در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1921

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 34 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 29 خرداد 1389 16:45

آرشيو سپاس: 13151 مرتبه در 1830 پست

مختصری از زندگانی نورمن ویزدم

توسط رونین » پنج شنبه 15 مهر 1389 08:39

دوران كودكی نورمن؛
نورمن در یك خانواده بسیار فقیر در منطقه پادینگتون شهر لندن در ۴ فوریه ۱۹۱۶ چشم به جهان گشود. او دومین فرزند خانواده بود و یك برادر بزرگتر از خود داشت.

مادر و پدر نورمن با هم رابطه خوبی نداشته و تمام اوقات خود را به دعوا و نزاع با یكدیگر می گذراندند. مادر خانواده كه از فقر و تنگدستی به ستوه آمده بود، هنگامی كه نورمن ۹ ساله شد، خانه را ترك كرد و بی اعتنا به خانواده از همسرش جدا شد و دو پسر كوچكش را به حال خود رها کرد. از آن به بعد پدر مسئولیت نگهداری از بچه ها را به عهده گرفت.

اما نورمن و برادرش كه دو سال از او بزرگتر بود، از این وضعیت راضی نبودند. پدرشان راننده كامیون بود و نورمن را از همان ۹ سالگی با خود به این شهر و آن شهر می برد. او با وجود كمی سنش مجبور بود در سرما و گرما شب و روز به دنبال پدرش برود.
زیرا در خانه كسی نبود كه كنارش بماند و از او نگهداری كند. او در سن ۱۱ سالگی به امید این كه بتواند زندگی بهتری بیابد از خانه فرار كرد. نورمن برای سیركردن شكمش به كارهای مختلفی مانند پادویی، روزنامه فروشی، پیشخدمتی و ظرفشویی در رستوران ها دست زد؛ اما از آن جایی كه به درس علاقه داشت لذا با تلاش زیاد توانست در كنار كار به مدرسه نیز برود، اما از عهده هزینه تحصیل و سیركردن شكمش بر نیامد، پس در سن ۱۳ سالگی علی رغم میل باطنی اش مدرسه را ترك كرد و موفق شد در یك معدن ذغال سنگ كار پیدا كند.

با این حال كه سن و سالش برای چنین كارهای سختی كم بود، اما مجبور شد كه از سن كودكی درگیر انواع كارهای مختلف شود كه از آن جمله پادویی در كشتی بود.

نورمن به سختی وارد عرصه هنر شد و درخشید
این هنرپیشه انگلیسی بعد از مدت ها كار در حرفه های مختلف بالاخره وارد ارتش شد و به عنوان یك نظامی در ارتش انگلیس به هند اعزام شد.

او در آن محیط خشك و نظامی به یك مسئله مهم پی برد كه سبب دگرگونی زندگی اش شد، فهمید روحیه اش با چنین محیط خشك و مقرراتی و نظامی نامانوس و ناسازگار است و در فضای نظامی گری ارتش متوجه شد كه استعداد زیادی به خنداندن مردم دارد و می تواند با حركات و رفتار هنرمندانه اش مردم را دلشاد کند، بنابراین تصمیم گرفت در اواخر سال ۱۹۴۶ در سن ۳۱سالگی ارتش را ترك كند.

نورمن توانست در مدت بسیار كوتاهی استعداد نهفته اش را شكوفا كند و دو سال بعد در سال ۱۹۴۸ به تلویزیون انگلیس راه یافت و به این نحو چهره كمدین اش را همگان مشاهده كردند و طرفداران زیادی پیدا كرد.

او توانست هنرمند بودنش را به اثبات برساند و تا حد بسیار زیادی موفق شود. در همان سال، نخستین فیلم كمدی اش را با نام "هوش و عقل" را بازی كرد. با این كه اولین تجربه اش بود؛ اما با استقبال بی نظیر مردم روبه رو شد.

همین مسئله او را تشویق كرد تا فیلم های دیگری را اجرا کند برای این كه چهره كمدی تری بیابد برای خودش لباسی طراحی و تهیه کرد.

او كلاهی پشمی و لبه دار بر سر می گذاشت، كت كوتاهی بر تن می كرد و كراواتی كوتاه و كج و معوج به دور گردنش می بست. پاچه های شلوارش نیز كوتاه بود. با این لباس خنده دارتر شده بود و مردم بیشتر دوستش داشتند و لذت می بردند. زمانی که نورمن متوجه شد مردم لباسش را پسندیده اند، تصمیم گرفت همیشه با همین لباس مضحك و مسخره نقش بازی كند و یكی از دلایل معروفیتش پوشیدن این لباسهای خنده دار بود.

مردم تصاویر نورمن را به در و دیوار خیابانها چسباندند و علاقه خود را نسبت به او نشان دادند. نورمن در سال ۱۹۵۳ فیلم دیگری بازی كرد با نام "دردسر در فروشگاه" كه با این فیلم به شهرت جهانی رسید.

اكثر فیلم های او به طریق سیاه و سفید پخش می شد. او در دو دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی چندین فیلم كمدی با نامهای "نقطه اوج در دنیا"، "سربزنگاه"، "تعقیب یك ستاره"، "مرد با اهمیت"، "سحر خیز"، "یك گردش خوب" و... را اجرا کرد.

او در واقع با نمایش این فیلم ها در این دو دهه به اوج موفقیت دست یافت. نورمن همه فیلمهایش را بر اساس مشاغلی كه در دوران كودكی و نوجوانی انجام داده بود به طور طنز اجرا نمود. در واقع او می خواست به همراه طنز و خنده مسائل و مشكلات جامعه را به انتقاد بكشاند. او از سال ۱۹۶۵به بعد فیلم هایش را به طریقه رنگی پخش كرد. با این عمل مردم بیشتری جذب او شدند.

نورمن به ایران سفر کرد...
او عاشق خنداندن مردم بود و البته نه تنها در انگلیس به اجرای نمایش های كمدی می پرداخته بلكه حتی به روسیه، ایران، كشورهای اروپایی، چین و امریكا و به آلبانی سفر كرده و در آنجا نیز مردم را سرگرم کرده است.

او با جثه كوچكش لباس معروف خود را به تن می كرد و به اجرای نمایش می پرداخت. در بیشتر فیلم هایش "جری دسموند" نیز همراه او بود؛ دسموند قدی بلند داشت و این دو با هم تكمیل كننده فیلم های كمدی بودند.

نورمن در سال ۱۹۵۱ ازدواج كرد. ثمره این ازدواج دو پسر به نام های نیكلاس و جك است. نیكلاس در سال ۱۹۵۵ و جك در سال ۱۹۵۸ به دنیا آمد. اكنون نیكلاس ۴۸ ساله و جك ۴۵ ساله می باشند و ازدواج كرده اند و به وجود پدرشان افتخار می كنند.

نكته جالب تر این كه او در سال ۱۳۴۰ به ایران آمد زیرا در ایران فیلم های او طرفداران زیادی داشته و دارد. او به ایران سفر كرد تا با طرفدارانش ملاقات كند و با استقبال زیادی روبه رو شد.

بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرانسه، در سال 1948 با بازی در مجموعه تلویزیونی "هوش و عقل" (Wit and Wisdom) پا به عرصه بازیگری نهاد و پس از آن در طول 7 دهه فعالیت هنری خود به عنوان بازیگر در 43 فیلم سینمایی، تلویزیونی و مجموعه های تلویزیونی بازی کرده است.

همچنین از برجسته ترین آثاری که ویزدم در آنها ایفای نقش کرده است می توان به "لله بچه ها"، "سربزنگاه"، "قصاب باشی"، "جاده صاف کن"، "شیرفروش" و "جنجال در فروشگاه" اشاره کرد.

نورمن ویزدم علاوه بر بازیگری، نویسندگی فیلم نامه 9 فیلم سینمایی و تلویزیونی را نیز برعهده داشته است.

بازی در سرالی آخرین شراب تابستان در نقش بیلی اینگلتون، از آخرین نقش‌های او در تلویزیون و سینما بود. او در 90 سالگی اعلام بازنشستگی کرد.

فیلم کمدی کوتاه اکسپرسو، ساخته مارتین نایجل و کوین پوئیس، آخرین بازی نورمن ویزدم در سینما بود که در سال 2007 ساخته شد. فیلمی ده دقیقه‌ای درباره هشت شخصیت که در یک کافی شاپ سر یک میز واحد می‌نشینند. این فیلم در فستیوال فیلم کن 2007 به نمایش درآمد و مورد توجه واقع شد.

بنابراین گزارش نورمن ویزدم در سال 1992 اتوبیوگرافی خود را نوشت که باعنوان به من نخند، من یک احمق‌ام منتشر شد.

این در حالی است که نورمن ویزدم در سال‌های اخیر حافظه‌اش را به کلی از دست داده بود، و به گفته همسرش، دیگر تصویر خود در فیلم‌هایش را نیز نمی‌شناخت.
منبع:http://www.daneshju
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
          زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
                          اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
                                                   مائیم که از دریا امواج گرفتیم

                                                                             شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار

                              
زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب رونین تشکر کرده اند:
Achilles, یاغی, Persian Cat, Present, achachi98

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان