در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

فلسفۀ فیلم - نظریۀ فیلم

توسط ganjineh » چهارشنبه 23 دی 1388 20:07

محمد شهبا
مجموع همه نظريه هاي فيلم اين است كه مي خواهند به 4 پرسش پاسخ گويند:

1- ماده خام سينما چيست؟
يعني سينما از چي ساخته مي شود؟
كجا با تئاتر فرق مي كند؟
سينمائيت سینما از كجا شروع مي شود؟‌

افراد گوناگون هم جواب هاي گوناگونی به این سوال داده اند. اولين مسئله دراين مورد چيستي رابطه سينما با واقعيت است. بالفرض بپذيريم واقعيتي بيرونيوجود دارد، آيا سينما بايد به واقعيت بيروني پايبند باشد يا به واقعيتذهني‌؟
يا اينكه سينما براي خود واقعيتي مي سازد كه ما آن را واقعيت سينمايي نام مي گذاريم؟ اين اولين نكته بود.


دومين نكته اين است كه سينما با حركت و توهمِ حركت چه نسبتي دارد؟
زيرا ما در سينما موجوداتي را مي بينيم كه حركت مي كنند. نظريه سنتي ايناست كه ما فكر مي كنيم آنها حركت مي كنند، بلکه توهم است. در زمينه توهمِديد قديمي ترين نظريه، نظريه پايداري ديد است. يعني چشم آدم به گونه اياست كه مقداري از آن تصوير قبلي روي شبكيه پسماند پيدا مي كند و چون فاصلهكم است ما آنها را متحرك مي بينيم. اين نظريه قديمي بوده و كسي قبول نداردكه شبكيه چشم اين كار را براي ما انجام مي دهد.

بحث بعدي اين است كه اين امر كار ذهن ماست. ذهن ما پردازش مي كند. چشم بهخودي خود اين عمل را انجام نمي دهد. نظريه جديدتر كه از جانب شناختگرايانی از جمله گريگوري كوري مطرح شده اين است كه حركتي كه ما روي پردهمي بينيم اصلاً توهمي نيست، بلكه واقعاً حركت است. يعني وقتي شخصیت فيلماز اين طرف پرده به آن طرف پرده مي رود و مثل من آب مي خورد، واقعاً حركتمي كند.

نكته مهمی كه البته در فلسفه هم مهم بوده، رابطه سينما با مكان و زماناست. سينما مكان و زمان را چگونه نشان مي دهد؟‌يا نسبت خودش با زمان ومكان چيست؟‌

همه اين مباحث در بحث ماده خام یا همان سوال اول مي گنجد.


يك مساله مهم مساله آپاراتوس سينما است كه در فارسي معادل مناسبي برايش نيافته اند.
آپاراتوس يعني همه آن چيزي كه باعث تحقق سينما مي شود از بليتي كه مي خريمتا رنگ و ميزانسن، صدا، تدوين، معماري ساختمان سينما، پرده سينما كليتآپارتوس را نشان مي دهد. شايد به تسامح بتوان گفت شرايط تحقق سينما. حالكجا سينما تحقق پيدا مي كند؟

آيا من كه از كنار خيابان دی وی دی مي خرم و فيلم مي بينم در خانه من سينما تحقق پيدا كرده است؟‌ يا قضيه ديگري اتفاق افتاده است؟

‌نمي خواهم به اين پرسش ها پاسخ بدهم. بلكه مي خواهم بگويم اينها پرسشهايي است كه نظريه فيلم در بحث از ماده خام با آن درگير بوده و به آن جوابهای مختلف داده اند. درباره ي اين ديدگاه هاي گوناگون مي توان گفت اولينكسي كه راجع به سينما به صورت نظري سخن گفته هوگو مانستربرگ است كه مادهخام سينما را ذهن آدمي مي داند.او معتقد بود سينما بر واقعيت بيرونياستوار نيست. در نتيجه همه چيز بر ذهن آدمی استوار بوده و سنجيده مي شود.
يعني كلماتي كه من مي گويم شما مي توانيد به اين پرسش ها، پاسخ هاي متفاوتبدهيد. در نتيجه رابطه سينما با زمان و مكان هم رابطه اي ذهني است. رابطهما با توهمِِِ واقعيت هم ذهني است. در نتيجه به تعداد طبقات ذهن آدمی،طبقات سينمايي داريم.

آرنهايم معتقد است نمي توانیم واقعيت را همانگونه كه هست نشان دهیم.
آيزنشتاين مي گويد جاذبه ماده خام سينماست. بالاوالاژ مي گويد موضوعسينمايي ماده خام سينماست. کراكوئر مي گويد واقعيت بيروني عكاسي پذير،ماده خام سينماست. در نتيجه اين جواب ها بر اساس پرسش اوليه از فيلم استكه ماده خام سينما چيست. براي اينكه همه چيز بحث هاي بعدي درباره سینما بهاين پاسخ اوليه بستگي دارد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: فلسفۀ فیلم - نظریۀ فیلم

توسط ganjineh » چهارشنبه 23 دی 1388 20:11

دومین پرسش نظريۀ فيلم، بحث روش ها و فنون است
يعني پرسش از اينكه اين ماده خام با چه روش ها و فنوني در سينما پرداخت مي شود.
اين موضوع به چند چيز ربط پيدا مي كند. يكي بررسي تحولات فني سينماست. تحولات فني سينما در چگونگي پرداخت به آن ماده خام دخيلند.
فيلم ماتريكس نمي توانست 50 سال پيش ساخته شود.

دومين بحث، روان شناسي خود فيلمساز است. يعني چرا آنتونيوني در فيلم هايشاز نماي دور استفاده مي كند.چرا هيچكاك به جاي تراولينك از تراك استفادهمي كند؟‌روان شناسي خود فيلمساز در كجا نقش دارد كه ماده خام را چگونه شكلو پردازش دهد؟
بخش عمدهاي از نظريات فيلم دردهه 60 مبتني بر بحث روانشناسي فيلم ساز است كه بعداًخود را در نقد مولفبه خوبي نشان مي دهد. نكته بعدي كه بسيار دلپذير بودهبحث اقتصاد است.يعني فيلم ساز براي شكل دادن و پردازش ماده خام چقدر پولدر اختيار دارد؟اینکه ميزان بودجه چگونه به شكل گيري هاي مختلف سینماییمنتهي مي شود. بحثاقتصاد در
نظريه فيلم بسيار مهم است

3- سومينپرسشبحث شكل هاي سينمايي است.(سبك هاي سينمايي) نظريه فيلم معتقد استوقتي مادهخام با آن روش ها و فنون شكل مي گيرد در قالب سبك هايي خود راتجلي مي دهد.
اين سبك ها تا امروزوجود داشتند ودارند و مقداري از آنها هم قرار است در آينده ساخته شوند. درنتيجه اينبحث هم معطوف به گذشته است، يعني اينكه تا حال چه سبك هايي شكلگرفته استو هم معطوف به آينده است كه سمت و سوي سبك هاي آينده سينمايي چهخواهدبود.

به ويژهدر بحث از اقتباس؛ يعنياینکه ما تا امروز از نمايش نامه براي سينما چگونهاقتباس مي كرديم و درآينده چگونه خواهد بود؟ در آينده از شعر چگونه برايساختن فيلم استفادهخواهد شد؟
يك جنبه مهم شكل هاي سينمايي درنظريه فيلم، موضوع بسيار مهمي است كهمتاسفانه ما در زبان فارسي مطلبيراجع به آن نداريم و آن بحث ژانر است.
اينكه چه مي شود ژانرهاي سينمايي شكل مي گيرند؟
چه مي شود كه فيلم هاي وسترن پشت سر هم ساخته مي شوند؟ چرا؟‌
اولين پرسش اين است كه ژانر براي چه بوجود مي آيد؟
دوم اينكه چرا بوجود مي آيد؟
‌ چرا و به چه دليلي تعداد زيادي فيلم در فرمولي شناخته شده از قبل تثبيت شده و تكرار مي شوند؟
چه مي شود بعضي ژانرها چون وسترن و موزيكال همچنان باقي مانده اند، اما ژانر كمدي هاي بكوب بكوب و پرتاب كيك از بين رفت؟
‌دلايل توسعه، افول و بروز مجدد ژانرها چيست؟
‌در همين رابطه بحث از چرخه ها و دوره ها هم هست. يعني چه مي شود ژانر وسترن در دوره اي نيست و در دوره ديگر دوباره ظهور مي كند؟
چرا ژانرهاي سينمايي خطي نيستند، بلكه مثل يك فنرند. يعني نقاط مشتركي در مقاطع تاريخي مختلف دارند؟
چرا سوئيني تاد كه ساخته مي شود موزيكال است اما موزيكال نيست؟‌
چرا دِد من جیم جارموش وسترن است اما وسترن نيست؟
اين اتفاقات از كجا مي آيند؟‌
به علاوه دوره ها از كجا مي آيند؟‌ در تاريخ سينما در هر دوره يك سري فيلم محبوب مي شوند.
در سينماي ايران دهه 60 سينماي عرفاني داشتيم و الان سينماي معناگرا داريم.
اين يك دوره است. چرا اين اتفاقات مي افتد؟

مننمي خواهم به اين سوالات جواب بدهم. بلكه فقط مي خواهم بگويم اين هاحيطههاي نظريه فيلم اند كه در موردشان بحث مي شود. در بحث از شكل هايسينماييمسئله انتظارات تماشاگر هم مهم است. يعني تماشاگر از كارگردان،بازيگر،فيلم نامه نويس، آهنگ ساز و تدوين گر چه انتظاري دارد؟
ما از جورج كلوني انتظار داريم در چه نوع فيلم هايي بازي كند؟‌
وقتي مي بينيم در يك فيلم ژوليت بينوش است انتظار داريم چه صحنه هايي ببينيم و داستان حول چه محوري باشد؟‌ چرا؟‌
اين چرا خيلي مهم است. وقتي فيلمي به كارگرداني اسپيلبرگ مي بينيم يك گونه توقع خاصي از او داريم. چرا؟
‌ چرا اسپيلبرگ براي ما چنين توقعاتي ايجاد مي كند؟
‌ حال همه عوامل با اين انتظارات چگونه مي توانند بازي كنند؟‌
چطوري فيلمي ببينيم كه جورج كلوني در آن بازی نکند
.
همه اين بحث ها، حيطه اي را براي ما شكل مي دهند که در حیطه بحث هاي نظريه فيلم است.

نكته بعدي كه باز به شكل هاي سينمايي مربوط است بحث از هنر خلاقه اي است كه به سينما مربوط مي شود.
در مقايسه با اكنون و آينده وقتي شما فيلم تايتانيك را با آن جلوه هاي ويژه مي بينيد مي گوييد خوب، بعد از اين چي؟
ما در زمينه جلوه هاي ويژه جلوي دوربين در تايتانيك به اين حد رسيديم. حال بعد از اين فيلم از نظر تكنيكي در آينده چه مي كنيم؟
ما چرا به دنبال آينده ايم؟
نقش فناوري ذهن كجاست؟
اين ها همه مباحث نظريه فيلم است

4- پرسش چهارم نظريه فيلم بحث هدف و ارزش است.
اينكه فيلم به چه درد مي خورد؟
ما اگر فيلم نبينيم زندگي مان روال روزمره خودش را دارد. اگر فيلم نباشد چه مي شود؟
شايد كمي سطحي به نظر برسد، ولي اگر به عمق اين پرسش بنگريم واقعاً فيلم چه فايده اي دارد؟
فيلم براي جامعة هنري، انسان و هنرهاي ديگر چه فايده اي دارد و در نهايت فيلم براي خودش چه فايده اي دارد؟‌
براي چه فيلم ساخته مي شود؟
مطالعات فرهنگي تا قسمتي به سوال آخر مي پردازد
. بحث اينكه آيا فيلم معنا دارد؟
اگر معنا را به رابطه مصداقي تعبير كنيم آن وقت فيلم چه معنايي دارد؟
فيلم به چيزي بيرون خودش ارجاع مصداقي نمي دهد؟ اگر اينگونه بود فيلم هاي علمي تخيلي به وجود نمي آمد؟
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: فلسفۀ فیلم - نظریۀ فیلم

توسط ganjineh » چهارشنبه 23 دی 1388 20:13

فلسفهِ فیلم

همه چيزهايي كه ما مي خواستيم در مورد فيلم بدانيم اما مي ترسيديم از نظريه پردازان سينما بپرسيم همين 4 سوال است.

واقعيت اين است كه هيچ جنبه اي از سينما نيست كه از اين 4 پرسش خارج باشد.
شايد به نظر شما بيايد كه نظريه فيلم، حيطه ای يك دست، منسجم، دسته بندي شده، بدون اختلاف و داراي اجماع است
. در صورتي كه اين گونه نيست.
نظريه فيلم تقسيم بندي هايي دارد.
بعضي ها واقع گرا، بعضي ها شكل گرا، بعضي ها تلفيقي و بعضي ديگر پديدار شناسانه و جامعه شناسانه اند.


اگر حرف بنده را بپذيريم كه اگر ما بخواهيم هر چيزي درباره سينما بدانيم در همين 4 پرسش نهفته است.
مي شود كسي بگويد كه سروكله فلسفه فيلم از كجا پيدا شد؟
فرق آن با نظريه فيلم چيست؟
اصلا ما چه احتياجي به فلسفه فيلم داريم؟


نظريه فيلم سابقه دار بوده و بخشي از مطالعات سينمايي بر اين اساس است.
از سال 1916 نظريه هاي مدون چاپ شده در باره سینما موجود است. اما فلسفهفيلم چيزي است كه 5 يا 6 سالي از وجود آن نمي گذرد و خيلي از حيطه هاي آنناشناخته است.
من مقداري درباره اين كه فلسفه فيلم از كجا پيدا شد توضيح مي دهم و اينكهمنظور ما از فلسفه فيلم چيست و بعد مقداري درباره حيطه هاي آن صحبت مي كنم.


وقتي كلمه فلسفه و فيلم را كنار هم مي گذاريم این دو کلمه می توانند به 3 روش کنار هم قرار گیرند:

1- فلسفه و فيلم با تاكيد بر «واو» عطف

2- فلسفه «در» فيلم

3- فلسفهِ فيلم
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

5234

تشکر کرده: 17 مرتبه
تشکر شده: 353 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 25 خرداد 1385 14:47

محل سکونت

http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

آرشيو سپاس: 4023 مرتبه در 1451 پست

Re: فلسفۀ فیلم - نظریۀ فیلم

توسط ganjineh » چهارشنبه 23 دی 1388 20:16

در واقع ما با 3 مقوله مواجهيم.

بحث امروز من درباره "فلسفهِ فيلم" است.
فلسفه فيلم شباهت هاي زيادي با نظريه فيلم دارد.
زيرا از آن حيطه گرفته شده است.

فلسفهِ سينما رشته اي است كه با رشته هاي ديگر تداخل دارد. بينا رشته اي است.
ما در بحث از اقتصاد و تاريخ سينما ناچاريم از فلسفه سينما بحث كنيم.
همانطور كه در نظريه فيلم هم ناچار از بحث بوديم. قسمتي از نظريه فيلم بحث از تاريخ و اقتصاد سينماست.
در بحث از تاريخ سينما يك نكته منحصر به سينماست كه در هنرهاي ديگر نيست واين است كه در مورد سينما، تاريخ سينما و روز تاريخي سينما با باستانشناسي سينما با هم منطبق اند.

منظورم اين است كه اگر ما فردا در يك غاري نقاشي هايي روي ديوارها بيابيمكه خيلي شبيه آثار پيكاسو باشند و همان كوبيسم پیکاسو را استنباط كنيمتاريخ نقاشي دگرگون مي شود. چرا؟
‌زيرا كه نكته اي در باستان شناسي نقاشي رخ داده كه بر تاريخ اش تاثير مي گذارد.
در مورد سينما اينطور نيست.
زيرا همه نمونه های باستان شناختي سينما موجوداند. ما نمونه اي ما قبل ازتاريخ سينماي موجود نداريم كه جزو باستان شناسي سينما به حساب بيايد اماجزو تاريخ سينما به حساب نيايد.
اين خيلي مهم است. در بحث هاي پيگيري تحولات سينما با يك مجموعه بستهمواجهيم و هيچ چيز ديگري قرار نيست آن را در آينده تغيير دهد. زيرا اين دوبر هم انطباق دارند.
فقط هم در مورد سينما اين اتفاق افتاده است.

به نكته اي دیگر اشاره مي كنم كه خيلي جنجال برانگيز است. نظر من اين است كه در فيلم جرياني به نام پست مدرنيسم رخ نداده است.
همه ويژگي هايي كه براي پست مدرنیسم برمي شماريم در اولين نمونه هاي سينمااز آغاز تا اكنون وجود دارد. در نتيجه بايد گفت سينما هنري است پست مدرننه مدرن.
با توجه به اينكه در دوره مدرنيته بوجود آمد و هم بايد شاخصه ايي براي پستمدرن بودن سينما پيدا كنيم كه در هنرهاي ديگر نيست كه تا حالا پيدا نكرديم.

"فلسفه و فيلم" بررسي نظرات فيلسوفان است در مورد اين هنر.
يعني فلاسفه در مورد سينما چه گفته اند.
حرف هايي كه ژيژك مي زند حرف هاي فلسفه و سينماست نه فلسفةِ سينما.
گاهي منظور ما اين است كه در فيلم هاي سينمايي كدام مضامين فلسفي به كار رفته و طرح شده اند يا انكار و اثبات شده اند؟
اين بحث "فلسفه در سينما"ست كه باز لزوماً فلسفةِ فيلم نيست.
موضوع اين است:
مضامين فلسفي كجا و در كدام فيلم ها به كار رفته اند؟
فيلم "بليد رانر" فيلمي است كه در آن موضوع فلسفي "ماهيت انسان" مطرح شد.
اين سخن لزوما به معناي بحث كردن از فلسفه‌ فيلم نيست.
بحث كلي ما اين است كه فلسفه فيلم به ماهيت،كاركرد و نقش سينما مي پردازد و بسياري از حرف هايي كه فلسفه فيلم در مورداين حيطه ها مي زند لزوماً حرف هاي فلسفي نيستند و گويندگان اين حرف ها هملزوما فيلسوف نيستند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
http://ganjineh-elahi.com/

New Member



no avatar
پست ها

1

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 فروردین 1389 17:37

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: فلسفۀ فیلم - نظریۀ فیلم

توسط asemanedosti » يکشنبه 22 فروردین 1389 16:31

تشكر


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان