در اين بخش مي‌توانيد در موارد متفرقه در مورد جنگ افزار به بحث بپردازيد
Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3805

تشکر کرده: 24 مرتبه
تشکر شده: 1266 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 7 شهریور 1388 02:26

محل سکونت

جمهوری اسلامی ایران

آرشيو سپاس: 23503 مرتبه در 3364 پست

نبردهاي سپاه پاسداران در خليج فارس از نظر آنتوني كردزمن

توسط Sami 1993 » سه شنبه 18 آبان 1389 13:47

خبرگزاري فارس: آنتوني كردزمن ، كارشناس نظامي آمريكايي در نوشتاري به بررسي ابعاد نبردهاي دريايي ايراو عراق در طول سال هاي جنگ 8 ساله پرداخته است.


به گزارش خبرگزاري فارس «آنتوني كردزمن» ، كارشناس نظامي آمريكايي در نوشتاري به بررسي ابعاد نبردهاي دريايي ايراو عراق در طول سال هاي جنگ 8 ساله پرداخته است. خبرگزاري فارس اين مقاله در چندين قسمت به علاقمندان تقديم مي نمايد. اكنون بخش اول را از نظر مي گذرانيد:

**جنگ نفتكش ها و نبردهاي دريايي

در جنگ ايران و عراق ، نبرد دريايي ميان دو كشور را مي توان به دو بخش متفاوت اما پيچيده تفكيك كرد :

*الف) تلاش هاي عراق در راستاي كاهش صادرات نفت ايران از طريق منهدم كردن نفتكش هاي اين كشور

*ب) حضور ناوگان دريايي غرب به رهبري آمريكا در منطقه خليج فارس براي تضمين آزادي تردد نفتكش ها تا ميادين نفتي كويت و برقراري امنيت كامل تردد خطوط كشتيراني به كشورهاي بي طرف منطقه خليج فارس .

هر دو مورد در نهايت به تشديد درگيري ها منتهي شدند . ايران با افزايش فشارهاي سياسي و نظامي بر كشورهاي جنوبي حاشيه خليج فارس در قبال جنگ نفتي عراق واكنش نشان داد تا بدين ترتيب آنها را وادار نمايد به حمايت هاي خود از عراق پايان دهند . حضور نيروهاي غربي و آمريكايي در منطقه نيز به افزايش درگيري با نيروهاي ايراني انجاميد و رفته رفته به مرحله اي رسيد كه يكي از عوامل تاثيرگذار در تصميم ايران براي پذيرش آتش بس شد .
پيش از اين ،در نوشتاري ديگر ، تاريخچه دو نبرد دريايي فوق و تاثير كلي آن بر روند جنگ ايران و عراق به طور مفصل مورد بحث قرار گرفت . هرچند نبرد دريايي مستلزم شركت در جنگ مين ها و بهره گيري از انواع سيستم هاي دريايي ، هوايي ، موشكي است اما در خصوص استفاده از اين سيستم ها در جريان نبرد دريايي درسهاي جالبي نيز مي توان آموخت . با مطالعه چنين نبردهايي همچنين مي توان به نكات مهمي پيرامون تاثير حملات هوايي استراتژيك عليه ناوگان دريايي و مشكلات موجود در حوزه مديريت نبرد و شيوه هاي جلوگيري از تشديد درگيري ها دست يافت .
در ذيل به درسها و موضوعات كليدي مطرح در اين نوع جنگ اشاره اي خواهيم داشت :

*جنگ نفتكش ها مهمترين جنبه از نبرد دريايي ايران و عراق بود ، اما اين اتفاق هرگز نتوانست وقفه محسوسي در صادرات نفت ايران ايجاد كند . بنا به دلايل سياسي و نظامي ، عراق هيچگاه موفق نشد تا براي كاهش قابل توجه صادرات نفت ايران نيروهاي خود را متمركز گرداند ، ضمن اينكه در راستاي دستيابي به نتايج قطعي در جنگ فاقد تجهيزات هدف گيري و توانايي لازم براي بكارگيري از سلاح هاي مرگبار و مخرّب خود بود .

*در مقابل ، ايران با حمله به نفتكش هاي عراق توسط نيروهاي كم تجربه سپاه پاسداران كه به قايق ها و كشتي هاي مين گذار كوچك اما كاملاً مجهز دسترسي داشتند و نيز حمله به كشتي هايي كه عازم كشورهاي متحد عراق بودند ، توانست به وزنه اي تاكتيكي عليه فن آوري پيشرفته عراق دست پيدا كند . نيروي دريايي سپاه به دليل مداخله نظامي آمريكا دستاورد چنداني از اين حملات نداشت ، اما نشان داد كه جنگ نامتعارف مي تواند به مثابه يك تهديد دريايي جدي عليه نيروهاي دشمن به شمار رود .

*آمريكا و ديگر نيروهاي غربي در بهره گيري از پروژه قدرت نمايي با هدف كنترل و پايان دادن به مخاصمات خليج فارس تا حد زيادي موفق بودند . معهذا ، در هنگام مواجهه با جنگهاي سطح پايين با مشكلات متعددي در حوزه هاي مختلف روبرو بودند . اين معضلات از وجود مشكلات جدي در جنگ مين گرفته تا مشكلات ناشي از مديريت پدافند موشكي و سيستم شناسايي دوست از دشمن را در بر مي گرفت كه دائماً كشتي ها و هواپيماهاي دوست و دشمن حاضر در همان منطقه را تهديد مي كردند .

*به لحاظ فني ، تجربيات جنگ ايران و عراق تا اندازه اي مشابه با نبرد فالكلند بودند كه ضرورت بهره گيري از پدافند هاي موشكي با واكنش سريع و قابليت اطمينان بيشتر و نيز تاكيد بيشتر بر عمليات اطفاي حريق و كنترل خسارت را به ما يادآور مي شوند . اين تجربيات همچنين ضرورت شركت در جنگ مين ها را به تصوير مي كشند كه براي جنگهاي سطح پايين ، شناسايي بهتر سيستم هاي دوست از دشمن ، هماهنگ نمودن سيستم هاي فرماندهي و كنترل و ارائه آموزش لازم براي شرايط سياسي - نظامي خاص مناسب بوده و جزء لاينفكي از اين نوع جنگ مي باشند .

**: عمليات هاي دريايي و "جنگ نفتكش ها "

"جنگ نفتكش ها " در پايان بخشيدن به جنگ ايران و عراق ، به مثابه يكي از كاتاليزورهاي اصلي ظاهر گشت . جنگ مزبور يك از اهرم هاي مورد استفاده عراق در حمله به ايران بود به ويژه زماني كه نيروهاي ايراني مدام در حال حمله به خاك اين كشور بودند زيرا دولتمردان عراق ابزار ديگري براي تحت فشار گذاشتن ايران در اختيار نداشتند . واكنش ايران به اين تاكتيك عراق نيز خود عاملي مهم در ايجاد انگيزه ميان آمريكا و متحدان اروپايي بود تا با اين بهانه بتوانند در امور خليج فارس دخالت نمايند . اما "جنگ نفتكش ها " فقط در چهارمين سال جنگ ميان دو كشور اهميت پيدا كرد . هرچند طرفين در آغاز جنگ به ناوگان دريايي يكديگر حمله مي كردند ، اما حمله گسترده به ناوگان دريايي كشور ثالث در سال 1984 نبرد دريايي ميان ايران و عراق را به اوج خود رساند . پس از آن ، "جنگ نفتكش ها " به جنگي بدل گرديد كه در جريان آن عراق دائماً تلاش مي كرد تا از طريق حملات متعدد هوايي عليه نفتكش ها و تاسيسات نفتي ايران ، اين كشور را به پذيرش قطعنامه وادار نمايد . ايران نيز در مقابل سعي مي كرد تا با حمله هوايي و دريايي به كشتي ها و نفتكش هاي كشورهاي بي طرف كه عازم كشورهاي حامي عراق بودند ، به اين اقدام دشمن خود پاسخ دهد . در نتيجه ، جنگ نفتكش ها پاي كشورهاي غربي را نيز به منازعات دريايي خليج فارس كشاند .
تاريخچه اين جنگ قبلاً به تفصيل تشريح گرديد . بايد خاطرنشان كرد كه درسهاي اين حوزه از جنگ ايران و عراق بيشتر به تشديد جنگ و مديريت نبرد باز مي گردد تا به تاكتيك ها و فن آوري دو كشور . با اين وجود ، برخي از ابعاد "جنگ نفتكش ها " به بررسي و تعمق بيشتري نياز دارد .

**: آغاز "جنگ نفتكش ها " و تاتير اوليه آن بر روند جنگ : 1984-1980

جنگ نفتكش ها ايده هاي مهمي در مورد تشديد جنگ به نيروهاي نظامي دو كشور داد كه در نهايت به بروز نبرد دريايي ايران و عراق منتهي گرديد . پس از سال 1985، جنگ نفتكشها وارد ساختار كلّي جنگ ايران و عراق در خليج فارس شد به طوريكه نمي توان نبرد دريايي را از روند كلي جنگ تفكيك كرد . هرچند كه بررسي جنگ نفتكش ها از سال 1980 تا 1984 روندي متغير را نشان مي دهد اما در عين حال مثال جالبي است از اينكه چگونه موضوعي به ظاهر كم اهميت در جنگ كشورهاي جهان سوم مي تواند ناگهان ديدگاه دولتمردان غربي و استراتژي آنها را تغيير دهد .
گاهشماري اوليه "جنگ نفتكش ها " به طور خلاصه در جدول 1-14 ارائه شده است . جالب توجه اينجاست اگرچه عراق دشوارترين مشكلات در صادرات نفتي خود را بين سالهاي 1980 تا 1984 تجربه كرد ، اما در بهره گيري از تاكتيك كشاندن جنگ به مناطق آبي به مثابه ابزاري براي وارد آوردن خسارات مشابه به ايران بسيار كند عمل كرد . اين مسئله را اينگونه مي توان توجيه كرد كه نيروي دريايي ايران توانست تا حدي تحركات نيروي دريايي دشمن را در خود بنادر عراق از كار بياندازد . از ديگر دلايل وقوع اين مسئله ، وجود مشكلاتي نظير ميزان برد و مقدار مواد منفجره تسليحات جنگنده بمب افكن ها بود كه عراق با آنها دست و پنجه نرم مي كرد . ضمناً ، تا قبل از اينكه ايران بخش اعظمي از قابليت پدافند هوايي خود را از دست بدهد ، نيروهاي نظامي عراق براي انجام ماموريت هاي با ريسك بالا تمايل چنداني از خود نشان نمي دادند .
مشكل واقعي كه عراق بايد در جهت رفع آن تلاش مي كرد ، يافتن راهي كم خطر براي استفاده از هواپيما با هدف نفوذ به داخل آب هاي ايران بود . كنترل دريايي ايران ، نيروهاي دشمن را از ساير گزينه ها محروم ساخت و سالها به طول انجاميد تا عراق بتواند به چند فروند جنگنده بمب افكن و موشك هوا به دريا دست يابد . همانگونه كه در جدول 1-14 مشاهده مي كنيد حتي موشك هاي "اگزوست " نتوانستند جايگزين تجهيزات كنترل دريايي شوند . با وجوديكه عراق از تسليحات بسيار پيشرفته نظير موشك هوا به سطح اگزوست بهره فراوان برد ، اما ايران با استفاده از راكت هاي هوا به هواي بدون سيستم هدايت كننده موفق شد تا در هر سورتي پرواز تعداد كثيري از اهداف دشمن را منهدم نمايد .

**جنگ نفتكش ها : گاهشماري محدود وقايع:

1980*
7 اكتبر
در جريان تبادل آتش با نيروهاي عراقي در بندر خرمشهر ، گلوله هاي توپ ايران سه كشتي باربري خارجي را غرق كرده و به دو كشتي ديگر نيز خساراتي وارد آورد . در اين ميان حداقل 20 خدمه دريايي كشته شدند .

*1981
21 مه
هواپيماي عراقي به يك كشتي فله بر پانامايي موسوم به Louise I كه در قسمت شمالي بندر امام خميني ايران پهلو گرفته بود ، خساراتي وارد كرد .

19 اكتبر
موشك هاي عراق به يك كشتي فله بر ليبريايي با عنوان ال تاجدار در نزديكي بندر امام خميني خساراتي وارد كردند . كشتي باربري پاناما موسوم به Moira بمباران شد و به شدت آسيب ديد . هر دو كشتي بعدها تعمير شدند .

25 اكتبر
موشك هاي عراق كشتي فله بر هندي با عنوان Vish Wamitra در نزديكي بندر امام خميني را به آتش كشيدند كه خسارات فراواني به اين ناوگان وارد آورد .

*1982
11 ژانويه
دو موشك عراق بر روي كشتي باربري پاناما موسوم به success آتش گشوده و گريختند . كشتي باربري يوناني با عنوان Anabella بوسيله ميني در حوالي بندر امام خميني آسيب ديد.

14 فوريه
نفتكش 16000 تني ايران موسوم به مكران بوسيله مين هايي كه نيروهاي عراقي در حوالي قسمت شمالي بندر ماهشهر كار گذاشته بود به شدت آسيب ديد.

30 مه
نفتكش Atlas تركيه در جريان بمباران جزيره خارك توسط نيروهاي عراقي متحمل خسارات فراواني گرديد.

6 ژوئن
كشتي فله بر 26000 تني يونان با نام Good Luck در بندر امام خميني مورد هدف موشك هاي عراقي قرار گرفت . تعدادي از خدمه ناوگان كشته شدند

9 اوت
موشك هاي عراق كشتي باربري 15000 تني يونان موسوم به Lition Bride را در نزديكي بندر امام خميني غرق كرده و به كشتي باربري 16000 تني كره جنوبي با نام Sanbow Banner صدمات فراواني وارد آوردند تا آن حد كه امكان تعمير آن تقريباً وجود نداشت . 8 خدمه اين كشتي مفقود و يك تن نيز كشته شدند

4 سپتامبر
كشتي فله بر تركيه موسوم به Mar Transporter با اصابت مستقيم موشك عراق به اتاق موتور در محدوده آبهاي نزديك بندر امام خميني به شدت آسيب ديد كه البته امكان تعمير آن نيز وجود نداشت . اين كشتي همراه با 10 كشتي ديگر توسط ناوگان دريايي ايران اسكورت مي شد.

11 سپتامبر
كشتي باربري يونان موسوم به Evangelia S. بوسيله يك مين عراقي در مدخل اسكله بندر امام خميني غرق شد . اين مين توسط نيروهاي عراقي كار گذاشته شده بود

*1983
2 ژانويه
يك هواپيماي عراقي بر روي كشتي باربري سنگاپور با نام Eastern و كشتي ليبريايي Orient Horizon كه در حال خروج از بندر امام خميني بودند ، آتش گشودند و آنها را وادار كردند تا دوباره در كنار اسكله پهلو بگيرند.

15 مه
نفتكش پانامايي Pan Oceanic Saneپس از حمله موشكي عراق به آتش كشيده شد و در كانال بندر امام خميني بدون خدمه رها گرديد .

21 نوامبر
كشتي فله بر هندي با نام Archana متعاقب حمله موشكي عراق در نزديكي بندر بوشهر متحمل خسارات اندكي شد.

18 دسامبر
موشك هاي عراق به روي نفتكش يوناني Scapmount آتش گشودند . نفتكش مزبور در كانال منتهي به بندر امام خميني رها گرديد.

25 مه
هواپيماي عراق به يك كشتي تداركاتي پانامايي موسوم به Seatrans-21 خسارت اندكي وارد كرد.

31 مه
كشتي فله بر هندي با نام Ati Priti در نزديكي بندر امام خميني بوسيله موشك هاي عراقي به شدت آسيب ديد.

31 اكتبر
با وجود اسكورت ناوگان دريايي ايران ، كشتي باربري يوناني ملقب به Avra در حوالي بندر امام خميني مورد هدف موشك هاي عراقي قرار گرفت .

21 نوامبر
در اين روز با وجود اسكورت ناوگان دريايي ايران ، موشك هاي عراق توانستند كشتي فله بر 13000 تني يوناني با نام Antigoni را در اطراف بندر امام خميني غراق كنند.

8 دسامبر
كشتي فله بر 16000 تني يونان موسوم به Lapetos در حوالي بندر امام خميني مورد حمله موشك هاي عراق قرار گرفت و رها شد .

*1984
1 فوريه
كارواني متشكل از 4 كشتي باربري قبرسي - با نام هاي Breeze ، Neptune ، Skaros و City of Rio در نزديكي بندر امام خميني مورد حمله يك فروند هواپيماي عراقي قرار گرفتند . دو كشتي Breeze و Skaros مورد حملات موشكي قرار گرفته و مفقود شدند . كشتي City of Rio با مين برخورد كرده و زمين گير شد . كشتي Neptune نيز آتش گرفت اما خسارت جدي نديد.

16 فوريه
در اين روز موشك هاي عراق به كشتي باربري ليبريايي Al Tariq در بندر بوشهر خسارات شديدي وارد آوردند.

1 مارس
در جريان حمله يك موشك عراقي به يك كاروان متشكل از 15 كشتي بين بوشهر و بندر امام خميني ، كشتي فله بر Apj Ankiba هندي غرق گرديد . كشتي باربري 19000 تني انگلستان موسوم به Charming پس از اصابت موشك عراقي به روساخت هاي كشتي ، شناور انگليسي آتش گرفته و زمين گير شد . در اين روز ، كشتي باربري Sema-G تركيه مورد هدف قرار گرفته و رها گرديد.

27 مارس
نيروي هوايي عراق در اولين عمليات جت جنگنده سوپر اتاندارد در نزديكي جزيره خارك به طرف نفتكش 85000 تني يونان ملقب به Filikon L. كه 80000 تن نفت خام از كويت بارگيري كرده بود ، يك فروند موشك اگزوست شليك كرد . از قرار معلوم ، خلبان عراقي گمان مي كرد كه نفتكش مزبور حامل نفت ايران است . با اصابت موشك بر روي بدنه نفتكش شكافي ايجاد شده و خسارت جزئي به سمت راست سينه كشتي ، مخزن فاضلاب و مخزن شماره 4 كشتي وارد آمد اما باعث انفجار آن نگرديد . دويست تن نفت به درون آبهاي آزاد سرازير شد . كارشناسان آمريكايي بعدها موشك را خنثي كردند.

29 مارس
كشتي باربري 16000 تني يونان موسوم به Lapetos مورد حمله يك فروند موشك عراق قرار گرفته و در دهانه خليج فارس رها گرديد.

3 آوريل
توپخانه ايران بر روي كشتي باربري Varuna هندوستان آتش گشودند.

18 آوريل
در اين روز يك فروند موشك عراق توانست به نفتكش 52000 تني پاناما موسوم به Robert Star كه در حال پهلو گرفتن در كنار جزيره خارك بود ، خساراتي وارد آورد.

25 آوريل
نفتكش 357000 تني Safina-Al-Arab عربستاني كه حامل 340000 تن نفت خام ايران بود ، در جنوب جزيره خارك بوسيله يك فروند موشك عراقي به شدت آسيب ديد . اين موشك حفره اي به ابعاد 240 فوت مكعب در سمت راست نفتكش ايجاد كرد و صفحات بدنه كشتي را به سمت داخل خم كرده و انفجاري را باعث گرديد . در مخزن شماره 11 سمت راست نفتكش آتشي برافروخته شد كه دامنه آن به مخازن شماره 9 و 10 نيز كشيده شد . شعله هاي آتش تا 2 روز زبانه مي كشيد كه در نهايت 10000 تن از نفت موجود در مخازن را سوزاند . به اين نفتكش خسارات فراواني وارد آمد

27 آوريل
موشك هاي عراق در حمله به كشتي باربري 179000 تني ليبريايي موسوم به عقاب دريا در نزديكي بندر امام خميني خسارات اندكي وارد كردند.

7 مه
نفتكش 118000 تني عربستان سعودي با نام Al-Ahood كه حامل 114000 تن نفت خام ايران بود ، در نزديكي جزيره خارك توسط يك فروند موشك عراق دچار حريق شد و 34000 تن نفت آن سوخت . موشك به اقامتگاه خدمه در نزديكي موتورخانه اصابت كرد و خسارات فراواني را ايجاد كرد . در جريان اين حمله ، يكي از خدمه مفقود شد .

13 مه
يك فروند موشك عراق با حمله خود به نفتكش 69000 تني ايران با نام تبريز كه در جزيره خارك مخازن خود را از نفت ايران پر نموده بود ، خسارات اندكي وارد آورد.

13 مه
بنابر گزارشات واصله مبني بر اولين حمله هواپيماي ايران به ناوگان هاي تجاري ، نفتكش 80000 تني كويت با نام Umm al-Casbah كه حامل 77000 تن نفت اين كشور بود ، در جنوب كويت خسارات اندكي را متحمل شد . پس از شناسايي نفتكش توسط هواپيماي شناسايي ، جت جنگنده اف -4 به طرف هدف حمله ور شده و دو موشك به طرف آن شليك كرد . هر دو موشك به عرشه كشتي اصابت نمود .

14 مه
نفتكش 62000 تني Esperanza II پانامايي در زمان حركت خود به سوي جزيره خارك مورد هدف يك فروند موشك عراق قرار گرفت . موتورخانه و محل اقامت خدمه دچار حريق گرديد.

16 مه
نيروهاي عراقي در حمله موشكي خود به يك نفتكش 215000 تني عربستان سعودي موسوم به Yanbu Pride كه حامل 120000 تن نفت خام اين كشور بود ، در داخل آبهاي سرزميني عربستان در نزديكي بندر جبيل خساراتي وارد كردند . از 5 موشك پرتاب شده دو جنگنده اف - 4 ، دو موشك به كشتي مزبور اصابت كرد كه انفجار حاصله ، آتشي عظيم را به پا كرد . شعله هاي آتش از مخازن سمت راست كشتي آغاز شد اما به سرعت مهار گرديد ، قبل از شليك ، جنگنده اف -4 براي شناسايي هدف ، يك دور كامل زد.

18 مه
كشتي فله بر 17000 تني پاناما ملقب به Fidelity در نزديكي بندر بوشهر مورد حمله يك فروند موشك عراق قرار گرفت.

24 مه
موشك هاي عراق در جريان حمله به نفتكش 140000 تني پانامايي در جنوب جزيره خارك با كمي بدشانسي در موفقيت خود ناكام ماندند.

24 مه
دو فروند جت جنگنده اف -4 ايران موفق شدند تا به يك نفتكش 290000 تني ليبريايي موسوم به Chemical Venture خساراتي را وارد آورند كه به طرف آبهاي عربستان سعودي حوالي بندر جبيل در حركت بود . موشك هاي ايران به وسط روساخت كشتي اصابت كردند كه اين امر به برافروختن آتشي در محل اقامتگاه خدمه گرديد . در اين حمله 10 نفر از خدمه كشتي مجروح شدند.

25 مه
كشتي فله بر 19000 تني ليبريايي ملقب به Savoy Dean در آبهاي خليج فارس مورد حمله يك فروند موشك عراقي قرار گرفت .

3 ژوئن
نفتكش تركي 153000 تني موسوم به Buyuk Hun كه عازم جزيره خارك بود ، در 50 مايلي جنوب جزيره بوسيله موشك نيروهاي عراقي متحمل خساراتي گرديد . موشك فوق به محل اقامتگاه خدمه اصابت كرده و 3 تن را كشت . يك قايق يدك كش يراني نفتكش مزبور را به خارج از جزيره انتقال داد.

7 ژوئن
در پي برخورد كشتي باربري ليبريا ملقب به Dashaki با يك مين عراقي حفره اي در زير خط تراز كشتي با سطح آب در نزديكي تنگه هرمز ايجاد گرديد . كشتي مجبور شد تا بار خود را در بندرعباس تخليه كرده و عازم عربستان سعودي شود.

10 ژوئن
يك فروند جت جنگنده اف -4 به نفتكش 295000 تني كويت با نام كاظميه كه به طرف شرق قطر در حركت بود ، حمله كرد . بمب هايي كه هواپيما رها كرد به هدف اصابت نكرد اما در ادامه موفق شد با موشك هاي خود نفتكش را مورد هدف قرار دهد . خسارات وارد جزئي بوده و هيچ تلفات انساني در پي نداشت.

24 ژوئن
نفتكش 152000 تني يونان موسوم به Alexander the Great كه حامل نفت ايران بود ، در جزيره خارك مورد حمله موشكي عراق قرار گرفت . موشك به داخل مخزن نفت نفوذ كرده اما موفق نشد در آن انفجاري ايجاد كند.

27 ژوئن
نفتكش 260000 كويتي با نام Tiburon كه تحت مالكيت دولت سوئيس بوده و در ليبريا به ثبت رسيده بود ، در حاليكه 250000 تن نفت خام ايران را حمل مي كرد در جنوب شرق جزيره خارك مورد حمله موشكي عراق قرار گرفت . موشك به موتورخانه اصابت كرد و شعله هاي آتش تا 100 فوت به داخل محل اقامت خدمه گسترش يافت . آتش و انفجارهاي متعاقب آن كل روساخت نفتكش را منهدم كرده و سبب نابودي دودكش ناو گرديد . تا دو روز پس از حمله ، بدنه كشتي تنها تا سه فوت بالاتر از سطح آب در آبهاي آزاد غوطه ور بود . پيش از رسيدن شعله هاي آتش به مخازن ، يدك كش هاي نجات با مهار حريق توانستند نفت موجود در مخازن را نجات دهند . در اين حمله 8 خدمه كشته و 3 تن ديگر به شدت مجروح شدند . اين نفتكش عازم كشور بحرين بود.

1 جولاي
كشتي كالابر 6200 تني كره جنوبي ملقب به Wonju-Ho هنگاميكه به طرف بندر امام خميني در حركت بود ، مورد هدف حملات موشكي عراق قرار گرفت . كشتي باربري 13000 تني يونان با نام Alexander-Dyo در جريان همان حمله به شدت آسيب ديد . در اين حملات دو خدمه كشته و چهار تن ديگر زخمي شدند.

5 جولاي
جت هاي ايران به يك نفتكش غول پيكر موسوم به Primrose كه تحت مالكيت دولت ژاپن بوده اما در ليبريا به ثبت رسيده است حمله كرده و خساراتي را وارد نمودند . اين نفتكش مورد هدف دو راكت قرار گرفت اما با سرعت تمام به راه خود ادامه داد.

10 جولاي
در يك ماجراي واقعي ، جنگنده اف-4 ايران بر اثر تشخيص اشتباه خود به نفتكش 133000 تني انگليسي با نام British Renown حمله كرد كه به قصد تخليه نفت خام از نفتكش Tiburon كه در روز 27 ژوئن توسط موشك هاي ايران غرق شد ، عازم منطقه بود . متعاقب حضور هواپيماي شناسايي در محل ، بلافاصله يك جنگنده اف -4 دو موشك به سمت نفتكش مزبور شليك كرد . يكي از آنها به عرشه كشتي اصابت و ديگري به تجهيزات بارگيري نفت برخورد كرد و آتش كوچكي را برافروخت كه به سرعت نيز مهار گرديد . اين حمله در 70 مايلي شمال غربي بحرين در آبهاي بين المللي اتفاق افتاد.

7 اوت
نفتكش 123000 تني يونان موسوم به Friendship L. كه مخازن خود را از نفت خام ايران پر كرده بود در 30 مايلي جنوب جزيره خارك مورد حمله موشك نيروهاي عراقي قرار گرفته و كمي آسيب ديد . اين موشك يكي از مخازن نفت را سوراخ كرد و آتش كوچكي را بر افروخت كه به موتورخانه و اقامتگاه خدمه نيز سرايت نمود اما بلافاصله مهار شد.

15 اوت
يك جنگنده ايراني به نفتكش 89000 تني پاكستان ملقب به Joharm دو موشك شليك كرد اما نشانه گيري آنها خطا رفت . اين نفتكش زمانيكه براي بارگيري نفت عازم عربستان سعودي بود ، مورد حمله قرار گرفت.

18 اوت
نفتكش 47000 تني پاناما موسوم به Endeabor در 100 مايلي شرق بحرين زمانيكه مخازن خود را از نفت كويت پر كرده بود ، مورد هدف يك جنگنده ايراني قرار گرفت . موشك به سمت راست كشتي اصابت كرد . آتش كوچكي بر روي عرشه و در مخزن اصلي برافروخته شد اما به سرعت مهار گرديد . نفتكش مزبور حركت خود را به سمت دوبي ادامه داد.

24 اوت
نفتكش 53000 تني قبرس با نام Amethyst كه حامل 50000 تن نفت خام ايران بود ، در جنوب جزيره خارك مورد هدف موشك نيروهاي عراقي قرار گرفت . اين نفتكش با كمك قايق هاي يدك كش آتش را مهار كرده و از خطر نجات يافت . آتش از موتورخانه به محل اقامتگاه خدمه و تعدادي از مخازن نفت سرايت كرد . در اين ميان يكي از خدمه ها مفقود گرديد.

27 اوت
نفتكش 21000 تني پاناما موسوم به Cleo-1 با هدف بارگيري نفت در 70 مايلي شمال شرق قطر در مسير خود به سمت راس التنوره مورد اصابت موشك ايران قرار گرفت . اما اين نفتكش حركت خود به دوبي را ادامه داد.

11 سپتامبر
نفتكش كاملاً پر 251000 تني ملقب به St. Tobias متعلق به دولت نروژ كه در كشور ليبريا به ثبت رسيده بود در 50 مايلي جنوب جزيره خارك مورد حمله يك فروند موشك اگزوست عراق قرار گرفت اما خسارت جزئي به آن وارد آمد . اين موشك حفره اي به اندازه 6 فوت در سمت راست كشتي ايجاد كرد و آتشي را برافروخت كه بلافاصله مهار شد . نفتكش سالم باقي ماند و با نيروي موتورخانه به راه خود به سوي ابوظبي ادامه داد.

12 سپتامبر
كشتي تداركاتي 500 تني آلمان با نام Seatrans 21 كه در روز 25 مه آسيب ديده بود ؛ در 50 مايلي جنوب جزيره خارك مورد حمله موشك عراق قرار گرفت و غرق شد.

16 سپتامبر
نفتكش 122000 تني يونان كه در كشور ليبريا به ثبت رسيده بود ، در مسير خود به راس التنوره مورد هدف موشك هاي ايران قرار گرفت . اين موشك هاي پس از حضور يك هواپيماي تجسسي در محل ، از فاصله نزديك به سوي نفتكش شليك شدند . خسارات شديدي به اين نفتكش وارد آمد. سكوي محل استقرار ناخدا و افسران و 30 درصد از اقامتگاه خدمه منهدم شد و سه تن از خدمه كشتي مجروح گشتند . اين حادثه در وسط آبهاي خليج فارس اتفاق افتاد و كشتي براي تعمير عازم بحرين شد . نفتكش 127000 تني كره جنوبي ملقب به Royal Colombo در مسير خود به سمت راس التنوره مورد حمله هواپيماهاي ايراني قرار گرفت . موشك ها حفره هايي را در موتورخانه ايجاد كرده و سه تن را زخمي كردند . آسيب وارده جزئي بوده و نفتكش براي بارگيري نفت در ترمينال عربستان سعودي به راه خود ادامه داد.

8 اكتبر
نفتكش 258000 تني با نام World Knight كه در كشور ليبريا به ثبت رسيده بود در جنوب غربي جزيره خارك مورد حمله موشك عراقي قرار گرفت . آسيب وارده شديد بود . موشك پرتاب شده موتورخانه را تخريب كرده و آتش برافروخته شده به اقامتگاه خدمه نيز سرايت كرد . در اين حمله 7 تن از خدمه كشته و 5 تن ديگر به شدت آسيب ديدند . نفتكش فوق عازم جزيره خارك بود.

11 اكتبر
نفتكش 21000 تني هندوستان ملقب به Gaz Fountain در مسير خود به سوي كويت مورد حمله هواپيماهاي ايراني قرار گرفت . آسيب هاي وارده جزئي بوده و يك تن از خدمه نيز مجروح شد . اين نفتكش حركت خود به سوي بحرين را ادامه داد.

12 اكتبر
كشتي پانامايي 24000 تني حمل گاز ، پس از بارگيري تقريباً 20000 تن گاز فشرده شده پروپان و بوتان در راس التنوره ، در وسط آبهاي خليج فارس بوسيله سه موشك ايراني آسيب ديد . خدمه كشتي را ترك كردند -- چنين اعلام شده كه خسارت شديدي بر كشتي وارد آمد .

15 اكتبر
نفتكش 219000 تني كاملاً‌ پر ايران با نام سيوند پس از ترك ترمينال نفتي جزيره خارك مورد هدف موشك هاي عراق قرار گرفت و دچار حريق شد.

19 اكتبر
در حاشيه جنوبي خليج فارس ، شرق بحرين ، جت جنگنده اف -4 ايران موشك هايي را به طرف كشتي پشتيباني 1538 تني ثبت شده در پاناما موسوم به Pacific Prospector شليك كردند كه در نتيجه آن 2 تن از خدمه كشته شدند.

3 دسامبر
نفتكش 386000 تني قبرس ملقب به Minotaru در مسير خود به سوي ترمينال نفتي جزيره خارك مورد حمله موشك عراق قرار گرفت . موتورخانه دچار حريق شد اما آتش 5 ساعت پس از اصابت موشك مهار گرديد.

8 دسامبر
جت جنگنده اف -4 ايران در آبهاي بي طرف خارج از منطقه انحصاري اقتصادي كه از جانب عراق در گرداگرد جزيره خارك به ايران تحميل شده بود ، به يك كشتي تداركاتي كويتي حمله كردند.

9 دسامبر
در اين روز هواپيماي جنگي عراق به يك نفتكش 163000 تني ثبت شده در كشو باهاما موسوم به B. T. Investor كه به طرف ترمينال نفتي جزيره خارك در حركت بود ، با موشك اگزوست حمله ور شد . موشك حفره اي در مخزن سمت چپ كشتي درست در بالاي خط آبخور كشتي ايجاد كرد . اما موفق نشد آَتشي در نفتكش برافروزد و فقط خسارت جزئي به بار آورد . در اين حمله هيچ يك از خدمه آسيب نديدند.

15 دسامبر
نفتكش 241000 تني يوناني ملقب به Ninemia در مسير خود به طرف جزيره خارك بوسيله دو موشك عراقي به شدت آسيب ديد . موشك اول موتورخانه نفتكش را به آتش كشيد و موشك دوم باعث مرگ دو تن از خدمه كشتي شد.

17 دسامبر
كشتي كالابر 21000 تني يوناني با نام Aegis Cosmic در 85 مايلي شمال بحرين مورد حمله موشكي عراق گرفت و در سمت چپ آن حفره اي ايجاد گرديد . در اين حمله كشتي خسارت اندكي متحمل شد و هيچ آسيبي به خدمه وارد نيامد . پس از حمله ، كشتي به راه خود ادامه داد .

21 دسامبر
نفتكش 53000 تني ثبت شده در ليبريا موسوم به Magnolia در 31 مايلي جنوب جزيره خارك مورد حمله موشك نيروهاي عراقي قرار گرفت و دو تن از خدمه خود را از دست داد . نفتكش غول پيكر نروژي با نام Thorshavet كه حامل 230000 تن نفت خام ايران بود ، در همان حمله بوسيله موشك عراق به شدت آسيب ديد . 26 تن از خدمه ، كشتي مزبور را ترك كردند.

25 دسامبر
نفتكش 277000 تني كاملاً پر هندوستاني ملقب به Kanchenjunga مورد حمله هواپيماهاي ايراني قرار گرفته و اتاق كنترل و سكوي محل استقرار ناخدا و افسران در روي عرشه كشتي دچار حريق شد و تعدادي از خدمه نيز مجروح گشتند . ظرف چند ساعت حريق مهار گرديد . حمله موشكي در 70 مايلي شمال شرق قطر و پس از بارگيري كامل نفتكش از نفت خام عربستان سعودي در ترمينال راس التنوره و حركت به طرف ايالات اينديانا آمريكا اتفاق افتاد . پس از اين واقعه نفتكش براي تعمير به طرف دوبي حركت كرد.

26 دسامبر
نفتكش غول پيكر 239000 تني اسپانيايي ملقب به Aragon مورد حمله دو فروند موشك پرتاب شده از هواپيماي جنگي ايران قرار گرفتند . نفتكش فوق كه براي بارگيري نفت خام عربستان به مقصد اسپانيا عازم ترمينال راس التنوره بود ، پس از حمله به راه خود ادامه داد.

تجربيات مراحل اوليه جنگ نفتكش ها را مي توان تا اندازه اي از مراحل نهايي جنگ تفكيك كرد كه در ادامه نگاهي اجمالي به آنها خواهيم داشت :

* "جنگ نفتكش ها " غالباً به كندي پيش مي رفت زيرا عراق جنگنده بمب افكن دوربرد كاملاً پيشرفته در اختيار نداشت تا بتواند از حس گرها و مهمات هوا به سطح آن مشابه با آنچه كه در هواپيماهاي Su-24 ، Tornado و F-15E به چشم مي خورد ، بهره برداري نمايد . در ابتدا ، عراق براي انجام چنين ماموريت هايي و حمله به ناوگان دريايي ايران در نزديكي جزيره خارك يا حتي كمي دورتر به سمت شرق با مشكلاتي روبرو بود زيرا كه نزديكترين پايگاه هوايي امن عراق در شهر نصيره بود كه تقريباً در 150 مايلي شمالغرب خليج فارس و 300 مايلي جزيره خارك قرار داشت . عراق در ابتدا فقط مي توانست موشكهاي ضدكشتي را از طريق بالگردهاي Super Frelon با شعاع جنگي كمتر از 200 مايل شليك نمايد . ناوگان نيروي هوايي عراق در نوامبر 1983 به 5 فروند هواپيماي سوپراتاندارد مجهز گرديد كه شعاع جنگي آنها بيش از 200 مايل بود اما مشكل برد هواپيما همچنان غيرقابل حل باقي مانده بود . تنها برد هواپيماي ميراژ F-1 به بيش از 300 مايل افزايش پيدا كرده بود كه دولت عراق نيز براي تجهيز ناوگان هوايي خود چند فروند از اين هواپيما را در سال 1985 خريداري كرد . پس بواسطه برد طولاني و ميزان مقاومت زياد اين هواپيما ، وقت آن رسيده بود تا عراق بر ترس خود فائق آيد كه جملگي از تلفات جنگي ، فقدان سيستم هدف گيري و كمبود تجربه عملياتي پرسنل نشات مي گرفت . ضرورت شناسايي هدف در برد هاي طولاني و قابليت حمله به اهداف از جمله درسهاي مهمي بودند كه نيروهاي عراقي در جريان جنگ خود با نيروهاي ايراني آموختند، تجربه اي كه نيروي هوايي آرژانتين در نبرد فالكلند نيز بدان رسيده بود .

*عراق در اوايل فوريه 1983 براي خريد جنگنده هاي سوپراتاندارد و آموزش فوري آن از دولت فرانسه وام گرفت . كشور مزبور هواپيماها را در نوامبر 1983 به عراق تحويل داد . با اين وجود ؛ عراق نتوانست آنها را تا شش ماه بعد از تحويل وارد ميادين عمليات كند . پس از آن ، ظاهراً عراق بواسطه مشكلات موجود در تعمير و نگهداري هواپيماها و اشتباه خلبان يكي از 5 فروند هواپيماي سوپر اتاندارد خود را از دست داد . اين مسئله يكبار ديگر بر وجود مشكلاتي بر سر راه خريد فوري تسليحات پيشرفته در ميان نيروي هوايي كشورهاي در حال توسعه تاكيد مي كند .

*رادارهاي جنگنده سوپر اتاندارد قابليت شناسايي دقيق اهداف را نداشت . اين مسئله باعث شد تا نيروهاي عراقي موشك هاي خود را به سوي اهداف كم اهميت شليك نمايند كه در ارتفاع بالا پرواز مي كردند يا اينكه مجبور بودند براي هدف گيري بهتر از هواپيماي شناسايي دريايي بهره گيرند . عراق نتوانست با جنگنده هاي Mirage F-1 خود اين مشكل را مرتفع سازد و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه يا بايد به يك هواپيماي شناسايي دريايي مدرن دست يابد يا اينكه بر روي جنگنده هاي خود رادار و سيستم الكترونيكي "هوشمند " نصب نمايد تا بتواند از آنها براي پرتاب موشك هاي هوا به كشتي استفاده كند كه قابليت شناسايي نوع اهداف دريايي را داشته باشند .

*در روزهاي ابتدايي "جنگ نفتكش ها " ، عراق از حملات هوايي مستقيم و مين هاي پرتاب شونده از هوا در جنگنده هاي Mirage F-1 و MiG-23BM بهره مي گرفت اما با اين بمب ها به ندرت مي توانست حتي كشتي هاي ساكن و بدون حركت را مورد هدف قرار دهد و حتي نمي توانست اهداف موردنظر را شناسايي كرده يا وارد آوردن تلفات زياد به آنها را تضمين نمايد . ظاهراً عراق به دليل آسيب پذيري يا دلايل سياسي از حملات موشكي مستقيم بوسيله جنگنده ها اجتناب مي كرد . با وجود بهره گيري موثر جنگنده هاي Mirage F-1 و MiG-23BM از چنين مهماتي عليه اهداف موردنظر ، موارد تاييد شده اندكي از حمله جنگنده هاي عراق به كشتي هاي در حال حركت وجود دارد . اين قابليت عراق نقطه مقابل توانايي ايالات متحده آمريكا در غرق كردن كشتي هاي ايران در سال 1988 با استفاده از جنگنده A-6 مجهز به بمب هاي هدايت شونده ليزري مي باشد . اهميت استفاده از مهمات هوايي كه بتواند با كمترين هزينه اما بيشترين كارآيي كشتي هاي تجاري را منهدم سازد ، كاملاً بديهي است .

*به ادعاي برخي گزارشات ، احتمال اصابت موشك هاي اگزوست كه در سال 1984 به سوي اهداف شليك شدند ، بسيار بالا بود : 52 موشك از 53 فروند به اهداف موردنظر اصابت كردند كه در اين ميان تنها دو فروند موشك منفجر نشدند . منابع ديگر اعلام داشتند كه موشك هاي اگزوست - مشابه با نبرد فالكلند - دچار مشكلات عديده اي در انفجار بودند ، هرچند كه دشوار است علت اين امر را صرفاً در عملكرد فيوزهاي زماني يا تاخيري يا ناشي از اشتباه كاركنان بخش خدمات و تسليحاتي عراق بدانيم . اين مسئله درس ديگري از اين جنگ را نمايان مي سازد : وجود مشكل در دستيابي به اطلاعات معتبر پيرامون عملكرد واقعي سيستم هاي تسليحاتي جداگانه .

*موشك هاي اگزوست و ديگر موشك هاي كوچك معمولاً در "انهدام " كشتي هاي تجاري بزرگ موفقيتي حاصل نمي كردند . با اينحال ، در سال 1984 توانستند خسارت هاي فراواني به 11 فروند نفتكش وارد آورند كه ظرفيت آنها بيش از 50000 تن بود و به شش فروند ديگر نيز خسارات جزئي وارد كردند . موشك هاي اگزوست در برابر ناوهاي كوچك و كشتي هاي خودكار (نظير كشتي خودكار Safina Al-arab كه بايد آنرا يك استثنا دانست زيرا تعمير سيستم هاي بسيار پيشرفته آن كاري بس دشوار بود) كارآيي بيشتري داشتند . 7 فروند از 33 كشتي كوچك تا متوسط غرق شدند و 19 فروند ديگر به شدت آسيب ديدند و فقط به 7 فروند خسارت جزئي وارد آمد . [پاورقي : با توجه به اندازه نسبتاً كوچك موشك اگزوست ، اثرات تخريب اين موشك در اغلب موارد محسوس بود . موشك AM 39 Exocet در زمان پرتاب وزني برابر با 355 كيلوگرم و كلاهكي به وزن 165 كيلوگرم و در لحظه برخورد قابليت اشتعال باقيمانده سوخت خود بر روي هدف موردنظر را دارد . اين موشك معمولاً پيش از انفجار يا اشتعال در هدف نفوذ مي كند (بدين معنا كه وجود نفت بيشتر در محل اصابت مي تواند اثرات آن را خنثي كند مگر آنكه در محل حريق ، اكسيژن به قدر كفايت وجود داشته باشد) ، اما توان لازم براي انفجار بيشتر تجهيزات دريايي را ندارد . اين بيانگر آنست كه كشتي هاي بزرگي همچون ناو هواپيمابر در برابر چنين موشك هايي از آسيب پذيري كمتري برخوردارند]

*زمان طولاني سپري شد تا عراق به استفاده از موشك هاي هوا به كشتي روي آورد . اين زمان تا سال 1987 به طول انجاميد كه ظاهراً از آن پس از موشك هاي كرم ابريشم چيني سود برد . اين نشانگر وجود مشكل در عدم پيش بيني نيات افراد بود تا تجزيه و تحليل قابليت نظامي . برخي از گزارشات نشان مي دهند كه در سال 1982 مصر 8 فروند بمب افكن Badger-A و 6 فروند Badger-G به عراق فروخته است . هر دو مدل قابليت پرتاب آزاد بمب را داشتند اما بمب افكن Badger-G از قابليت پرتاب موشك هوا به سطح نيز برخوردار بود . بنا بر اطلاعات جدول 1-14 ، اين قابليت به طور اخص از آنجا اهميت پيدا مي كند كه شايعاتي مبني بر تبادل موشك هاي AS-4 Kelt با سوخت مايع در اين معامله به گوش مي رسيد و اينكه عراق به طور همزمان درصدد خريد موشك هاي AS-6 از اتحاد جماهير شوروي بود . گزارشات بعدي اين حقيقت را آشكار ساخت كه عراق موشك هاي AS-4 را از منابع روسي و موشك هاي كرم ابريشم پرتاب شونده از هوا را از كشور چين تامين كرد . آنچه روشن است اين كه عراق تا سال 1987 قابليت پرتاب چنين موشك هايي را نداشت . توانمندي اين موشكها در جدول 2-14 آمده است . تجهيزات اصلي شامل الف)AS-2 Kipper ، موشك ضدكشتي قديمي روسي ؛ ب) AS-4 ، موشك موازنه اي كه بوسيله بمب افكن هاي Tu-22 Blinder حمل مي گرديد و هواپيماهاي Tu-16 و Tu-22 نيز قابليت استفاده آن را داشتند ؛ ج) AS-6 Kingfish ، موشك هدايت شونده با سرعت 3 ماخ كه در حجم انبوه به كشورهاي ديگر صادر نگرديد .

*با وجوديكه ايران عملاً هيچگاه در جريان جنگ خود با عراق از عمليات هاي انتحاري استفاده نكرد ، اما گزارشات تاييد نشده اي مبني بر اجراي برنامه هاي آموزشي در راستاي بهره گيري از هواپيماي كاملاً مسلح F-5 يا F-7 در حملات انتحاري ايران عليه كشتي هاي جنگي به گوش مي رسيد . گاهشماري روزهاي آغازين جنگ نفتكش ها نشان مي دهد كه چنين حملاتي در زمان استفاده كاملاً موثر از فن آوري موجود در "ميدان نبردي " كم عرض همچون تنگه هرمز يا خليج فارس ممكن بوده است ، جائيكه كشتي ها معمولاً به دليل پوشش عوارض زميني فقط 15 تا 20 كيلومتر مانده تا هدف (زمان پروازي كمتر از 5 دقيقه) فرصت دارند تا خطر نزديك شدن جنگنده را اعلام كنند . اما ، در حال حاضر چنين حملاتي مي تواند اقدامات تلافي جويانه اي از جانب ايالات متحده آمريكا را به همراه داشته باشد و اينكه امكان شناسايي اين جنگنده ها توسط هواپيماهاي هشداردهنده دريايي E-2C و هواپيماي آواكس E-3A قطعاً وجود دارد .

(به جدول الصاق شده در قسمت «عكس هاي مرتبط» مراجعه نماييد.)

الف) رادار با سيستم اصلاح كننده ساكن كه از قابليت برنامه ريزي مجدد در ميانه راه برخوردار است و موشك اگزوست با رادار X باند پايانه اي بوده و موشك Harpoon نيز به رادار داخلي فعال پيشرفته مجهز است .

ب) سيستم ساده خلبان خودكار براي اصلاح مسير در ميانه راه با سامانه SARH

ج) سيستم هوايي اصلاح مسير در ميانه راه و سيستم داخلي نامشخص

د) AEM يا SARH و سيستم مادون قرمز همراه با سيستم اصلاح مسير در ميانه راه و خلبان خودكار

و) SARH/IR و ARM همراه با سيستم اصلاح مسير در ميانه راه و خلبان خودكار

هـ) علائم راداري كه از سيستم ارتفاع سنج راداري و در صورت لزوم سيستم فرماندهي انتشار مي يابد . اين موشك مجهز به سيستم پشتيباني هدايت كننده نوري است .

**تاثير كلي "جنگ نفتكش ها " بر روند جنگ : 1988-1984

جدول الصاقي ( در بخش « عكس هاي مرتبط») به اختصار تاثير كلي "جنگ نفتكش ها " را بين سالهاي 1988-1984 بر روي روند جنگ ايران - عراق نشان مي دهد . از اين اطلاعات مي توان نتيجه گرفت كه همزمان با گرايش ايران به جنگ نفتكش ها ، عراق نيز بر تعداد حملات خود افزود . همچنين بديهي است كه پس از استفاده عراق از موشك هاي قاتل دريا (Seakiller) ، محافظان دريايي (naval Guards) و كرم ابريشم (Silkworm) ، ايران نيز حملات خود را افزايش داد . با اين وجود ، لازم به ذكر است كه طي چهار سال ، يعني از زمانيكه "جنگ نفتكش ها " در سال 1984 براي اولين بار به اوج خود رسيد تا زمان آتش بس در سال 1988 ، نتايج جنگ چندان قطعي نبود .
درك اين مسئله در مورد ايران ساده است . عراق هيچ هدف دريايي نداشت و هر زمان كه ايران كشتي هاي در حال حركت به طرف بنادر بي طرف را تحت فشار قرار مي گذاشت ، غرب دخالت مي كرد . باوجوديكه ممكن بود ايران با استفاده از شناورهاي نه چندان پيشرفته و تسليحات سبك خود عليه كشتي هاي عازم كشورهاي متحد عراق و وادار كردن اين كشورها براي اعمال فشار به عراق با هدف توقف حملات خود عليه نفتكش هاي ايران به برتري دست يابد ، اما غرب هيچگاه اين فرصت را در اختيار ايران قرار نداد .
درك مسئله زماني دشوارتر خواهد شد كه دريابيم چرا عراق هرگز نتوانست براي كسب نتايج قطعي در اين جنگ به قدر كفايت هواپيماي موردنياز خود را تامين كند . كشتي ها به مقصد ايران در تردد بودند و نفت اين كشور نيز همچنان در حال صادرات بود . اگرچه ايران مجبور شد تا بين جزيره خارك و نقاط تخليه و بارگيري نفت در پايين خليج از يك نفتكش سيار گران قيمت استفاده كند ، اما با اين تدبير هميشه مي توانست به صادرات نفت خود ادامه دهد .
در رابطه با ناكامي عراق در كسب نتايج قطعي بايد به چند دليل احتمالي اشاره نماييم . اول اينكه عراق فاقد هواپيماي گشت دريايي يا سيستم هاي تجسسي ديگر بود كه از طريق آنها بتواند اهداف موردنظر را شناسايي كرده و با بهره گيري از هواپيماي تهاجمي دوربرد حامل مهمات قوي فرصت انهدام كشتي هاي تجاري بزرگ را پيدا كند . ثانياً ، عراق مجبور بود تا با توجه به محدوديتهاي سياسي موجود گام بردارد و از طرفي نيز مي بايست تجهيزات نظامي خود را حفظ كند .
از جنبه صرفاً فني به نظر مي رسد كه مشكل اصلي عراق در شناسايي هدف بود ، هرچند جاي بسي تعجب است كه نيروهاي اين كشور هيچگاه نتوانستند مناطق اطراف جزيره خارك را بطور موثر تحت پوشش قرار دهند . عراق به لحاظ سياسي بيشتر نگران اين مسئله بود كه مبادا اين عمل باعث گردد تا ايران در ابعاد گسترده به حملات جديد زميني دست يازد كه اين مسئله به نوبه خود "واكنش " كشورهاي دوست حاشيه خليج فارس را در پي خواهد داشت ، كشورهايي كه خود گرفتار حملات ايران شده اند . در اين راستا ، شايد بتوان اين حقيقت را ناديده انگاشت كه عراق براي هدايت اين نوع حملات پيوسته و برنامه ريزي شده از فقدان فرماندهان و خلبانان باتجربه رنج مي برد . براي مثال ، عراق ادعا مي كرد كه در مقايسه با ايران حملات بيشتري را ترتيب داده است اما اين در حالي است كه چنين ادعاهايي بيشتر جنبه تبليغاتي داشته و مقامات نظامي عراق احتمالاً به دنبال تحريف واقعيت موجود و فقدان توان لازم براي مديريت نبرد در داخل نيروي هوايي خود بودند .

ترجمه: جواد قلوبي
ويرايش و تنظيم: محمد‌علي صمدي

ادامه دارد


گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان به مرور بار سفر بر بستند


شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                          لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                                             لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Sami 1993 تشکر کرده اند:
!MOS

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3805

تشکر کرده: 24 مرتبه
تشکر شده: 1266 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 7 شهریور 1388 02:26

محل سکونت

جمهوری اسلامی ایران

آرشيو سپاس: 23503 مرتبه در 3364 پست

Re: نبردهاي سپاه پاسداران در خليج فارس از نظر آنتوني كردزمن

توسط Sami 1993 » سه شنبه 18 آبان 1389 14:07

خبرگزاري فارس: در واقع ، حمله جنگنده عراق به ناو استارك، هيچگاه به دليل خطاي انساني مورد چالش قرار نگرفت . فرماندهان به وظايف خود در وضعيت جنگي عمل نكردند و نفرات ديده بان را در محل مناسب خود مستقر نكرده يا تسليحات را در حالت آماده باش قرار ندادند .


به گزارش خبرگزاري فارس، «آنتوني كردزمن» ، كارشناس نظامي آمريكايي در نوشتاري به بررسي ابعاد نبردهاي دريايي ايراو عراق در طول سال هاي جنگ 8 ساله پرداخته است. خبرگزاري فارس اين مقاله در چندين قسمت به علاقمندان تقديم مي نمايد. اكنون بخش دوم را از نظر مي گذرانيد:

**پيشرفت احتمالي تهديدات جهان سوم عليه ناوگان تجاري

در هر صورت ، بعيد است كشورهاي جهان سوم در آينده با همان محدوديت هاي فني اي مواجه شوند كه ايران در زمان جنگ خليج با آن ها دست و پنجه نرم مي كرد . احتمالاً نيروي هوايي و دريايي كشورهاي جهان سوم براي انهدام كشتي هاي كالابر بزرگ و نفتكش ها ، موشك هاي ضد كشتي سنگين تر و با كلاهك بزرگ تري را تهيه خواهند كرد . آموزه هاي جنگ ايران و عراق و نيز نبرد فالكلند ، كشورهاي جهان سوم را به اين سمت سوق خواهد داد تا از راكت ها و بمب هاي هدايت شونده ليزري بيشتر بهره گيرند و با هدف خريد تسليحات موازنه اي هوايي و دريايي ارزان قيمت ، شركت هاي صادركننده متعددي را جستجو نمايند . بسياري از كشورهاي جهان سوم در قبال حمله به ناوگان دريايي كه در حال ورود يا خروج از بندر هستند ، بسيار آسيب پذير مي باشند . ضمناً پيش بيني حملاتي كه در جريان آن ها براي پرتاب موشك يا مين گذاري از هواپيما و شناورهاي كوچك استفاده مي شود ، امري ساده است . بايد خاطرنشان كرد در مقايسه با موشك اگزوست يا تسليحات ويژه كشتي ها كه نيروي دريايي سپاه پاسداران ايران در طول جنگ از آن ها سود برد ، اين موشك ها و مين ها از قدرت انهدام بيشتري عليه ناوگان تجاري برخوردار است .
بسياري از كشورهاي جهان سوم از مدتي قبل به دنبال يافتن راهي بودند كه بتوانند قابليت شناسايي اهداف دريايي و سيستم مديريت نبرد خود را ارتقا بخشند . با گذشت نيمي از "جنگ نفتكش ها " و "نبرد فالكلند " ، بسياري از كشورهاي جهان سوم به اين نتيجه رسيدند كه براي پوشش دادن اهداف در يك بازه زماني طولاني و نيز مديريت پيچيده نبرد در نزديكي منطقه هدف ، خريد هواپيماي گشت دريايي را در اولويت كاري خود قرار دهند .
جنگ هاي اخير همچنين ثابت نمودند كه براي شناسايي اهداف و ناوگان دريايي به رادارهاي "هوشمندتر " و سيستم هاي بهتري نياز است هرچند كه در حال حاضر چنين سيستم هايي وجود خارجي ندارد . با اين حال ، جالب اين جاست كه بپرسيم آيا جنگ ايران و عراق كشورهاي پيشرفته تري همچون اتحاد جماهير شوروي [روسيه فعلي] را وادار خواهد كرد تا براي انهدام كشتي هاي تجاري در بردهاي طولاني ، ميان موشك هاي كروز و سيستم تصويربرداري ماهواره اي ارتباط برقرار كند . مهم ترين اهداف تجاري حاضر در منطقه خليج فارس احتمالآً بر روي سيستم هاي مدرن ماهواره اي مدرن قابل رويت خواهند بود . با وجودي كه موشك هاي كروز از سرعت پرواز نسبتاً كمتري برخوردارند ، اما اين احتمال همچنان وجود دارد كه بتوان از آن ها عليه اهداف بزرگ ، بدون دفاع و با سرعت كم استفاده كرد كه در بردهاي طولاني مستقر بوده و در منطقه تعهدي براي دفاع از كشتي هاي سطحي ندارند .

**محافظت از ناوگان تجاري

تدابيري كه كشتي هاي تجاري براي بهبود سيستم پدافندي خود عليه تهديدات پيشرفته مي توانند اتخاذ نمايند در هاله اي از ابهام قرار دارد . تصور اينكه كشتي هاي تجاري مي توانند براي دفاع از خود دست به اقدامات گسترده اي بزنند ، بسيار دشوار است . آنها مي توانند بر روي عرشه خود سامانه هاي موشكي سبك ضد كشتي نصب كنند ، از چف ، بازتابنده ها و اهداف فريب دهنده استفاده كرده و موشك هاي سبك سطح به هوا بر روي كشتي خود كار گذارند . اين اقدامات شايد بتواند آنها را در مقابله با حملات سطح پايين و نه چندان پيچيده ياري رساند اما بعيد است كه از آنها در برابر سيستم هاي الكترونيكي پيشرفته مستقر بر روي كشتي ها و هواپيماهاي رزمي محافظت نمايد . [پاورقي : چندين شركت مختلف سيستم هايي نظير پارازيت اندازهاي ساده ، رنگ هاي بازتابي ، بازتابنده ها ، چف و اهداف فريب دهنده را با سود اندكي به نفتكش ها و كشتي هاي كالابر مي فروشند . هرچند كه ممكن است وجود اين سيستم ها در كشتي كمي از نگراني خدمه بكاهد اما در برابر سامانه هاي موشكي مورد استفاده ايران و عراق كارآيي چنداني نخواهند داشت . بيشتر سامانه هاي موشكي ضدكشتي به سادگي مي توانند چنين ضداقدامات كم ارزشي را از كار بياندازند] تنها سيستم هاي پدافندي موجود در اينگونه كشتي ها براي مقابله با مين هاي دريايي ، اندازه و ميزان مقاومت خود كشتي است - سيستم پدافندي كه ممكن است در برابر مين هاي پيشرفته تر از مدل M-08 روسي از كارآيي كمتري برخوردار باشد .
در نتيجه ، پيداست غرب بايد در جستجوي راه هايي باشد كه براساس آن ها بتواند در آينده براي ماموريت نيروي دريايي بهتر برنامه ريزي كند . باوجودي كه نيروي دريايي كشورهاي غربي از امتياز فني و عملياتي كاملاً متمايزي نسبت به كشورهاي جهان سوم برخوردارند ، اما تحمل خسارت بيشتر به لحاظ سياسي مي تواند براي آن ها به مراتب دردناكتر باشد . همچنين اين كشورها در رابطه با استقرار بلندمدت نيروهاي خود در مناطقي كه نيروهاي ناتو يا سازمان هاي ديگر را به خود معطوف مي كند ، با مشكلات محسوسي روبرو هستند .
علاوه بر اين ، تهديد هوايي و موشكي در حال تغيير كشورهاي جهان سوم به مثابه سامانه اي است كه كشورهايي همچون انگلستان ، فرانسه و ايالات متحده آمريكا مي توانند در راستاي محافظت از كشتي هاي خود ، خطر آن را خنثي نمايند . سه كشور فوق براي تجهيز كشتي هاي كوچك و هواپيماها و بالگردهاي در حال پرواز به سيستم هاي پدافندي و ضداقدامات با هدف مقابله با تهديدات كشورهاي جهان سوم بايد آمادگي كامل داشته باشند . [پاورقي : فرانسه و انگلستان در زمان حضور در منطقه خليج فارس بايستي پدافند ضداقدامات بالگردهاي دريايي خود را براي مقابله با موشك هاي كوچك سطح به هوا بهسازي نمايند] ضمن اينكه براي اجراي چنين ماموريت هايي بايد توجه ويژه اي به طراحي ناوچه ها و يا به طور اخص هواناو كوچك داشته باشند . اين مسئله مي تواند تا حد زيادي هزينه هاي ناشي از استقرار نيروها را در منطقه كاهش دهد . به طور مشابه ، غرب بايد براي تجهيز مناسب نيروي دريايي كشورهاي جهان سوم دوست به عنوان جايگزيني براي نيروهاي غرب در منطقه بايد هر آن چه را كه در توان دارد انجام دهد .
ايالات متحده آمريكا در اواسط سال 1987 دو سيستم ديگر را در منطقه خليج فارس مستقر كرد كه در ارتباط با كاهش خطر و هزينه قدرت نمايي دريايي در آينده مي توانست درسهاي مهمي با خود به همراه داشته باشد . يكي از اين سيستم ها ، هواپيماي بدون سرنشين با قابليت پرواز 5 ساعته و برد پروازي در حدود 110 مايل بود . اين هواپيما تنها 16 فوت طول و حس گرهايي براي عمليات در روز / شب دارد . هزينه ساخت آن در حدود 400000 دلار بوده اما به لحاظ كارآيي ارزش چنداني ندارد بطوريكه از آنها فقط مي توان با حداقل ريسك در ماموريت هاي گشتي برد نزديك عليه نيروي دريايي دشمن و حتي در امتداد سواحل تحت مراقبت شديد سود جست .
سامانه ديگر ايالات متحده آمريكا موشك كروز متعارف توماهاك (Tomahawk) بود . ايالات متحده اين سيستم ها را در اوايل سال 1987 وارد منطقه خليج فارس كرد . موشك توماهاك طولي برابر با 21 فوت ، قطري در حدود 21 اينچ و پهناي بالي برابر با 8 فوت و 7 اينچ داشت كه از موتور توربوفن با نيروي رانشي تقريباً 600 پوندي استفاده مي كرد . سرعت بهينه اين موشك در حدود 550 مايل در ساعت و برد حمله زميني آن 1550 مايل است . برد ضدكشتي اين موشك برابر با 275 مايل است كه مي توان آن را از سكوهاي پرتاب خودروهاي زرهي يا سيستم هاي پرتاب عمودي شليك كرد . اين سيستم با تبعيت از يك شبيه سازي كامپيوتري دقيق از عوارض زميني يا مناطق آبي كه براي رسيدن به هدف عبور از روي آنها ضروري است ، مي تواند با دقت بسيار به طرف هدف موردنظر پرواز نمايد . اين سامانه را مي توان به گونه اي تنظيم كرد كه در ارتفاع كم پرواز كند ، با هدف شيرجه به طرف كشتي از ارتفاع كم صعود نمايد و يا حتي پس از نفوذ در هدف كلاهك آن منفجر گردد .
ايالات متحده آمريكا در جريان جنگ خليج به هيچ وجه از موشك كروز استفاده نكرد اما براي حمله به سايت هاي ثابت موشك كرم ابريشم ، تاسيسات مهم نفتي و نيز طيف گسترده اي از ديگر اهداف ايران ، قابليت نقشه برداري كامپيوتري با كيفيت بالا را در اين سيستم بهبود بخشيد . ضمناً نيروهاي اين كشور براي انهدام دقيق اهداف مستقر در بردهاي بسيار طولاني با كمترين ريسك ممكن ، راه حل استفاده از فن آوري پيشرفته را پيشنهاد كردند .
نهايت اينكه ، بالگردهاي با قابليت پرواز در بردهاي طولاني يا سيستم هاي جديدي همچون هواپيماي عمود پرواز V-22 نيز به عنوان ابزارهايي براي افزايش سطح پوشش كشتي هاي دشمن در ميادين نبرد ايفاي نقش مي كنند . آمريكا ، انگلستان و فرانسه بالگردهاي مسلح خود را در منطقه خليج فارس مستقر كردند . آنها بالگردهاي خود را به ضداقدامات پيشرفته مجهز كردند و نكته جالب توجه اينكه انگلستان براي بهره گيري از سيستم پارازيت هوايي عليه موشك هاي كرم ابريشم و موشك ضدهوايي استينگر كه از پارازيت اندازهاي الكترونيكي AN/ALQ-167 (V) و ضداقدامات مادون قرمز سود مي برند ، بالگردهاي Lynx خود را كاملاً مجهز نمود .

** حمله به ناوچه يو اس اس استارك و درس هايي از نبرد سطحي

بيشتر مخاصمات دريايي منطقه خليج فارس تا آن اندازه يك جانبه بود كه درسهاي مهمي را نمي توان از آن استخراج كرد ، به جز اين حقيقت كه تعداد قابل توجهي از تسليحات جديد دريايي همانگونه كه ادعا شده بود ، موثر واقع شدند و اينكه اتكاي ايالات متحده آمريكا به تسليحات و سيستم الكترونيكي پيشرفته و نيروي ويژه ناو هواپيمابر متخصص در عمليات هاي مشترك مي تواند تاثير محسوسي در روند جنگ داشته باشد . با اين وجود ، درس هاي حادثه ناوچه استارك به واسطه مسائلي همچون نقش خطاهاي انساني ، آسيب پذيري كشتي هاي مدرن و تجهيزات اطفاي حريق در كشتي ها جالب توجه مي باشند .

*شرايطي كه در نهايت به حمله منتهي گرديد

تقريباً در ساعت 9:12 عصر روز 17 مه ، يك فروند هواپيماي ميراژ F-1EQ عراق به ناوچه مجهز به سيستم هاي راداري موسوم به USS Stark در 85 مايلي شمال شرق بحرين و 60 مايلي جنوب منطقه انحصاري اقتصادي ايران حمله كرد . هواپيماي فوق دو موشك اگزوست به طرف ناوچه شليك كرد كه هر دو به كشتي اصابت نمود اما فقط يكي از آن ها منفجر شد . باوجودي كه حمله هواپيماي عراقي غيرعمدي بوده ، اما اين حادثه يك سلسله مباحثاتي پيرامون حضور ايالات متحده آمريكا در خليج فارس ، قابليت دفاعي آمريكا و روابط اين كشور با عربستان سعودي را مطرح كرد .
ناوچه استارك كه براي تعمير تجهيزات خود به مدت 8 روز در بندر منامه پهلو گرفته بود ، در ساعت 8:10 صبح همان روز خاك بحرين را ترك كرد . در ساعت 12:30 ظهر از آبهاي سرزميني اين كشور خارج شده و وارد آبهاي آزاد بين المللي گرديد و به طرف منطقه عملياتي خود در غرب منطقه انحصاري اقتصادي ايران پيش رفت . قرار بود اين ناوچه همراه با ناوچه هاي USS Coontz و USS La Salle - جزو نيروي ويژه خاورميانه - و هواپيماي آواكسE-3A يا نيروي Elf-1 كه در عربستان سعودي مستقر بود ، در مانور دو روزه اي شركت كند . [پاورقي : چند روز پس از حمله ، شايعاتي بر سر زبانها افتاد مبني بر اينكه دو هواپيماي ميراژ در يك آرايش نزديك در حال پرواز بودند كه يكي از آن ها در صفحه راداري ظاهر گشت . اين هواپيماها را خلبانان فرانسوي ، مصري يا هندي هدايت مي كردند ؛ ناوچه استارك مورد حمله موشك يا بمب هدايت شونده ليزري قرار گرفت و حتي چنين ادعا مي شد كه اين حمله در واقع اقدامي هوشمندانه از جانب نيروهاي عراقي براي كشاندن پاي ايالات متحده آمريكا به ميادين جنگ با ايران بود . در حال حاضر ، براي اثبات اين شايعات مدرك و مستنداتي وجود ندارد]
در ساعات اوليه عصر آن روز يك هواپيماي جنگنده عراقي از پايگاه هوايي شيبه در نزديكي بغداد به هوا برخاست . اين سومين سورتي پرواز عراق طي 12 ساعت گذشته بود كه عليه ناوگان دريايي به وقوع مي پيوست . اما اين بار ، هواپيماي ميراژ عراق براي اجراي يك عمليات تهاجمي شبانه غيرعادي از روي باند پرواز بلند شد--- اين مورد يكي از 10 يا 12 حمله هوايي شبانه تا آن زمان بود .
جنگنده عراق تقريباً در تمام طول پرواز توسط هواپيمايE-3A نيروي هوايي آمريكا كه بر فراز ظهران عربستان سعودي در حال پرواز بود ، رهگيري مي شد . هواپيماي E-3A ، جنگنده عراقي را اولين بار در ساعت 7:55 دقيقه بعد از ظهر شناسايي كرد . متعاقباً از طريق ايستگاه رهگيري زميني مشترك آمريكا و عربستان متوجه شد كه مدل اين هواپيما از نوع ميراژ F-1 بوده كه در مسير 155 درجه به طرف جنوب شرق در حال پرواز است . از اين زمان به بعد ، هواپيماي آواكس موقعيت جنگنده ميراژ را دائماً گزارش مي داد .
حدوداً يك ساعت بعد ، جنگنده ميراژ از آخرين خط شناسايي ، خطي كه تقريباً در مدار 27 درجه و 30 دقيقه از وسط خليج فارس كشيده مي شود ، عبور كرد . هواپيماي عراقي به نحو غيرمنتظره اي در نزديكي ساحل عربستان سعودي پرواز مي كرد و سپس رو به شمال به طرف خاك ايران تغيير جهت داد . اين صحنه سبب گرديد تا ماموريت هواپيماي فوق در زمره "رهگيري حساس " قرار داده شود و برخلاف هميشه سامانه مزبور را بيشتر تحت نظر گيرند . براي اعلام خطر به كليه كشتي هاي آمريكايي حاضر در منطقه خليج فارس و فرمانده نيروي ويژه خاورميانه مستقر در ناوچه USS La Salle ، پيام "Force Tell " مخابره گرديد . هواپيماي آواكس فركانس گزارش دهي خود را تقويت كرده و گزارشات دريافتي مستقيماً از طريق سيستم اطلاعات فني نيروي دريايي به نزديكترين كشتي ، يعني ناوچه USS Coontz ارسال و پس از آن به ناوچه استارك بازپخش مي گرديد .
تا اين لحظه ، جنگنده ميراژ با سرعت 300 مايل در ساعت و ارتفاع 3000-1000 پايي در جهت جنوب شرقي پرواز مي كرد . هواپيما در فاصله 15 مايلي از خاك عربستان سعودي قرار داشت بطوريكه فاصله بسيار نزديك آن با زمين ، اين امكان را به خلبان مي داد تا با نور چراغ هاي خود بر روي ساحل اطلاعات رهگيري دريافتي را تاييد كند . با اين وجود ، خلبان با سرعتي بسيار آهسته پرواز مي كرد و بيش از اندازه معمول به خاك عربستان نزديك شد . نيروهاي عربستاني با به پرواز در آوردن دو فروند جنگنده اف - 15 نيروي هوايي خود به اين جنگنده هشدار دادند . هواپيماهاي مزبور پس از برخاستن از روي باند از پشتيباني هواپيماي آواكس آمريكا سود مي جستند . [پاورقي : زمان هاي مورد اشاره از گزارش كميته فرعي نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان پيرامون حمله موشكي عراق به ناوچه استارك استخراج شده است]
كشتي هاي آمريكايي حاضر در منطقه خليج فارس هنوز قادر به رهگيري جنگنده ميراژ عراق نبودند . اگرچه رادارهاي تجسس هوايي AN/SPS-49 حداكثر بردي برابر با 200 مايل دارند ، اما اين برد تا حدي به شرايط جوي و ارتفاع هدف بستگي دارد . اما هواپيماي آواكس اطلاعات رهگيري را از طريق يك خط ارتباطي سريع و ثابت در اختيار ناوچه Coontz قرار مي داد كه اين ناوچه نيز متعاقباً در ساعت 8:10 بعد از ظهر اطلاعات فوق را براي ناوچه استارك ارسال كرد .
جي . آر. بريندل ، ناخداي ناوچه استارك ، پيش از ساعت 8:15 بعد از ظهر به اين اطلاعات دست نيافت - يعني تقريباً يك ساعت قبل از حمله به ناوچه و زمانيكه جنگنده هنوز در فاصله 200 مايلي قرار داشت . وي به افسر عمليات تاكتيكي و افسر ارشد فرماندهي مركز اطلاعات رزمي دستور داد تا به دقت پيشروي هواپيما را تحت نظر داشته باشند . سپس سكوي محل استقرار خود را ترك كرد اما هواپيما در ساعت 8:31 دقيقه به ناوچه رسيد .
در اين لحظه ، ناوچه استارك در منطقه اي در امتداد منطقه انحصاري اقتصادي ايران ملقب به ايستگاه جنوبي رادار هدف ياب در حال عمليات بود . ساعت 8:24 دقيقه ناوچه براي كسب آمادگي لازم جهت شركت در مانوري كه قرار بود چند روز بعد برگزار شود ، با تمام قوا فعاليت خود را آغاز كرد . موتورهاي كشتي با تمام قدرت به كار افتادند و سرعت را تا 30 گره دريايي افزايش دادند . اما درجه حرارت موتورهاي ناوچه ناگهان به طرز غيرعادي بالا رفت و سرعت كشتي را تا 15 گره دريايي كاهش داد و مسير حركت نيز تا 300 درجه (به سمت شمال غرب) تغيير يافت .
هرچند كه ناوچه استارك در حالت آمادگي 3 به سر مي برد ، اما بروز اين مشكلات در روند آماده سازي ناوچه به وقوع حوادث آتي كمك كرد . اين حالت سومين نوع از 5 گونه حالات آمادگي نيروهاست كه در جريان آن به انواع تسليحات و استقرار نيروها در كليه ايستگاه هاي راداري نياز دارند و اينكه ظرف مدت كوتاهي بايد كليه سيستم هاي تسليحاتي آماده شوند . فرض بر اين بود كه تمامي صفحات كليد كنترل مركز اطلاعات رزمي روشن و قابل استفاده هستند ، هرچند كه ظاهراً واقعيت چيز ديگري بوده است .
[پاورقي : حالت آمادگي 1 حالتي است كه در آن كليه خدمه ، ايستگاه هاي ميادين نبرد را اداره مي كنند و تمامي فعاليت هاي غيررزمي آنها از جمله غذا خوردن متوقف مي شود . حالت آمادگي 2 زماني است كه كشتي براي مدت طولاني در حالت اول قرار دارد اما فعاليت هاي حياتي همچون غذا خوردن و تعميرات را مي توانند انجام دهند . در حالت آمادگي 3 يك سوم كليه خدمه در طول شبانه روز بايد در ايستگاه هاي رزمي حضور داشته باشند . اين حالت در شرايط عمليات ، طبيعي است . حالت آمادگي 4 در زمان حركت عادي كشتي از بندر مبدا به محل خدمت يا در آبهاي فاقد تهديد به اجرا گذاشته مي شود . حالت آمادگي 5 زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه كشتي در بندر پهلو گرفته و خدمه در برخي از قسمتها حضور دارند]
جنگنده عراق براي اولين بار در ساعت 8:43 دقيقه بعد از ظهر ، زمانيكه در 120 مايل دريايي ناوچه استارك قرار داشت ، بوسيله رادارهاي ناوچه USS Coontz در جهت 285 درجه شناسايي شد . از اينرو ، ناخدا ناوچه استارك نگران شد زيرا كه كشتي هنوز هم هواپيماي مزبور را رهگيري نكرده بود . بلافاصله در ساعت 8:55 دقيقه به مركز اطلاعات رزمي دستور داد تا رادار تجسس هوايي AN/SPS-49 را در حالت 80 مايلي قرار داده و هواپيماي ميراژ را شناسايي كنند . اين مركز نيز براي تمركز بيشتر بر روي هواپيما كه در سطحي نزديك به ارتفاع كشتي پرواز مي كرد ، جهت آنتن رادار را تغيير داد . اين تغيير جهت رادار موثر واقع شد و ناوچه استارك توانست هواپيما را در فاصله تقريباً‌ 70 مايلي و در زاويه 260 درجه شناسايي نمايد .

* مواردي كه ناوچه استارك را آسيب پذير ساخت

سلسله وقايعي كه اتفاق افتاد ، در آسيب پذيري ناوچه استارك بسيار تعيين كننده بود . كمي قبل از ساعت 9:00 هواپيماي آواكس E-3A نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا و ناوچه USS Coontz گزارش دادند كه جنگنده در موقعيت 26-36 شمالي و 050-51 شرقي و در مسير رو به شرق در مدار 043 درجه قرار دارد و در ارتفاع 3000 پايي با سرعت 290 مايل دريايي در ساعت در حال پرواز است . لحظاتي بعد ، كاركنان مركز اطلاعات ارتباطي زميني را گزارش كردند كه بعدها متوجه شدند قرائت اشتباهي از آن داشتند . ساعت 9:02 دقيقه ، تكنسين جنگ الكترونيك حاضر در مركز اطلاعات ، علائم سيستم راداري يك هواپيما را شناسايي كرد و آنها را به رادار Cyrano IV جنگنده ميراژ اف-1 ارتباط داد . [پاورقي : عراق ادعا مي كند كه مسير جنگنده در مدار 061 درجه بود . عجيب تر آنكه ، جنگنده عراقي سه روز قبل پرواز مشابهي را به طرف ناوچه USS Coontz انجام داده بود . اما ناوچه پيامي را مخابره كرد كه در آن از خلبان عراقي درخواست كرد خود را معرفي كرده و هدف ماموريت خود را اعلام نمايد ؛ اين در حالي بود كه جنگنده در فاصله 39 مايلي ناوچه قرار داشت . كشتي براي آن كه در مسير جنگنده قرار گيرد ، مسير خود را تغيير داد و پس از آن موشك سطح به هواي استاندارد خود را آماده كرده ، پرتاب كننده چف را مسلح و رادارهاي خود را به كار انداخت ، اما رادارهاي كنترل آتش خود را هرگز بر روي هدف قفل نكرد زيرا كه رادار جنگنده همچنان در حالت شناسايي قرار داشت . جنگنده عراقي به 10 مايلي ناوچه رسيد اما هيچگاه رادار كنترل آتش خود را فعال نكرد و براي حمله به يكي از نفتكش هاي حاضر در منطقه به راه خود ادامه داد]
در همين اثنا ، سرپرست ديده باني ناوچه استارك به افسر عمليات تاكتيكي اطلاع داد كه هواپيما تقريباً در 43 مايلي كشتي قرار دارد . حداكثر برد موشك اگزوست 40 مايل است و سرپرست ديده باني از افسر عمليات تاكتيكي پرسيد كه آيا طبق روال استاندارد در چنين موقعيت هايي بايد براي خلبان هواپيما پيام هشدار مخابره كند . در ساعت 9:03 دقيقه ، افسر عمليات تاكتيكي به وي دستور داد كه منتظر بماند . يك دقيقه بعد ، سرپرست ديده باني به افسر عمليات تاكتيكي اعلام كرد كه جنگنده ميراژ در موقعيتي است كه نزديكترين نقطه تقريب آن در محدوده چهارمايلي ناوچه استارك است . افسر عمليات تاكتيكي پاسخ داد كه وي همچنان منتظر است تا هواپيما مسير خود را تا چند لحظه ديگر تغيير داده و از كشتي دور شود .
ساعت 9:03 ، ناوچه Coontz به كليه كشتي هاي آمريكايي و هواپيماي آواكس E-3A گزارش داد كه هواپيماي عراقي در ارتفاع 3000 پايي و با سرعت 310 مايل دريايي در حال پرواز است و به طرف ناوچه استارك حركت مي كند . پس از درخواست ناوچه La Salle در ساعت 9:04 ، ناوچه استارك تاييد كرد كه هواپيماي عراقي را تحت نظر دارد ، ضمن اينكه تا محدوده 25 مايلي هيچ كشتي بر روي سطح آب ديده نمي شود .
ساعت 9:05 جنگنده ميراژ F-1 مستيقماً به طرف ناوچه استارك تغيير مسير داد و در موقعيت 5/32 مايلي كشتي قرار گرفت . مركز اطلاعات تا ساعت 9:07 دقيقه متوجه اين تغيير جهت هواپيما نشد ، اما اپراتور رادار ناوچه استارك پي به اين حقيقت برد كه كشتي بر روي صفحه رادار Cyrano 4 جنگنده ظاهر شده كه در حالت تجسسي تنظيم شده بود . ساعت 9:06 دقيقه بعد از ظهر ، اپراتور تاييد نمود كه در پاسخ به درخواست هواپيماي شناسايي آواكس ، هواپيما را رهگيري مي كرد . همچنين سيستم SLQ-32 براي دريافت علائم راديويي موقتاً فعال شد تا افرادي كه در مركز اطلاعات رزمي حضور دارند ، بتوانند سيگنالهاي راديويي مخصوص عمليات شناسايي يا رهگيري جنگنده عراقي را دريافت كنند . پس از آن ، هواپيماي ميراژ اف-1 وارد محدوده 5/22 مايلي كشتي شد و اولين موشك اگزوست خود را به طرف ناوچه شليك كرد .
سرپرست ديده باني در ساعت 9:07 به افسر عمليات تاكتيكي اطلاع داد كه نزديكترين نقطه تقريب هواپيما تا 11 مايل افزايش يافته است اما هواپيما فقط 15 مايل از كشتي فاصله دارد . افسر عمليات تاكتيكي براي اولين بار در ساعت 9:07 دقيقه از متخصصان مركز اطلاعات رزمي خواست تا افسر كنترل تسليحات را در پست خود مستقر كند . اين دستور با كمي تاخير به اجرا در آمد زيرا كه افسر اجرايي در پشت صفحه كليد كنترل نشسته بود .
در ساعت 9:08 دقيقه ، افسر عمليات تاكتيكي دستور داد تا پيام اخطار راديويي براي جنگنده عراقي ارسال گردد و ناخدا نيز به سكوي محل استقرار افسران فرا خوانده شود . اولين اخطار بر روي فركانس 243 مگا هرتز (يك فركانس امنيتي كه به نظر مي رسد تمامي هواپيماهاي حاضر در منطقه آن را دريافت مي كنند) . متن اخطار بدين شرح بود : "هواپيماي ناشناس : اينجا ناوچه جنگي نيروي دريايي ايالات متحده است كه در زوايه 072 و در فاصله 13 مايلي شما قرار دارد . خواهشمنديم كه خود را معرفي كنيد ، تمام . " اين نوع جمله بندي اساساً برگرفته از فراميني بود كه صرفاً بر محتواي صحيح چنين پيامهايي تاكيد داشت ، از اينرو چنين پيامي به منزله اخطار رسمي به هواپيما تلقي نمي گرديد .
رادار AN/SLQ-32 ESM ناوچه استارك پس از مدتي دريافت كه كشتي در ساعت 9:08 دقيقه دوباره بر روي صفحه رادار رهگيري Cyrano 4 جنگنده عراقي ظاهر شده است . اپراتور رادار از افسر عمليات تاكتيكي ناوچه اجازه خواست تا دو سامانه پرتاب چف SRBOC در سمت راست و چپ كشتي مستقر نمايد . مجوز صادر گرديد . اپراتور به طرف عرشه دويد تا سامانه ها را آماده كند و سي ثانيه بعد بازگشت . [پاورقي : ساير گزارشات نشان مي دهد كه ناوچه استارك در ساعت 9:06 دقيقه بعد از ظهر علائمي را از رادار تجسسي جنگنده دريافت كرد ، زمانيكه هواپيما در زاويه 269 درجه و فاصله 27 مايلي كشتي قرار داشت]
جنگنده ميراژ ناگهان به طرف راست تغيير جهت داده و سرعت خود را بين ساعت 9:08 تا 9:10 دقيقه افزايش داد . تقريباً در ساعت 9:08 دقيقه ، ناوچه استارك اخطار دوم را مخابره كرد با اين مضمون كه موقعيت كشتي در زوايه 076 درجه و در فاصله 11 مايلي هواپيما قرار دارد . اين پيام همچنان از فرمت صحيح اخطارهاي رسمي تبعيت نمي كرد . هيچ پاسخي از طرف جنگنده عراقي دريافت نشد و بايد خاطر نشان كرد كه تاكتيك هاي عراق به طور معمول مبتني بر تصاوير راديويي بود نه اهدافي كه به صورت چشمي مورد تاييد قرار مي گرفتند . خلبانان عراقي اجباري نداشتند تا به علائم بين المللي درخواست كمك يا فركانس هاي امنيتي گوش دهند و البته در اغلب مواقع نيز چنين كاري نمي كردند . بعلاوه ، اخطار دوم حداقل پس از شليك موشك اول مخابره گرديد و اين شايد تاييدي بر اخطار اول بود .
پس از چند لحظه ، خدمه استارك دريافتند كه رادار جنگنده بر روي آنها قفل كرده است كه اين امر نيز 7-5 ثانيه بيشتر طول نكشيد . [پاورقي : رادارها در دو حالت اصلي عمل مي كنند : تجسسي و رهگيري . تصاوير راداري بر روي يك صفحه توپي با اشعه كاتدي ظاهر مي شوند و رادارهاي تجسسي منطقه دايره اي وسيعي را پوشش داده و تصاويري را به تصوير مي كشند كه تا حدي مشابه با تصاوير گزارش وضعيت جوي بر روي صفحه تلويزيون است . رادار رهگير يا كنترل آتش علائم متمركزي را از خود ساطع مي كند تا بتواند يك جسم خاص را دنبال كرده يا "رهگيري " كند . زمانيكه رادار از حالت تجسسي به حالت رهگيري تغيير وضعيت مي دهد ، مي تواند به منزله اعلام اين خطر باشد كه اپراتور به شليك تسليحات خود مي انديشد . گاهي اوقات از دو رادار فوق به عنوان "تصاوير نقاشي شده " يا "قفل شده " ياد مي شود . بسته به نوع سيستم تسليحاتي ، كامپيوتر كنترل آتش احتمالاً براي شليك به رهگيري پيوسته يا موقتي نياز دارد . بسياري از تسليحات مدرن براي كاهش يا رفع نياز به رهگيري پيوسته ، به سيستم هدايت در مرحله نهايي مجهز هستند . موشك اگزوست حالت هاي متفاوتي دارد كه در فاصله 2 ، 4 يا 6 مايلي از هدف امكان استفاده از هدايت پايانه اي را خواهند داشت . رادار SLQ-32 ناوچه استارك به گونه اي برنامه ريزي شده بود كه بتواند رادار رهگير موشك را شناسايي كند . در تئوري ، اپراتور رادار ناوچه استارك بايد سيستم اعلام خطر شنيداري و بصري را فعال نگاه مي داشت تا در زماني كه موشك اگزوست كشتي را رهگيري مي كند ، رادار كشتي نيز سيستم پايانه اي خود را فعال نمايد . در عمل ، وي سيستم اعلام خطر شنيداري را خاموش كرده بود زيرا به اعتقاد وي تعداد زياد علائم ارسالي ، اجازه نمي داد تا در انجام وظايف خود تمركز لازم را داشته باشد . وي منكر دريافت هرگونه اعلام خطر بصري شد اما از طرفي ممكن است در ميان آشفتگي ناشي از حجم زياد فعاليت در يك محيط پر از علائم راديويي ، اپراتور متوجه دريافت چنين علامتي نشده باشد . علاوه بر اين ، اين احتمال وجود دارد كه موشك اگزوست عراق احتمالآً در دقيقه آخر رادار رهگير خود را فعال كرده باشد} بين 9:08 تا 9:09 دقيقه بعد از ظهر ، افسر عمليات تاكتيكي بالاخره دستور داد تا تدابير دفاعي موثرتري اتخاذ گردد . وي آماده باش دريايي اعلان كرد و سيستم تسليحاتي برد نزديك Phalanx كشتي را فعال نمود تا در حالت ضدهوايي قرار گيرد . متعاقباً رادار نيز فعال شده و امكان انجام هر كاري به استثناي شليك تسليحات فراهم گرديد . سيستم راداري به طور خودكار در جستجوي موشك هايي بود كه احتمالاً به طرف كشتي شليك مي شدند و رادار تجسسي بر روي آنها به عنوان هدف قفل كرده بود اما اجازه نداشت بدون دستور شليك نمايد .
افسر عمليات تاكتيكي به مسئول سيستم كنترل آتش Mark 92 - كه توپهاي سه اينچي ، موشك هاي استاندارد و موشك هاي Harpoon را هدايت مي كرد - دستور داد كه در صورت شناسايي موشك بر روي رادار رهگير قفل كرده و به مركز اطلاعات رزمي اطلاع دهد تا به محض دريافت دستور ، به طرف هدف شليك كند . اما ، اپراتور رادار كشتي نمي توانست اوامر را اجرا كند زيرا رادار اصلي STIR بوسيله روساخت هاي كشتي از كار افتاده بود . از اينرو ، افسر عمليات تاكتيكي دستور دارد تا رادار ثانويه CAS سريعآً فعال گردد اما براي فعال كردن اين رادار نيز ديگر بسيار دير شده بود . {پاورقي : تعيين موقعيت مجدد كشتي براي عملكرد بهينه رادار و نيز عملكرد صحيح سيستم هاي پدافندي برد نزديك بسيار تعيين كننده بود . زماني كه هدف ، برد CAS (سيستم آنتن مشترك) را رهگيري مي كند ، STIR (رادار رهگير و ظاهركننده دومنظوره) تقريباً به زماني دو برابر آن نياز دارد . در صورتيكه روساخت كشتي بين سيستم تسليحاتي برد نزديك و پل فرماندهي باشد ، سامانه تسليحاتي برد نزديك نمي تواند به درستي عمل كند . عدم موفقيت در تعيين موقعيت مجدد كشتي و ارسال علائم هشداردهنده در كوتاهترين زمان ممكن سبب فعاليت بيشتر CIS مي گردد كه در نتيجه آن كليه سيستم هاي راداري و خدمه جنگ الكترونيك را دچار سردر گمي خواهد نمود]
در ساعت 9:09 دقيقه ، برج ديده باني سمت چپ كشتي گزارش داد اولين موشك به ناوچه نزديك مي شود . [پاورقي : در گزارشات واصله چند مغايرت به چشم مي خورد زيرا كه برخي كشتي ها در مقايسه با سايرين يك زمان اسمي در حدود يك دقيقه زودتر يا ديرتر داشتند . با استناد به يكي از گزارشات ، جنگنده عراق موشك اگزوست اول را در ساعت 9:10:05 دقيقه و موشك دوم را در ساعت 9:10:30 دقيقه شليك كرد] فاصله چشمي آن در حدود 2000 متر بود . سيستم تعقيب كننده هدف نتوانست آنچه كه ديده بان شاهد آن بود را شناسايي كند اما چند ثانيه قبل از برخورد با كشتي ، ديده بان در نزديكي خط افق متوجه نور و گلوله آتشيني با نور آبي درخشان شد كه از پس يك موشك ساطع مي گرديد و سپس فرياد زد : "موشك به طرف كشتي مي آيد " . اين اعلام خطر آنقدر دير بود كه براي مقابله با آن نمي توانستند كاري انجام دهند . موشك در مدار 10 تا 15 درجه و با سرعت 600 مايل در ساعت از سمت چپ در حال نزديك شدن به كشتي بود . اين موقعيت در محدوده نقطه كور 30 درجه بود كه سازه كشتي در واقع مانعي براي پوشش راداري سامانه Phalanx به حساب مي آمد .

*خسارت ، كنترل خسارت و اطفاي حريق

ناوچه استارك پنج ثانيه بعد مورد اصابت موشك قرار گرفت . اولين موشك به سمت چپ كشتي و بر روي عرشه دوم فرود آمد . موشك فوق منفجر نشد اما به دو بخش تقسيم شد كه در حدود 300 پوند سوخت قابل اشتعال آن وارد اقامتگاه خدمه كشتي شد كه ملوانان در آن لحظه در محل مزبور حضور داشتند و پس از عبور از آرايشگاه و دفتر پستي تا سمت ديگر كشتي پيش رفت . برق مركز اطلاعات رزمي براي لحظه اي قطع شد اما بيشتر خدمه متوجه نشدند كه كشتي مورد هدف قرار گرفت .
موشك دوم چند ثانيه بعد شليك و در ساعت 9:10 دقيقه بعد از ظهر منفجر شد - يعني 20 الي30 ثانيه پس از اصابت اولين موشك و درست زمانيكه ناخدا براي اولين بار وارد مركز اطلاعات رزمي شد . موشك دوم نيز به همان مكان عمومي در اقامتگاه خدمه كشتي برخورد كرد كه در نزديكي مركز اطلاعات رزمي كشتي قرار داشت . موشك دوم حفره اي به اندازه 15 فوت در طرف ديگر كشتي ايجاد كرد و در حدود 5 فوتي داخل بدنه ناوچه منفجر شد . اين موشك 5 تن از خدمه را به داخل آب پرتاب كرد و 37 تن از نظاميان نيروي دريايي آمريكا را به كام مرگ فرستاد و 11 تن ديگر نيز را به شدت مجروح نمود . انفجار حاصله سبب قطع كامل برق مركز اطلاعات رزمي شد ، خسارت شديدي به سازه كشتي وارد آورد ، به سيستم هاي ضدآب صدمه زد و لوله اصلي جريان آب را قطع كرد كه از آنها در عمليات اطفاي حريق استفاده مي كردند .
انفجار موشك دوم باعث شد تا سوخت به جاي مانده از موشك اول نيز به آتش كشيده شود و در نهايت 600 پوند سوخت دو موشك در محل اقامت خدمه كشتي مشتعل گردد . زبانه آتش سرانجام خدمه را وادار كرد تا محل اقامتگاه و مركز اطلاعات رزمي را ترك نمايند زيرا درجه حرارت ناشي از اين حريق گاهي تا 1400 درجه نيز رسيده و در سرتاسر كشتي دودي توليد كرد كه مانع ديد افراد مي شد . ارتباط راديويي كشتي كاملاً قطع شد و براي برقراري ارتباط مي بايستي از راديوهاي چيني موجود در جليقه نجات خدمه پرواز استفاده مي كردند .
براي استفاده از دستگاه تنفس اكسيژن ، خدمه دوره هاي آموزشي اندكي را گذرانده بودند و هرچند كه كشتي تقريباً دو برابر حد معمول لوازم اطفاي حريق داشت ، اما ثابت كردند كه براي اطفاي حريق لوازم كافي در اختيار نداشتند . به نظر مي رسد بسياري از سيستم هاي تنفسي در شرايط اضطراري تنها براي مدت معيني قابل استفاده بودند . حتي دستگاه تنفس اكسيژن نيز فقط در حدود 22 دقيقه ذخيره هوا داشت كه بدين ترتيب بايد كپسول هاي را در فضاي بدون دود تعويض مي كردند . اين بدان معني است كه آنها براي اطفاي حريق گاهي اوقات فقط 10 تا 12 دقيقه فرصت داشتند . خدمه همچنين بلافاصله دريافتند كه به قدر كفايت لباس مناسب و ابزار قطع برق براي اطفاي حريق و نيز پمپ هاي مناسب براي شرايط اضطراري در اختيار ندارند . {پاورقي : ناوچه استارك در زمان حمله تنها 30 كپسول اكسيژن و 400 مخزن هوا داشت . خدمه اين كشتي در طي 18 ساعت تلاش فراوان براي اطفاي حريق دست كم به 1400 كيسه هواي ديگر نياز داشتند]
ناوچه استارك در ساعت 9:38 دقيقه تلاش كرد تا فشار اصلي آتش را به جز در انبار مهمات كشتي به حالت اول برگرداند . خدمه فقط توانستند با پرتاب برخي از تجهيزات به بيرون از كشتي و استفاده از شلنگ آب براي خنك كردن مخازن ، تهديد ناشي از انفجار مهمات را مرتفع سازند . جريان الكتريكي برق به حالت اول بازگشت اما موتورها از كار افتاده بودند و حداكثر تا 16 درجه قابليت حركت داشتند . در ساعت 11:30 دقيقه ، يدك كش نجات سر رسيد كه براي خنك كردن مخازن كشتي ، با خود تانكر و شلنگ آب آورده بود .
كشتي متحمل خسارات فراواني شد زيرا كه خدمه آمادگي استفاده از تجهيزات اطفاي حريق را نداشتند . آن ها فقط توانستند ميزان تلفات را به حداقل برسانند و توجه خود را به مقابله با تهديد جنگنده معطوف نمايند زيرا تجهيزاتي كه با خود آورده بودند شامل بالگرد و اقلامي بود كه از كشتي هاي ديگر به عاريت گرفته بودند . اگر منتظر مي ماندند تا قايق هاي تجاري براي كمك از راه برسند ، بدون شك غرق مي شدند . حرارت ناشي از انفجار آنقدر زياد بود كه شعله هاي بين ديواره ها آتش را پخش مي كرد به طوريكه نردبان هاي آلومينيمي را ذوب كرده و روساخت هاي آلومينيمي كشتي را از شكل انداخت . هرچند كه موتور برق كشتي آسيبي نديده بود ، اما آتش در نهايت آن را نيز از كار انداخت . حتي سرازير كردن آب فراوان به داخل مخازن براي اين حجم از آتش كافي نبود . آن ها موفق شدند با تخليه مخازن آب يدك كش نجات در مسير پيشروي آتش ، از انفجار احتمالي كشتي جلوگيري كنند . [پاورقي : براساس گزارش منتشره از سوي نيروي دريايي آمريكا در اكتبر 1987 ، خسارت وارده به ناوچه استارك حدود 142 ميليون دلار بود كه از اين ميان 77 ميليون دلار خسارت وارده به خود كشتي و 62 ميليون دلار خسارت وارده به دولت بود كه تجهيزات آن را تامين كرده بود . پس از آن ، پيشنهاد شد كه براي افزايش ميزان مقاومت ناوگان در برابر حملات موشكي ، كليه كشتي هاي جديد را به لحاظ طراحي تغيير دهند اما از طرفي تاكيد كردند كه با استناد به اطلاعات بدست آمده از انگلستان در نبرد فالكلند ، در هنگام ساخت كشتي هاي جديد ايالات متحده آمريكا نظير DDG-51 بسياري از آموزه هاي حمله موشكي به ناوچه استارك را نيز مدنظر قرار دادند . همچنين پيشنهاد دادند كه عايق ضد آتش بيشتري به ديواره ها و زير عرشه كشتي افزوده شود و مواد قابل اشتعال (بويژه كابل هاي برق) كمتري در كشتي نگهداري شود و براي پمپ ها از سوخت ديزلي استفاده گردد و تعداد تجهيزات مورد نياز اطفاي حريق از جمله لباس مخصوص را افزايش داده و براي جلوگيري از گسترش آتش ابزارهاي لازم بر روي عرشه قرار گيرند . يكي از مشكلات اساسي تيم مشاوره ايالات متحده آمريكا كابلهاي برق بود و راه حل آن ، جايگزيني اين كابلها با فيبرهاي نوري بود كه هم قابل استفاده در كابلهاي ضد آتش بودند و هم از وزن كابل به طور قابل ملاحظه اي مي كاستند]

*معماي خطاي انساني

ارزيابي اين كه عملكرد خدمه كشتي از ابعاد مختلف تا چه اندازه ممكن است قابل قبول بوده باشد امري محال است ، اما سيستم هاي پدافندي ناوچه استارك مي بايست در برابر تهديدات ، قدرتمندتر ظاهر مي شدند . ناوچه USS Stark رهگيري جنگنده عراقي را زماني آغاز كرد كه موشك ها به سمت كشتي پرتاب شده بودند ، اما هيچگاه رادارهاي كنترل آتش خود را فعال نكردند . سوال اصلي اينجاست كه آيا سيستم هاي جنگ الكترونيك كشتي قادر به كشف اين حقيقت بودند كه بر روي صفحه رادار رهگير جنگنده ميراژ F-1EQ عراق ظاهر شدند و اينكه رادارها بايد زمان واقعي شليك و "نوع " موشك را تعيين كنند . مستندات نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا نشان مي دهد كه اگر كشتي سيستم هاي راداري خود رل در زمان مناسبي فعال مي كرد ؛ در اينصورت مي توانست در برابر تهديد از خود دفاع كند . [پاورقي : ناخداي كشتي بعدها به اين متهم شد كه نتوانست از رادارهاي تجسس هوايي SPS-49 و زميني SPS-55 براي شناسايي موشك كوچكي همچون اگزوست به نحو موثر بهره گيرد . اين مسئله ممكن است صحت داشته باشد ، اما چنانچه رادار تجسسي / شليك Mark-92 CAS در حالت كنترل آتش قرار مي گرفت ، در آنصورت شايد ناوچه استارك مي توانست موشك را شناسايي كند . وي همچنين به اين متهم شد كه رادار SLQ-32 را فعال نكرد . رادار SLQ-32 براي پوشش بهتر موشك اگزوست بايد بهبود مي يافت . با وجودي كه اپراتور در آن زمان با چنين مشكلاتي روبرو بود ؛ اما چنين به نظر مي رسد كه خود اپراتور نيز احتمالاً توجهي به اين موارد نكرده بود يا نسبت به علائم هشداردهنده واكنشي از خود نشان نداد]
سامانه هاي پدافندي ناوچه استارك تسليحاتي همچون موشك هاي كشتي به هواي استاندارد ، توپهاي خودكار Gatling ضدموشك هدايت شونده راداري موسوم به Phalanx ، سيستم هاي خودكار پخش كننده چف و تجهيزات جنگ الكترونيك را شامل مي گرديد . اين كشتي همچنين به موتورهاي توربيني مجهز بود [پاورقي : معهذا ، ناوچه استارك يك رادار Phalanx مدل Block One دارد . اين رادار از سيستم تجسسي بهسازي شده مدار بسته براي سنجش همزمان هدف و موقعيت موشك و بروز رساني دائمي اطلاعات كنترل آتش استفاده مي كند . همچنين مجهز به توپ M61A1 Gatlingشش لول با ريل الكتريكي و سيستم تنظيم ارتفاع است و ظرفيت بهسازي شده سامانه تغذيه مهمات آن در مقايسه با نمونه اوليه 50 درصد بالاتر است . رادار فوق از طريق يك كامپيوتر ديجيتالي تنظيم مي گردد كه محل نصب سيستم هاي خودكار/ توپ را كنترل مي نمايد . رادار در حالت آماده باش عمل مي كند و مدل بهسازي شده Block 1 اين توانايي را دارد كه علاوه بر ارتفاع كم ، اهدافي كه در ارتفاع بالا مانور مي دهند را رهگيري نمايد . هم اكنون بيش از 400 سامانه قديمي Phalanx در نيروي دريايي 52 كشور مختلف استفاده مي شود] كه اين توانايي را داشتند تا با سرعت 33 گره دريايي حركت كنند . چنين مانورهايي همزمان با بهره گيري از ديگر سيستم هاي پدافندي مي توانست سامانه هدايت موشك را بيشتر سر درگم سازد . [پاورقي : رادار دوربرد SPS-49 كشتي نسبت به موقعيت هواپيما تا فاصله 200 مايلي اعلام خطر مي دهد و موشك استاندارد يك سيستم ديناميكي متعارف با برد زياد است كه جنگنده را مورد هدف قرار داد اما از اطلاعات بدست آمده به نحو موثري استفاده نشد زيرا تصور بر اين بود كه جنگنده متعلق به نيروهاي خودي است . سامانه تجسسي و جنگ الكترونيك AN/SLQ-32 به گونه اي طراحي شده است كه بتواند موشك هاي ضدكشتي هدايت شونده راداري را شناسايي و موقعيت آن را تعيين كند ، اما از قرار معلوم نسبت به چنين حمله اي نه تنها اعلام خطر نشده بلكه موشك اساساً مورد شناسايي قرار نگرفت . فرض بر اين بود كه رادار كنترل آتش Mark Sperry Mark-92 - كه بر عملكرد توپ 76 ميليمتري هدايت شونده توسط رادار Oto Melara نظارت دارد - پس از شليك موشك ، قادر است پرتوهاي ضعيف راداري را تشخيص دهد اما احتمالاً‌ در اين رابطه موفقيتي حاصل نكرد . سيستم آتشبار ديناميكي متعارف Phalanx مشتمل بر يك توپ 20 ميليمتري Gatling شش لول هدايت شونده راداري بود كه مي تواند 30000 گلوله در دقيقه شليك كند . بالاخره اينكه ، كشتي به سامانه پخش كننده چف Tracor Super Rapid Blooming مجهز بود كه از حس گر خودكار و سكوي پرتاب ديگري سود مي جست اما اين سيستم را نيز هيچگاه فعال نكردند]
در عمل ، سلسله تغييراتي كه در سيستم فرماندهي اتفاق افتاد به اين معنا بود كه در ناوچه استارك از سيستم هاي پدافندي به هيچ وجه استفاده نشد - حقيقتي كه در نهايت به انتشار گزارش نيروي دريايي آمريكا و مقصر دانستن فرماندهي ناوچه استارك در وقوع اين حادثه منتهي گرديد كه متعاقب آن ناخداي كشتي ، افسر اجرايي و افسر عمليات تاكتيكي را بركنار نمودند . ناخدا و افسر عمليات تاكتيكي مجازات شده و فقط اين امتياز به آنها داده شد تا با اراده خود از نيروي دريايي استعفا دهند . افسر اجرايي تنبيه شد اما اجازه يافت تا به خدمت خود در نيروي دريايي ادامه دهد .
در واقع ، حمله جنگنده عراق هيچگاه به دليل خطاي انساني مورد چالش قرار نگرفت . فرماندهان به وظايف خود در وضعيت جنگي عمل نكردند و نفرات ديده بان را در محل مناسب خود مستقر نكرده يا تسليحات را در حالت آماده باش قرار ندادند . باوجوديكه رادارهاي كشتي ، جنگنده عراقي را رهگيري مي كردند اما ناوچه استارك در اعلام خطر ناشي از نزديك شدن جنگنده عراقي تعلل نمود .
ولو اينكه ناخداي استارك قبل از همه اطلاع مي يافت يك فروند هواپيماي عراق در فاصله بيش از 120 مايلي ناوچه در حال پرواز است ، باز هم وي قادر نبود كه نزديك شدن آن را تحت نظر داشته باشد . در عوض ، بايد به خدمه دستور مي داد تا با حداكثر سرعت در محل خدمت حاضر شوند و سپس در ساعت 10:00 سكوي محل استقرار افسران را ترك مي كرد .
هرچند كه به افسر تسليحات تاكتيكي دستور داد زماني كه جنگنده به فاصله 43 مايلي كشتي آمريكايي رسيد ، به خلبان آن هشدار دهد اما افسر عمليات تاكتيكي آنقدر معطل كرد تا هواپيما به فاصله 13 مايلي و سپس 11 مايلي كشتي رسيد . در آن زمان بود كه به وي هشدار داد . زمانيكه موشك ها به كشتي اصابت كردند ، ناخدا داخل كابين خودش در حال گفتگوي تلفني با "مقامات ارشد " بود و دو افسر ارشد كشتي نيز براي ارتقاي سطح پوشش پدافندي يا فعال كردن سيستم هاي پدافندي كشتي هيچ ترتيبي را اتخاذ نكردند .[پاورقي : سه روز قبل ، ناوچه USS Coontz تجربه مشابهي را پشت سر گذاشته بود . آنها در فاصله 39 مايلي به هواپيماي عراقي هشدار دادند و براي قرار گرفتن در موقعيت دفاعي مناسب تغيير جهت داده و سيستم پرتاب چف و تسليحات پدافند نهايي را براي مقابله با تهديد آماده كردند]
كشتي هرگز موقعيت خود را در جهت مناسب تغيير نداد و اين به معناي آنست كه قادر نبود از آنتن رادار كنترل آتش به نحو موثري استفاده كند . سيستم هشدار راديويي خودكار خاموش بود زيرا به عقيده خدمه تمركز آنها به هم مي ريخت و اشخاصي كه بايد به محض پرتاب موشك تصاوير راداري را به طور بصري شناسايي مي كردند ،‌ بعدها گزارش دادند كه در حال انجام امور ديگري بودند . در نتيجه سهل انگاري اين افراد ، اطلاع از پرتاب موشك بوسيله رادارها و سيستم هاي جنگ الكترونيك كشتي غيرممكن مي شود اما ظاهراً اين اتفاقي بود كه حادث شد . [پاورقي : در مورد ارگونوميك اين سيستم جاي بسي ترديد وجود دارد . اين سيستم در زمان رهگيري واقعي موشك تنها يك علامت بصري كوتاه توليد مي كند . اپراتور نه تنها بايد به كل صفحه راداري چشم مي دوخت بلكه همزمان بايد ارتباط كلامي خود با افسر عمليات تاكتيكي را نيز حفظ مي كرد . اما سرعت اسكن رادارهاي كشتي نسبتاً كند بوده و به جاي موشك هاي سرعت بالا ، فقط براي شناسايي دقيق كشتي و هواپيما طراحي شده بودند]
تا قبل از مشاهده موشك توسط ديده بان روي عرشه ، سيستم هاي راداري ناوچه استارك متوجه پرتاب دو موشك اگزوست از طرف جنگنده ميراژ عراق نشدند . پس از آن كشتي فقط 5 ثانيه فرصت داشت تا اعلام خطر كند اما هيچ يك از سيستم هاي پدافند خودكار فعال نبودند . ضمن اينكه عدم موفقيت كشتي در تغيير موقعيت خود ، ديد رادار سامانه Phalanx را كور كرد زيرا براساس طراحي آن نمي توانست مناطقي را پوشش دهد كه ممكن بود در خلال رهگيري تهديد ، اشتباهاً بر روساخت هاي خود كشتي قفل نمايد . [پاورقي : اين سيستم در اواخر ماه آوريل دائماً خطا مي كرد اما اين مسئله دال بر غيرفعال كردن آن در زمان حمله نيست]
اين دسته از خطاهاي انساني تا حدي قابل چشم پوشي است . يكي از علل ناكامي ناوچه استارك در واكنش به موقع به اين دليل بود كه كشتي هاي نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا در حوزه عملياتي خود در خليج فارس گهگاه با حملات هوايي عراق روبرو بودند . حتي تحت چنين شرايطي نيز افسران ناوچه استارك قطعاً بسيار زودتر از وقوع حادثه بايد تدابير احتياطي را اتخاذ مي كردند .

*نقش خلبان عراقي

پر واضح است كه خلبان عراقي نيز در اين ماجرا مقصر بود . وي پيش از حادثه 15 سورتي پرواز بر فراز منطقه خليج فارس داشت و از ريسك حمله به ناوگان دريايي كشورهاي دوست كاملاً آگاه بود . درست است كه هواپيماي ميراژ F-1EQ عازم يك ماموريت شبانه غيرعادي بود اما با خود دو فروند موشك اگزوست حمل مي كرد كه اين دو برابر ظرفيت مجاز هواپيما تلقي مي شود .
حمل اين مقدار مواد منفجره ، جنگنده را مدام در برابر فشار شديد نيروي آئروديناميكي هوا قرار داده ؛ مصرف سوخت را افزايش و سبب خستگي بيش از اندازه خلبان مي شود . وانگهي ، خلبان از اين موارد بسيار غافل شده بود . وي بعدها ادعا كرد كه بيشتر فركانس هاي مربوط به درخواست كمك را بر روي موج 0/243 و 5/121 مگاهرتز تحت نظر داشت . اما ، اين جزو آموزشهاي استاندارد نيروي هوايي عراق نبود و بعيد است كه وي نيز چنين آموزش هايي را گذرانده باشد . خلبان عراقي همچنين ادعا مي كرد كه پيامي از طرف ناوچه استارك دريافت نكرده است - كه با توجه به فاصله هواپيما از كشتي و اين حقيقت كه سرعت سنج راديويي ارسال چنين پيامي را تاييد مي كند ، ادعايي بي پايه و اساس است .
مهمتر آنكه ، به ادعاي خلبان عراقي سيستم ناوبري هواپيما نشان مي داد كشتي در محدوده 10- 5 مايل دريايي داخل منطقه انحصاري اقتصادي قرار داشت ، نه 15-10 مايل دريايي خارج از آن . معهذا ، به نظر مي رسد كه خلبان در سكوت راديويي پرواز كرده و در نهايت آرامش به طرف اولين هدفي كه رادار هواپيما تاييد كرد ، موشك خود را شليك نمود . جزئيات حركت هواپيما در زمان پرواز به طرف هدف يا دور شدن از آن نشان مي دهد كه خلبان از موقعيت خود كاملاً اطلاع داشت و مي دانست كه در حال پرتاب موشك به خارج از منطقه انحصاري اقتصادي ايران است . درصورت عدم اطلاع از موقعيت خود ديگر نمي توانست مسير دقيق برگشت به پايگاه را پيدا كند . بالاخره اينكه ، خلبان رادار رهگير خود را فقط به مدت چند ثانيه قبل از شليك موشك روشن كرد . اين عمل صرفاً در شرايط رزمي قابل توجيه است بدين گونه كه در صورت رويارويي با كشتي هايي كه از سيستم هاي پدافند هوايي استفاده مي كنند ، مجاز به انجام اين كار خواهند بود اما اين ماجرا روندي كاملاً متفاوت داشت . خلبان عراقي حتي به خود زحمت نداد تا هدف را با استفاده از رادار شناسايي كند . [پاورقي : عراق به تيم تحقيق ايالات متحده آمريكا اين اجازه را نداد تا براي بازجويي از خلبان وارد خاك عراق شوند . به ادعاي مقامات عراقي ؛ اين خلبان در سوابق خود 1300 ساعت پرواز داشته كه از اين ميان 800 ساعت آن با جنگنده هاي ميراژ بوده است . بعدها ، سفير عراق در آمريكا تصديق كرد كه احتمالاً هواپيماي عراقي در سيستم ناوبري خود دچار اشكال شده بود]

*درس هاي اصلي حادثه ناوچه استارك

در نگاه اول ، آموزه هاي حادثه ناوچه استارك بسيار آشنا به نظر مي رسند كه در ادامه به طور خلاصه بدانها اشاره مي شود :

*هيچ فرماندهي در منطقه جنگي نمي تواند ريسك رويارويي با حملات و تجاوزات را امري عادي بداند . هر حمله احتمالي بايد به ديده يك حمله واقعي نگريسته شود و از اينرو تمامي افسران حاضر در كشتي بايد اقدامات مقتضي را اتخاذ كنند .

*قوانين جنگ بايد سيستم هاي پدافند نظامي را تقويت كند نه محدوديت هاي سياسي . دستورات جنگي بايد تحت شرايطي خاص صادر شوند كه كشتي در آن شرايط فعاليت مي كند نه تحت شرايط كلي .

*همانند گذشته آمادگي كامل رزمي و حضور افراد در پست هاي مربوطه براي كشتي هاي مدرن نيز بسيار مهم و تعيين كننده است . محافظت از كشتي يا جبران خسارات وارده بدون حضور افراد در پست هاي خود تقريباً امري محال است .

*بهره گيري از سيستم شناسايي دوست از دشمن (IFF) در تشخيص موشك و هواپيما اهميت بسيار يافته است .

*با امعان نظر به بازار جهاني اسلحه ، هيچ سيستمي را نمي توان به عنوان سيستم دوست تلقي كرد .

*سامانه هاي پدافندي بايد كاملاً با يكديگر هماهنگ باشند تا كاربر مجبور نگردد مدام عملكرد آنها را زير نظر داشته باشد . مركز اطلاعات رزمي كشتي بايد بتواند از زواياي مختلف اقدامات هماهنگ و قطعي را اتخاذ نمايد .

*صرفنظر از علت واقعي خسارت وارده به ناوچه استارك ، كليه سامانه هاي جنگ الكترونيك موشك هاي غربي بايد تحت بررسي جامعي قرار گيرند تا ببينند آيا اين سيستم ها توانايي شناسايي قطعي موشك هاي غربي را دارند يا فقط مي توانند مدل هاي روسي يا كمونيستي را شناسايي كنند . براي مقابله با تعداد اندكي از تهديدات موشكي ، تعداد بيشماري از سامانه هاي پدافند موشكي متعلق به نيروي دريايي كشورهاي غربي بهسازي مي شوند .

*وقوع اين حادثه باعث گرديد تا به سيستم پدافند برد كوتاه توجه ويژه اي شود . بسياري از موشك هاي ضدكشتي از فاصله 22 مايلي يا كمتر قابل شناسايي هستند . اين مسئله نياز به قابليت واكنش سريع و استفاده همزمان از چندين سيستم پدافندي دارد . در اين راستا ، بر استفاده از موشك هاي سبك وزن مشترك و سيستم هاي توپخانه با آتش سريع تاكيد بيشتري دارند . مهمتر آنكه ، به سيستم هاي جديد هدايت كننده كه مي توانند با امواج راداري و سيستم هاي مادون قرمز يا "پارازيت انداز " به مقابله با موشك هاي كم ارتفاع برخيزند ، توجه ويژه اي دارند .

*اطفاي حريق و مهار آتش در نبردهاي دريايي به اندازه خود سامانه هاي پدافندي فعال حائز اهميت هستند . اگرچه نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا از تجربيات خود در جريان تبادل آتش ناوگان دريايي و ميزان خسارات وارده به ناوگان انگليسي در نبرد فالكلند سود مي برد ، اما با اينحال پس از خسارات وارده به ناوچه استارك بلافاصله بايد ترتيبي مي داد تا ميزان توانمندي نيروهاي خودي در عمليات اطفاي حريق ارتقا يابد .

*دوره هاي آموزش كنترل خسارت در سطحي بسيار بالا ارائه مي گرديد و پس از كسب تجربه لازم در جريان نبرد فالكلند ، نيروهاي آمريكايي بر تجهيزات مورد نياز خود براي كنترل خسارت افزودند . معهذا ، نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا توصيه كرد تا ابزارهاي لازم براي اكسيژن رساني ، تجهيزات تخريب تيغه فلزي كشتي ، سيستم هاي ديد در شب همراه با حس گرهاي حرارتي براي شناسايي آتش هاي كوچك ، ايستگاههاي اصلي اطفاي حريق ، سيستم هاي راديويي اضطراري ، راههاي فرار عريض تر بر روي عرشه كشتي براي تردد آزادانه خدمه ، ظرفيت بالاي تجهيزات دودزدا ،‌ زه كشي بر روي عرشه با هدف خارج ساختن آب مورد استفاده در زمان اطفاي حريق ، ارتقاي كيفيت لباسهاي مخصوص اطفاي حريق ، تعداد سيستم هاي اطفاي حريق در اماكن حساس مجهز به سيستم هاي الكترونيكي و پمپ ها افزايش يابند .

*باوجوديكه فلز آلومينيم في نفسه خطر چنداني براي انسان ندارد ، اما بسياري از ناوهاي غربي به گونه اي طراحي شده اند كه بيشتر بر قابليت هاي پدافندي و عملياتي آن تاكيد شده و توجه كمتري بر ميزان مقاومت آن دارند . نصب سيستم هاي الكترونيكي متعدد در يك كشتي نظير استارك ميزان مقاومت و بقاي آن را به مخاطره مي اندازد و بحث هزينه - فايده آن تنها زماني مطرح خواهد بود كه كشتي هيچگاه وارد جنگ واقعي نشود . اين مسئله به طور اخص به دليل محدوديت هاي جدي غرب در قابليت صنعت كشتي سازي نظامي مصداق پيدا مي كند . تحت شرايط گوناگون ، پيش از آنكه بتوان بر روي ناوگان هاي دريايي تعميرات اساسي انجام داد جنگ خاتمه مي يابد .

ترجمه: جواد قلوبي
ويرايش و تنظيم: محمد‌علي صمدي

ادامه دارد


گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان به مرور بار سفر بر بستند


شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                          لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                                             لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Sami 1993 تشکر کرده اند:
!MOS


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان