در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

246

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 9 فروردین 1388 08:11

آرشيو سپاس: 821 مرتبه در 200 پست

دکتر کارو لوکس درگذشت

توسط arashtabaie » جمعه 18 تیر 1389 12:34




    با نهایت تاسف باید اعلام کنم که دکتر لوکس استاد برجسته ی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران و از مفاخر این دانشگاه در گذشتند. ایشان از چهره های ماندگار مهندسی کشور و از پرطرفدارترین و عزیزترین اساتید نزد دانشجویان بودند. تسلط علمی این استاد برجسته ی کشور در حدی بود که بین اساتید و محافل علمی سراسر دنیا زبانزد بود.
روحشان شاد...

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب arashtabaie تشکر کرده اند:
CAPTAIN PILOT, SAMAN, Mahdi1944, shola, Present, sokuteasemuni, Persian Cat

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

246

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 9 فروردین 1388 08:11

آرشيو سپاس: 821 مرتبه در 200 پست

Re: دکتر کارو لوکس درگذشت

توسط arashtabaie » جمعه 18 تیر 1389 12:39

متن مصاحبه اخیر با ایشان:

** جناب آقای دکتر لوکس ! شما در حال حاضر از اساتید بنام ایرانی هستید و استاد بسیاری از اساتید حال حاضر دانشگاه های ایران بوده اید. اگر مایلید چند سالی به عقب به دوره دانشجویی شما بازگردیم و کمی در مورد روند تحصیلتان صحبت کنیم.

بنده متولد سال 1328 هستم . تحصیلات دبستان، دبیرستان، دانشگاه تا فوق لیسانس مهندسی را در ایران گذراندم. در سال 1352 فوق لیسانس مهندسی - که در آن زمان پیوسته بود - را از دانشگاه تهران و همین دانشکده فنی گروه مهندسی برق گرفتم. دکترا را در سال 1355 از دانشگاه Berkeley کالیفرنیا گرفتم و از آن زمان به بعد در دانشگاه تهران مشغول تدریس و تحقیق بوده ام. علاوه بر دانشگاه تهران در دانشگاه هایی مانند خود Berkeley و Ucla و torento و بعضی دانشگاه های دیگر هم به مدتهای کوتاه تدریس کرده ام.

** شما بر چه زمینه های تحقیقی بیشتر متمرکز بوده اید ؟

زمینه تحقیقاتی بنده در سالهای اخیر بر روی سیستمهای هوشمند الهام گرفته از طبیعت و الهام گرفته از سیستمهای زیستی در درجه اول و گاهی در تحقیقات جدیدتر الهام گرفته از سیستمهای اجتماعی، سیستمهای شناختی و سیستمهای رفتاری بوده است. و طبعاً در پردازش الگو ، پردازش تصویر و بینایی ماشین هم علاقه بنده به همین موضوع است البته سیستمهای هوشمندی که بنده به آن علاقمندم با رویکرد سنتی هوش مصنوعی تفاوت دارد. یکی از مهمترین جنبه های تفاوت این است که من هوش مصنوعی متجسم و پیاده سازی شده و در موقعیت قرار گرفته را مورد توجه قرار داده ام یعنی هوشمندی چیزی نیست که به وسیله طراح به سیستم تزریق شود ، هوشمندی چیزی است که بر اثر تجسم و جسمیت داشتنش و قرار گرفتنش در محیط و تعامل با اجزای دیگر آن محیط  در سیستم به وجود می آید و ظاهر میشود. و بنابراین از ابتدا تحقیقات من جنبه الگوریتمیک خالص نداشته است ، پیاده سازی – منظورم از پیاده سازی فقط پیاده سازی نرم افزاری و شبیه سازی نیست- تا سیستمهای در بستر سخت افزار تا همچنین ترکیبی هم مورد توجه بنده بوده است. امروزه روند صنعت هم رو به این سمت میرود که سیستمهای محاسباتی از سیستمهای فیزیکی مثل حسگرها و عملگرها جدا نباشند بلکه داخل شوند و با کل ماشینها و سیستمهای دیگر در بستر قرار بگیرند، هرچیزی تبدیل به کامپیوتر شود و تنها کار کامپیوتر محاسبه خالص نباشد بلکه پیاده سازی و تعامل هم جزء کارهای آن باشد و به این ترتیب در واقع تکنولوژی رو به سمتی میرود که تحقیقات من هم بر آنجا تمرکز داشته است.

در سالهای اخیرتر یکی از موضوعاتی که بیشتر مورد علاقه و مورد توجه تحقیقاتی من بوده پیش بینی بوده است مخصوصاً پیش بینی به منظور هشداردهی . مثلاً فرض کنید حرکات آدمها مورد بررسی و Monitoring قرار بگیرد برای اینکه بفهمیم مثلاً کجا خطر زمین خوردن وجود دارد یا حتی سیگنالهای EEG در کانالهای مختلف مورد پویش قرار بگیرد برای اینکه بفهمیم کِی و کجا قرار است یک حمله سریع اتفاق بیافتد یا با پوش سیگنالهایی که از اشعه کیهانی و فعالیتهای خورشیدی به ما میرسد (با استفاده از حسگرهایی که روی ماهواره های مختلف و قمرهای مصنوعی مختلف نصب شده یا بر روی زمین در ایستگاه های مخصوص) بفهمیم کِی و کجا قرار است یک طوفان خورشیدی اتفاق بیافتد یا سیگنالهای جذبی روی زمین و زیر زمین را مورد پویش قرار بدهیم برای اینکه پیش بینی کنیم که مثلاً زلزله یا سیل چه زمانی به وقوع خواهد پیوست یا مثلاً سیگنال ECG را برای پیش بینی حمله قلبی استفاده کنیم . نقطه مشترک اینها در این است که هدف پیش بینی است، البته نه به معنی پیش بینی خالص بلکه پیش بینی به منظور هشداردهی . چون جامعه شناسان معتقد هستند که جامعه ای که ما در حال ورود به آن هستیم و یا در قرن اخیر وارد شده ایم جامعه خطر است و ریسک و انواع مخاطرات در زندگی ما به طور خیلی شدیدی نسبت به ریسک در جوامع قبلی افزایش پیدا کرده است البته همه آنها ریسک طبیعت نیست ، بعضی از آنها ریسک ساخته دست بشر است.

چون تخصص دانشگاهی و رشته اصلی بنده مهندسی کنترل بوده است یک اولویت دیگر تحقیقاتی من کنترل هوشمند است. در کنترل هوشمند هم علاوه بر یک کنترل واقعی مثل رباتیک مسایل دیگری علاوه بر طراحی خود الگوریتم کنترل کننده مطرح است از جمله اینکه بروبیای این الگوریتم از کجا میاید مثلاً سیستم بینایی خیلی چیزها را میبیند ، به کدام باید توجه کند ، مکانیزم توجه چه چیزهایی باید باشد یا مثلاً سیستم شنوایی خیلی صداها را میشنود ، کدام صداها باید در تصمیم گیری ها مورد توجه قرار بگیرد و بنابراین مسئله کنترل به مفهوم وسیع تر آن که در کاربردهای واقعی پیش میاید هم مورد توجه خیلی زیاد من است و به خصوص رویکردی در کنترل که در سالهای اخیر زمینه تحقیقات من را به شدت به خود جلب کرده است کنترل عاطفی است یعنی به جای تصمیم گیری بر مبنای عقلانیت کامل ما چیزی شبیه به عواطف در انسانها را در ماشینها بسازیم ، یعنی عواطف مصنوعی. ما انسانها خیلی مواقع به جای اینکه با عقلانیت کامل به صورت بهینه سازی با در نظر گرفتن عواقب هر تصمیم بهترین تصمیم را انتخاب بکنیم ، بر مبنای شاخصهایی که اسمش را عاطفه گذاشته ایم مانند میزان رضایت، میزان خوشحالی، میزان تنش و غیره عمل میکنیم، حال بعضی مثبت است – تصمیمات را باید طوری اتخاذ کنیم که رضایت بالا برود- و بعضی منفی است – تصمیمات باید طوری اتخاذ شود که مثلاً تنش پایین بیاید- در هر صورت کاملاً عقلانی نیستند. ما میخواهیم سعی کنیم همانطور که ما انسانها خیلی از تصمیمات را چنین اتخاذ میکنیم ماشینها هم قادر باشند که تصمیمات عاطفی اتخاذ کنند. وقتی از ماشینها صحبت میکنم منظور من واقعاً کاربردهای 100% صنعتی مثل کنترل سرعت الکتروموتورها و درایوهای صنعتی است و یا مثلاً سیستمهای حرارت و تهویه مرکزی ، سیستمهای روباتیک، سیستمهای هدایت و ناوبری در پرواز هواپیما و غیره . این هم زمینه دیگری از تحقیقات بنده را به خود اختصاص داده است.

البته در جوار آن بنده و دانشجویانی که با هم همکاری کرده و تحقیقات انجام میدهیم الگوریتمهای دیگری که الهام گرفته از طبیعت هستند مانند الگوریتمهای بهینه سازی را هم توسعه میدهیم. دو تا از الگوریتمهای جدیدی که توسعه داده ام را نام میبرم : یک الگوریتم از رویش علف هرز الهام میگیرد. علف هرز یک موجود بسیار هوشمند است ، شما اگر سعی کنید که با علف مبارزه کنید متوجه خواهید شد که علف چقدر قدرت مقابله دارد و به صورت هوشمند از منابع استفاده میکند و سعی میکند بقاء و وجود خودش را تضمین کند و جایی که منابع تغذیه مناسب دارد را پیدا کرده و استفاده کند. بنابراین در یافتن نقاط بهینه برای یک مسئله بهینه سازی میتوانیم ما هم از روشی که علف هرز استفاده میکند استفاده کنیم. این الگوریتم رویش علف هرز را در مسائل طراحی متعدد صنعتی به کار بردیم : طراحی پرواز ، طراحی کنترل کننده و انواع مسائل طراحی. البته بنده در مورد همه حیطه تحقیقاتم صحبت کردم نه آن قسمتی که لزوماً مربوط به پردازش تصویر میشود. اینها نمونه تحقیقاتی بوده که در سالهای اخیر بیشترین وقت مرا به خود اختصاص داده است که البته همانطور که گفتم زمینه کاربرد آن علاوه بر پردازش تصویر و بینایی ماشین شامل الگوهای دیگر کاربردهای صنعتی و مربوط به کاربردهای غیرصنعتی مثل کسب و کار و حتی تصمیم گیری های اجتماعی و اقتصادی هم میشود.

** ممنونم . کمی راجع به انجمن صحبت کنیم. زمانی که این انجمن تاسیس شد ارتباط با صنعت بخشی از اهداف آن را تشکیل میداد که احتمالاً کمک خوبی به دانشجویان خواهد کرد. نظر شما راجع به این هدف پیش رو چیست

به عقیده بنده هدف دانشگاه فقط این نیست که به صنایع موجود خدمت کند و سرویس دهد و نیازهای صنایع موجود را حتی در نظر بگیرد. اولاً اینکه نیازهای صنعت تغییر خواهد کرد، اینکه ما بخواهیم نیازهای فعلی صنعت را در نظر بگیریم به خود صنعت هم به اندازه کافی خدمت نمیکنیم، به این دلیل که دانشجویانی که تربیت میکنیم برای مدت محدودی میتوانند نیازهای صنعت را برآورده کنند ، در واقع تا وقتی که این نیازها تغییر نکند. ما مجبوریم با توجه به سیکلهای خیلی کوتاه و سریعاً در حال تغییر صنعتی، دانشجویان را فراتر از این نیازها تربیت کنیم که نه تنها برای چند سال اول بعد از فارغ التحصیلی بلکه برای سالهای بعد هم بتوانند در صنعت باقی بمانند. ثانیاً اینکه اغلب دانشجویان ما پس از فارغ التحصیلی جذب یکی از صنایع موجود نمیشوند بلکه برای خود صنعتی ایجاد میکنند یعنی از نظر دانشجویی که در شرف فارغ التحصیل شدن است کارآفرینی بیش از جذب شدن در یک صنعت موجود اهمیت دارد و بنابراین چه انجمنهای علمی و چه دانشگاه ها که دانشجویان را تربیت میکنند باید این تغییرات را در نظر بگیرند که وضعیت کنونی با وضعیت 30 یا 40 سال پیش تفاوت زیادی دارد که دانشجویی که فارغ التحصیل میشد با چند جای ثابت رو به رو بود؛ آنها استخدام کننده اصلی بودند و نیازهای آنها هم ثابت بود و تغییر چندانی نمیکرد و بنابراین دانشگاه باید آنها را در نظر میگرفت و به همان منظور دانشجو تربیت میکرد و لذا خیلی خاص منظوره باید به تربیت دانشجویان میپرداخت. انجمن به تبع بیرونی بودن نسبت به دانشگاه، باید حساس تر باشد یعنی ضمن اینکه پلی است میان نیازهای صنایعی که فعالیت میکنند و فعالیت دانشجوها و استادان  – به نظر بنده نیاز نیست که فقط دانشجویان در سئوال ما بگنجند، اگر هدف صنعت باشد اساتید و به طور کل آکادمیسین ها هم در این مقوله میگنجند – در عین حال باید از هر دو جلوتر باشد. دنیای کنونی ما دنیای دانش محوری و معرفت محوری است و دنیایی است که وقتی دانسته ای بوجود می آید این دانسته سرمایه است و میتواند به کسب و کار و به یک بنگاه فعال اقتصادی تبدیل شود و تبدیل به صنعتی شود که به صنایع موجود اضافه خواهد شد و فعال شده و تولید ارزش اقتصادی کند و بنابراین یک انجمن علمی در درجه اول باید خط دهنده باشد یعنی روندهای آینده را تشخیص دهد و هم برای دانشگاه و هم برای صنعت دنباله رو نبوده بلکه پیشرو باشد. هدف انجمن نباید این باشد که به دانشگاه ، دانشجو ، استاد یا صنعت خدمت کند بلکه هدفش را بر این قرار دهد که راهنمای آنها باشد ؛ منظور از راهنمایی نصیحت نیست بلکه امکاناتی در اختیار آنها قرار دهد که بهتر بتوانند خطوط مشیء مناسب را انتخاب کنند و تصمیم بگیرند که میخواهند در چه جهتی کار کنند.

چیزی که صنعت موجود انجام نمیدهد به معنی غیرواقعی بودن آن کار نیست. هر پروژه ای اگر بالقوه خوب باشد میتواند خود صنعتی را بوجود بیاورد ، لزومی ندارد که قبلاً صنعت موجودی در آن فعال شده باشد و سفارشی دهد تا این کار انجام شود. اما خب آنها هم یکی از جنبه های کار است، جنبه ای که حالا دیگر در اقلیت است و جنبه اصلی به حساب نمیاید.

** پس شما دیدگاه وسیعتری نسبت به این موضوع دارید.

نه ، در گذشته این جنبه اصلی بود و به ندرت اتفاق میافتاد که یک امر تحقیقاتی خود باعث یک فعالیت اقتصادی شده و صنعتی را به وجود بیاورد. معمولاً برعکس بود یعنی صنعتی که وجود داشت نیاز خود را اعلام میکرد و دانشگاه باید سعی میکرد فعالیتهای خود را طوری پیش ببرد که پاسخگوی این نیازها باشد. در زمان ما اهمیت این قضیه کم نشده است اما دیگر فعالیت عمده به حساب نمیاید. فعالیت عمده این است که آن کاری که از نظر تکنولوژیکی توجیه دارد و پیاده سازی صنعتی اش برتری اقتصادی و امتیاز رقابتی میاورد بدون توجه به اینکه آیا صنایع آن موجود است یا نه روی آن تحقیق کرده و به صورت یک صنعت پیاده سازی شود. حال اگر بخواهیم فعالیت انجمن را فقط در قسمت اول درنظر بگیریم و در قسمت دوم فعالیتی نداشته باشد به نظر من محدود کننده است. در دنیای امروز قسمت دوم مهمتر از قسمت اول است البته این به این معنی نیست که باید قسمت اول را نادیده گرفت وفعالیتهای صنعت موجود را کهنه و از بین رفته تلقی کنیم و فقط به هرچیز جدیدی اهمیت بدهیم.

** آقای دکتر ! شما با توجه به وسعت دیدی که در اثر سالها تجربه به دست آورده اید قطعاً نظرات بسیار سازنده ای هم در راه پیشبرد اهداف انجمن خواهید داشت.

البته بنده روی صحبتی که کردم ادعای تخصصی دارم ، این فقط فکر بنده نیست بلکه واقعیت خارجی است. دنیا دنیای کارآفرینی است و فعالیتهای کارآفرینی نسبت به تکرار فعالیتهای گذشته پیشی گرفته است و درصد آن بیشتر شده است.

** البته طی فرمایشات شما بنده به این نتیجه رسیدم که شما به بعضی مسائل بسیار ریزبینانه تر و تخصصی تر نگاه میکنید.

بله ممکن است . بنده علاوه بر تخصص اصلی ام که مهندسی است به آموزش پرورش هم به عنوان یک تخصص نگاه میکنم چون بیش از 30 سال است که معلمم و علاوه بر آن به صورت نظری هم با آموزش و پرورش برخورد کرده ام یعنی نه تنها به صورت تجربی دانش آموزش و پرورش را دارم بلکه به صورت نظری و تئوری education هم مطالعه و تحقیق کرده ام و بنابراین ممکن است نسبت به شخصی که هم سابقه استادی کوتاهتری دارد و هم به صورت نظری زیاد به دنبال education نبوده و کارش را بیشتر در حیطه فنی خود متمرکز کرده باشد کمی بیشتر در جریان روندها باشم. البته تمامی اینها مانع از این نمیشود که ادعا کنم که این دیدگاه شخصی بنده نیست بلکه واقعیت است که دنیا به سمت کارآفرینی میرود. میگویند دانشگاه ها مخصوصاً در کشور ما چهار گذر سریع را پشت هم طی میکنند و از یک دانشگاه آموزش محور به یک دانشگاه پژوهش محور در حال تغییر هستند. در دانشگاه آموزش محور هدف اصلی انتقال دانسته از استاد به دانشجو بوده است اما در دانشگاه پژوهش محور هدف اصلی به وجود آوردن دانش است یعنی در حقیقت خود دانشگاه یک مؤسسه انتقال دانش و یک بنگاه تولیدکننده است و دانش تولید میکند ، بنابراین فعالیتی تولیدی است.

** آیا شرایط کنونی دانشگاه ها را اینطور میبینید یا این آینده را برای دانشگاه ها متصور هستید؟

ببینید 10 یا 15 سال پیش اگر اساتید هیچ تحقیقی هم نمیکردند کسی به آنها متذکر نمیشد که شما از وظایف خویش عدول میکنید، در عوض اگر یک کلاس تشکیل نمیشد همه متوجه میشدند که قسمتی از این وظایف انجام نشده است اما الآن چنین نیست. این اهمیتی که در سالهای اخیر به تحقیقات داده میشود انعکاسی از تغییرات بر اساس نیازهایی واقعیست. این گامی است که هنوز برداشته نشده گام بعدی برای ما مطرح شده است و آن تبدیل دانشگاه است از یک دانشگاه دنباله رو فعالیت اقتصادی به یک دانشگاه کارآفرینی که خود به فعالیتهای اقتصادی خط میدهد. بعد از گذر از آموزش محوری و پژوهش محوری گذری به دنیای کارآفرینی داریم و تقریباً ما در کشورمان ناچاریم این گذرها را همزمان انجام دهیم چون یکی کامل نشده دیگری پیش میاید و گذر سومی هم که وجود دارد گذر از یک دانشگاه کارآفرین به دانشگاهی است که خود مولد است و دوام پذیر. این فعالیتهای دانشگاهی نباید زمینه ساز فعالیتهای بعدی باشد بلکه باید خود ثروت اقتصادی ایجاد کند چون دانش هم کالایی اقتصادی است مانند سایر کالاها فقط در دانشگاه تولید میشود و بنابراین دانشگاه ها به عنوان یک مؤسسه خدمت رسان مطرح نیستند بلکه باید به عنوان یک مؤسسه تولیدکننده ارزیابی شوند. دانشگاه تولید میکند ، به چه قیمتی و با چه کیفیتی ، در این تولید برتری نسبی آن چیست و قدرت رقابت آن در کجاست !

** ظاهراً شما دید مثبتی به محیطهای علمی دارید. آیا فکر میکنید این تغییرات ممکن است به جذب بیشتر فارغ التحصیلان و خروج کمتر آنها از کشور کمک کند ؟

جوانانی که از ایران مهاجرت میکنند زیادند و درصد بالایی از این مهاجرین را قشر تحصیل کرده تشکیل میدهد , این واقعیت است. اما این بار مسئولیت دانشگاه ها را کم نمیکند بلکه بار اضافه تری را برای دانشگاه خواهد داشت چون در آن شرایط دانشگاه ما برای جهان در حال تولید دانشجو است . ما نباید دنبال چیزی باشیم که فقط در کشور ما مفید است و در هیچ جای دیگری مفید نیست.

ببینید همین پدیده های اطراف خودمان را در نظر بگیریم ، به عنوان مثال الکتریسیته در کشور ما تولید نشده است اما ما در کشورمان از آن استفاده میکنیم. وقتی ما به ابن سینا و خیام و رازی افتخار میکنیم آیا به این دلیل نیست که دانش آنها برای تمامی مردم دنیا مفید بوده است؟ ما همیشه باید معیارهای کیفیت را مورد توجه بسیار قرار دهیم.

حال که صحبت از مهاجرت شد به نظر من اینطور به قضیه نگاه کنیم که چرا نقش انجمن را اینطور نبینیم که عللی که باعث مهاجرتهای نابه جا میشود را کشف کند و سعی کند موانع و مشکلات را بشناسد و آن مشکلات را برطرف کند. همه مهاجرتها نا به جا نیست اما ما زیاد دیده ایم دانشجویان و یا غیر دانشجویانی که مهاجرت کرده اند و در کشور جدید نه جذب فرهنگ و فعالیتهای اجتماعی و مدنی آن کشور جدید شده اند و نه هویت قبلی خود را حفظ کرده اند. مشکل هویتی کجاست ؟ حداقل در حوزه تخصصی ماشین بینایی که مربوط به انجمن میشود ، انجمن میتواند تلاش کند تا امکاناتی که برای فعالیت در کشور خودمان است به دانشجویان معرفی کرده و دید دانشجویان را بازتر کند و البته اگر دانشجویی به درستی به این نتیجه برسد که در جای دیگری مفیدتر واقع خواهد شد حرفی نیست اما اگر واقعاً چنین حسی ندارد تصمیم به مهاجرت بی مورد نگیرد.

** از فرمایشات شما و وقتی که به این مصاحبه اختصاص دادید بسیار سپاسگزارم و امیدوارم انجمن بتواند نقش مناسبی را در ارتقاء سطح علمی دانشجویان و متخصصین و در نهایت کشورمان ایفا کند.




منبع:http://word.ismvip.org/Pages.aspx?PID=23

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب arashtabaie تشکر کرده اند:
CAPTAIN PILOT, SAMAN, Mahdi1944, shola, Present, sokuteasemuni, Persian Cat


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان