در اين بخش مي‌توانيد در موارد متفرقه در مورد جنگ افزار به بحث بپردازيد

New Member



no avatar
پست ها

12

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 27 دی 1389 14:01

آرشيو سپاس: 12 مرتبه در 6 پست

سناریوهای تهاجمی اسرائیل بر علیه ایران

توسط mojiir » پنج شنبه 7 بهمن 1389 00:10

مقدمه: چندی پیش مقاله ای از جفری گولدبرگ نویسنده آمریکایی- اسرائیلی مجله آتلانتیک منتشر شد که در آن مدعی شده بود احتمال حمله رژیم غاصب صهیونیستی به ایران تا کمتر از یک سال آینده (جولای 2011) بیش از 50 درصد است وی که تحلیل خود را بر اساس گفتگو هایی که با بیش از 40 سیاستمدار گذشته و حال ایالات متحده امریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و همچنین چند کشور عربی، قرار داده، در این مقاله می نویسد: دولت اسرائیل به مرحله ای رسیده است که اگر تشخیص دهد غیر از اقدام نظامی هیچ گزینه دیگری ایران را از ادامه برنامه های هسته ای اش منصرف نمی کند در انجام این اقدام درنگ نکرده و منتظر چراغ سبز ایالات متحده نمی ماند، چراکه دولتمردان اسرائیل ایران هسته ای را بزرگترین تهدید قوم یهود از زمان هیتلر تاکنون می داند.
در همین راستا چند ماه قبل سازمان مرکزی مطالعات استراتژیک ایالات متحده امریکا (CSIS) تحقیقی را با عنوان عملیات نظامی اسرائیل بر علیه ایران منتشر ساخت که شامل فصول ذیل بود:
1- تحلیل تسلیحات هسته ای و موشکی ایران
2- پیش بینی زمان هسته ای شدن ایران و توانایی در ساخت بمب  هسته ای
3- سناریوهای تهاجم اسرائیل به ایران و تحلیل هر یک از سناریوها
در این مطالعات با توجه به پیش فرضهای موجود جدول زمانی  هسته ای شدن کامل ایران را تا سال 2013 پیش بینی کرده و از اینرو تنها عملیات نظامی را برای متوقف ساختن این برنامه ها بهترین گزینه تشخیص میدهد در این سناریوهای تهاجمی دو سناریوی اصلی مطرح شده است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
هر چند تحلیل هایی از این دست تاکید بر ضرورت اقدامات پدافند غیر عامل در کشور دارد  اما باید توجه داشت فارغ از این گمانه زنی های ژورنالیستی و تحلیلهایی که بیشتر کاربرد عملیات روانی دارند    یکی از عواملی که تاکنون گزینه اقدام نظامی بر علیه ایران را بلا استفاده نموده دکترین دفاعی بازدارنده ایران است که از آثار توجه به مفاهیم نظری و عملی پدافند غیر عامل می باشد. البته شایان ذکر است توسعه طرحهای پدافند غیر عامل نه تنها در سایتهای هسته ای و نظامی کشور بلکه در سایر تاسیسات حیاتی، حساس و مهم که  فقدانشان می تواند باعث ایجاد اختلال در روند طبیعی زندگی مردم شوند (نظیر نیروگاهها، پالایشگاهها، خطوط لوله انتقال نفت و گاز، سیلوها و ...) بسیار حائز اهمیت است  و باید در رئوس برنامه ریزی های آتی قرار گیرد.

سناریوهای تهاجمی اسرائیل بر علیه تسلیحات هسته ای ایران
دو سناریو محتمل برای حمله اسرائیل به ایران وجود دارد؛ یکی سناریو حمله هوایی از یکی از سه مسیر شمالی، مرکزی و جنوبی است. و دیگری حمله موشکلی با موشکهای زمین به زمین بالستیک می باشد.



سناریوی اول حمله هوایی اسرائیل به سمت ایران برای هدف قرار دادن تجهیزات هسته ای و پایگاه های موشکی بالستیک ایران است که برای انجام این حمله محتمل سه راه پیش بینی شده است.
1-     مسیر شمالی:

پرواز به سمت شمال تا گوشه مرز سوریه و ترکیه سپس گردش به سمت شرق مرز سوریه و ادامه مسیر غرب به شرق.
اسرائیل توانست قابلیتهای حمله غرب به شرق خود را طی تهاجم به دایر الذهر سوریه در سپتامبر 2007 افزایش دهد.
جت های اف 15 و اف 16 اسرائیل همچون سیستم "suter" امریکا، می توانند بدون آنکه تشخیص داده شوند از روی تجهیزات دفاعی سوریه عبور کنند.
تکنولوژی روز دنیا به کاربر اجازه تهاجم و نفوذ سیستم های ارتباطی دشمن را می دهد. در شرایطی که بسیاری از سنسورهای دشمن طوری دستکاری شود که نزدیک شدن هواپیماها دیده نشود.
این فرایند شامل قرار دادن تشعشات و منتشر کننده های دشمن و سپس جهت دهی غلط داده های به سمت خودشان می تواند موجب هدفیابی غلط شده و اجازه کنترل سیستم دشمن را  به نیروهای مهاجم بدهد.



عناصر حیاتی تهاجم شامل موارد زیر است:


•     جمر های BRUTE FORCE
•     نفوذ به شبکه شامل کنترل هوا به سیستم های الکترونیکی زمینی و نفوذ به کامپیوترها و لینک های کامپیوتری.
(هفته تکنولوژی های هوا و فضا 25 نوامبر سال 2007):
قابلیت های هوایی اسرائیل شبیه قابلیت های شبکه ای تهاجم SUTER است. که توسط ایالات متحده امریکا با استفاده از وسعت حملات الکترونیکی EC-130 برای پرتاب جریان داده ها توسعه یافته است که با الگوریتم های بسیار پیچیده شبکه بندی شده اند تا به سمت آنتن های دشمن پرتاب گردد. Rivet RC-135 منفعل به تجهیزات نظارتی هواپیما متصل شده و سیگنالهای دشمن را مانیتور می کند تا از تاثیری که بر روی سنسورهای هدفیابی ایجاد میشود مطمئن گردد. اسرائیل این تجهیزات خود را که برای طراحی هواپیماهای مخصوص عملیات ویژه اند دو برابر کرده که هر دو توسط صنایع هوا و فضای اسرائیل در زمان جنگ 33 روزه لبنان در سال 2006 اصلاح شده است. نسخه های جدید رادارهای نظارتی سطح زمین می توانند جریان داده ها را از رادهار های منظم اسکن شده الکترونیکی با مقیاس های بالای فعال فراهم کند در حالیکه نسخه ی قبلی تنها امکان دریافت سیگنالهای نظارتی و تجزیه و تحلیل آن را می داد.
در این محیط غرب به شرق حتی اگر ترکیه بتواند یکی از فعالیت های هوایی را تشخیص دهد با احتمال زیاد به عنوان یک پرواز دوستانه روی قلمرو کشورش تلقی خواهد کرد نه یک تهاجم هوایی. در صورتیکه سوریه در اینکه هیچ تهدید خاصی در مرزهای هوای اش وجود ندارد فریب خواهد خورد.
هیچکدام از پایگاههای اصلی هوایی سوریه در اطراف مرز نیست و تنها یک ایستگاه هواپیمایی میگ 21 برای تمرین وجود دارد.
در قسمت آخر پرواز که یک مسافت نسبتا کمی تا ایران باقیمانده یا از شمال عراق طی می شود و یا از ترکیه.
مسیر پرواز نیز به گونه ای است که برای اف 15 و اف 16 از لحاظ سوختگیری در ورود به ایران و خروج از آن ایده آل است.
این مسیر شمالی که در طول مرز سوریه و ترکیه است احتمالا یک ریسکی را برای اسرائیل از ناحیه سوریه خواهد داشت، کشوری که هیچ ارتباط دوستانه و حتی یک فرایند مذاکرات رسمی ای با اسرائیل ندارد.
اگر هواپیماهای ترکیه واقعا از روی ترکیه این تهاجم را انجام دهند در اینصورت باید یک برنامه واضح و مشخص میان اسرائیل و ترکیه و حتی ایالات متحده برای ایران ریخته شود چراکه در غیر اینصورت اسرائیل ریسکهای فراوانی را از ناحیه ترکیه خواهد داشت.
عملا ریسک هایی که از جانب سوریه وجود دارد کم ارزیابی می شود، در صورتیکه ریسک های از ناحیه ترکیه متوسط خواهد بود اگر ترکیه مقابله نظامی را لازم بپندارد.
2- مسیر مرکزی:
اسرائیل یک صلحنامه ای را با دولت اردن در اکتبر سال 1994 به امضا رسانده است.
از اینرو اسرائیل مجبور است از هرگونه تجاوز به مرزهای هوایی اردن را راههای قانونی برنامه ریزی کند.





شواهد نشان می دهد که اردن اجازه پرواز هواپیماهای جنگی اسرائیل را به منظور حمله به ایران نخواهد داد.
هرگونه اقدام اسرائیل در شکستن حریم هوایی اردن خطر نقض معاهده صلح امضا شده با اردن را دارد.
در عمل عملیات تهاجم هوایی اسرائیل از مرزهای هوایی اردن، مطمئنا شناسایی خواهد شد و چالشی را برای اسرائیل با اردن و دیگر کشور های منطقه ایجاد می کند.
همچنین اسرائیل باید ریسکهای عملیاتی را که ممکن است از ناحیه اردن برای قطع این عملیات صورت می گیرد را برآورد کند که در نتیجه آن کل عملیات هوایی در تهاجم به ایران تحت شعاع قرار خواهد گرفت.
بنابر این مسیر مرکزی از اسرائیل به سمت ایران، هم از ریسک های عملیاتی بالایی برخوردار است و هم از ریسک های سیاسی بالا.
در نهایت عراق نیز ممکن است شامل این عملیات شود که آمریکا به احتمال بسیار بالا تشخیص خواهد داد و به اسرائیل اجازه پیشرفت در عراق را نمی دهد.
3- مسیر جنوبی:
اسرائیل توانست در عملیاتی مشابه در سال 1981 راکتورهای هسته ای اسیراک عراق را با پرواز از جنوب اردن به سمت عربستان سعودی و سپس عراق (یا حتی کویت) به انجام برساند.
به لحاظ سیاسی آمریکا اجازه انجام عملیات را از این مسیر به اسرائیل نخواهد داد چراکه ممکن است روابط دوستانه اش با عربستان سعودی به مخاطره بیافتد.
عراق و حتی کویت نیز در این مسیر هدف تهاجم قرار خواهند گرفت.
این مسیر می تواند ریسکهای سیاسی بسیاری را تولید کند حتی اگر ریسک های عملیاتی آن پایین ارزیابی گردد.
طراحی و ارزیابی مسیر حمله هوایی
مسیر شمالی: ترکیه ریسکهای عملیاتی متوسط و ریسکهای سیاسی بالایی دارد و در سوریه هر دو ریسک سیاسی و عملیاتی کم پیش بینی می شود

مسیر مرکزی: اردن هر دو ریسک عملیاتی و سیاسی بالا است. سوریه ریسک عملیاتی بالا ولی سیاسی پایین دارد و عراق     برعکس ریسک عملیاتی پایین و سیاسی بالایی دارد.

مسیر جنوبی: در این مسیر اردن، عربستان و عراق     هر سه ریسک سیاسی بالا و عملیاتی پایین دارند.

مسیر شمالی عملیات شامل موارد زیر خواهد شد:
•     بالا رفتن تا ارتفاع تقریبی 30000 فوت، سپس حرکت به سمت مرز مشترک سوریه و ترکیه، سوختگیری هوایی در میان مسیر.
•     رسیدن به مرزهای ایران، کاستن ارتفاع تا نزدیکی سطح دریا و حرکت به سمت اهداف، تخلیه بمبها و سپس خروج با حفظ ارتفاع در همان سطح دریا تا رسیدن به مرزهای ایران سپس اوج گرفتن تا رسیدن به همان ارتفاع 30 هزار فوتی و سوختگیری مجدد در مسیر.
•     رسیدن به قسمت غربی ترکیه در مدیترانه و شروع به فرود آمدن تا پایگاههای هوایی اسرائیل.
تخصیص نیروی عملیاتی اسرائیل





تجزیه و تحلیل عملیات
برد تقریبی تا نزدیکی اصفهان تقریبان 1110 مایل دریایی است و زمانیکه هواپیماهای F15-ES و F16IS، به 550 مایلی میرسند چه در مسیر رفت و چه در مسیر برگشت نیاز به سوختگیری مجدد خواهند داشت.
•     سوختگیری توسط تانکر های KC-135A و KC-10
•     سوختگیری بدنه ای میان دو هواپیمای F15-Es و F16Is
•     فرود اضطراری در منطقه ای میان ترکیه و سوریه و شمال عراق، در زمان سوختگیری.
سوخت مورد نیاز باری یک F15 E در مسیر شمالی 26300 لیتر می باشد در حالیکه سوخت مورد نیاز هواپیمای F16 I تقریبا برابر 14755 لیتر است. در مجموع عملیات حدود 80 هواپیمای جنگی می خواهد که تمام آن که 25 هواپیمای F-15I و 55 عدد F-16I است از موجودی اسرائیل است. یک هواپیمای F15E به 5 تا 6 تانکر KC-130s برای سوختگیری نیاز دارد و F16Is نیز 6 تا 7 تانکر از همان نوع می خواهد.
در حال حاضر اسرائیل5 تانکر KC-130H و 4 تانکر B-700 در اختیار دارد(منبع IISS). بنابر این همه تانکرهای اسرائیل برای سرویس دهی باید به همراه هواپیماهای F-15E و F16I در طول عملیات برده شوند. پیدا کردن محلی در میان مسیر که تانکر ها در آنجا از تشخیص داده شدن و در پی آن مورد هدف قرار گرفتن، در امان بمانند بسیار دشوار است.
تمام این محاسبات و تخمین ها با فرض عملکرد 100 درصدی تجهیزات و ادوات جنگی صورت داده شده است بدون احتساب عملیات نیروهای زمینی و یا هوایی ایران. از اینرو اگر یک قابلیت اطمینان 90 درصدی بدهیم باید در حدود 9 الی 10 هواپیمای جنگی دیگر اضافه کرده تا تعداد حملات به 90 برسد.
نهایتا باید حدود 20 درصد از موجودی هواپیماهای جنگی اسرائیل و نیز 100 از موجودی تانکرهایش برای این عملیات اختصاص داده شود.
با این اوصاف دیده می شود که حمله نظامی اسرائیل بر علیه تسلیحات هسته ای ایران کاملا ممکن است، اگرچه چنین عملیاتی بسیار پیچیده بوده و از ریسکهای بسیار بالای عملیاتی و فقدان اطمینان در صحت و موفقیت برخوردار است.

سناریوی دوم حمله اسرائیل بر علیه تسلیحات هسته ای ایران

حمله موشکی بالستیک

همانطور که دیده شد حمله موشکی هوا به زمین در حمله به ایران از ریسکهای بالایی در پیاده سازی و اجرا بر خوردار است.
پرواز از مسیرهای بسیار دشوار از لحاظ عملیاتی بر فراز مرزهای سوریه و ترکیه.
سوختگیری هوایی در میان راه و اجتناب کردن از مورد هدف گرفتن توسط نیروهای ترکیه، سوریه و امریکا.
سختی در کاهش ارتفاع و همچنین اوجگیری در ورود خروج از ایران و اجتناب از مورد هدف قرار گرفتن توسط پدافند هوایی ایران که منجر به ناقص ماندن عملیات خواهد شد.
تمام دلایل فوق می تواند گواهی دهد که استفاده از موشکهای بالستیک برای انجام عملیات نظامی بر علیه تسلیحات هسته ای ایران بسیار مطمئن تر است. چراکه اسرائیل قابلیت چنین عملیاتی را داشته و در مقابل ایران از هیچ سیستم دفاع موشکی بهره نمی برد، همچون سیستم دفاعی موشکی روسیه S-300PMU2 "FAVORIT" که برای جلوگیری از حملات موشکی و نیز هوایی طراحی شده است. گزارش شده است که ایران مذاکراتی با طرف روسی برای مجهز شدن به این سیستم دفاع موشکی داشته است و ممکن است تا الان آنها نیز مجهز به چنین سیستمی شده باشند.


میتوانیم فرض کنیم برای یک تخریب با محدوده فشار آستانه 5 psi برای هر سایت موشکی که بدون اجزای هسته ای 2 موشک Jericho 3 مورد نیاز است و در مجموع 10 موشک از این نوع نیاز می باشد.
خسارات احتمالی چنین عملیاتی در پیوست برای ارزشهای متفاوت برد کشنده و CEO نشان داده شده است اگر موشک Jericho کاملا توسعه یافته شده باشد و این عملیات با درجه صحت بالا انجام شود، این سناریو بسیار محتملتر و بهتر از سناریوی حمله هوایی به نظر می رسد.
این عملیات برای کشورهایی از منطقه نظیر اردن که در نقطه صفر ارضی قرار دارند در صورت تبادل موشک میان ایران و اسرائیل در وخیم شدن شرایط جنگی و استفاده از کلاهک های انفجاری WMD می تواند خطراتی را به همراه داشته باشد.

برگرفته شده از padafand
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mojiir تشکر کرده اند:
Mohammad 1985, interceptor, sevrous

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان