جاودانگي (پيوند فيزيك و متافيزيك)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم و ... به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 37
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 شهریور 1389, 1:22 am
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار

جاودانگي (پيوند فيزيك و متافيزيك)

پست توسط shahab89 » دو شنبه 15 شهریور 1389, 2:23 am

   شاید جستن اکسیر حیات به عنوان ادبیات اساطیری و افسانه های باستانی مورد        قرار بگیرد.         از جاودانگی گفتن در یک وبسايت بیهوده ترین کار دنیا باشد. در این صورت به آن    پرداخت.         که بیهودگی خود مقدمه جاودانگی است.         امروز هیچ کدام ما یادمان نباشد که اجدادمان تصمیم میگرفتند به کنجی میرفتند و          بازنمیگشتند و بجز بالاپوشی چیز دیگری از آنها یافت نمی شد. جالب اینکه هیچ            نمی کرد زیرا همه میدانستند او خواسته است که برود وشاید اگر خواست              . آیا فرسودگی ناشی از پیری یک روند ناگزیر است؟ روندی که به مرگ طبیعی          انجامد؟ مرگ طبیعی؟         همان اجداد گزینه غیر قابل انتخابی به نام مرگ را طبیعی می پندارند. آیا مرز واقعی          مرگ و زندگی میپنداریم یک خط فرضی نیست؟ شاید این داستان ماست که از خالی          اتمهای میز جمود می سازد. خلاقیت ما به آن نام می دهد و چشمان واقع بینمان دنیا را          همان مفاهیم تفسیر می کند. امن وغیر قابل تغییر. اینگونه هیچ دستی در خالی یک میز          نمی رود و سکوت اشیا و گیاهان به زمزمه هایی بی پایان بدل نمی شود.         دنیا مفهوم حاشیه ای دارد. پس دنیا جای زندگی می شود و اینگونه از کودکان که به          دیوانه حیات نزدیکترند غلط می گیریم و از آنها می خواهیم كه عاقل باشند. بینش آنها را          کودکانه تعبیر می کنیم و نفس راحتی میکشیم که یک دنیا بیشتر وجود ندارد. و          چه که در این دنیا لازم باشد برای من از کتاب و مدرسه به تو نشان می دهیم و بیش          اینها همه چیز غیر حقیقی است. شاید این خود یک معجزه است که ٩٩%ماده از خالی          شده باشد و دستها تنها به سبب مغناطیس بین مولکولها واتمها آن را جامد فرض          کند و همه گواهی میدهند که میز قطعا جامد است و بغیر از این نمی تواند باشد.         جادوگرانی هستیم که به یک دنیای خیالی عمومیت داده ایم و به آن وارد شده ایم و بازی          ما را سرگرم کرده که ورد بازگشت را فراموش کرده ایم.         پدیده ای نیست که در یک لحظه اتفاق بیافتد تقریبا از زمانی که مغز به صورت            وظیفه مدیریت و رهبری و فکر کردن برای همه بدن را بر عهده می گیرد. یعنی از          که ما موجود متفکری می شویم، روند مرگ آغازمی شود.         یک دیدگاه عامی حداقل می توان گفت که شمارش معکوس واضح مرگ از زمانی که          جوانی تحلیل رفته و اندام و اعضاء به فرسودگی می گرایند شروع می شود. هنوز          اقوام کشاورزی که با ادامه زندگی طبیعی       سال عمر طبیعی دارند.         در خواب مردی را می بیند که با سرعت نور سفر میکند، تا      سال پس از آن تلاش          تا این مسئله رابه زبان فرمولهای علمی بتواند توضیح دهد و با یک دنیا مخالفت اساتید          دوران روبرو شد زیرا تا یک دهه بعد هیچ فیزیکدانی حرفهایش را نفهمید. ایثار          واقعا قابل تحسین است زیرا وقت خود را که میتوانست به جاودانگی اختصاص دهد          آن صرف کرد.     که انیشتین به ما کرده این است که کسی که یک نمه سواد داشته باشد با شنیدن این حرفها نمی تواند ما را به خرافه پرستی و غیر عملی بودن حرفهایمان متهم کند.     تئوری نسبیت انیشتین مقدار کلی ماده و انرژی در جهان همیشه ثابت است و ماده یا انرژی هرگز از بین نمی روند بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود پس هر کجا مقداری ماده مفقود می شود قطعا به انرژی تبدیل شده است. چوب می سوزد و به انرژی تبدیل می شود. مقداری از آن به صورت دود از جامدبه گاز تبدیل می شود.     در سرعتهای بالا نزدیک به سرعت نور نمی تواند وزن خود را حفظ کند پس هر چه سرعت آن بیشینه شود، وزن آن کمتر   . تا جايي که در سرعت نور ماده از حالت جامد خارج شده در این ترانسفرم به پلاسما تبدیل می شود. ماهیت ماده در این حالت شبیه یک الکترون سرگردان است. که حالتی صرفی از انرژیست. شبیه این اتفاق برای یک بدن نیز می تواند بیافتد. هنگامی که شخص مقداری انرژی کسب کند انرژی او از جهش برخوردار میشود این روند تبدیل بدن به انرژی صرفا ادامه می یابد این حالت در هماهنگی کامل جسم و روح اتفاق می افتد در این صورت روند فساد و فرسودگی برای جسم روی نمی دهد و جسم نمی میرد. شخصی که بتواند به این تعادل دست یابد، آن سوی خط مرگ و زندگی در جاودانگی ایستاده است. تمام تعالیم مختلف مکاتب درونگرائی برای کسب انرژی در سطح این تعادل است. لحظه تبدیل به عنوان رزم حقیقی نام برده شده است. در این لحضه مشخص می شود که تعالیم تا چه اندازه کاربردی و قابل اجرا بوده اند در متون باستانی ایران و غیر ایرانی به کرات از کسانی نام برده شده که جلوی چشم همگان به بخار تبدیل شده اند و لباسشان چون پوسته ای به زمین ریخته است.  

ارسال پست

بازگشت به “فيزيک”