در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

2833

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 10 فروردین 1385 13:39

آرشيو سپاس: 745 مرتبه در 213 پست

توسط Leila » سه شنبه 24 مرداد 1385 12:42

ولي در كل فيلمش هميشه اعصاب خورد كن بوده
حالا شايد ديگه چون پوپك توش بازي نمي كنه
هم بيننده هاش كم بشه
هم ديگه كمتر اعصاب ادم رو به هم مي ريزه :sad:
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

Captain II

Captain II



no avatar
پست ها

5147

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 30 اردیبهشت 1385 14:30

محل سکونت

گشتم نبود نگرد نیست.

آرشيو سپاس: 152 مرتبه در 103 پست

توسط DJ.HAMED » سه شنبه 24 مرداد 1385 13:11

من که هنوز يادش مي افتم اعصابم مي ريزه به هم

Commander

Commander



نماد کاربر
پست ها

3326

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 42 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 اسفند 1384 02:15

آرشيو سپاس: 1639 مرتبه در 445 پست

توسط Mohsen1001 » چهارشنبه 25 مرداد 1385 00:54

امروز تو روزنامه يه مقاله نوشته بود درباره نرگس کلا نحوه تصادف و...

نوشته بود که هر دو ماشيني که بهم ميزنن از خطي هاي تهران- امل بودن و پوپک هم توي يکي از اين ماشينها بوده ، کلا 10 سرنشين داشته که 9 نفر همونجا ميميرن  8)

نوشته بود اين جاده هميشه تصادفهاي زيادي توش ميشه چون يه جاده کفي هست و همه با سرعت زياد توش ميرونن :-o

New Member



نماد کاربر
پست ها

11

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 16 مرداد 1385 15:49

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط MASOUDJAMALZADEH » شنبه 28 مرداد 1385 15:51

اگر ممکنه چنتا عکس از هد هد خوش خبر مولک صبا بزارين ممنون

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

4107

تشکر کرده: 240 مرتبه
تشکر شده: 176 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 11 بهمن 1384 18:16

آرشيو سپاس: 4693 مرتبه در 898 پست

توسط Reza6662 » يکشنبه 5 شهریور 1385 17:59

DJ.HAMED,
فيلم: اعصاب خرد کن
شوکت: بسيار مسلط در ايفاي نقش منفي در حد شيطان (آن قدر که برخي ها بازي وي را بسيار بد مي دانند!)
همسر شوکت: بازي خوب در نقش يک زن تنها که مجبور است دراکولايي به نام شوکت را تحمل کند.
نرگس:
مرحوم پوپک گلدره = عالي، مسلط و بسيار سخنور قوي
ستاره اسکندري = ساکت و خنثا

سمانه: دوست داشتني
احسان: رفتار و منشي که به چهره اش نمي آيد

بهروز: نياز به آرايشگاه (سلماني) دارد. عشق بين اين بهروز و يک دختر از طبقهء پائين (آن هم دختري که از زيبايي و مهارتهاي اجتماعي بي بهره است) بسيار بي معني و غيرقابل درک است.
همسر بهروز: غيرقابل تحمل، ضعيف در اداي ديالوگ، براي ايفاي اين نقش، دختري بسيار زشت محسوب مي شود.

زهره: شريک دزد - رفيق قافله (دورو و منفي)
مجيد (همسر زهره): بي بخار و به فکر پول و مغازه اي که با منت در اختيارش قرار داده شده.

شقايق (همسر سابق احسان) و پدر و مادرش: بيماران رواني
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Captain II

Captain II



no avatar
پست ها

5147

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 30 اردیبهشت 1385 14:30

محل سکونت

گشتم نبود نگرد نیست.

آرشيو سپاس: 152 مرتبه در 103 پست

توسط DJ.HAMED » يکشنبه 5 شهریور 1385 23:42

Reza6662,
خيلي کامل بود :smile:
ممنون :)

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

807

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 6 اسفند 1384 13:23

آرشيو سپاس: 62 مرتبه در 48 پست

توسط Fareed3230 » دوشنبه 6 شهریور 1385 09:44

امروز روزنامه نوشته بود كه راننده اي كه با خانم پوپك گلدره تصادف كرده بود اعتراف كرد كه از آقاي شوكت پول گرفته! :grin:
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .

Rookie Poster

Rookie Poster



no avatar
پست ها

25

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 31 مرداد 1385 05:11

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

نرکس تهوع آور!!!!

توسط rasel » شنبه 11 شهریور 1385 20:47

من سریال نرگس را از زمانی دیدم که بهروز و نسرین ازدواج کرده و مشکلاتشان روز به روز بیشتر می شد. سعی کردم به دقت آنرا دنبال کنم وببینم کشش یک سریال نود قسمتی را دارد یا نه و هر چه بیشتر نگاه کردم بیشتر ضعفهایش به چشمم آمد. نمی دانم شخصیتی مثل نرگس تا چه حد می تواند باور پذیر باشد. هر انسانی مجموعه ای است از خوبیها و بدیها و طبیعتا" زندگی خودش هم برایش اهمیت دارد.

این نرگس خانم سراپا خوبی و فداکاری است، طوری که زندگی خودش را به کل رها کرده و مصلح زندگی خواهرش شده، به نظر من اصلا" طبیعی نیست که دختری در آستانة ازدواج باشد و به دلایل مختلف مراسم خواستگاری و خرید عروسی وجشن عقد را عقب بیاندازد، ششدانگ حواسش به خواهرش باشد و وقتی بستگان آینده اش دارند با او حرف می زنند مات ومبهوت به فکر فرورفته باشد و اصلا" نفهمد آنها چه می گویند. شب عروسی هم بلافاصله از سر سفرة عقد بلند شود وبا همان لباس وچادر سفید راه بیفتد دنبال خواهرش، کدام مردی می تواند با زنی که اصلا" به فکر زندگی خودش نیست به راحتی زندگی کند؟ از این گذشته سیر داستان جوری است که آدم در سلامت عقل اکثر شخصیتها شک می کند: نسرین باردار می شود و از همان اول همه می فهمند اما کسی از ابتدای بارداری به فکر سقط جنین نمی افتد، می گذارند برای وقتی که شکم نسرین حسابی جلو آمد و جنین اقلا" شش ماهه شد، آنوقت نسرین خانم تک وتنها عازم یکی از این محلهای سقط جنین غیر قانونی می شود یعنی آنقدر عقل به خرج نمی دهد که فکر کند اگر در اثر سقط جنین  در آن شرایط تا پای مرگ رفت چه می شود؟ تازه بعد از این ماجرا با جنین هشت ماهه در شکم و در حالی که هر لحظه امکان وضع حملش وجود دارد برای خروج غیرقانونی از کشور به یک شهر کوچک مرزی می رود، خوب خیلی هم عیبی ندارد، نسرین از اولش هم عقل درست و حسابی نداشت، اما نرگس که راه افتاده ودر به در به دنبال خواهرش تا آن مسافرخانة کذائی رفته هم عقلش نمی رسد که حتی اگر نخواهد از نیروی انتظامی کمک بگیرد می تواند سراغ خواهردرآستانة وضع حملش را از تنها بیمارستان یک شهر کوچک هم بگیرد و همینطور می نشیند و به جلویش خیره می شود تا یک واقعة تصادفی او را به خواهرش برساند. و اما آقای شوکت، سمبل پلیدی و بدجنسی و دشمن قسم خوردة نرگس می رود دویست میلیون تومان پول به آقای محتشم، عموی نرگس و نسرین، که او هم تا اینجای سریال عقل و درایت چندانی از خودش نشان نداده می دهد و بعد همینطور می نشیند تا بعد از اینکه نرگس به سلامتی عروسی کرد و جا و مکان آینده اش معلوم شد و نسرین هم ناپدید شد برود و سهم خودش را از خانة عموجان طلب کند! حالا از ضعف منطق در رفتار شخصیتها که بگذریم می بینیم که روابط بین آدمها هم خوب پردازش نشده اند. آقای احسان سعیدی که به عنوان یک شخصیت معقول و درست و حسابی معرفی شده دو ـ سه روز بعد از ازدواج به دیداری با همسر سابقش دعوت می شود اما وقتی تصمیم به رفتن می گیرد حقیقت را صادقانه به نرگس نمی گوید بلکه به طرزی شک برانگیز با خواهرش صحبت می کند و سمانه هم با لبخندی مصنوعی از طرف برادرش دروغی تحویل نرگس می دهد و بدون اینکه بگوید دقیقا" کجا می رود عازم خانة دوست شقایق می شود. آیا این مخفی کاری در ابتدای یک زندگی جدید از شخصیتی مثل احسان سعیدی توجیهی دارد؟ از طرف دیگر نرگس تصمیم می گیرد به تنهائی به دنبال نسرین برود. از اول سریال مدام نرگس را به عنوان شخصیتی متدین دیده ایم، حتی تا همین یکی ـ دو قسمت پیش نرگس تنها شخصیتی بود که نماز خواندنش نشان داده می شد،یک زن مسلمان بدون اجازه یا حداقل بدون اطلاع همسرش نباید از خانه خارج شود،اما نرگس بدون اینکه حتی یک پیغام برای همسرش بگذارد راه می افتدو به دنبال خواهرش می رود. نمی شد زنگی به مادر همسرش بزند و بگوید مجبور است به خاطر خواهرش به یک مسافرت کوتاه برود؟ شاید نمایش درستی و صداقت در رفتار و گفتار شخصیتهای مورد علاقة مردم در برنامه های پر بیننده خیلی بیشتر از شعارهای مستقیم در آموزش صفات مثبت اثر داشته باشد. به هر حال، به نظر نمی رسد تماشای این سریال نود قسمتی به جز پر کردن وقت اثر دیگری داشته باشد. امیدوارم سریال سازان محترم برای بهبود برنامه هایشان کمی بیشتر تلاش کنند.


1 - استفاده از بچه 4 يا 5 ماهه به جاي نوزاد تازه متولد شده
2 - فرار زن تازه فارغ شده با 2 عدد چمدان در حال دويدن در جاده
3 - به نظر ميرسد تمام شخصيتهاي فيلم خود را به خنگي زده اند و هيچ كس نمي تواند درست تصميم بگيرد
4 - شخصيتها يا خيلي مثبت هستند يا خيلي منفي

ARMIN : اين پست به تاپيک مر بوطه منتقل شد.

قبلي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان