پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی است..

در اين بخش مي‌توانيد در مورد فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم و ... به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Major
Major
پست: 317
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 شهریور 1385, 4:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 236 بار
سپاس‌های دریافتی: 2644 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط su-47 » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 7:07 pm

به نام خدا
تصویربا سلام خدمت دوستانتصویر
مناسب نیست که در یک انجمن علمی طرفین موضوعات را با روش هیجانی واحساسی وغیر مستدل پی بگیرند
قطعا هر نظریه ای از طرف هرکس مطرح شود باید دارای گزاره تجربی صحیح -گزاره عقلی صحیح یا گزاره وحیانی صحیح باشد تا تایید شود
عبارت جناب هاوکینگ را هم باید در این چارچوب بررسی کرد وایشان هم باید دلایلی که ایشان را به این نتیجه رسانده است تشریح کنند تا قوت استدلالشان بررسی شود
برای اینکه منصفانه قضاوت کنیم درباره نظرات دیگران اولا: طبق فرمایش امام علی(ع) "انظر الی ماقال و لا تنظر الی من قال"به گفته بنگر نه گوینده باید عقلانی وصحیح بودن گفته را صرفنظر از اینکه او چه جور شخصیت فکری و.... دارد بررسی کنیم
ثانیا:برای بررسی بهتر باید بدانیم قرار گیری در چه محیط تربیتی-اعتقادی-خانوادگی-اجتماعی سبب رسیدن او به چنان باورهایی شده است؟
ایا گوینده به افراد یا منابع اصیل حقایق ادیان الهی و مخصوصا اسلام دسترسی داشته که ازنگاه انها درمورد موضوعات موردنظر مطلع شود یا
خیر؟ ایا امکان مراجعه داشته ؟
در چه جوی ودر چه محیط فکری زیست میکرده ؟ایا امکان حضور در جوی فرامادی را داشته؟
ایا انگیزه اش حقیقت جویی بوده و به اندازه درک خود از حقیقت این نظریه را داده یا مغرضانه به طرح فرضیه خود اقدام کرده است؟
و........................

درمورد اینکه خداوند چگونه قضاوت خواهد کرد بین یک دانشمند بی دین یا یک دیندار بیسواد و معیوب نباید به حاشیه رفت
این موضوع به بحث مفصل وعمیق احتیاج دارد
لطفا دوستان مواردی را به خدا نسبت ندهند که با عدل الهی تناسب ندارد
متشکرم

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3470
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5878 بار
سپاس‌های دریافتی: 12403 بار
تماس:

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط Solver » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 8:03 pm

در بحث خداشناسی، اگر از منظر فلسفی نگاهی داشته باشیم، لزوم پذیرش وجود خالق پیش نیاز پذیرش بحث معاد و روز رستاخیز است. بنابراین در آنجا که پذیرش وجود خالق نباشد بحث در این مورد دیگر کار خردمندانه ای نیست و ابتدا باید تکلیف اختلاف اول را روشن ساخت.

پس بهتر است اول روشن شود این دانشمند به وجود خالق اعتقاد دارد یا خیر و در مقابل برهان های موجود مثلا در اسلام علیت و نظم و ... چه استدلالی دارد سپس اگر تقاهمی در ماهی خالق به دست آمد در مورد معاد به بحث نشست.

فراموش نکنیم، انیشتین دانشمند بزرگ یهودی جهان چه روزی بود که گفت " امروز فهمیدم این جهان حتماً خالقی دارد. "
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 575
تاریخ عضویت: پنج شنبه 7 دی 1385, 2:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 2851 بار
سپاس‌های دریافتی: 2039 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط MOHAMMAD JAFAR » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 8:54 pm

اولا ایشون از یک دید علوم مادی به قضیه نگاه کرده که خب همه می دانیم که در خود قرآن هم آمده که آخرت چیزی نیست که بشه با علم فیزیک اون رو بدست آورد و... که فکر کنم در قرآن در جایی هست که خدا به حضرت موسی (ع) می گوید که من آخرت را مخفی نگه داشته ام و... (لطفا یک نفر نام سوره و شماره آیه رو بگه ممنون میشم)که منظور از پنهان کردن همان پنهان کردن از دید علوم مادی هست
ضمن اینکه خود بنده چندی پیش با این علم ناقص خود فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که حتی اعوذ بالله اگر بگوییم که خدا وجود ندارد باز هم نمی توان گفت که زندگی پس از مرگ وجود ندارد
چون به فرض اگر بگوییم که انسان بعد از مرگ به کل هم نابود شود باز هم احتمال بسیار بسیار کمی وجود دارد که میلیاردها و بلکه هزاران میلیارد سال بعد همان آدم دوباره ساخته شود که می دانیم وقتی زمان به سمت بینهایت میل کند کوچکترین احتمال ها هم شدنی می شوند! البته همونطور که MiimA, هم گفتند اعتقاد به آخرتی که در قرآن بحث آن هست و ما آن را قبول داریم مسلما مستلزم اعتقاد به وجود خدا است.

ما همه می دانیم که همین وجود داشتن ما یا ضمیر خود آگاه ما که می بینیم و می شنویم و فکر می کنیم فقط به کار کردن یک سری سلول مغزی نیست و آنچیزی که "من" ، "تو" و "او" را می سازد چیزی نیست که مادی باشد بلکه یک چیز فرامادی هست که در راس دستگاه عصبی و نرون ها قرار دارد
البته منظورم همون اصل دیدن و شنیدن آنها هست که فکر کنم هر آدمی بتونه به این نتیجه برسه که مثلا تحریک شدن یک سری سلول عصبی و نقل و انتقال یونها و .... کجا و اون دیدن و شنیدن و اصل و اساس ادراک ما کجا!
و کسی هم نمی تواند به وجود روح با علم پزشکی و زیست شناسی دست پیدا کند بلکه با یک مقدار تفکر در نظام آفرینش و در "خود" (سیر آفاق و انفس) و دور شدن از تفکرات مادی (بیشتر منظورم حرص دنیا زدن و اینجور چیزها هست نه علوم مادی)به آن می توان دست پیدا کرد همان خود شناسی که به بیان امیرالمومنین علی (ع) بزرگترین علمها و عبادتهاست.

البته، نسبت دادن کلمه "کافر" به ایشان شاید صحیح نباشه چون کافر بیشتر معنی کسی را می دهد که حقیقت را می داند ولی به خاطر آنچه که "هوای نفس" گفته می شود انکار می کند که بدترین نوع بی ایمانی است.
و کفر به آخرت هم مسلما اینطور نیست که یک نفر از روی نادانی فقط بگوید که من به وجود آخرت عقیده ندارم و بعد از مرگ صاف به جهنم برود
بلکه منظور کسانی هستند که ضمن انکار وجود آخرت و مخصوصا "محاسبه اعمال" خود را از هر قید و بندی آزاد می دانند و دست به هر عمل زشت و ناپسندی می زنند و حق دیگران رومی خورند و..

ضمنا خطاب به دوستانی که به ایشان به خاطر عقیده اش توهین می کنندمی گویم که پیامبر(ص) حدیثی دارند که کلیتش رو می دونم که گفتند که قضاوت در مورد بهشتی یا جهنمی بودن افراد از بدترین کارها است.

حال خود دانید که آیا ارزش دارد که برای تقبیح فردی که ممکن است علی رغم نظر شما بهشتی شود خودتان.....
پيامبر گرامي اسلام (ص) فرموده اند:
الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم.

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3470
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5878 بار
سپاس‌های دریافتی: 12403 بار
تماس:

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط Solver » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 9:22 pm

 ،

واقعا بد است که ما با این پیش فرض بحث کنیم که ایشان اشتباه میکند و موضوع بحث را به بهشتی یا جهنمی بودن ایشان و ... منتقل کنیم.

باید با این نگرش مطلب را دنبال کنیم که اصلا شاید ایشان درست بگوید! البته این به معنای باختن باورها نیست، بلکه در عین ثبات عقیده آماده پذیرش عقاید جدید باشیم.

امام علی در همین باب یک جواب جالب داشتند و آن مسئله احتیاط است. دقیق خاطرم نیست روایت چی بود اما ایشان در همین باب به فردی بدون آنکه بحث زیادی بکنند تنها برای اون شخص ثابت کردند که شرط احتیاط این است که چینن حالتی را در نظر بگیریم و رعایت اصول احتیاط هم کاری عقلانیست! و به این ترتیب یک راه دیگر هم وجود دارد و آن تکیه بر همین اصل احتیاط است! اینکه آمدیم و این مسائل واقعیت داشت و ما قرار باشد بازگشت اعمال خودمان را ببینیم، آن وقت چه؟ آیا عقل حکم نمیکند جانب احتیاط را رعایت کنیم؟ البته بحث امام علی کمی مفصل تر از این دو سوال بود که من خلاصه گفتمش.
 
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 بهمن 1387, 1:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط pedmehr » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 9:47 pm

MiimA نوشته شده:در بحث خداشناسی، اگر از منظر فلسفی نگاهی داشته باشیم، لزوم پذیرش وجود خالق پیش نیاز پذیرش بحث معاد و روز رستاخیز است. بنابراین در آنجا که پذیرش وجود خالق نباشد بحث در این مورد دیگر کار خردمندانه ای نیست و ابتدا باید تکلیف اختلاف اول را روشن ساخت.

پس بهتر است اول روشن شود این دانشمند به وجود خالق اعتقاد دارد یا خیر و در مقابل برهان های موجود مثلا در اسلام علیت و نظم و ... چه استدلالی دارد سپس اگر تقاهمی در ماهی خالق به دست آمد در مورد معاد به بحث نشست.

فراموش نکنیم، انیشتین دانشمند بزرگ یهودی جهان چه روزی بود که گفت " امروز فهمیدم این جهان حتماً خالقی دارد. "


میلاد جان استیون هاوکینگ هم تا چند سال پیش جملاتی در مورد وجود خالق برای جهان به این گستردگی گفته بود . من شخصا یک کتاب در ارتباط با نیازمند بودن هستی به خدا خوندم که فصلی از اون مربوط به اعتقاد خدا در میان دانشمندان بزرگ و نوابغ بود و جملات ستایش خدای استیون هاوکینگ هم گل سر سبدش! پس مطمئنا نظر شخصی مثل هاوکینگز برعکس تفکر بچهگانه بعضی از کاربران بسیار مهم و با ارزش هست ... همونطور که شما الان از خداشناس بودن انیشتین ( که البته در موردش بحث هست ) برای دفاع از موضعتون استفاده کردید .

استیون هاوکینگز در کتابش به نام " طرح عظیم " یا the grand desgin جهان رو بی نیاز به وجود خدا دونسته ( امیدوارم دوستان فرقش رو با نفی متوجه باشند ) و مطمئنا هم برهان و منطقی برای حرفهای خودش داره ( البته من هنوز موفق به خوندن کتابش نشدم ) .

به هر حال این نظرات سبک و نسنجیده ای که زده میشه مطمئنا تاریکی رو در دل این افراد نشون میده نه خداشناسیشون رو .
در روح و جان من میمانی ای وطن

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4268
تاریخ عضویت: سه شنبه 23 اسفند 1384, 1:14 pm
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6670 بار
سپاس‌های دریافتی: 12007 بار
تماس:

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط Mohammad 1985 » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 10:41 pm

ببخشید !!! یعنی اینکه هر کی فلجه یا دچار مشکلات جسمی و ... هست دلیلش اینه و حقشه ؟
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

Major I
Major I
پست: 686
تاریخ عضویت: پنج شنبه 22 مهر 1389, 7:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 822 بار
سپاس‌های دریافتی: 1585 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط saeedjiji » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 11:22 pm

نظر هر کسی برای خودش محترمه

بی احترامی شایسته شیعه امیرالمومنین (ع) نیست،
تصویر

نمیدونی که قبل از رفتن من , چه مردایی که رفتن برنگشتن

چشای خیلیا از عشق تر شد , دلهاشون به خدا نزدیکتر شد

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 7014
تاریخ عضویت: سه شنبه 26 آذر 1387, 4:20 pm
سپاس‌های ارسالی: 9183 بار
سپاس‌های دریافتی: 21046 بار
تماس:

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط sinaset » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 11:29 pm

MOHAMMAD JAFAR نوشته شده:البته، نسبت دادن کلمه "کافر" به ایشان شاید صحیح نباشه چون کافر بیشتر معنی کسی را می دهد که حقیقت را می داند ولی به خاطر آنچه که "هوای نفس" گفته می شود انکار می کند که بدترین نوع بی ایمانی است.
و کفر به آخرت هم مسلما اینطور نیست که یک نفر از روی نادانی فقط بگوید که من به وجود آخرت عقیده ندارم و بعد از مرگ صاف به جهنم برود
بلکه منظور کسانی هستند که ضمن انکار وجود آخرت و مخصوصا "محاسبه اعمال" خود را از هر قید و بندی آزاد می دانند و دست به هر عمل زشت و ناپسندی می زنند و حق دیگران رومی خورند و..
ضمنا خطاب به دوستانی که به ایشان به خاطر عقیده اش توهین می کنندمی گویم که پیامبر(ص) حدیثی دارند که کلیتش رو می دونم که گفتند که قضاوت در مورد بهشتی یا جهنمی بودن افراد از بدترین کارها است.
حال خود دانید که آیا ارزش دارد که برای تقبیح فردی که ممکن است علی رغم نظر شما بهشتی شود خودتان.....

سلام بر اقا محمد جعفری عزیز.تصویر
محمد جان ، خدواند در قران کریم فرموده ، که انسان ها یا جهنمی هستن یا بهشتی ، یا در راه راست هستن یا یا راهی غیر از راه راست .(غیر از این دو راه هرگز راه دیگر وجود ندارد )

بعدشم فطرت (وعقل) چیزی نیست که بشه به راحتی انکارش کرد ، مثل اینکه من دست یا پا داشته باشم ، ولی سر لج و لج بازی بگم ندارم !!!
*
قضاوت در رابطه با بهشتی یا جهنمی بودن افراد کار صحیح نیست ، درست .
ولی کسی که خدا را انکار می کند و داره اندیشه خودش را با برنامه رواج می دهد ، یعنی قصد دشمنی با خدا را دارد (در واقعه شخص داره جهاد اکبر می کنه، البته از نوع ضدیت با دین)
کسانی که پس از مرگ را افسانه می داند ، دقیقا مثاله افرادیست که در قران می گفتن:

سوره المومنون ایات 82 و 83

گفتند آيا چون بميريم و خاك و استخوان شويم آيا واقعا باز ما زنده خواهيم شد
درست همين را قبلا به ما و پدرانمان وعده دادند اين جز افسانه‏هاى پيشينيان [چيزى] نيست


تاریخ همیشه در حال تکرار است محمد جان
ولی همیشه پند گیرنده کم بوده
یک حدیث در رابطه با تفکر داریم
"یک لحظه تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است"
( البته عبادت حتما باید سر جایی خودش باشد )
خداوند هم بارها در قران فرموده ، که بی اندیشید ، تفکر کنید ...

تقدیم به شما که دل پاکی داری و همچنین باقی دوستانتصویر تصویر
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3470
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5878 بار
سپاس‌های دریافتی: 12403 بار
تماس:

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط Solver » سه شنبه 27 اردیبهشت 1390, 11:41 pm

  نیاز بودن جهان به خالق، در عمق معنا همان اسلام است! :-o

البته این یک تفسیر شخصی از جمله نبوده و قصد تحریف مقصود نمیباشد بلکه تنها وصف متفاوتی است به علت دانش متفاوت. نخواستم واژه برتر را در موردش به کار ببرم.

بزارید یک اشاره داشته باشم به برخورد یک عارف و دانشمند تا بهتر موضوع روشن شود:

شاید مناظره ابوعلی سینا و ابوسعید ابولخیر و بحث های پیرامونش را شنیده باشید. هم دوره بودن یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ با یکی از بزرگترین عارفان تاریخ از آن ماجراهایی است که به ندرت اتفاق بیوفتد. پس از ساعت ها بحث نظر طرفین را در مورد یکدیگر جویا شدند که ابن سینا گفت درباره ابوسعید گفت " آنچه ما میدانیم او می بیند"، سپس ابوسعید را از چند و چون ابن سینا جویا شدند گفت " در تمام دورنا سیر سلوک به هر مرحله که وارد میشدم فرد کوری را میدیدم که عصا زنان راه یافته و پیش می آید! امروز فهمیدم ابوعلی سینا همان فرد کور است"

ورود از دریچه علم به رمز و راز هستی و کشف واقعیت های پیش و پس از آن ناممکن نیست، اما باید پذیرفت حاصل این پژوهش ها میشود مانند همان وصفی که ابوسعید از ابن سینا داشت. به همین جهت گاه ما شاهد تعاریفی شگفت آور از برخی واضحات از طرف جویندگان علمی مسیر زندگانی هستیم که ریشه آن همان نابینا بودن ایشان است.

در تعریفی از اسلام آمده داریم:

اسلام یعنی دین "ترها" . در این دین کمال خواهی الگو است و برترین ها مقدس. اکثر واژه های اسلامی از جمله معبود آن، در معنا صفت تر را به همراه خود میکشند. پیش از اسلام معبود را با واژه له (خدا) می خوانند و اسلام مردم را به پرستش الله (خدا تر) دعوت کرد. حتی در وصف این الله جای "کبیر" (بزرگ) از "اکبر" یعنی "بزرگ تر" استفاده شده است. حتی در حداقل ها واژه اصغر به کار رفته و ...

بحث بالا را برای این وسط کشیدم که بگم:

در یک دین مثل اسلام، استفاده از این "تر ها" میشد به شکل، "ترین" باشد که در ظاهر تفاوت معنای چندانی ندارند. اما با کمی دقت در خواهیم یافت، ما در محاسبات خود میتوانیم مثلا بزرگترین یا کوچکترین را به عنوان داده به حساب آوریم نه مجهول. اما وقتی گفته شده باشد بزرگ تر یا کوچک تر ما در خواهیم یافت حدود را نداریم، چه حداقل را و چه حداکثر را. اینجاست که به موجب این حدود نامشخص انسان تسلیم تابعی خواهد شد که حد آن را از هیچ سمتی ندارد. این تابع همان نظام حاکم بر سرتاسر جهان هستی است.

این شیوه استدلال و هدایت اسلام، بسیار نزدیک است به استدلال آن دسته از دانشمندان که بر عدم نیاز به خالق اعتقاد دارند و گفته اند این جهان بر اساس یک سری توابع در حال اداره شدن است و پیشرفت آن نیز تحت کنترل این توابع بوده است نه یک اراده فرا طبیعی.

اما اگر این افراد با عرفان آشنا شوند، در خواهند یافت در ادیان منظور از خدا یک جاندار یا موجود خاص نیست! بلکه همین قوانین هستند که خدا و معبود هستند و ضمناً چون وحدت این قوانین مورد پذیرش است، میتوان اثبات کرد که اراده در کار است که اینجا بحثش را منحرف تر نمیکنم. این اراده همان خالق ماست که به محض اراده آنچه هستش لازم است را هست میکند و بالعکس! کاری که در نظر آن دسته از دانشمندان توسط توابع در حال اجراست. و البته این همان مسیریست که گفته شد رسد آدمی به جایی که جز خدای نبیند.

با توضیحات شما، بنده در نظر این دانشمند نه تنها نشانه ای از کفر نمیبینم که نوعی سیر سلوک را مشاهده میکنم. البته یک نکته است که آیا بیان آنچه انسان اندیشه میکند همواره صحیح است یا خیر باید گفت خیر و بنده بر بیان نظریه توسط ایشان اشکال می بینم. به قول شیخ سخن را راست باید، هر راست را گفتن نشاید! و اشاره دارم به ابتدای فیه ما فیه مولوی و بحثش در مورد عدم نشر آنچه از حقیقت درک کرده ایم در نزد آنان که درکش را ندارند. 
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1628
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 مهر 1388, 11:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 14387 بار
سپاس‌های دریافتی: 14934 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط oweiys » چهار شنبه 28 اردیبهشت 1390, 12:10 am

سلام

بلکه همین قوانین هستند که خدا و معبود هستند

بی نیاز بودن جهان به خالق، در عمق معنا همان اسلام است

 
حرف شما نظریه اسپینوزا است که خدا خیمه شب باز نیست ، اما باید درک کرد که خدا قوانین نیست بلکه قوانین همان طور که در قرآن آمده

سنت های خدا هستند.


البته شفاف مشخص نشده که هاوکینگ چه گفته اما انکار معاد بخش عظیمی از خداشناسی رو هم شامل میشه ... و اگه بحث نفی خالق

در میون باشه باید گفت :


  یافت می‌نشود گشته‌ایم ما گفت آنکه یافت می‌نشود آنم آرزوست ....
__________________________________

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي (ع)

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط noora » چهار شنبه 28 اردیبهشت 1390, 2:33 am

MiimA نوشته شده: 
با توضیحات شما، بنده در نظر این دانشمند نه تنها نشانه ای از کفر نمیبینم که نوعی سیر سلوک را مشاهده میکنم. البته یک نکته است که آیا بیان آنچه انسان اندیشه میکند همواره صحیح است یا خیر باید گفت خیر و بنده بر بیان نظریه توسط ایشان اشکال می بینم. به قول شیخ سخن را راست باید، هر راست را گفتن نشاید! و اشاره دارم به ابتدای فیه ما فیه مولوی و بحثش در مورد عدم نشر آنچه از حقیقت درک کرده ایم در نزد آنان که درکش را ندارند. 


کاملا با گفته شما موافقم تصویر

به نظر من مرزی بین ایمان و کافری وجود نداره و انسان همواره در شک است و همین شک که اون را به سمت کمال می بره و تبدیل می شه به یقین!، سیر وسلوک راه پر و پیچ و خمی است ولی طی کردنش خیلی بهتر از رد شدن از این راهه !

و به قول استاد فلسفه ، همیشه سعی کنید، امکان هر چیزی را بدید و ظرف ادراکتون اونقدر پر نباشه که اگر نظری مخالف نظر شما بود ، اون را سریع ردش کنید و بگید اشتباهه!، ممکن بودن یک چیزی نه به معنی تایید آن هست و نه به معنی رد آن !

..........

تصویرتصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 30
تاریخ عضویت: جمعه 18 تیر 1389, 8:19 pm
سپاس‌های ارسالی: 18 بار
سپاس‌های دریافتی: 55 بار

Re: پرفسور استفان هاوکینگ: زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی ا

پست توسط alpacino67 » چهار شنبه 28 اردیبهشت 1390, 10:51 am

اگه بخواهيم بيطره نگاه كنيم اگه خلاف نظر هاوكينگ رو داشته باشيم نياز به اثبات داره چون از لحاظ فكري كه خدا به انسان داده وجود معاد بعيد تر از وجود نداشتنشه البته من هم مثل همه شما اميدوارم كه انسان در دنيايي ديگه به آرامش برسه
از نظر انسان ها سگ ها حیواناتی با وفا و مفید هستند...ولی از نظر گرگ ها، سگ ها گرگ هایی بودند که تن به بردگی داده اند تا در آسایش و رفاه زندگی کنند.."ارنستو چگوارا"
[FONT=Microsoft Sans Serif]live  [FONT=Microsoft Sans Serif]free [FONT=Microsoft Sans Serif] or  [FONT=Microsoft Sans Serif]die [FONT=Microsoft Sans Serif] hard 

قفل شده

بازگشت به “فيزيک”