ترم های دانشگاه!

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: Shahbaz, MASTER, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1858
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10771 بار
سپاس‌های دریافتی: 12373 بار
تماس:

ترم های دانشگاه!

پست توسط AGeNiS1 » پنج شنبه 21 بهمن 1389, 12:32 pm

ترم اول (ترم جو گیرشدگی): الو سلام مامانی. منم هوشنگ. وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو. وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده تنم مور مور میشه. راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه. دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه !!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم2 (ترم عاشق شدگی): آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من. میخواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی. میخواهمت با تمام وجود عزیزم. همه پول و سرمایه من متعلق به توست. بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم... امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3 (ترم افسردگی):
الو مامان سلام. مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم می میرم از غصه. ای خدا بیا منو بکش راحتم کن. مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم4 (ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم... مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه. بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست. باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده داروسازی. هر شب بت فکر می کنم یگانه عشق من و یک سری حرفهای دیگه که از نوشتن آن معذورم.

ترم5 (ترم مشروط شدگی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم 2 نمره بم بده. به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6 (ترم ولخرجی):
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد. دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد !!!

ترم7 (ترم پاتوق و لات شدگی):
سلام داش مسی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو. از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 سوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم. نوکرتم. آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیل شدن): الو سلام خانم. واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم. فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....
ببین و بخند!اگـه شاخی شَـکّ ندارم که گـاوی... اگه فکر میکنی خیلی بالایـی بیزحمت یه چندتـا موز بنداز پایین ... اگـه شیـری با کیکمیخوریـمـت ... اگه پرچمت بالاسـت بیزحمت دستـمالـو بگیر پـــرچــــم مارو هم تمیـز کن!
خدایا!همه مریضا رو شِفا بده!
 

ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”