در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2657

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 181 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 تیر 1388 08:58

محل سکونت

روبروی شما

آرشيو سپاس: 15274 مرتبه در 2406 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط RAHVAR » دوشنبه 2 خرداد 1390 12:56

مامان
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام …
- باشه .
- مامان
- بله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا … باشه
- مامان
- .. بله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بله ؟
- مامان
- بله
- مامان
- … جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی


***

- بابا
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ….
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داریش
- ها ؟
- بابا
- …
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو … جونت در بیاد


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب RAHVAR تشکر کرده اند:
رونین, GHAZALAK88, godspeed, msnit, HORLIKAN, m-249, masieh, reza4087

Fast Poster

Fast Poster



نماد کاربر
پست ها

211

تشکر کرده: 65 مرتبه
تشکر شده: 14 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 12 آذر 1388 11:38

آرشيو سپاس: 443 مرتبه در 117 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط apple2009 » جمعه 6 خرداد 1390 22:47

اخیرا" دانشمندان توانستند پس از سال ها مطالعه و تحقیق، لوگوی "پـپـسـی "رو هم رمز گشایی کنند و دریافتند که این هم توطئه ای از جانب دشمن! بوده!

PEPSI = Pay Each Penny Save Israel
پرداخت هر پنی ذخیره اسرائیل است

با روشن شدن این دشمنی آشکار و رو شدن دست لابی های صهیونیستی ، شرکت های ایرانی هم ساکت ننشسته و در حرکتی هماهنگ به تشریح نام خود پرداختند تا مشت محکمی باشد بر دهان اسراییل جنایت خوار!
پفک نمکی = پایمردی فلسطین، کابوس ناگوار ملت کینه توز یهودی.
تک ماکارون = تکنولوژی کشور متجاوز اسرائیل کارامدتر از راه ولایت نیست.
شادنوش = شکست اسرائیل دربرابر نیروی ولایتمدار شیعیان.
داماش = دندان اسرائیلو مردم ایران شکستند.
کاله = کشور اسرائیلو له میکنیم.
پگاه = پاشو گمشو اسرائیل هرجایی.
بن ساله = بنیامین نتانیاهو، سگ اسرائیلی لندهور
اتکا = این تو کالبدت اسرائیل
دامداران = دهن این مردم دهاتی اسرائیل را، استغفرا... نزار دهنم باز شه.
چی توز = نیازی به توضیح نیست، این نام مستعاره اسرائیل است

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب apple2009 تشکر کرده اند:
samsun, rezabargh, Sami 1993, رونین, m-249, GHAZALAK88, masieh, godspeed, mikaeil, FARSHAD.ADL, RAHVAR

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » شنبه 7 خرداد 1390 01:29

يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه:

امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه…!

بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:

با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه…

بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد…

روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود:

.

کدوم صندلي ؟
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
RAHVAR, رونین, GHAZALAK88

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » شنبه 7 خرداد 1390 01:36

يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....


قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟


زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.


  
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
masieh, RAHVAR, رونین, FARSHAD.ADL

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » شنبه 7 خرداد 1390 16:31

از طرف ....
امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چندکلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات باخبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اون همه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت ميبري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي ؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آن که به اعضاي خوانواده ات شب به خيرگفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي...


دوست و دوستدارت:خدا :razz:  :razz:  :razz:

  
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
رونین, GHAZALAK88, godspeed, ASHKAN95, leylas, RAHVAR, Cloor Master, reza4087, AGeNiS1

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » شنبه 7 خرداد 1390 17:34

مرد درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگي برداشته و بر وري ماشين خط مي اندازد .

مرد با عصبانيت دست كودك را گرفت و چندين مرتبه ضربات محكمي بر دستان كودك زد بدون اينكه متوجه آچاري كه در دستش بود شود.

در بيمارستان كودك به دليل شكستگي هاي فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتي كودك پدرخود را ديد با چشماني آكنده از درد از او پرسيد : پدر انگشتان من كي دوباره رشد مي كنند ؟

مرد بسيار عاجز و ناتوان شده بود و نمي توانست سخني بگويد ، به سمت ماشين خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشين .

و با اين عمل كل ماشين را از بين برد و ناگهان چشمش به خراشيدگي كه كودك ايجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :

( دوستت دارم پدر ! )

روز بعد مرد خودكشي كرد .
عصبانيت و عشق محدوديتي ندارند .
چيزها براي استفاده كردن هستند و انسان ها براي دوست داشتن .

مشكل دنياي امروزي اين است كه انسانها مورد استفاده قرار مي گيرند و اين درحالي است كه چيزها دوست داشته مي شوند .
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
GHAZALAK88, Cloor Master, HORLIKAN, ASHKAN95, RAHVAR, AGeNiS1, رونین

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » شنبه 7 خرداد 1390 17:49

قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شما شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمير:
بعد از اين که دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:
اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.

قانون معذوريت:
اگر بهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان، ديرتان خواهد شد.

قانون حمام:
وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي يابد.

قانون نتيجه:
وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.

قانون بيومکانيک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:
کساني که صندلي آنها از راه روها دورتر است ديرتر مي آيند.

قانون قهوه:
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد.
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
رونین, GHAZALAK88, Cloor Master, ASHKAN95, RAHVAR, reza4087, AGeNiS1

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

1153

تشکر کرده: 62 مرتبه
تشکر شده: 52 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 27 اسفند 1388 13:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 7252 مرتبه در 1004 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط ASHKAN95 » شنبه 7 خرداد 1390 18:00

از يك ديوونه ميپرسن چرا ديوونه شدي؟ ميگه : من يه زني گرفتم كه يه دختره 18 ساله داشت، دختر
زنم با بابام ازدواج كرد، در نتيجه، زن من، مادرزن پدرشوهرش شد، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود،
پسري به دنيا آورد كه ميشد برادر من و نوه ي زنم،پس نوه ي منم ميشد، در نتيجه من پدربزرگ برادر
ناتني خودم بودم،چند روز بعد زن من پسر ي به دنيا اورد كه زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و مادربزرگ او
شد،در نتيجه پسرم، برادر مادربزرگ خودش بود، از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم،خواهر پسرم
بود، در نتيجه من خواهرزاده ي پسرم بودم!! :o  :smile:  :P

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ASHKAN95 تشکر کرده اند:
AGeNiS1, a.ghasemi, رونین, X.Nima, GHAZALAK88, apple2009, RAHVAR, HESAM-007

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2657

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 181 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 تیر 1388 08:58

محل سکونت

روبروی شما

آرشيو سپاس: 15274 مرتبه در 2406 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط RAHVAR » يکشنبه 8 خرداد 1390 12:48

زن و شوهري بعد از سالياني که از ازدواجشون مي گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر مي بردند. با هرکسي که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتيجه اي نداشت، تا اين که به نزد کشيش شهرشون رفتند.
پس از اين که مشکلشون رو به کشيش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشيد من مطمئنم که خداوند دعاهاي شما رو شنيده و به زودي به شما فرزندي عطا خواهد نمود. با اين وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتي در اون جا اقامت داشته باشم، قول مي دهم وقتي به واتيکان رفتم حتما براي استجابت دعاي شما شمعي روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالي فراوان از کشيش تشکر کردند. قبل از اين که کشيش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چيز با خوبي و خوشي حل مي شه و شما حتما صاحب فرزند خواهيد شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجاميد، ولي قول مي دم وقتي برگشتم حتما به ديدن شما بيام.
15 سال گذشت و کشيش دوباره به شهرش بازگشت. يه نيمروز تابستان که توي اتاقش در کليسا استراحت مي کرد، ياد قولي افتاد که 15 سال پيش به اون زوج جوان داده بود و تصميم گرفت يه سري به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتي به محل اقامت اون زوجي که سال ها پيش با اون مشورت کرده بودند رسيد زنگ در را به صدا در آورد.
صداي جيغ و فرياد و گريه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهميد که بالاخره دعاهاي اين زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتي وارد خونه شد بيشتر از يه دوجين بچه رو ديد که دارن از سر و کول همديگه بالا ميرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغي و هرج و مرج هم مامانشون ايستاده بود.
کشيش گفت: فرزندم! مي بينم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر اين معجزه تبريک بگم.
زن مايوسانه جواب داد: اون نيست... همين الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشيش پرسيد: شهر رم؟ براي چي رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعي رو که شما واسه استجابت دعاي ما روشن کردين خاموش کنه!


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب RAHVAR تشکر کرده اند:
رونین, GHAZALAK88, big-man, X.Nima, ASHKAN95, AGeNiS1, a.ghasemi

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

420

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 09:19

محل سکونت

Hell

آرشيو سپاس: 1684 مرتبه در 379 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط X.Nima » يکشنبه 8 خرداد 1390 12:56

روزگاریست که شیطان فریاد میزند، آدم پیدا کنید سجـــــــده خواهم کرد!!!
   ...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT  
نقطه. سر خط....                                 !...We'll Charge when Satan Laughs

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب X.Nima تشکر کرده اند:
رونین, GHAZALAK88, big-man, wild-bear, RAHVAR, ASHKAN95, AGeNiS1

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2657

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 181 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 تیر 1388 08:58

محل سکونت

روبروی شما

آرشيو سپاس: 15274 مرتبه در 2406 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط RAHVAR » سه شنبه 17 خرداد 1390 12:07

سه پاكت نامه
آقاي اسميت به تازگي مدير عامل يك شركت بزرگ شده بود. مدير عامل قبلي يك جلسه خصوصي با او ترتيب داد و در آن جلسه سه پاكت نامه دربسته كه شماره هاي 1 و 2 و 3 روي آنها نوشته شده بود به او داد و گفت:
«هر وقت با مشكلي مواجه شدي كه نمي توانستي آن را حل كني، يكي از اين پاكت ها را به ترتيب شماره باز كن.»
چند ماه اول همه چيز خوب پيش مي رفت تا اينكه ميزان فروش شركت كاهش يافت و آقاي اسميت بد جوري به درد سر افتاده بود.
در نااميدي كامل، آقاي اسميت به ياد پاكت نامه ها افتاد. سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره 1 را باز كرد.
كاغذي در پاكت بود كه روي آن نوشته شده بود:
«همه تقصير را به گردن مديرعامل قبلي بينداز.»
آقاي اسميت يك نشست خبري با حضور سهامداران برگزار كرد و همه مشكلات فعلي شركت را ناشي از سوء مديريت مديرعامل قبلي اعلام كرد. اين نشست در رسانه ها بازتاب مثبتي داشت و باعث شد كه ميزان فروش افزايش يابد و اين مشكل پشت سر گذاشته شد.
يك سال بعد، شركت دوباره با مشكلات توليد توأم با كاهش فروش مواجه شد. با تجربه خوشايندي كه از پاكت اول داشت، آقاي اسميت بي درنگ سراغ پاكت دوم رفت. پيغام اين بود:
«تغيير ساختار بده.»
اسميت به سرعت طرحي براي تغيير ساختار اجرا كرد و باعث شد كه مشكلات فروكش كند.بعد از چند ماه شركت دوباره با مشكلات روبرو شد.
آقاي اسميت به دفتر خود رفت و پاكت سوم را باز كرد. پيغام اين بود:
«سه پاكت نامه آماده كن.»


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب RAHVAR تشکر کرده اند:
AGeNiS1, X.Nima, رونین, GHAZALAK88

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2657

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 181 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 تیر 1388 08:58

محل سکونت

روبروی شما

آرشيو سپاس: 15274 مرتبه در 2406 پست

Re: مطالب جالب، سرگرم کننده و خنده‌دار

توسط RAHVAR » دوشنبه 23 خرداد 1390 16:33

دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز .

سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟

.

.

.

.



اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است .

اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش  می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم .



از کتاب زهیر پائولو کوئیلو





حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشند و یا باشیم





وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست

یه کمی باید به خودمون شک کنیم


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب RAHVAR تشکر کرده اند:
AGeNiS1, GHAZALAK88, Ruozbeh, X.Nima, رونین, masieh

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان