مقایسه اهمیت کار معلمان و اساتید دانشگاه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با کنکور و دانشگاه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
محل اقامت: http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4175 بار
تماس:

مقایسه اهمیت کار معلمان و اساتید دانشگاه

پست توسط ganjineh » جمعه 10 اردیبهشت 1389, 5:40 pm

  کار اساتید دانشگاهها را با کارمعلمان مقایسه کنیم در خواهیم یافت که معلمان وضعیت سختری را از نظر کاریو روحی و روانی تحمل میکنند. و مسئولیت پر اهمیت تری را به عهدهدارند.دلیل آن هم نوع امکانات و نوع مخاطبان این دو گروه است.   که ما مخاطبان این دو گروه را با هم مقایسه میکنیم:    مخاطبین معلمان در مدارس   ) برخی از آنها کودک و برخی نیز در مرحله اول نوجوانی هستند.   ) گروهی از آنها با رسیدن به سن بلوغبه علت ترشح هورمون رشد تعادل جسمی و روحی ندارند. و ممکن است سازگاریآنها با محیط دچار اختلال شود.   ) دنبال هویت یابی هستند و ثبات اخلاقی و روحی و روانی ندارند.   ) اکثر آنها نه کودک هستند نه بزرگسال بلکه در مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی هستند.   ) احساسات آنها نسبت به عقلشان رشد بیشتری کرده است. بنابراین اکثر آنها نا آرام و ماجراجو و لجباز هستند.   ) هنوز بسیاری از هنجارها و ارزشها و قوانین را نمی شناسند. در قالب ها و چهارچوب ها قراردادن رفتار آنها مشکل است.   ) در قالب ها و چهارچوب ها قراردادن رفتار آنها مشکل است.   ) برخی از آنها به اجبار والدین به مدرسه می آیند. در نتیجه حضور آنها در کلاس درس هم غیر رسمی است.   ) مانند بزرگسالان به درس اهمیت نمی دهند. باید اهمیت درس و مدرسه را مدام به آنها گوشزد کرد و به آنها انگیزه و امید داد.   ) علیرغم تلاش برای استقلال هنوز بهوالدین خود وابسته هستند.برای همین والدین امور مربوط به آنها را در مدرسهپی گیری میکنند. حتی آنها بعضا با مسئولین مدرسه درگیر میشوند.   )بررسی این ویژگیها نشان می دهد که معلمان با چه مخاطبانی روبرو هستند. و چقدر رسیدن به اهداف طراحی شده در سر کلاس مشکل است.    با کسانی روبرو هستند که خودشانهم نمی دانند که چه کسی هستند. و لحظه ای آرام نیستند و مدام در حال پیریزی مسئله جدیدی هستند. و می خواهند خود را به اثبات برسانند. درس و مشقدر نظر آنها اینقدر هم مهم نیست. پس معلم باید به آنها جهت بدهد و در جهتحرکت آنها را نگه دارد.    با آنها به قدر کافی مشکل است کهما، معلمان نیرومند و اثر بخشی را در مدارس داشته باشیم. و بیشتر سرمایهگذاری را صرف اموری کنیم که معلمان مدارس بتوانند مهارتهای معجزه آساییبرای تعلیم و تربیت در مدارس داشته باشند.   ● اما چه شده است که به معلمان و مدارس ما در جامعه توجه کافی نمی شود؟    مخاطبین اساتید دانشگاهها:   ) اکثر مخاطبان اساتید در دانشگاهها در مرحله دوم نوجوانی هستند و بسیاری از رفتارهای آنها تثبیت شده است.   ) هویت بسیاری از آنها شکل گرفته و جهت گیری رفتاری در آنها مشاهده می شود.   ) عقل آنها به اندازه احساساتشان رشد کرده و بخوبی می توانند منطقی فکر کنند. و احساسات خود را کنترل کنند.   ) به اندازه کافی به استقلال رسیده اند که بتوانند بسیاری از امور خود را به تنهایی انجام دهند.   ) به بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسیو مذهبی آگاهی پیدا کرده اند و بخوبی می توانند درک درستی از جایگاهرفتارهای خود داشته باشند.   ) اکثر آنها افراد برگزیده مدارسهستند. یعنی گلچین های علمی مدارس به دانشگاهها راه یافته اند. در نتیجهآنها افراد تنبل و بی مسئولیت نیستند بر خلاف مدارس، که افراد مسئولیتپذیر و تنبل کنار هم حضور دارند و کار مدارس را سخت می کنند.   )این ویژگیها نشان می دهد که استاد،آسوده خاطر می تواند بدون مسائل جانبی رفتارهای دانشجویان، به تدریسبپردازد. و انرژی خود را صرف اموری نکند که از هدف اصلی باز ماند. برایهمین اساتید نقش مبصر بودن و اولیاء بودن را بازی نمی کنند. از طرفیمخاطبان اساتید به قدر کافی تجربه کلاس نشستن را بدست آورده اند ومیتوانند تعاملات سازنده با استاد و همکلاس های خود داشته باشند. و ازبیان انتظاراتی که به استاد مربوط نمیشود پرهیز کنند. همه این مسائل نوعیآرامش، به کلاس استاد القاء می کند. چیزی که در کلاس معلم کمتر اتفاق میافتد.    مخاطبین در مدارس اقتضا میکند که یک معلم اثر بخش، نه تنها باید در رشته مورد تدریس مهارت داشتهباشد، بلکه یک روانشناس هم باشد. و با اصول تعلیم و تربیت آشنایی کافیداشته باشد. و روانشناسی یادگیری را بخوبی بداند. همچنین از علوم اجتماعیو جامعه شناسی اطلاع داشته باشد. به نظر میرسد آگاهی به چنین مهارتهاییبرای معلم بیشتر لازم باشد تا به یک استاد دانشگاه. اما در جامعه ما عکساین قضیه اتفاق میافتد. و اساتید دانشگاهها لزوماً باید کارشناسی ارشد ودکتری داشته باشند. اما مدارس از این موهبت محرومند و معلمان برای کسبمعلومات و ادامه تحصیل در دانشگاهها با مشکلات زیادی روبرو هستند. و گویانیرویی میخواهد آنها را بیسواد نگه دارد. و دانشگاهی که باید بیشتر درخدمت معلم باشد از آن فاصله میگیرد و معلم را از حق خود محروممیکند.(البته این فقط وضعیت فرهنگی معلمان است )    معلمان اعتقاد داریم که باید سطحسواد و مهارتهای معلمین و امکانات مدارس، و وضعیت اقتصادی معلمان ازدانشگاهها و از اساتید، ترجیحا بیشتر باشد. چون مخاطبان معلمان پیچیده ترو مهمتر و زیر بنای تر هستند. اما گویا جامعه ما به اندازه کافی رشد نکردهاست که این واقعیت ها را متوجه شود.


نسیم  
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “کنکور و دانشگاه”