در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1606

تشکر کرده: 278 مرتبه
تشکر شده: 401 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 8 مهر 1388 23:15

آرشيو سپاس: 15889 مرتبه در 1490 پست

پایدار در دل کوهستان , مسلمانان چچن , خاری در چشم روسیه

توسط oweiys » چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 19:59

به نام خداوند بخشاینده مهربان


تاریخچه

در روزگار باستان دامنه‌های شمالی کوه‌های قفقاز محل زندگی اقوام چرکس در غرب و اقوام آوار در شرق بود. در بین این دو منطقه زیگی‌ها نواحی زیگ را اشغال کرده بودند که تقریباً منطقه‌ای است که امروزه در شمال آن اوستیا، بالکار، اینگوش و جمهوری چچن قرار دارد. چچن منطقه‌ای در شمال قفقاز است که در طول تاریخ دائما در حال نبرد با کشورهای بیگانه بوده‌است. این نبردها ابتدا با ترک‌های عثمانی در سدهٔ ۱۵آغاز گردید. نهایتاً چچن‌ها به اسلام روی آورده و تنش با ترک‌ها رو به کاهش گذارد؛ بهرحال در گیری‌ها با همسایگان مسیحی مانند گرجی‌ها و قزاق‌ها، همچنین با بودائیان کالمیک شدت یافت. در سال ۱۵۷۷، سپاه قزاق تِرِک روسی توسط قزاق‌های آزاد ساکن مناطق ولگا بسوی رودخانه تِرک، در مناطق پَست چچن شکل گرفت. در سال ۱۷۸۳، روسیه و پادشاهی گرجی کارتل–کاختی (که در اثر تاخت و تاز ترکان و ایرانیان تخریب شده بود) پیمان گئورگی‌وسک را امضاء نمودند که بر طبق آن کارتل – کاختی تحت حفاظت روسیه قرار گرفت. بمنظور حفاظت از کانال‌های ارتباطی با گرجستان و دیگر مناطق ماوراءقفقاز، امپراتوری روسیه شروع به گسترش نفوذ خود بر کوه‌های قفقاز نمود. ریشه‌های مقاومت کنونی در مقابل حاکمیت روسیه در سدهٔ ۱۸ و سال‌های (۱۷۹۱ – ۱۷۸۵) قرار دارد که نتیجه گسترش نفوذ روسیه بر مناطقی که قبلا تحت نفوذ ترکیه و ایران بود، قلمداد می‌گردد. این مقاومت تحت رهبری منصور آشورما – یک شیخ نقشبندی (صوفی) – با حمایت متزلزل قبایل قزاق شمالی انجام می‌شد. منصور امید داشت که بتواند یک کشور اسلامی ماوراءقفقاز تحت قوانین شریعت اسلامی ایجاد نماید ولی سرانجام، هم بدلیل مقاومت روسی و هم مخالفت بسیاری از مردم چچن (که خیلی از آنها در آن زمان هنوز اسلام نیاورده بودند) موفق به انجام چنین هدفی نگردید. پرچم نهضت او بعدها توسط امام شمیل از مردم آوار یعنی کسی که از سال ۱۸۳۴ تا ۱۸۵۹ بر علیه روسیه جنگید، برافراشته شد.

حاکمیت شوروی

در هر زمانی که حکومت روسیه با بلاتکلیفی داخلی روبرو می‌شد، آتش شورش چچن به‌عنوان صفتی مشخص، شعله ور می‌گشت. شورش‌های چچن در دوران جنگ روسیه – ترکیه (۱۸۷۸ – ۱۸۷۷)، انقلاب سال ۱۹۰۵ روسیه، انقلاب سال ۱۹۱۷ روسیه، جنگ داخلی روسیه و اشتراکی سازی بالا گرفتند. در زمان حاکمیت شوروی و در اواخر دهه ۱۹۳۰، چچن با اینگاشیتیا متحد شده و جمهموری خود مختار چچن – اینگاشیتیا را تشکیل دادند.

اگرچه چچن مجدد در دهه ۱۹۴۰ به تقابل با روسیه پرداخت، ولی نتیجه آن تبعید مردم چچن به کززاخ اس اس آر (بعدا به قزاقستان تغییر نام داد) و سیبری در زمان جنگ جهانی دوم بود.


استدلال استالین و برخی دیگر آن بود که این عمل بمنظور جلوگیری مردم چچن از کمک به آلمان، در زمان جنگ جهانی دوم لازم، بوده‌است. اگرچه جبهه آلمان هیچگاه به مرزهای چچن نرسید، یک حرکت پارتیزان فعال تهدید به تجمیع قدرت دفاعی شوروی در قفقاز نمود. (والنتین پیکول نویسنده شاخص در نوشتار تاریخی خود با نام بربروسا اینگونه ادعا می‌نماید که در سال ۱۹۴۲ و در حالیکه شهر گروزنی خود را برای محاصره آماده می‌نمود، کلیه هواپیماهای بمب افکن پایگاه جبهه قفقاز بجای رویاروئی با آلمان محاصره استالینگراد اجبارا جهت سرکوب شورشیان چچن اعزام گشتند. همچنین پرتاب محموله‌های سری آلمان در چچن و استراق سمع تبادلات رادیوئی آلمان با شورشیان چچن امری عادی بحساب می‌آمد. پس از سال ۱۹۵۶ و در طی دوران زدودن استالین گرائی تحت حکومت نیکیتا خروشچف، به مردم چچن اجازه برگشت به سرزمین خود داده شد.

سیاست‌های روسیه گرائی در چچن پس از سال ۱۹۵۶ و از طریق تخصص در زبان روسی که در بسیاری از زمینه‌های زندگی و پیشرفت در سیستم شوروی امری لازم بحساب می‌آمد، ادامه یافت.با فرو پاشی قریب الوقوع اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۰، یک تحرک مستقل که در ابتدا با نام گنگره ملی چچن شناخته شد، شکل گرفت. این تحرک با مخالفت بسیار شدید بوریس یلتسین رئیس فدراسیون روسیه مواجه شد. دلایل او برای این مخالفت عبارت بودند از: (۱) چچن از هویت مستقلی در داخل اتحاد جماهیر شوروی برخوردار نیست -؛ هویتی که بالتیک، آسیای مرکزی و دیگر ایالات قفقازی از آن برخوردار بودند -؛ بلکه جزئی از جمهوری سوسیالیست فدرال جماهیر شوروی بوده و بر طبق قانون اساسی شوروی این کشور حق انتزاع ندارد؛ (۲) در صورت اعطای چنین حقی به چچن، امکان پیوستن سایر گروه‌های نژادی داخل روسیه، مانند تاتارها به چچنی‌ها و درخواست انتزاع از فدراسیون روسیه متصور خواهد گردید؛ و (۳) چچن از لحاظ موقعیت استراتژیک بر ساختارهای نفتی مسلط بوده و از اینرو امکان در مخاطره قرار دادن اقتصاد کشور و کنترل آن بر منابع نفتی را دارا می‌باشد.

اولین جنگ چچن


اولین جنگ چچن زمانی رخ داد که نیروهای روسی برای جلوگیری از انتزاع چچن وارد یک جنگ دو ساله از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ گردیدند. علیرغم بهره گیری از نیروی انسانی نظامی پر قدرت، تسلیحات و پشتیبانی هوائی، نیروهای روسی بدلیل حملات بیشمار رعد آسا و موفق رزمنده چچن، قادر به کنترل موثر مناطق کوهستانی نگردیدند. تضعیف روحیه گسترده نیروهای روسی در منطقه باعث شد که در سال ۱۹۹۶، بوریس یلتسین رئیس جمهور روسیه اعلام آتش بس نموده و در همان سال یک پیمان صلح را امضاء نماید.

جنگ یک شکست برای روسیه و علیرغم پیروزی، یک فاجعه برای چچنی‌ها بود. تخمین‌های محافظه کارانه تلفات نظامی روسیه را ۷۵۰۰ نفر بعلاوه ۴۰۰۰ نفر جنگجوی چچنی و بیش از ۳۵۰۰۰ غیر نظامی برآورد می‌کنند – که در کل عدد ۴۶۵۰۰ کشته را رقم می‌زند. دیگر تخمین‌ها این تعداد را بین ۸۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ نفر اعلام می‌کنند.[۲]

دومین جنگ چچن
دومین جنگ چچن عبارت بود از یک عملیات نظامی که توسط روس‌ها در سال ۱۹۹۹ آغاز و به تصرف مجدد چچن انجامید که به‌دنبال اولین جنگ چچن، بطور موجز استقلال غیر رسمی خود را به‌عنوان جمهوری چچن ایچکریا اعلام نموده بود. اگرچه نبردهای عملی تا به امروز ادامه یافته‌اند، عملیات نظامی و سیاسی روسیه در استقرار رژیم هوادار مسکو و حذف اکثر رهبران تجزیه طلب شامل رئیس جمهور اسبق ؟؟؟و رهبران نظامی شاخص، موفق بوده‌اند.

نقش روسیه در چچن

چچن از نظر تجزیه طلبان آن به‌عنوان یک جمهوری مستقل و از نظر طرفداران دولت فدرال یک جمهوری فدرال می‌باشد. قانون اساسی محلی این کشور در تاریخ ۲ آوریل سال ۲۰۰۳ و پس از

برگزاری یک رفراندم کلی در این کشور که در مورخه ۲۳ مارس سال ۲۰۰۳ برگزار گردید، رسمیت یافت. برگزاری این رفراندم با استانداردهای بین المللی بسیار تفاوت داشت. رسمیت اعلام شده بیشتر حد واقعی به‌نظر می‌رسد.[۳] کنترل تیپ‌ها یا اقوام محلی بروی برخی چچنی‌ها علیرغم وجود ساختارهای له و علیه روسیه وجو داشته و دارد.

از سال ۱۹۹۰، جمهوری چچن شاهد درگیری‌های قانونی، نظامی و مدنی بین جنبش‌های تجزیه طلب و مقامات طرفدار روسیه بوده‌است. انگیزه‌های روس‌ها و چچنی‌ها در این درگیری‌ها بسیار پیچیده‌است. بطور اصولی، مشکل روسیه در چچن مربوط به ترس آن از استقلال چچن و آن است که در این صورت مناطق بیشتری از جا شده و به از هم پاشیدگی روسیه انجامد. منافع اقتصادی نیز عامل دیگر این نگرانی است: همچنین خصومت دو جانبه دو ملت، دیگر عامل درگیری‌های دراز مدت بین روسیه و چچن بحساب می‌آید.

در داخل چچن گروه‌های مختلفی وجود دارند که علت جنگ شان با روسیه به عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی و / یا انگیزه‌های عقیدتی برمی گردد. اساس برخی از این عوامل ناشی از نفرت و آرزوی گرفتن انتقام از اعمال نظامی و سیاسی گذشته روسیه در منطقه‌است. بدترین اعمال از این دست، عمل تبعید اجباری کل مردم کشور به سیبری در دهه ۱۹۴۰ است که نتیجه آن مرگ یک چهارم جمعیت کشور بود. ترکیب این انگیزه‌ها باعثی بر ایجاد دوره‌های خشونت و نفرت گردید که اغلب آتش درگیری‌های محلی را شعله ور ساخته و فرهنگ نظامی گری که افراد کشور مایل به بسیج شدن تحت لوای یک رهبر می‌نماید را رواج داده‌است. از دیگر عوامل موثر در درگیری‌های طولانی مدت می‌توان از بیکاری و فقر نام برد.

احمد کدیروف رهبر نظامی تجزیه طلب سابق که از نظر اکثر تجزیه طلبان یک خائن شناخته می‌شد، در تاریخ ۵ اکتبر سال ۲۰۰۳ با ۸۳٪ آرای یک انتخابات که توسط ناظران بین المللی کنترل گردید، به ریاست جمهوری رسید. موارد تقلب در انتخابات و ارعاب رای دهندگان توسط سربازان روس و عدم شمول گروه‌های تجزیه طلب در انتخابات ازجمله تخلفات انتخاباتی بود که بعدها توسط ناظران او اس سی دی مطرح گردید. رودنیک دادایف رئیس شورای امنیت چچن و آناتولی پوپوف نخست وزیر می‌باشد. در تاریخ ۹ می سال ۲۰۰۴، کدیروف در استادیوم فوتبال گروزنی و در اثر انفجار یک مین زمینی که در زیر قسمت افراد عالی رتبه کار گذاشته شده و در سکوی سان رژه یادبود جنگ جهانی دوم منفجر گردید، کشته شد. پس از این حادثه، سرگئی آبراموف به‌عنوان سرپرست اجرائی نخست وزیری منصوب شد. بهر حال، در سال ۲۰۰۵ و به‌دنبال یک سانحه رانندگی در مسکو، سرگئی آبراموف از ادامه عملکرد به‌عنوان نخست وزیر ناتوان گردید. پس از این سانحه رمزان کدیروف (پسر احمد کدیروف) عهده دار امور اجرائی نخست وزیری شده و در تاریخ ۱ مارس سال ۲۰۰۶ آبراموف از مقام خود به‌عنوان نخست وزیر استعفا نمود. آبراموف به خبرگزاری ایتار تاس گفت: «شرط من برای استعفا آن بود که رمزان کدیروف رهبری دولت چچن را برعهده بگیرد. زیرا من صمیمانه اعتقاد دارم که این تصمیمی صحیح است.»

بسیاری اعتقاد دارند که رمزان کدیروف در صورت عدم منع، به ادامه راه پدر خود می‌پرداخت - ؛ سن او هم اکنون در دهه بیست سالگی است و این در حالیست که بر طبق قانون اساسی سن رئیس جمهور می‌باید ۳۰ سال یا بیشتر باشد. همچنین بنا بر اظهار بسیاری از منتقدان، او ثروتمندترین و قدرتمند ترین مرد جمهوری بحساب می‌آید که دلیل این امر نیز تسلط او بر گروه شبه نظامی خصوصی گسترده معروف به «کدیروفسکی» می‌باشد. این گروه شبه نظامی-؛ که اصلیت آن در نیروهای امنیتی پدر وی بوده‌است -؛ توسط سازمان‌های حقوق بشر مانند ناظران حقوق بشر، متهم به کشتار و آدم ربائی می‌باشد.

در تاریخ ۲۹ اوت سال ۲۰۰۴ یک انتخابات ریاست جمهوری جدید برگزار شد. بنا به اظهار کمیسیون انتخاباتی چچن، الو الخان اف وزیر سابق کشور چچن توانست ۷۴٪ در صد آراء را بخود اختصاص دهد. میزان شرکت کنندگان ۲/۸۵٪ در صد بود. بسیاری از ناظران مانند وزارت امور خارجه آمریکا، فدراسیون بین المللی حقوق بشر هلسینکی و همچنین گروه‌های مخالف با طرح مسائلی از جمله عدم صلاحیت رقیب مطرح یعنی مالک سعدولی اف از لحاظ فنی، صحت انتخابات را مورد سوال قرار دادند. وضعیت رای گیری نیز از جمله موارد زیر سوال بود، ولی هیچ شکایت رسمی واصل نشد. این انتخابات توسط ناظران بین المللی مانند کشورهای مستقل مشترک المنافع و لیگ عرب مورد نظارت قرار گرفت؛ علیرغم دعوت از ناظران غربی، این ناظران به نشان اعتراض به بی نظمی‌های سابق از شرکت در امر نظارت انتخابات امتناع ورزیدند.

در حال حاضر علاوه بر دولت مورد نظر روسیه، یک دولت جدائی طلب دیگر که توسط هیچ کشوری برسمیت شناخته نشده‌است نیز وجود دارد (اگر چه به اعضای این دولت توسط کشورهای اروپائی، عرب و همچنین ایالات متحده پناهندگی سیاسی اعطاء شده‌است). این دولت جدائی طلب توسط گرجستان برسمیت شناخته شد. (زمانیکه رئیس جمهور گرجستان زوییاد گامساخوردیا و رئیس جمهور چچن دزوخار دودایف بودند. در سال ۱۹۹۹ دولت طالبان در افغانستان چچن مستقل را به رسمیت شناخته و در مورخه ۱۶ ژانویه سال ۲۰۰۰ سفارتخانه این کشور را در کابل افتتاح نمود. این برسمیت شناسی با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ متوقف شد. اصلان ماسخادوف رئیس جمهور این حکومت مستقل و الیاس اخمادوف که سخنگوی ماسخادوف بود، به‌عنوان وزیر امور خارجه آن فعالیت می‌نمود. درحال حاضر، الیاس اخمادوف به‌عنوان پناهنده سیاسی در ایالات متحده بسر می‌برد. اصلان ماسخادوف در یک انتخابات که با نظارت بین المللی و در سال ۱۹۹۷ انجام شد، برای یک دوره ۴ ساله به ریاست جمهوری برگزیده گردیده و پس از امضاء و توافق روسیه دوره کار خود را آغاز نمود. او در سال ۲۰۰۱ با صدور فرمانی دوره ریاست جمهوری خود را یکسال دیگر تمدید کرد؛ او بدلیل منع گروه‌های جدائی طلب از شرکت در انتخابات از سوی روسیه، از شرکت در انتخابات سال ۲۰۰۳ باز مانده و روسیه او را به شرکت در اقدامات تروریستی در داخل خاک خود متهم ساخت. ماسخادوف در آستانه آغاز جنگ دوم چچن، گروزنی را ترک و بسمت مناطق تحت کنترل جدائی طلبان در جنوب، عزیمت نمود. رئیس جمهور ماسخادوف در تأثیر گذاری بر شماری از رهبران نظامی که کنترلی شایان بر مناطق چچن داشتند ناکام مانده و نتیجتا قدرتش را از دست داد. او حمله نیروهای شورشی به بسلان را تقبیح نموده و در عین حال سعی داشت فاصله خود از شامیل باسایف رهبر اسلامی منطقه و شخصی که مسئولیت حملات را برعهده گرفته بود، حفظ نماید. او در تاریخ ۸ مارس سال ۲۰۰۵ توسط نیروهای روسی بقتل رسید. قتل ماسخادوف توسط نیروهای روسی بطور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت. زیرا دیگر هیچ رهبر «میانه رو» از گروه‌های جدائی طلب و بمنظور ادامه مذاکره با روسیه باقی نمانده بود.

بلافاصله پس از برگزاری انتخابات سال ۱۹۹۷، اخمد زاکایف معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه دولت ماسخادوف به‌عنوان رئیس جمهور تعیین گردید. او هم اکنون در انگلستان و تحت پناهندگی سیاسی این کشور زندگی می‌کند. او بهمراه دیگر افراد نزدیک به عبدالخلیم سعدولی اف که به‌دنبال مرگ ماسخادوف به‌عنوان جانشینان او بقدرت رسیدند، باسایف را کنار گذاردند. بهرحال بر طبق گزارشات واصله، باسایف مخالفت را کنار گذاشته و به‌عنوان یکی از هواداران سعدولی اف در آمده‌است. سعدولی اف قبلا یک قاضی نسبتاً ناشناس اسلامی بود که در یک برنامه اسلامی در تلویزیون چچن، مجری گری می‌کرد. نقش او به‌عنوان یک شورشی نیز نامشخص بود که باعث شد روسیه و دیگران اینطور تصور کنند که انتخاب وی باعث ادامه نهضت باسایف خواهد گردید - ؛ با وجود سعدولی اف به‌عنوان فرد شاخص - ؛ و قحط الرجال رهبران شاخص که در ترکیب نیروهای جدائی طلب چچن باقی مانده بودند. در تاریخ ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۶ گزارش شد که نیروهای مخصوص روسیه در طی یک تهاجم، عبدالخلیم سعدولی اف را در شهر آرگان بقتل رساندند. بگزارش نیویورک تایمز، کانال‌های تلویزیون روسیه تصاویر مدهشی از یک جسد را نشان دادند که به‌نظر می‌رسید متعلق به سعدولی اف باشد. همچنین یک وب‌گاه مرتبط با شورشیان چچن بنام کاوکاز سنتر نیز خبر مرگ وی را تایید و از او به‌عنوان یک شهید یاد نمود. پس از سعدولی اف، دوکا عمراف به‌عنوان جانشین وی انتخاب شد. در تاریخ ۱۰ ژوئیه سال ۲۰۰۶، اف اس بی اعلام نمود که نیروهای امنیتی با انفجار یک کامیون بمب گذاری شده در نزدیکی کاروان حامل جدائی طلبان در شهر اینگاشتیا، باسایف و حدود ۱۲ جدائی طلب دیگر را بقتل رساندند. جدائی طلبان چچن این خبر را تکذیب و اعلام نمودند که باسایف در اثر یک سانحه انفجار کامیون حامل مواد منفجره که بطور تصادفی اتفاق افتاده کشته شده‌است.

منبع:

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



حتی تا همین اواخر گفته می شد که ایران هم در هنگام جنگ چچن پنهانی به آن ها کمک می کرده است , که البته در حد یک شایعه

باقی ماند و مسئله ای دیگر پیش آمد و آن نفوذ عقیدتی وهابیت به داخل شورشیان چچن بود.(مثلا بمب گذاری ها و کشتن مردم )

تصاویری از نظامیان چچنی ....









موقعیت جغرافیایی چچن را همانند دژی در میان کوهستان قرار داده است

تانک های روسی در گل و لای زمین گیر شده اند ....(نخستین جنگ چچن)

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 




زنی چچنی در کنار ویرانه هایی از جنگ ....




....

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 



دعای مردم مسلمان و پایدار چچن در 1994  ....

  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


جنگ دوم چچن و ....




و ....

__________________________________

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي (ع)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب oweiys تشکر کرده اند:
SAMAN, Present, Reza6662, Mahdi1944, shola, Shahbaz, azarbod

Senior Poster

Senior Poster



no avatar
پست ها

739

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 9 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 تیر 1388 01:26

آرشيو سپاس: 1216 مرتبه در 436 پست

Re: پایدار در دل کوهستان , مسلمانان چچن , خاری در چشم روسیه

توسط HITMAN_KU » چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 23:52

جناب مقالتون خیلی جالب بود فقط من 2 نکته را اضافه کنم مردم چچن هم مانند سایر مردمان قفقاز اصلی ایرانی دارند و چچن و داغستان در پیمان ننگین ترکمنچای(اگه اشتباه نکنم)از ایران شدند.چچنیها در زمان اشغال قفقاز توسط عثمانیها با اونها جنگیدند که این به دلیل ایرانی بودنشون بود.حالا برای من چند سوال وجود داره که اگه پاسخ بدین ممنون میشم:
زبان مردم چچن چیست؟آیا جزو گروه زبانهای هندو اروپاییست یا جز زبانهای ترکیست؟
مردم چچن به کدام کشور علاقه مند هستند ایران یا ترکیه؟آیا گروههای فاشیست ترک(پانترک)خود را حامی چچنها میداند؟
با سپاس از شما.

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

4251

تشکر کرده: 178 مرتبه
تشکر شده: 676 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 اسفند 1384 13:14

محل سکونت

کرج پلاک 43!

آرشيو سپاس: 13307 مرتبه در 2679 پست

Re: پایدار در دل کوهستان , مسلمانان چچن , خاری در چشم روسیه

توسط Mohammad 1985 » پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389 02:31

:-(  مگه به جز فلسطین و حومه کشور مسلمان دیگه ای هم داریم ؟
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

New Member



no avatar
پست ها

2

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 بهمن 1388 18:37

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

Re: پایدار در دل کوهستان , مسلمانان چچن , خاری در چشم روسیه

توسط مهربان دریایی » سه شنبه 5 مرداد 1389 16:46

سلام دوست عزيزحرف شما درست مي فرماييدمسلمانند درست اماكجاي اسلام گفته شده به مدارس حمله كنيدودويست سيصدبچه بيگناه روگروگان بگيريد وبكشيدياحمله به اون تائتركه صدوچندنفركشته شدنداين كارهاجزضربه به اسلام عزيز وبهره برداري ضداسلامي نتيجه اي نداره


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان