در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد
Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

556

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 32 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 5 آذر 1385 12:28

آرشيو سپاس: 3825 مرتبه در 518 پست

اش اونقدر شور شد که خان هم فهمید

توسط HASAN BARATY » سه شنبه 16 آذر 1389 18:50

هر وقت يكي از اصلاح طلبان از ايران خارج مي شود من عزا مي گيرم! تجربه به من مي گويد كه جز انگشت شماري از اينان، به زودي در آغوش دولت ها، سازمان ها و لابي هاي راست گرا مي افتند و يا توجيه گر رابطه و كمك گرفتن از دولت هاي خارجي در مبارزه مي شوند.»
اينها عباراتي است كه محمود دلخواسته از عناصر اپوزيسيون مقيم لندن (از طرفداران بني صدر) در واكنش به درخواست اخير «كاتب فراري خاتمي» از اوباما نوشته است. بابك داد اخيرا از اوباما خواسته اموال بلوكه شده ملت ايران را به جمهوري اسلامي پس ندهد و آن را در اختيار اپوزيسيون اصلاح طلب قرار دهد.
محمود دلخواسته در واكنش به گدايي علني اصلاح طلبان از رئيس جمهور آمريكا نوشت: وقتي يك اصلاح طلب براي ادامه مبارزه از وطن خارج مي شود، اولين اصلي را كه زير پا مي گذارد، اصل استقلال داشتن در مبارزه مي باشد. روشنفكران اصلاح طلب، با مقوله وطن، از منظر تئوري جهاني شدن و از بين رفتن استقلال ملي و برداشته شدن مرزها، كه امثال آقاي مرتضي مرديها از مروجان آن بوده اند، برخورد مي كنند.
اين اپوزيسيون لندن نشين در توجيه دليل ديگر رفتار خيانت آلود اصلاح طلبان مي نويسد: زندگي در غرب، عدم آشنايي به اين نوع از زندگي و نداشتن تخصصي كه امكان امرار معاش در اين جوامع را بدهد، فشار مالي را نيز بر آن مي افزايد و در اين رابطه است كه سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي غرب، به سرعت وارد عمل مي شوند و در پوشش استخدام در بنيادهاي مختلف تحقيقي و مطالعاتي و يا، در مورد آقاي اكبر گنجي، با دادن جوايز همراه با پولهاي هنگفت خبرنگاري، از طريق سازمانهاي دست راستي اين افراد را جذب خود مي كنند. البته وابستگي مالي، خواهي نخواهي وابستگي فكري و سياسي را نيز به دنبال خواهد داشت.
وي افزود: آخرين سفير ايران در ايتاليا قبل از حوادث خرداد 1360، كه استعفا داده بود، نقل مي كرد كه بعد از استعفا، سازمان سيا، آگاه از در مضيقه مالي قرار گرفتن او، با او تماس گرفته بودند و پيشنهاد كمك مالي، تحت عناوين مختلف را كرده بودند. منظور اين است كه اين سياستي مي باشد كه غرب، به ويژه دولت آمريكا هميشه به گونه اي سيستماتيك از آن استفاده كرده است. از مثال هاي واضح و مشخص آن، خارج شدن آقاي محسن سازگارا از وطن، نوشتن آن قانون اساسي كذايي و بعد تكذيب كردن! و بعد از استقبال باشكوه از طرف ثروتمندان ايراني در هتل هيلتون لندن، آخر به بهانه معالجه به آمريكا رفتن و زود در كنار سلطنت طلبها، فرقه رجوي، دخيل به امامزاده كاخ سفيد بستن و حالا هم كه علنا حقوق بگير موسسه مطالعاتي جورج بوش شده اند. و يا اينكه آقاي ابراهيم نبوي نامه سرگشاده به اتحاديه اروپا بنويسد و از آنها تقاضاي دريافت پول براي راه انداختن تلويزيون ديگري براي مبارزه! با رژيم حاكم بر ايران. و آخرين آن كه آقاي بابك داد كه در مقاله اخير خود به اوباما پيام مي دهد كه دوازده ميليارد دلار ضبط شده توسط دولت آمريكا را نه به دولت احمدي نژاد، بلكه به ايشان و همفكران ايشان بدهد تا با رژيم ايران مبارزه كنند.
دلخواسته از بابك داد پرسيد: ملت ايران از كي به شما و دوستانتان وكالت داده كه پول متعلق به ايران را به امثال شماها بدهند و شما تبديل به حقوق بگير حرفه اي شويد؟ آقاي داد وقتي بعد از پنهان شدن و با شجاعتي قابل تقدير آن مقالات پرشور را بر عليه كودتا نوشتند، احترامي عميق در ميان امثال من ايجاد كردند. ولي وقتي از ايران خارج شدند و ايشان را در مصاحبه اي مطبوعاتي در كنار آقاي مخملباف با آن سابقه و بي اخلاقي ديدم، برايشان پيامي فرستادم كه بهتر است حال كه وارد محيط ناشناخته اي شده اند، مدتي فقط به مطالعه محيط خود مشغول باشند. متاسفانه پيام اخير ايشان نشان داد كه ايشان نيز پيش از اينكه مبارز راه آزادي باشند، براي قدرت مبارزه مي كنند.
دلخواسته خطاب به كاتب ويژه محمد خاتمي نوشت: اگر توان مبارزه نداريد، اصلا وارد مبارزه نشويد زيرا در اين برهه فعالان سياسي وابسته، متاسفانه فراوانند و شما اگر به راه آنها برويد، فعلا از نظر اعتماد در خط سرسپردگي به سلطه خارجي و بيگانگان در آخر صف اين كوتوله هاي وابسته قرار خواهيد گرفت.
يادآور مي شود اين اپوزيسيون لندن نشين 9 اسفند سال گذشته هم در مصاحبه با راديو زمانه (راديو بردگان) گفته بود: كم نيستند مخالفاني هم در داخل و هم در خارج كه پذيرفته اند نقش احمد چلبي را بازي كنند اما مردم ايران به استقلال كشور اهميت مي دهند و نيروهاي مخالف رژيم بايد به اين عنصر حساس باشند. در فرهنگ ايراني، هر حركتي به سوي كشورهاي غير ايران و استفاده از آنها، مترادف خيانت است و بس. در تاريخ بعد از انقلاب، اولين بار آقاي بختيار به چنين عملي دست يازيد و با تشويق عراق براي حمله به ايران سعي كرد به قدرت بازگردد و بدين وسيله ننگ خيانت را براي هميشه بر خود خريد. او باور كرد كه كسي از پيروز سؤال نمي كند! و همين باور سبب شد كه مجاهدين مرتكب خودكشي سياسي شده و عامل صدام شوند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب HASAN BARATY تشکر کرده اند:
oweiys

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 11 مهمان