

Captain



no avatar
پست ها

611

تشکر کرده: 997 مرتبه
تشکر شده: 1504 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 21 تیر 1388 15:48

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 5024 مرتبه در 424 پست

Re: سوگواری آب

توسط ARafiee » دوشنبه 6 آذر 1391 17:43

چند تصویر قدیمی از کربلا
تصاویر بیشتر  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 











کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ARafiee تشکر کرده اند:
abbas.m.k, shapooor, Mahdi1944, Ali$amir, airplane, Mohammad.Jafar, Java, behrad90


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان