در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ جهان به بحث بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1220

تشکر کرده: 67 مرتبه
تشکر شده: 2303 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

لوفت وافه در دو سال پاياني جنگ جهاني دوم

توسط abdolmahdi » سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 08:37

سلام عليكم
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


Raul Colon ، چگونگي بازسازي لوفت وافه در پائيز سال 1944 و بازگشت موثر آن با معرفي نخستين هواپيماي جت در جنگ جهاني دوم را شرح مي دهد.

درنگي در آسمان ، پائيز سال 1944
از زمان پياده شدن متفقين در نورماندي در صبح ششم ژوئن سال 1944 ، هيچ فرصتي براي خودنمائي لوفت وافه كه در آن زمان تلاش مي كرد تا از يك سو جلوي پيشروي نيروي زميني انگليس ، كانادا و آمريكا درغرب را سد كند و از سوي ديگر سعي داشت تا حملات سنگين بمب افكن هاي متفقين كه زيربناي اقتصادي آلمان را ويران مي ساختند در متوقف سازد ، به وجود نيامده بود. انجام (همزمان ) اين ماموريت تقريبا نا ممكن بود اما در همان حال اوضاع به صورت دراماتيكي رو به وخامت مي گذاشت چرا كه لوفت وافه اكنون مي بايست با دشمن جديد و قدرتمندي درگير مي شد : ارتش روسيه . اكنون ماموريت ديگر ناممكن شده بود.
اما در خلال ماههاي سپتامبر تا اكتبر سال 1944 وقايعي رخ داد كه به لوفت وافه فرصت چنين نمايش  قدرتي را داد. آن فرصت هم ، توقف ارتشهاي متفقين در غرب بود كه به سرعت در حال پيشروي و دور شدن از خطوط تداركاتي خود بودند و لوفت وافه توانست آنها را متوقف و دستاوردهاي آنان را كمرنگ سازد. اين توقف در عمليات ، براي نيروي زمين آلمان بسيار خوشايند بود. كاهش عمليات هوائي متفقين به آن معني بود كه لوفت وافه نيز مي تواند بار عملياتي خود را تا حدي درغرب سبكتر سازد . اما لوفت وافه نمي توانست عمليات برفراز سرزمين پدري اش را كاهش دهد . بدليل بي نتيجه بودن بمبارانهاي متفقين ، ديدگاه آنها براي بمباران اهداف راهبردي آلمان در پائيز (سال 1944) نيز تغيير كرد. تا قبل از انجام حملات زميني ، عمليات بمباران سپاه هشتم نيروي هوائي آمريكا و فرماندهي بمب افكنهاي انگليس ، بر تخريب احتمالي يا تضعيف مراكز صنعتي آلمان متمركز شده بود. اما در ماه اكتبر اين هدف  به تضعيف سيستم حمل و نقل بسيار كارآمد رايش تغيير پيدا كرد. اين تغيير ديدگاه در نوع اهداف براي بمباران ، به صنعت نفت فلج شده آلمان فرصت داد تا پالايشگاه هاي آسيب ديده را ترميم و ظرفيت ذخيره سوخت خود را افزايش دهد . در نتيجه آلمان، توليد سوخت هواپيما از 18.000 تن در ماه اكتبر را به حدود 39.000 تن در ماه نوامبر افزايش داد.  

توليد هواپيماهاي آلمان    
آمار توليدات هواپيماهاي جنگي آلمان در طول جنگ جهاني دوم
                         1940        1941         1942        1943        1944        1945
بمب افكن             2.852       3.373       4.337       4.649       2.287      ...........    
جنگنده                 2.746      3.744       5.515       10.898     25.285      4.935
پشتيباني زميني       603         507         1.249       3.266        5.496       1.104
آموزشي               1.870      1.121      1.078       2.274        3.693         318
ساير                    2.176     3.656      3.230        3.720        3.832        1.182
جمع                    10.247   12.401    15.409     24.807      40.593      7.539
در اين هنگام ، صنعت هواپيماسازي آلمان از تجديد سازمان گسترده خود فارغ شده و يكبار ديگر اقدام به توليد انبوه هواپيما نموده بود. فقط در ماه سپتامبر ، صنايع گسترده هواپيمائي آلمان ، 3821 هواپيماي جنگي را به لوفت وافه تحويل داد. اين تعداد بزرگتر از بالاترين رقم توليد هواپيما از زمان آغاز جنگ در 5 سال گذشته بود. حدود 80 % هواپيماهاي جديدا توليد شده از نوع جنگنده هاي مسرشميت Bf-109 و فوكه ولف Fw-190 بود. حدود 500 فروند مسرشميت Bf-110 و يونكرس Ju-88  نيز تحويل نيروي هوائي گرديد. تعدادي از اين هواپيماها به نيروي تازه بازسازي شده هواپيماهاي شب پرواز تخصيص يافته بودند. 144 فروند هواپيماي جنگنده با موتور جت نيز توليد شده بودند : مسرشميت Me-163 ، مسرشميت Me-262  و آرادو Ar-234 .
افزايش مهيج تعداد توليدات هواپيما در آلمان نه تنها ناشي از تغيير نگرش متفقين در اهداف عمليات بمب افكنهايشان بود ، بلكه عمدتا ناشي از تمركز همه جانبه منابع و مراكز تحقيقاتي و توليدي آلمان بر روي توليد هواپيما بود. افزايش جنگنده هاي در دسترس براي گروه ها و اسكادران هاي پروازي كه در جريان ماه ها نبرد دچار فرسايش شديدي شده بودند بسيارخوشايند بود. 15 گروه جنگنده كه در جريان حمله متفقين به فرانسه در سال 1944 متحمل خسارات زيادي شده بودند با جنگنده هاي جديد كه از خطوط توليد در آلمان بيرون آمده بودند نوسازي شدند. امواج بلند توليد هواپيماهاي جنگنده در آلمان به لوفت وافه اين امكان را داد تا يگانهاي جنگنده روز پرواز خود را تقويت سازد. در سپتامبر سال 1944 ، موجودي هواپيماهاي جنگنده روز پرواز لوفت وافه 1900 فروند بود كه در اواسط ماه نوامبر اين رقم به 3300 فروند جنگنده عملياتي در دسترس رسيد.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
در اين فتوگراف كه متعلق به سپاه هشتم نيروي هوائي آمريكاست ، انواع هواپيماهاي جنگي آلماني و توپهاي قابل حمل آنها نشان داده شده است.



هيتلر و لوفت وافه
حتي پس از آنكه لوفت وافه توانست از ورطه ركود وحشتناك كه پس از حمله متفقين ( در فرانسه) به آن دچار شده بود خارج شود ، هنوز جايگاه سياسي و نظامي آن در نظر آدولف هيتلر در پائين ترين نقطه خود قرار داشت. افول آنها با پياده شدن نيروهاي آمريكا و انگليس در هلند ادامه يافت. عدم تلاش لوفت وافه براي انكار تفوق هوائي مهاجمين هيتلر را كاملا ديوانه كرده بود. در مذاكراتي با مقامات عاليرتبه نيروي هوائي چند روز پس از پياده شدن متفقين درهلند ، هيتلر رئيس ستاد لوفت وافه ، ژنرال Werner Kreipe و افرادش را به بي كفايتي در ممانعت در پياده شدن متفقين در فرانسه و اكنون در هلند متهم نمود. ژنرال Kreipe سعي كرد تا پاسخي بدهد اما هيتلر در يكي از همان عصبانيت هاي آتشين معروفش فرو رفته بود و با او كاري نمي شد انجام داد. در نهايت ، هيتلر پس از اين جلسه ورود ژنرال Kreipe را به ستاد فرماندهي اش ممنوع كرد.  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
ژنرال هوائي Kreipe كه مغضوب هيتلر شد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
ژنرال Koller كه به جاي Kreipe در ستاد فرماندهي هيتلر منصوب شد. در مورد او بيشتر خواهيم خواند


در نوامبر سال 1944 ، ژنرال Karl Koller به جاي  Kreipe منصوب شد . در همين حال كه نبرد فرانسه تقريبا رو به پايان بود ، در اوايل آگوست سال 1944 ، هيتلر فرمان خود مبني بر بكارگيري هواپيماي Me-262  در يگانهاي بمب افكن را لغو نمود . اين اقدام راه را براي ورود به خدمت اين جت جنگنده جديد به يگانهائي كه در آن بيشتر مورد نياز بود باز كرد : گردانهاي شكاري .
نخستين آزمون هاي مربوط به اين هواپيماي جت با اشتياق زيادي آغاز گرديد. در ابتدا اين آزمون ها پيشرفت كندي داشت كه عمدتا بخاطر موتور جت آن بود. تعدادي از جنگنده هاي Me-262 بدليل نقص فني موتورها از بين رفتند. با اين وجود ، سرگرد والتر نووتني Walter Nowotny كه فرماندهي نخستين اسكادران عملياتي جنگنده Me-262 را بر عهده داشت توانست با سرنگوني چهار هواپيماي شناسائي بلند پرواز آمريكائي موفقيت هائي را كسب نمايد. اما در سپتامبر 1944، هنگاميكه موتورهاي اصلاح شده Jumo 004  آماده توليد انبوه شده بودند ، وضعيت تغيير كرد. در خلال همان ماه ، 91 فروند جنگنده Me-262 به اسكادران هاي خط مقدم لوفت وافه تحويل شدند ، يعني چهار برابر تعداد تحويلي در ماه آگوست.  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
جنگنده Me-262


كاستي هاي جنگنده Me-262
در سوم سپتامبر سال 1944 ، سرگرد Nowotny به پايگاه هاي هوائي خطوط مقدم نبرد در آخمر Achmer و هسپه Hesepe در شمال غرب آلمان اعزام شد. نخستين وظيفه واگذار شده به آن پايگاه ها ، درگيري با جنگنده هاي آمريكائي اسكورت كننده بمب افكن هاي سنگين در ماموريتهاي نفوذي آنان بود. تلاش آنها در اين ماموريتها آن بود تا با برهم زدن آرايش جنگنده هاي اسكورت ، آنان را وادار سازند تا براي درگير شدن با جتهاي سريع دشمن ، اقدام به رها سازي مخازن سوخت خارجي خود كنند . اين كار سبب مي شد تا بمب افكن هاي بدون اسكورت آمريكائي براي جنگنده هاي معمولي لوفت وافه تبديل به اهداف ساده اي شوند. اين تاكتيك بسيار دقيق ، بر روي كاغذ خيلي كارآمد نشان مي داد اما در جريان نبرد قابل اجرا نبود. عوامل متعددي سبب شد تا اين تاكتيك مرده تلقي شود كه مهمترين آنها ، نامطمئن بودن نسل اول موتورهاي جت جنگنده هاي آلماني بود . به همين دليل تعداد زيادي از جنگنده هاي 262 در انتظار موتور جديد زمينگير شده بودند. عامل بعدي سرعت فرود اين جنگنده ها بود : حدود 120 mph . اين سرعت سبب نابودي چرخ هاي فرود هواپيما مي شد كه در آن مقطع از جنگ به جاي لاستيك حقيقي از مواد مركب مصنوعي ساخته مي شدند. اين چرخها اغلب هنگام فرود مي تركيد و سبب چرخيدن و درهم شكستن هواپيما مي گرديد . در ابتداء ، خلبانان متفقين از مشاهده هيبت جنگنده هاي جديد Me-262  دچار وحشت مي شدند چرا كه نمي دانستند چگونه به آن نزديك شوند اما پس درگيري با آن وعادي شدن مسئله ، متفقين به توانائي ها و از همه مهمتر ، ناتواني هاي آن جنگنده پي بردند. مسرشميت 262 هنگام پرواز در ارتفاعات بالا رقيب نداشت ، اما هنگام پرواز در سرعت پائين ، يعني تقرب براي فرود يا هنگام برخاست بود كه متفقين شانس سرنگوني جت آلماني را پيدا ميكردند. اين عامل با نياز اين جنگنده به باند ويژه اي براي نشست و برخاست تشديد مي شد . كشف اين پايگاه هاي مخصوص ، متفقين را قادر مي ساخت تا عمليات بمباران هوائي خود را بر روي آنجا متمركز كنند. جنگنده بمب افكن هاي متفقين به صورت مداوم و آماده باش برفراز چيني پايگاه هائي گشت مي زدند تا در صورت مشاهده نشست يا برخاست يك 262 به آن حمله كنند. در صبح روز هفتم اكتبر ، سرگرد Nowotny با استفاده از يك دسته 5 فروندي 262 ، يعني بيشترين تعداد جت هاي شركت كننده در يك حمله ويژه ، براي رهگيري يك دسته بمب افكن آمريكائي كه در حال پرواز به سمت يكي از پالايشگاه هاي سوخت آلمان در مركز كشور در حال پرواز بودند ، به پرواز درآمد. يك دسته از جنگنده هاي آمريكائي P-51  موستانگ ( بهترين جنگنده موتور پيستوني در جنگ ) كه در ارتفاع 15000 پائي و برفراز پايگاه هوائي آخمر Achmer بمب افكن ها را از هر سو اسكورت مي كردند ، توانستند دو جنگنده 262 را قبل از آنكه به سرعت مورد نياز براي درگيري برسند ساقط كنند. يك  262ديگر پس از درگيري با موستانگ ها برفراز آخمر سرنگون شد. فقط يك فروند Me-262  توانست به پايگاه بازگردد كه آن هم بدليل ناتواني هواپيما در درگيري با هواپيماهاي دشمن بود.


آخرين اميد : جت بمب افكن آرادو Ar-234A     

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
جت بمب افكن آرادو
اوضاع بهبود نيافت. در هشتم نوامبر ، گردان Nowotny بيشترين خسارت را از زمان ورود به خدمت 262 در يك روز متحمل شد. سرگرد والتر نووتني Walter Nowotny نيز در يك درگيري سقوط كرد و كشته شد.
در نهايت خوش اقبالي ، در همان زمان ، آدولف گالاند  Adolf Galland  در حال ماموريت انجام بازرسي از پايگاه آخمر و وضعيت هواپيماهاي جنگنده آن بود . او اكنون دريافت كه ماموريتي ناممكن بر عهده Nowotny گذاشته شده بود و Nowotny و افرادش به رغم تلاش فراوان ، نتوانستند در كار خود موفق شوند . تصور اينكه يك خلبان جنگنده ، حتي به وفاداري و زيركي Nowotny ، بايد بتواند جنگنده كاملا جديدي را بدون فراگيري آموزش هاي لازم پروازي ، در سطح بالائي به پرواز درآورد ، باوري نادرست بود. گالاند كاملا به اين باور رسيده بود. كاركرد نامناسب موتور وضعيت را بد و حتي بدتر كرده بود. نزديكي پايگاه جنگنده هاي 262 به خطوط نيروهاي زميني آلمان كه دائما در حال عقب نشيني بودند سبب شده بود تا متفقين تعداد زيادي هواپيماي جنگنده را در آسمان به صورت مداوم داشته باشند كه هر لحظه منتظر شكار يك 262 در حال فرود يا برخاست باشند.  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
Walter Nowotny
در اين ضمن ، هواپيماي آرادو Ar-234A  كه كمتر تبليغاتي براي آن صورت گرفته بود ، تنها نور اميد لوفت وافه در جريان نبرد فرانسه محسوب مي شد. تنها دو فروند آرادو 234A عملياتي ، نخستين هواپيماي آلماني بودند كه با پرواز در عمق جبهه متفقين ، سبب ميشدند تا نيروي هوائي آلمان تا حدي احساس غرور كند. چرا كه از اواخر سال 1942 لوفت وافه هيچ پروازي در عمق جبهه غربي را انجام نداده بود. نخستين هواپيماي عملياتي آرادو 234 به يگان شناسائي موسوم به Kommando Sperling مستقر در منطقه راين Rheine تحويل شد. اين يگان هاي شناسائي ماموريت هاي تصوير برداري برفراز جنوب شرقي انگلستان ، هلند ، فرانسه و بلژيك را انجام مي دادند. در ماه دسامبر يك 234 ديگر به يگان مستقر در شمال ايتاليا ملحق شد. اگرچه اين هواپيماي 234 به عنوان شناسائي بكار گرفته مي شد اما پلتفرم اصلي آن ، يك هواپيماي بمب افكن بود. هدف نهائي لوفت وافه تشكيل هرچه بيشتر اسكادران هاي عملياتي هواپيماهاي 234 براي بمباران دشمنانش بود. همچنانكه توليد هواپيماي 234 افزايش مي يافت ، يگانهاي بمب افكن موجود از هواپيماهاي يونكرس Ju-88  به جت هاي بمب افكن جديد تبديل مي شد. تغيير آموزش هاي پروازي ، كه يكي از نقاط ضعف نخستين سري جنگنده هاي 262 بود ، اكنون وضعيت بهتري پيدا كرده و خلبانان باتجربه هواپيماهاي جت ، به تعداد بيشتري در دسترس بود. هيتلر انتظار كارهاي بزرگي از هواپيماي 234 داشت . به همين دليل مرتبا گورينگ را تحت فشار ميگذاشت تا اين هواپيما را هرچه زودتر عملياتي كند.
تمام تلاشها بي فايده  
هر چه پائيز سال 1944 روبه پايان مي رفت ، وضعيت نظامي آلمان نيز رو به افول مي گذاشت. در جبهات غرب ، شرق و جنوب ، دشمن در حال پيشروي بود و در برخي جاها از مرزهاي آلمان نيز عبور كرده بود. در دو راهي تسليم بي قيد و شرط يا ادامه جنگ ، فرماندهي عالي آلمان راه دوم را برگزيد. چراكه ماشين تبليغاتي آلمان شرايط تسليم را به مراتب بدتر از پيمان ورساي در سال 1919 توصيف مي كرد. حتي نازي ها تبليغ ميكردند كه در صورت تسليم موجوديت ملت آلمان با خطر تجزيه مواجه خواهد شد. بازتاب اين تبليغ جمله اي بود كه به كرات شنيده مي شد : " از جنگ لذت ببريد ، چون صلح وحشتناك خواهد بود" . در نهايت ، هيچيك از سلاح هاي خارق العاده لوفت وافه نتوانست گزندي به نيروي هوائي متفقين برساند. با اينحال ، با توجه به ادامه تلاشهاي سرسختانه لوفت وافه به عنوان يك نيروي جنگنده در پائيز سال 1944 ، مي توان گفت كه اين نيرو بازگشت قابل توجهي در پائيز همان سال داشته است.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب abdolmahdi تشکر کرده اند:
arian3003, shola, apple2009, shafagh 2, Mohammad 1985, aryo barzan, tondar, hamed_713, HORLIKAN, big-man, Mahdi1944, Germanizer, رونین, zaq32

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1220

تشکر کرده: 67 مرتبه
تشکر شده: 2303 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 29 آذر 1386 15:18

آرشيو سپاس: 6974 مرتبه در 813 پست

Re: لوفت وافه در دو سال پاياني جنگ جهاني دوم

توسط abdolmahdi » شنبه 10 اردیبهشت 1390 08:41

سلام عليكم
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

پايان كار لوفت وافه
Raúl Colon ، در مورد نيروي هوائي آلمان Luftwaffe و سرنوشت آن در ماههاي پاياني جنگ جهاني دوم مي نويسد :
پايان كار نيروي هوائي قدرتمند آلمان به سرعت فرا رسيد. پس از حدود دو سال نبرد در دو جبهه بزرگ ، لوفت وافه ، كه وحشت آور ترين نيروي هوائي در آن زمان به شمار مي رفت ، رو به زوال نهاد. نيروئي كه زماني بر آسمان قاره اروپا تسلط داشت اكنون در موقعيتي بود كه مي بايست از سرزمين پدري اش در مقابل حملات بمب افكن هاي متفقين دفاع مي كرد.
اگر چه از بيرون نوشتن در مورد وضعيت لوفت وافه كار ساده اي است ، اما از درون براي فرماندهان لوفت وافه مدتها طول كشيد تا به واقعيت وخامت اوضاع آن پي ببرند. در حقيقت ، در آغاز ماه آوريل سال  1945بود كه معلوم شد "پايان جنگ" نزديك است. در اين زمان ، نيروي زميني متفقين به سرعت از سمت غرب به برلين ، پايتخت آلمان نزديك مي شد. پيشروي سريع ارتش نيرومند متفقين سبب شد تا بخش هاي عظيمي از خاك آلمان به تصرف آنان درآيد يعني جائي كه كارخانجات مهم هواپيماسازي هيتلر در آنجا قرار داشتند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
جنگنده بلند پرواز Ta-152
براي مثال كارخانجات فوكه ولف در شهر كوتبوس كه به تازگي توليد انبوه جنگنده بلند پرواز Ta-152  را آغاز كرده بود به تصرف ارتش سرخ درآمد. توليد كامل اين جنگنده و ساير هواپيماهاي مشابه آن Ba-349 ، He-162  و دورنيه Do-335 كه به آنها "سلاح هاي خارق العاده" مي گفتند ، در اواسط ماه مارس سال 1945 متوقف شد. در ماه آوريل گردان شكاري يكم تقريبا تمام تعداد هواپيماهاي هنشل He-162  مورد نياز را دريافت نموده بود. خلباناني كه مامور پرواز با اين هواپيما بودند آن را بسيار سريع ، مانور پذير و البته فراموش نشدني يافتند. تقريبا دويست فروند از اين جت جنگنده قبل از پايان جنگ در ماه مه به لوفت وافه تحويل داده شد.
جنگنده رهگير عمود پرواز Bachem Ba-349  موسوم به " Natter" ، يكي ديگر از سلاح هاي خارق العاده لوفت وافه بود. اين هواپيما آزمونهاي پروازي را بدون درخشش خاصي به پايان برد و در ماه آوريل سال 1945يگانهائي از اين هواپيماي كوچك وارد خدمت شده بود. نخستين سايت كاملا عملياتي Ba-349  در منطقه Kircheim در نزديكي اشتوتگارت واقع شده بود. قرار بود اين هواپيماها از Kircheim دسته هاي پروازي بمب افكن هاي ارتش هشتم نيروي هوائي آمريكا را مورد حمله قرار دهند ، اما موفق به انجام آن نشدند. با ادامه پيشروي سريع آمريكائيها به سوي اشتوتگارت ، آلمانها از ترس آنكه اين هواپيماها به دست آمريكائيها بيفتند ، تمام رمپ هاي برخاست اين هواپيماها را نابود ساختند.
يكي ديگر از سلاح هاي خارق العاده ، هواپيماي دورنير Do-335 بود كه در فاز طراحي به مشكلات فني زيادي برخورد و زماني اشكالات برطرف شدند ، كه ديگر اين هواپيماي دو موتوره نمي توانست عملياتي شود .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
يكي از معدود جنگنده هاي باقيمانده هنشل He-162 كه اكنون در موزه اي نگهداري مي شود.

در آن زمان آلمانها پايگاه هاي هوائي را تخليه مي كردند و بيشتر يگانهاي لوفت وافه آخرين عمليات هجومي خود را انجام مي دادند. عمليات “Wehrwolf”   كه براي سركوبي دسته هاي پروازي بمب افكن هاي آمريكائي طراحي شده بود ، در هفتم آوريل به اجرا درآمد . نيروئي مركب از 102 فروند جنگنده Bf-109  و 59 فروند Me-262   بر ضد ناوگان هوائي آمريكا كه شامل 1300 بمب افكن B-17  و B-24   و با شمار زيادي از جنگنده هاي آمريكائي نيزحمايت مي شدند ، به پرواز درآمدند. تعداد اندك هواپيماهاي آلماني بكار گرفته شده در اين عمليات يك فاجعه بود. به رغم تاكتيك هاي جديد مورد استفاده آلمانها ، فقط 8 بمب افكن سنگين منهدم شد و 15 بمب افكن ديگر نيز آسيب ديدند كه البته قادر به بازگشت به پايگاه هايشان بودند. در مقابل ، آمريكائيها توانستند 59 جنگنده آلماني را سرنگون سازند.
به خاطر اين شكست ، سيل تهمت ها در لوفت وافه به راه افتاده و هر يك مسئوليت شكست را بر عهده ديگري مي انداخت. بررسي ها و مدارك نشان داد كه هواپيماهاي جنگنده در نقش بمب افكن هاي شيرجه رو بكار گرفته شدند . در حقيقت ، آلمانها اين عمليات پيچيده را بدون در نظر گرفتن هواپيماهاي مكمل مورد نياز به انجام رساندند. به هر حال ، دليل اين شكست هر چه كه باشد ، پس از انجام عمليات “Wehrwolf”  ، لوفت وافه انجام هرگونه عمليات بزرگ ديگري را بدليل كمبود تجهيزات ، و اكنون زمان ، متوقف ساخت.  
با فرا رسيدن هفته دوم ماه آوريل ، نيروهاي آلماني ، كه در دو جبهه مي جنگيدند ، اكنون فقط كنترل دو منطقه در كشور را در دست داشتند . منطقه باواريا در جنوب و منطقه اي در اطراف شلزويگ – هولشتاين در شمال. براي حفظ اين موقعيت ،  ساختار فرماندهي لوفت وافه يكبار ديگر تغيير كرد. يگانهائي كه در شمال آلمان ، پروس شرقي ، دانمارك ، نروژ و كورلند هنوز عملياتي بودند ، در قالب ناوگان "رايش" تحت امر ژنرال Stumpff قرار گرفتند. يگانهاي عملياتي موجود در جنوب آلمان ، مجارستان ، چكسلواكي و شمال ايتاليا نيز در قالب ناوگان "ششم" تحت امر ژنرال von Greim قرار گرفتند.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
در روي زمين ، با فرا رسيدن 16 آوريل ، يگانهاي پيشگام ارتش سرخ از رودخانه هاي Oder و Neisse عبور كرده و سرپل هاي خود را در آن سوي رودخانه ها مستحكم نمودند. يگانهاي آلماني در سواحل رودخانه ها كه از لحاظ نفرات 2 به يك و از حيث تجهيزات 4 به يك از روسها عقب بودند ، شجاعانه مي جنگيدند و در ابتداي نبرد موفق شدند تا روسها را به عقب برانند. در بعد از ظهر همانروز ، تمام يگانهاي عملياتي موجود لوفت وافه به نبرد اعزام شدند.
حمله اي كه توسط خلبانان دلير لوفت وافه انجام شد را ميتوان فقط از روي ناچاري توجيه كرد. در حمله اي به سبك كلاسيك كاميكازه ، دسته هائي از خلبانان جنگنده f-109   هواپيماهايشان را به تانكهاي روسي كه به سوي سرپل هاي بدست آورده سرازير شده بودند كوبيدند. اين نخستين و تنها موردي بود كه لوفت وافه در نبرد از چنين تاكتيكي استفاده مي كرد. هيچ اطلاعاتي از وسعت خسارات وارد شده توسط خلبانان لوفت وافه در اين عمليات وجود ندارد. حتي اگر چنين عملياتي موفقيت آميز بوده باشد ، مهندسين روس قادر بودند تا به سرعت پل هاي موقت نظامي را جايگزين كنند. در حقيقت جريان انتقال نفرات و تجهيزات روسها كماكان ادامه يافت و تقريبا اين حمله آن را متوقف نساخت.
در پايان روز 17 آوريل ، دسته هائي از بمب افكنهاي روسي با حمايت آتش پر حجم توپخانه مدافعين كم تعداد آلماني را گيج كردند. در نخستين ساعات روز 18 آوريل ، بخش عمده اي از ارتش سرخ آماده عبور از رودخانه ها بودند . مواضع دفاعي آلمان در طول سواحل رودخانه ها در مواجهه با تعداد بيشمار سربازان روس و قدرت آتش آنها درهم شكسته شد.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
ژنرال Karl Koller
در همان موقع در پناهگاه زيرزميني هيتلر در برلين ، وضعيت به اوج بحران خود رسيده بود . هيتلر فرمان داده بود تا يگانهاي تهي شده لوفت وافه به يكباره به نيروهاي روس هجوم برند. يكي از همين فرمان ها ، ژنرال Karl Koller ، نماينده ستاد لوفت وافه در پناهگاه هيتلر را كاملا مبهوت ساخت. هيتلر پيشنهاد داده بود تا فرماندهي تمام جت هاي جنگنده و بمب افكن ها به Hans Ulrich Rudel كه يك خلبان بمب افكن شيرجه رو اشتوكا بود سپرده شود در حاليكه او درباره هواپيماهاي جت چيز زيادي نمي دانست. ژنرال Koller و ساير مقامات لوفت وافه تلاش كردند تا با هيتلر در مورد ايده او صحبت كنند. با قرار گرفتن برلين زير آتش توپخانه دورزن روسها در 21 آوريل اوضاع وخيم تر شد. هيتلر خشمگين شده بود. او از Koller بخاطر عدم حضور لوفت وافه در گلوله باران برلين توضيح خواست.
ژنرال Koller بار ديگر سعي كرد تا به هيتلر بگويد كه يگانهاي لوفت وافه اكنون ديگر خالي شده اند و معدود يگانهاي نيمه عملياتي آن از نبود سوخت كافي و مهمات براي انجام يك عمليات موثر رنج مي برند. هيتلرعدم برخاست جنگنده هاي Me-262 از پايگاه هايشان در پراگ براي حمايت از برلين در مقابل محاصره ارتش سرخ در 22 آوريل انتقاد كرد . ژنرال Koller پاسخ داد كه با وجود ادامه نبرد و تداوم تغييرات در مناطق عملياتي ، اكنون پايگاه هاي لوفت وافه در برخي مناطق به محاصره كامل درآمده اند و با اين وجود آنها هر كاري را كه ميتوانستند ، براي نجات برلين انجام داده اند.

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
در آخرين ساعات روز 22 آوريل هيتلر مشغول نوشتن يادداشتهائي بر روي نقشه هاي ديواري شده بود. او سرانجام به اين نتيجه رسيد كه جنگ را باخته است. برخي از اعضاي حلقه داخلي و نزديكان او تلاش كردند تا هيتلر را تشويق به خروج از برلين نمايند اما او رد كرد. در عوض ، هيتلر به نزديكانش دستور داد تا مدارك شخصي او را به حياط بالاي پناهگاه برده و آنها را آتش بزنند. ارتش آلمان (ورماخت) خواهان آن بود تا تمام نيروهايش را از جبهات غربي به سمت شرق منتقل كرده و آنها را در مقابل ارتش روسيه قرار دهد .
در همين حال ، رايش مارشال Hermann Goering كه نخستين فرد براي جانشيني هيتلر به شمار ميرفت ، اقدام به خروج از برلين نمود و سعي كرد تا فرماندهي رايش سوم را برعهده بگيرد. او در يك فرصت مناسب و قبل از آنكه ارتباطات با پناهگاه برلين قطع شود ، در روز 23 آوريل پيامي را مستقيما به هيتلر ارسال كرد. او در تلگرامي شرم آور دلايل خود را براي فرماندهي رايش سوم بيان كرده بود. او تصميم هيتلر براي باقيماندن در برلين و فرمان او در 29 ژوئن سال 1941 كه در آن ذكر شده بود "در صورتي كه هيتلر به هر دليلي نتواند اموررا اداره كند ، رايش مارشال اداره كامل دولت را در دست خواهد گرفت" را دليل كار خود ذكر كرده بود. گورينگ حتي از هيتلر خواسته بود تا قبل از ساعت 10:00 شب همان روز به درخواست او پاسخ دهد.
گورينگ مشابه چنين پيامي را براي ژنرال Keitel رئيس ستاد ارتش و Ribbentrop وزير امور خارجه فرستاد . قبل از آنكه تلگرام گورينگ واصل شود ، هيتلر مجددا برخودش مسلط شده و در حال طراحي نقشه جديدي براي دفاع از برلين بود. پس از دريافت پيام ، هيتلر به يكي از عصبانيت هاي جنون آميز معروفش فرو رفت. او گورينگ راخائن ناميد و خود را كسي دانست كه دوست قديمي قابل اطمينانش ازپشت به او خنجر زده است. هيتلر با كلمات درشتي تلگرام او را پاسخ داد و فرمانده سابق لوفت وافه را از هرگونه اقدام براي بدست گرفتن قدرت برحذر داشت. او فرمان داد  تا هر چه سريعترژنرال Koller  و ساير مقامات ارشد لوفت وافه را بازداشت كنند.
به اين ترتيب ، لوفت وافه در خطرناكترين دوران حياتش فرمانده خود را از دست داده بود. پس از دستگيري تمام سران لوفت وافه ، هيتلر در همانروز ژنرال Koller را آزاد كرد و ژنرال رابرت ريتر فون گريم Robert von Greim  ، فرمانده سابق ناوگان ششم لوفت وافه را به سر فرماندهي اين نيرو به جاي گورينگ گماشت. در حاليكه تمام اين اتفاقات رخ مي داد ، رايش سوم به سرعت رو به فروپاشيدگي مي رفت. در بعدازظهر 25 آوريل ، دو بازوي ارتش سرخ در غرب برلين به هم ملحق شدند. در همان تاريخ ، يگانهاي پيشرو ارتش هاي روس و آمريكا در كنار رود Elbe به يكديگر پيوستند. با اين اتصال ، تنها راه موجود براي ارتش آلمان براي نقل و انتقال نيرو و تجهيزات از طريق هوا بود. پروازهاي شبانه تنها راه حمل و نقل براي ارتش هراسناك آلمان بود.
با اين وجود لوفت وافه هنوز هم به حملات نااميدانه خود به ستون هاي در حال عبور از رودخانه Oder ادامه مي داد. در بعدازظهر 27 آوريل نيروئي مركب از 7 بمب افكن Mistel و 3 فروند Ju-188 با شركت چند جنگنده Fw-190  به سرپل هاي ارتش روسيه بر روي رودخانه Oder حمله بردند. در حاليكه آنها با هدف نزديك مي شدند ، آتش پر حجم پدافند هوائي روسها به سوي آنها روانه شد. اين يك كشتار بود. در پايان عمليات فقط يك بمب افكن Mistel به همراه يك Fw-190 توانست بازگردد.
همچنان كه اينگونه پروازها ادامه داشت ، تلاشهاي بي منطقي براي رساندن تجهيزات به نيروهاي محاصره شده در برلين صورت مي گرفت. ماموريتي با شركت 6 فروند هواپيماي سبك Fieseler Storch كه با 30 جنگنده ديگر اسكورت مي شدند در پايگان هوائي Rechlin صورت گرفت تا هنگام غروب به سمت برلين پرواز كنند. بدبختانه عمليات شكست خورد. وضعيت نامساعد جوي باعث شكست عمليات شده بود.
در روز 28 آوريل ، 4 هواپيماي Ju-52  پايگاه Rechlin را به سمت برلين ترك كردند. فقط يك فروند هواپيما توانست در ميان آتش سنگين پدافند هوائي خود را به برلين برساند. در روز 29 آوريل ، von Greim خود را به Rechlin رساند تا طرح هيتلر براي انجام يك حمله گسترده هوائي به ارتش سرخ در محدوده برلين را اجرائي كند. متاسفانه در اين زمان فقط قطرات كوچكي از يگانهاي آماده به عمليات در اختيار لوفت وافه قرار داشت. تحولات مداوم در پايگاه هاي هوائي كه عمدتا از سال قبل آغاز شده بود سبب شده بود تا يگانهاي عملياتي اختصاص يافته به آن پايگاه ها نتوانند به ظرفيت كامل سوخت و مهمات مورد نياز دست يابند ، به همين دليل هنگاميكه هيتلر فرمان حمله گسترده هوائي را صادر كرد ، هيچ يگان آماده به عملياتي در لوفت وافه با ظرفيت كامل در دسترس نبود.  
علاوه بر آن نيروي انساني مورد نياز نيز موجود نبود. همانطور كه ارتش آلمان در حال خرد شدن بود تعداد زيادي از يگانهاي لوفت وافه نيز منحل شده بودند. پرسنل اين يگانها به جايگاه هاي خالي در رده هاي مختلف ارتش منتقل شده بودند. ارتش نيز در خطر بود. يگانهاي آن در طول 4 سال نبرد شديد به شدت آسيب ديده بودند. هنگامي كه در 29 آوريل حمله آغاز شد ، به سادگي توسط نيروهاي پرقدرت روس كه برلين را به محاصره درآورده بودند درهم شكسته شد. در خود برلين ، وضعيت به سرعت روبه وخامت گذاشته بود. سوخت و مهمات تقريبا به پايان رسيده و تنها راه براي امداد رساني به دسته هاي كوچك مدافعين كه اكنون در هر گوشه اي از شهر در حال نبرد بودند از طريق هوا ممكن بود. آنچه كه زماني قوي ترين نيروي هوائي جهان ناميده ميشد اكنون قادر نبود تا كوچكترين اقدامي را انجام دهد . در 30 آوريل ، هيتلر درياسالار Karl Donitz را به عنوان جانشين خود در رايش سوم تعيين كرد و سپس اقدام به خودكشي نمود.
از لحظه اي كه Donitz رهبري آلمان را به دست گرفت ، سعي كرد تا هرچه زودتر جنگ را به پايان برساند . او حداقل اين را ميدانست كه بايد پيشروي روسها را كند سازد تا تعداد هر چه بيشتري از مردم آلمان بتوانند خود را به مناطق تحت كنترل متفقين در غرب برسانند. به محض اينكه او مذاكرات تسليم را با آمريكائي ها و انگليسي ها كه بيشتر مقدار از خاك آلمان را در تصرف داشتند آغاز نمود ، دسته هاي نيروي هوائي و زميني خود را كاملا به آنها تسليم كردند. تقريبا تمام نيروهاي لوفت وافه كه قادر به تسليم شدن بودند بلافاصله اين كار را انجام دادند. اما در شرق وضعيت متفاوت بود. يگانهاي زيادي با شدت به مقاومت بر عليه روسها ادامه مي دادند. آن بخش از يگانهائي كه به خطوط متفقين در غرب نزديكتر بودند شروع به حركت به سمت آنها كردند و هرچقدرهم كه مي توانستند ازغير نظاميان را نيزبا خود بردند. پايان كار براي لوفت وافه به سرعت فرا رسيد . پاياني كه طبيعت مقدر كرده بود تا هيتلر را نيز در خود فرو برد.  


[
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب abdolmahdi تشکر کرده اند:
رونین, shola, Mahdi1944, shafagh 2, ac800fr, Mohammad 1985, big-man, aryo barzan, Germanizer, hamed_713, arian3003, apple2009, HORLIKAN


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان